دستهبندي مفاهيم ژرف و انسانساز نهج البلاغه و شرح و توضيح سخنان آن امام بزرگوار از سوي پژوهشگران و غوّاصان درياي بيكران نهج البلاغه در شيوهها و اسلوبهاي گوناگون ارائه شده است، كه به توضيح آن ميپردازيم.
لازم به يادآوري است كه هر يك از اين شيوهها در جايگاه خود از امتيازاتي برخوردار است و توجه به هر يك از آنها، ما را از شيوههاي ديگر بينياز نميسازد.
شيوههايي كه در ارائه مفاهيم نهج البلاغه ارائه شده است را به طور عمده ميتوان در موارد زير خلاصه نمود:
1. شرح و توضيح سخنان امام علي ـ عليه السّلام ـ به ترتيب نهج البلاغه
در اين شيوه، ترتيب و سياق خطبهها، نامهها، و كلمات كوتاه آن حضرت ـ همان گونه كه در نهج البلاغه آمده است ـ محفوظ ميماند و پژوهشگر تنها به شرح و توضيح سخنان امام ـ عليه السّلام ـ از نظر مفاهيم و لغت و زنجيرة سند و مفاهيم مشابه در خطبههاي ديگر و ديگر سخنان پيشوايان دين، و ساير سخنان آن حضرت در اين زمينه و… ميپردازد. شرح كنندگان نهج البلاغه عموماً اين شيوه را برگزيدهاند و هر يك متناسب با گسترة معلومات و گرايش خاص خود ـ و معمولاً در چندين مجلّد ـ شرحي را بر نهج البلاغه سامان دادهاند.
ابن ابي الحديد معتزلي يكي از شارحان پيشگام نهج البلاغه اين سبك را برگزيده است. وي در سال 649 ق. شرح بيست جلدي خود بر نهج البلاغه را به پايان ميبرد و از جمله بزرگاني است كه در تبيين سخنان امام ـ عليه السّلام ـ از اشعار و ادبيات عرب و نقل حوادث تاريخي و نكتههاي ادبي و كلامي استفادة فراوان برده و از اين طريق نقش بارزي در آشنا كردن ذهن مسلمانان ـ به ويژه در جهان اهل سنّت ـ با اين كلام جاودانه برعهده گرفته است. استاد محمد ابوالفضل ابراهيم مصري در مقدمة خود بر تصحيح و تحقيق اين شرح گران سنگ مينويسد:
تاكنون بسياري از علما و فضلا شرحهايي بر نهج البلاغه نگاشتهاند كه طبق آنچه سيد هبة الله شهرستاني (در كتاب «ما هو نهج البلاغه») نوشته تعداد آنها از پنجاه شرح بزرگ و كوچك در ميگذرد، كه در بين آنها شرحهايي از ابوالحسين بيهقي، امام فخرالدين رازي، قطب راوندي، كمال الدين محمد ميثم بحراني، از پيشينيان و حبيب بن محمد بن هاشم هاشمي و شيخ محمد عبده و محمد نائل مرصفي از متأخرين به چشم ميخورد. ولي تاكنون بزرگترين و طولانيترين اين شرحها ـ كه سرشار از دانش و ادب و معارف گوناگون است ـ همان شرح عز الدين عبد الحميد بن ابي الحديد مدائني است.
ايشان اين شرح را در آغاز ماه رجب سال 644 ق. شروع و در پايان ماه صفر سال 649 ق. (يعني طي چهار سال و هشت ماه) به پايان برده است، چنان كه خود در اين باره ميگويد: «مدت نگارش اين كتاب به اندازة مدت خلافت امير مؤمنان ـ عليه السّلام ـ بوده است.» و باز خود در مقدمّة شرح خويش ميگويد: «كسي جز سعيد بن هبة الله بن حسن فقيه، معروف به راوندي در شرح نوشتن بر نهج البلاغه از او پيشي نگرفته است.»[1]
پس از شرح ابن ابي الحديد شرحهاي بسياري با گرايشهاي ادبي، كلامي، تاريخي ، فلسفي، اجتماعي، اخلاقي و… به زبانهاي مختلف به ويژه به زبان عربي و فارسي به همين سبك و سياق بر نهج البلاغه نوشته شده است كه برخي از پژوهشگران تعداد آنها را از سي صد متجاوز دانستهاند و بررسي خصوصيات و امتيازات هر يك از آنها نياز به پژوهشي جداگانه دارد و نامهاي برخي از آنها را در فصل پاياني همين نوشتار آوردهايم.
2. ارائه سخنان امام ـ عليه السّلام ـ بر پايه زمان صدور
روش ديگري كه در ارائه مفاهيم نهج البلاغه به كار گرفته شده است، دستهبندي بيانات آن حضرت برپاية زمان صدور و شأن بيان آنهاست. در اين شيوه با توجه به مضمون سخن امام ـ عليه السّلام ـ و قراين و شواهد تاريخي، جايگاه سخن امام ـ عليه السّلام ـ از نظر زمان صدور مشخص ميشود يا به هم پيوستن كلمات آن حضرت در حقيقت تاريخ بازسازي و با كمك هر يك، ديگري روشن ميشود.
محقق سخت كوش زندهياد آقاي شيخ محمد باقر محمودي در كتاب «نهج السعاده» ـ كه به عنوان مستدرك نهج البلاغه نگاشتهاند ـ از اين شيوه سود بردهاند. ايشان در مقدمة اين كتاب مينويسند:
نكته ديگري را كه بايد يادآور شوم اين است كه، ما در اين كتاب ترتيب در كلام امام ـ عليه السّلام ـ را مورد نظر قرار دادهايم و آنچه را از نظر زماني زودتر صادر شده ـ ولو در حد تقريب وگمان ـ مقدم داشتيم. ما در اين كتاب، قاعدة «نخست و سپس نخستين» (الاول فالاول) را مراعات كرديم و هر جا شواهد دروني، مانند مضمون كلام يا دلالت سند و يا شواهد بروني و قراين منفصل بر زمان صدور سخن آن حضرت يافتيم، مبنا قرار داده و بر آن پايه سخن آن حضرت را در جايگاه خود نهاديم تا زنجيرة سخن امام ـ عليه السّلام ـ ـ آن گونه كه در ظرف زمان ودر عالم خارج به وقوع پيوسته ـ مرتب شود؛ و هر كس به راحتي بتواند به سخنان آن حضرت در هر مقطع از زمان دست يابد؛ يعني اگر كسي بخواهد بياناتي را كه آن حضرت در زمان پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ بيان فرموده است بيابد، تنها با گشودن كتاب و ملاحظة عناوين اين فصل به هدف خود دست يابد.
از فوايد اين نوع تنظيم اين است كه، نهج البلاغه بصورت زندگاني نامة آن حضرت ـ كه از زبان و بيان وي گرفته شده ـ درخواهد آمد و ميتوان مطالب درست يا نادرستي را كه در شرح زندگاني آن حضرت نگاشته شده با آن سنجيد و نيز ميتوان به كمك آن، درستي يا نادرستي مطالبي كه به جنابش نسبت داده و يا از ساحت مقدسش نفي كردهاند فهميد.[2]
3. شيوة موضوعي به ترتيب اهميت موضوع
در اين شيوه سخنان امام ـ عليه السّلام ـ با توجه به مفهوم آن در ابواب گوناگون گرد ميآيد و بر پايه اهميت و جايگاه آن در نظام سلسلة وجود تنظيم و ارائه ميشود. در اين شيوه معمولاً موضوعات نهج البلاغه از خدا و صفات خدا و عالم خلق و فرشتگان شروع، سپس موضوعات مربوط به نبوت عامه و خاصّه و امامت و معاد گردآوري و آن گاه به موضوعاتي چون عبادات، معاملات، اخلاق، آداب، مواعظ و… ميپردازند.
زنده ياد علّامه شيخ محمد تقي شوشتري در شرح توضيحي خويش، يعني «بهج الصباغه» اين شيوه را ارائه دادهاند. ايشان در مقدمة خويش بر اين شرح مينويسند:
از آن رو كه مصنّف محترم نهج البلاغه ( سيد رضي ـ قدس سرّه ـ) خطبهها و نامهها و كلمات كوتاه آن حضرت با به ترتيب لفظي گردآوري كردهاند، به نظرم رسيد بيانات آن حضرت را بر اساس مفهوم و معنا جمع كنم از اين رو آنچه را مثلاً در ارتباط با «توحيد» يا «نبوت» يا «امامت» بود در يك جا گرد آوردم.[3]
آن گاه ايشان بيانات آن حضرت در نهج البلاغه را در شصت موضوع اساسي گردآوري و در چهارده مجلد به شيفتگان كلام آن امام همام تقديم ميكنند.
استاد لبيب بيضون نيز كتاب «تصنيف نهج البلاغه» خود را ـ چنانكه پيش از اين نيز يادآور شديم ـ در 430 موضوع بر اساس همين روش ارائه دادهاند. ايشان با نوشتن مدخلهاي توضيحي مفيد بر بسياري از موضوعات و نيز حسن سليقه در انتخاب مفاهيم، اثر ارزشمندي در دستهبندي مفاهيم نهج البلاغه پديد آوردهاند.
4. شيوة موضوعي به ترتيب الفبايي
شيوة ديگر در ارائة مفاهيم والاي نهج البلاغه، شيوة ارائة مفاهيم بر اساس موضوع به ترتيب الفباست.
اين شيوه، همان شيوة معمول كتابهاي لغت است و كتابهايي مانند «الكاشف لالفاظ نهج البلاغه» و «المعجم المفهرس لالفاظ نهج البلاغه» براي يافتن واژههاي هم ريشه در نهج البلاغه از آن سود بردهاند. كتابهاي زير با چنين شيوهاي نوشته شده است:
«الدليل علي موضوعات نهج البلاغه» و «الهادي الي موضوعات نهج البلاغه» تاليف آيت الله علي مشكيني؛ و نيز مجموعة نه جلدي «فرهنگ آفتاب» ـ فرهنگ تفصيلي مفاهيم نهج البلاغه ـ تأليف حجت الاسلام عبد المجيد معاديخواه ـ كه با ترجمهاي خوش به فارسي نگارش يافته ـ است.
در پيش گفتار فرهنگ آفتاب آمده است:
تاكنون نزديك به 400 كتاب به نام «ترجمه»، «تفسير»، «مدارك»، «مستدرك»، «كاشف» و «معجم» در اين زمينه انتشار يافته است؛ آنچه اينك با نام «فرهنگ آفتاب» بر اين مجموعه افزوده ميشود «معجم» ديگري است فراهم آمده از فهرستي ديگر كه محور كار در آن نه واژهها بلكه مفاهيم و معاني نهج البلاغه است… .
در فرهنگ آفتاب موضوعات فراواني مطرح است كه هر يك پهنهاي گسترده براي پژوهش تواند بود. تلاش نگارنده همه اين بوده است كه دستيابي پژوهشگران را به يكي از منابع اسلامي آسان سازد؛ در مثل «آب» نخستين موضوعي است كه به چشم ميخورد و پژوهشگري كه آب پژوهي را در دستور كارش داشته باشد، با مراجعه به اين فرهنگ، اطمينان مييابد كه عبارتهايي سودمند را از نهج البلاغه در اختيار دارد.[4]
5. تك نگاريها در مورد يك موضوع و يا يك كلام از نهج البلاغه
يكي از شيوههاي رايج و پسنديده در توضيح و ارائة مفاهيم نهج البلاغه تكنگاريهايي است كه مستقلاً در مورد يك موضوع و يا يك و يا چند كلام از بيانات امام ـ عليه السّلام ـ به رشتة تحرير آمده است.
پژوهشگران و علماي شيعه از ديرباز بدين شيوه توجه داشتهاند و هم اكنون نيز مورد توجّه انديشوران و نويسندگان شيفتة سخنان امام ـ عليه السّلام ـ است.[1] . شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج 1، ص 10.
[2] . نهج السعادة في مستدرك نهج البلاغه، مؤسسه اعلمي بيروت، ج 1، ص 15.
[3] . بهج الصباغه في شرح نهج البلاغه، ج 1، ص 26.
[4] . فرهنگ آفتاب، ج 1، ص 10. @#@
كتابهايي همچون: «خدا در نهج البلاغه»، آيت الله محمد علي گرامي؛ «خوارج از ديدگاه نهج البلاغه»، آيت الله حسين نوري؛ «سيري در نهج البلاغه، آيت الله مرتضي مطهري؛ «انسان كامل در نهج البلاغه»، آيت الله حسن زاده آملي؛ «الهيات در نهج البلاغه»، آيت الله لطف الله صافي؛ «شرح خطبة قاصعه»، آيت الله حسين علي منتظري؛ «حكمت نظري و عملي در نهج البلاغه»، آيت الله جوادي آملي؛ «اخلاق در نهج البلاغه»، حجت الاسلام سيد كاظم ارفع؛ «اهلبيت در نهج البلاغه»، حجت الاسلام سيد مهدي شمس الدين؛ «جاهليت از ديدگاه نهج البلاغه»، حجت الاسلام احمد صادقي اردستاني؛ «جهاد از ديدگاه نهج البلاغه». حجت الاسلام عميد زنجاني؛ «كلام جاودانه»، استاد محمد رضا حكيمي و دهها عنوان كتاب و صدها مقاله ديگر در اين زمينه كه در اين راستا نگارش يافته است. البته شايد به گونهاي بتوان اين تكنگاريها را به عنوان شيوهاي مستقل قلمداد نكرد و آنها را بخشي از يك چهار شيوة پيشين به شمار آورد.
محمود صلواتي