بررسی تأثیرات متقابل فرهنگ مهدوی و خانواده

بررسی تأثیرات متقابل فرهنگ مهدوی و خانواده

از آنجا که تحقق حکومت مهدوی در جامعه یکی از آرمانهای هر شیعه است و این حکومت زمینه های قوی در جامعه میطلبد. که در اصطلاح دین به این زمینه ها فرهنگ مهدوی گفته شده که شیعیان موظف به گسترش این فرهنگ هستند. و چون خانواده در هر جامعه ای تأثیر گذارترین جزء آن جامعه محسوب میشود؛ نقش به سزایی در ترویج این فرهنگ دارد. قبول عبودیت پروردگار و تلاش برای شرک زدایی، ایجاد خردورزی و ارتقای سطح آگاهی، ارتقاء سلامت جسمی و ایجاد روحیه دلاوری در اعضای خانواده و نیز انتقال محبت امام زمان علیه السلام به اعضای خانواده و آشنایی با آرمانهای مهدوی از جمله وظایفیست که برای ترویج فرهنگ مهدوی در خانواده بر عهده هر یک از اعضای خانواده است. در مقابل تحقق این فرهنگ در رشد خانواده نقش به سزایی داشته و برکاتی از جمله وجود حامی معنوی، وجود ناظر اخلاقی، بهرمندی از دعای خیر ولیعصر علیه السلام، الگو برداری از سیره آن بزرگوار و دفع بلا و آفات به واسطه وجود آن حضرت را برای اعضای خانواده در پی دارد. لذا این مقاله با روشی تحلیلی به بررسی عوامل تحقق فرهنگ مهدوی توسط اعضای خانواده و در مقابل برکات تحقق این فرهنگ بر اعضای خانواده پرداخته است.

مقدمه
یکی از آرمانهای هر شیعه تحقق حکومت مهدوی در جامعه است حکومتی که در رأس آن یک رهبر معصوم قرار دارد. و زمین را مملو از عدل و داد مینماید. طبیعیست که تحقق چنین آرزویی زمینه های قوی در جامعه میطلبد. که در اصطلاح دین به این زمینه ها فرهنگ مهدوی گفته شده و هر شیعه موظف است که این فرهنگ را در جامعه گسترش دهد. تا نقشی در تحقق حکومت مهدوی داشته باشد. از آنجا که خانواده در هر جامعه ای تأثیر گذارترین جزء آن جامعه محسوب میشود؛ میتوان آنرا مؤثرترین عامل ترویج فرهنگ مهدوی دانست. لذا هر یک از اعضای خانواده در مقابل تحقق فرهنگ مهدوی در خانواده¬ی خود مسئولیت ویژه ای دارند. در مقابل تحقق این فرهنگ در رشد خانواده نقش به سزایی داشته و برکاتی برای اعضای خانواده دارد. لذا بررسی این عوامل تحقق فرهنگ مهدوی توسط اعضای خانواده و در مقابل برکات تحقق این فرهنگ بر اعضای خانواده خالی از لطف و فایده نیست.

برکات ناشی از فرهنگ مهدوی در خانواده

1. وجود حامی معنوی
یکی از نیازهای انسان، نیاز به معنویت و نورانیّت باطن است، که در این راستا وجود یک حامی معنوی، پدر روحانی و ارتباط ملکوتی با انسانهای عرشی ضروری به نظر میرسد. خانواده های مهدی باور میتوانند به بهترین شکل از وجود مقدس امام زمان (علیه السلام) به عنوان پدر معنوی و حامی روحانی خود بهره مند شوند. به همین خاطر است که حضرت امیر المومنین (علیه السلام) در توصیف شخصیت امام می فرماید:«فالإمام…الأبُ الشفیق مَفزَعُ العِبادَ فی الدَّواهی…» یعنی امام پدریست مهربان و پناهگاه بندگان در مصائب، سختی ها و گرفتاری هاست. (مجلسی، 1403، 25، 171)
و نیز حضرت صاحب (علیه السلام) در توقیعی به شیخ مفید (رحمه الله) می فرمایند: «إنّا غَیرُ مَهمَلین لِمُراعاتِکُم و لا ناسینَ لِذِکرکُم….» یعنی ما در رسیدگی و سرپرستی شما، کوتاهی و اهمال نکرده ایم و یاد شما را از خاطر نبرده ایم. (طبرسی، 1403، 2، 497)

2. وجود ناظر اخلاقی و دینی
در یک جامعه آرمانی و اسلامی، اصل (ألم یَعلَم بأنَّ الله یَری) (علق/ 14) آیا « آدمی » ندانست که خداوند می بیند؟) کاربرد ویژه ای دارد. که باعث تقوای فردی برای هر کسی می شود.
در این میان، خانواده های مهدوی باور در کنار این اصل به یک اصل دیگری نیز معتقدند و آن احساس نظارت مستقیم امام عصر(علیه السلام) بر زندگی و اعمال و رفتار و گفتار آنهاست. لذا امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه کریمه «وَ قُل اعمَلُوا فَسیَری اللهُ عَمَلکَُم و رسولُهُ و المُؤمنونَ» یعنی بگو عمل کنید که خداوند و رسول او و مؤمنان (امامان) اعمال شما را می بینند. (توبه/ 105) مراد از مومنین را ائمه اطهار علیهم السلام معرفی فرموده اند. (قمی، 1404، 1، 304)
در میان اعضای یک خانواده ی امام زمانی، احساس این نظارت و عنایت حضرت، وجود دارد. لذا در انجام اعمال نیک وخیر با سرعت و شتاب افزونتری بر دیگران اقدام می کنند و به هنگام انجام معصیت و گناه خود را تحت نظر و کنترل محسوس حضرتش می بینند و از آن فاصله می گیرند.
به همین دلیل است که امام زمان علیه السلام (ع) در نامه ای خطاب به شیخ مفید (رحمه الله) می فرمایند: «فانّا نُحیطُ عِلماً بِأنبائکُم و لا یَعزُبُ عنَّا شیءٌ مِن أخبارکم.» یعنی ما بر اخبار و احوال شما آگاهیم و هیچ چیزی از اوضاع شما بر ما پوشیده نمی ماند. (طبرسی، 1403، 2، 497)

3. بهره مندی از دعای خیر امام زمان (ع)
یکی از مهمترین درخواستهای شیعیان از خداوند متعال، بهره مندی از دعای خیر امام عصر (علیه السلام) می باشد، زیرا اوست که آبرومند درگاه الهی بوده و دعا وی مستجاب می باشد.
یاد مداوم آن حضرت و دعا برای تعجیل در فرج ایشان و حرکت در مسیر رضایت آن امام عزیز، ما را مشمول دعاهای خیر ایشان می کند. البته طلب دعای خیر و بهره مندی از دعای حجت خدا، را فرهنگ اهل بیت (ع) و لسان ادعیه به ما می آموزد.
از همینرو در دعای ندبه می خوانیم:«وَهَب لَنا رأفَتهُ وَ رَحمَتَه و دُعائَهُ و خَیرَه ما نَنالُ به سَعهً مِن رَحمَتِک.» یعنی(بارالها) به ما مهر و محبت و دعا و خیر او را عطا فرما تا به وسیله ی آن به رحمت (خاص) تو برسیم. (مجلسی، 1403، 99، 408) و نیز امام زمان (علیه السلام) در نامه خود به شیخ مفید (رحمه الله) فرمودند:
«لأنَّنا مِن وراءِ حِفظِهم بالدعاء الَّذی لا یحجب عن مَلِکِ الأرضِ و السَّماء فَلتطمئِنَّ بذلک مِن أولیائِنا القُلوب وَلیَثِقُوا بِالکِفایه منه و ان راعَتهُم الخُطُوب.» یعنی چرا که ما مؤمنان شایسته کردار را با نیاش و دعایی که از فرمانروای آسمان ها و زمین پوشیده نمی ماند، حفاظت و نگهداری می کنیم. بنابراین، قلبهای دوستان ما به دعای ما به بارگاه الهی، آرامش و اطمینان یابد و به کفایت آن آسوده خاطر باشند. گر چه درگیری های هراس انگیز، آنان را به دلهره افکند. (طبرسی، 1403، 2، 596)

4. سیره ی امام عصر (ع) الگو و متد خانواده های مهدوی
یکی از نیازهای تربیتی انسان برای رشد و تکامل، نیاز به الگو برای الگو برداری است. در دیدگاه دینی بهترین الگو برای دین باوران وجود پیامبر اکرم صلی الله و آله و سلم معرفی گردیده است که بهترین الگو از آن وجود نازنین، امام هر عصری است. به همین جهت است که خانواده های مهدوی، برترین الگو و زیباترین مدل انسانی را برای زندگی خود بر گزیده اند. آنان از پشتوانه ای با شکوه برخوردارند و با شناخت و تأسی به سیره ی عملی امام عصر (علیه السلام) امکان رشد و ترقّی را برای خود و جامعه خود فراهم میسازند.
البته سیره ی مهدوی در ابعاد گوناگونی همچون سیرت دینی، سیرت خُلقی، سیرت عملی، سیرت انقلابی، سیرت تربیتی، سیرت مالی، سیرت اصلاحی و سیرت قضایی قابل بحث و بررسی و الگوگیری است و خانواده های مهدی باور با الهام گیری از این سیره ها، به امام خویش اقتدا می کنند. و سعادت دنیا و آخرت را برای خود رقم میزنند.

5. دفع بلاها و آفات
در زندگی انسان دو عامل برای استمرار حیات بشر مؤثر است: یکی وجود نعمتهای الهی و بهره مندی مستمر از آنها و دیگری مصونیت از بلاها و آفات در زندگی؛ که معمولاً انسانها نسبت به هر دو عامل غافل هستند، ولی عده¬ای از خواص بخاطر هوشیاری و آگاهی شکر گزار نعمتهای الهی بوده و همواره متذکر نعمتها هستند و استمرار و فزونی آنها را از خداوند طلب می کنند.
اما در خصوص دفع و مصونیت از بلاها و آفات، حتی بسیاری از خواص هم توجهی ندارند، زیرا از کمیت و کیفیت آنها بی خبرند. امام حسین (ع) در روز عرفه در مورد دفع خطرات و آفات از زندگی انسانها می فرمایند:
«وَ عَظُمَت آلاؤکَ فَأیُّ أنعُمِکَ یا الهی اُحصی عَدداً أو ذِکراً أم أیُّ عطاؤکَ أقَوَمُ بها شُکراً و هُما یا ربِّ اکثرُ مِن أن یُحصیها العادُّونَ أو یبلُغَ علماً بها الحافِظون ثُمَّ ماصَرفتَ و درَأتَ عنّی أللهمَّ مِنَ الضُّرَّ و الضَّراءِ اکثَرُ ممّا ظَهرَ لی مِن َ العافیه والسَّرّاءِ…» یعنی (و نعمت هایت بزرگ است پروردگارا! کدامین یک از نعمتهایت به ذکر و شمارش درآید؟ کدامین یک از عطایای تو را به شکرش قیام توان کرد؟ در حالی که نعمت ها و عطایایت بیش از آن است که شمارشگران از عهده ی شمارش آنها بر آیند یا حافظان به آن دانا شوند. بار پروردگارا! آن رنج ها و زیانها را که از من به لطفت دفع کرده ای بیش از آن نعمت و عافیتی است که برایم آشکار شده است.)
از این فرامایش نورانی که در قالب دعا مطرح گردیده استنباط میشود که یکی از الطاف خفیه ی الهی بر مؤمنان دفع بلاها و آسیب هاست، که این دفع بلا با اسباب گوناگون حاصل میشود گاهی با پرداخت صدقه صورت میگرد کما اینکه امام باقر علیه السلام فرمودند: « إِنَّ الصَّدَقَهَ لَتَدْفَعُ سَبْعِینَ‏ بَلِیَّهً»( کلینی،‏ 4 ، 6)یعنی صدقه هفتاد بلا را دفع میکند. و گاهی از طریق دعا بلا دفع میشود همانگونه که امام صادق علیه السلام فرمودند: « إِنَّ الدُّعَاءَ یَرُدُّ الْقَضَاء» (حمیری، 1413، 32) یعنی دعا قضاء را بر مگرداند.
گاهی این دفع بلا با وجود امام زمان علیه السلام صورت میگیرد همانگونه که در دعای عدیله در توصیف امام زمان علیه السلام میخوانیم که : « بِیُمْنِهِ‏ رُزِقَ‏ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاءُ» یعنی روزی عالم به برکت امام زمان علیه السلام داده میشود و به واسطه وجود ایشان زمین و آسمان استقرار دارند. باید توجه داشت که عواملی مانند صدقه و دعا برای دفع بلا در طول عاملِ وجود امام زمان علیه السلام هستند. به عبارت دیگر صدقه و دعا علت تامه دفع بلا نیستند بلکه با عنایت امام علیه السلام این عوامل در دفع بلا تأثیر میگذارند.
لذا حضرت ولی عصر (ع) در همین زمینه می فرمایند: «إنّا غیرُ مُهمِلینَ لِمُراعاتِکُم و لا ناسِینَ لِذِکرکُم و لَولا ذلک لَنَزَلَ بِکُمُ اللاوَاءُ و اصطلَمَکُمُ الأعداءُ.» یعنی ما در رعایت حال شما کوتاهی نمی کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده ایم و اگر جز این بود از هر سو گرفتاری به شما رو می آورد و دشمنانتان، شما را از میان می بردند (مجلسی، 1403، 53، 174)
معمولا خانواده های شیعه در حد بضاعت خودشان صدقه میدهند و دعا میکنند اما با این همه امام علیه السلام میفرمایند اگر دعای ما و عنایت ما نبود گرفتاریها و دشمنان از هر سو به سمت شما هجوم میاوردند پس معلوم میشود علت تامه دفع بلا عنایت حضرت است و بقیه عوامل در طول آن قرار دارد.
و نیز در کلام دیگری میفرمایند: «أنا خاتَمُ الأوصیاءِ و بِی یَدفَعُ اللهُ البَلاءَ عَن أهلی و شیعَتی.» یعنی من آخرین جانشین پیامبر خدا (ص) هستم و خدای تعالی به [سبب وجود] من بلاها را از خاندان و شیعیانم دور می کند (ابن بابویه، 1395، 2، 171)
البته باید توجه داشت که این تعبیرات به جهت معرفی است نه برای خودستایی شبیه به سربرگهای پزشکان که نام خود و زمینه تخصصی خود را بالای نسخه مینویسند
طبیعیست که خانواده های مهدوی، به خاطر ارتباط بیشترشان با امام زمان (علیه السلام) مورد عنایت ویژه آن حضرت قرار می گیرند و خطرات زمینی و آسمانی با دعای خاص امام زمان (ع) از ایشان مرتفع می گردد.

بررسی وظایف خانواده در قبال تحقق فرهنگ مهدوی

1. قبول عبودیّت پروردگار
اولین و مهمترین وظیفه خانواده مهدوی آنست که عبودیت پروردگار باید روح حاکم بر زندگی اعضای خانواده باشد. زیرا طبق آیه شریفه «وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ»( ذاریات 56) هدف از خلقت انسان عبودیت بوده و همانگونه که در دعای افتتاح میخوانیم (تَجْعَلُنَا فِیهَا مِنَ الدُّعَاهِ إِلَى طَاعَتِکَ) یعنی یکی از وظایف افراد در جامعه مهدوی فرا خواندن به سمت اطاعت خداوند است. حال این وظیفه وقتی محقق میشود که افراد از خانواده های خود آغاز کرده باشند.
یکی از رسالتهای مهم خانوادگی، تشکیل خانه و خانواده ای توحید محور و تربیت نسلی موحّد و ذاکر خداست، چنانچه خداوند محل پرورش بهترین بندگان و مصادیق نورالهی را بیوت شمرده و می فرماید:«فی بیوتٍ أذن اللهُ أن تُرفعَ و یُنکَرَ فیها اسمُهُ یسبِّحُ لَهُ فیها بالغُدُوِّ والآصال.» یعنی (مردان الهی) در خانه هایی هستند که خداوند اذن فرموده رفعت (مقام) یابند، خانه هایی که نام خدا در آنها برده می شود و صبحگاهان و شامگاهان در آن تسبیح خدا را می گویند. (نور/ 36)
روایات اهل بیت (ع) در خصوص رسالت آموزش توحید به فرزندان به عنوان اولین درس زندگی و بندگی تأکید فراوان دارد. لذا امام سجاد (علیه السلام) می فرمایند: (أنَّکَ مَسئولٌ عَمَّا وَلیتَهُ بِهِ مِن حُسنِ الأدبِ والدَّلالهِ عَلی رَبِّه عزّ وجلّ.) یعنی تو در تربیت او از حسن ادب و توجه به خدا مسئولی (مکارم الاخلاق، ص 421) و نیز از رسول مکرم اسلام روایت شده که «إفتَحوا عَلی صِبیانِکم اوَّلَ کَلمَهٍ لا إله إلاّ الله.» یعنی اولین کلمه ای که به فرزندانتان می آموزید «کلمه لا اله الاّ الله » باشد (متقی هندی، 1401، 16، 441) از اینرو فضیلت و پاداش این عمل را چنان سنگین معرفی نموده اند که فرمودند «مَن رَبِّی صغیراً حَتّی یقولَ لا اله إلا الله لم یُحاسِبهُ الله.» (همان، ص 456)
«هر کس کودکی را تربیت کند تا اینکه لا اله الا الله بگوید، خداوند روز قیامت او را محاسبه نخواهد کرد.»
باید متذکر شد که جایگاه بحث توحید و شرک تا آنجا اهمیت دارد که اگر پدر و مادر که در دین اطاعت آنان واجب شمرده شده، در صورت دعوت به شرک دیگر اطاعتشان واجب نخواهد بود، قرآن می فرماید:
(وَ إن جاهَداکَ عَلی أن تَشرکَ بی ما لَیسَ لکَ به علم فَلا تُطِعهما…)(35)
«و هرگاه آندو تلاش کنند که تو چیزی را شریک من قرار دهی که از آن آگاهی نداری، از ایشان اطاعت مکن.»

2. تلاش برای شرک زدائی
از جمله مهمترین خدماتی که خانواده مهدوی میتواند به فرهنگ مهدوی نماید، شرک زدایی، نشر توحید و موحّد پروری است. زیرا قرآن کریم مهمترین رسالت انبیای الهی را بعد از آشناسازی بندگان با خداوند و صفات او و حرکت حول کلمه ی توحید، مبارزه با شرک و پاکسازی اذهان از مظاهر بت پرستی و شرک معرفی می نماید. قرآن می فرماید:
(وَ لَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّهٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ….) یعنی ما در هر امتی رسولی برانگیختیم که خدای یکتا را بپرستید و از طاغوت اجتناب کنید (نحل/ 36)
همانگونه که حضرت ابراهیم به عنوان پدر امت، بت شکنی می کرد و با استدلال و مناظرات علمی، مردم را به سوی توحید فرا می خواند و همانگونه که پیامبر (ص) و امیرالمؤمنین (ع) به عنوان پدران امت اسلامی کعبه را از لوث وجود بتها و بت پرستان پاک نمودند، حضرت ابا صالح المهدی (ع) نیز که پیرو رسالت انبیا و عصاره ی همه پیامبران و اولیای الهی است، به تخریب بناهای شرک و نفاق می پردازد و برای همیشه بساط بت پرستی را از روی زمین برمی چیند. به همین جهت است که در دعای شریف ندبه از ایشان به «هادمُ أبنیه الشّرکِ والنِّفاقِ» یعنی (نابود کننده ی بناهای شرک و نفاق) یاد شده است
لذا امام مهدی (ع) و یاران ایشان از عالیترین مقامات توحیدی برخوردارند و لحظه ای شرک و شک در ذات الهی به وجود آنان راه نمی یابد، آنگونه که امام صادق (ع) در وصف این دلاور مردان می فرماید:
«رجالٌ کَأنَّ قُلوبَهُم زُبَرُ الحدید لا یَشُوبُها شَکٌّ فیِ ذاتِ الله.»یعنی اصحاب حضرت مردانی هستند که دلهای آنان مانند پاره ای آهن است و شکّی در ایمان به خدا در دلهای آنان راه ندارد ( مجلسی، 1403، 52، 308)
رسالت اصلی و اساسی مهدی (ع) و مهدی یاوران، بسط توحید در سرتاسر گیتی است. امام صادق (علیه السلام) در این زمینه می فرمایند:
(إذا قامَ القائم لا یَبقی أرضٌ إلاّ نودِیَ فیها شهادهُ أن لا الهَ الاّ الله و أن محمّداً رسولُ الله.)یعنی زمانی که قائم(ع) قیام کند سرزمینی باقی نمی ماند که در آن ندای شهادت «خدایی جز الله نیست و محمد پیامبر خداست» بلند نشود ( همان، ص 340)
در خانواده نیز یکی از رسالتهای خانوادگی جلوگیری از افکار شرک آمیز است لذا قرآن کریم با معرفی حضرت لقمان به عنوان پدری حکیم که برای تربیت فرزندی نمونه تلاش می کند، آموزش توحید و اجتناب از شرک را جزء اولین برنامه های وی معرفی می کند:«یا بُنَیَّ لا تُشرِک باللهِ إنَّ الشرکَ لَظلمٌ عظیم.» یعنی ای پسرم! چیزی را همتای خدای قرار مده که شرک ظلم بزرگی است ( لقمان/ 13)
همچنین حضرت ابراهیم در بخش رسالت خانوادگی خود پدر و قوم خود را به دوری از بت پرستی دعوت می کند و با آنها به صورت منطقی بحث کرده و میگوید: «یَا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لاَ یَسْمَعُ وَ لاَ یُبْصِرُ وَ لاَ یُغْنِی عَنْکَ شَیْئاً» یعنی ای پدر برای چه بتی را میپرستی که نه چیزی میشنود و نه میبیند و نه نفعی برای تو دارد؟ (مریم/42) و وقتی میخواهد برای خود و فرزندانش دعا نماید، پاکی و تنزّه از بت پرستی را از خدا طلب می کند و میگوید: «ربَّ اجعَل هذا البَلدَ آمِناً واجنُبنی و بَنیَِّ أن نعبُدَ الأصنامَ.) یعنی پروردگارا این شهر (مکه) را شهر أمنی قرار ده و من و فرزندانم را از پرستش بتها دور نگهدار (ابراهیم/ 35)
اینجاست که اعضای خانواده میتوانند با درست انجام دادن رسالت شرک زدایی خود کمک به سزایی به فرهنگ مهدوی نمایند.

3. ایجاد خردورزی و تربیت عقلانی در خانواده
در دولت حضرت مهدی (ع) در کنار دین محوری، عقل محوری از مهمترین اصول است؛ این دوران را می توان دوران تکامل عقل و حکومت عاقلان و حاکمیت عقل نامید، چرا که در دوره پر برکت ظهور امام زمان (ع)، عقول بشری از چنگال هوی ها و هوس ها نجات می یابد و راه تکامل و اوج را پیش می گیرد.
حضرت باقر (علیه السلام) در توصیف حکومت مهدوی می فرمایند: «إذا قام قائِمُنا وَضعَ یَدَهُ علی رُءُوسِ العِباد فَجَمعَ بها عُقولَهُم و کَمَلَت بِها أحلامَهُم.» یعنی هنگامی که قائم ما ظهور می کند، دست (معجزه آسای) خود را روی سر مردم می گذارد و بدان وسیله عقول آنها جمع و افکارشان کامل می گردد. ( مجلسی، 1403، 52، 328)
از دیگر سو، در دنیای کوچک خانواده هم عقل محوری یکی از مهمترین مسئولیتهاست. به همین جهت در روایات اهل بیت علیهم السلام به شدت از عواملی که مانع از تشکیل یک خانواده عقلانی میگردد جلوگیری شده مثلاً پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در خصوص وصلت با افراد احمق می فرمایند:
«إیّاکُم و تزوَّجَ الحَمقاء فَإنَّ صُحبَتَها ضَیاعٌ وَ وُلَدَها ضِباعٌ» یعنی از ازدواج با زن احمق بپرهیزید، زیرا همنشینی با او تباهی است و فرزندانش کفتار صفت می شوند. (مجلسی، 1403، 100، 237)

4. ارتقای سطح آگاهی و معرفت خانواده نسبت به امام زمان علیه السلام
وظیفه دیگری که بر عهده خانوادهای مهدی باور نهاده شده ارتقای سطح آگاهی خانواده است. یعنی باید اعضای خانواده با اصول و اهداف ارزشی آشنا گردند؛ زیرا در غیر این صورت، ممکن است به تبعیّت از خرافات پرداخته و تسلیم بی چون و چرای عوامل تأثیر گذار منفی در جامعه شوند که هویّت و ساختار شخصیت خانواده را جریحه دار نمایند.
لذا امام صادق علیه السلام وقتی برای زراره از خطرهای آخر الزمان خبر میدهند و وی حراسناک از امام میپرسد که اگر آن زمان را درک نمودم چه کنم حضرت دعای « اللهم عرفنی نفسک …» ( کلینی، 1407، 1، 337) را به زراره تعلیم میفرمایند که از این دعا استنباط میشود که ضلالت از دین منوط به عدم شناخت حجت خداست پس در راه دین ماندن ممکن نیست مگر با شناخت حضرتش؛ لذا در روایات معرفت امام بر همه مردم واجب دانسته شده ( کلینی، 1407، 1، 180) و طبق آیه شریفه (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَاراً) هر انسانی موظف است که اولاً امام زمان خود را بشناسد و ثانیاً شناخت خانواده خود را نسبت به وجود امام زمان علیه السلام ارتقاء بخشد. این آشنایی نه در حدّ اطّلاعاتی از شناسنامه و اسم و رسم آن عزیز باشد؛ بلکه اعضای خانواده باید باور کنند او اوّلا زنده است و ثانیاً حاضر است. آنها باید بدانند هر لحظه امام زمان (عج) از احوالات انسان با خبر است. پس با این آگاهی و با آن درک عبودیّت حضرت حق، اعضای خانواده به آگاهی مطلوب و آزادی نسبی از غیر خدا دست می یابند. و از بحران های اجتماعی خلاصی می یابند. و به مقام صبر و ایستادگی رسیده و نیز به بالندگی ، نشاط، اطمینان، آرامش و تلاش در جهت اشاعه ی ارزش های الهی دست می یازند.

5. اصل ارتقاء سطح سلامت جسمی افراد خانواده
از آنجا که تحقق نظام عدل در عالم محتاج به ابزار و ادوات مادی است باید به این مقوله نیز اهمیت لازم داده شود. توجه به تغذیه و ورزش اعضای خانواده یکی از مهمترین و مؤثرترین عوامل در تشکیل خانواده مهدوی میباشد. اولین خصوصیت تغذیه حلال بودن آن است زیرا تأثیر لقمه حلال بر روان انسان انکار ناپذیر است کما اینکه در روایات ما یکی از عوامل مهم قساوت قلب لقمه حرام معرفی گردیده است. در روایتی امام حسین علیه السلام در روز عاشورا خطاب به لشکر ابن سعد فرمودند: «فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُکُمْ‏ مِنَ الْحَرَامِ‏ وَ طُبِعَ‏ عَلَى قُلُوبِکُمْ» یعنی شکمهایتان از حرام پر گردیده و به واسطه آن قلبتان مهر شده (مجلسی، 1403، ‏45 ، 8) پس پدر خانواده به عنوان تأمین کننده معیشت خانواده مسئولیت سنگینی در تحصیل لقمه حلال بر عهده دارد. از طرف دیگر یکی از عوامل تأثیر گذار در سلامت تغذیه که در روایات به آن اهمیت داده شده توجه به کمیت و کیفیت و تناسب و توجه به وعده ها، در غذا میباشد (رک مفاتیح الحیاه بخش خوردن و آشامیدن) که مادر خانواده به عنوان مدیر داخلی خانواده مسئول توجه به این امر مهم است.
اما در مورد ورزش در روایات به شدت به این مقوله پرداخته شده است. در دیدگاه اسلام قوه جسمانی یکی از شرایط تشکیل حکومت دینی است که وقتی بنی اسراییل از پیامبر زمانشان تقاضا میکنند که حاکم و فرمانروایی بر آنها قرار دهد تا در راه خدا بجنگند و حکومت دینی را استوار سازند پیامبرشان ضمن معرفی طالوت به عنوان حاکم، یکی از معیارهای انتخاب او را قوه جسمانیش مطرح کرده است. (بقره 247) و در روایات قوه جسمانی نزد خداوند محبوب شمرده شده که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الرَّجُلَ الْقَوِیَّ» ( مجلسی، 1403، 61، 184) اما جهت این قوت در دین مقدس اسلام اهمیت ویژه ای دارد. لذا در داستان فوق الذکر برای تعین معیار حاکم فرمود: «زَادَهُ بَسْطَهً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ » یعنی صرف داشتن قوت کافی نیست بلکه ترکیب قدرت با علم آن هم به نحوی که علم جلودار قدرت باشد لازم است. لذا در روایات ما بالاترین قدرت، غلبه بر هوای نفس و خشم معرفی گردیده ( مجلسی، 1403، 75، 165) پس معلوم میشود که قدرت جسمانی وقتی ارزشمند است که در راستای قدرت معنوی است قرار گیرد وگرنه به تیغی در دست زنگی مست ماند.
یکی از وظایف مهم والدین نسبت به فرزندانشان در دیدگاه اسلام تعلیم ورزشهای مفید میباشد که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در این رابطه فرمودند: « عَلِّمُوا أَوْلَادَکُمُ السِّبَاحَهَ وَ الرِّمَایَهَ» (حر عاملی، 1409، 17، 331) یعنی به فرزندانتان شنا و تیر اندازی یاد دهید و در برخی از روایت این آموزشها به عنوان حقوق اولاد بر عهده والدین ذکر شده اند. (همان، 21، 481) طبیعی است که خانواده مهدی باور باید فرزندان خود را مهدی یاور تربیت کنند که این مهم بدون آموزش ورزشهای سودمند محقق نمیشود.

6. ایجاد روحیه حماسی و دلاوری در اعضای خانواده
یکی از معیارهای ارزیابی شخصیت افراد، ارزیابی دلاوری، خطر پذیری و آنان می باشد. در بین فضیلتها و ارزشهای اخلاقی انسانی، شجاعت یکی از برترین و کلیدی ترین فضائل است. که در روایات اهل بیت علیهم السلام به عزت آماده تعبیر گردیده است. (غررالحکم، ص 259)
فرهنگ مهدویت، فرهنگ دلاوری و مردانگی و مکتب شجاع پروری و آفرینش جرأت ورود به صحنه های خطر است، به همین دلیل امیر المومنین علیه السلام در توصیف اصحاب امام عصر (ع) فرمودند:«وَ یَضَعُ یَدَه علی رُءُوسِ العباد فَلا یَبقی مُؤمنٌ إلاّ صارَ قَلبُهُ أشدَّ مِن زُبَرِ الحدید و أعطاهُ اللهُ اربعینَ رجلاً…» یعنی [(در آن زمان) دست رحمتش را بر سر بندگان قرار می دهد و مؤمنی باقی نمی ماند مگر اینکه قلبش از پاره آهن گداخته شده، سخت تر می شود و خداوند نیروی چهل مرد را به او می دهد. (قطب الدین راوندی، 3، 1150)
از این منظر می توان به یکی از خدمات خانواده به فرهنگ مهدوی را به دست یافت. همانطور که تشکیل حکومت عدالت گستر مهدوی نیازمند وجود مردانی شجاع و دلاور است و به طور یقین تربیت چنین سربازانی از کانون تربیتی خانواده شروع می گردد؛ برای تربیت چنین نسلی از ابتدای تشکیل خانواده یعنی انتخاب همسر، توجه به این هدف ضروری است، زیرا بر اساس قانون وراثت، صفات شخصیتی والدین به نسل های بعدی منتقل می گردد و از این رو امیرالمؤمنین علی (ع) پس از شهادت حضرت زهرا (س) برای انتخاب همسر مسأله را با برادرش عقیل – که از نسب شناسان معروف عرب بود – در میان گذاشت و فرمود:
«زنی برایم خواستگاری کن که از نسل مردان شجاع عرب باشد تا با او ازدواج کنم و از او فرزندانی سوار کار و شجاع متولد گردد.» عقیل گفت: « درباره ی فاطمه دختر حزّام بن خالد کلابیّه چه نظر داری؟ همانا در میان عرب سوارکارانی شجاع تر و بهتر از نیاکان او سراغ ندارم.( سماوی، 1429، 26)
نتیجه این ازدواج چهار فرزند پسر از ام البنین بودکه هر یک به عنوان سربازانی فداکار برای قیام امام حسین در کربلا ذخیره شدند.
زن و مرد باید هم خود شجاع باشند و هم شجاع پروری کنند، زیرا نسل شجاع و دلیر است که می تواند با عنوان برترین پشتیبان برای نهضت های اصلاحی و الهی مانند نهضت و قیام حضرت مهدی (ع) به شمار آید.

7. انتقال محبت مهدوی به فرزندان
با نگاهی به زندگی و روابط بشریت امروز، می توان دریافت که یکی از نیازهای اساسی انسان، محبت و عشق حقیقی و پایدار بر اساس پشتوانه های الهی انسانی نه با انگیزه های شهوانی، هوسرانی و منفعت جویانه است.
یکی از مؤلّفه های حکومت مهدوی، رفع هراس از جهان، مبارزه با ناامنی ها و تبدیل روابط خصمانه به روابط دوستانه بر اساس محبت انسانی و بلکه الهی است، چرا که اساساً امام مظهر دوستی و دوستی آفرینی و منبعی سرشار از عشق است. او موجودی دوست داشتنی و انسانی حامل رحمت برای انسانیت است، زیرا محبت خالص و بی شائبه، یک نیاز کلیدی برای انسان است. حضرت رضا (ع) در ضمن روایتی طولانی، در معرفی شخصیت امام می فرمایند: «الإمام الامینُ الرَّفیق و الوالدُ الشَّقیقُ والأخُ الشَّقیقُ و مفزَعُ العِباد فیِ الدَّاهِیَهِ.» یعنی امام یاری امین و پدری مهربان و برادری دلسوز و پناهگاه بندگان در حوادث ناگوار است (ابن بابویه، 1395، 2، 678)
بر این اساس به یک وجه مشترک دیگر بین فرهنگ مهدویت و فرهنگ خانواده می رسیم، چرا که یکی از کارکردهای مهم نظام خانواده تبادل عشق و محبت و تشکیل کانونی برای محبّ و محبوب بودن است. همانگونه که در بسیاری از احادیث به این مهم پرداخته شده و به محبت ورزی به اعضای خانواده تأکید گردیده تا آنجا که محبت به فرزند عامل جلب محبت الهی معرفی گردیده «اِنَّ اللّهَ‏ لَیَرحَمُ العَبدَ لِشِدَّهِ حُبِّهِ لِوَلَدِهِ» یعنی بدون تردید ، خداوند بر بنده خود به خاطر شدّت محبّت به فرزندش ، رحم مى‏کند.(کلینی، 1407، 6، 50 ) و افزایش محبت به همسر یکی از ثمرات افزایش ایمان دانسته شده « کُلَّمَا ازْدَادَ الْعَبْدُ إِیمَاناً ازْدَادَ حُبّاً لِلنِّسَاء» یعنی هرگاه ایمان بنده زیاد شود محبتش به همسرش افزایش میابد( مجلسی، 1403، ‏100، 223)
در این راستا ایجاد محبت اهل بیت علیهم السلام در دل اعضای خانواده نقش به سزایی در تشکیل خانواده مهدوی دارد. لذا در روایات تأکید بر تأدیب کودکان بر محبت اهل بیت گردیده در روایتی پیامبر خدا صلی الله علیه وآله و سلم به اصحاب خویش توصیه میکنند که : « بُورُوا أَوْلَادَکُمْ‏ بِحُبِ‏ عَلِیِ‏ بْنِ أَبِی طَالِبٍ» یعنی فرزندان خود را با محبت امیر المومنین علیه السلام تربیت نمایید. (مجلسی، 1403، ‏27، 156) همانگونه که مشهود است در دیدگاه اسلام تربیت فرزند باید عجین با محبت اهل بیت باشد.

8. آرمان گرایی
ایده مهدویت به عنوان عظیم ترین آرمان جهانی در طول تاریخ، مورد نظر ادیان، قرار گرفته است. آرمانی بزرگ مبنی بر برقراری مدینه فاضله که برخی از مشخصات این آرمان شهر مهدوی در آیات قرآنی و روایات اهل بیت (ع) اشاره شده است.
مثلاً در چهل و یکمین آیه از سوره حج میخوانیم: «الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلاَهَ وَ آتَوُا الزَّکَاهَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ لِلَّهِ عَاقِبَهُ الْأُمُورِ» یعنی همان کسانی که هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را بر پا می دارند و زکات می دهند و امر به معروف و نهی از منکر می کنند و پایان همه ی کارها از آن خداست.
امام باقر (ع) در تفسیر آیه فوق می فرمایند:
«هذه لآلِ مُحمَّدٍ المهدی و أصحابه یُمَلِّکُهُم اللهُ مَشارِقَ الأرضِ و مَغارِبها و یُظهِرُ الدّین و یُمیتُ اللهُ عزّو جلّ بِه و بِأصحابِهِ البِدَعَ و الباطِلَ کَما أماتَ السَّفهَهُ الحَقَّ حتّی لایُری أثرٌ مِنَ الظُّلمِ و یَأمُرونَ بِالمعروفِ و یَنهونَ عَن المُنکَر و للهِ عاقبهُ الأمُور.» یعنی این آیه مربوط به آل محمد یعنی مهدی (عج) و اصحابش است که خداوند آنها را مالک شرق و غرب می کند و دین را به وسیله ی او بر تمام أدیان پیروز می نماید و باطل و دین های ساختگی را به همت او و یارانش از میان برمی دارد، چنانچه پیش از ظهور او سفاهت و نادانی پرده بر روی حق و حقیقت کشیده است، به طوری عدالت گسترش می یابد که اثری از ظلم باقی نمی ماند، أمر به معروف و نهی از منکر می کنند و عاقبت امور در اختیار خداست. ( مجلسی، 1403، 24، 165)
از سوی دیگر از جمله مشخصات یک خانواده ی موفق و معنوی می توان به آرمان گرایی آن اشاره نمود که این خصلت باید در جهت معیارهای دینی قرارگیرد. طبق روایات ما، افراد خانواده مسئول انتقال آرمان مهدوی به یکدیگر هستند. مثلاً سلیمان بن خالد به امام صادق علیه السلام عرض کرد که خانواده من از من اطاعت میکنند آیا امر ولایت شما را به ایشان منتقل نمایم. حضرت فرمودند: « نعم إنَّ الله عزّو جلّ یقولُ فیِ کتابه: « یا أیُّها الَّذین آمَنوا قُوا أنفُسَکُم و أهلیکُم ناراً وَقودُها النّاس والحِجارهُ.» یعنی آری (منتقل کن) به راستی که خدای عزوجل در کتابش می فرماید: « ای کسانی که ایمان آورده اید خود و خانواده خود را از آتشی که هیزم آن انسان ها و سنگهاست نگه دارید. (مجلسی، 1403، 71، 87) »
حکومت مهدوی در پی تشکیل جامعه بزرگ فاضله و خانواده در پی تشکیل جامعه کوچک فاضله است و به عبارتی هر دو در پی ایجاد فضایی با محوریت ارزشهای آسمانی و الهی هستند تا در این فضا، انسانها بتوانند بدون هیچ مانع و سدی، مسیر تکامل و رسیدن به اوج قله های انسانیت را طی نمایند.

نتیجه گیری:
برای تحقق حکومت مهدی در جامعه محتاج تحقق فرهنگ مهدوی هستیم و برای تحقق فرهنگ مهدوی در جامعه محتاج ایجاد این فرهنگ در خانواده هستیم. فرهنگ مهدوی تأثیرات مبارکی در خانواده دارد ازجمله: احساس وجود حامی معنوی وپدر روحانی در خانواده که در روایات ما از امام به عنوان پدر دلسوز یاد شده است. دومین تأثیر فرهنگ مهدوی وجود ناظر اخلاقی و دینی در خانواده است همانگونه که در آیات و روایات ما اشاره شده خداوند و پیامبر و ائمه معصومین ناظر بر اعمال ما هستند؛ توجه به آن موجب رشد و تعالی معنوی خانواده میگردد. سومین تأثیر بهرمندی خانواده از دعای خیر امام زمان علیه السلام است از آنجا که اوست آبرومند درگاه الهی لذا تمام شیعیان طالب مستفیض گردیدن از دعای خیر حضرت هستند. که در روایات ما نیاز به دعای خیر حضرت به وضوح دیده میشود و در این میان مسلم است خانواده¬ای که فرهنگ مهدوی را در خود نهادینه نموده بهره بیشتری از دعای خیر حضرت میبرد. چهارمین تأثیر فرهنگ مهدوی بر خانواده داشتن الگو و سیره عملی مدون و الهی در خانوده است. و آخرین تأثیر دفع بلا از خانواده مهدوی به برکت نهادینه کردن فرهنگ مهدوی در بین خود است؛ که وجود امام و دعای حضرت علت تامه دفع بلا از شیعیان مخصوصاً خانواده های مهدوی است.
در مقابل خانواده های مهدوی هم وظایفی برای ترویج فرهنگ مهدوی در جامعه دارند اول قبول عبودیت خداوند است که ریشه و اساس همه کارهای نیک است. اعضای خانواده مهدوی موظف به موحد بودن و موحد پروریدن هستند. دومین وظیفه خانواده مهدوی که ناشی از وظیفه نخست است تلاش برای شرک زدایی و مبارزه با آثار طاغوت است که قرآن آنرا مهمترین وظایف پیامبران معرفی نموده که این وطیفه نقش به سزایی در تحقق فرهنگ مهدوی دارد و زمینه ساز حکومت مهدوی خواهد بود. سومین وطیفه خانواده مهدوی برای ایجاد فرهنگ مهدوی رشد دادن خردمندی و تربیت عقلانیت اعضای خانواده است. زیرا از خصوصیات یاران حضرت کمال عقل آنهاست. چهارمین وظیفه خانواده مهدوی ارتقاء سطح معرفت اعضای خانواده نسبت به امام زمان علیه السلام است. که در روایات ما بی معرفتی نسبت به حجت خدا عامل ضلالت معرفی گردیده است. پنجمین وظیفه خانواده مهدوی ارتقاء سطح سلامت جسمی افراد خانواده است. که در این زمینه تغذیه و ورزش جایگاه ویژه ای دارد. ششمین وظیفه اعضای خانواده مهدوی ایجاد روحیه حماسی و دلاوری در اعضای خانواده است که شجاعت نقش به سزایی در زمینه سازی ظهور حضرت دارد. هفتمین وظیفه ای که بر دوش پدر و مادر در خانواده مهدوی است انتقال محبت حضرت به فرزندان میباشد از آنجا که یکی از کارهای مهم خانواده تبادل محبت است و محبت اهل بیت علیهم السلام عامل شوق به حکومت حضرت است وظیفه پدر و مادر انتقل محبت اهل بیت به فرزندان میباشد.آخرین وظیفه خانواده مهدوی ایجاد آرمانگرایی در فرزندان است که این آرمانگرایی زمینه شوق به حکومت مهدوی را در فرزندان زنده میکند.
پی‌نوشت‌ها:

* کارشناس ارشد از دانشگاه یزد
** استادیار دانشگاه یزد
منابع و مآخذ
1. ابن بابویه، محمد بن على، کمال الدین و تمام النعمه ، 2جلد، چاپ: دوم، تهران، اسلامیه، 1395ق.
2. تمیمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، 1جلد، چاپ: دوم، قم، دار الکتاب الإسلامی، 1410 ق.
3. حر عاملى، محمد بن حسن، تفصیل وسائل الشیعه إلى تحصیل مسائل الشریعه، 30جلد، چاپ: اول، قم ، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، 1409 ق.
4. حمیرى، عبد الله بن جعفر، قرب الإسناد، 1جلد، چاپ: اول، قم، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، 1413 ق.
5. سماوی، محمد، ابصار العین فی انصار الحسین علیه السلام، سلحشوران طف – عباس جلالی، 1 جلد، چاپ: اول، قم، دانشگاه شهید محلاتی، 1429.
6. طبرسى، احمد ، الإحتجاج على أهل اللجاج، 2جلد، چاپ: اول، مشهد، نشر مرتضى،1403 ق.
7. قطب الدین راوندى، سعید بن هبه الله، الخرائج و الجرائح، 3جلد، چاپ: اول، قم، مؤسسه امام مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف، 1409 ق.
8. قمى، على بن ابراهیم، تفسیر القمی، 2جلد، چاپ: سوم، قم، دار الکتاب، 1404ق.
9. کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، 8جلد، چاپ: چهارم ، تهران، دار الکتب الإسلامیه، 1407 ق.
10. متقی هندی، علاء الدین علی بن حسام الدین، کنز العمال فی سنن الأقوال والأفعال، بکری حیانی – صفوه السقا، 5 جلد، چاپ: پنجم، بیروت، مؤسسه الرساله، 1401.
11. مجلسى، محمد باقر، بحار الأنوارالجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، 111جلد، چاپ: دوم، بیروت، دار إحیاء التراث العربی 1403 ق.

مطالب مشابه

دیدگاهتان را ثبت کنید