ابوجهل و درخواست از پيامبراکرم (ص) در ضمن احتجاجى كه عدهاى از مشركين قريش با پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله كردند، ابوجهل گفت: در اين جا سخن ديگرى نيز هست، مگر تو اينطور نمىگويى كه قوم موسى وقتى تقاضا كردند خدا را آشكار ببينند بوسيله صاعقهاى آتش گرفتند اگر تو پيغمبرى، ما نيز ...
دسته بندی های موجود در بخش"ائمه اطهار"
مطالب موجود در بخش "ائمه اطهار"
داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (17)
مصاحبه مفروق با پيامبر اسلام (ص) پيامبر اسلام، چند تن از بزرگان قبيله (بنى شيبان) را ديد و آنان را به دين خدا دعوت نمود و به آنها فرمود: (شما را دعوت مىكنم كه به وحدانيت خدا گواهى دهيد و بدانيد كه من پيغمبر خدا هستم و مرا پناه دهيد و يارى كنيد، زيرا قريش ...
داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (18)
يا رسول اللَّه سوره قارعه را خوانديد پيامبر مهربان صلّى اللَّه عليه و آله كه همواره جوياى احوال مسلمين مىشد، شنيد كه يكى از يارانش بيمار شده است. به عيادت او رفت و كنار بستر او نشست و احوالپرسى كرد. بيمار گفت: در نماز مغرب كه با شما (به جماعت) خواندم، شما سوره (قارعه) را ...
داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (19)
با خواندن يك آيه به شناخت كامل رسيد شخصى وارد بر پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله شد و گفت: يا رسول اللَّه به من قرآن بياموز. حضرت او را به يكى از يارانش سپرد. او دست تازه وارد را گرفت و به كنارى برد و سوره اذا زلزلت را تلاوت كرد و به او ...
داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (20)
آيهاى كه پيامبر را پير كرد بر حسب آنچه كه از تواريخ و روايات مستفاد مىشود، اثرى كه آيات شريفه سوره هود بر روى پيغمبر اكرم گذاشت از هر يك از آيات ديگر قرآنى بسشتر بود و هيچ يك از آيات بدين گونه آن حضرت را تحت تأثير قرار نداد. اين آيه پيامبر را از ...
داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (21)
آخرين آيهاى كه بر پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله نازل شد برخى از مفسران و محققان مىگويند طبق روايت ام سلمه آخرين آيه فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أنّى لا أُضيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أوْ أُنْثى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذينَ هاجَرُوا وَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ أُوذُوا فى سَبيلى وَ قاتَلُوا وَ قُتِلُوا َلأُكَفِّرَنَّ ...
داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (22)
عذاب آسمانى با توجه به شأن نزول آيات سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ (70معارج/1) خواهندهاى عذابى رخدادنى را طلب كرد. در مىيابيم كه اين آيات درباره خلافت على نازل شده است. مرحوم علامه امينى شأن نزول آيات را از كتابهاى سى نفر از علماى معروف اهل سنت اين گونه نقل مىكند: پس از ماجراى غدير خم، ...
داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (23)
وحى چگونه بر پيامبر نازل مىشد حارث بن هشام از پيامبر گرامى صلّى اللَّه عليه و آله پرسيد وحى چگونه بر شما نازل مىشود؟ فرمود گاهى صدايى همانند صداى جرس به گوش من مىرسيد، وحىاى كه بدين صورت بر من نازل مىشد سخت بر من گران و سنگين بود، سپس اين صداها قطع مىشد و ...
داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (24)
گناهكارى كه فرشتگان در تشييع جنازه او شركت كردند رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله هنگامى كه عازم جنگى مىشد ميان هر دو تن از صحابه عقد برادرى مىبست تا يكى به جنگ برود و ديگرى بماند و مهمات امور او را انجام دهد. در غزوه تبوك هم چنين برنامهاى انجام شد، از جمله ...
داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (25)
جاذبه قرآن در دل سرمايهدار و هوشمند بزرگ مكه سالهاى آغاز بعثت پيامبر اسلام، در مكه شخصى بود به نام وليد بن مغيره كه در حجاز و اطراف آن به عنوان رئيس زيرك و هوشمند عرب شهرت داشت. او عموى ابوجهل بود، و مردم در اختلافات خود به او مراجعه مىكردند و قضاوت او را ...
داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (26)
نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله از شخصى تعريف شد. روزى او به محضر پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد. اصحاب عرض كردند: يا رسول الله ، اين همان كسى است كه از او به خوبى تعريف كرديم .
داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (27)
انصاف هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله هفت ساله بود، روزى از دايه اش (حليمه سعديه ) پرسيد، برادرانم كجا هستند؟ (چون در خانه حليمه بود، فرزندان او را برادر خطاب مى كرد). حليمه جواب داد: فرزندان عزيز، آنان گوسفندانى را كه خداوند به بركت وجود تو به ما مرحمت كرده است ...