داستانهای پیامبر اکرم (ص) : یک اندرز

داستانهای پیامبر اکرم (ص) : یک اندرز

مردی با اصرار بسیار از رسول اكرم یك جمله به عنوان اندرز خواست. رسول اكرم به او فرمود:
«اگر بگویم به كار می بندی؟».
– بلی یا رسول اللّه! .
– اگر بگویم به كار می بندی؟.
– بلی یا رسول اللّه! .
– اگر بگویم به كار می بندی؟ .
– بلی یا رسول اللّه! .
رسول اكرم بعد از اینكه سه بار از او قول گرفت و او را متوجه اهمیت مطلبی كه می خواهد بگوید كرد، به او فرمود:
«هرگاه تصمیم به كاری گرفتی، اول در اثر و نتیجه و عاقبت آن كار فكر كن و بیندیش؛ اگر دیدی نتیجه و عاقبتش صحیح است آن را دنبال كن و اگر عاقبتش گمراهی و تباهی است از تصمیم خود صرف نظر كن. » [1] [1] . «اذا هممت بامر قتدبّر عاقبته، ان یك رشداً فامضه و ان غیاً فانته عنه» . وسائل . ج /2ص 457.
منبع: داستان راستان،شهید مطهری،جلد دوم.

مطالب مشابه