نور رمضان (2)

نور رمضان (2)

نویسنده: سید محمود طاهری

4. مرگ اندیشی

«مرگ اندیشی» یکی از آموزه های ماه مبارک رمضان است که در دعاهای ماه مبارک مطرح شده است بی گمان یاد مرگ، به منزله آموزگاری بزرگ برای انسان هاست. شکی نیست که مرگ اندیشی و یاد قبر – این فرجام گریزناپذیر همه انسان ها – عاملی مهم برای تعدیل حرص و زیاده خواهی ها و کمک بزرگی برای رهایی از دل بستگی ها نسبت به جهان گذرای مادی و جاذبه های آن است. یاد مرگ، هشداری درباره «پایان پذیری فرصت ها»؛ «رنگ باختن لذت ها» و «افول آرزوها» است که می تواند با یادآوری «پایان پذیری لذت ها» مانع از ورود حسرت های آزار دهنده به دل، به گاه ناکامی ها شود و با گوشزد کردن «گذرا بودن دنیا و سختی های آن»، سطح تحمل انسان در برابر مشکلات زندگی را بالا ببرد و او را از ناامیدی به هنگام رو آوردن مشکلات باز دارد. اسکات پک می نویسد:
«اگر با علم به اینکه مرگ، همیشه با ما همراه است و روی شانه ما حرکت می کند زندگی کنیم، هر چند باز هم از این رفیق همراه می ترسیم، اما همواره مشاور عاقل را همراه خود داریم و با کمک این مشاور، دائماً می دانیم که مدت زندگی و محبت ورزیدن به انسان ها محدود است، و لذا باید همیشه حداکثر استفاده را از این فرصت زندگی و زمانی که در اختیار داریم بکنیم، اما اگر نخواهیم به طور کامل با حضور دهشتناک مرگ رو به رو شویم، خود را از مشاوره او محروم کرده ایم و احتمالاً نمی توانیم به روشنی زندگی کنیم». (1)

به جز مرگ در گوش جانت که خواند
که بگذر از این منزل کاروانی

به جز مرگ با جان عقلت که گوید
که تو میزبان نیستی، مهیمانی

به جز مرگ اندر حمایت، که گیرد
از این شوخ چشمان آخر زمانی

اگر مرگ نبود، که بازت رهاند
ز درس گرانان و درس گرانی

گر افسرده کرده است درس حروفت
تَفِ مرگ در جانت آرد روانی

تو بی مرگ هرگز نجاتی نیابی
ز ننگ لقب های اینی و آنی (2)

سنایی در بیت آخر اشاره کرده است که مرگ، اثر گذارترین شیوه برای رهایی از ننگ شهرت طلبی و دوستی نام آور است؛ زیرا با مرگ، به زودی آدمی به فراموشخانه می رود و نام او از لب ها و یاد او از دل ها پاک می شود و در اندک زمانی، حتی آثار او نیز از سطح این جهان خاکی برچیده خواهد شد. امام سجاد (علیه السلام) در دعای ابوحمزه ثمالی، بارها از مرگ و جهان قبر یاد و از شرایط دشوار جهان قبر، به پیشگاه خدا شِکوه می کند. در بخشی از این دعا می خوانیم: «خدایا، چه کسی بدحال تر از من خواهد بود، اگر با چنین حالی به قبر منتقل شوم، در حالی که چیزی برای آن، تدارک ندیده، آن را با عمل صالح، فرش نکرده ام».

5. دعا برای دیگران

از فرازهایی از دعاهای ماه مبارک رمضان می آموزیم که به یاد دیگران باشیم و برای آنها دعا کنیم. دعا برای دیگران تمرینی است عملی برای ورزیدگی در خیرخواهی نسبت به دیگران و رهایی از دام بخل و درآمدن از حصار تنگ نظری و خودگرایی. دعا برای دیگران، هموار ساختن راه، برای دست یابی به یکی از مهم ترین اصول حقوق بشر؛ یعنی «آنچه از خوبی ها که برای خود خواستن، برای دیگران هم خواستن» است و موجب می شود این باور شکل بگیرد که «خوشبختی انسان، در گروی خوشبختی دیگران است.» بنابراین، پس برای تحقق چنین مدینه فاضله ای، باید قدم نخست را برداشت و نخستین ساز و کار را عملی کرد و آن چیزی نیست، جز دعا برای دیگران. در حدیثی از امام باقر (علیه السلام) می خوانیم: «دعایی که بیشتر در معرض اجابت است و زودتر مستجاب می شود، دعا کردن برای برادران دینی در غیاب آنهاست.» (3)
نمونه ای از دعا برای دیگران- که از ادعیه ماه مبارک رمضان می آموزیم- دعایی است که مستحب است، پس از هر نماز واجب در این ماه خوانده شود: و: «اللهم اغنِ کلَّ فقیرٍ؛ اللهم اشبع کلِّ جائعٍ؛ اللهم اکسُ کلَّ عریانٍ؛ اللهم اقضِ دینَ کلِّ مدین؛ اللهم فرَّج عن کلِّ مکروبٍ؛ اللهم فُکَّ کلَّ اسیر؛ اللهم اشفِ کُلَّ مریض؛ خدایا، همه فقیران را بی نیاز فرما! خدایا، تمامی گرسنگان را سیر کن! خدایا، همه برهنگان را بپوشان! خدایا، دین [بدهی] همه بدهکاران را ادا فرما! خدایا، هر گرفتاری را شاد کن! خدایا، همه اسیران را آزاد کن! خدایا، تمامی بیماران را شفا بخش».
از یاد نبریم که حکمت اصلی سفارش اسلام به «دعا برای دیگران»، باید دغدغه ذهنی نسبت به انسان ها و شکل دهی احساس مسئولیت درباره دیگران و در پی آن، اقدام عملی برای اجابت این دعاها از سوی خود دعا کننده جست و جو کرد.
اسماء همسر جعفر طیار نقل می کند: «در لحظه های پایانی زندگانی حضرت زهرا (سلام الله علیها) متوجه آن بانوی بزرگ جهان هستی بودم. نخست غسل کرد و لباس ها را عوض کرد و در خانه مشغول راز و نیاز شد. جلو رفتم. ایشان را دیدم که رو به قبله نشسته و دست ها را به سوی آسمان برآورده و این گونه برای دیگران دعا می کند: «ای پروردگار بزرگ، به حق پیامبرانی که آن را برگزیده ای و به گریه های فرزندانم در فراق من، از تو می خواهم که از گناه کاران شیعیان من و شیعیان فرزندان من درگذری.» (4)
به باور علمای اخلاق، یکی از بهترین شیوه ها برای زدودن حسادت و کینه از دل، دعای خیر برای کسی است که شخص نسبت به او کینه ای در دل دارد یا حسادت می ورزد. در اثر دعا برای او به تدریج این زنگارها از دل زدوده خواهد شد و به زودی، شخص قلب خیرخواهی نسبت به او پیدا خواهد کرد.

6. توجه به همسایگان

یکی از درس هایی که آموزه های ماه مبارک رمضان به ما یاد می دهد، همسایه داری و توجه به همسایگان است. چنان که می دانیم، در زندگی اجتماعی، از هم جواری با همسایه، گریزی نیست و صرف هم جواری نیز حقوقی دو سویه ایجاد خواهد کرد. در حقیقت، توصیه های فراوان اسلام به حُسن هم جواری و رعایت حقوق همسایه، افزون بر آنکه به شکل دهی رفتار درست با همسایه می انجامد، در گوارا شدن زندگی اجتماعی نیز اثرگذار است؛ زیرا رفتار درست و اخلاقی با همسایه – در عین حال که به دلیل «فعلی اخلاقی بودن»، سبب تعالی روحی ماست – به علت جلب رضایت همسایه، رفتار درست و صمیمی او با ما را نیز در پی دارد و همین مسئله، سبب گوارا شدن زندگي در كنار اين همسايگان خواهد شد. از اين رهگذر، همسايه داري و اكرام همسايه و چشم پوشي از لغزش هاي احتمالي او، مايه ثمره هاي دنيايي و موجب پاداش هاي معنوي براي ما مي شود. كاتسينگر مي نويسد:
مسيح (عليه السلام) مي فرمود: «دوست داشتن خدا با همگي وجودمان، اولين و بزرگ ترين فرمان اوست؛ چه تنها چيزي است كه به فرمان دوم او، يعني اينكه ما همسايه مان را مثل خود دوست بداريم، معنا و ارزش مي ‌دهد.» احسان در حقيقت خود، اين است كه خدا را بيش از خودمان و همسايه مان را به قدر خودمان دوست بداريم.» (5)
از جمله دعاهايي كه به ما درس همسايه داري و دوستي با همسايگان را مي آموزد، دعايي است كه امام سجاد (عليه السلام) آن گاه كه ماه مبارك رمضان فرا مي رسيد، مي خواندند. آن دعا اين است:
«اللهمَّ وفقنا فيه ان نتعاهَدَ جيرانا بالافضالِ و العطيَّهِ؛ خدايا ما را موفق بدار كه در اين ماه، با فضل و عطا بخشي، با همسايگانمان رابطه دوستي برقرار كنيم». (6)
حضرت علي (عليه السلام) فرمود: «خدا را خدا را درباره همسايگانتان كه آنان سفارش شده پيامبر شمايند. آن حضرت، پيوسته درباره همسايگان سفارش مي كرد، چندان كه گمان برديم، آنها را ارث بر، قرار خواهد داد». (7)
از ياد نبريم چه بسا براي آدمي، حوادث و مشكلاتي پيش مي آيد و نيازمند كمك ديگران مي شود كه در چنين احوالي، همسايگان، بيش از ديگران و پيش از ديگران مي توانند به كمك او بشتابند. بديهي است اين فرياد رسي به هنگام همسايگان، در گروي رفتار نيك و شايسته با آنها در روزهاي هم جواري با آنهاست. در حقيقت، ضرب المثل معروف «همسايه از همسايه ارث مي برد»، افزون بر آنكه همسايه ها را مديون همديگر و وام دار يكديگر معرفي مي ‌كند، آنها را در حلقه بستگان و فاميل ها قرار مي دهد و آنان را به منزله يكي از اعضاي فاميل انسان، به ما مي‌شناساند.

7. نفاق ستيزي

يكي از ناهنجاري‌ هاي بزرگ اخلاقي، رفتار نفاق آلود و دورويي در برخورد با ديگران است. نفاق به بازي گرفتن احساسات پاك مردم و تمسخر عملي آنان است. نفاق، نشانه زبوني و ترس انسان دورو است و از چند پارگي شخصيت انسان و تضاد روحي او حكايت مي كند. به تعبير استاد شهيد مرتضي مطهري: «اساساً نفاق يعني دورويي؛ و اختلاف و تضاد ظاهر با باطن، به اين معني كه ظاهر موافق و باطن مخالف، و به اعتباري، ظاهر مسلمان و باطن كافر و به اعتباري، خوش ظاهر و بد باطن و به اعتباري دو چهره و دودوزه باز. نفاق از مقوله دروغ است». (8)
«منافقان و اهل باطل، نورشان نور موقت است و به زودي آن را از دست خواهند داد و پيرامونشان تاريك خواهد شد. و اين نورها دو گونه است: يكي نورهايي كه خودشان به دست خود و با تدبير خود به وجود مي آورند و مدتي هم گرد آن هستند (يعني نور نقشه ها)، و ديگري نوري كه در خلقت، نه براي آنها كه براي هدف ديگري به وجود مي آيد، و اينها از جريان هايي كه خود به وجود نياورده اند مي خواهند، استفاده كنند». (9)
در اعمال سحرهاي ماه مبارك رمضان مي خوانيم: «اللهم طهِّر قلبيِ مَن النفاق؛ خدايا قلب مرا از نفاق و دورويي پاكيزه بدار».
در دعاي ابوحمزه ثمالي از خداوند مي‌ خواهيم: «و ابرِء قلبي من النفاق؛ و قلب مرا از نفاق، دور بدار».
نكته اي كه درباره منافق در خور توجه است، روان شناسي اوست. بر اساس روايتي از حضرت علي (عليه السلام)، نفاق از زبوني و خواري شخص خبر مي‌ دهد. چنانكه آن حضرت در اين باره مي فرمايد: «نفاق المرءِ ذلَّهٌ؛ دورويي شخص، خواري و زبوني است». (10)
كمال الدين ميثم بحراني در شرح اين حديث شريف مي نويسد:
«از آنجا كه شخص منافق و دورو، از باوري به باور ديگر خارج مي شود و وارد حالتي مي گردد كه ورود در آن، روا نيست، خود دليل بر آن است كه نفس او در برابر چيزهاي خيالي كه بر آن وارد مي شود و پاسخ دادن به وسوسه هاي شيطان، شكست خورده است. بلكه او در برابر هر چه از اين امور كه برنفس او وارد مي شود، مقهور است. پس سبب مي شود كه در اعتقادات مخالف هم ترديد كند، و در نتيجه يك بار از اين عقيده و بار ديگر از عقيده ديگري پيروي كند و اين است معناي خواري و پستي و زبوني». (11)
شهيد مطهري نيز در روان شناسي انسان منافق، از شخصيت «تصنعي» و ساختگي او ياد مي كند و در اين باره مي گويد: «نفاق و تدليس و دورويي و تظاهر، همه از مقوله تصنع و شخصيت ساختگي داشتن است، كه انسان شخصيت واقعي يعني هدف هاي خود، منويات خود احساسات و عواطف خود را بر خلاف آنچه هست ارائه مي‌دهد». (12)

بنابراين، ماه مبارك رمضان با ادعيه شفابخشش به ما مي آموزد كه چگونه با روي آوردن به يك رنگي به شخصيت خود اصالت ببخشيم و خود را از در آويختن به دامان شخصيت ساختگي كه بر شن زار نفاق و دورويي بنا مي شود، ايمن بداريم.

8. فسادستيزي

در دعايي از ماه مبارك رمضان كه مستحب است پس از هر نماز واجب خوانده شود، مي خوانيم: «اللهُّمَ اصلح كلَّ فاسدٍ من امور المسلمين؛ خدايا هر امر فاسدي از امور مسلمين را اصلاح فرما».
آموزه‌اي كه اين دعا براي ما دارد، ناخرسندي از وجود فساد در جامعه اسلامي و درخواست رفع هر فسادي از اجتماع مسلمانان، از خداوند است. قرآن كريم به دو مصداق از فساد اشاره مي كند كه «كفرورزي» و مانع تراشي بر سر راه بندگاني كه راه خدا را مي پيمايند» است كيفر مفسدان را عذاب متراكم اعلان فرموده، در اين باره مي فرمايد: «الذين كفروا و صدوا عن سبيل الله زدناهم عذاباً فوق العذاب بما كانو يفسدونَ؛ كساني كه كفر ورزيدند و [خلق] را از راه خدا باز داشتند، به سبب فسادي كه مي كنند، عذاب بر عذابشان بيفزاييم». (نحل: 88)
نكته مهم درباره آموزه ماه مبارك رمضان در زمينه مبارزه با فساد، اين است كه فساد، مانع اصلي بر سر راه فضيلت‌ها و پاكي‌ هاست و همانند علف هرز كه چون در مزرعه اي برويد يا محصول آن را به باد فنا مي دهد يا حجم آن را به كمترين اندازه مي رساند، رواج فساد نيز پاكي ها و فضيلت ها را به باد فنا مي دهد و مانع از رويش و شكوفايي آنها مي شود.
بر اساس اين آموزه از ادعيه ماه مبارك رمضان، از اولويت هاي كارهاي فرهنگي، فساد ستيزي و مبارزه با فساد است؛ زيرا نخست بايد سرزمين جامعه اسلامي را از علف هاي هرز ناپاكي ها و فساد پيراست و آن گاه بذر پاكي ها را در آن افكند و به ثمره آن اميدوار بود.
مولوي، در داستاني زيبا در مثنوي مي گويد: مردي انبار گندم داشت و چون هر روز به آن نگاه مي كرد، مي ديد مرتب، از آن كاسته مي شود. او از اين امر شگفت زده شد. مي ديد با آنكه روزانه، بر گندم خويش مي افزايد، نه تنها افزايش پيدا نمي كند، كه همواره رو به كاهش مي رود. تا آنكه روزي ماجرا را با شخصي با تجربه كار آزموده در ميان مي گذارد و آن شخص، دليل كاهش گندم را وجود موش دزد در انبار او اعلام مي داند و به او چنين توصيه مي كند:

اول اي جان دفع شر موش كن
وانگه اندر جمع گندم كوش كن (13)

آن گاه مولوي در اين باره چنين نتيجه مي گيرد:

ما در اين انبار گندم مي كنيم
گندم جمع آمده گم مي كنيم

مي نينديشيم آخر ما به هوش
كاين خلل در گندم ست از مكر موش

موش تا انبار ما حفره زده ست
ز آفتش انبار ما ويران شده ست

اول اي جان دفع شرّ موش كن
وانگه اندر جمع گندم کوش كن (13)

9. انتظار فرج و ‌آرزوي دولت كريمه

انتظار ظهور، از خوش بيني به آينده، اميد، كمال طلبي و ستم ستيزي منتظر خبر مي دهد و پويا و بلند همتي او را به تصوير مي كشد. كسي كه در سر، سوداي «تغيير وضع موجود به وضع مطلوب» را دارد، هيچ گاه از تباهي استعدادهاي مادي و معنوي انسان ها در عصر غيبت، خرسند نيست و تعبير رؤياهاي خويش را تنها در عصر ظهور و روزگاران دولت كريم جست وجو مي كند.
«يكي از فقرات دعاي افتتاح كه بر آن بسيار تأكيد شده، درباره اظهار علاقه نسبت به دولت اسلامي است كه در پرتو ظهور حضرت وليّ عصر (عج) برقرار خواهد شد. در ضمن جملات اين فقره از دعا، هدف حكومت اسلامي و وظيفه ما نسبت به آن نيز بيان شده است. خوش بختانه همه ما مشمول اين نعمت بزرگي الهي هستيم كه معرفت حضرت ولي عصر (عج) و انتظار ظهور او به ما ارزاني گرديده است. اعتقاد به ظهور حضرت مهدي (عج) از معتقدات مشترك بين تمام فرقه هاي اسلام، اعم از شيعه و سني است. حتي در غير مسلمان ها نيز به نوعي مسئله انتظار فرج و ظهور مصلح، مطرح است. (14) البته ما در مقام منتظر بايد از هر نظر خود را بسازيم؛ از هواهاي نفساني دوري گزينيم و خود را آماده پذيرش او و انقلاب و قيام ايشان كنيم. بر اين اساس، انتظار زماني ارزشمند است كه واقعاً به امام عصر (عج) علاقه مند باشيم و خواستار ظهور آن حضرت باشيم تا اسلام و مسلمانان را عزت ببخشد و احكام الهي را زنده كند و از اينكه احكام خدا در سراسر جهان، معطل مانده است، ناراحت باشيم. (15)
بازتاب آرزوي تحقق دولت كريمه و درس انتظار، اين گونه در دعاي افتتاح، بازتاب يافته است:
اللهم انا نرغبُ اليك في دولهٍ كريمهٍ، تعِزُّ بها الاسلام و اهَلَهُ، و تذلُّ بها النفاق و اهله، و تجعلنا فيها من الدعاةِ الي طاعتِكَ، و القادهِ الي سبيلكَ، و ترزقنا بها كرامَهَ الدنيا و الاخرةِ.
خدايا ما به تو درباره تحقق دولت كريمه اي اشتياق داريم كه با آن، اسلام و اهلش را عزت بخشي و نفاق و اهل آن را خواري بخشي؛ و ما را در آيات دولت كريم از دعوت كنندگان به طاعتت و از پيشوايان راهت قرار دهي؛ و به ما در آن دولت، كرامت دنيا و آخرت روزي فرمايي.

هر كه بهر تو انتظار كند
بخت و اقبال را شكار كند

بهر باران چون کشت منتظر است
سینه را سبز و لاله زار کند

بهر خورشيد كان چو منتظر است
سنگ را لعل آبدار كند

آهني كانتظار، صيقل كرد
روي را صاف و بي غبار كند

انتظار نثار بحر كرم
سینه را دُرج دُر، چو نار كند

بي كنار است فضل منتظرش
رانده را لايق كنار كند

تا قيامت تمام هم نشود
شرح آن كانتظار يار كند (16)

پي‌نوشت‌ها:

1. اسکات پک، عشق، راه کم گذر، ترجمه: مهدی مجردزاده کرمانی، صص 134 و 135.
2. حکیم سنایی غزنوی، دیوان، به اهتمام، مدرس رضوی رضوی، ص 677.
3. شیخ کلینی، اصول کافی، ج 6، ص 124.
4. همان.
5-جيمز. اس. كاتسينگر، تفرج در باغ حكمت، ترجمه: سيد محمد حسين صالحي، ص 147.
6- صحيفه سجاديه، دعاي چهل و سوم.
7- نهج البلاغه، نامه 47.
8- يادداشت هاي استاد مطهري، ج 7، ص 259.
9- همان، ص 239.
10. كمال الدين ميثم بحراني، شرح صد كلمه، ترجمه، عبدالعلي صاحبي، ص 163.
11- يادداشت هاي استاد مطهري، ص 239.
12- همان، ج 7، ص 260.
13- مولوي، مثنوي معنوي، تصحيح: نيكلسون، دفتر اول، بيت هاي 375-380.
14- محمدتقي مصباح يزدي، بر درگاه دوست، صص 139 و 140.
15- همان، ص 148.
16- كليات شمس تبريزي، ص 298، غزل 985.

منبع: حسيني ايمني، سيد علي؛ اشارات، قم: مرکز پژوهش هاي اسلامي صدا و سيما، تابستان 1391.

مطالب مشابه