مقدمه
نيروهاي يك گروه و لشكري كه براي اعتقاداتش مبارزه ميكند، با گروهي جنگجوي بياعتقاد فرق زيادي دارند.
در جنگهاي قومي و قبيلهايي يا كشور گشاييها، بيشتر اوقات از لحاظ اخلاقي و اعتقادي دو طرف يك جور عمل ميكنند مثلاً هر دو جبهه از ظلم و جنايت باكي ندارند و شيوه اخلاق جنگي هر دو يكي است.
ولي در مبارزات اعتقادي، دو طرف همانگونه كه از لحاظ عقيده مخالف يكديگرند از لحاظ اخلاقي هم متفاوتند در طول تاريخ لشكرهاي رذيلت را در مقابل لشكريان فضيلت بسيار سراغ داريم.
مثلاً در ابتداي نبرد صفين وقتي لشكريان معاويه بر آب مسلط شدند مانع استفاده سپاه امير المؤمنين ـ عليه السّلام ـ از آب شدند و آنها را تشنه نگه داشتند و معاويه گفت و الله آن قدر آنها را تشنه نگه ميدارم تا بميرند (و اين ناجوانمردي معاويه نشانگر اهداف شوم اوست.) ولكن روز بعد وقتي سپاه اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ با هجومي بر آب مسلط شدند و لشكر معاويه را از آب كنار زدند امير المؤمنين ـ عليه السّلام ـ فرمودند: كه مانع استفاده دشمن از آب نشويد و حتي زماني كه لشكر معاويه به او گفتند: جهت تهيه آب چكار كنيم.
معاويه به مشاورش عمرو بن عاص گفت علي و سپاهش براي آب و زمين اينجا نيامده لذا وقتي معاويه به امام علي ـ عليه السّلام ـ پيام داد كه آب را براي ما آزاد كنيد. امام ـ عليه السّلام ـ به غير از آب آنچه معاويه خواسته بود به او داد.[1] همين حادثه در طول تاريخ ميدرخشد كه لشكر امام علي ـ عليه السّلام ـ لشكر فضائل و خوبيهاست و لشكر معاويه لشكر رذائل و پليديهاست و سيره امام مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ در مبارزه و جهاد سيره اجداد طاهرينش پيامبر و ائمه ـ عليه السّلام ـ است.
«يا ايها الذين آمنوا من يرتدّ منكم عن دينه فسوف يأتي الله بقوم يحبّهم و يحبّونه اذلّة علي المؤمنين اعزّة علي الكافرين يجاهدون في سبيل الله و لا يخافون لومة لائم ذلك فضل الله يؤتيه من يشاء و الله واسع عليم».
توضيح:
پس از بحث درباره منافقان، خداوند به عنوان يك قانون كلي به مؤمنان اخطار ميدهد كه اگر كساني از شما از دين خدا بيرون رود زياني به كسي و چيزي وارد نميسازند زيرا خداوند در آينده جمعيتي را براي حمايت اين دين بر ميانگيزد و اوصاف كساني كه بايد اين رسالت بزرگ را انجام دهند، شرح ميدهد:
1ـ آنها عاشق خدا بوده و جز به خشنودي او نميانديشند.
(هم خدا آنها را دوست دارد و هم آنها خدا را دوست دارند) (يحبّهم و يحبّونه).
2ـ در برابر مؤمنان خاضع و فروتن هستند. (اذّلة علي المؤمنين.)
3ـ در برابر ستمكاران خشن و قدرتمند هستند. (اعزّة علي الكافرين.)
4ـ جهاد در راه خدا برنامه هميشگي آنهاست. (يجاهدون في سبيل الله).
5ـ ثابت قدم بوده و از ملامت كنندگان باكي ندارند. (ولا يخافون لومة لائم).
زيرا افرادي هستند كه داراي صفات ممتازي بوده ولي در مقابل غوغاي محيط، هجوم افكار عمومي يا اكثريت منحرف محافظهكار، ترسو يا كم جرأت بوده و زود ميدان را خالي ميكنند كه اين افراد براي يك انقلاب و حركت عمومي نه اين كه پيروزي نميآورند كه موجب شكست هم ميشوند.
در آخر آيه ميفرمايد: به دست آوردن اين امتيازات (علاوه بر كوشش) مرهون فضل الهي است كه به هر كسي شايسته باشد داده ميشود. (ذلك فضل الله يؤتيه من يشاء)
البته اين عطاي فضل از روي چشم تنگي و بدون ضابطه نيست بلكه خداوند واسع عليم است (و الله واسع عليم).
لازم به ذكر است كه اين اوصاف با ياران حضرت مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ تطابق كامل و روشني دارد چنان چه در روايتي ذكر شده كه اين آيه شريفه در رابطه با حضرت مهدي و اصحابش ميباشد.[2] گرچه مصاديق ديگري براي اين آيه، مفسران فرمودهاند.
در روايتي از امام صادق ـ عليه السّلام ـ [3] اوصافي براي ياران حضرت مهدي بيان شده كه با اوصاف مذكور در آيه هماهنگ است از جمله آن اوصاف:
1ـ قلب محكم: «رجال كأنّ قلوبهم زبر الحديد.»
2ـ دوري از وسوسه: «لا يشوبها شك في ذات الله…» هرگز شك و ترديد نسبت به خدا ندارند.
3ـ خواستار بركت: «كانّ علي خيولهم العقبان يتمسّحون بسرج الامام ـ عليه السّلام ـ يطلبون بذلك البركة.» بر فراز اسبهاي خود دست بر زين اسب امام ـ عليه السّلام ـ ميكشند و تبرّك ميجويند.
4ـ جان نثاري: ….«يحقّون به يقونه بانفسهم في الحروب» پروانهوار شمع وجود امام ـ عليه السّلام ـ را در ميان گرفته و او را با جانشان محافظت ميكنند.
5ـ شب زندهدار و اهل مناجاتند: «رجال لا ينامون الليل لهم دويّ في صلاتهم كدويّ النحل» مردان شب زندهداري كه شبها نميخوابند و زمزمه نمازشان چون نغمه زنبوران از كندو به گوش ميرسد.
6ـ اطاعت محض: «هم اطوع له من الامة لسيّدها» آنها در برابر فرمان امامشان از بردهي مطيع، مطيعترند.
7ـ قلب نوراني: «… كانّ قلوبهم القناديل» گويي دلهاي آنها مشعل نوراني است.
8ـ خدا ترسي: «و هم من خشية الله مشفقون» آنها از ترس خدا نگرانند.
9ـ شهادت طلبي: «يتمنون ان يقتلوا في سبيل الله» آرزوي آنها كشته شدن در راه خداست.
10ـ حق ياوري: «بهم ينصر الله امام الحق» خداوند به وسيلهي آنها امام حق را ياري ميكند.
[1] . مروج الذهب، ج2، ص392 الي 395 با تلخيص.
[2] . مجمع البيان، ج2، ص802.
[3] . عن ابي عبد الله ـ عليه السّلام ـ :… رجال كان قلوبهم زبر الحديد لا يشوبها شك في ذات الله اشدّ من الحجر لو حملوا علي الجبال لازالوها لا يقصدون براياتهم بلدة الاخرّبوها. كانّ علي خيولهم العقبان يتمسّحون بسرج الامام ـ عليه السّلام ـ يطلبون بذلك البركة و يحقّون به يقونه بانفسهم في الحروب و يكفونه ما يريد فيهم. رجال لا ينامون الليل لهم دويّ في صلاتهم كدويّ النحل يبيتون قياماً علي اطرافهم و يصبحون علي خيولهم، هم اطوع له من الامة لسيّدها كانّ قلوبهم القناديل و هم من خشية الله مشفقون يدعون بالشهادة و يتمنون ان يقتلوا في سبيل الله شعارهم «يالثارات الحسين» اذا ساروا يسير الرعب امامهم مسيرة شهر يمشون الي المولي ارسالاً بهم ينصر الله امام الحق. (بحار، ج52، ص308).
علي اصغر قرائتي- ره توشه مهدي ياوران، ص219
اوصاف ياوران حضرت مهدی(عج)
دیدگاهها بسته شده.