يهوديان معروفترين جمعيت پيروان اهل كتاب در مدينه بودند و قبل از ظهور پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ طبق بشارتهايي كه در كتابهاي مذهبي خود ديده بوده، انتظار ظهور پيامبر اسلام را ميكشيدند از نظر اقتصادي و نفوذ بر جامعه هم در برتري بودند، ولي با ظهور اسلام نه تنها، آن را نپذيرفته،بلكه در آشكار و نهان بر ضد اسلام توطئه چيدند و خداوند از طريق وحي و با يادآوري سرگذشت بنياسرائيل و رفتار كج منشانه آنها با حضرت موسي و ديگر پيامبران، چنان يهود را زير رگبار سرزنشهاي خود گرفت و آن چنان با ذكر دقيق قسمتهاي حساس تاريخ يهود،آنها را تكان داد كه هر كس كمترين روح حقجويي داشت،بيدار شده و به سوي اسلام ميآمد و به علاوه، اين سرگذشت درس آموزندهاي براي مسلمانها بود و پيام بزرگ اين آيات اين بود كه يهود بيدار شده و حقانيت اسلام را بپذيرند،[1] برخلاف ادعاهاي سايت افشا كه پنداشته است اين آيات يعني گناه بنياسرائيل زمان حضرت موسي برگردن يهوديان زمان پيامبر اسلام است و در نتيجه با آيات 15 ـ13 سورة اسرء و 41 ـ 38 سورة نجم در تناقض دانسته و كتابي كه در او تناقض باشد نميتواند هدايت جامعه را عهدهدار شود، خداوند دربارة آيات مورد استناد سايت افشاء تأكيد ورزيده كه گناه هر عملي به عهده انجام دهنده آن گناه است نه ديگران:
«و اعمال هر انساني را بر گردنش آويخته و كتابي براي او در روز قيامت بيرون ميآوريم كه آن را در برابر خود، گشوده ميبيند و گفته ميشود كتابت را بخوان كه همين براي حسابرسي تو كافي است، هر كس هدايت شود براي خود هدايت يافته و هر كه گمراه شود خود زيان ميبيند و هيچ كس بار گناه ديگري را به دوش نميكشد…»[2] در اين كه آيات ذكر شده به صراحت ميگويد: گناه هر كس براي خودش است، ولي با آيات سرگذشت يهوديان زمان حضرت موسي در تناقض نيست چرا كه آيات سرگذشت در بيان مطلب ديگر است، آري خداوند به بخش ديگري از تاريخ پرماجراي بنياسرائيل اشاره كرده و خاطرات تكان دهندهاي را به يهوديان يادآور ميشود، اين آيات از بزرگترين انحراف بنياسرائيل در زمان حضرت موسي پرده برداشته و آن، انحراف از مسير توحيد به شرك و گوسالهپرستي است و به يهود مدينه هشدار ميدهد كه پييشينيان شما يك بار با پيروي نكردن از پيامبر خدا، گرفتار چنين سرنوشت رقتانگيز شدند و شما بيدار باشيد و با پيروي از پيامبر خدا حضرت محمد بن عبدالله ـ صلّي الله عليه و آله ـ ، راه توحيد خالص را به سوي خويش بگشاييد تا همانند آنها منحرف نشويد و اين آيات براي بيدار كردن دلهاي خفته است نه اينكه گناه گوسالهپرستي را به گردن يهوديان زمان صدر اسلام بيندازد، خداوند با هشدار بر يهوديان مدينه، اين انحراف را چنين ترسيم ميكند:
«به ياد آوريد هنگامي را كه با موسي چهل شب وعده گذارديم، سپس شما گوسالهاي را بعد از او انتخاب نموديد در حالي كه ستمكار بوديد. سپس شما را بعد از آن بخشيديم شايد شكر به جا آوريد. و به خاطر آوريد هنگامي كه به موسي، كتاب و وسيله تشخيص را داديم تا هدايت شويد و زماني را كه موسي به قوم خود گفت: اي قوم من! شما با انتخاب گوسالهپرستي براي خود ستم كرديد، پس توبه كنيد و به سوي خالق خود بازگرديد و….»[3]
با نگاهي به اين آيات به روشني ميفهميم كه فقط به يهوديان هشدار ميدهد، راه پدران و پيشينيان خود را نرفته و از پيامبر اسلام پيروي كنند تا همانند قوم موسي مورد مذمت خدا قرار نگيرند وگرنه نميگويد شما يهوديان امروزي بخاطر گوساله پرستي آن روز يهوديان،بايد مجازات شويد و خدا عادلتر از اين است كه به خاطر عمل قومي،قوم بعدي را محكوم كند، البته اگر عدّهاي پيدا شوند كه از كارهاي قوم موسي در گوساله پرستي به نحوي راضي باشند، اينها نيز همانند آن قوم مجازات خواهند شد همچنانچه ناقه حضرت صالح را ميتوان يك نفر به هلاكت رسانيد ولي چون همه قوم صالح به آن كاملاً راضي بودند، خداوند كار آن يك نفر را به همه استناد كرده و فرمود:
«اما آنها ناقه را از پاي درآوردند و صالح به آنها گفت سه روز در خانههايتان بهرهمند گرديد (و بعد از آن عذاب الهي فرا خواهيد رسيد) اين وعدهاي است كه دروغ نخواهد بود.»[4]
اين به خاطر آن است كه اسلام رضايت باطني به يك امر و پيوند تفكري با آن را به منزله شركت در آن ميداند و رسول گرامي اسلام بر همين اساس است كه فرمود: كسي كه شاهد و ناظر كاري باشد اما از آن متنفر باشد همانند كسي است كه از آن غائب بوده و در آن شركت نداشته و كسي كه در برنامهاي غائب بود اما قلباً به آن رضايت داشته باشد، همانند كسي است كه حاضر و شريك بوده است.[5]
بنابراين اگر يهوديان زمان اسلام به كار پيشينيان راضي باشند، در عذابشان هم شريكند ولي اگر از گوسالهپرستي آنها بيزار باشند به هيچ وجه به خاطر قوم موسي، مجازات و محكوم نخواهند شد و هيچ تناقضي در اين آيات با آيات ديگر وجود ندارد.
خداوند متعال ميفرمايد:
«يهود و نصاري گفتند: ما فرزندان و دوستان خداييم! بگو: پس چرا شما را در برابر گناهانتان مجازات ميكند؟! بلكه شما هم بشري هستيد از مخلوقاتي كه آفريده است.»[6]
[1] . مكارم شيرازي، ناصر، نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1374 هـ ، ش، ج 1، ص 202.
[2] . اسراء / 15 ـ13 و ر. ك: نجم / 41 ـ 38.
[3] . بقره / 54 ـ 51 و ر. ك:بقره / 93 ـ92، نساء / 153،اعراف / 152.
[4] . هود / 65 و ر. ك: شعراء / 157،شمس / 14، اعراف / 77.
[5] . ر. ك: تفسير نمونه، ج 9، ص 158.
[6] . مائده / 18.
فرج الله عباسي