از خصلتهاى بسيار زيبا كه غم و اندوه را از دل ديگران مىزدايد نشان دادن خوش رويى است، كارى كه براى انسان هيچ هزينهاى ندارد.
چقدر شايسته است انسان هنگامى كه مىخواهد با زن و فرزند، پدر و مادر، اقوام و خويشان و همهى مردم برخورد كند همهى غم و اندوهش را در پس پردهى باطن پنهان نمايد و همهى نشاط و سرسبزى و خرمىاش را در چهره ظاهر كند و با خوش رويى كامل با همگان ديدار كند.
اميرالمؤمنين عليه السلام وقتى خصلتهاى مؤمن را مىشمارد مىفرمايد:
المُؤمِنُ بِشرُهُ فِى وَجهِهِ وَحُزنُهُ فِى قَلْبِهِ «19»
. مؤمن شادى و خرمىاش در چهرهاش نمايان و غم و اندوهش در دلش پنهان است.
و نيز آن حضرت در رواياتى مىفرمايند:
البَشاشَةُ إحسان «20»
. خوشرويى احسان و نيكى نسبت به مردم است.
البَشاشةُ حِبالَةُ المَودّة «21»
. خوشرويى ريسمان محبت و عشق است.
البِشرُ يُطفِئُ نارَ المُعانَدة «22»
. خوشرويى آتش دشمنى و كينهورزى را خاموش مىكند.
البِشرُ شِيمَةُ الحُرّ «23»
. خوشرويى خصلت آزاده است.
بِشرُكَ يَدلُّ عَلى كَرَمِ نَفسِك وَتَواضُعِك يُنبِئُ عَن شريفِ خَلقِك «24»
. خوشروييت دليل بر بزرگوارى نفست و فروتنىات خبردهندهى از اخلاق بلند مرتبهات مىباشد.
طلاقَةُ الوَجهِ بِالبِشرِ وَالعَطيّةُ وَفِعلُ البِرّ وَبذلُ التَحيّةِ داعٍ إلى محبّةَ البَريّة «25»
. گشادهروييت با خوشرويى و دست دهندهات و كار نيكت و سلام كردنت كشانندهى تو به سوى محبوبيت نزد همهى مردم است.