يكي از آداب مهم تلاوت قرآن، عربي خواندن آن است. چنانكه كسي كه زبان مادريش فارسي نيست، هنگامي كه فارسي صحبت ميكند و لهجة فارسي را خوب نياموخته است گفتار او مردم پسند نيست. چه بسا رعايت نكردن لهجة فارسي باعث نامفهوم شدن گفتار او شود. همين طور زماني كه ما بخواهيم به يكي از زبانهاي خارجي گفتگو كنيم بايد سعي نماييم با لهجة مخصوص آن صحبت كنيم تا خوشايند كساني باشد كه با آن زبان صحبت ميكنند.
پيشوايان اسلام و عربي خواندن قرآن
منظور ما از لحن عربي همان لهجه است، يعني هر مسلماني كه زبان مادريش عربي نيست بهتر است تلاش كند تا قرآن را با لهجة عربي بخواند. البته اين سخن پيشوايان اسلام از جمله امام صادق ـ عليه السّلام ـ است كه فرمود:
«اَعْرِبِ الْقُرْآنَ فَاِنَّهُ عَرَبِيُّ».[1]
قرآن را (فصيح و با لحن) عربي بخوانيد؛ زيرا قرآن به زبان عربي است.
شايد عدهاي بلافاصله بگويند: پس تكليف دستهاي از مسلمانان غير عرب كه نميتوانند قرآن را به عربي فصيح بخوانند چيست؟ آنها قرآن نخوانند؟!
ما چنين سخني نميگوييم. بلكه ميگوييم؛ فرق است ميان نتوانستن و نخواستن و تلاش نكردن.
امير مؤمنان علي ـ عليه السّلام ـ در يكي از كلمات گهربارشان ميفرمايد:
«قَدْرُ الرَّجُلِ عَلي قَدْرِ هِمَّتِهِ».[2]
قدر و قيمت انسان به اندازة همّت اوست.
بعضي از ما مسلمانان براي بسياري از امور دنيايي (حتي كارهاي غير ضروري) وقت و امكانات بسياري را هزينه ميكنيم ولي حاضر نيستيم براي امور معنوي و روحاني كه لذّت و سعادت دنيا و آخرت در آن است مقداري به زحمت بيفتيم. خوب اگر ما به قرآن علاقمند هستيم و كلام خدا را دوست داريم و در ساية قرائت آن ميخواهيم به اجر و پاداش بيحساب برسيم، آيا انصاف نيست مقداري تلاش كنيم و قرآن را با آدابش و با لهجة عربي بخوانيم؟
برخي در قرائت قرآن كسالت و باري به هر جهت بودن را پيشة خود كردهاند (در حالي كه در ساير كارهاي دنيايي چنين نيستند) فقط در پي بيشتر خواندن آن هستند و به خيال خود ميخواهند تا ميتوانند ثواب ببرند.
از اين رو برايشان مهم نيست كه قرآن را غلط بخوانند، زير و زبر را جابجا بخوانند، تشديدها را نخوانند و حتي كلمهاي را جا بگذارند. خوب عزيزان! اين بياحترامي به قرآن است. اين طور قرآن خواندن نه تنها ثواب ندارد بلكه قول شاعر نكتهپرداز فارسي (سعدي) مصداق پيدا ميكند:
گر تو قرآن بدين نَمَط خواني ببري رونق مسلماني[3]
بله اگر كسي تلاش كرد و وقت صرف كرد تا قواعد ضروري عربي خواندن را بياموزد ولي نشد كه نشد، آن وقت ديگر تكليف ندارد و خداوند به قرائت قرآن غير عربي او همان پاداش و مزد قرائت فصيح و عربي را ميدهد. همان گونه كه امام صادق ـ عليه السّلام ـ اين مطلب را بيان كرده است.
امّا ما باشيم و خداي خودمان! آيا ميتوان با گفتن كلمة «نميتوانم» به اين سفارش پيشوايان اسلام عمل نكرد؟ جواب ما اين است: از انصاف به دور است و عدم توفيق موجب برخورد اين گونه با قرآن ميشود. بنابراين بايد همّت كرد با صرف مقداري وقت و به اندازة توان، اين ادب از آداب تلاوت قرآن را نيز رعايت كرد.
مراحل عربي خواندن قرآن
عربي خواندن قرآن مراحلي دارد. اين مراحل به طور خلاصه بيان ميشود تا هر كس به اندازة استعداد و تلاش خود آن را فرا گيرد تا فضيلت عربي خواندن قرآن را كسب كند.
مرحلة اوّل:در اين مرحله قرآنآموز چگونگي تلفظ حروفي را آموزش ميبيند كه تلفظ فارسي و عربي آنها با يكديگر تفاوت دارد. اين حروف عبارتند از:
«ث ـ ح ـ ذ ـ ص ـ ض ـ ط ـ ظ ـ ع ـ غ ـ و».
رهآورد اين مرحله صحيح خواندن قرآن است به مقداري كه معني و مفهوم كلمات قرآن تغيير نيابد؛ زيرا در موارد بسياري جابجا تلفظ كردن حروف، موجب تغيير معناي كلمه ميشود. در اين زمينه به نمونههاي زير توجه كنيد:
اشتباه صحيح
صِرادَ: درفش كفاشي صراطِ: راه
زالّين: ريخته شدگان ضالّين: گمراهان
عَزيم: دشمن سرسخت عَظيم: بزرگ[4]
مرحلة دوّم: آموزش خلاصهاي از قواعد علم تجويد است. البته آموزش بايد با تمرينِ عملي همراه باشد و اين تمرين به اندازهاي باشد كه قرآنپژوه آن را با لهجة عربي بخواند. نتيجة اين آموزش، عمل به كلام نوراني امام صادق ـ عليه السّلام ـ (در حدّ قابل قبول) است كه ميفرمود: قرآن را فصيح و با لحن عربي بخوانيد.
مرحلة سوّم: در اين مرحله، قرآن با لحن عربي خوانده ميشود در حالي كه به معني و مفهوم آيات نيز توجه هست. يعني قاري در ساية دانستن قواعد زبان عربي (درحدّ ممكن)، پيام آياتي را كه ميخواند ميفهمد و لحن خود را با معني آيات هماهنگ ميكند.
به عبارت ديگر هر آيه را با در نظر گرفتن معني آن با آهنگي مناسب ميخواند، ميتوان گفت كه اين گونه قرآن خواندن تبلور عيني كلام شريف رسول بزرگوار اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ است كه فرمود:
«اِقْرَؤُا الْقُرْآنَ بِاَلْحانِ الْعَرَبِ وَ اَصْواتِها وَ اِيّاكُمْ وَ لُحُونَ اَهْلِ الْفِسْقِ وَ اَهْلِ الْكَبائِرِ».[5]
قرآن را با لحنها و آوازهاي عرب بخوانيد و از لحنهاي فاسقان و گناهكاراني كه گناه كبيره انجام ميدهند بپرهيزيد.
آهنگپذيري قرآن
عدة زيادي از زبان شناسان عرب و قرآنپژوهان اعتقاد دارند كه قرآن كريم داراي موسيقي و آهنگ مخصوصي است و هيچ متن عربي را نميتوان با آهنگ قرآن خواند. استاد مطهري (ره) مسألة ديگري كه مربوط به سبك قرآن است و از قديم مورد توجه بوده است مسألة آهنگپذيري قرآن است. اين خيلي عجيب است. تا آنجا كه نشان دادهاند در زبانها جز شعر چيز ديگري آهنگ نميپذيرد، آهنگ واقعي كه يك نفر موسيقيدان بتواند براي آن آهنگ بسازد، شعر است كه آهنگ ميپذيرد… قرآن از طرفي ما ميبينيم شعر نيست… قرآن يگانه نثري است آهنگ پذير. و اين همان مطلبي است كه از صدر اسلام به آن توجه بوده است.[6]
نتيجة اينگونه تلاوت، هم شامل حال قاري است و هم استماع كنندة قرآن. هنگامي كه قاري چنين قرآن بخواند احساس ميكند مخاطب آيات الهي خود اوست. اين حالت تأثير شگرفي در قاري قرآن ميگذارد تا جايي كه اين حالت را تا ساعتها بعد از تلاوت در وجود خويش احساس ميكند و شنوندگاني هم كه با معناي آيات قرآن آشنا باشند همين احساس را پيدا ميكنند يعني آنان نيز تصوّر ميكنند كه مورد خطاب كلام خدا هستند و اين حالت در نهايت، موجب تأثير عملي در كردار و اعمال شنوندگان ميشود.
اين نوع تلاوت، مصداق كامل عربي خواندن قرآن است. اميد است تلاوت همة قاريان عزيز كشور ما به اين پايه برسد كه اثرات پايانناپذير و مباركي براي جامعه در پي دارد.
[1] . اصول كافي، ج 2، باب «ترتيل القرآن بالصّوت الحسن»، ص 450.
[2] . نهج البلاغه، حكمت 47.
[3] . گلستان سعدي، باب پنجم، اصل حكايت گلستان چنين است:
ناخوش آوازي به بانگ بلند قرآن همي خواند. صاحبدلي بر او بگذشت و گفت: تو را مشاهره چند است؟ گفت: هيچ. گفت: پس اين زحمت چرا به خود ميدهي؟ گفت؟ از بهر خدا ميخوانم. گفت: از بهر خدا مخوان! بيت:
گر تو قرآن بدين نمط خواني ببري رونق مسلماني!
(مشاهره=مزد، نمط=طريقه و روش)
[4] . تجويد نماز؛ ابوالفضل علّامي، انتشارات هجرت، قم، 1374، ص 8.
[5] . اصول كافي، ج 2، باب «ترتيل القرآن بالصوت الحسن»، ص 450.
[6] . براي استفادة بيشتر مراجعه كنيد به كتاب نبوّت، استاد مطهّري، ص 229ـ 236.