درسهایی از زندگی نبی رحمت(2)

درسهایی از زندگی نبی رحمت(2)

حق پياده
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله هنگامى كه سواره بودند، نمى گذاشتند كسى پياده با آن حضرت حركت كند، يا او را با خود سوار مى كردند و چنانچه طرف قبول نمى كرد، مى فرمودند: جلوتر و در فلان جا منتظر باش.

وصف مريد از مراد
امير مؤ منان على عليه السلام در وصف پيامبر صلى الله عليه و آله چنين مى فرمايد:
از پيامبر پاك و نازنين پيروى كن . او لقمه دنيا را به اطراف مى خورد (نه اينكه دهانش را پر كند) و دنيا را به گوشه چشم (دقيق ) نمى نگريست . از جهت پهلو، لاغر، و از جهت شكم گرسنه ترين اهل دنيا بود. مانند بردگان سياه بر روى زمين مى نشست و كفش خود را با دست خود اصلاح مى كرد، و لباس خود را با دست خود مى دوخت . گاهى بر الاغ برهنه سوار مى شد و از شدت تواضع و فروتنى ، ديگرى از همرديف خود سوار مى كرد. يكى از همسرانش روزى پرده اى نسبتا زيبا و داراى نقش و نگار بر در خانه آويخته بود، به آن بانو فرمود: بى درنگ اين پرده رنگارنگ را از در خانه بردار، چرا كه من با نگاه به اين پرده ، به ياد دنيا و زينت هاى آن مى افتم …

توجه به ديگران
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وقتى به كسى رو مى كرد، نيم رخ برنمى گشت ، و با تمام بدن به طرف او روبه رو مى شد. به كسى جفا نمى كرد و عذر طرف را زود مى پذيرفت.

تواضع و فروتنى شگفت انگيز
ابن عباس مى گويد : پيامبر (صلى الله عليه وآله) همواره روى زمين بدون فرش مى نشست ، بر روى زمين غذا مى خورد و خود شير گوسپند را مى دوشيد و دعوت بردگان را بر سفره نان جوين مى پذيرفت.

آداب نشستن
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله جاى خاصى براى نشستن در نظر نمى گرفت و سعى مى كرد در پايين مجلس بنشيند. دوست نداشت در هنگام نشست و برخاست ، كسى به احترام او برخيزد. و در اين رابطه فرمودند: كسى كه دوست دارد ديگران به احترام وى از جا برخيزد، جايگاهش آتش است.

سلام
وقتى يكى از مسلمانان به حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله سلام مى كرد و مى گفت : سلام عليك ، در جوابش مى فرمود: و عليك السلام و رحمة الله و اگر مى گفت : السلام عليك و رحمة الله ، مى فرمود: و عليك السلام و رحمة الله و بركاته . و به اين كيفيت رسول الله صلى الله عليه و آله در پاسخ سلام اضافه مى نمود.

غذا خوردن با تهيدستان
حضرت امام صادق (عليه السلام) از پدر بزرگوارش روايت مى كند : در زمان پيامبر (صلى الله عليه وآله)تهيدستان به خاطر نداشتن خانه ، شب ها را در مسجد به صبح مى رساندند .
پيامبر (صلى الله عليه وآله) شبى در مسجد كنار منبر در ظرفى سنگى با آن تهيدستان افطار كرده ، و هم غذا شد و آن شب از بركت وجود پيامبر (صلى الله عليه وآله) سى نفر از غذايى كه در آن ديگ سنگى بود خوردند و باقى مانده غذا به همسرانش برگردانده شد.

اوج بندگى
ابوبصير از حضرت امام صادق (عليه السلام) روايت مى كند : رسول خدا (صلى الله عليه وآله) همواره مانند عبد و بنده غذا مى خورد و مانند عبد و بنده روى زمين مى نشست و دانا به اين حقيقت بود كه عبد و بنده است.

زهد و قناعت
حضرت امام رضا (عليه السلام) از پدران بزرگوارش روايت مى كند كه رسول خدا (صلى الله عليه وآله)فرمود : فرشته اى نزد من آمده ، گفت كه : اى محمّد ! پروردگارت به تو درود فرستاده ، مى فرمايد اگر بخواهى ، پهن دشت پر از ماسه و شن منطقه مكه را برايت طلا كنم ، ولى آن حضرت سر به سوى حق برداشته ، گفت : پروردگارا ! يك روز سير مى مانم تا تو را سپاس و حمد گويم و يك روز گرسنه تا از تو درخواست و گدايى كنم !

تأثير رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در قرائت آيه قرآن
پيامبر هميشه آيات را با حالى معنوى تلاوت مى‏كرد و يكى از آيات چنين است كه مى‏فرمايد:
وَ ما تَكُونُ فى شَأْنٍ وَ ما تَتْلُوا مِنْهُ مِنْ قُرْآنٍ وَ لا تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إلاّ كُنّا عَلَيْكُمْ شُهُوداً إذْ تُفيضُونَ فيهِ وَ ما يَعْزُبُ عَنْ رَبِّكَ مِنْ مِثْقالِ ذَرَّةٍ فِى اْلأَرْضِ وَ لا فِى السَّماءِ وَ لا أصْغَرَ مِنْ ذلِكَ وَ لا أكْبَرَ إلاّ فى كِتابٍ مُبينٍ (10يونس/61) و تو در هيچ كارى نيستى و هيچ بخشى از قرآن را از سوى او نمى‏خوانى و شما نيز هيچ عملى نمى‏كنيد مگر آنكه آنگاه كه به آن مى‏پردازيد ما بر شما گواهيم، و همسنگ ذره‏اى نه در زمين و نه در آسمان از پروردگارت پنهان نيست و كوچكتر و بزرگتر از اين چيزى نيست مگر آنكه در كتابى مبين [لوح محفوظ] ثبت است.
(در هيچ حالى و كارى نمى‏باشى و تلاوت نمى‏كنى چيزى را كه قرآن است و نازل از سوى خداست و انجام نمى‏دهيد هيچ كارى را مگر اينكه ما بر شما گواه مى‏باشيم. هنگامى كه وارد آن مى‏شويد و شروع در آن مى‏كنيد و پنهان نمى‏ماند از پروردگار تو هموزن ذره‏اى در زمين و نه در آسمان و نه كوچكتر از آن مگر آنكه در كتابى است روشن.)
در مجمع البيان مى‏گويد: كان رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله اذا قرء هذه الاية بكى بكاء شديداً. يعنى پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله هر وقت اين آيه را مى‏خواند گريه شديدى مى‏كرد و همواره چنين بود.

دارالنصرة
عبدالله جزعان كه پيرمرد فقيرى بود، خانه اى مى ساخت ، حضرت محمد صلى الله عليه و آله در آن هنگام هفت ساله بود. بچه ها را گرد آورد و به عبدالله كمك كرد تا خانه او ساخته شود. حتى خانه او را در دارالنصرة نام نهاد و افرادى را براى كمك به مظلومان تعيين كرد.

برخورد يكسان با فرزندان
روزى پيامبر صلى الله عليه و آله مردى را ديدند كه روى يكى از فرزندانش ‍ را بوسه زد به ديگرى توجهى نكرد.
پيامبر صلى الله عليه و آله با ناراحتى فرمود:
چرا ميان دو فرزندت فرق گذاشتى و برابر رفتار نكردى ؟

ارزش كار
ابن عباس (ره ) گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله چون به مردى مى نگريست و از ديدن او خوشوقت مى شد، مى پرسيدند: كارش چيست ؟ اگر مى گفتند: بيكار است ، مى فرمودند: از نظر من افتاد. عرض مى شد: يا رسول الله صلى الله عليه و آله ! چرا بى ارزش گرديد؟ مى فرمودند: چون مؤمن بيكار بماند، ناچار با دين خود بايد معيشت كند.

احترام مؤ من
رسول خدا صلى الله عليه و آله به خانه خدا نگاهى كردند و فرمودند: خوشا به حال تو خانه اى كه چقدر بزرگت داشته و احترامت را برافراشته است! به خدا قسم كه مؤ من نزد خداوند از تو محترم تر است ، زيرا خداوند بزرگ بر تو يك چيز را حرام كرده و آن قتل و كشتار پيرامون تست ، ولى از براى مؤ من سه چيز را حرام و ناروا فرموده است ؛ خون ، مالش و گمان بد به او بردن.

مطالب مشابه