طبق استدلالات محكم فلسفي , مبدأ همة موجودات خداوند يكتاست. اين مسئله از مسائلي است كه تحت عنوان « توحيد در خالقيت » در مباحث اعتقادي مطرح شده و بصورت مستدل اثبات شده است. علاوه بر استدلالات محكم عقلي, آيات متعددي هم وجود دارند كه صريحاً به اين مطلب اشاره مي كنند كه به برخي از آنان اشاره مي كنيم:
1. قل الله خالق كل شي1 « بگو اوست آفريننده همه چيزها »
2. ذلكم الله ربكم لا اله الا هو خالق كل شي فاعبده2 « اوست خداي شما جز او خدائي نيست آفريننده همه چيز اوست. » قرآن نه تنها خدا را آفريننده همه موجودات و همه نوع مظاهر هستي معرفي مي كند بلكه جهان هستي را سرا پا خير و زيبائي كه هر چيزي به جاي خود زيبا آفريده شده است , معرفي مي نمايد. الذي احسن كل شي خلقه3 « آنكسي كه هر چه آفريد نيكويش آفريد. »
بنابراين با توجه به اين آيات، پاسخ به اين شبهه قابل حل است كه نه تنها ميكروب بيماري هاي خطرناك, تحت اراده و مشيت خداوند است و همچون ساير موجودات هستي, بواسطه علل و اسباب طولي, آفرينش آنها به خداوند بازگشت پيدا مي کند، بلكه اين قبيل موجودات را همچون ساير پديده هاي عالم به نيكوئي و کمال آفريده است. اين ميكروبها نه تنها موجودات بدي نيستند، بلكه در جاي خود موجودات خوبي هستند.
طرح چنين سؤالي شايد بدين علت بوده است كه چنين موجودات خطرناكي با اينكه سلامتي انسانها را به خطر مي اندازند، چطور مي توانند مخلوق خداوند باشند، با اين که خداوند شر و بدي را خلق نمي کند؟ آيا چنين موجوداتي بد نيستند. طبق آيات قرآني, همه موجوداتي كه در جهان هستند سراپا خير و زيبائي هستند. آيا اين آيات بر چنين موجودات خطرناكي هم صدق مي كنند؟
قبل از جواب دادن به اين شبهه، ذكر اين نكته را لازم مي دانيم كه ميكروب بيماريهاي خطرناك از مصاديق شر مي باشد كه در فلسفه و كلام تحت عنوان شرور، از آن بحث مي شود. لذا جوابهاي متعددي از اين شبهه داده اند كه سعي كرده ايم پاسخي كه مناسب با اين مصداق باشد در اينجا بياوريم.
علت اينكه چنين موجوداتي بد به نظر مي رسند اين است كه موجب از دست رفتن سلامتي و حيات مي شوند. ميكروبها ذاتاً موجودات بدي نيستند بلكه از آن جهت بد مي شوند كه سلامتي و اي بسا، حيات را از ما سلب مي كنند. بدي در همان تلفات و از دست رفتن هاست.
در حقيقت آنچه بد است فقدان سلامتي است. بنابراين , چون اين موجودات منشأ نابودي و نيستي و كمبودي و عدم اند؛ شر به حساب مي آيند نقش انسان در نظام تكاملي ضروري جهان , جبران كردن كمبودها و پر كردن خلأها و ريشه كن كردن ريشه هاي اين خلأ ها و كمبودهاست.[1] به اين صورت كه انسان مي تواند با بالا بردن سطح آگاهي خود , ماهيت اين ميكروبها را شناسائي كرده و آنها را از بين برد. ثانياً خود انسان در توليد بسياري از اين ميكروبهاي خطرناك نقش موثري دارد. اگر انسان استفاده درستي از طبيعت داشته باشد، اين ميكروبها بوجود نمي آيند.
با مطلب فوق تنها اثبات مي شود كه اين موجودات شر محض نيستند، بلكه از اين جهت شر هستند كه موجب بيماري مي شوند , ولي براي اثبات جنبة خيريت و خوب وجود اين موجودات به يك استدلال ديگري نياز هست كه كمي دقيق است. آن اين است كه بودن اين موجودات در جهان ماده نه تنها خالي از نفع نيست، بلكه براي تكامل جهان ماده لازم هم هست. تغيير پذيري ماده جهان و پديد آمدن تكامل, ناشي از تضاد است , اگر تضاد نمي بود تكامل رخ نمي داد و عالم هر لحظه نقشي تازه بازي نمي كرد و نقوش جديدي بر صفحة هستي آشكار نمي شد. جهان طبيعت , مملو از قطعها و وصلها، بريدنها و پيوند زدنها , قيچي كردن ها و دوختن هاست, و اين لازمة ساختمان مخصوص اين عالم است. اگر جهان, ثابت و لا يتغير بود, مانند سرمايه هاي راكد مي شد؛ نه سودي توليد مي کرد و نه زياني ببار مي آورد.
سرمايه اي معين و مخصوص كه دريك بازار به جريان مي افتد, گاهي سود آوري و گاهي زيان مي برد , اما اگر مجموعة سرمايه ها را در نظر بگيريم، ديگر زياني وجود ندارد و جريان سرمايه ها حتما فزاينده است. در نظام جهان نيز به كار افتادن همه مواد جهان قطعاً سود آور است و جهان را به سوي كمال سوق مي دهد. اگر موجودات جهان تضاد و ناسازگاري با همديگر نداشتند هرگز تنوع و تكامل صورت نمي گرفت.[2] زيرا آنچه باعث تكامل مي شود حركت است و حركت بدون اين ناسازگاري ها در جهان ماده امكان پذير نيست.
هر چند كه در نتيجه اين ناسازگاري، تخريب و انهدام صورت مي گيرد ولي تنوع و تكامل هم در گرو اين ناسازگاري است. ما مي بينيم كه تكامل بشر هم در گرو همين ناسازگاري هاست. اگر اين جنگها نبود بشر تمدن پيدا نمي كرد. اگر اين ميكروبها نبودند بشر از جهت علمي تكامل پيدا نمي كرد.
نتيجه اينكه اولاً اين ميكروبها را خداوند آفريده است ولي آنچه خداوند آفريده است شر مطلق نيست بلكه به خاطر اينكه موجب خلأ و كمبودي از انسان مي شوند آنها را شر مي شمارد. از طرفي انسان مي تواند اين كمبودها و بيماريها را براحتي جبران كند. ثانياً : وجود اين موجودات در جهان ماده يك امر اجتناب ناپذيري است زيرا تكامل جهان ماده مرهون اين موجودات ناسازگار است. زيرا ناسازگاري اين موجودات باعث حركت و فعاليت مي شود.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. راه خداشناسي و شناخت صفات او , صفحة 310-400 , اثر آيت الله سبحاني.
2. توحيد در قرآن , آيت الله جوادي آملي.
3. تفسير الميزان , جلد 13 صفحة 183 , علامه سيد محمد حسين طباطبائي.
4. پنجاه درس اصول عقايد براي جوانان. صفحة 112-93 آيت الله مكارم شيرازي.
پي نوشت ها:
1 . رعد/ 6.
2 . انعام/ 102.
3 . سجده/ 7.
[1]. مطهري, مرتضي، مجموعه آثار, ج1, ص 152-151.
[2]. همان, ص188.