اعتکاف،سياحتي عرفاني و ضيافتي رحماني

اعتکاف،سياحتي عرفاني و ضيافتي رحماني

اعتکاف چيست؟
عبادت: ذات خداوند، شئوناتي دارد. گاهي به صورت فکر و ذکر و شکر است. گاهي به صورت حرکت است و گاهي هم به صورت سکون؛ تا خدا چه دستور دهد و رسول خدا، چه پيامي آورده باشد ادعيه و اذکار فراواني هست که به «ذکر و شکر » معروفند. طواف به دور کعبه و سعي بين صفا و مروه، از جمله عباداتي است که در حال «حرکت» انجام مي‌شود. وقوف در عرفات و شعر و منا با آن آداب خاص هم عبادتي است که به صرف ماندن و عکوف حاصل مي‌شود. در حقيقت، وقوف و عکوف و اقبال همراه با تعظيم و بزرگداشت شعائر، خود ف يکي از بزرگ ترين عبادت است که حرکت در آن شرط نيست؛ گرچه مي‌تواند همراه حرکت نيز باشد.
کلمه اعتکاف از ريشه «عکف » مي‌باشد. اهل لعنت براي اين ريشه، معناي گوناگوني آورده‌اند: رويکرد به چيزي با توجه و مراقبت، اقبال به چيزي بي آنکه روي از ان بر گردد، التزام به يک مکان و اقامت در آن و… بنا بر اين اعتکاف را مي‌توان بدين شکل معنا کرد: اعتکاف به معني اقامت گزيدن در جايي است؛ به طوري که فرد معتکف خود را محبوس و ملتزم به آن مکان بداند و اين التزام ناشي از اهميت و عظمت آن موضع باشد. »
و با تعريف اصطلاحي امام خميني (ره) از اعتکاف کرده‌اند: اعتکاف، ماندن در مسجد و نيت عبادت است و قصد عبادت ديگر ف در آن معتبر نيست. اگر چه احتياط مستحب _ نيست عبادتي ديگر، در کنار اصل ماندن مي‌باشد. [تحرير الوسيله، ج 1، ص 304]

ارکان اعتکاف:
ارکان عبادت يعني اجزايي که اگر عمداَ يا سهواَ ترک شوند، ان عبادت باطل مي‌شود. اعتکاف نيز ارکاني دارد که عبارتند از:
1. نيت و قصد قربت
2. توقف درمسجد جامع شهر يا مساجد چهار گانه معروف
3. کمتر از سه روز نبودن اعتکاف
4. روزه دار بودن معتکف در ايام اعتکاف
روزهاي 13و 14 و 15رجب که به « ايام البيض » معروفند، روزهاي فرخندهاي براي بجا اوردن اين سنت محمدي(صلّی الله علیه و آله و سلّم) به شمار مي‌روند. هر ساله شمار زيادي از مؤمنان، مشتاقانه در اين ايام که مصادف با مولود کعبه، فخر عالم امکان ف حضرت علي(علیه السلام) هم هست ف به مساجد جامع شهر مي‌روند تا سهمي هم براي خلوت خود با خدا بردارند. ايام اعتکاف اگر چه روز خاصي ندارد؛ اما همان طور که در ايران، 3روز ايام البيض براي اعتکاف معروف شده است ف در بسياري از کشور‌هاي اسلامي ديگر، ده روز آخر ماه مبارک رمضان مساجد جامع براي اعتکاف و پذيرايي از مؤمنان خداجو ف خود را اماده مي‌کنند. چنانچه در سيره پيامبر هم هست که به ده روز آخر ماه مبارک اهميت فراواني مي‌دادند. بستر خود را در اين ده روز جمع مي‌کردند و ايام خود را تماماَ به عبادت مي‌پرداختند. از طرفي آنقدر اين ده روز برايشان مهم بود که به جبران سالي که به خاطر جنگ بدر، نتوانسته بودند مراسم اعتکاف را به جا بياورند، سال بعدش، بيست روز اعتکاف کردند و اين نشان دهنده ميزان اهميت اين سنت نيکو در سيره پيامبر است.
امام حسن و امام حسين(علیه السّلام) نيز هر ساله در مسجد معتکف مي‌شدنند و اين سنت را که از جدّ خود آموخته بودند، نسل به نسل منتقل مي‌کردند. امام صادق مي‌فرمايد: ثواب زيارت امام حسين(علیه السّلام) برابر با ثواب يک حج و يک عمره و دو ماه اعتکاف در مسجد الحرام است [بحار الانوار، علامه مجلسي،ج101،ص71] که در واقع همين حديث، 0اهميت و جايگاه بالاي اعتکاف را نشان مي‌دهد؛ به گونهاي که مي‌شود ثواب آن را با ثواب زيارت امام حسين(علیه السّلام) مقايسه کرد.

اعتکاف، ظرفي پر و پيمانه
اعتکاف، يعني وقوف، تنها براي خدا و به قصد قربت. اصل، وقوف است و ماندن در مسجد؛ اما،دل‌هاي مؤمن طاقت نميآورد که تنها بنشيند و به کاري و عبادتي مشغول نشود. اعتکاف، فرصت چند روزهاي است که انسان در اختيار دارد تا شيريني عبادت ديگر را نيز بچشد؛ شيريني نماز خالص در محضر خدا، شيريني روزه و لب به دنيا نزدن ف شيريني ادعيهاي که چنان پله‌هاي يک نردبان، موجب وصل بنده به پروردگارند.

اعتکاف، فصل خود سازي
حضور پيوسته در عرصه اجتماع و کار و تلاش عملي ف رفته رفته، روحيه عملگرايي را در انسان تقويت مي‌کند؛ ولي از سويي ف چه بسا انسان را از درون تهي کند؛ تا آنجا که چيزي جز عمل بيشتر نينديشد. شخص عملگرا و عمل زده، حتي فرصت نمييابد نتايج کارها و تلاش‌هاي خود را هم به درستي ارزيابي کند.
اعتکاف در مسجد، براي يک مسلمان ف فرصتي است تا او به فراخور توان و مشاغل اجتماعي اش، هر چند گاه براي مدتي از جامه و مردم منقطع شود و به درون روي آورد.
اعتکاف کننده در فضاي روحاني مسجد و دوران اعتکاف، فرصتي مي‌يابد با سعود خويش ف هر چه بيشتر انس بگيرد و پيوندش را با مبداءِِِهستي استوار نمايد. اعتکاف، زمينه مناسبي است تا اسان به کاوش درباره انگيزه‌ها و روحيات خويش بپردازد ودر راستاي رفع نقص و تکامل آن بکوشد.
از ديگر کارهايي که تلاش براي برپايي اعتکاف و برنامه‌هاي همانند آنرا دو چندان مي‌کند،نقش مهم و کارسازي است که اين گونه مراسم عبادي و معنوي در رويايي با نفوذ فرهنگ بيگانه ايفا مي‌کند.
جواني که در مراسم اعتکاف ف طعم شيرين ايمان و انس با خداوند را مي‌چشد، به مرور زمان، لذتهاي مادي و شهواني در ديدگانش حقير و بي ارزش مي‌شود و به آساني در گرداب فساد و باورهاي ضد ديني گرفتار نميشود سه روز کامل، در درياي عشق و عبادت الهي غوطه ور شدن وامساک از هر گونه مسائل دنيوي و خلوت با خداوند متعال، نيرويي شگرف در انسان پديد مي‌آورد که مي‌تواند سپر مقاومي در برابر تهاجمات بيگانگان ظاهري و باطني باشد ف به شرط آن که انسان از اين نيرو محافظت کند و در مواقعي که بايد، آنرا به کارگيرد.
مراسمي چون اعتکاف، از آنجا که پيامي عملي و درسي عبرت آميز براي مردم است، حضور مؤمنان در مسجد، حقيقت نوعي دعوت به خداپرستي و دين مداري است و براي آنان که از روز مرگي‌ها خسته شده‌اند وبه دنبال گوشه خلوتي در اين دنيا مي‌گردند تا به خود و کرده‌هاي خود بيانديشند، معرفي الگوي خوبي به شمار مي‌آيد. اعتکاف، اين جمله را در ذهن تداعي مي‌کند که يک عمر خورديم و خوابيديم تنها براي دل خودمان؛ حالا فقط سه روز نخورديم و نخوابيديم فقط براي خود خدا….

اعتکاف و خلوت با خدا در اديان پيشين
مي توان گفت: اعتکاف ف از عبادت‌هاي ويژه دين اسلام نيست، بلکه در اديان ديگر نيز وجود داشته و در اسلام، استمرار يافته است.
برخي از آيات قرآن هم از ريشه دار بودن اعتکاف در اديان گذشته خبر مي‌دهند. خداوند متعال مي‌فرمايد:
[بقره:125 ] به ابراهيم و اسمعيل توصيه نموديم تا خانه ام را براي طوافکنندگان،معتکفان و نماز گزاران ف تطهير کنند.»
چنانچه لفظ «عالکين » را به معناي معتکفين تفسير کنيم، از اين آيه استفاده مي‌شود که در زمان حضرت ابراهيم و اسماعيل نيز عبادتي به نام «اعتکاف » وجود داشته و پيروان دين حنيف، گرداگرد کعبه، معتکف مي‌شده‌اند.
از قرآن مجيد همچنين، استفاده مي‌شود کرد که حضرت مريم (س) آن گاه که افختار ملاقات با فرشته دالهي نايل آمد ف از مردم بريده بوده ودر خلوت به سر مي‌برده است. علامه طباطبايي در الميزان، زيل آيه 16و17 سوره مريم، آورده است:« گويا مقصود از دوري مريم از خودم، بريدن از آنان و روي اوردن به اعتکاف براي عبادت بوده است.»
حتي برخي از روايات اهل سنت نشان مي‌دهد که در دوران جاهليت هم، عملي به عنوان اعتکاف،در ميان مردم،رايج بوده است.
علامه حلي در کتاب «تذکرة الفقهاءِ» به مشروعيتاعتکاف در اديان پيشين تصريح کرده است.
حضرت موسي(علیه السّلام) باآنکه مسئووليت سنگين رهبري و هدايت امت رابر دوش داشت ف براي مدت زماني، آنان را رها کرد وبراي خلوت کردن با محبوب خويش به خلوتگاه کوه طور شتافت. اودر چاسخ به پرسش خداوند که فرمود: چرا قوم خود را رها کردي و با شتاب به سوي ما شتافتي ؟ عرض کرد: پروردگارا به سوي تو آمدم تا از من راضي شوي. [طه.83_84]

احيا گران سنت اعتکاف در ايران
سير اعتکاف در ايران، داراي فراز و نشيب بوده و در هر عصري که عالمان ديني آن، به اعتکاف اهميت داده‌اند، مردم مسلمان هم از آنها پيروي کرده و به اعتکاف بها داده‌اند.
در عصر صفوي، در سايه تلاش‌هاي دو عالم بزرگ ان زمان ف شيخ بهايي(953_1030ه ق )و شيخ لطف الله ميسي عاملي اصفهاني (متوفاي1032_1033ه ق )، اعتکاف رونق خاصي در شهرهاي ايران بويژه قزوين و اصفهان يافته است. آثار تلاش‌هاي اين دو عالم بزرگ بويژه شيخ لطف الله در راستاي بر پايي اعتکاف، تا مدت‌ها باقي مانده است.
کوششهاي فراوان شيخ لطف الله در زمينه اعتکاف با عکس العمل منفي برخي ار معاصرانش روبه رو مي‌شود. آنانشبهاتي پيرامون اقدامات شيخ مطرح کردند. شيخ به تدوين رسالهاي عربي و با نام «رساله ماءِالحياهو صافي الفرات في رفع التوهمات و دفع واهي الشبهات » دست مي‌زدند که از ان به «رساله الاعتکافيه» ياد مي‌شود. شيخ در اين رساله آورده است: من پيرو آثار پيامبر و عترت پاک اويم و در گفتار و کردار،دنباله رو آنها هستم. يکي از سنت‌هاي اسلامي که نزد همگان اعم از شيعه و سني معروف و مشهور است، اعتکاف است. برپايي آن بويژه در دهه آخر ماه مبارک رمضان، يک عبادت است. من به اين سنت اسلامي در همه جا و بويژه در قزوين و اصفهان، عمل کردم و برادران ديني را نسبت به برپا داشتن آن تشويق نمودم، تااين که به ياري خداوند، اعتکاف به صورت سنتي رايج و زنده در آمد و حسنهاي جاريه در ميان اهل ايمان شد.
در شهر قم، پرچم دار اعتکاف، مرحوم ميرزا محمد بروجردي (1300_1389ه ق ) بوده‌اند که از ملا زمان و کارپردازان آيت الله شيخ عبدالکريم حائري يزدي،مؤسس حوزه علميه قم به شمار مي‌روند. او اين کار بزرگ را در زماني انجام داد که زضا خان، شرايطي بسيار دشوار براي روحانيت و حوزه‌هاي علميه فراهم آورده بود.يکي از شاگردان آيت الله العظمي بروجردي و علامه طباطبايي درباره همت مرحوم ميرزا محمد بروجردي مي‌فرمايد: «ايشان زماني به تهنايي در مسجد امام حسن عسگري معتکف مي‌شدند و هيچ کس ديگري با وي نبود. بعدها دوستان ديگري نيز به اين جمع پيوستند و به فضل الهي،اعتکاف عمومي شد…در سال‌هاي انقلاب، مراسم اعتکاف، قدري رنگ و بوي سياسي هم به خود گرفته بود؛ زيرا در اعتکاف، از شخصيت‌هاي انقلابي و طرف دار امام خميني (قدس سره) شيخ آيت الله ميرزا علي مشکيني دعوت مي‌شد. در سخنراني‌ها گاه مطالبي عليه رژيم پهلوي مطرح مي‌شد و معتکفان براي امام خميني که در آن زمان، از سوي رژيم، به نجف اشرف تبعيد شده بود، دعايي کردند که اين براي رژيم،بسيار نا خوشايند بود.»[163]

اعتکاف،سياحتي عرفاني و ضيافتي رحماني
الف) آثار اخروي اعتکاف
1. آمرزش گناهان:
توبه در حال اعتکاف،موجب حب رضا و غفران الهي و ورود در صف نيکان است. زيرا خداوند در سوره زمر،(آيه 53) مي‌فرمايد: بگواي بندگان من،اب کساني که بر نفس‌هاي خويش اسراف نموديد! مأيوس از رحمت خدا نشويد؛ براستي که خداوند،همه گناهان را مي‌بخشايد و براستي که او غفور و رحيم است.
در کتاب جامع الصغير (ج2،ص575) هم آمده است: «مَن اِعتَکَفَ ايماناً و احَساناً غُفِرَ لَهُ ما تَقَدَّم مِن ذَنبه؛ اعتکاف از روي ايمان و يقين، موجب مغفرت انسان ميشود.
نزديکي به خدا اعتکاف موجب رسيدن به قرب الهي است،يعني همان فلدح و رستگاري که انسان به وسيله عبادت، آنرا مي‌جويد.
2. جلب محبت خدا
يکي از آثار برجسته اعتکاف، حب خداوند تبارک و تعالي است.
(بقره: 165) انان که ايمان آورده‌اند، شديداً دوستدار خدا هستند.
ب ) آثار دنيوي اعتکاف:
1. تقويت اراده
از آثار حتمي اعتکاف در زندگي فردي انسان، تقويت اراده آدمي است. کسي که مدتي به رغم خواست دروني خويش، خود را در محلي حبس و از بسياري از امور چون حرف زدن در غير امور عبادي که به طور طبيعي، تمايل به انها دارد پرهيز نمايد، خود به خود تمريني است براي اجتناب از بسياري خواهش‌هاي نفساني ديگر برخورداري انسان از اراده قوي، نه تنها در مسائل اخلاقي و ديني بسيار مهم است، بلکه نقش آن در امور روز مره هم بر کسي پوشيده نيست.
مرد بايد که در کشاکش دهر
سنگ زيرين آسيا باشد.
2. انس با معنويت
در پرتو عالي چون اعتکاف ف کم کم ارتباط رواني خاصي بين انسان و مسجد، قرآن،نماز، نماز شب و ادعيه به وجود مي‌آيد؛ به گونهاي که انسان مشتاق ارتباط با اين امور شده و دوري از انها برايش سخت مي‌شود. انسان معتکف، تلاش مي‌کند محيط پيرامون زندگي اش را به گونهاي ترتيب دهد که بتواند از ارتباط با خدا، بيشترين بهره را ببرد؛ لذا دوري از غفلت را جوهر کار خويش قرار مي‌دهد و همه چيز اطراف او به گونهاي،نشان دهنده معبود او خواهد بود
3. تواضع و فروتني
اگر انسان بتواند در طول اعتکاف، خود را به دروازه‌هاي مهرفت الهي برساند و خود را در دايره بي کران هستي، کوچک ببيند، غرور از او رخت بر مي‌بندد و در برابر همه نوع خود، ديگر تکبر نميورزد؛ بلکه فروتني را پيشه خود خواهد ساخت.
4. کاهش جرم و فساد
به عقيده جرم ناسان اجتماعي، سبط و گسترش مسائل معنوي در جامعه، موجب پائين آمدن سطح جرم و فساد خواهد شد و اعتکاف، از آنجا که يک عبادت چند بعدي است، تاثير بسزايي در اين امر دارد.
5. آشنايي و بر قراري ارتباط دوستانه:
حضور چند روزه مؤمنين در مسجد، مجالي است که آنها همديگر را بشناسند و از آثار برادري اسلامي برخوردا رشوند. بسياري از معتکفين، دوستان خوب خود را از ميان همراهان خود در مسجد يافته‌اند؛ کساني که در دوستي خود با خدا، ثابت قدمند، به يقين دوستان خوبي براي شما خواهند بود.

اعتکاف در سخنان رهبر معظم انقلاب، آيه الله خامنه‌اي
«دانشجويان مؤمن و انقلابي ما، مي‌توانند با گسترش فرهنگ عميق اسلامي، جهان خود را در دانشگاهه به بهترين وجه انجام دهند. توجه به دين و اقبال عباداتي مانند: نمازهاي جماعت و مراسم دعا واعتکاف بسيار خوب است. اما دايره تاثير و مدت محدودي دارد. بنا براين، براي گسترش اين دايره و نيز اثر گذاشتن بر دلهاياهل تحقيق، انجام کار عميق و عملي ف يک ضرورت است.[روزنامه جمهوري اسلامي، 16/5/78.] در سال گذشته ديديم که جوانان، حتي جوانان دانشجو، اعتکاف مي‌کنند و تعداد اعتکاف کنندگان، زياد بود. بنا براين جوانان ما به معنويت توجه کرده اند.[از مجموعه حاظرات مؤسسه عمران مساجد،آبان 1377.]

«لحظات ناب انديشه »
«اعتکاف » فرصتي است براي خلوت کردن. فرصتي است براي تفکر و تدبر. فرصتي است براي بريدن از زرقو برق دنيا و حرکت به سوي منشاکمال. بت تفکر و انديشه، در مي‌يابيم که اين دنيا با دست توانمندي ف به حرکت در مي‌آيد و اين نظم، اين ناموس خلقت، بي ناظم، معني ندارد. و اين بودن و نبودن، در پي هدفي چهره مي‌آرايد و مي‌يابيم که در اين عالم،کسي ديگر نيز هست که با تفاوتي بي نهايت نسبت به ما، همه عالم، جلوهاي از ذات اوست و ما در مقايسه با او،هيچ و هيچيم، که: «؛اي مردم. شما نيازمند درگاه خداوند هستيد و او موجودي بي نياز و حميد است »(فاطر:15)
آري تفکر، وجدان آدمي را بيدار و او را به سجده در پيشگاه اين بي انتهاي هستي وامي دارد: «وَيخِرّونَ لِلاَذقانِ يبکونَ وَ يزيدَهُم خُشوعاً؛و به زمين افتاده وحال گريه و خشيت آنان افزوده مي‌شود » (حشر:19)
بايد از فرصت بهره گرفت و کبوتر عقل را به پرواز در آورد تا درآسمان انديشه، به حقيقت هستي اشراف يابد و ببيند آنچه را که از پايين،ياري تماشاي آن نسيت. خداوند مي‌فرمايد:«؛ آيا در حقيقت آسمانها و زمين انديشه نميکنيد.»(اعراف:185)

اعتکاف در ادب فارسي
در حلقه درويش نديدم صفايي
در صومعه از او نشنيدم ندايي
در مدرسه از دوست نخوانديم کتابي
در مأذنه از يار نديديم صدايي
در جمع کتب، هيچ حجابي ندريديم
در درس صحف، راه نبرديم به جايي
در بتکده، عمري به بطالت گذرانديم
در جمع حريفان،نه دوايي و نه دايي
در جرگةعشاق روم تا که بيابم
از گلشن دلدار،نسيمي، ردپايي
اين ما و مني، جمله ز عقل است وعقال است
در خلوت مستان،نه مني هست ونه مايي
امام خميني (ره)
آورده‌اند که….. : غريبه آشن
به تيپ و قيافه اش نميآمد اهل اينجور کارها باشد بر عکس بقيه هم نه رحل قرآن جلويش گذاشته بود و نه جا نمازي مقابلش پهن بود. زانوانش را بغل گرفته بود خيره خيره چراغ سبز بالاي محراب را تما شا مي‌کرد. پرسيدم :چطوري اخوي ؟ بالا بالا سير مي‌کني…! به خودش آمد. کمي خودش را جمع و جور کرد و گفت:
آره واقعاً…. بعد ادامه داد: وقتي دلم مي‌گرفت يا بلد بودم به دور و بريهايم غرغر کنم يا بروم توي اتاق و موسيقي را تا درجه آخر، بلندکنم و خودم را بزنم به بي خيالي. گاهيهم با بچه‌هامي رفتيم پارک وخيابان گردي و اينجور حرف‌ها…ولي راستش هيچ کدام، آرامم نميکرد.
بدتر انگار گره کور مرا، کورتر مي‌کرد. اما اينجا…..
کنار اين همه آدمي که از خود بي خود شدنشان هم يک جورهايي آخر هوشياري است،احساس مي‌کنم سبک شده ام. احساس مي‌کنم مقدس شده ام. احساس مي‌کنم تازه آن کسي را که بهش مي‌گفتند« خدا »، دارم مي‌شناسم.دارم مي‌بينم.
بعد سرش را انداخت پايين. لحظهاي توي فکر رفت و گفت: «به هيچ کس نگفتم اين سه روز کجا مي‌روم. اصلاً نمي دانستم بايد با خودم چي بياورم.همين طوري دست خالي آمدم.»
گفتم: «همين دست خالي بودنت به همه چي مي‌ارزه.»
داشتم خلوتش را خراب مي‌کردم. تسبيح تربتم را توي دستانش جا گذاشتم و رفتم…

کوتاه و گوي «اعتکاف »
اعتکاف پشت پا زدن به تعلقات نفس است.
انسان معتکف مي‌کوشد تا از فرش نفس، به عرش دل پرواز کند و در آشيانه دوست، منزل گزيند.
اعتکاف، عاشقان را به طواف حرم امن الهي يعني دل مي‌برد؛زيرا قلب انسان مؤمن، حرم خداست.
اعتکاف، مقدمهاي است براي آنان که مي‌خواهند معتکفان دائمي ملکوت م بارگاه قدس الهي باشند.
اعتکاف، به دفتر دل رسيدن و طلسم را گشودن و از سراب غيب آگاه شدن است.
انسان معتکف، در حالي از اعتکاف خارج مي‌شود که به حساب اعمالش،به طور کامل رسيدگي کرده و حسابش را با خودش تسويه کرده است.
اعتکاف، چونان آب گوارايي است براي تشنگان قرب خدا.
اعتکاف، جشن عارفان است در آغوش خدا.
در روزگاري که دنيا و زرق و برق‌هايش، حرف اول را مي‌زنند، خودمان را در درياي انس با خدا و اعتکاف بيازماييم.
اعتکاف، يعني خود را به خدا گره زدن. هر چقدر اين گره، کورتر باشد بهتر است.
اعتکاف يعني خداحافظ دنيا !
بعضي سفرها، خاطرات خوشي دارند که فراموش نميشوند. به ياد ياد ماندني ترين سفرتان را در اعتکاف تجربه کنيد، سفري از خاک به افلاک،سفري که به ديدار خود خدا مي‌رويد.
يک عمر براي خودمان کار کرديم، سه روز را مال خدا باشيم. اعتکاف، فرصتي براي وقف روح، در خدمت خدا.

کتابستان
1. « حکمت عبادت»، آيةالله جوادي آملي، مرکز نشر اسرار.
2. «اعتکاف، سياحتي عرفاني و ضيافتي رحماني » محمد حسن مؤيدي، انتشارات آفرند.
3. « اعتکاف در خلوت انس »، سيد حميد محمود زاده حسيني، انتشارات قدس.
4. « اعتکاف، ره توشه سالکان »، سيد مهدي شمس الدين، انتشارات قدس.
5. « اثرات و برکات اعتکاف »، معصومه حيدري؛ ناشر: مؤلف.
6. « اعتکاف، تطهير صحيفه اعمال »، واحد تحقيقات مسجد مقدس جمکران.
7. « باراهيان کوي دوست، اعتکاف »، مرکز پژوهش‌هاي اسلامي صدا و سيما و مؤ سسه فرهنگي طه.
8. « اعتکاف، سنتي محمدي »، رحيم نوبهار، مؤ سسه عمران مساجد.
برگرفته از : اشارات :: تیر 1387، شماره 110
منبع : حوزه

مطالب مشابه