مسائلي كه تحت عنوان بزرگداشت و حفظ احترام قرآن بيان ميگردد شامل تذكراتي است كه در رابطه با احترام ظاهري قرآن مطرح است. رعايت اين مسائل موجب درك مقام و موقعيت قرآن ميشود. به اين جهت توصية ما اين است كه اين موارد در ارتباط با قرآن مدّنظر قرار گيرد.
1. نگهداري قرآن در جاي مناسب
يكي از مظاهر احترام قرآن اين است كه قرآن را به گونهاي نگهداري نمود كه سبب هتك حرمت آن نشود. در اين زمينه جا دارد موارد زير رعايت شود:
الف. جلد كردن قرآن، تا هنگام استفاده از آن كثيف نشود.
ب. قرآن در جايي دور از دسترس بچهها باشد تا خداي ناكرده وسيلة بازي بچهها نگردد، يا احياناً به وسيلة آنان به اين سو و آن سو پرتاب نشود. از اين رو وقتي از قرآن استفاده نميشود لازم است آن را در جاي مناسب يا بلندي بگذارند.
ج. جايي كه قرآن را ميگذارند از نظر شرافت و تميزي مناسب باشد.
د. روي قرآن، هيچ شيئي اعم از كتاب و… نگذارند.
2. مؤدّب نشستن در حضور قرآن
در برخي از محافل يا جلسات قرآني ديده ميشود كه مؤدّب نشستن در حضور قرآن مراعات نميگردد.
مثلاً قرآن را روي زمين ميگذارند و به آن نگاه ميكنند. يا پاي خود را در محضر قرآن دراز ميكنند و يا با تسبيح و سر و صورت خود بازي ميكنند و يا نحوة نشستن آنان به گونهاي است كه موجب بياحترامي به ساحت مقدّس قرآن است.
در اين راستا بهتر ديديم عنان قلم را به دست عارف بالله و مفسّر عاليقدر قرآن «مولي محسن فيض كاشاني» بسپاريم و از گفتههاي ايشان خوشه چيني كنيم:
قاري قرآن بايستي در چهرة خود،ادب مناسب را حفظ كند… هنگام تلاوت شايسته است، رو به قبله باشد و سر خود را پايين اندازد. چهار زانو بنشيند و به جايي تكيه نكند و نشستن او در چهرة متكبّران نباشد. اگر چه تنها نشسته باشد چنين پندارد كه در برابر استاد خويش نشسته است.[1]
سنت بسيار خوبي كه از قديم الايام رعايت ميشده، گذاشتن رحل زير قرآنهاست كه عمل بسيار خوبي است. كساني كه با تلاوت قرآن كريم سروكار دارند پسنديده است كه در منازل خود نيز، از «رحل» استفاده كنند و با اين كار به فرزندان خويش احترام گذاردن به قرآن را تعليم دهند.
3. استقبال قبله
بهتر است هنگام قرائت قرآن انسان رو به قبله و خانة خدا بنشيند همانگونه كه در نماز رو به قبله ميايستد. استقبال قبله هنگام قرائت قرآن، سبب تمركز فكر انسان شده و تأثير بيشتري در قاري قرآن ميگذارد.
اصولاً انسان وقتي قرآن ميخواند (نشسته يا ايستاده) به هر حال بايد رو به يكي از جهات جغرافيايي داشته باشد. امّا بهتر است رو به جهتي نمايد كه مقدسترين مكان روي زمين است و خداوند به مسلمانان دستور داده است هنگام نماز و ساير عبادات رو به سوي آن (كعبه) نمايند. شايد رمز مسأله اين است؛ وقتي انسان رو به قبله است افكارش متمركز و قلبش خاضع خداوند است. بنابراين استقبال قبله در تلاوت قرآن موجب تأثير بيشتر آيات الهي در قلب و جان قاري ميشود.
4. ترك نكردن قرائت قرآن
يكي از چيزهايي كه در خانة هر مسلماني يافت ميشود كتاب آسمانيِ قرآن است. اين كتاب برنامة زندگي و هدايت انسانهاست. هر خانوادة مسلمان براي استمداد از آن و تيمّن و تبرّك، حداقل يك قرآن در منزل نگهداري ميكند. نگهداري قرآن در منازل فوايد بسياري دارد از جمله موجب دوري شيطان از خانه ميگردد، ولي بايد مراقب بود كه از خواندن آن غفلت نشود. زيرا معطل گذاردن و نخواندن آن يك نوع بياحترامي به ساحت مقدّس قرآن است.
امام ششم ـ عليه السّلام ـ از حضرت امام محمّد باقر ـ عليه السّلام ـ نقل ميكند:
«اِنَّهُ لَيُعْجِبُني اَنْ يَكُونَ فِي الْبَيْتِ مُصْحَفٌ يَطْرُدُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ بِهِ الشَّياطينَ».[2]
من خوش دارم در خانه قرآني باشد كه خداي عزّوجلّ به وسيلة آن شيطانها را دو كند.
در روايت ديگري امام صادق ـ عليه السّلام ـ ميفرمايد: سه چيز در دادگاه الهي از انسان شكايت ميكند، يكي از آنها قرآن است:
«…وَ مُصْحَفٌ مُعَلَّقٌ قَدْ وَقَعَ عَلَيْهِ الْغُبارُ لا يُقْرَأُ فيهِ».[3]
…و قرآني كه بدون استفاده مانده غبار گرفته باشد و خوانده نشود.
5. مواردي كه تلاوت مناسب نيست
در هفت مورد تلاوت قرآن منع شده است. امام علي ـ عليه السّلام ـ در روايتي فرموده است:
«سَبْعَةٌ لا يَقْرَؤُونَ الْقُرْآن: الرّاكِعُ وَ السّاجِدُ وَ فِي الْكَنيفِ وَ فِي الْحَمّامِ وَ الْجُنُبِ وَ النَّفْساءِ وَ الْحائِضِ».[4]
هفت گروه نبايد قرآن بخوانند: افراد در حال ركوع، و افراد در حال سجده، در دستشويي، حمام، در حال جنابت، نفاس و حيض.
از اين كلام اميرمؤمنان ـ عليه السّلام ـ فقهاي بزرگوار شيعه چنين برداشت كردهاند كه قرآن خواندن در اين موارد كراهت دارد. در مورد شخص جُنب، حائض و نفساء فتوا دادهاند كه خواندن بيشتر از هفت آيه از سورههايي كه سجدة واجب ندارد، مكروه است ولي كمتر از آن مانعي ندارد.
امّا اين سه دسته نميتوانند سورههايي كه سجدة واجب دارد بخوانند. حتّي اگر يك حرف از اين چهار سوره را هم بخوانند حرام است.[5]
[1] . المحجة البيضاء، ج 2، ص 219.
[2] . وسائل الشيعه، ج 4، ص 855.
[3] . اصول كافي، ج 2، ص 449.
[4] . وسائل الشيعه، ج 4، ص 885.
[5] . عروة الوثقي، جزء اوّل، ص 204، انتشارات اسماعيليان، قم، چاپ دوّم، 1370.