زكات در قرآن

زكات در قرآن

بزرگترين ماليات اسلامي و بهترين درمان نابسامانيها
زكات مهمترين واجب مالي ديني است كه مورد قبول تمام مسلمانان در همة زمانها بوده و از ضروريات اسلام به شمار مي رود و انكار كننده آن اگر با علم به ضرورت لازمه آن به انكار خدا و پيامبر باشد مرتد مي گردد و تا آنجا قابل توجه است كه در قرآن زكات در رديف نماز آمده و به آن امر شده است و در روايات پيغمبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ و ائمه ـ عليه السّلام ـ بيش از ساير حقوق مالي به آن اهمّيت داده شده و از ترك و كوتاهي در دادن آن شديداً نكوهش شده است تا جايي كه فرموده اند كسي كه از دادن زكات (هر چند قيراط و مختصري باشد) خوداري كند از مؤمنين و مسلمانان نبوده[1] و در وقت مرگ به او گفته مي شود (يهودي يا ارمني) هر كدام كه مي خواهي بمير[2] (يعني تو مسلمان و ديندار نمي باشي) و كسي كه به مال و درخت و زمين او زكات واجب شود و ندهد خداوند در روز قيامت تا هفت طبقه آن زمين را در گردنش قرار مي دهد[3] و هر كس چيزي از زكات بر او باشد و از دادنش خودداري كند خداوند عالم در روز قيامت آن را به صورت مار بزرگ و آتشين در گردن او قرار مي دهد كه تا وقت فارغ شدن مردم از حساب (كه پنجاه هزار سال به طول مي انجامد) گوشت بدن او را گاز مي گيرد[4] و در تمجيد و فضيلت دادن زكات در روايات آمده كه خداوند آن را پرورش مي دهد (پاداش آن را زياد مي كند) چنانكه يك نفر فرزند خود را پرورش مي دهد و در قيامت (زكات و پاداش او) مانند كوه احد مي گردد و زكات دادن، مرگ بد را دفع كرده و پنهاني دادن، صدقه (و زكات) غضب، خدا را خاموش مي كند[5] و از آنجا كه زكات از فروع دين بشمار رفته ما نيز بطور فشرده در چهارمين درس از درسهاي فروع دين آن را مورد بحث قرار مي دهيم.
زكات يعني چه؟
زكات: در لغت به معناي طهارت و پاكيزگي، تقدس، نمو و رشد، تبرئه، صدقه، نيكي، تصديق، حرمت، روي سفيد، خيرات، آمده است.
و در اسلام زكات كه گاهي به آن هم صدقه گفته مي شود عبارت است از اينكه افرادي كه بالغ، عاقل، مالك، مجاز در تصرف اند در صورتي كه گندم، جو، خرما، كشمش، گاو، گوسفند، شتر، طلا، نقره، داشته باشند و به اندازه نصاب (مقدار معيني در هر كدام كه بعداً بيان مي كنيم) مال آنها برسد با شرائط و مقرراتي كه بيان خواهد شد بايد مقداري از آنها را به حاكم شرع يا مستمندان بدهند يا در اموري كه اجازه داده شده مصرف نمايند، و از آنجا كه دادن اين مقدار از مال موجب پاكي مال از حرام و كم و زياد شدنها و شبهاتي كه در تحصيل مال نوعاً به وجود مي آيد: مي شود و نيز دادن مال سبب مي شود كه روح انسان از بخل، حرص، طمع، علاقه شديد به دنيا آلودگي به ماديات پاك و پاكيزه گرديده و روحيه سخاوت و هم دردي با مستمندان و رفع گرفتاريهاي آنان و برطرف كردن نابسامانيهاي جامعه و توجه به خدا و روي آوردن به آخرت و دستورات ديني و عشق به پاداشهاي آخرتي در زكات دهنده به وجود مي آيد و باعث صفاي فكر و جان او مي گردد و تكامل روحي پيدا كرده و مال او بركت مي يابد از اين رو به دادن چنين مالي زكات گفته شده است چنانكه خداوند به رسول اكرم مي فرمايد:«خُدْ مِنْ اَمْواِلهِمْ صََدََقَهَ تُطَهّرُهُم وَ تُزَكّيهِمْ»[6] )يعني اي رسول ما)زكات مال آنها را بگير تا به وسيلة آن آنها را پاك و پاكيزه گرداني.
زكات در اديان گذشته
بنابر آنچه از قرآن مجيد استفاده مي شود زكات مختص به اسلام نيست بلكه در اديان گذشته نيز زكات جزء برنامه ها و قوانين اساسي پيغمبران پيشين بوده است چنانكه خداوند از سخن حضرت عيسي نقل مي كند كه وقتي نبوت خويش را اعلام كرد گفت: «وَ اَوْصاني ِبالصَّلوةِ وَ الزِّكوة مادُمْتُ حَيّا[7]» يعني خداوند من را سفارش كرده است به نماز و زكات .
و در بارة ‌حضرت اسماعيل مي فرمايد: «وَ كانَ يأمُرُاَهْلَهُ بِالصَّلوةِ وَ الزَّكوةِ وَ كانَ عِنْدَ رَبّه مَرضيّا» [8] يعني حضرت اسماعيل اهل خود را دستور به نماز و زكات مي داد و نزد پروردگارش پسنديده بود و جاي ديگر پس از اينكه نام بسياري از پيامبران را مي برد مي فرمايد: «وَ اَوْحَيْنا اِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ اِقامَ الصَّلوةِ وَ ايِتْاءَ الزَّكوةِ»[9] يعني كارهاي خوب و نماز و زكات را به آنها وحي كرديم. و در بارة اهل كتاب (يهود و نصاري) مي فرمايدآنان امر نشده بودند مگر اينكه خدا را به اخلاص كامل در دين پرستش كنند «وَ يُقيمُوا الصَّلوةَ وَ يُؤْتُوا الزَّكوةَ وَ ذلِكَ دِيْنَ الْقٌيِّمَةِ[10]» آنان مأمور شده بودند و نماز را به پا دارند و زكات بدهند كه اين دين درست است. اين آيه مي رساند دين درست آن است كه در آن پرستش خدا و نماز و زكات باشد)
.زكات از ديدگاه قرآن
در قرآن مجيد بسيار در باره زكات سخن گفته شده و به آن امر تاكيد شده و در موارد زيادي وقتي، امر به نماز كرده بلافاصله به زكات دستور داده است و اين دو را ملزم و كنار يكديگر ذكر كرده است مثل اينكه مي فرمايد: « وَ اَقيمُوا الصَّلوةَ و اتُو الزَّ ‎‎‎كوةَ» [11] نماز را بپا داريد و زكات را بدهيد. اين تقارن و تلازم ( دستور و تأكيد به زكات و نماز) اهميّت و ضرورت زكات را مي فهماند و مي رساند كه نمي شود كسي نماز بخواند و زكات ندهد چنان كه در روايات نيز به اين مطلب توجه داده شده كه هر كس زكات ندهد نماز او قبول نيست چنانكه امام محمد باقر ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد: خداوند تبارك و تعالي زكات را مقرون به نماز كرده مي فرمايد: «اَقيمُوا الصَّلوةوَ اتُوا الزَّكوة» فَمَنْ اَقامَ الصَّلوةَ وَ لَمْ يُؤْتِ الزَّكوةَ فَكَاَنَّهُ لَمْ يُقِمِ الصَّلوةَ»[12] يعني پس هر كس نماز بخواند ولي زكات ندهد گويا نماز نخوانده است و خداوند يكي از نشانه هاي مؤمنان را دادن زكات ذكر كرده و مي فرمايد: «وَالَّذينَهُمْ لِلزَّكوةِ فاعِلُونَ»[13] مؤمنان كساني هستند كه (دستور دادن) زكات را انجام مي‎دهند و به زنان پيغمبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي‎فرمايد « وَ اَقمن الصلوةَ و آتينَ الزكوةَ و اطعن الله وَ رَسولَه» [14] يعني نماز به پاي داريد و زكات دهيد و خدا و رسول را اطاعت نمائيد (كه مي رساند زنان پيغمبر نيز از دادن زكات معاف نيستند).
و در مورد مشركين مي فرمايد:‌ «فَاِنْ تابُوا وَ اَقامُوا الصَّلوة وَ اتَوُا الزَّكوةَ فَاِخْوانُكُمْ فِي الدّينِ»[15] يعني پس اگر آنان توبه كردند (از شرك و دشمني) و نماز را به پا داشتند و زكات دادند برادران ديني شما مي باشند.
چنانكه مي بينيم پس از توبه مشركين فقط نماز و زكات را ميزان در برادر ديني شدن آنان معرفي كرده است و عبدالله بن سنان از امام صادق ـ عليه السّلام ـ نقل مي كند كه وقتي (اين آيه) نازل شد در ماه رمضان رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ به منادي خود دستور دادند كه اعلام كند «اي مردم خداوند متعال همچنان كه نماز را بر شما واجب كرده زكات را نيز واجب نموده است و تا يك سال به آنها مهلت داد و در سال بعد چون ماه رمضان پايان يافت به منادي خود دستور داد كه اعلام كند «اي مسلمانان زكات مال خود را بدهيد تا اينكه نماز شما قبول گردد پس آن حضرت مأمورين خود را جهت گرفتن زكات اعزام داشت.[16] و خداوند كساني را كه طلا و نقره را حبس كرده و زكات آنها را نمي دهند شديداً نكوهش كرده و عذاب سختي برايشان بيان كرده است.[17] از آيات فوق و آنچه ذكر شده اهميّت زكات از ديدگاه قرآن روشن مي گردد.
5. مصارف زكات
در قرآن مجيد و روايات اسلامي و فتواي علماي اسلام، 8 مورد براي مصرف زكات بيان شده است. اما قرآن مجيد مي فرمايد: «اِنَّما الصَّدَ‎‎قاتُ لِلْفُقَراء وَ الْمِسْكينِ وَ اْلعامِلينَ عَلَيْها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِي الرِّقابِ وَ الْغارِمينَ وَ في سَبيلِ اللهِ وَ اِبْنِ السَّبيلِ فَريضَةً مِنَ اللهِ»[18] يعني جز اين نيست كه زكاتها از آن فقيران، بينوايان، متصديان آن و براي جلب توجه دلها و آزادي و بدهكاران و در راه جهاد خدا (جهاد يا مطلق نيكيها) و در راه ماندگان است كه واجب است از ناحيه خدا.
امام خميني ـ مدظله ـ نيز مي فرمايد: انسان مي تواند زكات را در 8 مورد مصرف كند:
1ـ فقير: وآن كسي است كه مخارج سال خود و عيالاتش را ندارد.
2ـ مسكين: و آن كسي است كه از فقير سخت تر مي گذراند.
3ـ عامل: كسي كه از طرف امام يا نايب او مأمور است كه زكات را جمع آوري كند و نگهداري نمايد و به حساب آن رسيدگي كند و آن را به امام يا نائب امام يا فقرا برساند.
4ـ مؤلفة القلوب: كفاري كه اگر زكات به آنان بدهند به دين اسلام مايل مي شوند و يا در جنگ به مسلمانان كمك مي نمايند.
5ـ خريد بردگان و آزاد كردن آنها.
6ـ مفلس: بدهكاري كه نمي تواند قرض خود را بدهد.
7ـ سبيل الله: يعني كاري كه نفعش به عموم مسلمانان مي رسد مثل ساختن مسجد، پل، اصلاح راه يا كاري كه نفع ديني دارد و آنچه براي اسلام مفيد مي باشد.
8ـ ابن سَبيل: مسافري كه در سفر مانده است (مسألة1925) و احتياط واجب اين است كه فقير و مسكين بيشتر از مخارج يك سال خود و عيالاتش را از زكات نگيرد و اگر مقداري پول و يا جنس دارد فقط به اندازه مخارج يك سالش مي تواند زكات بگيرد (مسألة 1926) و كسي كه زكات مي گيرد بايد شيعه دوازده امامي باشد (مسألة 1942) و كسي كه گناه كبيره آشكار مي كند احتياط واجب اين است به او زكات ندهند(مسألة 1946).[19]


[1] . وسائل الشيعه، ج 6، ص 18، حديث 3.
[2] . وسائل الشيعه، ج 6، ص 18، حديث 5.
[3] . وسائل الشيعه، ج 6، ص 14، حديث 13.
[4] . وسائل الشيعه، ج 6، ص 11، حديث 3.
[5] . سفينة البحار، ج2، ص 23، حديث1.
[6] . سورة توبه، آيه 31.
[7] . سورة مريم، آيه 31.
[8] . سورة مريم، آيه 55.
[9] . سورة انبياء، آيه 73.
[10] . سورة بينة، آيه 5.
[11] . سورة بقره، آيات 43، 82 ، 110، 177، و سورة نور آيات 37، 56 و سورة مجادله، آيه 13 و سورة احزاب، آيه 33، و سورة لقمان، آيه 4، و سورة‌روم، آيه 36، و سورة نساء، آيات 77، 162، و سورة مائده، آيات 12، 55، و سورة توبه، آيات 5، 11، 18، 71، و سورة اعراف، آيه 156، و سورة حج، آيات 41، 78، و ….
[12] . وسائل الشيعه، ج6، باب3، ص11،ح2.
[13] . سورة مؤمنون، آية 4.
[14] . سورة احزاب،‌آية 33.
[15] . سورة توبه، آية 11.
[16] . وسائل الشيعه، ج 6، ص 3، ح 1.
[17] . سورة توبه، آية 35.
[18] . سورة توبه، آية 60
[19] . در وسائل الشيعه، ج 6، ابواب مستحقين زكات از ص 143 به بعد روايات زيادي در بيان مصارف زكات نيز نقل شده است. @#@
فلسفه زكات
هر دين و مكتبي براي ادارة جامعه و حفظ آن نيازمند به امور مالي و بودجه است و اسلام همچنانكه خمس را براي تأمين مستمندان و رفع نابسامانيهاي جامعه و اداره امور ديني و نشر معارف آن وضع كرده و خمس نقش مهمي در اين زمينه دارد زكات نيز با دامنه وسيعي كه در مصارف آن است نقش اساسي تري در امور ياد شده به عهده دارد و در رديف نماز قرار گرفتن زكات: آميختگي دين و سياست و هماهنگي عبادت و اداره جامعه و برطرف كردن نابسامانيهاي آن را به خوبي روشن مي سازد و ناگفته پيدا است كه دادن زكات براي وحدت جامعه و روابط حسنه ميان مستمندان و ثروتمندان بسيار مؤثر بوده و در پاكي ثروتمندان از بخل، حرص، دنياپرستي، غرور نقش قابل توجّهي داشته و در پديد آوردن روحية بخشندگي، تعاون، نوع دوستي و احساس مسئوليّت همگان و در نتيجة تكامل فكري، عملي، اخلاقي، ثروتمندان آثار ارزشمندي خواهد داشت و با اين توضيح كوتاه فلسفه وجوب زكات نيز معلوم گشت و جامع بودن اسلام در قانون گذاري و اداره امور مادي و معنوي انسانها روشن شد.
غلامحسين رحيمي – تلخيص از كتاب فروع دين، ص 46

مطالب مشابه