اخلاق حرفه و كار در اسلام

اخلاق حرفه و كار در اسلام

نويسنده:محمود نعمتي
منبع : سایت راسخون

 

مقدمه :

سعادت بشر در اين جهان و جهان آخرت در گرو عمل به برنامه هاي اسلامي و تطبيق برنامه هاي روزمرّه در تمام زوايايِ آن – چه فردي و چه اجتماعي – بر قوانين نجات بخش اسلام مي باشد؛ برنامه هاي اسلام به سه دسته تقسيم مي شود:
الف: برنامه هاي اعتقادي (= اصول دين)؛
ب: دستورهاي عملي (= فروع دين يا احكام)؛
ج: مسائل رواني (= اخلاق).
دستة اوّل برنامه هايي است در رابطه با سالم سازي فكر و اعتقاد انسان، و مكلّف بايد نسبت به آنها يقين كند و آنها را از روي دليل بپذيرد (1) و پيروي از ديگران و تقليد در آنها راه ندارد.
دستة دوّم كه برنامه هاي عملي است مشتمل بر بايدها و نبايدهايي است كه با انجام و ترك آنها اطاعت الهي تحقّق مي يابد مانند خواندن نماز و پرداخت زكات و پرهيز از غيبت و سرقت.
دسته سوم برنامه هايي در رابطه با پرورش روح و سلامت روان آدمي است كه شيوة تقويت صفات پسنديده است مانند عدالت، سخاوت، شجاعت و عزّت در نهاد انسانها و مبارزه با صفات ناپسند و زشت مانند حسد، بخل و نفاق را بيان مي كند.

چكيده مطالب

اوّلاً نگاه اسلام به كار، نگاه زيبا و بسيار سازنده اي است كه در روايات و احاديث ما بدان جهت داده شده است و بالتبع به مقم كارگر اهميّت فراواني داده است و در مقابل از بيكاري و تنبلي بسيار مذمّت شده است و نگاه اسلام به تنبلي و بيكاري نگاه طرد كننده اي است و ثانياً كار داراي آثار جسمي و فوائد روحاني فراواني است كه البته در تهذيب اخلاق هر انساني داراي آثار فراواني مي باشد كه يكي از مهم ترين آثار كار، نفي هرزگي و ولگردي مي باشد كه انسان را از نزديك شدن به گناه باز مي دارد ثالثاً كار در اسلام داراي اخلاق و آداب باطني است يكي از مهمترين آنها انجام كار براي خداوند و اخلاص است كه در جهان امروز به اين مسئله اصلاً اهميتي داده نشده است؛ بلكه هيچ جايگاهي ندارد و شايد تنها مسئله مهم در كار كسب سود باشد چنانچه در نظام سرمايه داري يكي از اصول، كسب سود باشد چنانچه در نظام سرمايه داري يكي از اصول، كسب سود هر چه بيشتر مي باشد. با توجه به نگاه و ديدگاه اسلام به كار در جامعه انساني به اين قضيه مي رسيم كه هدف اسلام علاوه بر فوائد اقتصادي كار، ساختن انسان و تهذيب اخلاق او مي باشد و نگاه اين دين فقط ساختن جامعه و سود درآمد نمي باشد.

تعريف خُلق

خُلق عادت و ملكه اي است كه در نَفْسِ حاصل مي گردد و رسوخ مي نمايد و باعث بر افعال و كارهاي آدمي مي گردد بدون اين كه به فكر كردن محتاج باشد.(2) مانند شخصي كه خُلق سخاوت و بخشش عادتش است و بدون فكر و تأمّل به فقرائ مي بخشد.

تعريف اخلاق

در هر جامعه و هر گروهي بايدها و نبايدهايي وجود دارد؛ يعني كارهايي كه بايد افراد به عنوان عضوي از جامعه يا گروه، آن ها را انجام دهند و يا كارهايي كه نبايد انجام دهند كه البته اديان توحيدي و غير توحيدي نيز داراي اين بايدها و نبايدها مي باشد. با توجه به اين تعاريف، افراد بايد در انجام هر كاري نسبت به آن ، اخلاقيات و يا همان بايدها و نبايدها را مراعات كنند و با كمي دقت متوجه شويم كه اخلاقيات در جزء جزء زندگاني بشر وجود دارد كه در جوامع اسلامي در قالب دين و در جوامع غير اسلامي در قالب قانون به مردم ارائه مي شود.
به عنوان مثال:
– بايدها و نبايدها در رانندگي (قوانين راهنمايي و رانندگي)؛
– بايدها و نبايدها در پادگانهاي نظامي؛
– بايدها و نبايدها در آموزشگاهها (دبستانها، دبيرستانها، دانشگاهها)؛
– بايدها و نبايدها در اصناف (مثلاً صنف پزشكي) و مشاغل و …؛
با توجه به اين كه اين نوشته در باب «اخلاق كار در اسلام» نگاشته شده است؛ لذا بحث را با عنوان كار در تصور اسلامي ادامه مي دهيم.

كار در تصوّر اسلامي

قرآن كريم
كتاب آسماني قرآن كريم از آنجايي كه به بهره برداري از نعمت هاي خداوند در كرة زمين نظر دارد، استفاده آدميان از نعمت هاي موجود و همچنين بهره بردن از دسترنج خويش را مدّ نظر دارد؛ از اين رو مي فرمايد:
براي انسان، زمين مرده نشانه اي است كه آن زمين را زنده و سبز كرديم و از آن، دانه در آورديم كه از آن دانه ها مي خورند و در زمين، باغهايي از درخت خرما و تاك پديد آورديم و چشمه ها روان ساختيم تا از ميوة درختان و آنچه كه با دست خود به عمل آورده اند بخورند، پس اكنون، آيا شكر نمي گزارند.(3)
در آية فوق فرموده است: وَ مَا عَمِلَتْه اَيْديهِمْ، كه با توجه بدان، جايگاه كار در اسلام را مي يابيم.
خداوند متعال مي فرمايد: وَ جَعَلَ النَهارَ نُشُوراً، و خداوند روز را وقت برخاستن از خواب قرار داد. (4)
خداوند روز را زمان كار كردن و كسب و معاش قرار داد تا انسان، روزي خود را با دست رنج خود بدست آورد و شكر حق را بگذارد، و چقدر در احاديث معصومين سفارش شده است كه از دست رنج خود روزي بخوريد و بر ديگران تكيه نكنيد و روزي خود را بر ديگران تحميل نكنيد؛ رسول گرامي اسلام فرموده است: از دست رنج خود بخوريد.(5)
به هر حال تأكيد بر كار كردن و ترك بيكاري و بيكارگي، مطابق آنچه كه در روايات اسلامي آمده است همانند يك اصل به شمار مي آيد و تعليمات بسياري براي تشويق مردم به كار كردن و درست كار كردن و به كار بردن نيروي فراوان در آن، رسيده است و چه بسيار آموزشهايي كه بيكاري و ولگردي را نكوهيده و تنبلي و ترك كوشش و تلاش و نرفتن به دنبال كار را مورد تحقير قرار داده است. در روايات بسياري تأكيد شده است كه انسان بايد از دست رنج خويش بهره مند گردد نه از دست رنج ديگران، و از كوشش خود روزي بخورد و كَلِّ بر مردم نباشد و اسلام عزيز كسي را كه كَلِّ بر مردم باشد لعنت كرده است و اين كار را زشت شمرده است چنانچه پيامبر اسلام صلّي الله عليه و آله فرموده است: مَلْعُونٌ مَنْ كلَّهَ عَلَي الناسِ(6) ؛ يعني هر كسي كه بار زحمت خود را بر گردن مردم بيندازد ملعون است. عَلي اَيِّ حالِ كار از جهات فراواني براي آدمي سودمند است و ضرورت آن قابل انكار نمي باشد كه در خلال اين مبحث به جهاتِ سودبخشيِ كار در روح و جسم آدمي اشاره خواهد شد.

ضرورت كار براي انسان

امام صادق (ع) به مفضّل بن عُمَر در رسالة توحيدِ مفضّل مي فرمايد:
«اي مفضّل! به چهارپايان توجه كن كه چگونه بدن آنها با مو و كرك و پشم پوشانده شده است تا از گزند سرما و بسياري از آفات محفوظ باشند و دستها و پاهاي آنها داراي سمهاي شكافته و ناشكافته است تا از آفات پا برهنگي در امان بمانند و چون آنها دست و كف و انگشتاني آماده براي رِشتن ندارند، پوشش آنها در آفرينش چنان شد كه تا زنده اند بر روي تنشان باقي بماند و نيازي به تعويض نداشته باشند؛ اما انسان چاره گري مي داند و مي تواند به كار برخيزد و نخ بريسد و از آن، پارچه براي پوشش بدن خود فراهم آورد و زماني پس از زمانِ ديگر، لباس خود را عوض كند».(7)
با توجه به فرمايش حضرت صادق – عليه السّلام – ضرورت كار براي آدمي روشن مي گردد كه اساس و دليل اصلي كار و روي آوردن به كار براي انسان همانا نياز و ضعفِ او در برابر طبيعت بوده است و البته اين فرمايش حضرت، دليل بر آن است كه چون كار در اين زندگي براي آدمي از جهات متعدد، امري ضروري است براي همين، خداوند چگونگي آفرينش و ساختمان مكانيكي جهان را به صورتي قرار داده است كه انسان ناگزير، براي جبران و تأمين كمبودها و نيازهاي خود بايد به كار بپردازد و براي نيلِ آدمي به اين مواد خداوند او را مسلّح به دو سلاح كرده است كه اوّلي فكر و چاره گري و دومي دست كه در قرآن بدان اشاره شده است.

لذت زندگي در سايه كار

حكمت بزرگ ديگري در كار وجود دارد كه امام صادق – عليه السّلام – بدان اشاره فرموده است:
«اگر مردمان هر چه را مي خواستند آماده در اختيار داشتند، زندگي براي آنان گوارا نمي شد و لذّتي از آن نمي بردند».
انسان تنبل و بيكار از اين لذّت محروم است. او با تنبلي و بيكارگي ارتباط فيزيكي خود را از لحاظ فكري و بدني با جهان و آنچه در آن است قطع مي كند و خود را با عالم، بيگانه مي يابد و حتّي خود را و توانايي ها و استعدادهاي خود را به فراموشي مي سپرد و خود را به حقارت و تيره روزي و سيه بختي مي كشاند و از خيلي از مواهب زندگاني خود را به دور مي افكند و باعث آن مي شود كه مردم باچشم پستي و حقارت به او بنگرند؛ بدين جهت بزرگان و پيشوايان دين در مذمّت تنبلي و بيكارگي فرمايشهاي پر معنايي فرموده اند.
هر گاه پيامبر اكرم – صلّي الله عليه و آله – به مردي نگاه مي كرد و از او خوشش مي آمد، مي پرسيد كاري دارد؟ اگر مي گفتند نه، مي فرمود: از چشمم افتاد.
پرسيدند: اي پيامبر خدا چرا چنين است؟
فرمود: براي اين كه مؤمن اگر حرفه اي نداشته باشد با دينش زندگي مي كند.(8)

جهات مهم در اهميت كار

براي پرهيز از تطويل سخن، فقط به جهات مهمّ كار اشاره مي گردد كه البته هر كدام از آنها نياز به توضيح دارد:
1 – جهت طبيعي / 2 – جهت انساني (بدني) / 3 – جهت انساني (روحي) / 4 – جهت حياتي / 5 – جهت تربيتي / 6 – جهت تعليمي / 7 – جهت اخلاقي / 8 – جهت تكاملي / 9 – جهت اجتماعي / 10 – جهت محيطي و خانوادگي / 11 – جهت اقتصادي / 12 – جهت تشريعي / 13 – جهت فرهنگي / 14 – جهت سياسي / 15 – جهت دفاعي / 16 – جهت هنري / 17 – جهت بهداشتي / 18 – جهت پيشرفتي / 19 – جهت صنعتي / 20 – جهت رفاهي

در توضيح جهت اخلاقي

نقش كار در تقويت و تهذيب خُلق و خوي انسان آشكارا بوده؛ زيرا كار مسئوليت است و هر كس از اين مسئوليت آگاه شود و به اداي وظيفه بپردازد، از بيكاري و بي مبالاتي دور مي شود و از مفاسد فراغت و زيانهاي پرداختن به لهو و لعب در امان مي ماند. بدين گونه نيروهاي اخلاقي او شكفته مي شود و نفسِ او مهذّب مي گردد. امام صادق – عليه السّلام – درباره زيانهاي اخلاقي عاطل بودن و بيكاري اشاره فرموده است: «اگر كار نبود ضرورتي نداشت آدمي زادگان با فراغتي كه برايشان پيش مي آمد بر ناسپاسي و سرمستي گرفتار مي شدند و تباهي و زشت كاري همه جا را فرا مي گرفت».(9)
از هنگامي كه آدمي بر كره زمين پديد آمد براي رفع نيازهاي خود نيازمند كوشش بود.
زندگي انسان بر محور كار مي گردد و كار، تلاش انسان جهت حصول به هدف معيّن است. كليد گشايش هر استعدادي در درون انسان كار است. كار بزرگ ترين و شايد زيربنايي ترين بخش زندگي انساني است؛
چرا كه از كار مي توان به جوهره دروني افراد پي برد و وقتي اين جوهره هاي دروني آشكار شوند و استعدادهاي بالقوه به منصة ظهور برسند مي توان به وجود جامعه اي پويا اميدوار بود.

ارزش كار و كارگر در اسلام

مكاتب گوناگون بشري ديدگاه هاي مختلفي درباره كار داشته اند. در انديشه يونان باستان از آنجا كه كار به بردگان اختصاص داشت فعاليتي تحقير آميز و پست شمرده مي شد و اين ديدگاه در آثار فلاسفه يونان نيز وجود دارد. بتدريج در قرون وسطا و حاكميت كليسا بر اروپا، تشويق به انجام كار براي كسب درآمد به وجود آمد. با گذشت زمان در دوران رنسانس و شكل گيري عقايد جديد درباره انسان و دين و دنيا، كار، جايگاه و اصالت خاصي يافت. در جهان بيني اسلامي، كار مفهوم ويژه اي دارد و آثار آن تمام صحنه هستي را مي گيرد و دنيا و آخرت را به هم گره مي زند.

سلوك الهي در اسلام

در فرهنگ غني اسلامي ما، سلوكِ الهي داراي دو بخش است: بخش مادي و بخش معنوي، بخش مادي كار است و بخش معنوي نماز، و از اينجا مي توان به اهميت كار در جامعه اسلامي پي برد.
كارگر از نظر قانون كار، كسي است كه به هر عنوان در مقابل دريافت حق السعي، اعم از مزد، حقوق، سهم سود و ساير مزايا به درخواست كارفرما كار مي كند. طبقه كارگر يك طبقه اجتماعي است و از افرادي تشكيل مي شود كه در مشاغلي كار مي كنند كه نياز به قدرت بدين و كار دستي دارد. كارگر از ديدگاه اسلام بسيار محترم و ارزشمند است. كارگران شريف ترين انسان هاي اجتماع هستند، به وري كه رسول گرامي اسلام – صلّي الله عليه و آله – و اميرالمؤمنين علي – عليه السّلام – و ساير امامان معصوم – عليه السّلام – از كار كردن به عنوان عملي دنيوي و اخروي كه داراي اجر و ثواب بسيار است ياد نموده و نسبت به آن توصيه هاي بسيار كرده اند. در اين آموزه ها، به كارگري كه براي اداره زندگي خانواده اش سعي و تلاش مي كند عنوان «جهاد كننده در راه خدا اطلاق شده است.» امامان و پيشوايان دين – عليه السّلام – در سخن و در عمل به مسئل كار و اشتغال و تلاش مشغول است، از كسي كه كار را رها كرده و به عبادت خدا مشغول است اجر و پاداشي فزون تر دارد. و نيز در خبر آمده است كه پيامبر اكرم – صلّي الله عليه و آله – كارهاي خانه را انجام مي داد و در احاديث ذكر شده است كه امام صادق – عليه السّلام – فرمود: «هر آن كس كه جامه خود را بدوزد و نعلينش را وصله زند و كالاي مورد نياز خانه را خود حمل كند از تكبر ايمن باشد. در مكتب اسلام دستورهاي متعددي وارد شده كه از مجموع آنها مي توان به ديدگاه ارزشي اسلام درباره كار پي برد:

1 – محبوب بودن و قداست كار

انجام كار، مطلوب خداوند است و همچون عبادت و جهاد در راه خدا مقدس است. پيامبر اكرم – صلّي الله عليه و آله – مي فرمايد: «عبادت هفتاد پاره است و برترين آن، طلب روزي حلال است». مقام معظّم رهبري در خصوص قداست شغل مي فرمايد: «تقدّس كار و تكريم كارگر بايد در رأس برنامه ها باشد و در منطق اسلام كار، عمل صالح و عبادت است كه اين، جايگاه و ارزش كارگر را در نظام اسلامي نشان مي دهد».

2 – منفور بودن بيكاري

در مكتب اسلام بيكاري و نيازمند ديگران بودن امري ناپسند شمرده شده است. امام صادق – عليه السّلام – مي فرمايد: «خداوند متعال بيكاري را دشمن انسان مي داند».
چقدر ولگردي كه از عواقب بيكاري است در لسان معصومين – عليه السّلام – مذمّت شده است. به عنوان مثال حضرت سجّاد فرمود: به مرد ولگردي كه در مدينه مردمان را مي خنداند و دلقكي مي كرد، كه بگويند خدا را روزي است كه باطل گرايان و ولگردان در آن زيان خواهند ديد.(10)

برخي از انگيزه هاي بيكاري

سؤال اين است كه چه چيزهايي باعث روي آوردن آدمي به بيكاري مي گردد كه در جواب آن دلايل زيادي را مي توان بر شمرد كه به سه دليل آن با نظر در روايات معصومين اشاره خواهد شد.
نخست: تنبلي
كه در اين رابطه حضرت صادق – عليه السّلام – فرموده است: «تنبلي دشمنِ كار است»(11) ، و امام علي – عليه السّلام – نيز فرموده است: «اي همّام! مؤمن از تنبلي به دور است و فعّال و پر نشاط است و كم آرزو و زنده دل است. » (12)
دوم: خودپسندي
در لسان روايات معصومين در مذمّت عُجْب و اِعجاب، سخن فراوان وارد شده است كه قصدم در اين مبحث، بيان و توضيح عُجب نيست ولكن اين صفت ناپسند آدمي را از اوج معنوي و همچنين از پيشرفت ظاهري باز مي دارد. امام علي – عليه السّلام – فرموده است: «خودپسندي آدمي را از افزون سازيِ كارهاي خوب و كمالاتِ نفساني باز مي دارد». (13)
عجب و خودپسندي انسان را از تعالي و كمال باز مي دارد و لذا شخص مُعجِب مي گويد شخصيت من بالاتر و والاتر از اين است كه به اين شغلهاي پست تن در دهم و لذا بيكاري را ترجيح مي دهد يا بر اثر خودپسندي مي گويد من با اين سن و سال و اين سابقه بگويم نمي دانم پس با اين طرز تفكّر به دنبال كسب علم نمي رود.
سوم: سستي و بي حالي
امام علي فرموده است: «هر كه تسليم سستي و سهل انگاري گردد، حقِّ خود و ديگران را تباه سازد(14) »، و باز امام علي – عليه السّلام – فرموده است: «سستي و ناتواني، هلاكت زايد».(15)
انسان از اشرف مخلوقات است و چند سر و گردن از همه موجودات عالم سرافرازتر است بايد اهل كار و تلاش باشد تا به تعالي و كمال روحي برسد.
امام علي بن ابي طالب به عنوان جانشين رسول خدا، با آن مقام عظيم علمي و عملي از كار كردن هيچ ابايي ندارد؛ لذا در تاريخ زندگاني او مي خوانيم كه در حيات پر بركت خويش و در زمان سكوت بيست و پنج سالة خود بيكار نمي نشيند و دست به جمع آوري قرآن كريم مي زند. ابونعيم در كتاب حليهًْ الاولياء از علي – عليه السّلام – نقل كرده است: چون رسول خدا – صلي الله عليه و آله – از دنيا رفت، سوگند ياد كردم تا قرآن را جمع نكنم رداء نپوشم.
ابنِ جزي مي گويد: قرآن در زمان رسول خدا بر صحيفه هاي متفرّقي نوشته شده بود و عدّه اي نيز آن را حفظ كرده بودند؛ چون رسول خدا از دنيا رفت، علي بن ابي طالب در خانه نشست و قرآن را بر ترتيب نزول جمع كرد و اگر اين مُصْحَف يافت مي شد، در آن علوم بسياري بود؛ ولي اين مُصْحَف در دسترس نيست.
علي بن ابي طالب چاه حفر مي كرد و درخت نخل مي كاشت. چاههاي علي – عليه السّلام – در مدينه گواه اين مدعا است كه آنها را حفر مي كرد و وقف مي نمود.
روي سخن به انسان هاي تنبل و بيكار ات كه اگر از زندگاني پيشوايان دين و اولياء الهي و علماء ربّاني كه هر كدام در زمينه خود اهل تلاش و كوشش بودند درس نمي گيريد لااقل به زندگي و حيات جانوران بنگرند و ببينند كه چگونه كار و تلاش مي كنند. نظر شما را به گفته موريس مترلينگ در كتاب حشرة نابغه جلب مي كنم كه در فصل سوم آن، در باب موريانه هاي كارگر چه مطالب عبرت آميزي را نقل مي كند كـه همه حاكي از نظم و انضباط و تلاش و كوشش مي باشد(16). پس از دقت در احوالات جانوران همچون موريانه ها و مورچه ها و زنبوران به افراد بني بشر رجوع كنيد و ببينيد كه مرحوم ملا عبّاس تربتي چگونه مي زيست. مرحوم راشد فرزند ملا عبّاس تربتي در كتاب فضيلت هاي فراموش شده مطالب جالب و عبرت آموزي درباره ي پدر خود مي نگارد.(17)
او كسي بود كه بيل مي زد و اشعار كتاب منظومِ الفية ابْنِ مالك را از حفظ مي خواند و در عين حال اهل عبادت و ذكر و ياد خدا هم بود و زندگيِ زاهدانه و دست گره گشايي داشت.

3 – وجوب كسب معيشت :

از واجبات مسلم بر هر فرد مؤمن لزوم انجام كار براي تأمين زندگي خود و خانواده است. پيامبر اكرم – صلّي الله عليه و‌آله – مي فرمايد: «استفاده از صدقه و زكات براي شخص بي نياز، نيرومند، سالم، صاحب مهارت و توانايي جايز نيست».

4 – وظيفه اجتماعي انسان و خدمت رساني به جامعه :

مسئوليت اجتماعي شخص مؤمن، رفع نيازهاي جامعه در حد توان است و برآوردن نيازهاي جامعه واجب كفايي است و شخص بايد در برآوردن آن بكوشد.

5 – رشد عقلاني:

كار، وسيله تجربه انسان است و بر رشدِ عقلاني و اجتماعي او مي افزايد. امام صادق – عليه السّلام – مي فرمايد: «تجارب، عقل را رشد مي دهد».

6 – كسب آرامش روحي:

انسان با كسب درآمد از نظر روحي آرامش مي يابد؛ زيرا فردِ نيازمند از نظر روحي در اضطراب و نگراني است. پيامبر – صلّي الله عليه و آله – مي فرمايد: «انسان هر گاه نيازهاي خود را تأمين كند آرام مي گيرد».

7 – سلامت جسم :

با كار، اعضاي انسان توان خود را بروز مي دهد. اميرالمؤمنين – عليه السّلام – مي فرمايد: «هر كس كار كند بر توان او افزوده مي شود».

8 – رفع فقر و تأمين اجتماعي نيازمندان

با كار و تلاش فقر دفع مي شود. كسب درآمد باعث مي شود فرد بتواند به ديگران كمك كند. فرد بايد در بعد اجتماعي مفيد و مؤثر باشد. امام باقر – عليه السّلام – مي فرمايد: «هر كس براي بي نيازي از مردم و تلاش براي رفاه خانواده و مهرباني و خيرخواهي به همسايه در طلب مال و امكانات زندي برآيد روز قيامت در حالي كه صورتش همچون بدر درخشان است خداوند را ملاقات مي كند».
در بررسي رابطه مسائل اخلاقي و اعتقادي با كار ، ديدگاه كلي اسلام درباره كار مشخص گرديد و معلوم شد كه امور اعتقادي و اخلاقي اسلام مانعي در ايجاد جامعه توسعه يافته نيست. كار اقتصادي ذاتاً مطلوبيت دارد و مؤمن حتي اگر درآمد كافي داشته باشد، نبايد از كار دست بكشد.
مقام معظم رهبري در خصوص كار و كارگر فرموده است: «من به كارگران سفارش مي كنم در هر بخشي و در هر جايي كه مشغول هستند كار را عبادت بدانند. اين كاري كه شما براي توسعه و پيشرفت كشور مي كنيد يك عبادت قطعي است. به مسئولان هم سفارش مي كنم كه ارزش طبقات كارگر و محروم و مستضعف و اين مردم مؤمن را بدانند. كارگران قدر خود را بشناسند و بفهمند كه وجود آنها چقدر در سرنوشت يك ملت مؤثر است».

تأثير كار در تهذيب اخلاق

كار و عمل از نظر اسلام بسيار محترم و مورد تكريم است؛ زيرا احترام و قابل تكريم بودن يك چيزي، تابع نتيجه آن چيز است. وقتي كه به نتيجه كار و زحمت توجه مي كنيم مي بينيم كه نتيجه كار تنها خلاصي از فقر و گرسنگي نيست؛ بلكه چندين چيز ديگر هم به دنبال دارد. از آن جمله اينكه كار بر عزّت و شخصيت انسان مي افزايد و او را در نظرش محترم مي نمايد؛ يعني حسّ احترام به ذات و اعتماد به شخصيت در او ايجاد مي كند و بديهي است كه هر چيزي كه باعث و سبب محترم شدن شخصيت انسان در نظر خودش و در نظر ديگران باشد، خودش محترم و شايسته تكريم و تعظيم است و به همين دليل است كه در اسلام كار مورد احترام و شايستة تكريم است.
در مقابل كار، بيكاري است كه كوچكترين اثرش اين است كه احترام و شخصيت انسان را در نظر ديگران و نزد خودش از بين مي برد، و همين در هم شكستن شخصيت انسان سبب مي شود كه تن به هر پستي و بيچارگي بدهد و انواع ابتلائات ناشي از گناه برايش پيدا شود.
گذشته از همه اينها كار و فعاليت موجب سرگرمي فكري است، يعني فكر انسان متوجه اصلاح كار خويش است و اين به نوبه خود دو نتيجه دارد: يكي اينكه ديگر مجالي براي فعاليت قوه خيال و هوسهاي شيطاني باقي نمي ماند؛
ديگر اينكه فكر انسان عادت مي كند كه همواره منظّم كار كند، از بي انتظامي و پريدن از يك شاخه به شاخه ديگر خلاص گردد. بديهي است كه يكي از اصول شخصيت انسان همان استواري و استحكام و انتظام فكر او است، علاوه بر اينها كار و فعاليت و به مصرف رسيدن درست انرژيهاي ذخيره بدن به روح صفا، و به دل، نرمي و خشوع مي دهد و بر عكس، بيكاري كه موجب كدورت و تاريك شدن روح و موجب قساوت و سختي دل است.
از رابطه كار با تهذيب اخلاق و رابطه بيكاري با فساد اخلاق و هرزگي روح و فكر و احساسات نبايد غافل بود. آدم بيكار اگر غيبت كند و به تعبير قرآن كريم اگر گوشت مردار نخورد پس چه بكند؟ روح آدمي نيز مانند معده اش غذا مي خواهد، اگر غذاي كافي نرسيد به هر چه رسيد سدِّ جوع مي كند ولو با چيزي كه مورد تنفر باشد.
در سالهاي قحطي و گرسنگي عمومي ديده شده، كه افراد، گوشت يكديگر را خورده اند. اگر به روح آدمي نوبت به نوبت – به طوري كه اين نوبتها قطع نشود – غذاي كافي نرسد؛ يعني چيزي كه روح را سير و راضي و قانع نگه دارد، چيزي كه توجه روح را به خود جلب كند و انديشه ها و احساسات را متمركز سازد، در اين صورت روح گرسنه مي ماند و ناچار با گوشت برادر مؤمن در حالي كه مرده باشد تغذي مي نمايد؛ يعني غيبت مي كند.
زناني كه معمولاً در خانه ها مي نشينند و هيچ كاري ندارند، بيش از هر طبق و طايفه ديگر به غيبت كردن مشغول مي شوند چون بيش از هر طبقه ديگر از لحاظ روحي گرسنگي و بي غذايي مي كشند. به هر حال آدم بيكار به انواع مفاسد اخلاقي و بيماريهاي رواني و عصبي مبتلا مي شودو زندگاني اش سياه و تباه مي گردد.

اخلاق كار در دين مبين اسلام

1 – كسب رضاي خداوند و اخلاص در كار
يكي از اخلاق مهم در كار انجام كار براي خدا و كسب رضايت خداوند است.
حضرت آيت الله خامنه اي رمز جاذبه الهي و مغناطيس وجودي امام خميني – رحمهًْ الله – را، كار براي خدا دانستند و مي فرمايد: «امام راحلِ عظيم الشأن در همه دقايق زندگي پر بركت خويش، فقط در صدد جلب رضايت پروردگار بودند و اين واقعيت درس بزرگ ايشان براي امروز و فرداي ملت، مسئولان و همه نخبگان و فعالان است».

چرا بايد براي خدا كار كرد؟

شكي نيست كه خداوند به عمل ما نيازي ندارد. قرآن مجيد مي فرمايد «انتم الفقراء الي الله و الله هو الغني الحميد؛ شما به خداوند نيازمنديد و خدا بي نياز ستودني است».
امام علي عليه السّلام مي فرمايد: «خداوند مخلوقات را آفريد، در حالي كه از اطاعتشان بي نياز و از پيامد سوء نافرماني آن ها در امان بود».
آن چه براي رضاي خدا انجام مي دهيم، سود و نفع آن براي خودمان است.
پس ما به خدا نياز داريم، چون تكامل ما در قرب و نزديكي به او است. البته قرب و بُعد مكان و زماني در مورد خدا بي معني است. خداوند هيچ نسبتي با زمان و مكان ندارد، بلكه منظور قرب معنوي است. راه رسيدن به قرب پروردگار، بندگي و عبادت است قرآن مجيد فلسفة آفرينش را عبوديت مي داند: «ما خلقت الجنّ و الانس الاّ ليعبدون؛ جن و انس را نيافريدم جز براي آن كه مرا عبادت كنند».
از آيه استفاده مي شود تنها راه رسيدن به هدف كه خداوند از خلقت ما منظور داشته، عبادت و پرستش است. عبادت يعني انسان همه كارها و رفتارهاي خود را به انگيزة اطاعت خداوند براي رضاي او و قربه الي الله انجام دهد.

علائم كار براي خدا در كلام امام خميني (قدّس سره)

1 – مطرح نكردن خود؛
2 – عدم توقع از ديگران؛
3 – عدم انتظار اجر دنيوي؛
4 – عدم احساس باخت و دلسردي؛
5 – عدم احساس يأس و شكست(18) ؛
يكي از اصلي ترين مسائلي كه شيخ رجبعلي خياط(19) در تعليم و تربيت شاگردان، هميشه بر آن تأكيد داشت، مسئلة اخلاص بود. اخلاص نه تنها در عقيده و عبادت، بلكه اخلاص در همة كارها.

همة كارها براي خداوند

يكي از سخنان ارزنده و بسيار آموزنده جناب شيخ اين است كه مي فرمود:
همه چيز خوب است؛ اما براي خدا.
گاه به چرخ خياطي خود اشاره مي كرد و مي فرمود:
«اين چرخ خياطي را ببينيد، همه قطعات ريز و درشتش مارك مخصوص كارخانه را دارد يعني مي خواهند بگويند كوچكترين پيچ اين چرخ خم بايد نشان كارخانه ما را داشته باشد. انسان مؤمن هم همه كارهاي او بايد نشان از خدا را داشته باشد».
در مكتب تربيتي شيخ، سالك قبل از انجام هر كاري بايد تأمل كند، اگر آن كار نامشروع است، براي خدا آنرا ترك كند و اگر مشروع است و انجام آن خوشايند تمايلات نفساني نيست، آن را براي خدا انجام دهد، و اگر مشروع است و خوشايند نفس، ابتدا از ميل نفساني خود استغفار كند، سپس آن كار را براي خدا انجام دهد.

اخلاص حتي در خورن و خوابيدن

براساس رهنمود پيامبر اكرم – صلّي الله عليه و آله – كه به ابوذر فرمود:
«اي ابوذر! بايد در هر كاري نيتي پاك داشته باشي، حتّي در خوردن و خوابيدن».
شيخ به شاگردان خود مكرّر و تأكيد مي كرد كه:
«همه كارها بايد براي خدا باشد، حتي خوردن و خوابيدن»، و مي افزود: «هر گاه اين استكان چاي را به قصد خدابخوري، دل تو به نور الهي منور مي شود؛ ولي اگر براي حظِّ نفس خوردي، همان مي شود كه خواسته بودي».
آيت الله مهدوي كني فرمودند: «در آغاز تحصيل و اوايل طلبگي وقتي خواستم لباسي براي خود بخرم – بعد از اين كه لباس عاريه مرحوم برهان را مي خواستم پس بدهم، – پيش شخصي به نام شيخ رجبعلي خيّاط رفتم، كه در آن هنگام چهارده – پانزده سال داشتم، پارچه را براي ايشان بردم. محلِّ كار او در منزلش، و در اتاقي نزديك در بود. قدري نشستم، ايشان آمد و گفت: «خوب حالا مي خواهي چه بشي؟».
گفتم: طلبه
گفت: مي خواهي طلبه بشي يا آدم؟ من از گفته او قدري تعجّب كردم.
گفت: «ناراحت نشو! طلبگي خوب است؛ ولي هدفت آدم شدن باشد. به شما نصيحتي مي كنم فراموش نكن، هر كاري مي كني براي خدا انجام بده، حتي اگر چلو كباب هم خوردي به اين قصد بخور كه نيرو بگيري و در راه خدا عبادت كني و اين نصيحت را در تمام عمر فراموش نكن».
به كفاش مي فرمود:
«وقتي كفش مي دوزي، اولاً براي خدا سوزن را فرو كن و بعد آن را خوب و محكم بدوز كه به اين زودي پاره نشود».
به خياط ميگفت:
«هر درزي كه مي دوزي به ياد خدا بدوز و محكم».
يكي از شاگردان شيخ توصيه هاي ايشان به اخلاص را چنين توصيف مي كند: شيخ مي گفت:
«اين جا، خانة شيخ كه مي آييد براي خدا بياييد، اگر براي من بياييد ضرر مي كنيد»!
حال عجيبي داشت، مردم را به خدا دعوت مي كرد، نه به خود.
يكي از شاگردان شيخ مي گويد: در جلسه خصوصي به من فرمود:
«حواست فلان جاست، خوب است؛ ولي بايد براي خدا باشد».
روزي من با يكي از دوستان خدمت ايشان بوديم، اشاره كرد به قلب دوستم و گفت:
«در اين جا دو تا دختر (يا پسر) مي بينم، اين خوبه؛ ولي دل جاي خداست و بايد علاقه به فرزند براي خدا باشد».
مي فرمود: «مقدس ها همه كارشان خوب است، فقط «من» خود را با «خدا» بايد عوض كنند».
آيت الله فهري، توصيه هاي شيخ درباره اخلاص را چنين توصيف مي كند: تكيه كلام ايشان كار براي خدا بود. آن قدر ضمن فرمايشات خود تكرار مي كرد كه، كار براي خدا بكنيد، كار براي خدا بكنيد، كه براي شاگردانش كار براي خدا حالت مَلكه پيدا مي كرد. مانند يك فيل باني كه مرتب با چكش به سر فيل مي كوبد، مرتب بر انديشه شاگردانش ميكوبيد كه، كار براي خدا. مي فرمود: «شب كه به خانه مي روي و همسرت را ميخواهي ببوسي، براي خدا ببوس».
مي گفت: «در تمام زواياي زندگي انسان بايد خدا باشد».
مقامات و مكاشفات كساني كه در مكتب شيخ پرورش مي يافتند در اثر عمل به اين دستورالعمل بود.
يكي از شاگردان شيخ كه نزديك به سي سال با ايشان بوده نقل مي كرد كه شيخ به من مي فرمود:
«روح شخصي از علماي اهل معنا – كه ساكن يكي از شهرهاي بزرگ ايران بود – را در برزخ ديدم كه تأسف مي خورد و مرتب بر زانوي خود مي زد و مي گفت: واي بر من، آمدم، و عملي خالص براي خدا ندارم!
از او پرسيدم كه چرا چنين مي كند؟ پاسخ داد: در ايام حيات، روزي با يكي از اهل معنا كه كاسب بود برخورد كردم، او مرا به برخي از خصوصيات باطني خود متذكر ساخت، پس از جدا شدن از او تصميم به رياضت گرفتم، تا مانند آن شخص ديدة برزخي پيدا كنم و به مكاشفات و مشاهدات غيبي دست يابم. مدت سي سال رياضت كشيدم تا موفق شدم. در اين هنگام مرگم فرا رسيد، اكنون به من مي گويند: تا آن هنگام كه آن شخص اهل معنا تو را متذكر ساخت گرفتار هواي نفس بودي، و پس از آن تقريباً سي سال از عمر خود را صرف رسيدن به مكاشفات و رؤيت حالات برزخي كردي، اينك بگو عملي كه خالص براي ما انجام داده اي كدام است؟
يكي از علماي معاصر كه خود، استاد اخلاق و عرفان است، فرمودند كه از جناب شيخ رجبعلي درباره خودم سؤال كردم كه چگونه ام؟
پاسخ داد:
«آقاي حاج شيخ! دلت مي خواهد خوب شوي؛ ولي براي خودت! سعي كن براي خدا بخواهي خوب شوي!!»

آثار خالص

تكيه كلام شيخ اين جمله بود: «من كان لله كان الله له، كسي كه صد در صد براي خدا كار كند، خدا هم براي او خواهد بود و مي فرمود: «تو براي خدا باش، خداوند و ملائكه اش براي تو است».
گاهي مي فرمود: «تو براي خدا باش، خداوند و ملائكه اش براي توست».
گاهي مي فرمود: «اگر انسان موفق به عملش هم نوشد، صحبت آن اثر خوبي در روحيه شخص مي گذارد».

هدايت ويژه الهي از بركات اخلاص

شيخ يكي از بركات مهم اخلاص را برخورداري از هدايت ويژه الهي مي دانست و بر اين اعتقاد به اين آيه كريمه استناد مي كرد:
والذين جاهَدوُا فينا لَنَهدِينَّهُمْ سُبُلَنا، و كساني كه در راه ما كوشيده اند به يقين آنها را به راه هاي خود هدايت مي كنيم (20) و در تبيين مطلب مي فرمود:
«اگر تو براي خدا قيام كني، تمام عوالم خلقت دليل راه تو هستند. چون كمالشان در فناي در تو مي باشد،
آن ها مي خواهند آن چه را در فطرت دارند تحويل دهند تا به كمال واقعي برسند. اگر انسان براي خدا قيام كند، همه عوالم وجود سر راه او صفّ مي كشند، تا آن چه را در خود دارند به او عرضه كنند و راهنماي او باشند.»
شيخ براي برخورداري از هدايت ويژه الهي كه در واقع تربيت خاص او است، بالاترين مراتب اخلاص را ضروري مي دانست، بدين معنا كه انسان بايد از تلاشهاي خود هيچ هدفي جز رضاي خداوند متعال نداشته باشد، حتي كمال خود را هم در نظر نگيرد و در اين باره مي فرمود:
«تا انسان كمال خود را در نظر دارد به حقيقت نمي رسد، آن چه در توان انسان است بايد در راه رسيدن به خدا به كار گرفته شود، كه در اين صورت خداوند متعال انسان را براي خود تربيت مي كند».

بوي خدا در عمل!

جناب شيخ تأكيد مي كرد كه:
«وقتي خدا را شناختي، هر چه مي كني بايد خالصانه و عاشقانه باشد؛ حتي كمال خود را هم در نظر نگير. نَفْس بسيار زيرك و پيچيده است، و دست بردار نيست و به هر نحو شده مي خواهد خود را وارد كند.
انسان تا وقتي كه خود را مي خواهد و توجه به خود دارد، كارهاي او نفساني است و اعمالش بوي خدا نمي دهد؛ ولي اگر خودخواهي را كنار گذاشت و خداخواه شد، كارهاي او الهي مي شود و اعمالش بوي خدا مي دهد، و آن يك نشاني دارد كه در كلام سجّاد، – عليه السّلام – آمده است كه مي فرمايد: «وَ مَا أَطْيَبَ طَعْمَ حُبِّكَ يعني چقدر محبت تو خوش طعم است.

غلبه بر شيطان !

يكي از بركات كار براي خدا غلبه بر شيطان است. شيخ در اين باره، مي فرمود:
«كسي كه براي خدا قيام كند نفس با هفتاد و پنج لشگر و شيطان با جنود(21) خود، براي از بين بردنش قيام
مي كنند ولي «جُنُد اللهِ هُم الغالبونَ(22) ». عقل هم داراي هفتاد و پنج لشگر است و نخواهد گذاشت بنده مخلص، مغلوب شود. انّ عِبادِي لَكَ عَلَيْهِمْ سلطانٌ(23) ، اگر علاقه به خير خدا نداشته باشي، نفس و شيطان زورشان به تو نمي رسد؛ بلكه مغلوب تو مي گردند.
و مي فرمود: «در هر نفس كشيدن امتحاني است، ببين با انگيزه رحماني آغاز ميشود يا با انگيزه شيطاني آميخته مي گردد».

باز شدن چشم دل

جناب شيخ معتقد بود تا انسان به غير خدا توجه دارد و غير او را مي خواهد در واقع مشرك و دل او آلوده به زنگار شرك است و در اين رابطه به آية كريمة انما المشركون نجس(24) ، استشهاد مي كرد.
تا وقتي كه غبار شرك بر آينه دل باشد، انسان نمي تواند با حقايق هستي آشنا شود. از اين رو شيخ مي فرمود: تا انسان توجهش به غير خدا است، نسبت به حقايق هستي نامحرم است و از باطن خلقت آگاه نيست؛ اما اگر انسان خالص شود، غبار شرك از آينه دل او زدوده شده و محرم راز آفرينش مي گردد. جناب شيخ در اين باره مي فرمود:
«اگر كسي براي خدا كار كند، چشم دلش باز مي شود، اگر مواظب دلتان باشيد و غير خدا از دنياي او نخواهد كاست؛ بلكه اطاعت خدا علاوه بر دنيا، حيات طيّبة جاويد را هم نصيب او خواهد كرد و آن تصريح اين آيه است: مَنْ كانَ يُريدُ ثوابَ الدنيا فعند الله ثواب الدنيا و الأخره(25) يعني هر كس ثواب دنيوي مي خواهد (بداند كه) ثواب دنيوي و اخروي نزد خداوند است.
به بيان ديگر خداوند متعال همه چيز است. كسي كه خدا دارد همه چيز دارد. يكي از ارادتمندان جناب شيخ مي گويد: شيخ از من پرسيد: شغل شما چيست؟
گفتم: نجار هستم.
فرمود: اين چكش را كه به ميخ مي زني به ياد خدا مي زني يا به ياد پول؟ اگر به ياد پول بزني همان پول را مي دهند و اگر به ياد خدا بزني، هم پول به تو مي دهند و هم به خدا مي رسي.

براي خدا درس مي دادم

يكي از شاگردان شيخ از ايشان نقل مي كند كه:
در تشييع جنازه آيهًْ الله بروجردي جمعيت بسيار آمد و تشييع باشكوهي شد. در عالم معنا از ايشان پرسيدم كه چطور از شما اين اندازه تجليل كردند؟
فرمود: تمام طلاب را براي خدا درس مي دادم، خدا كار ما را درست كرد.
يكي از ارادتمندان شيخ از ايشان نقل مي كند كه فرمود:
«اسم فرزندم براي سربازي در آمده بود، مي خواستم دنبال كار او بروم كه زن و مردي براي حلّ اختلاف زند من آمدند لذا ماندم تا قضية آن دو را فيصله بدهم. بعدازظهر فرزندم آمد و گفت: نزديك پادگان به چنان سردردي مبتلا شدم كه سرم متورّم شد. پزشك معاينه كرد و مرا از خدمت معاف داشت. همين كه از پادگان بيرون آمدم گويي اثري از ورم و سر درد نبود.
شيخ در پايان اضافه كرد كه: ما رفتيم كار مردم را درست كنيم، خدا هم كار ما را درست كرد.(26)
2 – نظم كاري نسبت به هر شغل و كاري
در باب اهميت نظم و انضباط كاري اميرالمؤمنين علي – عليه السّلام – در بستر شهادت فرزندان خود را امر به نظم در امورشان مي فرمايد.
چه خوب است در نظم و انضباط حضرت امام خميني – رحمهًْ الله عليه – نظر كنيم.
مرحوم سيد عبدالمجيد ايرواني مي گويد: زماني كه ما در قم پاي درس امام حاضر مي شديم كمتر اتفاق مي افتاد كه من زودتر از امام به كلاس درس برسم و من و ديگر طلاّب وقتي به مسجد مي رفتيم براي شركت در درس مي ديديم كه امام حاضر بر روي منبر نشسته اند. حضرت امام از اين كه بعضي از شاگردان بعد از آغاز درس مي آمدند خيلي بدشان مي آمد(27).
سيّد علي غيوري مي گويد: در تمام حوزه علميه قم، درسي منظم تر از درس ايشان نبود. ايشان در مدت چهار سال و نيم، يك دوره اي درسي اصول فقه تدريس كردند و به غير از عيدها و مراسم سوگواري و يا جمعه ها، دو روز از درس را تعطيل كردند.(28)
محمد حسن قديري مي گويد: از جمله خاطره هايي كه از حضرت امام دارم سفارش ايشان به منظم بودن تقسيم وقت و هر كاري را در وقت خود انجام دادن است و مي فرمودند: وقتي اوقات و كارهاي شما بركت پيدا مي كند كه آنها را تنظيم كنيد.(29).

عاملين تضييع ثروت مردم

مقصود از عنوان فوق اين است كه ممكن است فردي به گونه مستقيم، ضايع كننده ثروت ديگران نباشد؛ ولي از راه ارائه ناقص خدمات و يا توليدات خود، موجبات فرسايش اموال آنان را فراهم سازد و مسبّب اسراف ديگران شود كه در حقيقت مسرف واقعي همو به حساب مي آيد.
و نظر به اهميّتي كه اين قسمت از بحث دارد و ارتباطي كه با مسأله اتقان و استحكام در امور به طور عموم و در كارهاي توليدي خصوصاً پيدا مي كند و نيز اصل رابطه اتقان با اسراف، كه در غير اين صورت هم به كار مي آيد، لازم است نگاهي به موضوع اتقان به عنوان مقدمه اي براي اين شاخه از بحث داشته باشيم.
3 – اصل اتقان در كار
از موضوعاتي كه توجه بدان در همه امور لازم است و رعايت آن منافع بي شماري را براي انسان و جامعه به ارمغان مي آورد، اصل (اتقان) و محكم كاري است. تعبير از اتقان به اصل، بدين جهت است كه اين موضوع از اموري است كه بايد در همه شؤون فردي و اجتماعي مورد توجّه انسان و حاكم بر تمام ابعاد زندگي مادي و معنوي او باشد، و جامه زيبايي است كه بايد اندام امّت اسلام را در خود بپوشاند. پندار بعضي بر آن است كه اتقان، در امور مربوط به طبيعت و زندگي مادّي موافق با اسلام نبوده و نوعي دنياطلبي و علاقه بدان محسوب مي شود؛ در صورتي كه اين موضوع، امري غير از علاقه به دنياست.
دنيا طلبي، عشق به دنياست؛ در صورتي كه اِبرام و محكم كاري براي بهره برداري صحيح و مشروع از آن است. انسان با دنياطلبي بر اضطراب و نگراني هاي خويش مي افزايد و از خدا دورتر مي شود؛ در صورتي كه در رعايت اتقان آرامش خاطر فراهم مي شود تا انسان در سايه آن با خيالي آسوده بتواند به استكمال معنوي خويش بپردازد. پس اتقان دنياطلبي نيست؛ بلكه آخرت خواهي است و دوري از مقصد نيست؛ بلكه نهايت اتقان و استحكام آفريده است و در قرآن مجيد فرموده است:
… صُنْعَ اللهِ الّذي اَتْقَنَ كُلَّ اِنَّهُ خَبيرِ بِما تَفْعَلوُنَ.
اين آفرينش خداست كه همه چيز را با اتقان و استحكام آفريده و به آنچه مي كنيد، آگاه است.
حضرت امام حسن مجتبي به جنادهًْ بن ابي اميه فرمود:
براي دنياي خود آن چنان كار كن كه گويا هميشه خواهي بود و براي آخرت خود چنان عمل كن كه گويا فردا خواهي مرد.
البته براي اين حديث دو احتمال وجود دارد: يكي اين كه در كارهاي دنيا عجله و شتاب مكن؛ ولي براي انجام كارهاي مربوط به آخرت تعجيل نما؛ احتمال ديگر اين كه مقصود حضرت اشاره به همين اتقان و ابرام در كارها باشد. به نظر مي رسد بين اين دو معنا دوگانگي و اختلافي نيست؛ زيرا منافاتي بين استحكام در كار و صبر و تأنّي در آن وجود ندارد. همچنين رسول اكرم در جريان وفات فرزندش (ابراهيم) و پس از آن كه آن حضرت پوشش قبر او را به درستي و با دقت محكم كرد فرمود:
اِذا عَمِلَ اَحَدُكُمْ عَمَلاً فَلْيُقْتِنْ ؛
هر گاه يكي از شما كاري انجام داد، لازم است آن را با محكم كاري و اتقان به پايان برد. و نيز همان حضرت در قضيّه مرگ (سعد بن معاذ) و بعد از فراغ از محكم كاري قبر او فرمود:
اِنّي لأَعْلَمُ اَنَّهُ سَيُبْلي(30) وَ يَصِلُ إِلَيْهِ الْبَلي، وَلِكِنَّ الله يُحِبَّ عَبْداً اِذا عَمِلَ عَمَلاً اَحْكَمَهُ؛
من مي دانم كه اين جسد به زودي از هم خواهد گسيخت و از هم پاشيده مي شود؛ ولي خداوند دوست دارد بنده را كه وقتي عملي انجام مي دهد، محكم كاري مي كند.
اين دو فرموده حضرت، گرچه در مورد خاصّي صادر شده و آن (پوشش قبر) است؛ ولي اصل كلام آن حضرت همه موارد را شامل است و بين دانشمندان علم اصول مسلّم است كه اگر سخني فراگير باشد مورد خاص آن، ضرري به فراگيري و عموم آن وارد نمي كند.
بنابراين سخن پيامبر شامل تمامي امور مادّي و معنوي انسان است و اتقان در مورد همه كارهايي كه در بهبود وضعيّت فرد و جامعه مؤثر است و آنان را به سوي غناي مادّي و كمال معنوي سوق مي دهد، مطلوب است.
اتّفاقاً مرحوم شيخ حرّ عاملي (ره) هم در عنواني كه براي اين باب گشوده است، موضوع را به طور عموم مطرح كرده و حكم با استحباب اتقان در ساير اعمال نيز فرموده است.
اتقان و اسراف
در اين جا اين سؤال مطرح است كه در بسياري موارد بين اتقان و اسراف، تزاحم و برخورد پيش مي آيد؛ زيرا ممكن است رعايت استحكام مستلزم مخارج زياد باشد و يا دولت در راستاي اِعمال اتقان در طرح ها و برنامه هايش، هزينه سنگيني را متحمّل بشود كه احتمال اسراف در آن باشد در اين صورت از كدام يك بايد صرف نظر كرد؛ مي بايد از اسراف حرام چشم پوشيد، يا از اتقان مستحب؟ پاسخ اين است كه اگر موارد برخورد بين اين دو، به درستي محاسبه شود معلوم مي شود كه تحمّل خرج زياد در جهت اتقان نه تنها اسراف نيست؛ بلكه خود نوعي پيشگيري از اسراف است. چه بسيارند خسارت ها و زيان هايي كه از ناحيه صرفه جويي هاي نا به جا و غير اصولي و بي توجّهي به اصل ابرام و استحكام متوجه جامعه و افراد مي شود.
براي اثبات اين مدّعا، كافي است نگاهي به ميزان خرابي هاي زلزله سال 1369 گيلان و زنجان بيندازيد؛ كه بنا به اظهارات مسؤولان امور، قسمت اعظم آن ناشي از عدم رعايت اين امر در ساختمان هاي آن مناطق بوده است. در حالي كه بسياري از نقاط پيشرفته دنيا، زلزله هايي به همان شدّت و يا حتّي شديدتر از آن به وقوع مي پيوندند و در مقابل، خسارت و زيان ناچيزي مي بينند. بنابراين، اتقان در امور نه تنها موجب اسراف نيست؛ بلكه عدم آن در معرض تلف قرار دادن مال و سرمايه است و اين مطلب به خصوص در خدمات و پروژه ها و سرمايه گذاريهاي دولتي بسيار حايز اهميّت است.
گذشته از اين كه در موارد زيادي بي توجهي به اصل اتقان و ابرام، عمل مهمّي براي فرسايش و تضييع ثروت شخصي ديگران نيز هست كه در دنباله بحث به دو مورد آن مي پردازيم.

توليد كنندگان

توليد كنندگان كه در حقيقت، گردانندگان چرخ اقتصاد و معاش جامعه هستند، نقش بسيار اساسي در مورد سرمايه هاي مردم بر عهده دارند و در واقع قوام يك ملّت بسته به قوام بخش توليد است. اتقان و ابرام اگرچه در همه جا مطلوب است، در آن جا از مطلوبيت بيشتري برخوردار است؛ چرا كه اساس استقلال و خودكفايي اقتصادي را بايد در اتقان امر توليد جستجو كرد؛ از بخش كشاورزي گرفته تا بخش صنعت و از توليد گران مواد غذايي تا توليدات كالاهاي مصرفي ديگر، كه به چند مورد از آن به عنوان نمونه مي پردازيم.

1 . كشاورزان

كشاورزي كه اساسي ترين ركن توليد در هر كشوري به شمار مي رود، بايد از متقن ترين بخش هاي هر جامعه باشد. اتقان كشاورزي امروز به اين است كه زارعان ما، به آخرين تجربيّات دانش كشاورزي آشنا شوند و آن را كاملاً اعمال كنند و با كمك و اعانت بكوشند كه اگر به درستي به اين موضوع توجّه نشود و حاصل آن به صورتي آفت زده و نامرغوب تحويل بازار شود، گذشته از اين كه خود متضرّر مي شوند، به جهت عدم استفاده كامل مصرف كننده، قسمتي از آن به دور ريخته مي شود و تضييع مال آنان را به دنبال دارد.

2 . نانوايان

همچنين نانوايان كه در حقيقت توليد كننده بهترين و پر ارزشترين ماده غذايي مردم هستند، چنانچه در پخت نان دقّت و حوصله كافي به كار نبندند كه مصرف كننده نتواند به درستي و به طور كامل از آن استفاده نمايد، عملي مسرفانه كرده اند و موجب اسراف در شريف ترين ماده غذايي مردم گشته اند. در اين زمينه گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي به نقل از استاندار تهران، قابل توجه است.
حدود 30 درصد ناني كه در نانوايي هاي تهران طبخ مي شود به دلايل گوناگون قابل مصرف نيست و دور ريخته مي شود … او پخت نامطلوب نان و كيفيّت نامرغوب آرد مصرفي در نانوايي ها را دليل عمده قابل مصرف نبودن بخش قابل ملاحظه اي از نان طبخ شده در نانوايي هاي تهران ذكر كرد.
مشابه اين گزارش، از ساير شهرستان ها نيز گاهي به وسيله فرمانداران و مسؤولان آن شهرها از طريق روزنامه ها و مجلاّت اعلام مي شود، كه لزوم كنترل بيشتر و مداوم دولت و حمايت جدي مردم از اعمال آن را مي طلبد.

3 . توليد گران كالاهاي صنعتي

يك بنگاه توليدي كه در بالا بردن كيفيّت اجناس توليدي خود، كوتاهي مي كند و فرآورده هاي خويش را به صورتي نامرغوب عرضه مي نمايد، به گونه اي كه با كمترين استفاده از آن، قابليت بهره وري خارج و به كناري گذاشته مي شود و يا بايد مرتب در دست تعمير باشد، اضافه بر اين كه اعتماد عمومي را به توليدات داخل سلب و پايه هاي استقلال و خودكفايي را سست مي نمايد، موجب تضييع و به هدر رفتن سرمايه هاي ملّي و شخصي مردم نيز مي گردد. ممكن است بپرسيد:
اولاً: توليد كننده همواره سعي مي كند تا سطح كيفي توليد خويش را بالا ببرد، تا اعتماد و توجه مصرف كننده را به سوي اجناس خود نمايد.
ثانياً: رشد صنعت با رشد توليد ارتباطي مستقيم دارد و با تكنولوژي رايج در جهان سوم سطح توليد را بهتر از آنچه هست، نمي توان ارتقا داد.
پاسخ اين است كه، اين سخن در شرايطي صحيح است كه وضع بازار داخلي به صورتي باشد كه به جهت وفور اجناس – به خصوص جنس هاي خارجي و پايين بودن قيمت آنها – كالاهاي داخلي بخواهند در صحنه رقابت با هم به ويژه با فرآورده هاي خارجي وارد شوند؛ ولي در غير اين صورت مخصوصاً در كشوري كه در مرحله عبور از وابستگي به وادي خود كفايي و استقلال به سر ببرد و دروازه هاي آن به روي اجناس خارجي بسته شده باشد و عرضه هاي داخلي، بر كنار از رقابت با اجناس خارجي، يكّه تاز ميدان شوند و مردم هم چاره اي جز خريد و مصرف توليدات داخلي را نداشته باشند و سطح اين توليدات نيز تكافوي نياز جمعيّت را ننمايد، ممكن است انگيزه هاي رشد كيفي كالا در حدّ امكان، از بين توليدگران سلب شود و آنان را به سوي توليد كم خرج و نامرغوب فرآورده هاي خود بكشاند.
بخش خدمات
بخش خدمات پس از توليد، بالاترين نقش را در زندگي اجتماعي و اقتصادي مردم بر عهده دارد و از همين قشر وسيعي از جامعه را به سوي خود جذب كرده و به كار مي كشاند.
از آن جا كه بسياري از كساني كه به اين بخش وابسته اند، همچون تعميركاران لوازم زندگي و يا سازندگان و مرمّت كنندگان امور ساختمان، ارتباط مستقيمي با اموا مردم دارند، در حقيقت امانتدران جامعه به حساب مي آيند و خيانت و تضييع اموال در بين بعضي از آنها زياد به چشم مي خورد.
به عنوان مثال، كارگري كه براي انجام كاري اجير مي شود چنانچه در آن عمل دقّت كافي به عمل نياورد و از اين جهت صدمه اي بر صاحب كار وارد آيد، اضافه بر اين كه حقّي به اجرت ندارد، ضامن ضرري كه بر صاحب كار وارد آيد، اضافه بر اين كه حقّي به اجرت ندارد، ضامن ضرري كه بر صاحب كار وارد نموده ني هست و اين خود از موارد اتلاف مال است. در يك حديث معتب امام صادق – عليه السّلام – فرمود:
مردي به خدمت امير المؤمنين – عليه السّلام – رسيد و از شخصي كه به اجيري گرفته بود، تا در ساختمان او را تعمير نمايد؛ ولي او با بي احتياطي ميخ را به در كوفته، آن را دو نيمه كرده بود، شكايت داشت. آن گاه اميرالمؤمنين – عليه السّلام – آن شخص را ضامن قرار داد.
همين طور، تعميركاري كه در بازسازي وسايل و لوازم مراجعين خود سعي و توجّه كافي نكند و يا بدون داشتن تخصّص لازم در آن كار، به اموال مردم دست بزند به گونه اي كه پس از تعمير با كمترين استفاده از كار بيفتد و مخارج تازه اي را بر صاحبش تحميل كند، اين خود نوعي ضايع نمودن و به هدر دادن اموال مردم دست بزند به گونه اي كه پس از تعمير با كمترين استفاده از كار بيفتد و مخارج تازه اي را بر صاحبش تحميل كند، اين خود نوعي ضايع نمودن و به هدر دادن اموال مردم به شمار مي رود و نيز اگر از اين طريق نقصي به دستگاه و وسيله مورد تعمير وارد شود، ضامن است.
امام صادق (ع) در حديثي فرمودند:
كُلَّ عامِلٍ اَعْطَيْتَهُ اَجْراً عَلي اَنْ سُصْلِحَ فَأفْسَدَ فَهُوَ ضامِنِ؛
هر صاحب حرفه اي كه اجير كني تا مال تو را اصلاح كند؛ ولي آن را تباه سازد و از بين ببرد ضامن است.

كوتاهي در حفاظت از مال اماني

امانتداري كه وسيله اي از مردم و يا ساتمان مسكوني آنان را با عاريه گرفته است و يا به عوان اجاره در اختيار خود دارد، تا از منافع آن استفاده نمايد، اگر در حفظ و نگهداري از آن كوتاهي كند و چون آن مال را از خود و در ملك خويش نمي داند، در صيانت از آن سستي نشان دهد، مرتكب اسراف و تضييع در اموال ديگران شده است و لذا در عين حالي كه عاريه دادن وسايل و لوازمي كه در اختيار همگان نيست به نيازمندان آن، تأكيد و سفارش بسيار شده و حتّي قرآن مجيد مانعين آن را تهديد به هلاكت و عذاب نموده است؛ چنانچه صاحب مال ببيند عاريه گيرنده آن را فاسد و معيوب مي نمايد، مي تواند در اختيارش قرار ندهد. در قسمتي از يك حديث معتبر، (ابي بصير) مي گويد: امام صادق (ع) فرمود:
مقصود از ماعون در آيه شريفه، قرض و يا خدمتي است كه به ديگران ارائه مي دهي و نيز وسايل منزلي كه براي استفاده آنان در اختيارشان قرار مي دهي و زكات هم از ماعون است.
مي گويد: به حضرت عرض كردم: ما همسايگاني داريم كه وقتي وسيله و متاعي به آنها عاريه مي دهيم؛ آن را مي شكنند و فاسد مي كنند، آيا جايز است از دادن آن امتناع كنيم.
حضرت فرمود: هر گاه اين گونه عمل كنند، مي توانيد از عاريه دادن آن خودداري نماييد و باكي بر شما نيست.

افراط در بهره جويي از مال مجاز

از موارد اسراف در اموال ديگران، تجاوز و زياده روي در استفاده از اموال آنها در موارد بهره برداري هاي مجاز است. به عنوان مصال، انسان مي تواند از آذوقه خانه پدر و مادر، برادر و خواهر، عمو، عمّه، دايي، خاله و يا منزلي كه كليد آن به عنوان حفاظت و يا وكالت در اختيار او باشد و نيز منزل دوست و رفيق خود، استفاده نمايد؛ ولي در بعضي از روايات، امامان معصوم آن را به مواردي كه ميانه روي و اعتدال رعايت شود محدود نموده اند. امام صادق (ع) مي فرمايد:
آن كساني كه خداوند در آيه كريمه نام برده است، مي تواني بدون اذن آنها از خرما و خورش خانه آنان استفاده نمايي و همين طور زن اجازه دارد بدون اذن شوهر از غذاي منزل او استفاده نمايد و اما اضافه بر آن از غذاها جايز نيست.
گويا حضرت مي فرمايد، انسان مجاز است در منزل اين افراد از خوردنيهايي مانند پنير و شير و خرما و غير آن كه معمولاً به عنوان خورش به همراه نان خورده مي شود، استفاده نمايد؛ ولي غذاها و ساير موادّي كه صاحبِ خانه با خرج مبالغي زياد، براي ميهمان و حفظ آبرو و يا استفاده شخصي تهيّه مي كند، نبايد بدون اجازه دادن و اذن او در آن تصرّف كرد. و نيز در حديث ديگري همان حضرت و يا حضرت امام باقر – عليه السّلام – فرمودند:
اين اجازه تا هنگامي است كه موجب فساد مال صاحب خانه نشود.
همچنين وليِّ يتيم كه عهده دار حفاظت از اموال و مصالح اوست مي تواند در مقابل حراست و وظايفي كه در اين ارتباط انجام مي دهد، مقداري از مال او استفاده كند؛ ولي مجاز نيست در بهره برداري از آن زياده روي و اسراف پيشه كند. قرآن كريم در اين مورد مي فرمايد:
اموال يتيمان را از روي اسراف نخوريد، و از خوف اين كه مبادا بزرگ شوند و شما را از تصرف در آن منع نمايند، به زياده روي مبادرت نكنيد.
باز به عنوان نمونه، انسان مجاز است اگر در سر راه خود، گذارش به باغي افتاد كه شاخه درختي از آن بيرون آمده باشد، مقداري از ميوه آن استفاده نمايد و اجازه خواستن از صاحب آن لازم نيست؛ ولي چيدن ميوه و بردن آن و يا شكستن شاخه درخت و يا زياده روي در خوردن و نيز وارد كردن صدمه ديگري بر درخت و ميوه ها جايز نيست. در حديثي از حضرت صادق (ع) شد:
مردي به باغستاني – چه ديوار باشد چه نباشد – عبور مي كند آيا مي تواند بدون اين كه ضرورتي به تناول از ميوه هاي آن داشته باشد، صرفاً از روي خواسته دل، از آن استفاده نمايد و آيا مي تواند براي نياز و گرسنگي از آن بخورد حضرت فرمود: اشكالي ندارد از آن استفاده كند؛ ولي با خود به همراه نبرد و آن را فاسد ننمايد.
همچنين حضرت صاحب الامر – عليه السّلام – در جواب سؤالي در همين زمينه فرمود:

خوردن براي او حلال، ولي براي او حرام است.

در اين جا به همين چند نمونه بسنده مي كنيم و تذكر اين نكته نيز لازم است كه غرض در هر سه مورد ذكر مثال است و خصوصيات مسائل را براي عمل بايد در كتاب هاي فقهي و رساله هاي عمليّه جستجو كرد و وارد شدن در تفصيل آن، از موضوع و هدف اين نوشته بيرون است.
در حقيقت، كارهاي ديگران امانت هايي هستند كه به ما سپرده شده اند و ما متعهد به انجام درست آنها هستيم و بايد براي توفيق در اين امر از خداوند كمك بخواهيم. امام صادق – عليه السّلام – از پيامبر اكرم – صلّي الله عليه و آله – نقل مي كند: «از خداوند، راستي و درستي بخواهيد و همراه با آن، درستكاري را از او درخواست كنيد».

4 . وجدان كاري

امام علي – عليه السّلام – وجدان كاري را زينت انسان مي داند و مي فرمايد: «الزّينهًُْ يُحْسِنِ الثّيابِ؛ زينت و زيبايي انسان به راستي و درستي است نه به لباس نيكو».
عمر بن يزيد مي گويد از حضرت امام صادق – عليه السّلام – شنيدم كه فرمود: «هنگامي كه مؤمن كارش را به خوبي و درستي انجام دهد، خداوند ثواب آن كار را هفتصد برابر مي كند … ».
البته بهره مندي از وجدان كاري، نشان دهنده عنايت الهي به بنده درستكار است، چنان كه حضرت امير – عليه السّلام – نيز در تأييد اين سخن مي فرمايد: «مَنْ اَمدَّه التَّوفيقُ اَحْسَنَ الْعَمَلَ؛ هر كس توفيق الهي مددكارش باشد، كار را به خوبي و درستي انجام مي دهد».
و به راستي كه به فرموده پيامبر گرامي اسلام – صلّي الله عليه و آله – : «خداوند كسي را كه ]هرگاه[ كاري بر عهده اش مي نهند به درستي انجام مي دهد، دوست مي دارد».

وجدان كاري در فعاليت هاي اجتماعي

داشتن وجدان كاري، به فعاليت هاي اجتماعي ارزش و اعتبار مي بخشد و كساني كه همواره در زندگي كاهلي و كم كاري مي كنند، آسيب هاي جبران ناپذيري به خود و اجتماع وارد مي سازند. از بعد فردي لقمه هاي خود را به حرام مي آلايند و از بعد اجتماعي چرخه كار جمعي را از حركت مي اندازند. در سيره امامان معصوم – عليهم السّلام – توصيه هاي بسياري براي اصلاح، به اين گونه افراد وارد شده است، آنجا كه حضرت علي – عليه السّلام – به خياطي كه كم كاري مي كرد، فرمود:
اي خياط، مادرت به عزايت بنشيند! نخ ها را سفت و محكم كن، درزها را كوچك بگير، كوك ها را نزديك به هم بزن، زيرا من از پيامبر خدا – صلّي الله عليه و آله – شنيدم كه فرموده: «خداوند در روز واپسين، خياط خيانت پيشه را در حالي محشور مي كند كه لباسي كه خود آن را دوخته و در آن خيانت پيشه را در حالي محشور مي كند كه لباسي كه خود آن را دوخته و در آن خيانت روا داشته، بر تن كرده است.
اضافه هاي پارچه را بر نداريد، زيرا حق صاحب لباس است و دست ها به آن آلوده مگردد كه باعث مجازات الهي خواهد شد.
اسلام به زمينه هاي مهمي چون آموزش و پرورش نيز رهنمودهاي سازنده اي دارد و همگان را به درستي و راستي در كارها سفارش مي كند. امام سجاد – عليه السّلام – در مورد وجدان كاري در تعليم و تربيت مي فرمايد: «اگر مردم را به خوبي و درستي آموزش دهي و با آنان به خشونت رفتارنكني و آنها را به ستوه نياوري، خداوند از فضل و بخشش خود تو را بركت مي دهد».

عوامل وجدان كاري

رهبر معظم انقلاب در پيام نوروزي فرمود:
بايد وجدان كاري فرهنگ عمومي بشود. بايد كسي كه كاري انجام مي دهد، تصور بكند كه يك نفر بالاي سرش ايستاده است، ولو در اتاقي خلوت، تنها باشد. كار بايد كامل، محكم، قوي، ابتكاري و همراه با نياز انجام گيرد.
ريا يكي از عوامل نبود وجدان كاري است. كساني كه در حضور رئيس يا مدير ناظر، وظيفه خود را به دقت و درستي انجام مي دهند، ولي زماني كه احساس مي كنند هيچ فردي آنها را نمي پايد، رو به تنبلي و سستي مي آورند و از ياد مي برند كه عالم محضر خداست و نمي توان دور از نگهبانان الهي، به تن آسايي روي آورد. حضرت علي – عليه السّلام – مي فرمايد:
ريا كار چهار نشانه دارد: وقتي تنهاست، با سستي و تنبلي كار مي كند و چون در ميان مردم باشد، شاداب و با نشاط است؛ وقتي از او تعريف شود، بيشتر كار مي كند و چون از او تعريف شود، بيشتر كار مي كند و چون از او تعريف نشود، كار را ناقص انجام دهد.
انسانيت و اخلاق، آدمي را وا مي دارد كه به كساني كه به او اعتماد كرده و سر رشته كاري را به او واگذار كرده اند، خيانت نكند و كم كاري را روا نداند. اميرمؤمنان و نيك عملان، امام علي – عليه السّلام – مي فرمايد: «فريب دادن كسي كه تو را امين مي داند، ناسپاسي است.»
امام علي – عليه السّلام – مردم را نسبت به كوتاهي در كار هشدار مي دهد و مي فرمايد: « از كساني نباش كه عمداً در كار كوتاهي مي كنند.»
و باز مي فرمايد: «هر كه در كار كوتاهي كند، سستي و كاهلي اش افزون مي شود.»
لازم است بدانيم كه از دست دادن فرصت ها و كم كاري در امور، نتيجه اي جز پشيماني و عذاب وجدان ندارد. آفتي كه حضرت علي – عليه السّلام – توجه آدمي را به آن جلب مي كند و مي فرمايد: «هر كس عمداً در كار خود كوتاهي كند، به اندوه و ناراحتي گرفتار مي شود.»

نقش عوامل بيروني در افزايش وجدان كاري

نظارت و بازرسي دقيق فعاليت هاي افراد، از عوامل مؤثر در تقويت وجدان كاري كارگزاران نظام اسلامي است. حضرت علي عليه السّلام در تأثير نظارت بر افزايش وجدان كاري مي فرمايد:
در كارهاي كارگزاران، كاوش و به امور آنان رسيدگي كن و بازرس هاي درست كار و وفادر بر آنان بگمار؛ زيرا بازرسي مخفي تو از كارهاي آنها، موجب مي شود كه ايشان امانت داري را پيشه خود سازند و با مردم به رفق و نرمي رفتار كنند.
ايشان تأمين نيازهاي معيشتي كارگزاران را، از راه هاي اساسي رسيدگي به مردم و خدمت شايسته به آنان مي داند، آنجا كه فرموده است:
ارزاق و حقوق كارگزاران را فراوان ده كه اين كار، آنان را به اصلاح خودشان توانا مي سازد و همچنين آنها را از ]طمع[ و دست درازي به اموالي كه در اختيارشان است، بي نياز مي گرداند و نيز اين كار بر آنان حجت و دليل است (كه) اگر فرمانت را به كار نبستند و يا در امانت تو خيانت ورزيدند (و تو آنها را مؤاخذه كردي)، بهانه اي نداشته باشند.
افزون بر اين، سپردن تدبير كارها به صالحان و درستكاران براي ياري كارگزاران، در سيره حضرت اميرمؤمنان – عليه السّلام – جايگاه ويژه اي دارد و ايشان در به كارگيري افراد شايسته در پست هاي مهم چنين توصيه مي كند:
از كارهايي كه كارگزارانت در گذشته براي افراد صالح پيش از تو انجام داده اند، اطلاع حاصل كن، آن گاه بهترين و نيكوترين آنها را كه ]ميان[ مردم شناخته شده هستند ]نيز[ و معروف ترين آنان را در دست كاري و امانت داري، برگزين.
ايشان معتقد بودند كه پيش از سپردن كارها به مسئولان بايد از ديانت، راستي و درستي آنان مطمئن بود و آنها را آزمايش كرد، بر اين اساس مي فرمايد: «در كارهاي كارگزارانت با دقت نگاه كن، پس از آنكه آنان را آزمايش و تجربه كردي، به كار وادار.»
همچنين براي اينكه ريشه ناراستي خشكانده شود و از سوي ديگر به كارگزاران صالح ارج نهاده شود، طرح تشويق نيكوكاران و تنبيه بدكاران را بيان مي كند و مي فرمايد:
نبايد نيكوكار و بدكارنزد تو جايگاهي ]يكسان[ داشته باشند؛ زيرا اين كار، نيكوكاران را در نيكي و درست كاري بي رغبت مي كند و بدكاران وا مي دارد. بنابراين هر كدام از آنها را نسبت به كاري كه انجام داده است، جزا بده.

5 . رعايت حدّ اعتدال در كار

سؤال مي شود كه مقصود و منظور از كار كردن چيست؟ آيا بايد همه وقت را صرف كار كردن نمود و به طور كل همه چيز را فداي كسب و طلب نمود، يا حدّ و اندازه اي دارد؟ خوشبختانه پاسخ اين پرسش را حضرت صادق – عليه السّلام – فرموده است: «بايد كسب تو براي تأمين زندگي از حدِّ آدمهاي كم كار بگذرد، و به اندازة اشخاصِ حريص دنيا دوست و دل به دنيا داده، نرسد؛ پس خود را در كار و كسب، در حدِّ انساني با انصاف و آبرودار قرار بده و از اشخاص سست و ناتوان بالاتر آور و به كسب آنچه مورد نياز است بپرداز.»
اين فرمايش حضرت صادق – عليه السّلام – همان مسئله پر ارج قناعت است كه شخص مؤمن غرق در ثروت اندوزي بي حدّ و حصر و بي خير و منفعت نگردد و به حدّ كفاف از روزي خداوند قانع باشد.

6 . خوش برخوردي و خوش رويي

خوش برخوردي مدير و كارمند و سر كارگر و همه و همه يكي از ديگر اخلاقيات كار است خصوصاً اين كه بعضي از مشاغل ذبه جهت برخورد بيشتر صاحبان آن ها با مردم نياز بيشتري به برخورد خوش با مردم دارند، به اين دليل حضرت صادق – عليه السّلام – فرمود: «هر صنعتگري ناگريز بايد سه خصوصيت داشته باشد تا كار و كسب او رونق پيدا كند ….. (سوم) اين كه بتواند نظر مشتري را جلب كند يعني خوش برخورد و خوش رفتار باشد».

7 . رازداري

برخي از مشاغل به جهت حساسيت خاص خود، نياز مبرم به رازداري و كتمان دارد مثلاً كساني كه در رابطه با انرژي هسته اي مشغول به كار هستند، مي طلبد كه نسبت بدان بسيار رازدار باشند به جهت آنكه بروز برخي از اطلاعات ممكن است به صلاح يك مملكت نباشد و چه بسا عواقب زيان باري را به بار آورد. حضرت صادق – عليه السّلام – به طور كلي درباره رازداري امت اسلام فرموده اند: «مردم به دو خصلت مأمور شدند امّا آنها را تباه كردند و از اين رو همه چيز را از دست دادند: شكيبايي و رازداري.

8 . امانت داري

امام صادق – عليه السّلام – فرموده است: «هر صنعتگري ناگريز بايد سه خصوصيت داشته باشد تا كار و كسب او رونق پيدا كند (يكي) اين كه در كار خود ماهر باشد (دوم) اين كه در كار خود امانت به خرج بدهد …

9 . امروز و فردا كردن صاحب شغل

يكي از آفات اخلاق كار و حرفه امروز و فردا كردن براي مردم است و جاب مردم را درست ندادن و خلف وعده كرده است؛ لذا حضرت رسول (ص) فرموده اند: «واي بر صنعتگران امتِ من از امروز و فردا كردن».
حضرت رسول درباره صنعتگران گران اين مطلب را فرموده اند ولي مي تواند قابل سرايت به خيلي از صاحبانِ حَرف و مشاغل باشد.

10 . دلسوزي

كارگر يا كارمند و يا هر شاغل در هر شغلي كار خود را دلسوزانه انجام بدهد و گويا كه آن كار را براي خودش و يا يكي از نزديكانش انجام مي دهد.

11 . عدم پروا از انجام كار آبرومندانه و با شرافت

12 . اهميت دادن به كار

اين مورد نيز اصلي است كه بايد رعايت شود و نشان دهندة ميزان عشق و علاقه هر شخص به كار خود مي باشد. حضرت آيهًْ الله نوري مي فرمايد: يكي ديگر از خصوصيات امام اين بود كه به كلاس درس خيلي اهميت مي دادند و حتي يك دقيقه هم تأخير نمي كردند. ايشان در سالهاي اختناق در مدرسه فيضيه تدريس مي كردند. در يكي از روزها ساواك به مدرسه حمله كرده بود. طلاّب و حضرت امام سرِ وقت براي درس حاضر شده بودند، ولي ما فكر كرديم كه امروز كلاس تعطيل مي شود ولي چنين نشد و امام در صحن حضرت معصومه (س) بر روي زمين نشستند و مشغول تدريس شدند. (31)

13 . انجام هر كاري در وقت خود

در بيان اين مورد پر اهميت بسنده مي كنم به ذكر روايتي از امام علي – عليه السّلام – ، «كار هر روز را در همان روز انجام بده كه هر روزي را كاري است».(32)

14 . جديّت در اشتغال به هر كاري

سيد حميد روحاني مي گويد: در طول يازده سالي كه در نجف اشرف در محضر امام بودم هرگز نشد كه حوادث و رويدادهاي بزرگ سياسي موجب آن شود كه امام از برنامه هاي فوري و تدريس فقه اسلام باز بمانند و يا با سردي و بي حالي اين برنامه را انجام دهند …(33)

15 . پشتكار و عدم يأس

حضرت آيهًْ الله شيخ جعفر سبحاي مي فرمايد: حضرت امام همان طور كه در مسئله تهذيب نفس تمجّد پيگير بودند، در دوران جواني در مسئله تحصيل نيز كاملاً ساعي و كوشا بودند حتي زماني كه سنّشان از پنجاه سال تجاوز مي كرد گاهي شش ساعت پي در پي مطالعه مي كردند …(34)
منشور اخلاقي، اداري معاونت طرح و برنامه دانشگاه فردوسي مشهد
1 . حفظ آرامش در محيط كاري
2 . رازداري و حفظ اطلاعات معاونت
3 . رعايت نظم انضباط كاري، حضور به موقع و منظم در محل كار، وقت شناسي و مسئوليت پذيري
4 . برخورد مناسب با ارباب رجوع و انجام امور آنها در كوتاهترين زمان ممكن و با كيفيت مطلوب
5 . سرعت عمل و دقت در پيگيري امور محوّله
6 . اهتمام هميشگي در آموزش و افزايش معلومات شغلي و اجتماعي و استفاده بهينه از دانش، نظرات و تجربيات خود و ديگران در جهت بهبود انجام وظايف
7 . كمك به ساير همكاران به موازات رعايت حرم كاري يكديگر
8 . پذيرفتن انتقاد و پيشنهاد
9 .حفظ و نگهداري تجهيزات اداري و رعايت اصل صرفه جويي
10 . پرهيز از استفاده شخصي و غير اداري در وقت اداري از اموال مانند تلفن، رايانه، امكانات شبكه و …
11 . پرهيز از انجام هر گونه امور غير اداري در وقت اداري و اخذ مجوّز براي حضور در جلسات غير كاري در ساعت اداري (مانند: مراسم ترحيم، جشن، تلاوت قرآن، ورزش و …)
12 . هماهنگي كامل با مدير مربوطه
13 . پايبندي به مفاد قرارداد شغلي و اجتناب از هر گونه چانه زني در مورد مزاياي شغلي فراتر از قرارداد و قانون
14 . آمادگي رأي اعزام به مأموريت درون و برون شهري در صورت لزوم
15 . هماهنگي با مدير مربوطه براي حضور خارج از وقت اداري در محل كار (اضافه كار)

كم فروشي

يكي از اعمال غير اخلاقي در كار مسئلة مهمّ كم فروشي است كه خداوند متعال در قرآن و در سوره مطففين بدان اشاره فرموده است؛ آنجايي كه فرموده است واي بر كم فروشان. كم فروشي مصاديق فراواني دارد و فقط شامل كاسبِ ترازو دار نمي شود و كارگران و كارمندان و كاركنان و هر كسي در هر شغلي مي تواند مصداقي از مصاديق كم فروشي باشد.

رشوه خواري

يكي ديگر از اعمال غير اخلاقي در كار، مسئلة رشوه است كه روايات و احاديث فراواني از معصومين به شدّت از اين عمل زشت نهي كرده است؛ از باب نمونه در روايتي از حضرت رسول اكرم – صلّي الله عليه و آله – نقل شده است كه فرمود: خداوند رشوه دهنده و رشوه گيرنده را لعن فرموده است.(35)

پی نوشت ها :

(1) معمولاً فقها در اوائل رساله هاي توضيح المسائل، اين مطلب را فرموده اند.
(2) ر.ك اخلاق، ص 62 .
(3) سورة يس، آيات 35 – 33 .
(4) سورة فرقان، آيه 47 .
(5) الحياهًْ ، ج 3، ص 322 .
(6) همان، ص 325 .
(7) الحياهًْ ، ج 5، ص 487 .
(8) الحياهًْ ، ج 5، ص 490 .
(9) همان، ص 448 .
(10) الحياهًْ ، ج 5، ص 492 .
(11) الحياهًْ ، ج 1، ص 536 .
(12) همان.
(13) الحياهًْ ، ج 1، ص 539 .
(14) الحياهًْ ، ج 1، ص 541 .
(15) همان، ص 541 .
(16) حشره نابغه ، ص 69 .
(17) فضيلت هاي فراموش شده ، ص 109 .
(18) ر.ك: اخلاق كارگزاران در كلام و پيام امام خميني، ص 90 – 96 .
(19) براي آشنايي با اين شخصيت رجوع كنيد به كتاب كيمياي محبّت، اثر حجهًْ الاسلام محمّدي ري شهري.
(20) عنكبوت، آيه 69 .
(21) سپاهيان .
(22) سپاه خداوند غالب است.
(23) همانا بر بندگان من چيره نخواهي شد. سورة حجر، آيه 42 .
(24) سورة توبه، آيه 28 .
(25) سوره نساء ، آيه 134 .
(26) كيمياي محبت، ص 175 تا ص 186 .
(27) جلوه هاي معلمي حضرت امام خميني، ص 50 .
(28) همان، ص 51 .
(29) جلوه هاي معلمي حضرت امام خميني، ص 52 .
(30) سوره نمل، آية 88 .
(31) جلوه هاي معلمي حضرت امام خميني ، ص 51 .
(32) الحياهًْ، ج 1، ص 542 .
(33) جلوه هاي معلمي حضرت امام خميني ، ص 54 .
(34) جلوه هاي معلّمي حضرت امام خميني ، ص 55 .
(35) درآمدهاي حلال و حرام، ص 92 .

منابع و مراجع :
1 – درآمدهاي حلال و حرام، وحيدي، محمّد، قم، ناشر: سنابل، چاپ اول، 1386 .
2 – جلوه هاي معلّمي امام خميني، ستوده / برادري، اميررضا / احمد، تهران، نشر پنجره، چاپ چهارم، 1385.
3 – فضيلت هاي فراموش شده، راشد، حسينعلي، تهران، انتشارات اطلاعات، 1371 .
4 – الحياهًْ، ترجمه : آرام، احمد، تهران، انتشارات دليل ما، چاپ پنجم، 1384 .
5 – اخلاق كارگزاران در كلام و پيام امام خميني، قم، دفتر نشر اسلامي، چاپ ششم، 1377 .
6 – اخلاق، بانو امين، تهران، 1360 .
7 – كيمياي محبت، محمّدي ري شهر، محمّد، قم، درالحديث، چاپ ششم، 1379 .

مطالب مشابه