دسته بندی های موجود در بخش"کتب اسلامی"

مطالب موجود در بخش "کتب اسلامی"

ریشه‎‌های محرومیت

ریشه‎‌های محرومیت

نویسنده: محمد غفارنیا هنگامی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به مدینه آمد، بسیاری از مردم مدینه به کم فروشی آلوده بودند؛ حتی شخصی به نام ابو جهینه دو پیمانه کوچک و بزرگ داشت که به هنگام خرید، از پیمانه بزرگ استفاده می‌کرد، و هنگام فروش از پیمانه کوچک. وقتی آیات ...

ادامه مطلب
امدادهای غیبی

امدادهای غیبی

نویسنده: محمد غفارنیا حذیفه‌ی یمانی می‌گوید: در جنگ خندق ما آن قدر گرسنگی و ترس و خستگی دیدیم که خدا می‌داند. یک شب، که میان لشکر احزاب اختلاف افتاده بود، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: آیا کسی هست که مخفیانه به لشکر دشمن برود و خبری از آنان بیاورد؟ اگر کسی ...

ادامه مطلب
آیه‌ی امید

آیه‌ی امید

نویسنده: محمد غفارنیا روزی گروهی از کوفیان نزد حضرت علی بن ابی طالب (علیه السلام) بودند. آن حضرت رو به جمعیت کرده، فرمودند: شما می‌پندارید، امید بخش ترین آیه‌ای که در قرآن است، این آیه می‌باشد: (قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَهِ اللَّهِ …. ) ای کسانی که بر خود ...

ادامه مطلب
درخت بهشتی

درخت بهشتی

نویسنده: محمد غفارنیا مردی باغی داشت که شاخه‌ی یکی از درختان خرمای او، در خانه مرد فقیر و عالیمندی قرار گرفته بود. صاحب باغ وقتی بالای درخت می‌رفت تا خرما بچیند، اگر چند دانه خرما در خانه مرد فقیر می‌افتاد و کودکانش آن را برمی داشتند، آن مرد بخیل از نخل فرود می‌آمد و خرما‌ها ...

ادامه مطلب
سازش ناپذیر

سازش ناپذیر

نویسنده: محمد غفارنیا     می‌دانیم که بهانه جویی‎‌های مشرکان یکی دو تا نبود. آنها برای این که راه را بر دین مقدس اسلام ببندند و پیشرفت ونفوذ آن را متوقف سازند، به هر حیله و نیرنگی دست می‌یازیدند. از جمله پیشنهاد‎‌های احمقانه و جاهلانه آنان این بود که: روزی عده‌ای از سران مشرک قریش، ...

ادامه مطلب
سپاه صبح

سپاه صبح

نویسنده: محمد غفارنیا     در سال هشتم هجری قمری به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) خبر دادند، دوازده هزار سوار در سرزمین یابس جمع شده و با یکدیگر عهد بسته‌اند، که تا پیامبر و علی را نکشند و جماعت مسلمانان را پراکنده نسازند، از پای ننشیند. پیامبر گرامی هم مهاجران ...

ادامه مطلب
نبرد تبلیغاتی

نبرد تبلیغاتی

نویسنده: محمد غفارنیا هنگامی که جنگ احد پایان یافت، ابوسفیان خواست منصرف شود؛ لذا بالای کوه آمد و با صدای فاتحانه‌ای فریاد زد: یا محمد لنا یوم و لکم یوم؛ یعنی یک روز نوبت (شکست) ما بود و یک روز هم نوبت شما. پیامبر فرمودند: جواب او را بدهید. مسلمانان گفتند: ای ابوسفیان کشته‎‌های ما ...

ادامه مطلب
بانگ بیداری

بانگ بیداری

نویسنده: محمد غفارنیا رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در تبلیغ رسالت خود، از هیچ سعی و کوششی فرو گذار نکرد و از هر فرصت مناسبی برای ارشاد و هدایت مردم بهره می‌برد. با توجه به اوضاع نامناسب زمان بعثت، جمع کردن قریش در یک مجلس، آن هم برای دعوت به توحید، ...

ادامه مطلب
شکرانه‌ی قریش

شکرانه‌ی قریش

نویسنده: محمد غفارنیا سرزمین مکه دره‌ای خشک و بی‌آب و علف بود که هیچ گونه زراعتی درآن به محصول نمی‌نشست. دامداری آن هم محدود بود، و زندگی ساکنانش بیشتر از طریق تجارت‌هایی بود که با شهرهای دور دست انجام می‌شد. مخصوصا با یمن و شام که از کانون‎‌های مهم تجارت آن زمان به شمار می‌رفتند. ...

ادامه مطلب