يكي از شيوه هاي تربيتي، استفاده از تشويق و تنبيه است.
تشويق وسيله اي براي ايجاد شوق و انگيزه و رغبت براي انجام كارهاي نيك و ايجاد عادت هاي پسنديده و تنبيه عاملي براي جلوگيري از كارهاي زشت و ترك عادت هاي نكوهيده است.
استفاده از هر دو عامل «تشويق» و «تنبيه» در تربيت مفيد و ضروري است. تنبيه در موقعيتهاي ويژهاي مي تواند روشي بازدارنده و گاه اصلاحي داشته باشد. از اين رو اِعمال اين روش در صورتي موثر است كه در شرايط خاص و با رعايت جوانب گوناگون بكار گرفته شود، در غير اين صورت، اثرهاي تخريبي آن به مراتب بيشتر از پيامدهاي مثبت آن خواهد بود. براي آشنايي بيشتر با اين روش تربيتي، تعريف و انواع آن را بيان مي كنيم.
1. تعريف تنبيه:
تنبيه، مصدر باب تفعيل، از ريشه «بُنه» به معناي بيدار شدن از خواب گرفته شده و در لغت به معناي بيدار كردن، واقف گردانيدن بر چيزي و آگاه كردن آمده است و در اصطلاح عبارت است از: مواجه ساختن فرد خطاكار، با يك تجربه ناخوشايند، به منظور آگاه ساختن وي از پيامد رفتار نامطلوب خود و جلوگيري از تكرار آن.[1]
2. انواع تنبيه:
تنبيه براساس نوع تاثير آن در متربي (شخص تربيت شونده) دو گونه است:
الف) عاطفي و رواني:
تنبيه عاطفي و رواني نوع اول به تنبيهي گفته ميشود كه موجب ناراحتي فرد ميگردد و به اقتضاي شدت و ضعف خود، فشار رواني خاصي را بر او وارد ميسازد و در عين حال، اثر مستقيمي روي بدن وي ندارد، مانند: سرزنش و توبيخ، قهر كردن، محروم سازي از اشياء مورد علاقه و…
ب) بدني و جسماني:
تنبيه بدني و جسماني به افعالي اطلاق ميشود كه به طور مستقيم بر بدن متربي تاثير ميگذارد و موجب درد و آزار جسماني و در نتيجه عذاب روحي ميگردد. مانند: كتك زدن و…. .
3. مراحل و موقعيت هاي استفاده از تنبيه:
به دليل شدت و ضعف خطاها و متنوع بودن تنبيهها و نيز متفاوت بودن موقعيت فرد خطاكار، اجراي روش تنبيه، مستلزم مراحلي است كه در ذيل به آنها ميپردازيم:
3 ـ 1ـ تغافل:
گام اول: در اجراي روش تنبيه، تغافل است؛ به اين معنا كه مربي در اولين برخورد با خطاي فرد، آن را ناديده مي گيرد و طوري برخورد ميكند كه گويا از چنين رفتاري خبر ندارد. امام علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: «ان العاقل نصفه احتمال و نصفه التغافل».[2]
امام علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: خردمند نصفش تحمل و بردباري و نصف ديگرش ناديده گيري است.
3 ـ 2 ـ تغيير در چهره:
امام علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ دستور داد با افراد گناهكار با چهره اي گرفته و در هم كشيده روبرو شويم. [3]
3 ـ 3ـ تنبيه با كنايه:
امام علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: «تلويح زلة العاقل له امض عقابه»[4]
امام علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: لغزش شخص عاقل را با كنايه تذكر دادن، براي وي از ملامت صريح دردناكتر است.
3 ـ 4ـ تذكر مستقيم و غير علني:
در اين مرحله، مربي، متربي را در خلوت و دور از چشم ديگران مورد خطاب قرار داده و در مورد خطاهايش به او تذكر مي دهد.
3 ـ 5ـ تهديد:
در اين مرحله، مربي ، متربي را از عاقبت سوء رفتارش و مجازات آن مطلع مي سازد و تحقق اين پيامد را بر تكرار آن رفتار مشروط مي كند.
3 ـ 6ـ محروم سازي:
محروم سازي مرحله ديگري از تنبيه است كه به معناي سلب نعمت مي باشد و در آن، فرد خطا كار از يك شيء مادي و يا يك امر معنوي محروم مي گردد.
3ــ 7ـ توبيخ و سرزش:
اگر مراحل قبلي موثر واقع نشده ميتوان شيوه توبيخ و سرزنش را به كار گرفت. در سرزنش، مربي شخصيت متربي را نشانه ميرود و او را به تنهايي و يا در حضور ديگران، نسبت به رفتار نامطلوبش بازخواست مي كند.
امام علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: « التقريع اشد من مضض الضرب»[5]
امام علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: تاثير سرزنش گاهي از زدن بيستر است.
(البته به دليل حساس بودن موضوع و آثار مخربي كه ممكن است براي متربي داشته باشد، به كارگيري اين روش ها در هر جا و با هر شرايطي تجويز نمي گردد).
اين روش در مورد افراد مميز و بالغي است كه با علم و به عمد و گاه از روي دشمني، مرتكب بزه و خطا مي شوند.
3 ـ 8ـ تنبيه بدني:
بعضي خانواده ها كودكان را تنبيه بدني مي كنند و چون معمولاً حدود آن را به خوبي نمي شناسند و در استفاده آن زياده روي مي كنند، اثرات بسيار بدي به دنبال دارد؛ از اين رو توصيه مي شود كه از تنبيه بدني تا آنجا كه ممكن است استفاده نشود و تنها در موارد بسيار نادر و كاملاً استثنايي مورد استفاده قرار گيرد.
معمولاً كساني كه به تنبيه بدني متوسل مي شوند براي انتقام جويي و فرونشاندن خشم خود از آن استفاده مي كنند و به جنبه هاي تربيتي آن چندان توجهي ندارند و چون شخص (متربي) به علت تكرار با آن خو مي گيرد، ناگزير هر دفعه بر مقدار و شدت آن مي افزايند تا آنجا كه پس از مدتي، تنبيه بي اثر مي شود و شخص، جسور، بي باك، بي اعتبار و لاابالي مي گردد. و كار تربيت عملاً به بن بست مي رسد.
بنابراين: بايد حتي الامكان از تنبيه بدني استفاده نكرد و اگر در بعضي مواقع استثنايي ضرورتي پيش مي آيد، در آن زياده روي نكرد.
از نظر فقه اسلامي اگر پدر و مادر به صورت يا بدن فرزند خود ضربه اي بزند كه سرخ و كبود و سياه شود پرداخت ديه بر او واجب مي شود.[6]
از نظر شرعي كتك زدن در صورتي كه براي تربيت نباشد و بيش از مقدار لازم باشد سبب عذاب اخروي خواهد شد.
4. اصول و قواعد اجرای تنبيه:
آنچه گذشت مراحل گوناگون اجراي روش تنبيه بود كه به كارگيري آنها به همان ترتيبي كه ذكر شده مطلوب به نظر مي رسد اما اجراي مفيد و كارآمد هر يك از مراحل ياد شده، مستلزم رعايت اصول و قواعدي است كه در زير به آنها اشاره مي گردد.
1. حسن ظن. 2. برخورد با رفتارها 3. رعايت ترتيب مراحل تنبيه 4. تقدم عفو و اغماض 5. در نظر گرفتن شرايط و موقعيت متربي 6. پذيرش عذر 7. پرهيز از شتابزدگي 8. اتمام حجت قبل از ارتكاب خطا 9. هشدارهاي غير مستقيم 10. اطمينان از ارتكاب خطا 11. تقبيح فعل نه شخصيت 12. تنبيه فقط براي خطا كار نه اشخاص ديگر 13. توجه به آگاهي متربي به خطا و ميزان تنبيه آن 14. توجه به ويژگي هاي مثبت 15. چراغ سبز براي بازگشت 16. تعجيل نكردن در تنبيه و سرزنش 17. عدم افراط در تنبيه و سرزنش 18. عدم تنبيه در حال خشم 19. ضربه نزدن به نقاط حساس. 20. عدم نگاه مجرمانه به متربي پس از تنبيه.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. روشهاي آسيب زا در تربيت از منظر تربيت اسلامي، محمد رضا خاتمي مقدم، پژوهشكدة حوزه دانشگاه.
2. رفتار والدين با فرزندان، محمد علي سادات، انتشارات انجمن اولياء و مربيان.
3. بررسي رفتار در روانشناسي تربيتي، حسين كريميان، انتشارات مدين.
4. پرسش ها و پاسخ هاي تربيتي، علي رحماني، انتشارات پارسايان.
5. كليدهاي رفتار با نوجوانان، دكتر هان فونتنل، ترجمه دكتر مسعود حاجي زاده، انتشارات صابرين.
پي نوشت ها:
[1] . قائمي مقدم، محمد رضا، روشهاي آسيب زا در تربيت از منظر تربيت اسلامي، پژوهشكده حوزه، چاپ اول، ص 137.
[2] . محمدي ري شهري، محمد، ترجمه منتخب ميزان الحكمه، ترجمه شيخي، تخليص حسيني، انتشارات دارالحديث، چاپ اول، ج 2، ص 772، ح 4844.
[3] . همان.
[4] . تميمي آمدي، محمد، غررالحكم و دررالكلم، دانشگاه تهران، چاپ سوم، چاپ بهمن، 1366، ص 1353، ح 4497.
[5] . تميمي آمدي، محمد، غرر الحكم و دررالكلم، چاپ دانشگاه تهران، چاپ چهارم، 1366، ص 374، ح 1429.
[6] . اگر پدر و مادر سيلي به صورت فرزند خود بزند كه سرخ شود، 5/1 مثقال (18 نخود) طلا و اگر كبود شود، 3 مثقال و اگر سياه شود، 6 مثقال طلا بايد بپردازد، و اگر جاي ديگر بدن را به واسطه زدن سرخ، كبود و يا سياه كنند. نصف مقدار طلايي كه گفته شده بايد ديه به فرزند خود بپردازد يا رضايت او را جلب كند.