حجت بن الحسن العسکری (۴)

حجت بن الحسن العسکری (۴)

امام، مایه فیض و برکت
امام، واسطه فیض است. همواره توجه او به سوی آدمیان است و بهارآفرین و زندگی‌بخشی است. در زیارت شریف آن حضرت غایب از نظر، مهدی موعود(علیه السّلام) می‌خوانیم: «السّلام علی ربیع الأنام و نضره الأیّام؛ سلام بر بهار مردم و خرّمی روزگاران».[۱۲] به سبب وجود گرامی او، خداوند به جهانیان روزی می‌دهد و آسمان و زمین، به احترام او بر پاست: «و بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبتت الْارض و السَّماء».[۱۳] دل او، دل بیداری است که همواره به یاد دوستان است و درد و رنج آنان را احساس می‌کند. او تجلّی رحمت واسعه خداوندی است: «همانا رحمت پروردگارتان بر هر چیزی وسعت دارد و من، همان رحمت پروردگارم».[۱۴] وجود مقدس حضرت حجت(علیه السّلام) میان انسان‌ها، منبع برکت، دانش، درخشندگی، زیبایی و همه خیرات است. برکات وجود او و پرتو انوار وجود او، در همه دوران به بشر می‌رسد. این خورشید معنوی و الهی، واسطه زمین و آسمان است. او هرگز شیعیان خود را از یاد نمی‌برد و در رفع مشکلات فردی و اجتماعی مؤمنان کوتاهی نمی‌کند. از سخنان ملکوتی حضرتش که نشان دهنده همراهی خالصانه ایشان با بندگان خداست، این است که: « ما از شادمانی‌تان، شاد می‌شویم و در اندوهتان غم‌گساریم».[۱۵] چه بسیارند افرادی که هنگام گرفتاری‌ها به ایشان توسل جسته‌اند و مشکلشان حل شده است. ایشان در غیبت، همچون خورشیدی است که پشت ابرها پنهان است، ولی مردم از نور وجودش هماره بهره‌مندند. در سخنی نغز از امام زمان(علیه السّلام) روایت شده است:«چگونگی سودرسانی من در زمان غیبتم، مانند سودرسانی خورشید است زمانی که ابرها آنها را از چشم‌ها پنهان سازند و من ایمن‌دهنده اهل زمینم، همچنانکه ستارگان، ایمن دهنده اهل آسمانند».[۱۶]

صفات امام
عظمت مقام امامت، ایجاب می‌نماید، کسی که حائز آن می‌شود از بالاترین صفات کمالی برخوردار باشد زیرا امامت، جایگاه راهبری، هدایت و نیابت رسول اللّه(صلّی الله علیه و آله و سلّم) است. به همین دلیل، درباره کسی که به این مقام راه می‌یابد، ویژگی‌های ممتازی بیان شده است و لذا هر کس در پی کسب شناخت امام باشد، ناگزیر از جست‌وجوی این ویژگی‌هاست و هرکس واجد آن باشد، امام خواهد بود و در غیر این صورت، نه.
در کتاب امام مهدی(علیه السّلام)؛ ردّی بر مدعیان امامت آمده است:
«… پس میان ایشان و برادران، پسرعموها و همه خویشاوندانشان تمایزی آشکار قرار داده شده که به واسطه آن حجت ‌‍[خدا] از احتجاج‌شدگان و امام از مأموم بازشناخته می‌‌شود. از جمله اینکه آنان را در برابر گناهان عصمت بخشیده، از عیب‌ها به دور، از آلودگی‌ها پاک، و از شبهات عاری ساخته و ایشان را نگاهبانان علم‌اش، امانتداران حکمت‌اش و جایگاه سرّش قرار داده و به وسیله برهان‌ها حمایت‌شان نموده است. در حالی که اگر چنین نبود، همه مردم با هم یکسان بودند و هر کسی می‌‌توانست مدّعی امر خدا باشد».[۱۷] حضرت امیرالمؤمنین، امام علی(علیه السّلام) در روایتی می‌فرمایند:
امامی که شایسته مقام امامت باشد، نشانه‌هایی دارد: از جمله اینکه، اول، می‌داند که معصوم از گناه کوچک و بزرگ آن بوده، نیازمند پرسش نشده، در پاسخ‌گویی به خطا نرفته، سهو و فراموشی نداشته، و به چیزی از امور دنیا سرگرم نمی‌شود. دوم، عالم‌ترین انسان‌ها نسبت به حلال و حرام، اجرای احکام، و امر و نهی خداوند و همه آنچه انسان‌ها به خدا نیاز دارند می‌باشد، مردم نیازمند اویند و او از آنان بی‌نیاز. سوم، می‌باید که شجاع‌ترین انسان‌ها باشد، زیرا او گروه (محور) مؤمنان است که به سوی او بازمی‌گردند، اگر از فرط خستگی و کندی شکست یابد، همه انسان‌ها به سبب شکست او، متلاشی شوند. چهارم، می‌باید سخی‌ترین انسان‌ها باشد، هر چند همه اهل زمین بخل ورزند؛ چون اگر حرص و آز بر او مستولی شود، نسبت به اموال مسلمین که تحت اختیار اوست آزمندانه عمل خواهد کرد. پنجم، عصمت از جمله گناهان، که به وسیله آن از پیروان که غیر معصوم‌اند ممتاز شده، زیرا اگر معصوم نبود، از ورود به هلاکت‌گاه‌های گناهان کشنده و شهوت‌ها و لذات نفسانی، که مردم در آن واقع می‌شوند، ایمن نبود».[۱۸] حضرت امام صادق(علیه السّلام) نیز فرمودند:
ده خصلت، از ویژگی‌های امام است: عصمت، نصوص، و اینکه عالم‌ترین مردمان، پرهیزکارترین‌شان نسبت به خدا، آگاه‌ترینشان نسبت به کتاب خدا، جانشین و وصیّ معروف و آشکار (امام پیشین)، و دارای معجزه و نشانه است. دیده‌اش به خواب می‌رود ولی قلبش نمی‌خوابد، سایه ندارد و از پشت سرش مانند پیشِ رویش می‌بیند.[۱۹] تردیدی نیست که این‌ موارد و دیگر ویژگی‌ها بر امامان دوازده گانه(علیه السّلام) پس از رسول‌الله(صلّی الله علیه و آله و سلّم) منطبق است.
رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در روایتی چنین فرمودند:
«خداوند عزوجل به ما، ده خصلت اختصاص داده که آنها را به احدی قبل از ما عطا نفرموده بود و در احدی غیر از ما وجود ندارد: حکم (فرمان الهی)، حلم، علم، نبوت، جوان‌مردی، شجاعت، میانه‌روی، راستی، پاکی و پاک‌کنندگی، و عفت فقط در ما وجود دارد. و ما کلمه پرهیزکاری، راه هدایت، والاترین نمونه، بزرگ‌ترین دلیل، محکم‌ترین دست‌آویز، و ریسمان نیرومندیم. ما کسانی هستیم که خداوند به مودت ما امر فرموده است.

امام مهدی (علیه السّلام) شفاعت کننده امت
در مناقب خوارزمی به نقل از «سعد بن بشیر» از امیرالمؤمنین(علیه السّلام) آمده است که پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند:
من در کنار حوض (کوثر) بر شما وارد می‌شوم و تو ای علی ساقی آن، و حسن دفاع‌کننده از آن، و حسین دستور دهنده، و علی بن حسین (کسی) که به سوی آن قدم می‌نهد و محمد بن علی، ناشر رحمت حقّ، و جعفر بن محمد سبقت‌گیرنده، و موسی بن جعفر احصاکننده تعداد دوستداران و دشمنان و سرکوب‌کننده منافقان، و علی بن موسی زیور و زینت مؤمنان، و محمد بن علی اهل بهشت را به درجاتشان می‌رساند، و علی بن محمد برای شیعیانش خطبه خوانده حورالعین را به شیعیان تزویج می‌کند، و حسن بن علی چراغ روشنی‌اهل بهشت، و مهدی شفیع آنها در روز قیامت است. در آنجاست که اذن داده نمی‌شود مگر برای کسی که خدا بخواهد و بپسندد.
در همان کتاب به نقل از سلمان آمده است که:
نزد پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) رفتم، و حسین بن علی(علیه السّلام) را در آغوش او دیدم که چشمانش را می‌بوسد و دهانش را می‌بوید و می‌گوید:
تو، سروری هستی که پدر و برادر و فرزندان تو نیز سرورند، تو پیشوا و پسر پیشوا و برادر پیشوایی، و پدر پیشوایان نیز هستی، تو حجّت الهی و فرزند و برادر حجّت الهی هستی، فرزندان تو نیز حجّت الهی هستند که نهمین آنها قائم آنان است.۱(عسکری: «خوارزمی» آن را در کتاب خود مقتل الحسین(علیه السّلام) و «ابراهیم محمد حموینی شافعی» در آخر جزء دوم کتاب فرائد السمطین با اندک تفاوت در بعضی از عباراتش نقل کرده‌اند. و نیز در کتاب خود به نام المهدی الموعود عند الجمهور در باب دوازدهم از آن و در کتاب ینابیع الموده، تألیف شیخ سلیمان حنفی، ص ۴۸۷ نقل شده است.)

دردناکترین مصیبت حضرت حجت(عج)
در واقعه حادثه خونبار کربلا مصائب بسیاری بر سالار شهیدان و اهل بیت ایشان وارد آمد که هر یک از دیگری دردناک تر است. اما در این میان مصیبت اسارت اهل بیت از همه سخت تر است.
حاج ملا سلطان علی روضه خوان تبریزی که از جمله عباد و زهاد بود، نقل کرد:
در عالم رؤیا به حضور حضرت بقیه الله ارواحنا فداه مشرف شدم و خدمت ایشان عرض کردم: مولای من، آنچه در زیارت ناحیه مقدسه ذکر شده است که می فرمایید: «فلأ ندبنک صباحاً و مساءً و لأ بکین علیک بدل الدموع دماً»، صحیح است؟
فرمودند: بلی صحیح است. عرض کردم: آن مصیبتی که در آن به جای اشک خون گریه می کنید، کدام است؟ آیا مصیبت حضرت علی اکبر است؟ فرمودند: نه، اگر علی اکبر زنده بود، در این مصیبت او هم خون گریه می کرد.
گفتم: آیا مصیبت حضرت عباس است؟
فرمود: نه؛ بلکه اگر حضرت عباس علیه السلام در حیات بود، او هم در این مصیبت خون گریه می کرد.
عرض کردم: لابد مصیبت حضرت سید الشهداء علیه السلام است.
فرمود: نه، حضرت سید الشهداء علیه السلام هم اگر در حیات بود، در این مصیبت، خون گریه می کرد.
عرض کردم: پس این کدام مصیبت است که من نمی دانم؟ فرمودند: «آن مصیبت، مصیبت اسیری حضرت زینب علیها السلام است.»

راه‌های جلب توجّه امام زمان(علیه السّلام)
جلب توجّه مهدی فاطمه(علیه السّلام) راه دارد. خدا می‌داند امام زمان خیلی رؤف‌اند و زود می‌شود توجّه‌شان را جلب کنیم. سلام، جواب دارد، بی‌جواب نیست. اگر کسی جدّی به کسی سلام کرد، جواب هم می‌شنود. ما در نمازهایمان، دستِ کم، روزی پنج مرتبه می‌گوییم:
«السّلام علینا و علی عبادالله الصّالحین» آیا امام زمان هم این سلام را در نمازشان می‌فرمایند یا نه؟ بله! امام زمان هم این سلام را می‌فرمایند و به بندگان صالح خدا، سلام می‌دهند. حضرت به [همه] واجبات و متسحبّات عمل می‌کنند. اصلاً سلامِ کامل و تمام عیار را حضرت(علیه السّلام) می‌دهند. این «السّلام علینا و علی عبادالله الصالحین، یعنی چه؟ یعنی سلام بر ما و همه بندگان صالح خدا! یک وقت است من و شما این سلام را می‌گوییم، یک وقت امام زمان(علیه السّلام). پس بندگان صالح در همین دنیا مشمول سلامِ حضرت ولی‌عصر(علیه السّلام) می‌شوند.
اگر ما به امام زمان(علیه السّلام) دعا کنیم، حضرت هم به ما دعا می‌کند. دعای امام زمان مُستجاب است از خدا بخواهیم «اللهمّ هب لی رأفته و رحمته و دعاه…»۵؛ خدایا مرا مشمول رأفت، رحمت، و دعای امام زمان(علیه السّلام) قرار بده»!
روشن شدن قلب‌ها و طهارت دل‌ها که بر اثر محبّت خدا می‌آید، به واسطه اتصال و پیوند به مقام ولایت است و راه آن توجّه است؛ توجّه مداوم. باید بگویم انسان بدون متوسّل شدن به حجّت وقت، هیچ کاری نمی‌تواند بکند. اگر ارتباط بر قرار شد قلب نور می‌گیرد و انسان با نور و چراغ بهتر پیش می‌رود. انسان متوسّل با نور ولایت پیش می‌رود هر موجود ضعیفی حتماً باید تکیه‌گاهی و پناهگاهی داشته باشد که از او استمداد کند. انسان هم، چون ضعیف آفریده شده حتماً باید در همه مطالب معتصم به حق و اولیای حق و معتصم به امام زمان(علیه السّلام) باشد. امام زمان قدرتمندترین قدرتمندان در عالم امکان است، واسطه فیض خداست، تمام فیض‌ها به وساطت او باید افاضه شود. خدا از مجرای امام زمان(علیه السّلام) خواسته است که مردم با او ارتباط داشته باشند. انسان اگر خواست با خدا و مقام ولایت اتّصال پیدا کند، راه آن آسان است. خیلی آسان، و آن توجه به خداست، توجّه هم [امری] اختیاری است. همان لحظه که حقیقتاً در سرّ و قلبش به یاد خدا می‌افتد، همان لحظه که توجه به امام زمان(علیه السّلام) پیدا می‌کند، همان وقت، سیم متصل می‌شود. و روح مطلب و اساس کار همین برقراری ارتباط با خدا و اولیای خداست.
به قول آن آقایی که مرحوم شده و به خواب کسی آمده و گفته بود: «شما هم مثل من عمل کنید تا بعد از مرگ خوشتان باشد»، پرسیده بود: چه کار کنم؟ گفته بود: پیوندتان را با امام زمان(علیه السّلام) قرص و محکم بکنید، توسّلات شما به امام زمان(علیه السّلام) قطع نشود.
دو چیز را هم اسم برده بود که یکی از آن دو که الان در ذهنم هست، نماز توسل به امام زمان(علیه السّلام) بود که این نماز را حتماً بخوانید؛ مثل اینکه خود آن مرحوم این برنامه را داشته، آن دیگری را فراموش کرده‌ام.
ولایت دو بُعدی است: از خصوصیات اهل تقوا این است که ولایت آنها دو بعدی است؛ یعنی به واسطه جذب محبّت و ولایت، دو طرف نسبتِ به هم علاقمند می‌شوند. یعنی اگر شخصی متّقی و شیعه واقعی دوستدار امام زمان خودش باشد، محال است که امام زمان او را دوست نداشته باشد. لذا می‌بینیم که ائمه(علیه السّلام) نسبت به آنهایی که واقعاً اهل تقوا بودند چقدر اظهار محبّت می‌کردند و چقدر آنها را دوست داشتند. معامله‌هایی که با آنها می‌کردند که کاشفِ از این است که امام حدّ اعلای محبّت را نسبت به آنها داشته‌اند؛ مثلاً سیّد بحرالعلوم یکی از قضایایش که مولای سلماسی نقل می‌کند این است که می‌گوید:
یک روز در مجلس درس سیّد، یکی از حاضرین سئوال کرد: «آیا در [عصر] غیبت امکان دارد کسی تشرّف حاصل بکند؟ سیّد سرش را زیر انداخت، گویا با خودش صحبت می‌کرد، سپس گفت: «ما اجیب له و قد ضمنّی ـ صلوات الله علیه ـ الی صدره؛۶ من به این آقا چه پاسخی بدهم و حال آنکه حضرت مرا به سینه خود چسباندند.
تا محبّت نباشد چنین چیزی می‌شود؟ این چقدر عنایت است؟ چقدر لطف است؟ چقدر سیّد را دوست می‌دارند که او را به سینه خود می‌چسبانند؟
سیّد بحرالعلوم آن‌قدر به حضرت(علیه السّلام) نزدیک بوده که از اصحاب سرّ و مخزنِ اسرار آن حضرت بوده است. همه ائمه(علیه السّلام) اصحاب خاصّ و اصحاب سِرّ داشته‌اند. در هر زمان عدّه‌ای بوده‌اند که روابط خصوصی با ائمّه(علیه السّلام) داشته‌اند تا حدّی که صندوقچه سرّ امام می‌شوند. حالا هم همین‌طور است. مرحوم حاجی نوری صاحب نجم‌الثاقب می‌گوید: «اگر بخواهیم قضایای مرحوم بحرالعلوم(ره) را جمع کنیم، خودش کتابی می‌شود». یعنی این‌قدر ایشان تشرّف داشته‌اند.

از امام زمان(عج) چه بخواهیم؟
قصه‌هایی هست از تشرّفات افرادی که فکرشان کوتاه بوده و از امام پول، زن، سلامتی و امثال آن را می‌خواسته‌اند. اینها همه خوب است. ولی چرا انسان از حضرت آن چیزی را که خود آن حضرت از خدا می‌خواهد طلب نکند؟ به همین دعای حضرت در ماه رجب توجّه کنید، حقیقتاً برای ما آموزنده است، ما هم همین‌ها را از خدا بخواهیم «و احتم لی فی قضائک خیر ما حتمت؛ از قضاهای خودت، بهترینش را برای من تقدیر فرما».
«و اختم لی بالسعاده فیمن ختمت؛ مرا از کسانی قرار بده که امرشان را در این ماه به سعادت ختم می‌فرمایی». «و احینی ما أحییتنی موفوراً و أمتنی مسروراً و مغفوراً؛ زنده‌ام بدار در حالی که از الطاف و رحمت‌هایت، حظّی وافر داشته‌ام و بمیرانم در حالی که مسرور و آمرزیده‌ باشم». «واجعل لی إلی رضوانک وجنانک مصیراً؛۷ برایم راهی به بهشت و رضوان خودت مقرّر فرما».
او رضوان و رضای خدا را می‌طلبد. ما هم همین‌ها را بطلبیم که هیچ چیز بالاتر از رضای خدا و بالاتر از محبّت خدا و اولیای خدا وجود ندارد.
از امام زمان(علیه السّلام) بخواهیم که برایمان استغفار کند.یکی از چیزهایی که خیلی مهم است، استغفار است. استفغار، پوشاننده سیّئات است. اگر طلبِ مغفرت جدّی باشد منجر به مغفرت می‌شود. یک وقت انسان خودش استغفار می‌کند، یک وقت دیگران برایش استغفار می‌کنند، رفقا برایش استغفار می‌کنند، آن هم مؤثر است امّا راه سومی هم وجود دارد که بهتر از دو راه قبلی است و آن این است که انسان به حجّت وقت متوسّل شود و از آن حضرت بخواهی که یابن‌رسول‌الله! شما برایم طلب مغفرت کنید. من این مطلب را از این آیه شریفه می‌گویم:
و لو انّهم إذ ظلموا أنفسهم جاؤوک فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توّاباً رحیماً.[۲۰] اگر آنان وقتی که به خود ستم کردند، پیش تو می‌آمدند و از خدا آمرزش می‌خواستند و پیامبر نیز برای آنان طلب آمرزش می‌کرد، قطعاً خدا را توبه‌پذیر مهربان می‌یافتند.
خداوند به پیامبرش می‌فرماید اگر اینها که خلاف کرده‌اند، پیش تو می‌آمدند و از من طلب مغفرت می‌کردند، تو هم برایشان استغفار می‌کردی ـ اگر این دو استغفار با هم ضمیمه می‌شدـ آن وقت « لوجدوا الله توّاباً رحیماً» نمی‌فرماید: «یغفرالله لهم» یعنی خدا ایشان را می‌آمرزید، بلکه می‌فرماید: «لوجدوا الله توّاباً رحیماً» تعبیر بسیار جالبی است. یعنی در صورت استغفار خودشان و استغفار رسول خدا، در وجودشان می‌فهمیدند و می‌یافتند و درک می‌کردند که خدا آنها را آمرزیده است. یعنی در آن صورت غفوریّت و رحمانیت خدا را درک می‌کردند.
خوب، آن وقت، حجّت خدا، رسول الله(صلّی الله علیه و آله و سلّم) بود و حالا حجّت وقت، امام زمان(علیه السّلام) است. به خدا قسم اگر ما از امام زمان(علیه السّلام) بخواهیم برایمان استغفار خواهند کرد. در ساحتِ مقدّس اینها بخل راه ندارد. امام زمان(علیه السّلام) خلیفه خداست، مظهر تامّه حق است، اسم اعظم خدا، الان امام زمان است. اگر جدّاً بخواهیم، حضرت دعا می‌کنند، طلب مغفرت می‌کنند آن‌گاه انسان، غفوریّت و رحمانیّت خدا را لمس می‌کند.
برادران یوسف، بعد از آزار یوسف(علیه السّلام)، وقتی متوجه شدند بدکاری کرده‌اند، پشیمان شدند و از پدر خواستند که «یا ابانا استغفرلنا ذنوبنا…»[۲۱] گفتند: پدرجان! تو پیش خدا وجیه هستی، رسول و پیغمبر خدا هستی، پیش خدا آبرو داری، ما گناهکاریم پشیمانیم، از تو می‌خواهیم که برایمان طلب مغفرت نمایی، یعقوب(علیه السّلام) هم پذیرفت. ما هم از پدر حقیقی خود بخواهیم که او برایمان طلب مغفرت کند. یعنی از امام زمان(علیه السّلام) درخواست کنیم که بعد از توبه حقیقی، برای ما طلب مغفرت کند زیرا او «وجیه عندالله» است. او محمود خداست، او ولیّ خداست، او همه کاره عالم است این توبه اگر با آن لطفِ مغفرت توأم شود قطعاً کارساز خواهد بود.
الان هم رسول خدا زنده است، باید از رسول خدا بخواهیم، از امام زمان بخواهیم و عرض کنیم: یابن‌رسول‌الله! ای عزیز فاطمه(س)! تو می‌دانی ما بیچاره هستیم و پناهی نداریم، یکی از القاب شما «غوث» است. یعنی پناه بی‌پناهان! شما پدر حقیقی ما هستید. ما بچه‌های بدی هستیم ولی شما پدر خوبی هستید، ما نوکرهای بدی هستیم، اما شما خوب آقایی هستید. ما کجا برویم، به چه کسی بگوییم و به که پناه ببریم؟ ما شما را دوست داریم و تو از قلب ما خبر داری، در زیارت دارد «و لی حقّ موالاتی» دوستی، حق می‌آورد، ما حقِّ موالات داریم. به شما امید داریم و از شما می‌خواهیم که شما به ما تصدّق کنید. که خدا صدقه‌کنندگان را جزای خیر می‌دهد. دست گدایی‌ ما به سوی شما دراز است.

منابع

۱. قرآن کریم
۲. إعلام الوری بأعلام الهدی، ج ۲.
۳. بحارالانوار
۴. زیارت صاحب‌الامر
۵. سید صدرالدین صدر، المهدی(علیه السّلام)
۶. سید محسن امین، سیره‌معصومان، ترجمه: علی حجتی کرمانی، ج ۶ .
۷. ماهنامه موعود
۸. محمدرضا طبسی نجفی، الشیعه و الرجعه، ج ۱.
۹. مفاتیح الجنان، دعای عدیله
۱۰. ناصر مکارم شیرازی، حکومت جهانی موعود(عج)
۱۱. هادی قندهاری ، آثار اعتقاد به امام زمان(علیه السّلام)

پی نوشت :

[۱۲]- بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۱۱ و زیارت صاحب‌الامر
[۱۳]- بحارالانوار، ج ۱، ص ۹۴
[۱۴]- بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۸۹
[۱۵]- مفاتیح الجنان، دعای عدیله
[۱۶]- مفاتیح الجنان، دعای عدیله
[۱۷]- کلمه الإمام المهدی(علیه السّلام)، ص ۲۳۱.
[۱۸]- محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه
[۱۹]- شیخ صدوق، الخصال، ص ۴۲۸.
[۲۰]- سوره نساء، آیه ۶۴
[۲۱]- سوره یوسف، آیه ۹۷

مطالب مشابه