ویژه میلاد امام سجاد علیه السلام

ویژه میلاد امام سجاد علیه السلام

مطالب مربوط به زندگی گهربار امام سجاد علیه السلام را میتوانید اینجا مطالعه کنید (لطفا کلیک کنید)

گویی نماز، دلتنگ عبادت اوست و خاک، دلواپسِ سجده هایش!

گویی دعا منتظر ترنّم اوست و صحیفه، در انتظار تبسّم دست هایش!

گویی جهاد، آیینه ایمان اوست و واژه ها در انتظار جلوه خطبه هایش!

گویی شام غریبان، دلواپس ناله های عاشورایی اوست و «زینب علیهاالسلام »، دل نگران زخم دلش!

گویی عاشورا منتظر حضور اوست و کربلا منتظر ادامه نگاهش؛

نگاهی که نورانی دیدن و نورانی اندیشیدن را به نسل های خاموش بیاموزد!

سروش آسمانی، بشارتی را به «شهربانو» می دهد؛ بانویی که آسمان، مقابل عظمت نامش تواضع می کند و خورشید، به جمال معنوی اش رشک می برد.

بانویی که نام مبارکش همچون «صحیفه»، مقدس و همچون «کربلا» معطّر است.

بشارت می دهد طلوع نوری را که از مشرق عرفانی ولایت طلوع می کند و رنگین کمان هدایت خویش را ارزانی آسمان «ایران» می کند!

نوری که فصلی جدید از ایمان و اعتقاد در دل «پارسیان» پدید خواهد آورد تا شاهد ظهور عظمتی بی نظیر در تاریخ باشند؛ ظهور مشرقی ترین حکومت الهی.

مولای صحیفه های عاشقانه عبادت می آید تا آسمان به وجود فرزندان «نبوت» ببالد؛ به وجودی ببالد که عبادتش پیامبروار و حلمش علی وار است.

کرامتش حسنی علیه السلام و شهامتش حسینی علیه السلام است.

خطبه هایش، آیینه سخنان زهرا علیهاالسلام و کلمات آتشین بیانش، بت شکن است.

وقارش وقار خلیل علیه السلام و کلامش کلام کلیم علیه السلام است.

از انفاس قدسی اش، مسیحا علیه السلام در شگفت و از شکیبایی وجودش، ایوب علیه السلام درس آموز است.

حضورش، ترکیب بند حماسه کربلا و صحیفه کلامش، آیینه بشکوه عاشوراست.

درویش ترین امیر کشور دل که عارفانه ترین غزل ها از تبسّم نگاهش می تراود و عاشقانه ترین دوبیتی ها از ترنّم دعایش.

می آید تا آسمان را درس تابندگی بیاموزد.

می آید تا زمین را از آسیب جهالت حفظ کند.

می آید تا دل های مؤمن، بی نیایش نمانند.

می آید تا کربلا بهانه‌ای برای ادامه زندگی داشته باشد.

می آید تا شام به وسعت تیرگی خویشتن بنالد.

می آید از مشرقی ترین لحظات شیرینِ خلقت، تا فرصتی تازه برای شادمانی ما باشد.

مولا!

ای چلچراغ ایمان در فصلی از احاطه جهل! حضورت مبارک و ظهورت روشنی بخش سایه زار زمین است.

حضورت مغتنم و سایه لطفت بر سرمان مستدام باد!

hazrat sajad as (1)

مناجات الراغبین (دعای خمس عشره امام سجاد علیه السلام)

گفته بودم به خیال روی تو بینم در خواب
شب زسودای سرزلف توام خواب كجاست

خدای من!

كوله بارم اگر چه از توشه راه تهی است، انباشته از توكل كه هست.

الهی ان كان قل زادی فی المسیر الیك فلقد حسن ظنی بالتوكل علیك و ان كان جرمی قد اخافنی من عقوبتك فان رجائی قد اشعرنی بالامن من نقمتك…

اگر چه از پنجه های وحوش گناهانم بر چهره ام خون ترس نشسته است.

اگر چه دستم از آنچه كرده است می لرزد و اگر چه موریانه های بیم، استواری پاهایم را سست كرده است، دلم امیدوار رحمت توست و خاطرم جمع لطف تو.

اگر چه خزه گناهانم مرداب دلم را هر لحظه به عفونت عذاب نزدیك می كند، آفتاب اطمینان به تو هنوز در آسمان وجودم می درخشد.

و ان كان ذنبی قد عرضنی لعقابك فقد آذننی حسن ثقتی بثوابك و ان انامتنی الغفلة عن الاستعداد للقائك فقد نبهتنی المعرفة بكرمك و ألائك و ان اوحش ما بینی و بینك فرط العصیان و الطغیان فقد آنسنی بشری الغفران و الرضوان…

اگر خواب سرد زمستانی گناه دلم را به انجماد كشیده است، نسیم بهاری اعتماد به لطف تو درآوندهای دلم هیجان تازه آفریده است.

اگر دانه وجودم در زیر خاكهای غفلت و نسیان، در اشتیاق دیدار خورشید تو، شكفتن را از یاد برده است شناسایی سبزینه فطرتی كه تو در وجود نهاده ای سر می شكفد و در اشتیاق تو رشد می كند.

اگر گناه و غفلت، استعداد لقای تو را در وجودم به خواب برده است، عرفان كرامت و بخششت هر لحظه بر دیواره تن خسته ام آونگ می شود.

اگر گناه و طغیان و عصیان من هر لحظه میان من و تو حصار می شود نسیم مژده غفران و رضوان تو از ورای این حصار در من روح تازه می دمد و در شریان گناه، خون امید به بخشش می دواند.
خدایا!
اگر معصیت من، میان من و تو حجاب می شود، اعتقاد به كرم تو پرده می دراند و دیوار می شكند.

خدایا!

در زیر بار سنگین گناه، دلخوشیم به دستهای مهربان توست.

اسئلك بسبحات وجهك و بانوار قدسك و ابتهل الیك بعواطف رحمتك و لطائف برّك ان تحقق ظنی بما اومله من جزیل اكرامك و جمیل انعامك فی القربی منك والزلفی لدیك و التمتع بالنظر الیك…

به پاكی و تنزه زیبایی و جمالت و به روشنایی مقدس ذاتت از تو می خواهم و تمام وجود رگه های عاطفی لطفت را بهانه می كنم و شاخه های پربار مهرت را می تكانم كه قله ای را كه با قلم گمان در صفحه ذهن از بخشش و كرامت تو تصویر كرده ام عینیت و تحقق ببخشی.

و پرنده زیبای انعام تو را كه با دستهای رؤیا به بغل گرفته ام وجود خارجی ببخشی و این همه راه را كه در جاده آرزوها به تو نزدیك گشته ام بازم مگردانی و بالهای آرزوی مرا در آسمان آبی رحمتت مسوزانی و از چشم خیال كه تابحال به تو می نگریسته ام نقبی به بصیرت دل بزنی.

وها آنا متعرض لنفحات روحك و عطفك و منتجع غیث جودك و لطفك، فارمن سخطك الی رضاك، هارب منك الیك، راج احسن مالدیك.

و من اینك درخت وجود خویش را در مسیر نسیم روح افزای تو قرار داده ام و دهان تشنه گلبرگهای وجودم را رو به باران تو گشوده ام.

خدایا! كودك دلم هراسناك و بیم زده،” خائفاً یترقب” از آتش شعله ور خشم تو و هیمه های خویش به دامن تو می گریزد، از تو، به تو پناه می برد.

هارب منك الیك.

خدا! و هنوز بهترین گل بوستان تو را می طلبد و بهترین میوه رحمت تو را آرزو میكند. و زلالترین چشمه لطف ترا له له می زند و بر زمین بخششهای تو، پای اعتماد می كوبد و نگاه توجه آمیز و عنایت آكنده ترا امید می بندد.

الهی ما بدأت به من فضلك فتممه و ما وهبت لی من كرمك فلا تسلبه و ما سترته علی بحلمك فلا تهتكه و ما علمته من قبیح فعلی فاغفره.

خدایا! تو كه درخت فضل را رویانده ای، به میوه بنشان.
تو كه كرم را بنا نهاده ای، به اتمام رسان.
تو كه دانه لطف كاشته ای، آبیاری كن.

” درون تیره ای دارم زخواطرهای نفسانی

به سینه مطلعی از روزن نور و ضیا بگشا”.
خدایا! آنچه را كه بر من بخشیده ای باز پس مگیر.
نعمتهای تو را نه فقط قدر نمی دانم و سپاس نمی گذارم كه حتی نمی شناسم.

من استحقاق این همه كرم ندارم، اما تو كه از ازل به استحقاق ننگریسته ای، ما را برای این همه كه تو بخشیده ای چه حقی بر تو بوده است؟

خدایا! نكند كه پرده ای را كه خود كشیده ای پاره كنی، طشتی را كه خود مخفی كرده ای از بام بیفكنی و رازی را كه خود نهان داشته ای برملا كنی.
خدایا!
قبل از آنكه طوفان خشم تو حجاب از گناهان من كنار زند تو خود همه را ببخش.

الی استشفعت بك الیك و استجرت بك منك، اتیتك طامعاً فی احسانك راغباً فی إمتنانك مستسقیاً وابل طولك، مستمطراً غمام فضلك، طالباً مرضاتك، قاصداً جنابك، واردا شریعة رفدك، ملتمساً سنی الخیرات من عندك وافداً الی حضرة جمالك مریداً وجهك، طارقاً بابك مستكیناً لعظمتك و جلالك فافعل بی ما انت اهله من المغفرة و الرحمته ولا تفعل بی ما انا اهله من العذاب و النقمة برحمتك یا ارحم الراحمین.

خدایا!

برای آنكه نزد تو آیم در جستجوی شفیعی بودم، واسطه ای می جستم تا مرا به حضورت بپذیری، میانجی طلب می كردم تا مرا از درت نرانی.

و خدایا! مهربان تر از تو نیافتم.

چه كس این گناه مجسم را در پیش تو میانجیگری خواهد كرد؟!

چه كس این عصیان محض را واسطه خواهد شد؟!

چه كس شفاعت نافرمانی یك عمر خواهد كرد؟!
از خوان تو با نعیم تر چیست
و زحضرت تو كریم تر كیست.

خدایا!

برای آمدن به نزد تو هم تو را شفیع قرار می دهم.

خدایا!

از آفتاب تو به سایه تو پناه آورده ام.

خدایا!

من بال طمع، متواضعانه بر پای احسان تو پهن كرده ام.

خدایا!

این دل خسته پای رغبت به سوی تو می دواند و این دست شكسته جبر تو طلب می كند و این قامت به كمان نشسته توان از تو می جوید.

خدایا!

این زبان چون لایه های كویر ترك خورده گناه زلالی باران رحمت تو را له له می زند.

و این برگهای پژمرده دل خنكای نسیم رضایت تو را آرزو می كند.

خدایا!

كبوتر دل به یاد گردش به دور بارگاه تو می تپد.

خدایا!

این جان در اشتیاق روی تو می سوزد.

خدایا!

این چشم بهانه تو را می گیرد و اشك می ریزد.

خدایا!

این ریه ها به شوق تو تنفس می كنند.

خدایا!

سینه در هجران تو آتش گرفته است.

خدایا!

این پنجه ها در طلب چشمه بی انقطاع تو به خاك می روند.

خدایا!

این دستها عمری سحوری در خانه تو را رها نكرده اند.

خدایا!

خون رگها به جستجوی تو در گردش است.

خدایا!

با من آن كن كه تو شایسته آنی از آمرزش و بخشش و رحمت و نه آنكه من سزاوار آنم از عذاب و مجازات و نقمت، بحق رحمتت ای هر چه جوی لطف از چشمه جود تو.

hazrat sajad as (2)

مختصری از زندگانی حضرت امام سجاد(ع)

اسم مبارك آن بزرگوار علي است و مشهورترين القاب آن حضرت زين العابدين و سجّاد است و مشهورترين كنية او ابامحمد وابوالحسن است. مدّت عمر آن بزرگوار مثل پدر بزرگوارش پنجاه و هفت سال است زيرا پانزدهم جمادي الاول سال سي و هشت از هجرت به دنيا آمد. تولد آن بزرگوار دو سال قبل از شهادت اميرالمؤمنين (ع) است و تقريباً بيست و سه سال به پدر بزرگوار زندگي كرد. پس مدت امامت آن بزرگوار سي و چهار سال است.

حضرت سجّاد (ع) پدري چون حسين دارد و مادرش دختر يزدگرد پادشاه ايران است كه دست عنايت حق بطور خارق العاده اين دختر را به امام حسين مي رساند. شرافت اين زن آن است كه مادر نه نفر از ائمة طاهرين مي شود و چنانچه حسين (ع) اب الائمه است. اين زن نيز ام الائمه است. و اما از نظر فضايل انساني: امام سجّاد (ع) گرچه با اهل بيت عليهم السلام وجه اشتراك در همة فضايل دارند و هيچ فرقي ميان آنان از نظر صفات و فضايل انساني نيست، اما از نظر گفتار و كردار شباهت تامّي به جدشان اميرالمؤمنين عليه السلام دارد.

ايمان امام سجاد (ع)

اميرالمؤمنين (ع) در دعاي صباح مي گويد:
يا من دل علي ذاته بذاته. «اي كسي كه برهان وجود خود هستي.»

حضرت سجّاد نيز در دعاي ابوحمزة ثمالي مي گويد:
بك عرفتك وانت دللتني عليك وعويني اليك ولولا انت لم أدرما انت. «تو را به خودت شناختم و تو دلالت نمودي مرا بر خودت و دعوت نمودي به خودت و اگر نبودي، ترا نمي شناختم.»

اين گونه كمات منتهاي ايمان را مي رساند و اين همان ايمان شهودي است كه اميرالمؤمنين مي فرمايد:
لو كشفت لي الغطاء ما ازددت يقينا. «اگر بر فرض محال ممكن بود خدا را بر اين چشم ظاهري ديد و مي ديدم بر يقين من كه الآن به ذات مقدس حق دارم افزوده نمي شد.».

علم امام سجّاد (ع)

اگر اميرالمؤمنين عليه السلام مي گويد: «از من بپرسيد هرچه مي خواهيد كه به خدا قسم تمام وقايع را تا روز قيامت مي دانم، حضرت سجاد نيز مي گويد: «اگر نمي ترسيدم كه مردم در حق ما غلوّ كنند، وقايع را تا روز قيامت مي گفتم.»

تقواي امام سجاد (ع)

اميرالمؤمنين عليه السلام مي فرمود:
والله لو اعطيت الاقاليم السبعة وما تحت افلا كها علي ان اعصي في نملة اسلبها جلب شعيرة ما فعلت.
«به خدا قسم اگر تمام عالم هستي را به من دهند كه به مورچه اي ظلم كنم و بيجهت پوست جوي را از دهان آن بگيرم، نمي كنم.»

حضرت سجّاد نيز مي فرمود:

«خداوند را معصيت مي كني و ادعا مي كني كه او را دوست داري. به جان من اين ادعا از عجايب امور است. اگر راستي خدا را دوست داشتي او را اطاعت مي كردي، زيرا محّب هميشه مطيع محبوب است.»

در اين اشعار نيز امام سجاد مي گويد محال است كه خداوند را معصيت كنم، زيرا او را دوست دارم.

عبادت امام سجاد (ع)

دربارة اميرالمؤمنين گفته شده است كه روزها به ايجاد باغ و قنات براي فقرا و محتاجين مشغول بود، و تا به صبح عبادت مي كرد. حضرت سجّاد نيز چنين بود چه بسيار باغها و قنوات كه به دست ايشان براي ديگران آباد يا ايجاد شد. عبادت و سجدة او به حدي بود كه به زين العابدين و سجّاد ملقّب شد.

از رسول اكرم روايت شده كه روز قيامت خطاب مي شود: «كجا است زين العابدين؟» و مي بينم كه فرزندم علي بن الحسين جواب مي دهد و مي آيد. از امام باقر روايت شده كه: «پدرم را مي ديدم كه از كثرت عبادت پاهاي او ورم كرده، و صورت او زرد، و گونه هاي او مجروح، و محل سجدة او پينه بسته بود.»

سخاوت، فتوت و رأفت امام سجّاد (ع)

در تاريخ است يكي از كارهاي اميرالمؤمنين (ع) اداره كردن فقرا بطور مخفيانه بوده است. اميرالمؤمنين شبها خوراك، پوشاك و هيزم به خانة بينوايان مي برد، و آن بينوايان حتي نمي دانستند كه چه كسي آنها را اداره مي كند. همچنين ميان مورخين مشهور است كه امام سجاد (ع) چنين بوده است.

راوي مي گويد: در محضر امام صادق (ع) بوديم كه از مناقب اميرالمؤمنين (ع) صحبت شد و گفته شد هيچ كس قدرت عمل اميرالمؤمنين را ندارد و شباهت هيچ كس به اميرالمؤمنين، بيشتر از علي بن الحسين نبوده است كه صد خانواده را اداره مي كرد. شبها گاهي هزار ركعت نماز مي خواند.»

از طريق اهل تسنن روايت شده است كه چون حضرت سجاد شهيد گشت روشن شد كه آن حضرت صد خانواده را بطور مخفي اداره مي كرده است.

زهد امام سجّاد (ع)

چنانچه اميرالمؤمنين (ع) زاهد به تمام معني بوده است و دلبستگي به مالي و به كسي جز به خداي متعال نداشته است. همچنين بوده است امام سجاد (ع). لذا به اصحاب خود سفارش مي فرمود:
اصحابي، اخواني، عليكم بدار الآخرة ولا اوصيكم بدار الدنيا فانكم عليها وبها متمسكون اما بلغكم ان عيسي عليه السلام قال للحواريين. الدنيا قنطرة فاعبروها ولا تعمروها. وقال: من يبني علي موج البحر داراً؟ تلكم الدار الدنيا ولا تتخذوها قراراً.
«اي ياران من، برادران من، مواظب خانة آخرت باشيد من سفارش دنيا را به شما نمي كنم زيرا شما بر آن حريص هستيد و به آن چنگ زده ايد. آيا نشنيده ايد كه حضرت عيسي به حواريون مي گفت: دنيا پل است، از روي آن بگذريد و به تعميرش نپردازيد! چه كسي روي موج آب خانه مي سازد؟ موج دريا اين دنيا است، به آن دلبستگي نداشته باشيد.»

سياست امام سجّاد (ع)

اميرالمؤمنين به اقرار همة مورخين از سنّي و شيعه پاسدار اسلام بود و رأي و تدبير او فوق العاده مفيد بود، چنانكه عمر بيشتر از هفتاد مورد گفته است: لولا علي لهك عمر، يعني: «اگر علي نبود عمر هلاك شده بود.»

امام سجاد عليه السلام در مدت سي و پنج سال پاسدار شيعه بود. مورخين معتقدند كه تدبير امام سجّاد، مدينه را و بسياري از شيعيان را از دست كساني چون يزيد و عبدالملك مروان نجات داد.

حلم امام سجاد (ع)

دربارة اميرالمؤمنين گفتاري نقل شده و ايشان فرمودند: «برآدم بيخردي گذشتم كه به من بد مي گفت. از او صرف نظر كردم گويي كه او حرفي نزده است.»
دربارة امام سجاد نيز گفتاري نقل شده است و ايشان فرمودند:
«بر كسي گذشتم كه به من بد مي گفت. بدو گفتم كه اگر راست مي گويي خداوند متعال مرا رحمت كند، و اگر دروغ مي گويي خدا تو را بيامرزد!»

تواضع امام سجاد (ع)

آن حضرت با فقرا مي نشست، با آنان غذا مي خورد، از آنان دلجويي مي كرد، به آنان لطف داشت و پناه آنان بود، براي آنان كار مي كرد و از آنان پذيرايي مي نمود، و دربارة آنان به ديگران سفارش مي كرد.

تاريخ نويسان اقرار دارند كه امام سجاد (ع)، دوست داشت فقيران، يتيمان و بينوايان سر سفره اش باشند و با آنها بنشيند، غذا براي آنها آماده كند و حتي غذا در دهن آنان بگذارد.

فصاحت و بلاغت امام سجّاد (ع)

فصاحت به معني خوب سخن گفتن، مجاز، كنايه، لطايف و مثالها را به كار بردن است. و بلاغت سخن خوب گفتن، بجا سخن گفتن، از طول كلام بي فايده پرهيز داشتن است. فصاحت و بلاغت اميرالمؤمنين مورد اقرار همه است آنچنانكه دربارة نهج البلاغه گفته شده:

دون كلام الخالق وفوق كلام المخلوق.

«پايين تر از كلام خالق و بالاتر از كلام مخلوق است.»

امام سجّاد صحيفة كامله سجاديه را به جهان عرضه داشت. صحيفه اي كه چون آن نيامده و نخواهد آمد. صحيفه اي كه در ضمن دعا، معارف اسلام، سياست اسلام، اخلاق اسلام، اجتماعيات اسلام، حقانيت شيعه، حقانيت اهل بيت، انتقاد از ظلم و ظالم، سفارش به حق و حقيقت، و بالاخره يك دوره معارف اسلامي را آموزش مي دهد. صحيفه اي كه محققين اسم آن را اخت القرآن، انجيل اهل بيت، زبور آل محمد نهاده اند. صحيفه اي كه ابلهي با فصاحت ادعا كرد كه مي تواند چون آن بياورد چون قلم به دست گرفت و نتوانست، دق كرد و مرد.

جهاد امام سجاد (ع)

اميرالمؤمنين عليه السلام بزرگترين مجاهد اسلام است كه توانست اسلام را از دست كفار و مشركين نجات دهد. ولي فرزندش امام سجّاد گرچه در كربلا كشته نشد اما وجودش، بقايش و اسارتش عامل بقاي اسلام بوده است. قيام ابي عبدالله الحسين (ع) درختي بود كه در كربلا كاشته شد و آبياري و به ثمر رساندن و نگاهداري از آن به دست امام سجاد (ع) به دست زينب كبري انجام گرفت.

تدبير امام سجاد در اسارت، گريه هاي امام سجاد در مدينه، نوحه خواني و روضه خوانيهاي آن حضرت در مدت سي و پنج سال سخنرانيش، به موقع جهادي بود فوق العاده مفيد و ثمربخش كه تحليل سياسي تاريخ، اين مطالب را نشان مي دهد.

عفو و جوانمردي امام سجّاد (ع)

اگر تاريخ دربارة اميرالمؤمنين (ع) مي گويد كه چگونه از ابن ملجم مواظبت كرد و هنگامي كه ظرف شيري را براي حضرت مي آوردند نيمي را مي خورد و نيم ديگر را براي او مي فرستاد، و دربارة او وصيّت و سفارش فراوان نمود، دربارة امام سجّاد نيز منقول است كه: فرماندار مدينه كه دل امام سجاد را خون كرده بود، از طرف عبدالملك مروان معزول شد و امر شد كه او را به درختي ببندند و مردم بيايند و به او توهين كنند. امام سجاد (ع) اصحاب خود را خواست و سفارش فرمود كه مبادا به او توهين شود! امام سجاد نزد او رفت و او را دلداري داد و نزد عبدالملك مروان وساطت او را كرد كه از اين خواري نجات يابد.

آن فرماندار معزول مي گفت از علي بن الحسين و يارانش ترس دارم زيرا به آنها ظلم بسيار كردم.

زندگي امام سجاد (ع)

مي دانيم زندگي اميرالمؤمنين (ع) پر تلاطم بود در نهج البلاغه مي فرمايد: صبرت وفي العين قذي وفي الحلق شجي. يعني: «صبر نمودم در مصايب نظير كسي كه خاري در چشم و استخواني در گلو داشته باشد.» ولي زندگي امام سجّاد عليه السلام از زندگي اميرالمؤمنين عليه السلام بسيار پرتلاطم تر بود. آن حضرت در بحبوحة جنگ صفين به دنيا آمد: در زمان معاويه و آن جناياتش پرورش پيدا كرده. معاويه را با كشتارهاي دسته جمعي شيعيان، با اشاعة سبّ اميرالمؤمنين در خطبه ها و بعد از نمازها ديده است. بعداً حماسة كربلا و اسارت، كه هر روزي از آن چند بار مرگ است، مجلس ابن زياد و مجلس يزيد را با اهل بيت پدرش پشت سر نهاد. قضية حره كه ننگي است بر دامن مسلمانان را مشاهده كرد.

يزيد سال دوم سلطنت، شخصي را با پنج هزار لشگر به مدينه فرستاد و دستور قتل عام داد و سه روز مدينه را براي لشگريان خود مباح اعلام نمود.

او شاهد قضية عبدالله بن زبير است ـ كه همة بني هاشم و من جمله محمد بن حنفيه را در شعب ابي طالب جمع نمود كه بسوزاند و چون دشمن رسيد موفق نشد ـ شاهد مروان بن حكم بود كه دشمن سرسخت اهل بيت بود. شاهد حكومت عبدالملك مروان با فرماندارش حجاج بن يوسف ثقفي است. زنداني زندان حجاج بن يوسف است كه در ميان بياباني، پنجاه هزار زنداني در آن زندان بود و دميري در حياة الحيوان مي گويد خوراك آنها دو قرصه نان بود كه بيشتر آن خاكستر بود. شاهد كشتار بيشتر از صد هزار نفر بود به جرم دوستي با اهل بيت. پنجاه و هفت سال در اين دنيا زندگي كرد ولي هر روز از آن براي آن بزرگوار قتلگاهي بود.

مطالب مربوط به زندگی گهربار امام سجاد علیه السلام را میتوانید اینجا مطالعه کنید (لطفا کلیک کنید)

مطالب مشابه

یک دیدگاه

  1. خادم الصادقیون
    1395-02-18 در 09:20 - پاسخ

    عرض سلام و ادب ؛ این ویژه نامه برای سال ۱۳۹۵ به روز رسانی شد ..