بررسی تحلیل و تطبیقی مفهوم زن و زادن در سیاق سوره های قرآن (1)

بررسی تحلیل و تطبیقی مفهوم زن و زادن در سیاق سوره های قرآن (1)

نویسنده:دکتر ابوالفضل خوش منش(*)

 

چکیده:

مقوله های زن، زایش و رویش اعم از رویش جسمی و رشد روحی و نیز مقوله های آب و گیاه در سیاق های قرآنی بسیار مترابط و درهم تنیده اند، توجه به این موضوعات در پاره ای از سوره ها، شاخص است و تدبر در این سوره ها حقایق گویایی را در خصوص ویژگی های انسان و نیز رشد و هدایت او پیش رو می نهد. انتباه به این ارتباطات، بابی از خطاب و گفتمان جهانی قرآن و پاسخی به تهمت های مروجان اسلام هراسی است. تأکید این مقاله بر نظم و هماهنگی میان پاره ای از سوره های قرآنی با بهره گیری از جداول مقایسه و تنظیر در مواقع لازم است. تحقیق حاضر، سوره های کوثر، ماعون، علق، تین، تحریم، طلاق، مریم، کهف، مؤمنون، حج و نساء را در بر می گیرد. انتخاب این سوره ها به سبب نگاه این سوره ها به یک یا چند مقوله از مقوله های زن، زایش، رویش و رشد انسان و وجود اشاره به آب و
گیاه در پاره ای از آن هاست. مقاله حاضر همچنین نگاهی تطبیقی به انعکاس این مفاهیم در متون مقدس دیگر دارد.

 

مقدمه

گفتمان مربوط به زن، یکی از قضایای جامعه و عصر ماست و بخش مهمی از گفتمان جهانی و خطاب قرآنی ما خواهد بود. (1) چنان که موضوع احکام اسلامی درباره زن، یکی از دستاویزان مروجان اسلام هراسی در دنیای امروز است.
(Geisser, La nouvelle islamophobie, p. 17-22)
زن، بنابر اشارات قرآن و کتاب مقدس در آغاز سوره نساء (نساء، 1) و آغاز تورات (کتاب مقدس، پیدایش، باب 2، بند 23-22) پاره ای از پیکر مرد و نیمی از پیکره جامعه انسانی است، اما رفتار جوامع بشری با زن و حقوق زن در بسیاری از موارد، گرفتار آفت افراط و تفریط بوده و در اغلب این رفتارها، نگاهی به سیمای زندگی ساز او وجود نداشته است.
امروزه این تلقی که اسلام دینی مردانه و تبعیض آمیزاست، در باور گروهی از غیر مسلمانان جا گرفته است. حق این است که قرآن کریم به جایگاه زن در رویش و رشد انسانی توجه نشان داده است. مقارنه ای میان پاره ای سوره ها و آیات قرآنی نکات مهم و گویایی را فرارو می نهد، بلکه در این زمینه می توان تحقیقات متعددی را از زوایای گوناگون انجام داد. چنان که این مقاله در اصل مقارنه ای میان سور قرآنی است، اما به صورتی فشرده، با استفاده از برخی آیات به مقارنه میان قرآن کریم و متون مقدس و کهن دیگر نیز می پردازد.

انسان و بعد گیاهی او

در قرآن کریم تعبیر «إنبات» یا رویانیدن، منحصر به گیاهان نیست و گاهی این ماده برای انسان و رویش او نیز استعمال شده است: «وَاللَّهُ أَنبَتَکُم مِّنَ الْأَرْضِ نَبَاتًا» (نوح، 17). این آیه، خالی از مجاز و تشبیه و استعاره است (طباطبایی، 20 /33) و این رویش نیز از کشتزار وجود زن صورت می گیرد: « نِسَآؤُکُمْ حَرْثٌ لَّکُمْ» (بقره، 223). «همه جهازات درونی و نمای بیرونی زن، کشتزار پر مایه ای برای پذیرایی و پرورش بذر انسان است؛ از دستگاه اعصاب و صبر و تحمل در حمل و ولادت و پرورش فرزند». (طالقانی، 2 /124) زن در کنار جهاز انسان ساز، به جهاز مهم دیگری نیز مجهز است که جهاز شیر ساز اوست و کار این جهاز ادامه جهاز نخست در رویش و پرورش همه انسان ها است.
قرآن کریم در مراحل زایش و رویش جسمی و معنوی انسان، بارها از دو پدیده در هم تنیده دیگر نیز سخن می گوید: درخت و آب. این دو پدیده نمادهای زایش و رویش انسان و
طبیعت هستند. نمودهایی از این ارتباطات را در سیاق آیات و سوره های قرآنی بررسی می کنیم:

نمود درخت و زن در زندگی برگزیدگان الهی

آدم و حوا حیات خود را در باغی پر درخت با برخورداری از تمام ثمرات آغاز می کنند:
« وَقُلْنَا یَا آدَمُ اسْکُنْ أَنتَ وَزَوْجُکَ الْجَنَّهَ وَکُلاَ مِنْهَا رَغَداً حَیْثُ شِئْتُمَا» (بقره، 35). آنان تنها از خوردن از یک درخت نهی می شوند (بقره، 35) اما سرانجام از آن می خورند و پس از وقوع گناه نیز این درخت است که پناهگاه انسان می شود: «وَطَفِقَا یَخْصِفَانِ عَلَیْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّهِ» (اعراف، 22). بنا بر سخن تورات و پاره ای از اخبار ما، حضرت نوح به امر الهی «درخت»ی سخت می نشاند که از چوب آن برای سفینه نجات و مرکب حیات خود بهره ببرد. پس از فرو نشستن طوفان، کلاغ از سوی نوح مأمور یافتن خشکی می شود، ولی آن را نمی یابد؛ اما کبوتر در پی این مأموریت می رود و با داشتن «برگ زیتون»ی بر منقار باز می شود (پیدایش، 8) و این «برگ زیتون» نماد صلح و آمید و آرامش باقی می ماند. (حموی، 251)
بنا بر سخن تورات، داستان آمدن فرشتگان نزد حضرت ابراهیم برای بشارت فرزند به او در یک «بلوطستان» اتفاق می افتد. (پیدایش، 18) حضرت موسی نیز پس از ازدواج و هنگام بازگشت از مدین، همراه «زن» خود، «درخت»ی مشتعل را می بیند و به سوی آن می آید و در همانجا رسالت و نبوت دریافت می کند. (قصص، 30)
مادر مریم نذر می کند تا صاحب پسری بشود که او را وقف خانه خدا کند. خدا به او دختری عطا می کند، اما مادر از نذر خود باز نمی گردد و خداوند از «قبول حسن» و از رویانیدن و شکوفا کردن مریم در قالب «نبات حسن» سخن می گوید: «فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا» (آل عمران، 37). در سراسر قرآن کریم، استعمال تعبیر «إنبات» و رویانیدن در خصوص انسان، یک بار در خصوص عموم انسان ها به کار رفته است (نوح، 17) و تنها یک بار دیگر در خصوص حضرت مریم. به علاوه، قرآن کریم از مفهوم «دریافت کلمات» یک بار در خصوص آدم در آغاز پیدایش نوع انسانی سخن می گوید و پس از آن، یک بار هنگام فرزند دار شدن حضرت مریم (بقره، 37 و نساء، 171) و یک بار هم درباره حضرت زکریا و فرزند دار شدن او که خود معلول کرامتی است که او از مریم مشاهده می کند (آل عمران، 39 و 45)؛ چنان که حضرت یحیی نیز قبل از ولادت از سوی مادر، نذر خدا شده است (لئون
دوفور، 585). در ادامه داستان این «أنبات حسن»، مریم عذرا را در محراب عبادت می بینیم که برای وی در آن عبادتگاه از غیب، «میوه تازه» می رسد. باری! روح خدا که آغازگر زایندگی است، بر حضرت مریم وارد می شود و از زیر نشستگاه مریم، آب زلال جاری می شود و «درخت خشک» نیز در کنار باروری آن مادر، بارور و باربر می شود و «خرمای تازه و شیرین» می دهد (مریم، 26-22). داستان رسالت رسول اکرم، نیز با درخت پیوند می خورد: «عِندَ سِدْرَهِ الْمُنْتَهَى عِندَهَا جَنَّهُ الْمَأْوَى» (نجم، 15). در انجیل برنابا از آمدن پیامبر اکرم(ص)، علاوه بر تصریح اسم، با نماد «درخت نخل با سایه ای برازنده و جهانگیر» یاد شده است.(2) (انجیل برنابا، 163 /1-11) پیامبر اکرم خود نیز از «ادبیات درختی» بهره می گیرد، چنان که خود و علی را از شجره های واحد و سایر ناس را از درختان دیگر که «شجره خبیثه» و «شجره ملعونه» (3) نیز جزء آن هایند، می خوانند. (نگا: طباطبایی، 13 /138). در زندگی رسول اکرم(ص) نیز سه زن، نقش های مهمی دارند: مادر، او را به دنیا می آورد با یتیمی بزرگ می کند، همسر، اولین گرونده و یاریگر او در آن ایام دشوار است و دختر، ضامن بقای نسل و دعوت اوست.

آب و زن در زندگی برگزیدگان الهی

«زن» و «آب» هر دو مصدر زایش و رویش اند و داستان زن در زندگی انسان و پیامبران با آن مرتبط و درهم تنیده است. آدم و حوا در بهشت نخست، از آب و درخت برخوردارند (طه، 119). «آب» و «روح»، این دو مایه حیات را در آغاز عهد قدیم و نیز آغاز عهد جدید می یابیم: در ابتدا خداوند آسمان ها و زمین را آفرید… و روح خدا سطح آب ها را فرو گرفت (پیدایش، 1 /3-1). عیسی ازجلیل به اردن نزد یحیی آمد تا از او تعمید یابد… اما عیسی چون تعمید یافت، فوراً از آب برآمد که در آن ساعت آسمان بر وی گشاده شد و روح خدا را دید…( متی، 3 /14-17).
«آب» منجی نوح و یاران او می شود. در داستان حضرت ابراهیم، دریافت بشارت از سوی هاجر در کنار چشمه «آب» روی می دهد (پیدایش/ 7 /16-7). حضرت ابراهیم، هاجر را جهت برنامه ای برای آینده بشریت به دل صحرای سوزان می آورد (ابراهیم، 37) اسماعیل در صحرای حجاز به دنیا می اید و ولادت او همراه پیدایش چشمه زمزم است (ابن هشام، 1 /116) نظیر این رویداد (یعنی پیدایش آب و ولادت یک نوزاد از زنی برگزیده) را هنگام ولادت حضرت عیسی نیز می یابیم. «آب» در سه مقطع زندگی موسی، حائز نقش
است: کودکی، جوانی و پیری؛ مادر موسی، او را به «آب» می اندازد و «آب»، محمل نجات موسی می شود. موسی در سنین جوانی، یک قبطی را می کشد و از مصر می گریزد و به «آب» مدین می رسد و با دو «دختر» مواجه می شود و در نهایت با آمدن نزد پدر آنان و پیشنهاد یکی از آنان، او را به همسری می گیرد (قصص، 26-18). فرعون دشمن موسی نیز در نهایت در همان «آب» برابر دیدگان موسای پیر و قومش غرق می شود. خداوند متعال، از جمله نعمت ها و آیات عطا شده به موسی را توانایی او بر بیرون آوردن «آب» از دل سنگ های سخت و خارا ذکر می کند و آن مایه نجات و نعمت را با دو عبادت مختلف به بنی اسرائیل و دیگران گوشزد می کند: (بقره، 60؛ اعراف، 160).
حضرت یحیی، به سبب تعمید حضرت عیسی به یحیایی تعمید دهنده معروف می شود. (4) غسل تعمید تقریباً نزد مردم تمام دنیای قدیم شناخته می شود و به شیوه های گوناگون مورد عمل قرار می گیرد: از ساکنان چین و تبت و هند گرفته تا رومیان، یونانیان، مصریان، ایلامیان و ایرانیان و سرخ پوستان آمریکایی و سیاه پوستان آفریقایی. اصل این غسل را آریایی ها از آن نسک الهی اقتباس کردند (نک: رضی، 2049-2048 و یاکوبسن باکلی، 99-98) و از طریق آنان در دنیای آن روز ترویج شد. حضرت عیسی مسیح همچنین خود را دارنده آب حیات می خواند (یوحنا: 2، 15-1) و عهد جدید یکی از معجزات حضرت عیسی را راه رفتن او بر روی آب ذکر می کند (متی: 14، 28-22؛ مرقس: 6، 52-45؛ یوحنا: 6، 22-16).
داستان آب و درخت و زن در مقطعی حساس از زندگی دو پیامبر دیگر نیز مشهود است. حضرت یونس به امر الهی و برای تنبه، گرفتار «آب» و «ماهی» می شود (صافات، 146).
همچنین خداوند به حضرت ایوب پس از تحمل بیماری ها، امر می کند که برای شفا در «آب» غسل کند و از آن بیاشامد، سپس «زن» او به وی باز می گردد و خدا به وی امر می کند دسته ای از شاخه های نازک «درخت»ی را برگیرد و با آن به همسرش بزند تا قسم خود را نقض نکرده باشد (ص، 44-42). گویی «آب»، در این جا با ساختاری مشابه غسل های توبه و تطهیر و تعمید، وسیله ای برای ترمیم جسم و جان این دو پیامبر است.

درخت در نشانه شناسی دینی

حضور درخت در نظام نشانه شناسی قرآنی و دینی نیز آشکار است. قرآن مجید، برای تمثیل عطای اهل نفاق، از دانه ای سخن می گوید که هفتصد دانه می آورد: «کَمَثَلِ حَبَّهٍ أَنبَتَتْ
سَبْعَ سَنَابِلَ فِی کُلِّ سُنبُلَهٍ مِّائَهُ حَبَّهٍ» (بقره، 261). خداوند متعال در قرآن و تورات، سنبله تازه را در خواب پادشاه مصر، نشانه سال پر برکت و سنبله خشکیده را نشانه سال خشک قرار می دهد. زینت زن ابولهب را لیف خشکیده خرما می یابیم: «فِی جِیدِهَا حَبْلٌ مِّن مَّسَدٍ» (مسد، 5) و می بینیم که قرآن کریم، نقش تکیده قمر در پایان گردش سی روزه را به شاخه خشکیده خرمایی تشبیه می کند: «وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّى عَادَ کَالْعُرْجُونِ الْقَدِیمِ» (یس، 39).
اوستا و سرودهای زرتشت، در میان متون مقدس کهن، بیشترین ارتباط را با طبیعت دارند. تعبیر جهان زاینده بارور در یکی از این سرودها قابل توجه است:
کسی که به راستی، خواست زرتشت را که ساختن جهان تازه است، برآورده می سازد، از پاداش زندگی جاودانه برخوردار می شود و در این جهان زاینده بارور، به همه آرزوهای دلش دست می یابد.
ای مزدا، همه این ها را تو به من آموخته و آشکار ساخته ای. (گات ها سرودهای مینوی زرتشت، 103)
مزامیر امروز از حضرت داود چنین نقل می کنند:
«خوشا به حال کسی که… رغبت او در شریعت خداوند است و روز و شب در شریعت او تفکر می کند. پس مثل درختی نشانده نزد نهرهای آب خواهد بود که میوه خود را در موسمش می دهد. (5) و برگش پژمرده نمی شود. و هر آنچه می کند، نیک انجام خواهد بود. شریران چنین نیستند. بلکه مثل کاه هستند که باد، آن ها را پراکنده می کند. (6) (مزامیر، 1) ای خداوند… از ازل تا به ابد تو خدا هستی. انسان را به غبار برمی گردانی و می گویی ای بنی آدم رجوع نمایید؛ زیرا که هزار سال در نظر تو مثل دیروز است که گذشته باشد و مثل پاسی از شب. مثل سیلاب ایشان را رفته ای و مثل خواب شده اند. بامدادان مثل گیاهی که می روید، بامدادان می شکفد و می روید. شامگاهان بریده و پژمرده می شود؛ زیرا که در غصب تو کاهیده می شویم و در خشم تو پریشان» (مزامیر، 90). (7)
این سخن حضرت عیسی(ع) را نیز مد نظر قرار می دهیم:
« من تاک حقیقی هستم…. من تاک هستم و شما شاخه ها. آن که در من می ماند و من در او، میوه بسیار می آورد؛ زیرا که جدا از من هیچ نمی توانید کرد. اگر کسی در من نماند، مثل شاخه بیرون انداخته می شود و می خشکد و آن ها را جمع کرده در آتش می اندازند و سوخته می شود» (یوحنا، 15 /11-1. و نیز نگا، لوقا، 7/20-15 و قریب به آن: لوقا، 6 /45-43).

پی نوشت ها :

*عضو هیئت علمی و استادیار دانشگاه اراک
نشانی الکترونیک:manesh88@ gmail.com
*تاریخ دریافت مقاله:1389/1/16
*تاریخ پذیرش مقاله:1389/2/13
1. خطاب جهانی قرآن، از مباحث نسبتاً جدید در موضوع تعامل با قرآن کریم است. (در این زمینه بحثی را نگا. در: مصطفوی، 48-15)
2- این موضوع در اناجیل چهار گانه رسمی نیز انعکاس خود را دارد (نگا. صادقی تهرانی، 238-219 و همو، 28 /304)
3- این دو تعبیر در سوره ابراهیم، 26 و سوره اسراء، 60، از جمله ناظر به سلسله بنی امیه نازل آمده اند. (طبرسی، 52 /26 و 6 /655).
4- (یحیی المعمدان در عربی و Jhon the Baptist , Jean- Baptiste در فرانسه و انگلیسی).
5. این تعبیر با سخن سوره ابراهیم، آیه 25 قابل مقایسه است.
6. تعبیر کاه و پراکنده شدن به وسیله باد را در سوره فیل (آیه5) و ابراهیم (آیه 18) می بینیم.
7. این بخش، یکی از اورادی است که هنگام تشییع جنازه و دفن میت مسیحی از سوی کشیش خوانده می شود. (نگا. هارمون، 13)

منبع: نشریه علوم ومعارف قرآن کریم، شماره 6.

مطالب مشابه

دیدگاهتان را ثبت کنید