شباهت های رجعت امام حسین علیه السلام و حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه

شباهت های رجعت امام حسین علیه السلام و حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه

 

از نواى غریبانه استغاثه امام حسین علیه السلام، سال‏ها و قرن‏ها مى‏ گذرد، اما انعکاس آن را مى‏ توان در لحظه لحظه تاریخ به گوش جان شنید، این فریاد نه تنها رو به خاموشى و افول نگذاشته، بلکه هر روز رساتر و پرصلابت ‏تر، خروش وجوشش آزادگان عالم را افزوده است.
گویا امام حسین علیه السلام سال‏ها و قرن‏ها چشم به راه دوخته و به انتظار نشسته است; تا امام عصر (عج)، ندایش را پاسخ گوید; پرچم بر زمین مانده ‏اش را به دوش گیرد; داغ‏هاى کهنه ‏اش را التیام بخشد و آرمان‏هاى بلندش را لباس تحقق بپوشاند. روز ظهور، هنگام پاسخ به استغاثه مظلومانه امام حسین علیه السلام است و حضرت مهدى علیه السلام پاسخ دهنده آن. در این گستره بى‏ انتها و افق‏ هاى دور آن، کسى به خروش و التهاب فرزندش که براى رسیدن آن روز، گذر آرام آرام و جانکاه لحظه‏ ها را به تماشا مى‏ نشیند و روزها و سال‏ها را با چشمان منتظرش بدرقه مى ‏کند وجود ندارد.
به راستى چه رمزى مهر سکوت بر لبان بسته و چه سرى در این میان رخ پنهان کرده است؟ چرا یاد امام حسین علیه السلام همیشه و همه جا، همراه و هم پاى یاد حضرت مهدى علیه السلام است؟ چرا هر جا سخن از حسین علیه السلام است، نام حضرت مهدى علیه السلام نیز رخ مى‏گشاید؟ چرا عاشورا روز «ظهور» است و یاد حسین علیه السلام آغازین کلام مهدى علیه السلام…؟
این گفتار مى‏کوشد گوشه‏هایى از این ارتباط و پیوست را، از منظرهاى مختلف و در ابعاد گوناگون بررسى کند و فهرست وار آنها را در چهار بخش (همراه با قرآن، همراه با روایات، ادعیه و زیارات، تشرفات) و یک خاتمه برشمارد تا به عنوان دستمایه برخى از محققان و مبلغان و نیز ابزارى براى تحقیق و پژوهش بیشتر و مقدمه‏اى براى کشف زوایایى دیگر از حقایق نورانى حیات این دو امام همام علیه السلام باشد. گرچه بررسى و تحلیل این پیوستگى‏ها و نیز نتایج و آثار آن، مجالى دیگر و فرصتى فراخ‏تر مى‏طلبد و گشودن گره اسرار این پیوستگى‏ها، دل‏هایى راز دان و جان‏هایى آگاه از آن اسرار را مى‏طلبد.

همراه با قرآن

1. امام حسین علیه السلام از نگاه امام مهدى (عج)

سعد بن عبدالله قمى گوید: به امام عصر – اوراحنا له الفداه – عرض کردم: «اى فرزند رسول خدا! تاویل آیه «کهیعص‏» چیست؟ فرمود: «هذه الحروف من انباء الغیب، اطلع الله علیها عبده زکریا، ثم قصها على محمد صلى الله علیه و آله و ذلک ان زکریا سال ربه ان یعلمه اسماء الخمسه فاهبط علیه جبرئیل فعلمه ایاها…; (1)
این حروف از اخبار غیبى است که خداوند زکریا را از آن مطلع کرده و بعد از آن داستان آن را به حضرت محمد صلى الله علیه و آله باز گفته است…» .
داستان از این قرار است که: زکریا از پروردگارش درخواست کرد که «اسماء خمسه طیبه‏» را به وى بیاموزد. خداوند، جبرئیل را بر او فرو فرستاد و آن اسماء را به او تعلیم داد.
زکریا چون نام‏هاى محمد، على، فاطمه، و حسن ( علیهم السلام) را یاد مى‏کرد، اندوهش بر طرف مى‏شد و گرفتاریش از بین مى‏رفت. و چون حسین علیه السلام را یاد مى‏کرد، بغض و غصه، گلویش را مى‏گرفت و مى‏گریست و مبهوت مى‏شد.
روزى گفت: بارالها! چرا وقتى آن چهار نفر را یاد مى‏کنم، آرامش مى‏یابم و اندوهم بر طرف مى‏شود; اما وقتى حسین را یاد مى‏کنم، اشکم جارى مى‏شود و ناله‏ام بلند مى‏شود؟
خداى تعالى او را از این داستان آگاه کرد و فرمود: «کهیعص‏» ! «کاف‏» اسم کربلا و «هاء» رمز هلاک عترت طاهره است، و «یاء» نام یزید ظالم بر حسین علیه السلام و «عین‏» اشاره به عطش و «صاد» نشان صبر او است.
زکریا چون این مطلب را شنید، نالان و غمین شد و تا سه روز از عبادتگاهش بیرون نیامد، و به کسى اجازه نداد که نزد او بیاید. و گریه و ناله سر داد و چنین نوحه گفت:
بارالها! از مصیبتى که براى فرزند بهترین خلایق خود، تقدیر کرده‏اى دردمندم.
خدایا! آیا این مصیبت را بر آستانه او نازل مى‏کنى؟ آیا جامه این مصیبت را بر تن على و فاطمه مى‏پوشانى!؟ آیا این فاجعه را بر ساحت آنان فرود مى‏آورى؟
بعد از آن گفت: بارالها! فرزندى به من عطا کن تا در پیرى چشمم به او روشن شود و او را وارث و وصى من قرار ده; آنگاه مرا دردمند او گردان; همچنان که حبیبت محمد را دردمند فرزندش گرداندى.
خداوند، یحیى را به او بخشید و او را دردمند وى ساخت. و دوره حمل یحیى شش ماه بود و مدت حمل امام حسین علیه السلام نیز شش ماه بود و براى آن نیز قضیه‏اى طولانى است.

2. امام مهدى (عج)، از نگاه امام حسین علیه السلام

امام باقر علیه السلام مى‏فرماید: حارث اعور به امام حسین علیه السلام عرض کرد: «یابن رسول الله! جعلت فداک: اخبرنى عن قول الله فى کتابه «والشمس و ضحیها» قال: و یحک یا حارث، ذلک محمد رسول الله صلى الله علیه و آله، قلت: جعلت فداک: قوله: «والقمر اذا تلیها» ، قال: ذلک امیرالمؤمنین على بن ابى طالب یتلو محمدا، قال: قلت: «و النهار اذا جلیها» ، قال: ذلک القائم من آل محمد، یملا الارض قسطا و عدلا; (2) اى زاده رسول خدا! فدایت‏شوم. مرا از معناى آیه شریفه والشمس و ضحیها [سوگند به خورشید و گسترش نور آن] مطلع ساز. حضرت فرمود: مراد از خورشید، رسول الله صلى الله علیه و آله مى‏باشد.
پرسید: فدایت‏شوم! منظور از آیه شریفه «والقمر اذا تلیها» [سوگند به ماه چون پس از آن آید. ] چیست؟
فرمود: منظور از ماه، امیرالمؤمنین على بن ابى طالب علیه السلام است که بعد از پیامبر صلى الله علیه و آله مى‏باشد.
گفت: مقصود از آیه شریفه «والنهار اذا جلیها» [و سوگند به روز و چون آن را روشن سازد ] چیست؟
فرمود: مقصود از روز، قائم آل محمد (عج) است که زمین را پر از قسط و عدل کند» .

3. امام مهدى (عج) و امام حسین علیه السلام

خداوند متعال مى‏فرماید: «و لا تقتلوا النفس التى حرم الله الا بالحق و من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا، فلا یسرف فى القتل انه کان منصورا (3) ; کسى را که خداوند خونش را حرام شمرده، به قتل نرسانید، مگر به حق و آن کسى که مظلوم کشته شده، براى ولیش سلطه (حق قصاص) قرار دادیم; اما در قتل اسراف نکند، چرا که او مورد حمایت است‏» .
سلام بن مستنیر مى‏گوید: امام محمد باقر علیه السلام درباره آیه «و من قتل مظلوما» فرمود: «او حسین بن على علیه السلام است که مظلوم کشته شد و ما اولیاى او هستیم. و قائم ما چون قیام کند، در طلب انتقام خون امام حسین علیه السلام بر آید; پس مى‏کشد تا جایى که گفته مى‏شود اسراف در قتل کرده است. مقتول، حسین علیه السلام و ولى او قائم (عج) است. و اسراف در قتل این است که غیر قاتل او کشته شود. او منصور است; زیرا از دنیا نمى‏گذرد تا این که یارى شود به مردى از خاندان پیامبر خدا که زمین را پر از قسط و عدل کند، همچنان‏که پس از جور و ظلم شده باشد» . (4)
قندوزى حنفى نیز مى‏گوید: «از امام على الرضا فرزند موسى الکاظم (رضى الله عنهما) رسیده که آن حضرت فرمود: آیه «و من قتل مظلوما» (5) درباره حسین و مهدى علیهم السلام نازل شده است‏» .

همراه با روایات

1. امام مهدى علیه السلام فرزند امام حسین علیه السلام

در 308 روایت، وارد شده که امام مهدى (عج) نهمین فرزند امام حسین علیه السلام است و در بیشتر احادیثى که از وجود مقدس رسول اکرم صلى الله علیه و آله درباره حضرت ولى‏عصر (عج) آمده، به آن حضرت به عناوینى چون: «از تبار پسرم حسین‏» و «از نسل این پسرم‏» ، «نهمین فرزند پسرم حسین‏» معرفى شده است. (6)
که مجموع روایات پیامبر صلى الله علیه و آله در این زمینه 185 حدیث مى‏باشد. (7)
در این جا چند روایت از قول امام حسین علیه السلام نقل مى‏شود:
1. مردى از طایفه همدان مى‏گوید: «سمعت الحسین بن على بن ابى طالب علیهما السلام یقول: قائم هذه الامه هو التاسع من ولدى و هو صاحب الغیبه و هو الذى یقسم میراثه و هو حى; (8) از امام حسین بن على علیه السلام شنیدم که مى‏فرمود: قائم این امت نهمین از فرزندان من است و او صاحب غیبت است، و او کسى است که میراثش را در حیاتش تقسیم مى‏کنند» .
2. امام حسین علیه السلام مى‏فرماید: «کان رسول الله یقول فیما بشرنى به، یا حسین! انت السید ابن السید، ابوالساده تسعه من ولدک ائمه ابرار امناء معصومون و التاسع مهدیهم قائمهم. انت الامام بن الامام، ابوالائمه تسعه من صلبک ائمه ابرار و التاسع مهدیهم یملا الدنیا قسطا و عدلا، یقوم فى آخر الزمان کما قمت فى اوله; (9) رسول خدا صلى الله علیه و آله در بشارتى به من فرمود: اى حسین! تو سید پسر و پدر ساداتى، و «نه‏» فرزند از تو، امامان ابرار و امین و معصوم‏اند، و نهمین آنان مهدى قائم (عج) است. تو امام پسر امام و پدر ائمه هستى و نه فرزند از پشت تو ائمه ابراراند و نهمین آنان، مهدى است که دنیا را در آخر الزمان، پر از عدل و قسط مى‏کند…» … .

2. نسب حضرت مهدى (عج) از زبان امام حسین علیه السلام

سالار شهیدان، فرزندش امام مهدى علیه السلام را فرزند حضرت فاطمه علیها السلام مى‏خواند. آن حضرت فرمود: از رسول خدا صلى الله علیه و آله شنیدم که فرمودند: «المهدى من ولد فاطمه; (10) مهدى از فرزندان فاطمه است‏» .
در روایت دیگرى امام حسین علیه السلام مى‏فرماید: «پیامبر صلى الله علیه و آله به فاطمه زهرا علیها السلام فرمود: «ابشرى یا فاطمه! المهدى منک; اى فاطمه! بشارت بر تو باد، که مهدى (عج) از فرزندان توست‏» . (11)

3.القاب امام مهدى (عج) از زبان امام حسین علیه السلام

امام زمان علیه السلام القاب مبارکى دارند که بعضى از آن‏ها، مستقیما با «عاشورا» در ارتباط است و بعضى از لقب‏هاى مقدس آن‏حضرت، بر زبان جد بزرگوارشان علیه السلام جارى شده است.
عیسى الخشاب مى‏گوید: از محضر امام حسین علیه السلام سؤال کردند: آیا شما صاحب این امر هستید؟
فرمود: «لا و لکن صاحب الامر الطرید الشرید الموتور بابیه، المکنى بعمه، یضع السیف على عاتقه ثمانیه اشهر; (12) نه من نیستم، بلکه صاحب این امر کسى است که از میان مردم کناره‏گیرى مى‏کند و خون پدرش بر زمین مى‏ماند و کنیه او کنیه عمویش خواهد بود. آن‏گاه شمشیر بر مى‏دارد و هشت ماه تمام شمشیر بر زمین نمى‏گذارد» .
«طرید» و «شرید» که هر دو به یک معنا است – از القاب حضرت ولى عصر (عج) به شمار مى‏آید. این دو عبارت در زبان امامان معصوم علیهم السلام نیز به کار رفته، و معناى آن کنار زده و رانده شده است. حاجى نورى (ره) در معناى «شرید» مى‏گوید: «رانده شده از مردمى که آن حضرت را نشناختند و قدر وجود نعمت او را ندانستند و در مقام شکر گزارى و مقام حقش بر نیامدند; بلکه پس از این‏که از دست‏یافتن بر او ناامید شدند، به قتل و قمع ذریه طاهره ایشان پرداختند و به کمک زبان و قلم، سعى بر بیرون راندن نام و یاد او، از قلوب و اذهان مردم کردند» . (13)
علامه مجلسى (ره) درباره این حدیث مى‏فرماید: «الموتور بابیه‏» ; یعنى، کسى که پدرش را کشته‏اند و طلب خونش را نکرده‏اند. مراد از «والد» ، امام حسن عسگرى علیه السلام، یا امام حسین علیه السلام و یا جنس والد است که شامل همه ائمه علیهم السلام مى‏شود، و «مکنى بعمه‏» شاید کنیه برخى از عموهاى حضرت، ابوالقاسم باشد، یا این‏که امام زمان (عج) کنیه‏اش ابوجعفر، ابى الحسن و یا ابى محمد باشد. بعید نیست علت تصریح نکردن به اسم حضرت و آوردن کنیه، به جهت‏خوف از عموى حضرت باشد. و قول وسط، ظاهرتر است‏» . (14)

4.توصیف امام حسین علیه السلام از زبان امام مهدى علیه السلام

حضرت مهدى (عج)، امام حسین علیه السلام را این‏گونه توصیف فرموده است: «کنت للرسول ولدا و للقرآن سندا و للامه عضدا و فى الطاعه مجتهدا حافظا للعهد و المیثاق ناکبا عن سبل الفساق تتاوه تاوه المجهود طویل الرکوع و السجود زاهدا فى الدنیا زهد الراحل عنها ناظرا بعین المستوحشین منها; (15) تو اى حسین! براى «رسول خدا» فرزند و براى «قرآن‏» سند و براى «امت‏» ، بازویى بودى. در طاعت‏خدا تلاشگر و نسبت‏به عهد و پیمان، حافظ و مراقب بودى. از راه فاسقان سر بر مى‏تافتى. آه مى‏کشیدى; آه آدمى که به رنج و زحمت افتاده است. رکوع و سجود تو طولانى بود. زاهد و پارساى دنیا بودى; زهد و اعراض کسى که از دنیا رخت‏بر کشیده است و با دیده وحشت زده بدان نگاه مى‏کردى‏» .
در این عبارت، بسیار جالب و جامع، جد بزرگوار خود امام حسین علیه السلام را با ده عنوان وصف کرده است:

امام حسین علیه السلام فرزند رسول خدا است;

او سند و پشتوانه قرآن است; هر آنچه در قرآن، در قالب الفاظ است، در وجود مطهر امام حسین علیه السلام رؤیت و مشاهده مى‏شود;
توان اسلام، امامت است و امام حسین علیه السلام بازوى پرتوان امت و دین اسلام در همه اعصار است;
در راه اطاعت پروردگار، سخت کوش و تلاشگر بود. عبادت آن حضرت (نماز و دعاء خصوصا دعاى عرفه) مایه اعجاب است.
آن بزرگوار، نگه‏دار عهد و میثاق است و با خدا و خلق او در عهد و پیمان، استوار و ثابت و باوفا است;
آن حضرت از راه و روش فاسقان روى گردان بود و از راه مسامحه و مداهنه وارد نمى‏شد;
آه امام حسین علیه السلام دردمندانه بود; مانند کسى که بار سنگینى از غصه دردل دارد و درد سینه‏اش جراحتى التیام ناپذیر است;
آن حضرت رکوع‏ها و سجده‏هاى طولانى داشت. که نمونه‏هاى آن در تاریخ ثبت و درج شده است;
سید الشهدا علیه السلام، نسبت‏به دنیا زاهد و بى علاقه بود. و زهد با عمل این خاندان معنا مى‏گیرد;
نظر او به دنیا، نظر وحشت زدگان بود و آنجایى‏که نظر دیگران به دنیا نظر عاشقانه بود، نظر آن حضرت به دنیا، مانند انسان وحشت زده بود. (16)

5. قائم و عاشورا

«قائم‏» از القاب خاصه حضرت حجت (عج) است که در بیشتر روایات شیعه وارد شده و اطلاق آن بر هیچ یک از معصومین دیگر روا نیست.
ابو حمزه ثمالى مى‏گوید: به امام محمد باقر علیه السلام عرض کردم: اى فرزند پیامبر! آیا شما همه قائم نیستید و حق را به پا نمى‏دارید؟ پس چرا تنها ولى عصر را قائم مى‏خوانند؟ فرمود: «لما قتل جدى الحسین ضجت الملائکه بالبکاء و النحیب و قالوا الهنا اتصفح عمن قتل صفوتک و ابن صفوتک و خیرتک من خلقک؟ … فاوحى الله الیهم قروا ملائکتى فوعزتى و جلالى لانتقمن منهم و لو بعد حین…ثم کشف لهم عن الائمه من ولد الحسین فسرت الملائکه بذلک وراوا احدهم قائما یصلى، فقال سبحانه: بهذا القائم انتقم منهم; چون جدم حسین علیه السلام کشته شد، فرشتگان صدا به گریه و ناله بلند نموده و عرض کردند: پروردگارا! آیا قاتلان بهترین بندگانت، و زاده اشرف برگزیدگانت را به حال خود وا مى‏گذارى؟ خداوند به آنها وحى فرستاد: اى فرشتگان من! آرام گیرید. به عزت و جلالم سوگند، از آنان انتقام خواهم گرفت; هر چند بعد از گذشت زمان‏ها باشد. آن‏گاه پروردگار عالم پرده از جلو دیدگان آنان کنار زد و امامان از فرزندان امام حسین علیه السلام را یکى پس از دیگرى به آنها نشان داد. فرشتگان از این منظره، مسرور و شادمان گردیدند و دیدند که یکى از آن بزرگواران، ایستاده مشغول نماز است. خداوند فرمود: با این قائم (شخص ایستاده) از آنان (قاتلان حسین علیه السلام) انتقام خواهم گرفت‏» . (17)
محمد بن حمران مى‏گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: چون جریان شهادت امام حسین علیه السلام واقع شد، فرشتگان به درگاه الهى نالیدند و خروش بر آورده، به خداوند عرض کردند: بار خدایا! آیا با حسین که انتخاب شده تو و فرزند پیامبر تو اینچنین رفتار شود؟ خداوند شبح و سایه قائم را در برابر آنان در حالت ایستاده مجسم کرد و فرمود: با این (قائم) از ستم کنندگان به حسین انتقام خواهم گرفت. (18)

6. غیبت‏حضرت مهدى علیه السلام، از نگاه امام حسین علیه السلام

امام حسین علیه السلام درباره غیبت امام زمان علیه السلام مى‏فرماید: «لصاحب هذا الامر غیبتان، احدهما تطول حتى یقول بعضهم: مات و بعضهم قتل و بعضهم ذهب و لا یطلع على موضعه احد من ولى و لا غیره الاالمولى الذى یلى امره; (19) براى صاحب این امر دو غیبت است که یکى از آنها آن‏قدر به طول مى‏انجامد که گروهى مى‏گویند: [مهدى ] مرده و برخى گویند: کشته شده و بعضى گویند: رفته است. احدى از دوستان و غیره، از اقامتگاه او آگاه نمى‏شود، جز خدمت‏گذارى که متصدى امور اوست‏» .
هم چنین مى‏فرماید: «… له غیبه یرتد فیها اقوام و یثبت على الدین فیها آخرون، فیؤذون و یقال لهم: متى هذا الوعدان کنتم صادقین. اما ان الصابر فى غیبته على الاذى و التکذیب بمنزله المجاهد بالسیف بین یدى رسول الله صلى الله علیه و آله; (20) براى او غیبتى است که گروه‏هایى در آن از دین بر مى‏گردند و گروه‏هایى دیگر بر آیین خود استوار مى‏مانند و در این راه آزارها مى‏بینند. به آنان گفته مى‏شود: این وعده کى واقع خواهد شد اگر راستگو هستید؟ آنان که بر این آزارها و تکذیب‏ها صبر کنند، همانند کسى‏اند که شمشیر به دست گرفته و در پیشاپیش رسول اکرم صلى الله علیه و آله جهاد مى‏کند.

7. بشارت ظهور از زبان امام حسین علیه السلام

بشارت به ظهور امام عصر (عج) حقیقتى شعف‏انگیز است که از سوى امامان معصوم علیهم السلام نوید آن داده شده است. سالار شهیدان در این زمینه مى‏فرماید: «منا اثنى عشر مهدیا، اولهم امیرالمؤمنین على بن ابى طالب و آخرهم التاسع من ولدى و هو الامام القائم بالحق یحیى الله به الارض بعد موتها و یظهر به دین الحق على الدین کله و لو کره المشرکون…; دوازده مهدى از ما هست که نخستین آنان على بن ابى طالب و آخرین آنان نهمین فرزند من است که او امام قائم به حق است، خداوند زمین مرده را به وسیله او زنده مى‏کند و دین حق را بر تمام ادیان پیروز مى‏گرداند.. .» . (21)
عبدالله بن عمر مى‏گوید: «سمعت الحسین بن على علیه السلام یقول: لو لم یبق من الدنیا الایوم واحد لطول الله عزوجل ذلک الیوم حتى یخرج رجل من ولدى فیملاها عدلا و قسطا کما ملئت جورا و ظلما، کذلک سمعت رسول الله یقول; (22) از حسین بن على علیه السلام شنیدم که مى‏فرمود: اگر از عمر دنیا جز یک روز باقى نمانده باشد، خداوند آن روز را به قدرى طولانى فرماید تا آنکه مردى از فرزندان من خروج نماید و زمین را پر از عدل و داد نماید، همچنانکه پر از ظلم و جور شده باشد، من از رسول خدا صلى الله علیه و آله این چنین شنیدم‏» .

8. علایم ظهور از زبان امام حسین علیه السلام

ریحانه رسول خدا، حسین بن على علیه السلام درباره علایم ظهور فرزندش امام عصر (عج) مى‏فرماید: «للمهدى خمس علامات: السفیانی، و الیمانی، و الصیحه من السماء، و الخسف بالبیداء و قتل النفس الزکیه; (23) براى مهدى ما پنج علامت است: خروج سفیانى، خروج یمانى، بانگ آسمانى، خسف سرزمین بیداء (فرو رفتن لشگر سفیانى در سرزمین بیدا)، قتل نفس زکیه‏» . (24)
در روایتى دیگر، خراب شدن دیوار مسجد کوفه از سمت‏خانه عبدالله بن مسعود (25) و دیدن علامتى در آسمان (مانند آتش (26) ) را از نشانه‏هاى ظهور، بیان فرموده است.

9. دلدادگى حضرت مهدى (عج) به امام حسین علیه السلام

خدمت در محضر امام حسین علیه السلام و توفیق یارى حضرت و شمشیر زدن در رکاب او، بزرگترین توفیقات الهى بود که نصیب عده‏اى از خواص عصر امام حسین علیه السلام شد. همچنان‏که فراهم نمودن شرایط و مقدمات ظهور حضرت ولى عصر (عج) و توفیق جنگیدن در رکاب آن بزرگوار، از دیگر موهبت‏هاى الهى است که نصیب عده‏اى از خواص مى‏شود. در عظمت و شرافت‏خدمت‏گذارى، نصرت به آن آستان بلند، همین بس که امام زمان (عج) نیز عاشق جد بزگوار خود و مشتاق خدمت‏به او است. آن حضرت در زیارت ناحیه مقدسه (27) مى‏فرماید:
«و لئن اخرتنى الدهور و عاقنى عن نصرک المقدور لاندبنک صباحا و مساء و لابکین لک [علیک] بدل الدموع دما; اگر روزگار مرا به تاخیر انداخت و مقدرات از یارى و نصرت تو در روز عاشورا باز داشت، هر آینه من صبح و شام بر تو ندبه مى‏کنم و به جاى قطرات اشک، بر تو خون مى‏گریم‏» .
آرى یارى امام مهدى (عج)، عبادتى بزرگ است، چرا که در حقیقت‏خدمت‏به تمام پیامبران و اوصیا و امامان معصوم علیهم السلام مى‏باشد; زیرا او آخرین حجت الهى است و اراده خداوند بر آن تعلق یافته که زحمات طاقت فرساى همه پیامبران را، به دست‏با کفایت آخرین حجت‏خود به ثمر رساند. اگر نهضت جهانى آن ولى الله اعظم (عج)، از برنامه جهانى خلقت‏حذف شود، برنامه همه پیامبران عقیم گشته و هدف نهایى فرستادن رسولان و تشریع ادیان ضایع و تباه مى‏شود. (28)
خدمت‏به امام عصر علیه السلام، مطلوب امام صادق علیه السلام نیز بوده است. «خلاد ابن قصار مى‏گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدند: آیا قائم متولد شده است؟ فرمود:
«لا ولو ادرکته لخدمته ایام حیاتى; نه متولد نشده ولى اگر من او را درک مى‏کردم، همه عمر را با خدمت‏گزارى او سپرى مى‏کردم‏» . (29)
هنگامى که امام معصوم علیه السلام در حق حضرت بقیه الله (عج) چنین تعبیرى به کار مى‏برد; مقام رفیع یاران آن حضرت و ارزش خدمت‏به آیین «انتظار» روشن مى‏شود.

10. عاشورا روز ظهور

درباره روز قیام و ظهور حضرت، روایات مختلفى وارد شده است. که در آنها، روز نوروز، عاشورا، شنبه و یا جمعه، روز ظهور معرفى شده است.
البته از آن جایى که نوروز، طبق سال شمسى و عاشورا، بر اساس سال قمرى محاسبه مى‏شود، یکى شدن این دو روز امکان‏پذیر است و هم زمانى این دو روز با جمعه یا شنبه نیز ممکن است.
اما روایاتى که روز ظهور را، دو روز از هفته بیان کرده، قابل توجیه است; یعنى، در صورت صحیح بودن سند این روایات، احادیث روز جمعه به روز «ظهور» و روایات روز شنبه به روز «استقرار و تثبیت قیام حضرت و نابودى مخالفان‏» تفسیر مى‏شود. البته روایات روز شنبه، از نظر سند مورد تامل و بررسى است; ولى روایات روز جمعه از این نظر ایرادى ندارد. (30)
اما آنچه مهم است، این که قیام حضرت ولى عصر (عج)، مصادف با روز شهادت سیدالشهداء علیه السلام است و این مطلب ما را به ارتباط ویژه صاحبان این دو قیام رهنمون مى‏سازد.
امام محمد باقر علیه السلام فرموده است: «کانى بالقائم یوم عاشورا یوم السبت قائما بین الرکن و المقام و بین یدیه جبرئیل ینادى: البیعه لله فیملاها عدلاکما ملئت ظلما و جورا; (31) گویا حضرت قائم (عج) را مى‏بینم که روز عاشورا، روز شنبه بین رکن و مقام ایستاده و جبرئیل پیش روى او ندا مى‏کند: بیعت‏براى خدا است. پس زمین را پر از عدل مى‏کند; همان گونه که پر از ظلم و جور شده بود» .
امام جعفر صادق علیه السلام نیز مى‏فرماید: «ان القائم صلوات الله علیه ینادى باسمه لیله ثلاث و عشرین و یقوم یوم عاشورا یوم قتل فیه الحسین بن على علیه السلام; (32) قائم – درود خدا بر او باد در شب بیست و سوم ماه رمضان، به نام [شریفش] ندا مى‏شود، و درروز عاشورا، روزى که حسین بن على علیه السلام، در آن کشته شد، قیام خواهد کرد» .

11. یاد امام حسین علیه السلام نخستین کلام حضرت مهدى علیه السلام

در روایاتى چند، به مطالب و سخنان نخستین امام زمان علیه السلام اشاره شده است; از جمله آنها روایتى است که محدث بزرگوار شیخ على یزدى حائرى (ره) نقل کرده است. او مى‏گوید: «زمانى که قائم آل محمد ظهور کند، ما بین رکن و مقام مى‏ایستد و پنج ندا مى‏دهد:
1. «الا یا اهل العالم انا الامام القائم ; آگاه باشید اى جهانیان که منم امام قائم‏» ;
2. «الا یا اهل العالم انا الصمصام المنتقم; آگاه باشید اى اهل عالم که منم شمشیر انتقام گیرنده‏» ;
3. «الا یا اهل العالم ان جدى الحسین قتلوه عطشانا; بیدار باشید اى اهل عالم که جد من حسین را تشنه کام کشتند» ;
4. «الا یا اهل العالم ان جدى الحسین طرحوه عریانا; بیدار باشید اى اهل عالم که جد من حسین را عریان روى خاک افکندند» ;
5. «الا یا اهل العالم ان جدى الحسین سحقوه عدوانا; آگاه باشید اى جهانیان که جد من حسین را از روى کینه توزى پایمال کردند» .
امام زمان (عج) ابتدا خود را چنین به جهانیان معرفى مى‏کند: که قائم و شمشیر انتقام منم; قیام نمودم تا انتقام خون جدم حسین علیه السلام – که او را تشنه لب شهید کرده، بدن مطهرش را عریان روى خاک افکندند و پایمال کردند – بگیرم.
آرى اولین کلام حضرت مهدى (عج)، یاد امام حسین علیه السلام است که همواره یاد او، در دل هر انسان آزاد مرد و طالب حقى زنده است و این مصیبت عظمى، جز با ظهور فرزندش تسلى نمى‏یابد.

12. حضرت مهدى (عج) تکمیل کننده سفر امام حسین علیه السلام

یکى از رابطه‏هاى دقیق بین این دو امام همام علیه السلام و قیامشان، مرکز حکومت آن دو است. امام حسین علیه السلام از مکه به جانب کوفه، رهسپار بود و شاید با رسیدن به کوفه، مانند پدر بزرگوار خود آن‏جا را مقر حکومت‏خویش قرار مى‏داد; ولى سپاهیان یزید، راه را بر آن حضرت بستند و او در دوم محرم، در کربلا منزل نمود.
زمانى که خورشید تابناک مکه، ظهور کند، کوفه را به عنوان مقر حکومت‏خود بر خواهد گزید. امام محمد باقر علیه السلام مى‏فرماید: «مهدى قیام مى‏کند و به سوى کوفه مى‏رود و منزلش را آن‏جا قرار مى‏دهد» . (33)
هم چنین مى‏فرماید: «هنگامى که قائم ما قیام کند وبه کوفه برود، هیچ مؤمنى نخواهد بود، مگر آن که در آن شهر، در کنار مهدى سکونت مى‏گزیند، یا به آن شهر مى‏رود» . (34)
ابوبکر حضرمى مى‏گوید: به امام محمد باقر یا امام صادق علیهم السلام گفتم: کدام سرزمین پس از حرم خدا و حرم پیامبرش با فضیلت‏تر است؟ فرمود: «اى ابابکر! سرزمین کوفه که جایگاه پاکى است و در آن مسجد سهله قرار دارد و مسجدى که همه پیامبران در آن نماز خوانده‏اند. آن جا عدالت الهى پدیدار مى‏گردد و قائم به عدل و قیام کنندگان پس از او از همان جا خواهند بود. آن‏جا، جایگاه پیامبران و جانشینان صالح آنان است‏» . (35)
امام صادق علیه السلام از مسجد سهله یاد کرد و فرمود: «آن خانه صاحب ما (مهدى موعود) است; زمانى که با خاندانش در آن‏جا سکونت گزیند» . (36)
از مجموع این روایات فهمیده مى‏شود که شهر کوفه، پایگاه اصلى فعالیت‏ها و مرکز فرمانروایى امام زمان (عج) خواهد بود، پایگاهى که زمانى مقر حکومت امیرمؤمنان علیه السلام بود و امام حسین علیه السلام به آن سو مى‏رفت.

13. خون خواهى حضرت مهدى (عج) از قاتلان امام حسین علیه السلام

سالار شهیدان به فرزندش امام سجاد علیه السلام فرمود: «سوگند به خدا که خون من از جوشش باز نمى‏ایستد تا این که خداوند، مهدى را برانگیزد. او به انتقام خون من، از منافقان فاسق و کافر، هفتاد هزار نفر را مى‏کشد» . (37)
هروى مى‏گوید: به حضرت رضا علیه السلام عرض کردم: اى فرزند رسول خدا! نظرتان درباره این سخن امام صادق علیه السلام که مى‏فرماید: «هرگاه قائم ما قیام کند، بازماندگان قاتلان امام حسین علیه السلام به کیفر کردار پدرانشان کشته مى‏شوند» چیست؟ حضرت رضا علیه السلام فرمود: «این سخن صحیح است‏» .
گفتم: پس این آیه قرآن «و لاتزر وازره وزر اخرى‏» چه معنایى دارد؟ فرمود «آنچه خداوند مى‏فرماید صحیح است; ولى بازماندگان قاتلان امام حسین علیه السلام، به کردار پدرانشان خوشحال‏اند و به آن افتخار مى‏کنند و هر کس از چیزى خشنود باشد، مانند آن است که آن کار را انجام داده است. اگر مردى در مشرق کشته شود و مرد دیگرى در مغرب به کشته شدن او خشنود باشد، نزد خداوند شریک گناه قاتل است. و این که قائم، فرزندان قاتلان امام حسین را هنگام ظهورش نابود مى‏سازد، براى این است که آنان از کردار پدرانشان خشنودند» . (38)

14. یارى امام حسین علیه السلام، یارى امام مهدى (عج)

یکى دیگر از جلوه‏هاى روشن ارتباط بین این دو اختر تابناک آسمان ولایت و امامت‏یارى نمودن امام حسین علیه السلام است که در حقیقت این یارى، نصرت امام عصر (عج) مى‏باشد. امام حسین علیه السلام در این زمینه در شب عاشورا به اصحاب خود فرمود:
«… و قد قال جدى رسول الله صلى الله علیه و آله: ولدى حسین یقتل بطف کربلا، غریبا وحیدا عطشانا فریدا. فمن نصره فقد نصرنى و نصر ولده الحجه [ علیه السلام] …;
همانا جدم رسول خدا [ صلى الله علیه و آله] فرمودند: فرزند من حسین [ علیه السلام] در زمین کربلا، غریب و تنها، عطشان و بى‏کس، کشته مى‏شود، کسى که او را یارى کند مرا یارى نموده و فرزندش مهدى [ علیه السلام] را یارى نموده است…» . (39)

15. فرشتگان یاور امام حسین علیه السلام، یاوران مهدى (عج)

یکى از ویژگى‏هاى قیام یوسف زهراء، برخوردارى از نصرت الهى به وسیله فرشتگان است. شیخ صدوق (ره) در روایت ریان بن شبیب، از حضرت امام رضا علیه السلام نقل مى‏کند:
«و لقد نزل الى الارض من الملائکه اربعه آلاف لنصره فوجدوه قد قتل فهم عند قبره شعث غبر الى ان یقوم القائم فیکونون من انصاره و شعارهم یا لثارات الحسین; (40)
به تحقیق چهار هزار فرشته براى نصرت و یارى حسین [ علیه السلام] به زمین فرود آمدند. آنان هنگامى که نازل شدند، دیدند حسین [ علیه السلام] کشته شده است، از این رو، ژولیده و غبارآلود در نزد قبر آن حضرت، اقامت کردند و همچنان هستند تا این که قائم، قیام کند و آنان از یاوران و سپاه آن حضرت خواهند بود و شعارشان یا لثارات الحسین است‏» .
به راستى، چه ارتباطى میان این دو کوکب درخشان آسمان ولایت – که ملک و ملکوت، عرش و فرش همه از یگانگى آن دو سخن مى‏گویند – وجود دارد. هر کجا حسین علیه السلام است، مهدى (عج) نیز هست و هر کجا مهدى (عج) است، حسین علیه السلام نیز مى‏باشد. ذکر و نام آن یکى، با یاد و نام دیگرى قرین و عجین است. از امام زمان (عج) ; سید الشهدا علیه السلام را مى‏طلبند و از سید الشهداء امام زمان را.

16. حضرت مهدى (عج) ویرانگر مساجد چهار گانه

امام عصر (عج) از بین برنده و محو کننده تمام آثار شرک و نفاق است; از این رو عاشقان هر صبح آدینه، زمزمه «این هادم ابنیه الشرک و النفاق‏» را سر مى‏دهند و منتظرند تا حضرت ظهور کند و کاخ ظلم و ستم، استبداد و بناهاى نفاق را نابود سازد. به همین جهت او مساجدى را که به شکرانه کشتن امام حسین علیه السلام بنا شده است، ویران خواهد کرد.
امام محمد باقر علیه السلام درباره این مساجد مى‏فرماید: «در کوفه به دلیل شادى از کشتن، حسین علیه السلام، چهار مسجد ساخته شد: مسجد اشعث، جریر، سماک و شبث‏بن ربعى‏» (41) ابو بصیر مى‏گوید: امام محمد باقر علیه السلام فرمود: «هنگامى که قائم ما قیام کند، چهار مسجد را در کوفه ویران مى‏سازد…» . (42)
این مساجد اگر چه هم اکنون موجود نیست; ولى ممکن است‏بعدها گروهى از روى دشمنى با اهل بیت علیه السلام، آنها را دوباره بسازند. (43)

همراه ادعیه و زیارات

با بررسى «ادعیه و زیارات‏» مربوط به سید الشهدا علیه السلام و امام عصر (عج) به ارتباط وثیق و تنگاتنگ میان این دو نور پاک پى مى‏بریم; چرا که هر دو در ماه شعبان به دنیا آمده‏اند و در روز تولد حسین علیه السلام باید به یاد مهدى (عج)، بود و در روز تولد مهدى (عج)، باید حسین علیه السلام را یاد کرد. در دعاى هر یک، باید جملاتى را زیر لب زمزمه نمود که یاد دیگرى را در دل زنده مى‏کند. در این قسمت، نمونه هایى چند از این حقیقت اشاره مى‏شود:

1. یاد حضرت مهدى (عج)، در میلاد امام حسین علیه السلام

شیعیان و شیفتگان مذهب جعفرى، در روز میلاد سالار شهیدان (سوم شعبان)، یاد فرزندان آن حضرت را نیز در دل‏ها تازه‏تر مى‏کنند. در توقیع مبارک حضرت امام حسن عسکرى علیه السلام براى قاسم بن علاء همدانى آمده است: در روز تولد امام حسین علیه السلام این دعا را بخوان: «اللهم انى اسئلک بحق المولود فى هذا الیوم الموعود بشهادته قبل استهلاله و ولادته بکته السماء و من فیها و الارض و من علیها… المعوض من قتله ان الائمه من نسله و الشفاء فى تربته و الفوز معه فى اوبته و الاوصیاء من عترته بعد قائمهم و غیبته; (44) خداوندا! من تو را به مقام مولود این روز مى‏خوانم. او پیش از آن که به دنیا چشم بگشاید و قبل از آن که تولد یابد، وعده و خبر شهادتش داده شد. آسمان و هر کس در آن بود و زمین و هر کس بر روى آن بود، بر او گریه کرد… . او که در عوض شهادت او، ائمه از نسل او شدند و شفا در تربت او قرار داده شد، فوز و رستگارى با او، در روز رجوع و بازگشت او و بازگشت اوصیاء از خاندان او، بعد از قائم آنان و سپرى شدن غیبت او مى‏باشد» .و در لوحى که به نام مقدس فاطمه علیها السلام معروف است (45) ، ارتباط محکم و راستینى بین امام حسین علیه السلام و حضرت حجت (عج) وجود دارد. این لوح به مناسبت تولد امام حسین علیه السلام توسط جبرئیل امین به رسم چشم روشنى از طرف خداوند متعال به پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله هدیه شد. رسول اکرم صلى الله علیه و آله آن را مطالعه مى‏کنند و مى‏فرمایند: «سزاوار نیست که این چشم روشنى به شخصى غیر از فاطمه زهرا علیها السلام سپرده شود.
نکته مهم آن، زمان فرستادن (تولد امام حسین) و محتویات و مطالب آن (یاد مهدى علیه السلام) است.وقتى به نام مقدس امام حسین علیه السلام مى‏رسد، مى‏فرماید: «… جعلت کلمتى التامه معه و حجتى البالغه عنده…; کلمه تامه و حجت‏بالغه خود (امام زمان) را با حسین و نزد او قرار دادم‏» . (46)

2. یاد حسین علیه السلام، در میلاد امام زمان (عج)

یکى از شب‏هاى با عظمت‏سال، شب تولد یوسف زهرا علیها السلام است که در روایت، افضل شب‏هاى سال بعد از شب قدر شمرده شده، و در آن احیاء و شب زنده دارى توصیه شده است.
عاشقان حضرت در آن شب، یاد حضرت اباعبدالله علیه السلام را در دل‏هاى خود احیاء مى‏کنند و با زیارت عاشورا جان خود را صفا مى‏بخشند، چرا که شب امام عصر (عج) ، شب زیارتى مخصوص سالار شهیدان فرزند فاطمه زهرا علیها السلام است.
محدث بزرگوار، شیخ عباس قمى (ره) در «مفاتیح الجنان‏» مى‏نویسد: با فضیلت‏ترین اعمال شب نیمه شعبان – که باعث آمرزش گناهان است – زیارت امام حسین علیه السلام مى‏باشد. هر که مى‏خواهد، روح 124 هزار پیامبر با او مصافحه کند، امام حسین علیه السلام را زیارت کند. اقل زیارت آن حضرت آن است که به بالاى بامى رود و به سمت راست و چپ نگاه کند، سپس سر به جانب آسمان بلند کند و حضرت را با این کلمات زیارت کند: «السلام علیک یا اباعبدالله، السلام علیک و رحمه الله و برکاته‏» (47)
در قسمت «زیارات‏» نیز مى‏نویسد: احادیث‏بسیارى در فضیلت زیارت امام حسین علیه السلام در نیمه شعبان وارد شده است. و بس است در این باب آنچه که به چندین سند معتبر از حضرت امام زین العابدین علیه السلام و امام جعفر صادق علیه السلام وارد شده که: هر که بخواهد با او 124 هزار پیامبر، مصافحه کنند، زیارت کند قبر ابى عبدالله الحسین علیه السلام را در نیمه شعبان. به درستى که ملائکه و ارواح پیامبران، رخصت مى‏طلبند و به زیارت آن حضرت مى‏آیند. پس خوشا به حال آن که مصافحه کند با ایشان، و ایشان مصافحه کنند با او. پنج پیامبر اولوالعزم (نوح، ابراهیم، موسى، عیسى علیهم السلام‏و محمد صلى الله علیه و آله) نیز با ایشان‏اند.

3. شب قدر و یاد امام حسین علیه السلام

شب قدر، شب امام زمان علیه السلام است. وملائکه و روح بر آن حضرت نازل شده، تقدیر امور رادر اختیار او مى‏گذارند. پیشوایان معصوم علیهم السلام در تفسیر سوره قدر فرموده‏اند: فرشتگان در این شب، مقدرات یک‏سال را نزد ولى مطلق زمان آورده، بر او عرضه و تسلیم مى‏کنند. (48)
در چنین شبى – که به حجت‏بن الحسن العسکرى علیه السلام تعلق دارد – یاد جدبزرگوارش در دل‏ها زنده مى‏شود; چرا که یکى از اعمال مستحبى شب قدر، زیارت امام حسین علیه السلام است. شیخ عباس قمى (ره) مى‏نویسد: «بدان که احادیث در فضیلت زیارت امام حسین علیه السلام در ماه مبارک رمضان – خصوصا شب اول و نیمه و آخر آن و به خصوص شب قدر – بسیار است. از حضرت امام محمد تقى علیه السلام منقول است که هر که زیارت کند، امام حسین علیه السلام را در شب بیست و سوم ماه رمضان – و آن شبى است که امید است‏شب قدر باشد و در آن شب هر امر محکمى جدا و مقدر مى‏شود – مصافحه کند با او روح 124 هزار ملک و پیغمبر که همه رخصت مى‏طلبند از خداوند در زیارت آن حضرت در این شب.
از حضرت صادق علیه السلام مروى است: چون شب قدر مى‏شود، منادى از آسمان هفتم از بطن عرش ندا مى‏کند که حق تعالى هر کسى را که به زیارت قبر حسین علیه السلام آمده، آمرزید.
و در روایت دیگر است که هر که شب قدر نزد قبر آن حضرت باشد و دو رکعت نماز بگزارد، نزد آن حضرت یا آنچه که میسر شود و از حق تعالى بهشت و پناه از آتش را بخواهد; خداوند به او بهشت و پناه از آتش را عطا فرماید. و ابن قولویه از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده که هر که زیارت کند قبر امام حسین علیه السلام را در ماه رمضان و در راه زیارت بمیرد، حسابى نخواهد داشت و به او بگویند که بدون خوف و بیم داخل بهشت‏شو» . (49)

4. دعاى ندبه و یاد امام حسین علیه السلام

یکى از دعاهاى بسیار مهم و با ارزش در میان شیعه، دعاى «ندبه‏» است که عاشقان حضرت ولى‏عصر (عج) هر صبح جمعه دور هم گرد آمده و با خواندن آن، با حضرتش تجدید عهد و پیمان مى‏کنند این دعا سندى صحیح دارد و بخش عمده و چشمگیر آن، التجاء به مهدى موعود و تاسف از غیبت و دردمندى از فراق آن بزرگوار است و بخش هایى از این دعاء، مربوط به جد بزرگوار امام زمان (عج) سالار شهیدان است;
مانند: «این الحسن؟ این الحسین؟ این ابناء الحسین; حسن علیه السلام کجا است؟ حسین علیه السلام چه شد؟ فرزندان حسین کجایند و چه شدند؟» .
قسمت دیگرى از این دعاى شریف «این الطالب بدم المقتول بکربلا؟ ; کجاست آن طالب خون شهید کربلا؟» که از حساسیت فوق العاده‏اى برخوردار است.
ندبه کنندگان مهدى (عج)، منتظران منتقم آل محمدند تا تقاص خون به ناحق ریخته فرزند فاطمه علیها السلام را بگیرد و موجب شادى و بهجت قلب نازنین رسول خدا صلى الله علیه و آله شود.
آرى صبح جمعه و دعاى سوزان ندبه، در فراق امام زمان و یاد سید الشهدا علیه السلام است. و چه بسا همین یاد امام حسین علیه السلام در صدق و صفاى این دعا، اثرى ژرف به جاى نهد.

5. زیارت عاشورا و یاد مهدى (عج)

«زیارت عاشورا» ، که از سوى امام محمد باقر علیه السلام، به شیعیان و شیفتگان تعلیم داده شده است مضامین والایى دارد.
در یکى از قسمت‏هاى زیارت چنین آمده است: «ان یرزقنى طلب ثارک مع امام منصور من اهل بیت محمد صلى الله علیه و آله; همانا از خداوند مى‏خواهم خون خواهى تو را در کنار امام یارى شده از خاندان پیامبر صلى الله علیه و آله روزیم گرداند» .
زائر در این فقره، مشارکت در خون‏خواهى امام حسین علیه السلام به وسیله امام زمان علیه السلام را طلب مى‏کند، چرا که مقصود از امام منصور، دوازدهمین پیشواى شیعیان حضرت ولى عصر (عج) مى‏باشد و علت این که او را منصور نامیده‏اند، این است که ایشان در طلب خون جدشان یارى مى‏شوند.
امام محمد باقر علیه السلام در شرح آیه شریفه «و من قتل مظلوما» فرمودند: «سمى المهدى المنصور کما سمى احمد محمدا و کما سمى عیسى المسیح; مهدى [عج]، منصور نامیده شد، همان طورى که احمد، به محمد [ص] و عیسى به مسیح [ع] نامیده شد» . (50)
محمد بن مسلم مى‏گوید: شنیدم اباجعفر فرمود: «قائم ما منصور به رعب و مؤید به نصر است..» . (51)

6. روز عاشورا و یاد حضرت مهدى (عج)

جلوه‏اى دیگر از ارتباط دو فرزند زهرا علیها السلام، روز عاشورا است، که دل عزاداران باید به عشق ولى‏عصر بتپد و ذکر قیام اباعبدالله، با یاد امام زمان (عج)، توام باشد.
صالح بن عقبه از پدرش نقل مى‏کند: امام محمد باقر علیه السلام فرمود: «هر کس حسین بن على علیهم السلام را در روز دهم محرم زیارت کند تا آن که نزد قبر آن حضرت گریان شود، خداوند – تبارک و تعالى – ثواب دو هزار حج و دو هزار عمره و دو هزار جهاد به او عطا کند که ثواب آن‏ها، مثل ثواب کسى است که درخدمت رسول خدا صلى الله علیه و آله و ائمه طاهرین علیه السلام حج و عمره و جهاد کرده باشد.
راوى مى‏گوید: عرض کردم: فدایت‏شوم، کسى که در شهرهاى دور باشد و ممکن نباشد که در مثل این روز به سوى قبر آن حضرت رود، آیا براى او ثوابى است؟
امام علیه السلام فرمود: هرگاه چنین باشد به سوى صحرا یا بربلندى بام خانه خود رود و به سوى حضرت اشاره کند و سلام دهد و در نفرین بر قاتلان وى جدیت نماید و بعد از آن دو رکعت نماز بخواند. این کار را در اوایل روز انجام دهد و خود بر امام حسین علیه السلام بگرید و کسانى را که در خانه‏اش هستند، نیز به گریه بر آن حضرت وا دارد. و یکدیگر را به این که در شهادت امام حسین علیه السلام مصیبت زده شده‏اند، تعزیت گویند. و هرگاه چنین کنند، همه آن ثواب ها را براى آنان ضامنم.
گفتم: یکدیگر را چگونه تعزیت‏بگویند ؟
حضرت فرمودند بگویند: «اعظم الله اجورنا بمصابنا بالحسین علیه السلام و جعلنا و ایاکم من الطالبین بثاره مع ولیه الامام المهدى من آل محمد علیهم السلام; خداوند اجر ما و شما را در مصیبت‏حسین علیه السلام بزرگ گرداند و ما و شما را از کسانى قرار دهد که به همراه ولى امام حسین، امام مهدى [عج] از آل محمد علیهم السلام طلب خون آن حضرت کرده و به خون‏خواهى او برخیزیم‏» . (52)

7. شعار سپاه حضرت مهدى (عج)

در شعارهاى لشکر آن حضرت – که برگرفته از شعور عمیق آنان است – به روشنى مى‏توان یاد و خاطره امام حسین علیه السلام را مشاهده کرد.
در یکى از «زیارات جامعه‏» در قسمت‏سلام به حضرت مهدى (عج) آمده است: «السلام على الامام الغائب عن الابصار و الحاضر فى الامصار و الغائب عن العیون و الحاضر فى الافکار، بقیه الاخیار، وارث ذى الفقار، الذى یظهر فى بیت الله الحرام ذى الاستار و ینادى بشعار یا لثارات الحسین، انا الطالب بالاوتار، انا قاصم کل جبار; (53) سلام و درود بر امامى که از دیده‏ها پنهان است و در شهرها حاضر; آن که از دیده‏ها، نهان است و در دلها حاضر; باقى مانده اخیار و خوبان; و وارث شمشیر ذوالفقار; آن بزرگوارى که در بیت الله الحرام – که داراى پرده‏ها است – ظاهر مى‏شود و به شعار «یا لثارات الحسین‏» ندا مى‏کند و مى‏فرماید: منم مطالبه کننده خون هاى به ناحق ریخته; منم شکننده هر ستمگر جفا پیشه‏» .
و یاران حضرت مهدى (عج) نیز به پیروى از امامشان، شعار یا لثارات الحسین سر مى‏دهند. محدث بزرگ مرحوم حاجى نورى (ره) از کتاب غیبت فضل بن شاذان نقل کرده: «ان شعار اصحاب المهدى (عج) یا لثارات الحسین علیه السلام; به درستى که شعار یاوران مهدى (عج) یا لثارات الحسین است‏» . (54) امام صادق علیه السلام هم مى‏فرماید: «شعار یاران حضرت مهدى یا لثارات الحسین (اى خونخواهان حسین علیه السلام) است‏» . (55)

چهار: همراه با تشرفات

1. حضرت مهدى (عج) و گریه بر امام حسین علیه السلام

سید بحر العلوم (ره) روزى به قصد تشرف به سامرا تنها به راه افتاد. در بین راه درباره این مساله که «گریه بر امام حسین علیه السلام گناهان را مى‏آمرزد» فکر مى‏کرد. همان وقت متوجه شد که شخص عربى، سوار بر اسب به او رسید و سلام کرد. بعد در لحظه‏اى پرسید: جناب سید! درباره چه چیز به فکر فرو رفته‏اى؟ و در چه اندیشه اى؟ اگر مساله علمى است مطرح کنید، شاید من پاسخش را بدانم. سید بحر العلوم فرمود: در این‏باره فکر مى‏کنم که چطور مى‏شود، خداى تعالى این همه ثواب به زائران و گریه کنندگان بر حضرت سیدالشهدا علیه السلام مى‏دهد; مثلا در هر قدمى که در راه زیارت بر مى‏دارد، ثواب یک حج و یک عمره در نامه عملش نوشته مى‏شود و براى یک قطره اشکى تمام گناهان صغیره و کبیره‏اش آمرزیده مى‏شود؟
آن سوار عرب فرمود:
تعجب نکن! من براى شما مثالى مى‏آورم تا مشکل حل شود.
سلطانى به همراه درباریان خود به شکار مى‏رفت. در شکارگاه از همراهیانش دور افتاد و به سختى فوق العاده‏اى افتاد و بسیار گرسنه شد. خیمه اى را دید و وارد آن جا شد. در آن سیاه چادر، پیرزنى را با پسرش دید. آنان در گوشه خیمه بز شیرده‏اى داشتند، و از راه مصرف شیر این بز، زندگى خود را مى‏گذراندند. وقتى سلطان وارد شد، او را نشناختند; ولى براى پذیرایى از مهمان، آن بز را سر بریده و کباب کردند; زیرا چیز دیگرى براى پذیرایى نداشتند. سلطان شب را همان جا خوابید و روز بعد، از ایشان جدا شد و خود را به درباریان رسانید و جریان را براى اطرافیان نقل کرد.
در نهایت از ایشان سؤال کرد: اگر بخواهم پاداش مهمان نوازى پیرزن و فرزندش را داده باشم، چه عملى باید انجام بدهم؟ یکى از حاضران گفت: به او صد گوسفند بدهید. و دیگرى که از وزیران بود، گفت: صد گوسفند و صد اشرفى بدهید. یکى دیگر گفت: فلان مزرعه را به ایشان بدهید.
سلطان گفت: هر چه بدهم کم است; زیرا اگر سلطنت و تاج و تختم را هم بدهم، آن وقت مقابله به مثل کرده‏ام; چون آنان هر چه را که داشتند به من دادند. من هم باید هر چه را که دارم، به ایشان بدهم تا مقابله به مثل شود.
بعد سوار عرب پرسید فرمود: حالا جناب بحرالعلوم، حضرت سیدالشهدا علیه السلام، هر چه از مال و منال، اهل و عیال، پسر و برادر، دختر و خواهر و سر و پیکر داشت، همه را در راه خدا داد، پس اگر خداوند به زائران و گریه کنندگان، آن همه اجر و ثواب بدهد، نباید تعجب کرد; چون خدا – که خدائیش را نمى‏تواند به سیدالشهدا علیه السلام بدهد – پس هر کارى که مى‏تواند، انجام مى‏دهد; یعنى، با صرف نظر از مقامات عالى خودش، به زائران و گریه کنندگان آن حضرت، درجاتى عنایت مى‏کند. در عین حال اینها را جزاى کامل براى فداکارى آن حضرت نمى داند.
چون شخص عرب این مطالب رافرمود، از نظر سید بحر العلوم غایب شد. (56)

2. حضرت مهدى (عج) و عزادارى امام حسین علیه السلام

یکى از ویژگى‏هاى بارز و از خصایص برجسته علامه بحر العلوم (ره)، ارادت وصف‏ناپذیر و شور و عشق خالصانه او به سالار شهیدان و ارج نهادن به سوگوارى براى آن حضرت و بزرگداشت روزهاى جاودانه تاسوعا و عاشورا بود. در این رابطه، علامه بحر العلوم، حضرت ولى عصر (عج) را نیز در صف عزاداران مى‏بیند که قضیه از این قرار است:
روز عاشورایى بود و موج سوگواران از هر سو، به سوى کربلا در حرکت‏بود. علامه بحرالعلوم (ره) نیز به همراه گروهى از طلاب، به استقبال عزاداران و سینه زنان حرکت کردند. در فاصله نه چندان دورى از کربلا، محلى به نام «طویرج‏» هست که دسته سینه زنى آنان و سبک سوگواریشان مشهور بود.
هنگامى که علامه و همراهانش به آنان رسیدند، ناگهان علامه با آن کهولت‏سن و موقعیت اجتماعى و علمى، لباس خویش را به کنارى نهاده، و سینه خویش را گشود و در صف سینه زنان، با شورى وصف‏ناپذیر به سینه زدن پرداخت.
علما و طلاب که همراه او جهت استقبال سوگواران و دسته‏هاى عزادارى آمده بودند، هر چه تلاش کردند تا مانع کار او شوند و از شور و احساسات گرم و عارفانه او بکاهند، نه تنها موفق نشدند; بلکه گروهى از آنان، چنان تحت تاثیر او قرار گرفتند که به او پیوستند و گروهى دیگر نیز براى حفظ او – که مبادا بر اثر موج جمعیت زیر دست و پا بیفتد و دچار ناراحتى و صدمه شود – به مراقبت از او پرداختند.
سرانجام مراسم پرشور سوگوارى و سینه زنى پایان یافت و آن سید بزرگوار، لباس خود را پوشیده، به خانه بازگشت. یکى از خواص، از او پرسید: چه رویدادى پیش آمد که شما چنان دچار احساسات پاک و خالصانه شدید که آن گونه سر از پا نشناخته، لباس از تن در آوردید و به سینه زنان پیوستید؟
آن مرحوم در پاسخ گفت: حقیقت آن است که با رسیدن به دسته سوگواران و سینه زنان، به ناگاه چشمم به محبوب دل‏ها، کعبه مقصود و قبله موعود، امام عصر علیه السلام افتاد و دیدم آن گرامى مرد عصرها و نسل‏ها، با سر و پاى برهنه در میان انبوه سینه زنان، در سوگ پدر والایش حسین علیه السلام با چشمانى اشک‏بار به سر و سینه مى‏زند. به همین جهت آن منظره مرا به حالى انداخت که قرارم از کف رفت و سر از پا نشناخته، وارد صف سوگواران و سینه زنان شدم ودر برابر کعبه مقصود و قبله موعود، به سوگوارى پرداختم. (57)

3. حضرت مهدى (عج) و زیارت امام حسین علیه السلام

حاج على بغدادى مى‏گوید: [در تشرف خود] به حضرت صاحب الامر علیه السلام عرض کردم: اى سرور ما! مساله‏اى دارم؟ فرمود: بپرس. گفتم: روضه خوان‏هاى امام حسین علیه السلام، مى‏خوانند که سلیمان اعمش، نزد شخصى آمد و از زیارت حضرت سیدالشهدا علیه السلام پرسید، آن شخص گفت: بدعت است. شب آن شخص در عالم رؤیا، هودجى را میان زمین و آسمان دید، سؤال کرد: در آن هودج کیست؟ گفتند: فاطمه زهرا و خدیجه کبرى علیهما السلام. گفت: به کجا مى‏روند؟ گفتند: امشب (شب جمعه)، براى زیارت امام حسین علیه السلام مى‏روند. همچنین دید رقعه‏هایى از هودج مى‏ریزد ودر آنها نوشته است:
«امان من النار; لزوار الحسین فى لیله الجمعه امان من النار یوم القیامه; این برگ امانى است در روز قیامت‏براى زوار امام حسین علیه السلام در شب‏هاى جمعه‏».
آیا این حدیث، صحیح است؟
فرمودند: آرى! راست ودرست است.
گفتم: سیدنا! صحیح است که مى‏گویند: هر کس امام حسین علیه السلام را در شب جمعه زیارت کند، این زیارت برگ امان از آتش است؟
فرمود: آرى والله; و اشک از چشمانش جارى شد و گریست… (58)

4. حضرت مهدى (عج)، در سوگ امام حسین علیه السلام

شیخ جلیل حاج ملا سلطان علی روضه خوان تبریزی – که از جمله عبّاد و زهّاد بود – نقل می‏کند.
در عالم رؤیا به حضور حضرت بقیه الله – ارواحنا فداه – مشرف شده، خدمت ایشان عرض کردم: مولای من! آنچه در زیارت ناحیه مقدسه ذکر شده که می‏فرمایید: ((فَهََنْدَبَنَّکَ صَباحاً و مَساءً و لابِکغ‏َ عَلیکَ بدل الدّموُعِ دماً))(59) صحیح است؟ فرمود: بلی صحیح است.
عرض کردم: آن مصیبتی که در آن به جای اشک خون گریه می‏کنید، کدام است؟ آیا مصیبت حضرت علی اکبراست؟ فرمود: نه، اگر علی اکبر زنده بود، در این مصیبت او هم خون گریه می‏کرد.
گفتم: آیا مصیبت حضرت عباس است؟ فرمود: نه، اگر عباس در حیات بود، او هم در این مصیبت خون گریه می‏کرد.
عرض کردم: لابد مصیبت حضرت سیدالشهداء(ع) است. فرمودند: نه، اگر حضرت سیدالشهداء(ع) هم در حیات بود، در این مصیبت خون گریه می‏کرد.
عرض کردم: پس این کدام مصیبت است که من نمی دانم؟ فرمودند: آن مصیبت، مصیبتِ اسیری زینب است)).(60)

5. عنایت حضرت مهدی(عج) به مجالس ذکر امام حسین(ع)

از آن‏جایی که امام زمان (ع) صاحب عزای واقعی است، بدون تردید به مجالسی که برای جد بزرگوارش(ع) برگزار می‏شود، عنایت و توجّه ویژه‏ای دارد.
خطیب بزرگ شیعه، مرحوم شیخ عبدالزهراء کعبی (ره) می‏گوید: یک روز بعد از ظهر وارد صحن مطهر امام حسین(ع) شدم، شخصی در مقابل یکی از حجره‏های صحن شریف – که کتاب‏های مذهبی می‏فروخت و ما با من سابقه آشنایی داشت. مرا دید و گفت: کتاب کوچکی دارم که به نظرم برای شما خوب باشد و در آن اشعاری بسیار زیبا دارد. قیمت آن هم این است که یک بار آن را برایم بخوانی.
کتاب را گرفتم. خیلی کتاب مفید و سودمندی بود؛ زیرا اشعار قصیده ابن عَرَنْدَس حلّی – که مدت‏ها دنبال آن می‏گشتم – در آن بود. در یکی از رواق‏ها نشسته، به خواندن آن اشعار برای کتاب فروش مشغول شدم و هر دو اشک می‏ریختیم که ناگهان سیدی از بزرگان عرب را دیدم که در برابرم ایستاده به اشعارم گوش می‏دهد و گریه می‏کند.
چون به این بیت رسیدم:
ایقتل ظمْآناً حسین بکربلا
و فی کل عضوٍ من انامِله بحرُ
گریه آن بزرگوار شدید شد، رو به ضریح امام حسین (ع) کرد؛ این بیت را تکرار می‏نمود و همچون زن جوان مرده می‏گریست. همین که اشعار را به پایان رساندم، دیگر آن بزرگوار را ندیدم. برای دیدن ایشان، از صحن خارج شدم تا شاید او را بیابم؛ ولی ایشان را ندیدم. به هر کجا رو نمودم، اثری نیافتم؛ گویا از برابر چشمم غایب شده است. به یقین دانستم که حضرت حجت و امام منتظر(ع) بوده است.(61)
علامه امینی (ره) در الغدیر(62) می‏گوید: در میان اصحاب ما مشهور است که در هر مجلسی قصیده ابن عرندس خوانده شود، موجب تشریف فرمایی حضرت بقیه الله – روحی له الفداه – به آن مجلس می‏شود. ما برای تیمن و تبرک چند بیت این قصیده را ذکر می‏نماییم.
ایقتل ظمْآناً حسین بکربلا
و فی کلّ عضو من انامله بحر
و والدهُ الساقی علی الحَوْض فی غدٍ
و فاطمه ماء الفرات لها مهر
فوالهف نفسی للحسین و ما جنی‏
علیه غداه الطف فی حربه الشمر

6. سفارش حضرت مهدی(عج) به زیارت عاشورا

محدث نوری (ره) حکایت سید رشتی را چنین نقل می‏کند که حضرت به سید دستور خواندن نافله (خصوصاً نافله شب)، زیارت جامعه و زیارت عاشورا را می‏دهد و بعد از آن می‏فرماید: شما چرا نافله نمی‏خوانید؟ نافله نافله، نافله! شما چرا عاشورا نمی‏خوانید؟ عاشورا، عاشورا، عاشورا! و بعد فرمود: شما چرا جامعه نمی‏خوانید؟ جامعه، جامعه، جامعه!(63)

دولت حضرت مهدی(عج) و رجعت امام حسین(ع)

((رجعت)) مسأله‏ای است که در زمان ظهور نمود پیدا می‏کند و حضرت ولی عصر(ع) صاحب رجعت است. اولین امامی که در دولت کریمه رجعت می‏کند، امام‏حسین(ع) است و بعداز امام زمان، حضرت سید الشهدا 7، حاکم و امام حکومت می‏باشد.

1. رجعت امام حسین(ع)

بعد از حضرت حجت (ع) اولین شخصی که رجعت می‏کند و بر سراسر گیتی حکومت می‏کند، امام حسین(ع) است و در این قسمت به پاره‏ای از روایات در این‏باره، اشاره می‏شود:
1. امام صادق(ع) فرمود: ((اولین کسی که زمین بر رویش شکافته می‏شود و به دنیا بر می‏گردد، حسین بن علی است)).(64)
آن حضرت هم چنین فرمود: اولین کسانی که به دنیا بر می‏گردند، حسین بن علی(ع) و یارانش و یزید بن معاویه و یارانش هستند که همه آنها را از اول تا آخر می‏کُشد)). سپس امام صادق(ع) این آیه شریفه را تلاوت فرمود: ((د رددنالکم الکرّه علشم و امددناکم باموال و بنغ و جعلناکم اکق نففاً؛(65) پس شما را بار دیگر بر آنها مسلّط کنیم و با مال و فرزندان یاری رسانیم و تعدادتان را افزون‏تر کنیم)).(66)
و امام محمد باقر(ع) می‏فرمایند: امام حسین(ع) شب عاشورا به اصحابش فرمود:((… فابلاوا باکنه، فوالله اچ‏ا چ‏کث ماشاء الله تعاض بعد ما پ‏ری علینا، د پ‏رجنا الله و ایّاکم حغ یظهر قاچ‏نا فینتقم من الظاثغ، و انا و انژ نشاهدهم ص السلاسل و الاغلال و انواع العذاب و النکال…؛ بشارت باد شما را به بهشت، به خدا قسم که بعد از آنچه بر ما جاری شود، مکث خواهیم کرد آن قدر که خدای تعالی خواسته باشد، پس بیرون می‏آورد ما و شما را در آن هنگامی که قائم ما ظاهر شود، پس انتقام خواهد کشید از ظالمان، و ما و شما مشاهده خواهیم کرد ایشان را در سلاسل و اغلال و گرفتار به انواع عذاب و نکال…))(67)
و امام حسین (ع) در روز عاشورا، دوباره از ((رجعت)) خود سخن گفته، می‏فرماید: ((من اولین کسی خواهم بود که زمین شکافته می‏شود و رجعت می‏کنم)).(68)
و در زیارت حضرت ابوالفضل(ع) می‏خوانیم: ((جئتک یابن امفاثؤمنغ وافداً الیکم و قلظ مسلم لکم… خ‏عکم معکم لامع عدوکم اص بکم و بایابکم من اثؤمنغ و ج‏ن خالفکم و قتلکم من الکافرین؛ ای پسر امیرمؤمنان! من به محضر شما شرفیاب شدم؛ در حالی که دلم تسلیم شما و یاریم آماده برای شما است… من با شمایم، با شمایم، نه با دشمنان شما. من نسبت به شما و بازگشت شما از ایمان آورندگان و نسبت به آنان که شما را کشتند، از کافرانم)).(69)

2. امام حسین (ع) در سوگ حضرت مهدی(عج)

بر اساس روایاتی که درباره رجعت وارد شده، امام حسین (ع) در اواخر حکومت ولی عصر، با اصحاب باوفایش رجعت می‏کند و برای همه مردمان معرفی می‏شود، تا کسی در مورد آن حضرت دچار تردید نگردد. هنگامی که همه مردم او را شناختند، اجل حضرت بقیه الله فرا رسیده، چشم از جهان فرو می‏بندد. آن‏گاه امام حسین(ع) متصدی و متولی امر غسل، کفن، حنوط و دفن ایشان می‏گردد.
امام صادق(ع) درباره آیه شریفه ((د رددنا لکم الکره علشم))(70) می‏فرماید: ((مقصود زنده شدن دوباره امام حسین (ع) و هفتاد تن از اصحابش در عصر امام زمان است؛ در حالی که کلاه‏خودهایی طلایی بر سر دارند و به مردم، رجعت و زنده شدن دوباره حضرت حسین(ع) را اطلاع می‏دهند تا مؤمنان به شک و شبهه نیفتند)). این در حالی است که حضرت حجت در میان مردم است؛ چون معرفت و ایمان به حضرتش در دل‏های مردم استقرار یافت، مرگ او فرا می‏رسد. پس امام حسین(ع) متولی غسل، کفن، حنوط و دفن ایشان می‏شود و هرگزغیر از وصی، وصی را تجهیز و خاک سپاری نمی کند)).(71)
امام صادق(ع) می‏فرماید: ((حسین(ع) با اصحابش می‏آیند و هفتاد پیامبر آنان را همراهی می‏کنند؛ چنان که همراه موسی (ع) هفتاد نفر فرستاده شدند. آن‏گاه حضرت قائم(ع) انگشتر را به وی می‏سپارد و امام حسین(ع) غسل و کفن، حنوط و دفن حضرت قائم را بر عهده می‏گیرد)).(72)
———————-

پی‌نوشت‌ها:

1) کمال الدین، ج 2، ص 420.
2) تفسیر فرات کوفی، ص 212.
3) سوره اسراء، آیه 33.
4) تفسیر عیاشی ج 2، ص 290: ((عن سلام بن المستنیر عن ابی جعفر علیه السلام فی قوله: ((و من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیّه سلطانا فلا یسرف فی القتل انه کان منصورا)) قال: هو الحسین بن علی علیه السلام قتل مظلوما و نحن اولیاؤه، و القائم منّا اذا قام طلب بثار الحسین، فیقتل حتی یقال قد اسرف فی القتل، و قال: المقتول الحسین علیه السلام و ولیه القائم، و الاسراف فی القتل ان یقتل غیر قاتله انه کان منصورا، فانه لا یذهب من الدنیا حتی ینتصر برجل من آل رسول الله صلی الله علیه و آله یملأ الارض قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما)). (البرهان، ج 2، ص 419؛ البحار، ج 10، ص 150؛ اثبات الهداه، ج‏7 ، ص 102)
5) ینابیع الموده، ص 590.
6) یادمهدی، محمدخادمی‏شیرازی، ص 16 و ص 132.
7) منتخب‏الاثر، آیهالله صافی گلپایگانی، ص‏254.
8) کمال الدین، ج 1، ص 317؛ اثبات الهداه، ج 6، ص 397؛ بحارالانوارج 51، ص 134.
9) کفایه الاثر، ص 167.
10) کنوز الحقائق، (چاپ شده در حاشیه جامع الصغیر) ج 1، ص 161. (به نقل از مهدی موعود). ج 1، ص 161.
11) البرهان، ص 94 (به نقل المهدی علی لسان الحسین، صابری همدانی، ص 12، ح 15).
12) کمال الدین، ج 1، ص 318؛ اثبات الهداه، ج 6، ص 397؛ بحارالانوار، ج 51، ص 133 .
13) النجم الثاقب، ص 78.
14) بحار الانوار، ج 51، ص 37.
15) بحارالانوار، ج 101، ص 239، ح 38.
16) خلاصه قسمت دهم مقاله آیه الله کریمی جهرمی، در مجله جان جهان.
17) دلائل الامامه، طبری، ص 239.
18) امالی شیخ طوسی، ج 2، ص 233.
19) کمال الدین، ج 1، ص 317؛ اثبات الهداه، ج 6، ص 397؛ عقد الدرر، ص 134.
20) کمال‏الدین، ج 1، ص 317؛ عیون‏الاخبار، ج 1، ص 18؛ بحارالانوار، ج‏51، ص‏133.
21) کمال الدین، 1، ص 317؛ عیون الاخبار، ج 1، ص 18؛ بحار الانوار، ج 51، ص 133.
22) کمال الدین، ج 1، ص 317.
23) عقد الدرر، ص 111؛ البرهان، ص 113.
24) برای توضیحات این علایم، ر.ک: غیبت نعمانی، باب 14، ص 247 و 257 و 383؛ غیبت طوسی، ص 265 و
274 و 280؛ بحار الانوار، ج 52، ص 181 و 186 و 237 و 239 و 278؛ اثبات الهداه، ج 7، ص 398 و 424 و سیمای آفتاب ص 276.
25) البرهان، ص 115 (اذا هدم حائط مسجد الکوفه ممایلی دار عبدالله بن مسعود…).
26) البرهان، ص 109 (اذا رایتم علامه من السماء ناراً عظیمه…)؛ عقد الدرر، ص 106.
27) گفتنی است که این زیارت منتسب به امام عصر (ع) است؛ ولی در انتساب آن به حضرت – تردیدهای جدی
وجود دارد. (ر.ک: بحار الانوار، ج 98، ص 320.)
28) یاد مهدی، ص 199.
29) بحار الانوار، ج 51، ص 148.
30) چشم اندازی به حکومت مهدی(عج)، نجم الدین طبسی، ص 63.
31) غیبه طوسی، ص 274؛ کشف الغمه، ج 3، ص 252؛ بحار الانوار، ج 52، ص 290.
32) غیبه طوسی، ص 274؛ بحارالانوار، ج 52، ص 290.
33) قصص الانبیاء، راوندی ،ص 80؛ بحارالانوار، ج 52، ص 225؛ چشم انداز، ص 170.
34) بحارالانوار، ج 52، ص 385؛ غیبه طوسی، ص 275 بااندکی تفاوت؛ چشم‏انداز، ص‏170.
35) کامل الزیارات، ص 30؛ مستدرک الوسائل، ج 3، ص‏416؛ چشم انداز، ص 170.
36) کافی، ج 3، ص 415؛ ارشاد، ص 362؛ التهذیب، ج 3، ص 253؛ غیبه طوسی، ص 283؛ وسائل الشیعه، ج 3، ص 532؛ بحارالانوار، ج 52، ص 331.
37) مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 85؛ بحارالانوار، ج 45، ص 299؛ چشم انداز، ص 148.
38) علل الشرایع، ج 1، ص 219؛ عیون اخبار الرضا (ع)، ج 1، ص 273؛ بحارالانوار، ج 52، ص 313؛ اثبات الهداه، ج 3، ص 455؛ چشم انداز، ص 154.
39) معالی‏السبطین، ج‏1، ص‏208؛ ریاض‏القدس، ج 1، ص‏263؛ سحاب‏رحمت، ص 342.
40) امالی صدوق، مجلس 27؛ بحار الانوار، ج *44 ص 285؛ مجله جان جهان، ص 35.
41) بحار الانوار، ج 45، ص 189.
42) من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 53 و 232؛ بحارالانوار، ج 52، ص 333؛ اثبات الهداه ج 3، ص 517، 566؛ الشیعه و الرجعه، ج 2، ص 400؛ ارشاد، ص 365؛ روضه الواعظین، ج 2، ص 246؛ چشم انداز، ص 157.
43) مهدی موعود(عج) ، ص 941؛ چشم انداز، ص 157.
44) مصباح المتهجد، الیوم الثالث یوم ولد فیه الحسین(ع) ص 758، مفاتیح الجنان، اعمال روز سوم شعبان، اقبال، سید علی بن طاووس 689، شیعه و رجعت ص 190.
45) اصول کافی، ج 2، ص 471.
46) با حسین (ع) تا مهدی (عج) سید مجتبی حسینی، ص 23.
47) مصباح المتهجد، شیخ طوسی، لیله النصف من شعبان، مفاتیح، اعمال شب نیمه شعبان.
48) کافی، کتاب الحجه، باب فی شان انا انزلناه.
49) مفاتیح الجنان، بخش زیارات، زیارت امام حسین(ع) در شبهای قدر.
50) بحار الانوار، ج 51، ص 28.
51) همان، ج 52، ص 191، ج 24.
52) مصباح المتهجد، شیخ طوسی، المحرم و شرح زیاره الحسین(ع)، ص 713 و 714؛ مفاتیح الجنان، زیارت عاشورا.
53) النجم الثاقب، ص 469.
54) همان.
55) مستدرک الوسائل ج 11، ص 14 ب 47، ج 7: (فضیل بن یسار عن ابی عبدالله(ع) قال: ((و هم من خشیه الله مشفقون، یدعون بالشهاده و یتمنون ان یقتلوا فی سبیل الله، شعارهم یا لثارات الحسین(ع) اذا ساروا یسیر الرعب امامهم مسیره شهر)).
56) العبقری الحسان، ج 1، ص 119، س 11.
57) دیدار یار، علی کرمی ج 2، ص 200. هر چند مرحوم نهاوندی این گفت و گو را از تشرفات مرحوم بحرالعلوم (ره) به محضر امام زمان (عج) دانسته است؛ ولی مرحوم دربندی (متوفای 1285 ه ق) در اسرار الشهادات تصریح کرده که این گفت و گو بین مرحوم بحرالعلوم و شاگرد زاهد و عارفش شیخ حسین نجف انجام گرفته است. (اسرار الشهادات، ج 3، ص 46، قم، انتشارات ذوی القربی، 1420 ه ق)
58) العبقری الحسان ج 2، ص 114؛ النجم الثاقب، ص 484؛ مفاتیح، ص 798؛ عنایات حضرت مهدی موعود (عج)، ص 77، عنایات حضرت مهدی(عج) به علما و طلاب، ص 101.
59) بحار الانوار، ج 98، ص 238.
60) العبقری الحسان، ج 1، ص‏98، س 7.
61) شیفتگان حضرت مهدی(عج)، ج 3، ص 172؛ ملاقات با امام عصر، ص 315؛ عنایات حضرت مهدی(عج) به علما و طلاب، ص‏397؛ کلمهالمختار، ج 1، ص‏440.
62) الغدیر، ج 7، ص 14.
63) النجم الثاقب، ص 60، مفاتیح الجنان بعد از زیارت جامعه.
64) بحار الانوار، ج 53، ص 39؛ الزام الناصب، ج 2، ص 360؛ تفسیر برهان، ج 2، ص 408؛ ایقاظ ،ص 360.
65) سوره اسراء، آیه 6.
66) بحارالانوار، ج 53، ص 76؛ تفسیر صافی، ج 3، 179؛ تفسیر عیاشی، ج 2ص 282؛ نورالثقلین ج 3، ص 140؛ تفسیر برهان، ج 2، ص 408.
67) گزیده کفایه المهتدی، ص 105 و 106، ح 19.
68) بحار الانوار ج 53، ص 62 ؛ ایقاظ، ص 352 ؛ فوز اکبر، ص 36.
69) بحار الانوار، 22، ص 173؛ شیعه و رجعت، ص 217 و 218.
70) سوره اسراء، آیه 6.
71) کافی ج 8، ص 206؛ تأویل الأیات الظاهره، ج 1، ص 278 و ج 2، ص 762؛ مختصر البصائر ص 48؛ تفسیر برهان ج 2، ص 401، بحار الانوار، ج‏53، ص 13 و ص 51 ص 56؛ تفسیر عیاشی، ج 2، ص 281؛ نور الثقلین ج 3، ص 138؛ المحجه ص 121؛ الایقاظ ص 309.
72) ایقاظ، ص 368.

منبع:فصلنامه انتظار .شماره 2. محمدرضا فؤادیان

مطالب مشابه

دیدگاهتان را ثبت کنید