خطبه ها و سخنرانی های حضرت فاطمه (س)

خطبه ها و سخنرانی های حضرت فاطمه (س)

یکی از زیباترین بخش های سخنان حضرت فاطمه (علیهاالسّلام) خطبه های ایشان است که در اینجا تقدیم خوانندگان محترم می کنیم.

• خطبه ی اوّل در مسجد مدینه
اوّلین خطبه ی حضرت (علیهاالسّلام) در «مسجد مدینه» در حالی خوانده شد که ابابکر و جمعی از مهاجران و انصار در آنجا حضور داشند.
در همین حال به احترام آن بزرگ بانوی اسلام پرده ی سفیدی آویختند که سخنرانی را در پشت پرده آغاز کند.
حضرت زهرا (علیهاالسّلام) قبل از آغاز سخن، ناله ی جان سوزی کشید که بسیاری از حاضران گریستند و پس از آنکه مردم آرام گرفتند، فرمودند:

1. ضرورت شکر و سپاس الهی

«اَلحَمدُللهِ عَلی ما اَنعَمَ وَ لَهُ الشُّکرُ عَلی ما اَلَهَمَ و الثَّناءُ بِما قَدَّمَ مِن عُمُومِ نِعَمِ ابتدَأها وَ سُبوُغِ آلاءِ اَسداها وَ تَمامِ مِنَنٍ والاها، جَمَّ عَنِ الاِحصاءِ عَدَدُها وَ نَآی عَنِ الجَزاءِ اَمَدُها وَ تَفاوَتَ عَن الاِدراکِ اَبَدُها وَ نَدَبَهُم لِاستِزادَتِها بِالشُّکرِ لاتِّصالِها وَ استحَمَدَ اِلی الخَلائِقِ بِاجزالِها وَ ثَنّی بِالنَّدبِ اِلی اَمثالِها وَ اَشهَدُ اَن لا اِلَهَ الّا الله وَحَدَهُ لا شَریکَ لَه، کلِمَهٌ جَعلَ الاِخلاصَ تَأویلَها وَ ضَمَّنَ القُلوبَ مَوصولَها وَ اَنارَ فی التَّفَکُّرِ مَعقُولَها؛ (1)
ستایش، خداوند را بر نعمت هایی که به ما بخشیدو شکر او را بر آنچه الهام فرمود. حمد و ثنا بر خداوند، برابر نعمت هایی که از پیش فرستاد و همه ی نعمت هایی که آفرید و نعمت های فراوانی که به انسان ها عطا فرمود و تمام منّت ها و نعمت هایی که پیاپی فرستاد.
نعمت هایی که شمارش آن از توان انسان فزون تر و پاداش آن ناممکن و درک دامنه و گستردگی آن از ادراک و هوش بشر فراتر است.
مردم را به شکرگزاری فراخواند تا نعمت ها را پیاپی فرستد و به حمد و سپاس راهنمایی کرد تا نعمت ها را فزونی بخشد و با درخواست بندگان، نعمت ها را چند برابر نماید.
گواهی می دهم، به جز الله، خدایی نبوده و شریکی برای او نیست.»
تفسیر این گواهی و شهادت، اخلاص است و پای بند آن، قلب های آگاه که در پیشگاه تفکّر و اندیشه، معنای آن را روشن فرمود.»

2. شناخت خدا

«المُمتَنعُ مِن الابَصارِ رُؤیَتُهُ وَ مِنَ الاَلسُنِ صِفَتُهُ وَ مِنَ الَاوهامِ کَیِفَّیتُهُ. اِبتَدَعَ الاَشیاءَ لا مِن شَیءٍ کانَ قَبلَها وَ انَشأها بِلا احتِذاءِ اَمثِلَهٍ امتَثَلَها، کَوَّنها بِقُدرَتِهِ وَ ذرَءَها بِمَشیَّتِهِ مِن غَیرَ حَاجَهً مِنهُ اِلی تَکوینِها وَ لا فَائِدَهٍ لَهُ فِی تَصویرِها اِلَّا تَثبیتاً لِحِکمَتِهِ وَ تنبیبهاً عَلی طاعَتِهِ وَ اِظهاراً لِقُدرَتِهِ وَ تَعَبُّداً لِبرَیَّتِهِ و اِعزازاً لِدَعوَتِهِ ثُمَّ جَعَلَ الثَّوابَ عَلی طاعَتِهِ وَ وَضَعَ العِقابَ عَلی مَعصیَتِهِ ذیادَهً لِعبادَهً عَن نِقمَتِهِ وَ حِیاشَهً لَهُم اِلی جَنَّتِهِ؛(2)
خداوندی که چشم ها او را نمی توانند، بنگرند و زبان ها از وصف او عاجزند و وهم و خیال از درک ذات او فرو مانده اند، اشیای عالم را بدون اینکه چیزی موجود باشد، آفرید و بدون مثال و نمونه ای ایجاد کرد، با قدرت خود پدید آورد و با اراده ی خود ایجاد نمود؛ نه به آفریدن آنها نیازمند بود و نه از خلقت آنها سود می برد.
جز آنکه خواست حکمتش تحقّق یابد و همه را به اطاعت و بندگی آگاه نماید و قدرت خود را آشکار کند و به همه راه بندگی بیاموزد و دعوت خود را عزّت بخشد.
آنگاه پاداش را بر اطاعت و بندگی و عذاب را در مخالفت و سرپیچی، قرار داد تا بندگان را از عقوبت برهاند و به سوی بهشت سوق دهد.»

3. فلسفه ی بعثت پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم)

«وَ اَشهَدُ اَنَّ اَبی مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله و سلم) عَبدُهُ وَ رَسُولُهُ، اِختارَهُ وَ انتَجَبَهُ قَبلَ اَن اَرسَلَهُ وَ سَمَّاهُ قَبلَ اَنِ اجتباهُ وَ اصطَفاهُ قبلَ انِ ابتَعَثَهُ، اِذِا الخَلائِقُ بِالغَیبِ مَکنُونَهٌ وَ بِسترِ الأهاویلِ مَصُونَهُ وَ بِنهایَهِ العَدَمِ مَقرونَهٌ، عِلماً مِنَ اللهِ تَعالی بِمَآلِ الُامُورِ وَ اِحاطَهٍ بِحَوادِثِ الدُّهُورِ وَ مَعرِفَهً بِمَواقِعِ الاُمُورِ.
اِبتَعَثَهُ اللهُ اِتماماً لِأَمرِهِ وَ عَزیمَهً عَلَی اِمضاءِ حُکمِهِ وَ اِنفَاذاً لِمقادیرِ حَتمِهِ، فَرَأیَ الاُمَمَ فِرَقاً فی أدیانِها، عُکَّفَاً عَلی نِیرانِهِا، عِابِدَهً لِاَوثانِها، مُنکِرَهً للهِ مَعَ عِرفانِها؛
گواهی می دهم که پدرم محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) بنده و فرستاده ی اوست. خدا او را قبل از آنکه بیافریند، انتخاب کرد و پیش از آنکه بفرستد، به نام نیکو، نام گذاری فرمود و پیش از بعثت به پیامبری برگزید.
آن هنگام که هنوز مخلوقات در حجاب غیب پنهان بودند و در تاریکی نیستی پوشانده و آثاری نداشتند.
انتخاب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بر اساس علم خدا به آینده ی امور و احاطه و تسلّط او به حوادث روزگاران و شناخت خدا به سرنوشت هر چیزی بود. پیامبر را برانگیخت تا امر خود را تمام کند و آنچه را که مقدّر ساخته به انجام رساند. پیامبر دید که هر فرقه ای دینی دارد و به روشنایی شعله ای روی آورده و بت های خود را پرستش نموده و خدا را با آنکه می شناختند، انکار کردند.»

4. رهاورد بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

«فَأنَارَ اللهُ بِاَبی مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله و سلم) ظُلَمَها وَ کَشَفَ عَنِ القُلُوبِ بُهَمَها وَ جَلَّی عَن الأبصَارِ غُمَمَها وَ قامَ فِی النّاسِ بِالهِدایَهِ فَانقَذَهُم مِنَ الغَوایَهِ وَ بَصِّرَهُم مِن العَمایَهِ وَ هَداهُم اِلِی الدِّینِ القَویمِ وَ دَعاهُم اِلی الطَّریقِ المُستقیمِ. ثُمَّ قَبضَهُ اللهُ الیهِ قَبضَ رأفَهٍ وَ اختیارٍ وَ رَغبهٍ و إیثارٍ، فَمُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله و سلم) مِن تَعَبِ هَذِهِ الدّارِ فی راَحَهٍ قَد حُفَّ بِالمَلائِکَهِ الأبرارِ وَ رِضوانِ الرَّبِّ الغَفّارِ وَ مُجاوَرَهِ المَلِکِ الجَبّارِ صَلّی اللهُ عَلی اَبی نَبیِّهِ و اَمیِنهِ و خِیرَتِه مِنَ الخَلقِ وَ صَفیِّهِ وَ السَّلامُ عَلیهِ و رَحمَهُ اللهِ و بَرکاتُهُ.
«ثُمَّ التَفَتَت اِلی اَهلِ المَجلِسُ وَ قالَت:»
پس خدای بزرگ، تاریکی های جاهلیّت را به وسیله ی محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) روشن ساخت و مشکلات و تیرگی کفر را از قلب ها زدود و پرده ها را از جلوی دیدگان برداشت.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برای هدایت در میان مردم به پا خواست و آنان را از گمراهی نجات داد و از کوری و کوردلی رهانید و به سوی دین استوار الهی رهنمون شد و همه را به راه راست فراخواند تا روزی که خدا بر اساس رأفت و رحمت خویش، او را به نزد خود برد که به دیدار او راغب و سزاوار بود.
پس رسول خدا، هم اکنون از رنج این دنیا راحت است و گرداگرد او را فرشتگان گرفته اند و در رضوان و خشنودی خدا غرق است که در جوار رحمت ملک جبّار آرمیده است.
درود خدا بر پدرم که نبیّ و امین خدا بر وحی و برگزیده ی او بود. سلام بر او و رحمت و برکات خدا بر او باد.»
سپس به مردم حاضر در مسجد نگریست و فرمود:

5. ویژگی های قرآن و عترت

«اَنتُم عِبادَ اللهِ نُصُبُ أمرِهِ وَ نَهیِهِ وَ حَمَلَهُ دینِهِ وَ وَحیهَ وَ أمُنَاءُ اللهِ عَلی اَنفُسِکُم وَ بُلَغائُهُ اِلِی الاُمَمِ، زَعیمُ حَقٍّ لَهُ فیکُم وَ عَهدٌ قَدَّمَهُ اِلَیکُم وَ بَقیَّهٌ استخَلَفَها عَلکُمُ: وَ مَعَنا کتابُ اللهِ النّاطِقُ وَ القُرآنُ الصّادِقُ و النُّورُ السّاطِعُ وَ الضّیاءُ اللّامِعُ، بَینهٌ بَصائِرُهُ، مُنکَشِفَهٌ سَرائِرُهُ، مُتَجلِّیَهٌ ظَواهِرُهُ، مُغتَبَطَهٌ بِهِ أشیاعُهُ، قائِدٌ اِلی الرِّضوانِ إتِّباعُهُ، مُؤدٍّ اِلی النَّجاه استِماعُهُ، بِهِ تُنالُ حُجَجُ اللهِ المُنَوَّرَهُ وَ عَزائِمُهُ المُفَسَّرَهُ وَ مَحارِمِهُ المَحَذَّرَهُ وَ بَیَّناتُهُ الجَالِیهُ وَ بَراهینُهُ الکافِیَهُ وَ فَضائِلُهُ المُندُوبَهُ وَ رُخَصُهُ المَوهُوبَهُ وَ شَرائِعُهُ المَکتُوبَهُ؛
شما ای بندگان خدا که پرچمداران امر و نهی خدایید و حاملان دینی و وحی می باشید و امانت داران حق و رسانندگان آن به خلق هستید! بدانید که امام به حق، خود در میان شماست و اطاعت او پیمانی است که از پیش با شما گرفته اند و پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) جانشینی است که برای شما باقی مانده است. کتاب ناطق خدا با ما اهل بیت است؛ قرآن راستگو، نور فروزان و شعاع درخشان که بیان و استدلال های آن روشن و اسرار و باطن آن آشکار است، ظاهر آن جلوه گر و پیروان آن زبانزد جهانیانند.
پیروی قرآن، انسان را به بهشت می کشاند؛ سخن شنوی از آن، به نجات می انجامد، به وسیله ی قرآن به حجّت های نورانی خدا، واجبات تفسیر شده، محرّمات نهی شده، استدلال های جلوه گر، براهین کامل هدایت گر، فضایل پسندیده، مستحبّات بخشوده و به قوانین و آیین واجب شده ی پروردگار، می توان راه یافت.»

6. فلسفه ی فروع دین و امامت

«فَجَعَلَ اللهُ الایمانَ تَطهیراً لَکُم مِنَ الشِّرکِ وَ الصَّلوهَ تَنزیهاً لَکُم عَنِ الکِبِر وَ الزَّکاهَ تَزکیَهً لِلنَّفسِ وَ نَماءً فِی الرِّزقِ و الصِّیامَ تَثبیتاً لِلاِخلاصِ وَ الحَجَّ تَشییداً للدّینِ و العَدلَ تَنسیقاً لِلقُلوبِ وَ طَاعَتَنا نِظاماً لِلمِلّهِ وَ اِمامَتَنا اَماناً لِلفُرقَهِ وَ الجَهادَ عِزَّاً لِلاسلامِ وَ الصَّبرَ مَعُونَهً عَلی استیجابِ الأجرِ و الاَمرَ بِالمَعرُوفِ مَصلَحَهً لِلعامَّهِ وَ بِرَّ الوالِدَینِ وَقایَهً مِنَ السَّخَطِ، وَصِلَهَ الأرحامِ مَنسَأهً فِی العُمرِ وَ مُنماهً لِلعَدَدِ وَ القِصاصَ حِقناً لِلدَّماءِ و الوَفاءِ بالنَّذرِ تَعریضاً لِلمَغفِرَهِ وَ تَوفِیَهَ المکائیلِ و المَوازینِ تَغییراً لِلبَخسِ و النَّهیَ عَن شُربِ الخَمرِ تَنزیَهاً عَنِ الرِّجسِ وَ اجتنابَ القَذفِ حِجاباً عَنِ اللَّعنَهَ وَ تَرَکَ السِّرقَهِ أیجاباً لِلعِفَّهِ وَ حَرَّمَ اللهُ الشِّرکَ اِخلاصاً لَهُ بِالرُّبوبیِّهِ فَاتَقُواللهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ اِلّا وَ انتُم مُسلُمُونَ (3) وَ اَطیعُوا اللهَ فیماَ اَمَرَکُم بِهِ وَ نَهاکُم عَنهُ فَانَّهُ «إِنَّما یَخشَی اللهَ مِن عِبادِهِ العُلَمَاء؛ (4)
سپس ایمان را برای پاک کردن شما از شرک قرار داد و نماز را برای شما از تکبّر، زکات را برای پاک کردن جان و فراوانی روزی و روزه را برای تحقّق اخلاص، حج را برای تقویت دین و عدل را برای استواری دل ها، اطاعت از اهل بیت را برای نظم یافتن ملّت اسلام، امامت ما را برای ایمن ماندن از تفرقه و جهاد را برای عزّت اسلام. صبر را برای به دست آوردن پاداش. امر به معروف را برای مصالح اجتماعی عموم مردم، نیکی به پدر و مادر را برای دوری از عذاب الهی و صله ی ارحام را برای فزونی خویشاوند، قصاص را برای حفظ خون انسان ها و وفای به نذر را برای آمرزش الهی، رعایت کیل و وزن در معاملات را برای درمان کم فروشی، نهی از شراب خواری را برای پاکیزه ماندن از پلیدی ها، دوری از تهمت ناموسی را برای محفوظ ماندن از لعنت الهی، ترک دزدی را برای تحقّق عفّت و پاکدامنی و حرمت شرک را برای اخلاص در توحید و بندگی قرار داد. پس، از خدا آن گونه که شایسته است، بترسید و از دنیا نروید مگر آنکه مسلمان باشید.
خدا را در آنچه امر یا نهی کرده، اطاعت نمایید که همانا فقط دانشمندان از خدا می ترسند.»

7. رهاورد بعثت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)

«اَیُّها النّاسُ اِعلَمُوا انّی فاطِمَهُ وَ اَبی مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله و سلم) اَقُولُ عَوداً و بَدؤا وَ لا اَقُولُ ما اَقُولُ غَلَطاً و لا اَفَعلُ ما اَفعَلُ شَطَطاً «لَقَد جَاءکُم رَسُولٌ مِّن أنفُسِکُم عَزِیزُ عَلیهِ مَا عَنِتُّم حَرِیصٌ عَلَیکُم بِالمُؤمِنینَ رَؤُوفٌ رَّحیِمٌ،(5)
فَاِن تَعزُوهُ وَ تَعرِفُوهُ تَجِدُوهُ اَبی دُونَ نِسائِکُم و اَخَا ابنِ عَمّی دونَ رِجالِکُم وَ لَنِعمَ اَلمَعزِیُّ الَیه (صلی الله علیه و آله و سلم) فَبَلَّغَ الرِّسالَهَ، صَادِعاً بِالنَّذارَهِ، مَائِلاً عَن مَدرَجَهِ المُشرِکینَ، ضارِباً ثَبَجَهُم، أخِذاً باَکظامِهِم، داعیاً اِلی سَبیلِ رَبِّهِ بالحِکمَهِ و المَوعِظَهِ الحَسنَهِ، یَکسِرُ الاصنامَ وَ یَنکِثُ الهامَ حَتّی اِنَهَزَمَ الجَمعُ وَ وَلُّوا الدُّبُرَ، حَتّی تَفَرَّیَ اللَیلُ عَن صُبحِهِ وَ اَسفَرَ الحَقُّ عَن مَحضِهِ وَ نَطَقُ زَعیمُ الدّینِ وَ خَرِسَتَ شَقاشِقُ الشَّیاطِینِ وَ طَاحَ وَ شِیظُ النِّفاقِ وَ انحَلَّت عُقَدُ الکُفرِ وَ الشِّقاقِ وَ فُهتُم بِکَلِمَهِ الاِخلاصِ فی نَفَرٍ مِنَ البَیضِ الخِماصِ؛
ای مردم! بدانید که من فاطمه هستم و پدرم محمّد است. آغاز و انجام سخن من بر حق است. آنچه می گویم ناروا نیست و آنچه انجام دهم بر ظلم و ناروا تکیه ندارد.
پیامبری از خود شما مردم برای هدایت شما آمد که رنج های شما بر او گران و او بر شما امیدوار و بر مؤمنان مهربان و رحمت آور بود.
اگر او را بشناسید، می دانید که پدر من است نه پدر زنان شما و برادر پسر عموی من [علیّ بن ابی طالب] است، نه مردان شما. چه نیکو بزرگواری است که این نسبت را به او دادم! پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رسالت خود را به گوش مردم رساند و آنان را از عذاب الهی ترساند، راه خود را از پرتگاه سقوط مشرکان گردانید، شمشیر بر فرق آنان نواخت و گلوگاه آنان را فشرد و با زبان حکمت و موعظه ی حسنه، مردم را به راه خدا دعوت کرد.
بت ها را در هم شکست، سر شجاعان شرک را بر سنگ کوبید تا اجتماع مشرکان پراکنده و از میدان گریختند تا صبح صادق از دل شب تاریک بیرون زد و چهره ی حق از نقاب درآمد و حقّ خالص، جلوه گر شد و زمامدار دین به سخن حق گویا شد و عربده های شیطان خاموش و طرفدارانشان لال شدند و خار نفاق از سر راه برداشته شد و گره های کفر و تفرقه از هم گشوده شد و دهان های شما به کلمه ی اخلاص باز شد، به برکت گروهی از مجاهدان سپید روی نورانی که شکم هایشان از گرسنگی به پشت چسبیده بود.»

8. مردم در عصر جاهلیّت

«وَ کُنتُم عَلی شَفا حُفرَهٍ مِنَ النّارِ، مُذقَهَ الشّارِبِ وَ نُهزَهَ الطّامِع وَ قُبسَهَ العَجلانِ وَ مَوطِیَ الأقَدامِ.
تَشرَبُونَ الطُّرقَ وَ تقتاتُونَ الوَرَقَ، اَذِلَّهً خاسِئینَ، تَخافُونَ اَن یَتَخَطَّفَکُم النّاسُ مِن حَولِکُم فَانقَذَکُمُ اللهُ تَبارَکَ وَ تَعالی بِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله و سلم) بِعدَ اللَّتَیّا وَ الَّتی وَ بعدَ اَن مُنِیَ بِبُهَمِ الرِّجالِ وَ ذُؤبَانِ العَرَبِ وَ مَرَدَهِ اَهلِ الکِتابِ؛
در هنگام بعثت، شما در عصر جاهلیّت، بر کناره ی پرتگاهی از آتش بودید؛ چون جرعه ای آب، خوراک هر کس بودید و لقمه ی هر طمع کننده ی؛ آتش زنه ای بودید که فوراً خاموش می شدید؛ لگدکوب هر رونده ای بودید؛ نوشیدنی شما، آب گندیده و خوردنی شما، پوست جانور و مردار بود؛ خوار و ذلیل بودید و رانده شده و می ترسیدید که مهاجمان اطرافتان شما را بربایند تا آنکه خدای بزرگ با دست محمّد (صلی الله علیه و آله و سلّم) نجاتتان بخشید، پس از حوادث فراوانی که پدید آمد و رنج ها و بلاهای زیادی که از دست جنگجویانتان، از گرگ های عرب و از سرکشان اهل کتاب کشیدید.»

9. ویژگی ها و نقش امام علی (علیه السّلام) در مبارزات رهایی بخش

«کُلَّمَا اَوقَدوا ناراً لِلحَربِ أطفَأهاَ اللهُ اَو نَجَمَ قَرنُ الشَّیطانِ اَو فَغَرت فَاغِرَهٌ مِنَ المُشرِکینَ قَذَفَ اَخَاهُ فی لَهَواتِها فَلا یَنکَفیءُ حَتّی یَطَأصِماخَها بِاَخمَصَهِ وَ یُخمِدُ لَهَبَها بِسَیفِهِ، مَکدوُداً فی ذاتِ اللهِ، مُجتَهِداً فی اَمرِ الله، قَریباً مِن رَسولِ اللهِ، سَیِّداً فی اَولیاءِ اللهِ مُشَمِّراً، ناصِحاً، مُجِداً، کادِحاً، لا تَأخُذُهُ فی اللهِ لَومَهُ لائِمٍ؛
هرگاه آتش جنگ برافروختند، خدا خاموش کرد یا هر هنگام که شاخ شیطان سر برآورد یا اژدهایی از مشرکان، دهان باز کرد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) برادرش علیّ بن ابی طالب (علیه السّلام) را در کام اژدها و شعله های فتنه ها افکند و علی هم باز نمی گشت، مگر آنکه سر سرکشان را پایمال شجاعت خود می گردانید و آتش آنها را با آب شمشیرش خاموش می کرد.
علی! فرسوده از تلاش فراوان در راه خدا، کوشش گر خستگی ناپذیر در امر خدا و نزدیک و خویشاوند رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) سیّد و بزرگی از اولیای خدا، همواره دامن به کمر زده، نصیحت کننده و تلاش کننده در راه خداست که در راه خدا از سرزنش سرزنش کنندگان پروایی نداشت.»

10. نکوهش بی تفاوت های دیروز و تشنگان قدرت امروز

«وَأنتُم فی رَفاهِیَّهٍ مِنَ العَیشِ وَادِعونَ فاکِهُونَ آمِنُونَ، تَتَرَّبَصُونَ بِنَا الدَّوائِرِ وَ تَتَوَکَّفُونَ الاَخبارَ وَ تَنکُصُونَ عِندَ النِّزالِ وَ تَفِرُّونَ مِنَ القِتالِ؛
در حالی که شما در خوشی زندگی می کردید، در امنیّت و رفاه، خوش بودید و منتظر فرصت بودید تا مگر روزگار بر ضدّ ما دگرگون شود، گوش به زنگ اخبار بودید و به هنگام کارزار فرار می کردید و عقب نشینی داشتید.»

11. علل انحراف مردم پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

«فَلَمَّا اَختارَ اللهُ لِنَبیِّهِ دارَ انبیائِهِ وَ مَأوَی أصفِیائِهِ ظَهَرَ فیکُم حَسیکَهُ النَّفاقِ وَ سَمَلَ جَلبابُ الدّینِ وَ نَطَقَ کاظِمُ الغاوینَ وَ نَبَغَ خامِلُ الأَقَلِّینَ وَ هَدَرَ فَنیقُ المُبطِلینَ فَخَطَرَ فی عَرَصاتِکُم وَ اَطَلَعَ الشَّیطانُ رَأسَهُ مِن مَغرِزِهِ هَاتِفاً بِکُمُ، فَألفَاکُم لِدَعوَتِهِ مُستَجبِینَ وَ لِلغرَّهِ فیهِ مُلاحِظینَ ثُمَّ استَنهَضَکُم فَوَجَدکُم خِفافاً اَحمَشَکُم فَألفاکُم غِضَاباً، فَوَسَمتُم غَیرَ إبلِکُم وَ أَوردَتُمِ غَیرَ مَشرَبِکُم هذا! و العَهدُ قریبٌ وَ الکَلمُ رَحِیبٌ وَ الجرُحُ لَمّا یَندَمِل وَ الرَّسُولُ لَمّا یُقبَر إبتداراً زَعَمتُم خَوفَ الفِتنَهِ «ألَا فِی الفَتنَهِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِیطَهٌ بِالکَافِرینَ.»(6)
فَهَیهاتَ مِنکُم؟ وَ کیفَ بِکُم؟ وَ اَنّی تُؤفَکُونَ؟ وَ کِتابُ اللهِ بَینَ أظهِرُکُم، اُمُورُهُ ظاهِرَهُ وَ أحکامُهُ زاهِرَهٌ وَ إعلامُهُ بِاهِرَهٌ وَ زَواجِرُهُ لائِحَهٌ وَ أوامِرُهُ واضِحَهٌ وَ قَد خَلَّفتُمُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِکُم، اَرَغَبَهً عَنُه تُریدُونَ اَم بِغَیرِهِ تَحکُمُونَ؟ بِئسَ لِلظّالِمینَ بَدَلاً «وَ مَن یَبتَغِ غَیرَ الإسلامِ دِیناً فَلَن یُقبَلَ مِنهُ وَ هُوَ فِی الآخِرَهِ مِنَ الخَاسِرینَ»(7) ثُمَّ لَم تَلبَثُوا اِلَّا رَیثَ اَن تَسکُنَ نَفَرَتُها وَ یَسلَسَ قَیادُها ثُمَّ أخَذتُم تُورُونَ وَقَدَتها وَ تُهَیِّجُونَ جَمَرَتَها وَ تَستَجیبُونَ لِهِتافَ الشَّیطانِ الغَویِّ وَ اِطفاءِ اَنوارِ الدّینِ الجَلِیَّ وَ اِهمالِ سُنَنَ النَّبیٍّ الصَّفِیِّ، تَشرَبُونَ حَسواً فی ارِتغاءٍ وَ تَمشُونَ لِاَهلِهِ وَ وُلِدهِ فِی الخَمرِ وَ الضَّرَّاءِ وَ نَصبِرُ مِنکُم عَلی مِثلِ حَزِّ المَدی وَ وَخزِ السِّنانِ فی الحَشَاءِ؛
و آنگاه که خدا برای پیامبرش، خانه ی پیامبران و آرامگاه اولیا را برگزید، خار و خاشاک نفاق در شما ظاهر شد و جامه ی دین کهنه گردید. ساکت گمراهان، به سخن درآمدند و آدم های پست و بی ارزش با قدر و منزلت شدند و شتر نازپرورده ی اهل باطل، به صدا درآمد و وارد خانه های شما شد. شیطان سر خویش از مخفیگاه بیرون آورد و شما را فرا خواند. دید که پاسخ گوی دعوت باطل او هستید و برای فریب خوردن آمادگی دارید. خواست که بر ضدّ حق برخیزید. شما را آماده ی این کار یافت و شما را گرم و آماده نمود و دید که غضبناک شدید. پس بر غیر شتر خود، داغ و نشان زدید و بر آبی که حقّ شما نبود، فرود آمدید؛ در حالی هنوز از عهد و قرار شما (بیعت در خم غدیر دو ماه قبل) چیزی نگذشته بود و شکاف زخم عمیق بود و دهانه ی زخم هنوز به هم نیامده، بهبود نیافته بود و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) هنوز دفن نشده بود که هر چه خواستید، کردید و بهانه آوردید که از فتنه می ترسیم «امّا در آتش فتنه سقوط کردید و راستی که جهنّم بر کافران احاطه دارد» شما کجا؟ و فتنه خواباندن کجا؟ دروغ می گویید!
چرا بیراهه می روید؟ در حالی که کتاب خدا در میان شماست، مطالبش روشن است و احکام آن درخشان و نشانه های هدایت آن آشکار و نهی و هشدارهای آن روشن و اوامرش واضح است؛ امّا شما به قرآن پشت کردید و از آن روی گردان شدید. آیا به قرآن میل و رغبت دارید؟
یا داوری جز قرآن می گیرید؟ بد جایگزینی برای ستمگران است! «و هر کس غیر از اسلام دینی برگزیند از او پذیرفته نیست و در آخرت از زیانکاران خواهد بود.»
سپس آن قدر درنگ نکردید که این دل رمیده آرام گیرد و مهارکردن آن آسان گردد. پس آتش گیره ها را برافروختید و به آتش فتنه ها دامن زدید تا آن را شعله ور سازید و به شیطان گمراه کننده، پاسخ مثبت دادید و برای خاموش کردن نور اسلام آشکار، بسیج گشتید و به از بین بردن سنّت های پیامبر برگزیده، روی آوردید و حرکت های منافقانه آغاز کردید و برای نابودی اهل بیت او، در پشت تپّه ها و درختان کمین کردید و ما برابر مصیبت هایی که چونان خنجر برّان یا فرو رفتن سنان در شکم است، چاره ای جز صبر نداریم.»

12. اثبات ارث با استدلال های قرآنی

«وَأنتُم ألانَ تَزعُمُونَ اَن لا اِرثَ لَنا أفحُکمَ الجاهِلیَّهِ تَبغُونَ «وَ مَن أحسَنُ مِنَ اللهِ حُکماً لَّقَومٍِ یُوقِنُونَ»(8) اَفَلا تَعلَمُونَ؟ بَلَی قَد تَجَلِّی لَکُم کَالشَّمسِ الضّاحِیَهِ اَنّی اِبنَتُهُ! ایُّها المُسلِمُونَ اَغلَبُ عَلی اِرثی؟ یَابَن اَبی قُحافَهَ أَفَی کِتابِ اللهِ اَن تَرِثُ اَباکَ وَ لا اَرِثَ اَبی؟! لَقَد جِئتَ شَیئاً فَرِیّاً! اَفَعَلی عَمدٍ تَرَکتُم کِتابَ اللهِ وَ نَبَذتُمُوهُ وَراءَ ظُهُورِکُم؟ اِذ یَقُولُ «وَوَرِثَ سَلَیمانُ داوُودَ»(9)
وَ قالَ فیماَ اقتَصَّ مِن خَبَرِ یَحییَ بنِ زَکَریّا اِذ قالَ: «فَهَب لِی مِن لَّدُنکَ وَلِیاً یَرِثُنِی وَ یَرِثُ مِن آلِ یَعقُوبَ»(10) و قالَ: «وَ اُولُوا الأَرحَامِ بَعضُهُم أَولَی بِبَعضٍ فِی کتَابِ اللهِ».(11)
و شما امروز گمان می برید که برای ما ارثی نیست! آیا حکم عصر جاهلیّت را می طلبید؟ «برای اهل یقین چه حکمی بالاتر و بهتر از حکم خداست؟»
آیا نمی دانید؟ در حالی که برای شما مانند آفتاب درخشان، روشن است که من دختر پیامبرم.
ای مسلمانان! آیا سزاوار است که ارث پدرم را از من بگیرند؟
ای پسر ابی قحافه! آیا در کتاب خداست که تو از پدرت ارث ببری و من از پدرم ارث نبرم؟ عجب بدعت تازه و زشتی آورده ای؟ آیا آگاهانه و به عمد، کتاب خدا را ترک کرده به آن پشت کرده اید؟ زیرا قرآن می گوید: «سلیمان از داوود پیامبر ارث برد.»و در آیه ی دیگر، آنجا که داستان زکریّا را بیان می کند می گوید: زکریّا عرض کرد: «پروردگارا! مرا فرزندی عنایت فرما، تا از من و آل یعقوب ارث برد.»
و فرمود: «خویشاوندان رحمی اولی، به یکدیگرند.»

13. نکوهش از سستی انصار

وَ قالَ: «یُوصِیکُمُ اللَّهُ فِی أَوْلاَدِکُمْ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیَیْنِ.»(12)
وَ قالَ: «إِنْ تَرَکَ خَیْراً الْوَصِیَّهُ لِلْوَالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَى الْمُتَّقِینَ‌».(13)
وَ زعَمتُم اَن لا حُظوَهَ لِی وَ لا اِرثَ مِن اَبی وَ لا رَحِمَ بَینَنا؟! أَفَخَصَّکُمُ اللهُ بِایَهٍ اَخرَجَ مِنها اَبی؟ اَم هَل تَقُولُونَ اَهلُ مَلَّتَینِ لا یَتَوارَثانِ؟ أوَلَسُت اَنَا وَ اَبی مِن اَهلِ مِلَّهٍ واحِدَهٍ؟ اَم انتُم اَعلَمُ بِخُصُوصِ القُرانِ وَ عُمُومِهِ مِن اَبی و ابنِ عَمّی؟ فَدوُنَکَها مَخطُومَهً مَرحُولَهًَ تَلقاکَ یَومَ حَشرِکَ، فَنَعمَ الحَکَمُ اللهُ و الزَّعیمُ مُحَمَّدٌ وَ المَوعِدُ القِیامَهُ وَ عِندَ السَّاعَهِ یَخسَرُ المُبطِلُونَ وَ لا یَنفَعُکُم اِذ تَندَمُونُ وَ «لِکُلِّ نَبإٍ مُّستَقَرٌّ وَ سَوفَ تَعلَمُونَ»(14) مَن یَأتیهِ عَذابُ یُخزیهِ وَ یَحِلُّ عَلَیهِ عَذابٌ مُقیمٌ.
یا مَعشَرَ الفِتَیهِ وَ اَعضادَ المِلَّهِ و حَضَنَهَ الاسِلامِ! ما هِذِهِ الغَمیزَهُ فی حَقّی وَ السِّنَهُ عَن ظُلامَتی؟ اَمّا کانَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) اَبِی یَقُولُ (المَرءُ یُحفَظُ فی وُلدِهِ)
و فرمود: «خدای تعالی به شما درباره ی اولاد، وصیّت می کند که برای پسر، دو برابر بهره ی دختر است.»
و فرمود: «هنگامی که مرگ یکی از شما فرا رسد، برای پدر و مادر و نزدیکان وصیّت کنید که حکمی حق برای پرهیزکاران است.»
شما گمان کرده اید که بهره ای ندارم و از پدرم، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ارث نمی برم؟
آیا خدا شما را مخصوص آیه ای فرمود که پدرم را از آن بیرون کرده؟ یا آنکه می گویید اهل دو کیش از یکدیگر ارث نمی برند؟ یا من و پدرم را اهل یک دین و آیین نمی دانید؟ یا آنکه شما به آیات خاص و عام قرآن، از پدرم، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و پسرعموی من، علیّ بن ابی طالب داناترید؟
ابابکر! اینک این تو و این شتر خلافت. شتری مهارزده و رحل نهاده. برگیر و ببر و با تو در روز قیامت، ملاقات خواهد کرد. چه نیکو داوری است خدا و نیکو دادخواهی است محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) و چه خوش وعده گاهی است قیامت!! در آن روز، اهل باطل زیان می برند. آنگاه دیگر پشیمانی سودی ندارد(و برای هر خبری، قرارگاهی است. پس خواهید دانست که عذاب خوارکننده بر سر چه کسی فرود خواهد آمد و عذاب جاویدان چه کسی را در برخواهد گرفت).
آنگاه رو به سوی انصار کرده، چنین گفت:
«ای انجمن نقباء و مؤمنان! ای بازوان ملّت! ای حافظان اسلام! این غفلت و سستی چیست که در حقّ من روا می دارید؟ و چرا برابر دادخواهی من سهل انگارید؟
آیا پدرم رسول خدا نمی فرمود: «باید حرمت هر کس در مورد فرزندان او حفظ شود؟»

14. دادخواهی از مسلمانان

«سَرعانَ ما اَحدَثُتم و عَجلانَ ذا إهالَهً وَ لَکُم طاقَهٌ بِما اُحاوِلُ وَ قُوَّهٌ عَلَی ما اَطلُبُ وَ أزاوِلُ أَتَقُولُونَ ماتَ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله و سلم)؟ فَخَطَبٌ جَلیلٌ اِستَوسَعَ وَهیُهُ وَ استَنهَرَ فَتقُهُ وَ انفَتَقَ رتقُهُ، أُظلِمَتِ الاَرضُ لِغَیبتِهِ وَ کُسِفَتِ الشَّمسُ وَ القَمَرُ و انتَثَرتِ النُّجُومُ لِمُصیبتِهِ وَاکدَتِ الامالُ وَ خَشَعتِ الجِبالُ وَ اُضِیعَ الحَریمُ وَ اُزیلَتِ الحُرمَهُ عِندَ مَماتِهِ، فَتَلِکَ وَ اللهِ النّازِلَهُ الکُبری وَالمُصیبَهُ العُظمی لا مِثلُها نازِلَهٌ وَ لا بائِقَهٌ عَاجِلَهٌ اَعلَنَ بِها کتِابُ اللهِ جَلَّ ثَنائُهُ فِی اَفنِیَتِکُم وَ فی مُمسَاکُم وَ مُصبَحِکُم، یَهتِفُ فی اَفنیَتِکُم هِتافاً وَ صُراخاً وَ تِلاوَهً وَ اِلحاناً وَ لَقَبَلهُ ما حَلَّ بِاَنبیاءِ اللهِ وَ رُسُلهِ، حُکمٌ فَصلٌ وَ قضاءٌ حَتمٌ «وَ مَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلَى عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئاً وَ سَیَجْزِی اللَّهُ الشَّاکِرِینَ.»(15)
اَیهاً بَنی قَیلَهَ ءَأُهضَمُ تُراثَ اَبی؟ وَ اَنتُم بِمَرایً مِنّی وَ مَسمَعٍ وَ مُنتَدیً وَ مَجمَعٍ تَلبسُکُمُ الدَّعوَهُ وَ تَشمَلُکُم الخُبرَهُ وَ انتُم ذَوُوَ العَدَدِ.
با چه سرعتی دچار اعمال ناپسند شدید! و چقدر زود، آب از دهان و دماغ بز لاغر فرو ریخت [دچار غفلت شدید]! در حالی که شما انجمن انصار، توان گرفتن حقّ ما را دارید و نیروی کافی برای حمایت من در دادخواهی وجود دارد. آیا می گویید: محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) مرد؟
آری، وفات پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مصیبتی بزرگ است. مصیبتی در نهایت بزرگی و وسعت که شکاف زخم آن بسی فراخ است و زخم های گذشته دل را دوباره باز کرد و زمین با غیبت او تاریک شد و ستارگان بی فروغ شدند و آرزوها به ناامیدی گرایید و کوه ها از جای خود فرو ریخت و حرمت اهل پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ضایع شد.
آری، پس از مرگ، احترامی برای کسی باقی نمی ماند.
پس این مصیبت، بس بزرگ بود و همانند نداشت که هیچ بلایی به پایه ی آن نمی رسد و این را کتاب خدا آشکارا تذکّر داد؛ همان کتابی که در خانه هایتان و در مجالس روز و شب شما، آرام و با صدا، با قرائت و لحن زیبا، آن را می خوانید. این مصیبت، پیش از این به دیگر پیامبران آسمانی نیز وارد آمد. حکم حتمی خدا و قضای قطعی الهی است [که فرمود:] «محمدّ (صلی الله علیه و آله و سلم) نیست مگر پیامبری که پیش از وی پیامبران دیگری درگذشتند. پس اگر او بمیرد یا کشته شود، به عقب برمی گردید؟ و آن کس که به عقب برگردد، به خدا زیانی نمی رساند و خدا شکرکنندگان را پاداش خواهد داد.»
آوه! پسران قیله!(16)
پیش چشم ما میراث پدرم را ببرید و حرمت نگه نمی دارید؛ در حالی که دارای انجمن و اجتماعید.
صدای دعوت مرا همگان می شنوید و از حال من از هر جهت آگاهید و دارای نفرات رزمی و ذخیره اید و دارای ابزار جنگی و قوّه اید.

وَ العُدَّه والأداهِ و القُوَّهِ وَ عِندَکُمُ السِّلاحُ وَ الجُنَّهُ تُوافیکُمُ الدَّعوَهُ فَلا تُجیبُونَ وَ تَأتیکُمُ الصَّرخَهُ فَلا تُغیثُونَ وَ انتُم مَوصُوفُونَ بِالکِفاح، مَعرُوفونَ بِالخیرِ و الصَّلاحَ وَ النُّخبَهُ الَّتی انتُخِبَت و الخِیَرَهَ الَّتی اُختیِرَت لَنا اَهلَ البَیتِ قاتَلتُُُمُ العَرَبَ وَ تَحمَّلتُمُ الکَدَّ وَ التَّعَبَ وَ ناطَحتُمُ الاُمَمَ وَ کافَحتُمُ البُهَمَ، لا نَبَرَحُ اَو تَبرَحُونَ، نَأمُرُکُم فَتَأتَمِرُونَ حَتّی اِذا دارَت بِنا رَحَی الاِسلامِ، وَ درَّ حَلَبُ الایّامِ وَ خَضَعَت نَعرَهُ الشِّرکِ وَ سَکَنَت فَورَهُ الإفکِ وَ خَمِدَت نیرانُ الکُفرِ وَ هَدَأتَ دَعوَهُ الهَرج وَ استَوسَقَ نِظامُ الدِّینِ فَأنِّی حِرتُم بَعدَ البَیانِ وَ أسرَرتُم بَعدَ الاعِلانِ وَ نَکَصتُم بَعدَ الإقدامِ وَ اَشرَکتُم بَعدَ الایمانِ؟ «ألا تُقاتِلُونَ قَوماً نَّکَثُوا أیمَانَهُم وَ هَمُّوا بإخرَاجِ الرَّسُولِ وَ هُم بَدَؤُوکُم اَوَّلَ مَرَّهٍ أتَخشَونَهُم فَاللهُ أحَقُّ تَخشَوهُ إِن کُنتُم مُؤمِنینَ؛ (17)
انواع اسلحه و زره و سپر، نزد شماست. صدای دعوت من به شما می رسد؛ ولی جواب نمی دهید؟! و ناله ی فریادخواهی من به گوشتان می رسد؛ ولی مرا یاری نمی کنید!
و حال آنکه به شجاعت و جنگاوری معروفید و به خیر و صلاح مشهور. شما برگزیدگانی بودید که انتخاب می شدید و انتخاب شوندگانی که برگزیده شدید. با عرب و بت پرستان در افتادید و تحمّل رنج و زحمت نمودید. با امّت های سرکش، به رزم پرداختید و با پهلوانان به نبرد برخاستید.
همواره ما فرمانده بودیم و شما فرمانبر. ما امر می کردیم و شما تسلیم اوامر ما بودید تا آسیاب اسلام به گردش افتاد و پستان روزگار به شیر آمد و نعره های شرک آمیز خاموش شد و دیگ های طمع و تهمت از جوش افتاد و آتش کفر خاموش گشت و نداهای هرج و مرج طلب، ساکت شد و نظام دین استوار گردید.
پس چرا امروز بعد از اقرار و اعتراف، سرگردان شدید؟ و پس از آشکار کردن عقیده، امروز پنهان کاری دارید؟ و بعد از آن پیش گامی، به عقب برمی گردید؟ و بعد از ایمان، شرک آوردید؟
آیا نمی جنگید با گروهی که عهد شکستند؟ و خواستند رسول خدا را اخراج کنند با آنکه آنها آغازگر جنگ بودند. آیا از آنان می ترسید؟ در حالی که به خدا قسم سزاوار است که از او بترسید اگر مؤمنید».

15. علل سستی مردم

«اَلا وَقَد أری اَن قَد اَخلَدتُم اِلی الخَفضِ وَ أبَعدتُم مَن هُوَ اَحَقُّ بِالبَسط وَ القَبضِ وَ خَلَوتُم بِالدِّعَهِ وَ نجوتُم مِن الضِّیقِ بِالسِّعَهِ فَمَجَجتُم ما وَعیتُم وَ دَسَعتُمُ الَّذی تَسَوَّغتُم «إِن تَکفُرُوا أنتُم وَ مَن فِی الأرضِ جَمیعاً فَإِنَّ اللهَ لَغَنیٌّ حَمِیدٌ.»؛ (18)
امّا جز این نیست که به تن آسایی خو کرده اید و امام واقعی خود را از زمامداری دور کرده اید و با رفاه و آسایش خلوت کرده اید و از سختی زندگی به راحتی و خوش گذرانی رسیده اید. به همین سبب آنچه را که حفظ کرده بودید، از دست دادید و آنچه را که فرو بردید، استفراغ کردید. پس بدانید! «اگر شما و هر که در زمین است کافر شود، خدای تعالی بی نیاز از همگان است.»

16. علل روی گردانی مردم از قرآن

اَلَا وَ قَد قُلتُ ما قُلتُ عَلی مَعرِفَهٍ مِنّی بِالخَذَلَهِ الَّتی خامَرَتکُم وَ الغَدرَهِ الَّتی استَشعَرَتها قُلُوبُکُم وَ لکنَّها فَیضَهُ النَّفسِ وَ نَفَثَهُ الغَیظِ وَ خَوَرُ القَناهِ وَ بَثَّهُ الصَّدرِ وَ تَقدِمَهُ الحُجَّهِ. فَدُونَکُمُوها فَاحتَقُبِوها دَبَرَهَ الظَّهرِ، نَقِبَهَ الخُفِّ، باقِیَهَ العارِ، مَوسُومَهً بِغَضَبِ الجَبّارِ وَ شَنارِ الأَبَدِ، مَوصُولَهً بِنارِ اللهَ المُوقَدَهٍ الَّتی تَطَّلِعُ عَلی الأفئِدَهِ، فَبِعَینِ اللهِ ما تَفعَلُونَ «وَ سَیعلَمُ الَّذینَ ظَلَمُوا ایَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُونَ.»(19)
وَ اَنا اِبنَهُ نَذیرٍ لَکُم بَینَ یَدَی عَذابٍ شَدیدٍ فَاعلَمُوا اِنّا عامِلُونَ وَ انتَظِرُوا اِنّا مُنتَظِرونَ فَقالَ ابابکر سمعت رسول الله یقول: نحن معاشر الانبیاء لا نورّثّ درهماً و لا دیناراً.
سُبحانَ اللهِ! ما کانَ رَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) عَنی الکِتابِ صادِفاً وَ لا لِاَحکامِهِ مُخالِفاً بَل کانَ یَتبَعُ أَثَرَهُ وَ یَقفُو سُوَرَهُ أفَتَجمَعونَ اِلی الغَدرَ اعتِلالاً عَلیهِ بِالزُّورِ؟ وَ هذا بَعدَ وَفاتِهِ شَبیهٌ بِما بُغِیَ لَهُ مِن الغَوائِلِ فی حَیاتِهِ هذا کِتابُ اللهِ حَکَماً عَدلاً و ناطِقاً فصلاً یَقولُ: «یَرِثُنِی وَیَرِثُ مِن آلِ یَعقُوبَ.»؛ (20)
بدانید! آنچه را که من گفتم از روی آگاهی کامل بود. از سستی شما و هماهنگ شدن قلب هایتان با بی وفایی و خیانت شما آگاهم. چه کنم؟ اینها جوشش دل اندوهگین است و راه بیرون ریختن خشم و غضب و آنچه را که جانم نمی تواند تحمّل کند از از سینه بیرون ریختم و حجّت و برهان را از این راه در پیش روی شما قرار دادم.
پس خلافت را بگیرید و بروید؛ ولی بدانید پشت این شتر خلافت زخم است و پای آن تاول زده، عار و ننگ آن باقی است و نشان از غضب خدا و ننگ ابدی و جاویدان دارد و هر کس که آن را بگیرد، فردا به آتش برافروخته ی خدا که بر قلب ها احاطه دارد، وارد می شود. آنچه انجام می دهید برابر چشم خداست «و به زودی آنان که ستم کردند، خواهند دانست که به کدام جایگاه آتشینی باز می گردند.»
مردم! من دختر آن کس هستم که شما را از عذاب جهنّم که در پیش روی ماست، خبر داد «پس هرچه می توانید، انجام دهید. ما هم به دنبال کار خود می رویم. شما منتظر بمانید که ما هم منتظر خواهیم ماند.»
ابابکر گفت از پیامبر شنیدم که می فرمود: ما گروه پیامبران، درهم و دینار به ارث نمی گذاریم!
سبحان الله! درشگفتم از این تهمت! پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از کتاب خدا رویگردان نبوده و مخالف احکام قرآن کریم نبود. همواره پیرو قرآن بود و دنبال سوره ها و آیات آن می رفت. آیا برای توطئه اجتماع کرده و به نیرنگ و دروغ می خواهید به پیغمبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) دروغ و بهتان بندید؟ این کار شما پس از وفات او، مانند فتنه هایی است که در زمان حیاتش برای نابودی او به وجود می آوردید.
شما که می گویید پیغمبر ارث نمی گذارد، اینک این کتاب خدا، بین من و شما داوری عادل و گوینده و جداکننده ی حق و باطل است که می گوید: «زکریّای پیامبر(علیه السّلام) به خدا فرمود: «فرزندی به من عطا فرما که از من و آل یعقوب ارث برد.»

«وَ وَرِثَ سُلیمانُ داوُدَ»(21)
فَبَیَّنَ عَزَّوَ جَلَّ فیما وَزَّعَ عَلیهِ مِنَ الاقساطِ وَ شَرَعَ مِنَ الفَرائِض وَ المیراثِ وَ اَباحَ مِن حَظَّ الذُّکرانِ وَ الإناثِ ما اَزاحَ عِلَّهَ المُبطِلینَ وَ اَزالَ التَّظَنّی وَ الشُّبُهاتِ فِی الغَابِرینَ: «قَالَ بَل سَوَّلَت لَکُم أَنفُسُکُم أمراً فَصَبرٌ جَمیلٌ وَاللهُ المُستَعَانُ عَلَی ما تَصِفُونَ.»(22)
فقال ابابکر: الناس حکَمَ بینی و بینک و انّهم بایعونی؛
و باز در آیه دیگری می فرماید:
«سلیمان پیغمبر از داوود (علیه السّلام) ارث برد.» خداوند متعال در تقسیم سهمیه ها بیان روشنی دارد و واجبات و سهم ارث هر یک از افراد را مشّخص کرده است و سهم ارث فرزندان دختر و پسر را به گونه ای توضیح داد که بهانه های اهل باطل را برطرف کرد و مجال گمان و شکّ و تردید تا قیامت برای هیچ فردی باقی نگذاشت.
چنین نیست که شما می گویید: «بلکه نفس های امّاره ی شما، کاری را برای شما جلوه داده است. پس من چاره ای جز صبر نیکو ندارم و از خداوند، یاری می طلبم بر آنچه شما توصیف می کنید.»
ابابکر برای ساکت کردن مردم گفت: ای دختر پیامبر! این مردم بین من و شما داوری خواهند کرد که با من بیعت کرده اند.
پس از اظهارنظر مجدّد ابابکر و عوام فریبی او، خطاب به مردم فرمود:

17. علل سیر ارتجاعی مردم

«مَعاشِرَ النّاسِ! المُسرِعَهِ اِلی قیلِ الباطِلِ المُغضِیهِ عَلی الفِعلِ القَبیح الخاسِرِ (أفلا تَتَدبَّرُونَ القُرآنَ اَم عَلی قُلُوبٍ اَقفالُها) کَلّا بَل رانَ عَلی قُلُوبِکُم ما أسَاتُم مِن اَعمالِکُم فَاَخَذَ بِسَمعِکُم وَ ابصارِکُم وَ لَبِئسَ ما تَأوَّلتُم وَ ساءَ ما بهِ أَشَرتُم وَ شَرَّ ما مِنهُ اعتَضتُم لَتَجِدُنَّ وَ اللهِ مَحمِلَهُ ثَقیلاً وَغِبَّهُ وَ بیلاً اذا کُشِفَ لَکُم الغِطاءُ وَ بَانَ ماوَرائَهُ الضَّراءُ وَ بَدالَکُم مِن رَبِّکُم ما لَم تَکُونا تَحتَسِبُونَ وَ خَسِرَ هُنا لِکَ المُبطِلُونَ؛(23)»
ای گروه مردم که به سوی شنیدن حرف های بیهوده شتاب می کنید و کردار زشت زیانبار را نادیده می گیرید! آیا در قرآن اندیشه نمی کنید؟ یا آنکه بر دل های شما مهر زده شد؟ نه، بلکه آنچه از اعمال زشتی که انجام داده اید (تیرگی آن، دلهای شما را فراگرفته است و گوش ها و چشم هایتان را پر کرده است) بسیار بد به تأویل آیات قرآن روی آوردید و بد راهی را پیشنهاد کردید و بد معامله ای انجام داده اید!
به خدا سوگند، تحمّل این بار برای شما سنگین و سرانجام آن پر از وزر و وبال است. آن روزی که پرده ها برای شما بالا رود و زیان آن روشن گردد و آنچه را که حساب نمی کردید بر شما آشکار گردد، آنگاه روشن می شود که اهل باطل زیانکارند و چاره ای نخواهند داشت.»(24)

• خطبه ی دوم، سخنرانی در جمع زنان مهاجر و انصار
در روزهای سخت بیماری حضرت فاطمه (علیهاالسّلام)، زنان مهاجران و انصار به عیادتش رفتند و عرض کردند:
ای دختر پیغمبر، چگونه صبح کردی و با بیماری چه می کنی؟
حضرت زهرا (علیها السّلام) پس از حمد خدا و درود بر پدرش فرمود:

1. نکوهش مردم از سیر ارتجاعی

«اَصبَحتُ واللهِ عائِفَهً لِدُنیا کُنَّ، قالِیَهً لِرِجا لِکُنَّ، لَفَظتُهُم بَعدَ اَن عَجمتُهُم وَ شَنِئتُهُم بَعدَ ان سَبَرتُهُم فَقُبحاً لِفُلُولِ الحَدَّ وَ اللَّعبِ بعدَ الجِدِّ وَ قَرعِ الصَّفاهِ وَ صَدعِ القَناهِ وَ خَطَلِ الآراءِ وَ زَلَلِ الأهواءِ: «لَبِئسَ مَا قَدَّمَت لَهُم أنفُسُهُم أنَ سَخِطَ اللهُ عَلیهِم وَ فِی العَذَابِ هُم خَالِدُونَ»(25)
لا جَرَمَ لَقَد قَلَّدتُهُم رِبقَتَها و َحمَّلتُهُم اَوقَتَها وَ شَنَنتُ عَلَیهِم غاراتِها، فَجَدعاً وَ عقراً وَ بُعداً لِلقَومِ الظّالِمینَ؛
صبح کردم در حالی که به خدا سوگند دنیای شما را دوست نمی دارم و از مردان شما خشمناک و بیزارم. درون و بیرونشان را آزمودم و نامشان را از دهان خویش به دور افکندم. از آنچه کرده اند، ناخشنودم. چه زشت است کندی شمشیرها و سستی و بازیچه بودن مردانتان پس از آن همه تلاش و کوشش ها! چه زشت است سر بر سنگ خارا زدن و شکاف برداشتن نیزه ها و فساد آرا و اندیشه ها و انحراف آرمان و انگیزه ها! «برای خویشتن چه بد ذخیره هایی تدارک دیدند و پیش فرستادند که خداوند بر آنان خشم می گیرد و در عذاب الهی جاودانه خواهند بود.»
زیرا بدون تردید مسئولیّت سنگین عهد و پیمان الهی در گردنشان همواره سنگینی خواهد نمود. ناچار کار را بدان ها واگذار و ننگ و عدالت کشی را برایشان باز کردم. نفرین بر این مکّاران و دور از رحمت حق باشند ستمکاران!»

2. علل مظلومیّت امام علی (علیه السّلام)

«وَیحَهُم أنّی زَعزَعُوها عَن رَواسِی الرَّسالَهِ وَ قَواعِدِ النُّبُوَّهِ وَ الدَّلالهِ وَ مَهبِطِ الرُّوحِ الأمینِ و الطَّبینِ بِاُمُورِ الدُّنیا وَ الدّین؟ اَلا ذلِکَ هُوَ الخُسرانُ المُبینُ! وَ ما الَّذی مِن اَبی الحَسَنِ؟ نَقَمُوا مِنهُ و اللهِ نَکِیرَ سَیفِهِ وَ قِلَّهَ مُبالاتِهِ لِحَتفِهِ وَ شِدَّهَ وَ طأتِهِ وَ نَکالَ وَقَعَتِهِ وَ تَنَمُّرُهُ فی ذَاتِ اللهِ؛
وای بر آنان! چرا نگذاشتند حق در مرکز خود قرار یابد؟ و خلافت بر پایه های نبوّت استوار ماند؟ «از خانه ای که جبرئیل در آن فرود می آمد به خانه ی دیگر بردند و حق را از دست علی، که عالم به امور دین و دنیاست گرفتند. «بدانید که این زیانی بزرگ و آشکار است.»
چه باعث شد که با علی (علیه السّلام) کینه توزی نمایند و انتقام گیرند؟ چون سوزش تیغ او را چشیدند و پایداری او را دیدند که نسبت به مرگ بی اعتنا بود، دیدند که چگونه بر آنان می تازد و با دشمنان خدا نمی سازد و آنان را عقوبت می کند و خشم علی (علیه السّلام) در راه (رضای) خداست.

3. ویژگی های حکومت امام علی (علیه السّلام)

وَ تَاللهِ لَو مالُوا عَن المَحَجَّهِ اللائِحَهَ وَ تَکافُوا عَن زِمامٍ نَبَذَهُ إِلَیهِ رَسُولُ اللهِ وَ زَالُوا عَن قَبُولِ الحَجَّهِ الواضِحَهِ؛
لَرَدَّهُم اِلیها وَ حَمَلَهُم علیها وَ لَسارَبهِم سَیراً سُجُحاً، لا یَکلُمُ خِشاشَهُ وَ لا یَکِلُّ سائِرُهُ وَ لا یَمَلُّ راکِبُهُ وَ لاوَردَهُم مَنهَلاً نَمیراً صافِیاً روِیّاً، تَطفَحُ صَفَّتاهُ وَ لا یتَرنَّقُ جَانِباهُ وَ لا صَدرَهُم بِطانَاً وَ نَصَحَ لَهُم سِّراً وَ اِعلاناً وَ لَمِ یَکُن یَحلی مِنَ الغِنی بِطائِلٍ وَ لا یَحظی مِنَ الدُّنیا بِنائِلٍ غَیرَ رَیِّ النّاهِلِ وَ شَبَعهِ الکافِلِ وَ لَبانَ لَهُم الزّاهِدُ مِنَ الرَّاغِبِ وَ الصّادِقُ مِن الکاذِبِ «وَلَو أَنَّ أهلَ القُرَی آمَنُوا وَاتَّقُوا لَفَتَحنَا عَلَیهِم بَرکاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ والأَرضِ وَ لَکِن کَذَّبُوا فَأَخذنَاهُم بِما کانُوا یَکسِبُونَ»(26)«وَالَّذِینَ ظَلَمُوا مِن هَؤُلَاءِ سَیُصِیبُهُم سَیِّئَاتُ مَا کَسَبُوا وَ ما همُ بِمُعجِزینَ»؛(27)
به خدا سوگند، اگر پای در میان می نهادند و علی (علیه السّلام) را بر کاری که پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به عهده ی او نهاد می گذاردند.
آسان ایشان را به راه راست می برد و حقّ هر یک را به او می سپرد؛ چنان که کسی زیانی نبیند و هر کس میوه ی آنچه کشته است، بچیند.
این شتر را سالم به مقصد می رساند و حرکتش برای کسی رنج آور نبود.
تشنگان عدالت را از چشمه ی سرشار و زلال حقیقت سیراب می کرد «چشمه ای که آب زلال آن فوّاره زنان از هر طرفی جاری است» که هرگز رنگ کدورت نپذیرد و همواره سیراب بوده، رنج تشنگی نبینند.
علی (علیه السّلام) همواره در پنهان و آشکار نصیحت کننده ی مردم بود و اگر به خلافت می رسید از اموال بیت المال برای خود ذخیره نمی نمود و از ثروت دنیا جز به اندازه ی نیاز برداشت نمی کرد، به اندازه ی آب اندکی که عطش را فرو نشاند و طعام مختصری که رفع گرسنگی نماید. در آن هنگام زاهد از حریص به دنیا و راستگو از دروغگو باز شناسانده می شد.
«اگر مردم چنین می کردند، ایمان آورده و تقوا پیشه شده، حق را به امام واقعی می سپردند و درهای رحمت از آسمان و زمین به روی آنان می گشود؛ امّا دروغ گفتند و به زودی خدا به کیفر آنچه کردند آنان را عذاب خواهد فرمود.»

4. نکوهش از انحراف مهاجران و انصار

ألا هَلُمَّ فَاستَمِع وَ ما عِشتَ اَراکَ الدَّهرُ عَجَباً! وَ اِن تَعجَب فَعجَبٌ قَولُهُم!(28) لَیتَ شِعری اِلی اَیَّ سِناد استَنَدُوا؟ وَ علَی اَیِّ عِمادٍ اعتَمَدُوا؟ وَ بِاَیِّ عُروَهٍ تَمسَّکُوا؟ وَ علَی اَیَّهِ ذُرِّیَّهِ اقَدَمُوا وَ احتَنَکوا؟: لَبِئسَ المَولی وَ لَبِئسَ العَشیرُ «وَ بِئسَ لِلظّالِمینَ بَدَلاً»(29) اِستَبدَلُوا وَ اللهِ الذُّنَابی بِالقَوادِمِ وَ العَجَزَ بِالکاهِلِ، فَرَغماً لِمَعاطِسُ قَومٍ؛
«یَحسَبُونَ انَّهُم یُحسِنُونَ صُنعاً * ألا إِنَّهُم هُمُ المُفسِدُونَ وَلَکِن لَّا یَشعُرُونَ»(30) وَیحَهُم: «أَفَمَن یَهدِی إِلَی الحَقِّ أَحَقُّ ان یُتَّبَعَ أمَّن لاَّ یَهِدِّیَ إِلاّ أن یُهدَی فَمَا لَکُم کَیفَ تَحکُمُونَ؟»(31)
اکنون بیایید و بشنوید! شگفتا! روزگار چه شگفتی ها در پس پرده دارد و چه بازیچه ها یکی پس از دیگری بیرون می آورد. [اگر تعجبّ نمایی! پس گفته های آنان تعجّب آور است.] راستی مردان شما چرا چنین نکردند؟ ای کاش می دانستم به چه پناهگاهی تکیه داده اند؟ و کدام ستون استوار را انتخاب نمودند؟ و به کدامین ریسمان چنگ زدند؟ و بر کدام فرزند و خاندانی پیشی گرفتند و غلبه نمودند؟
شگفتا! [چه دوستان دروغین و سرپرستان نااهلی را انتخاب کردند! چه زشت است سرانجام ستمکاران که جایگزین بدی برگزیدند!] سر را گذاشته به دُم چسبیدند، پی عامی رفتند و از عالِم نپرسیدند!
نفرین بر مردمی نادان که تبهکارند و تبهکاری خود را نیکوکاری می پندارند. بدانید که آنان فاسدند و به فساد خویش آگاهی ندارند.
وای بر آنان!(آیا آنکه مردم را به راه راست می خواند، سزاوار پیروی است یا آنکه خود، راه را نمی داند؟ در این باره چگونه داوری می کنید؟)

5. هشدار از آینده ای خونین

اَمّا لَعَمری لَقَد لَقِحَت فَنَظَرَهً رَیثَما تُنتِجُ ثُمَّ احتَلِبوُا مِلءَ القَعبِ دَماً عَبیطاً وَ ذُعافاً مُبیداً هُنا لَکَ یَخَسرُ المُبطِلُونَ وَ یَعرِفُ التّالُونَ غِبَّ مَا اَسَّسَ الأَوَّلُونَ ثُمَّ طیبُوا عَن دُنیاکُم اَنفُساً وَ اَطمأنُّوا لِلفِتنَهِ جَأشاً وَ اَبشِرُوا بِسَیفٍ صارِمٍ وَ سَطوَهٍ مُعتَدٍ غاشِمٍ وَ هَرجِ شامِلٍ وَ استِبدادٍ مِنَ الظّالِمینَ یَدَعُ فَیئکُم زَهیداً وَ جَمَعکُم حَصیداً. فَیا حَسرَهً لَکُم وَ اَنَّی بِکُم وَ قَد: «فَعُمِّیَت عَلَیکُم انُلزِمُکُمُوهَا وَ انتُم لَها کاَرِهُونَ(32)؛
امّا به جان خودم سوگند، نطفه ی فساد بسته شد. باید انتظار کشید تا چه زمانی مرض فساد، پیکر جامعه ی اسلامی را از پای درآورد؟ پس از این پستان شتر به جای شیر، خون بدوشید و زهری که به سرعت هلاک کننده است [اینجاست که روندگان راه باطل زیان کننده اند.] و مسلمانان آینده خواهند دانست که سرانجام اعمال مسلمانان صدر اسلام چه بوده است؟ از این پس، قلب های خود را از بروز آشوب ها مطمئن نمایید.
بشارت باد شما را به شمشیرهای کشیده، حمله ها و تهاجمات پی در پی، به هم ریخته شدن امور اجتماعی مسلمانان و استبداد و دیکتاتوری ستمگران آنها که غنائم و حقوق شما را اندک پرداخت می کنند و جمع شما را با شمشیرهای خود درو می نمایند؛ پس حسرت و اندوه بر شما! کارتان به کجا خواهد انجامید؟
دریغا که دیده ی حقیقت بین ندارید! «بر ما هم تاوانی نیست و نمی توانیم شما را به کاری که کراهت دارید! الزام کنیم.»

• سخنرانی در میان مردم کوچه و بازار

دفاع از ولایت امام علی (علیه السّلام) و افشاگری لازم درباره ی سیر ارتجاعی مردم
آنگاه که کودتاگران سقیفه تصمیم گرفتند به خانه ی ولایت تهاجم کنند و فریب خوردگان نزدیک خانه ی حضرت علی (علیه السّلام) گرد آمده و تسلیم توطئه ها بودند، دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از خانه بیرون آمد و در کنار در ورودی منزل ایستاد و خطاب به مردم کوچه و بازار فرمود:

«لا عَهدَ لی بِقَومٍ حَضَرُوا أسوَءَ مَحضراً مِنکُم، تَرَکتُم رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) جَنازَهً بَینَ أیدینا وَ قَطَعتُم اَمرکُم فیما بَینَکُم، لَم تَستَأمِرُونا وَ لَم تُرُدُّوا لَنا حَقَّاً کَانَّکُم لَم تَعلَمُوا ما قَالَ یَومَ غَدیرَ خُمٍّ وَ اللهِ لَقَد عَقَدَ لَهُ علی (علیه السّلام) یَومَئِذٍ الوَلاءَ لِیَقطَعَ مِنکُم بِذلِکَ مِنها الرَّجاءَ وَ لکِنَّکُم قَطَعُتُمُ الأسبابَ بَینَکُم وَ بَینَ نَبیِّکُم واللهُ حَسیبٌ بَینَنا وَ بَینَکُم الدُّنیا وَ الاخِرَهِ؛(33)
من ملّتی را مثل شما نمی شناسم که این گونه عهدشکن و بد برخورد باشند. جنازه ی رسول خدا را بر روی دست ما گذاشته و رها کردید و عهد و پیمان های میانتان را بریدید و فراموش نمودید و ولایت و رهبری علی (علیه السّلام) و ما اهل بیت را انکار کردید و حقّ مسلّم ما را باز نگرداندید؛ گویا از آنچه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در روز غدیر خم فرمود، آگاهی ندارید؟
سوگندبه خدا که رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در آن روز ولایت و رهبری امام علی (علیه السّلام) را مطرح کرد و از مردم بیعت گرفت تا امید شما فرصت طلبان تشنه ی قدرت را قطع نماید؛ ولی شما رشته های پیوند معنوی میان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و خودتان را پاره کردید. این را بدانید که خداوند در دنیا و آخرت بین ما و شما داوری خواهد کرد.»

• سخنرانی در نکوهش پیمان شکنان
در نکوهش پیمان شکنان و مردم بی تفاوت و ساکت فرمود:

مَعاشِرَ النّاسِ المُسرِعَهِ اِلِی القیلِ الباطِلِ، المُغضِیَهِ عَلَی الفعِلِ القَبیح الخاسِرِ «أَفَلا یَتَدَبَّرُونَ القُرآنَ أم عَلَی قُلُوبٍ أقفَالُهَا»(34) کَلّا بَل رانَ عَلی قُلُوبِکُم ما أسَأتُم مِن أعمالِکُم فَأَخَذَ بِسَمعِکُم وَ أبصارِکُم وَ لَبِئسَ ما تَأَوَّلتُم وَ ساءَ ما بِهِ أشَرتُم وَ شَرَّ ما مِنهُ إعتَصَبتُم لَتَجِدُنَّ وَ اللهِ مَحمِلَهُ ثَقیلاً وَ غِبَّهُ وَبیلاً إذا کُشِفَ لَکُ الغِطاءُ وَ بانَ ماوَرَاءَهُ الضَّرّاءُ وَ بَدالَکُم مِن رَبِّکُم ما لَم تَکونُوا تَحتَسِبوُنَ «وَ خَسِرَ هُنا لَکَ المُبطِلُونَ؛(35)
ای مردم که به سوی سخن باطل شتابانید و اعمال زشت و زیانکارانه ی [اینها] را نادیده می گیرید! «ایا در قرآن تدبّر و تأمّل نمی کنید؟ یا بر دل هاتان مُهر و قفل زده شده است «که سخن حق را نمی شنوید؟»
نه! بلکه اعمال سوء و کردار بد شما است که پرده بر دل هایتان کشیده و گوش ها و چشم های شما را گرفته است! و چه بد تأویل و تفسیری از دین و آیین کردید!
و چه بد نظریّه و رأیی دادید که حق را از اهلش گرفتید و به دست نااهلان دادید و چه بد گناه و ستمی را که کردید گران خواهید یافت و سرانجامش را سخت و دشوار. در آن روز که پرده از کار شما برداشته شود و کیفری که در انتظار شماست، آشکار گردد و عذابی را که خدای تعالی برای شما آماده کرده که گمان آن را نداشته اید، بر شما نمایان گردد و در آن روز است که «اهل باطل دچار زیان و خسران می گردد.»(36)

• یادآوری و هشدار
در برابر گروهی که می خواستند عذر تقصیر بیاورند و گذشته ها را به گونه ای فراموش نمایند، فرمود:

«تَعلَمُونَ أَنَّ عُمَرَ جاءَنی وَ حَلَفَ لی بِاللهِ اِن عُدتُم لَیُحرَقَنَّ عَلیکُمُ البَیتُ؟؛ (37)
شما می دانید که عمر، پشت در خانه ی ما آمد و سوگند یاد کرد که اگر از بیعت سرپیچی کنم، خانه را بر سر ما آتش خواهد زد.»

قالت: «ما رایتُ کَالیَومِ قَطُّ حَضَرُوا اَسوَءَ مَحضَراً، تَرَکُوا نَبیَّهُم (صلی الله علیه و آله و سلم) جِنازَهً بَینَ اَظهُرِنا وَ استَبدُّوا بِالأمرِ دُونَنا؛(38)
من هرگز روزی همانند امروز ندیدم که امّت اسلامی، زشت ترین صحنه ها را پدید آوردند. جنازه ی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را در برابر ما واگذاشتند و خودسرانه و مستبدانه دیگران را به جای ما نشاندند.»

قالت: «وَیلَکُم ما أسرَعَ ما خُنتُمُ اللهَ وَ رَسُولَهُ فینا اَهلَ البَیتِ! وَ قَد اَوصاکُم رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله و سلّم) بِاتِّباعِنا وَ مَودَّتِنا وَ التَّمَسُّکِ بِنا؛(39)
وای بر شما! چه زود به خدا و پیامبرش درباره ی ما اهل بیت، خیانت کردید! در صورتی که رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) به شما سفارش نمود تا از ما پیروی کنید، ما را دوست داشته باشید و دست از ما نکشید.»

• افشای عوامل مصیبت ها
دختر طلحه، در یکی از روزهای غمبار پس از وفات رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) خدمت حضرت فاطمه (علیهاالسّلام) رسید. از گریه ها و ناله های جانکاه آن حضرت، سخت نگران شد و با شگفتی پرسید:
فاطمه جان! چه چیزی شما را این گونه به گریه و زاری واداشته است؟ پاسخ فرمود:

«تَسألِیبنی عَن هَنَهٍ حَلَّقَ بِها الطّائِرُ وَ حَفِیَ بِها السّائِرُ، رُفِعَت اِلی السَّماءِ اِثراً وَ رُزِئَت فی الأرضِ خَیراً، اِنَّ قُحَیفَ تَیمٍ وَ أُحَیوَلَ عَدیٍّ، جارَیا أَبا الحَسَنِ فی السِّباقِ حَتّی اِذا تَفَرَّیا بِالجِناقِ، أسَرّا لَهُ الشَّنآنُ وَ طَوَیاهُ الاِعلانَ فَلَمّا خَبأَ نُورُ الدّینِ وَ قُبِضَ النَّبِیُّ الأمینُ نَطَقَا بِفَورِهِما وَ نَفَثا بِسورِهِما أدالا فَدَکَ، فَیَالَها کَم مِن مَلَکَ مَلَک اِنَّها عَطِیَّهُ رَبِّ الأعلی لِلنَّجِیَّ الأوفی وَ لَقَد نَحلَنیها لِلصِّبیَهِ السَّواعِبِ عَن نَجله وَ نَسلی وَ اِنَّها لَبِعلمِ اللهِ وَ شَهادَهَ أمینهِ، فَاِنِ انتَزَعا مِنّی البُلَغَهَ وَ مَنَعانی اللُّمَظَهَ فَأحتَسِبُها یَومَ الحَشرَ زُلفَهً وَ لَیجِدَنَّها آکِلوها ساغِرَهَ حَمیمٍ فی لَظی جَحیم؛ (40)
ای دختر طلحه! آیا از مصیبت و رویداد تلخی می پرسی که در همه جا انتشار یافته است؟ گویا بر پر مرغان نوشته و در جهان پراکنده شده. گویا پیک های چابک سوار به سرعت، آن را به همه ی جهانیان ابلاغ کرده اند که گرد و غبار آن تا آسمان بالا رفت و تاریکی مصیبت آن، زمین را فرا گرفت. می دانی مصیبت ها چگونه شکل گرفته اند؟
از پست ترین قبایل عرب، قبیله ی تیم [ابوبکر بن ابی قحافه] و از حیله بازترین قبایل عرب، قبیله ی عدی [عمر بن الخطّاب]، بر علی (علیه السّلام) ستم روا داشتند، پرچم مسابقه برافراشتند تا بر علی (علیه السّلام) پیشی بگیرند؛ چون موفّق نشدند، بغض و کینه ی علی (علیه السّلام) را در دل گرفتند؛ امّا پنهان داشتند.
آنگاه که نور دین به خاموشی گرایید و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رحلت کرد، آن بغض ها و کینه ها را به زبان آوردند و بر مرکب آرزو سوار گشتند و ستم ها روا داشتند و «فدک» را غصب کردند. با شگفتی به «فدک» بنگرید؛ چه بسیار پادشاهانی که مالک سرزمین «فدک» شدند و هم اکنون اثری از آنها وجود ندارد!
فدک، هدیه ی الهی بود که به پیامبرش بخشید و رسول گرامی اسلام آن را برای تأمین زندگی فرزندانم به من سپرد. واگذاری فدک به من و فرزندانم با حکم و علم خداوند بزرگ و شهادت و گواهی جبرئیل امین صورت گرفت.
پس اگر [ابابکر و عمر] آن را با ستم غصب کردند و وسیله ی زندگی فرزندانم را قطع نمودند با یاد روز قیامت بر این مصیبت صبر می نمایم و زود است که خورندگان اموال فدک، عذاب الهی را در دوزخ، نظاره گر و در آن غوطه ور باشند.»

«ما صَنَعَ أَبُوالحَسن الّا ما کانَ یَنبَغی لَهُ وَ لَقَد صَنَعُوا ما اللهُ حَسِیبَهُم وَ طالِبَهُم؛(41)
ابوالحسن علی (علیه السّلام) کاری انجام نداد، به جز آنکه سزاوار بود [مانند انجام مراسم تدفین رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و جمع آوری قرآن] تا انجام گیرد و امّا امّت پیمان شکن، کارهای ناروایی انجام داده اند که تنها خدا آنها را محاسبه و رسیدگی خواهد کرد.»

پی‌نوشت‌ها:

1. بحارالأنوار، ج92، ص 220.
2. فاطمه الزّهراء(س)، توفیق ابوعلم، مترجم: علی اکبر صادقی، ص 9.
3. سوره ی آل عمران(3)، آیه ی 102.
4. سوره ی فاطر(35)، آیه ی 28.
5. سوره ی توبه(9)، آیه ی 128.
6. سوره ی توبه (9)، آیه ی 49.
7. سوره ی آل عمران(3)، آیه ی 85.
8. سوره ی مائده(4)، آیه ی 50.
9. سوره ی نمل(27)، آیه ی 16.
10. سوره ی مریم (19)، آیات 5-6.
11. سوره ی انفال(8)، آیه ی 75.
12. سوره ی نساء(4)، آیه ی 11.
13. سوره ی بقره(2)، آیه ی 180.
14. سوره ی انعام(6)، آیه ی 67.
15. سوره ی آل عمران(3)، آیه ی 144.
16. قیله مادربزرگ اوس و خزرج بود.
17. سوره ی توبه(9)، آیه ی 13.
18. سوره ی ابراهیم(14)، آیه ی 8.
19. سوره ی شعرا(26)، آیه ی 227.
20. سوره ی مریم(19)، آیه ی 6.
21. سوره ی نمل(27)، آیه ی 16.
22. سوره ی یوسف(12)، آیه ی 18.
23. سوره ی غافر(40)، آیه ی 78.
24. کتاب معانی الاخبار، ص 354؛ کشف الغمّه، ج2، ص 40؛ بحارالانوار ج43، ص 158.
25. سوره ی مائده(4)، آیه ی 80.
26. سوره ی اعراف(7)، آیه ی 96.
27. سوره ی زمر(39)، آیه ی 51.
28. سوره ی رعد(13)، آیه ی 5.
29. سوره ی کهف(18)، آیه ی 50.
30. سوره ی کهف(18)، آیه ی 104؛ سوره ی بقره(2)، آیه ی 12.
31. سوره ی یونس(10)، آیه ی 35.
32. سوره ی هود(11)، آیه ی 28.
33. الامامه و السیاسه، ج1، ص12؛ الاحتجاج، صص 51، 80؛ بحارالأنوار، ج28، ص 205.
34. سوره ی محمّد(47)، آیه ی 24.
35. سوره ی غافر(40)، آیه ی 78.
36. احتجاج طبرسی، ص 106؛ کتاب عوالم، ج11، ص 476.
37. بحارالأنوار، ج18، ص 313؛ کنزالعمال، ج 5، ص 651، ح 14138.
38. امالی، ص 95؛ الغدیر، ج5، ص 372.
39. کتاب عوالم، ج11، ص 612؛ علم الیقین، ج2، ص 687.
40. امالی شیخ صدوق، ج1، ص 207؛ امالی شیخ طوسی، ص 117.
41. بحارالأنوار، ج28، ص 352؛ غایه المرام، ص 569.
منبع مقاله: واحد پژوهش مؤسسه فرهنگی موعود عصر(عج)، (1391)، بدانید من فاطمه هستم، تهران: موعود عصر، چاپ اول.

مطالب مشابه

دیدگاهتان را ثبت کنید