راهي را براي تحكيم اراده ارائه كنيد و بگوييد چه كنم كه نگاه به نامحرم را در خود كنترل كنم؟

راهي را براي تحكيم اراده ارائه كنيد و بگوييد چه كنم كه نگاه به نامحرم را در خود كنترل كنم؟

با توجه به مراجعات مشاوره‌اي و پرسش‌هايي كه مي‌شود، به سهولت مي‌توان دريافت كه افراد فراواني در فراز و نشيب زندگي، از ضعف اراده خود نگرانند و به دنبال راه كارهاي مناسبي براي درمان آن هستند. بي‌ترديد اصل توجه به مشكل نيمي از درمان بوده و مي‌تواند درمان را سرعت بخشد. پس از توجه به مشكل با به كار بردن نكات روان شناختي و رهنمودهاي ديني مي‌توان آن را درمان نمود يا به حداقل رساند. در پاسخ به سؤال فوق توجه شما را به نكات زير جلب مي‌كنم:
1. پرهيز از سرزننش افراطي خويش: هيچ انساني بي‌بهره از اراده به عنوان موهبتي الهي نيست و از سوي ديگر ضعف اراده يا بي‌ارادگي مشكل عمومي و تقريباً فراگير بين انسانها است. امّا مهم اين است كه بسياري از مردم يا به اين مشكل توجه ندارند يا در صدد درمان و معالجه آن بر نمي‌آيند. بنابراين اگر مي‌بينيد در اقدام به كار يا به سرانجام رساندن آن ضعف داريد، به سرزنش افراطي خويش رو نياوريد، زيرا توجه به مشكل و پي بردن به آن، نيمي از درمان است و ارسال اين نامه نشانه وجود اراده در شما مي‌باشد و نيازمند تقويت مي‌باشد.
2. صبر بر مصيبت‌ها و ناگواري‌ها: صبر عامل قوت اراده است.[1] در بسياري از موارد با توجه به زندگي اجتماعي انسان و گزينش اين نوع زندگي با فراز و نشيب‌هاي فراواني همراه است كه چاره‌اي جز كنار آمدن با مشكل و تلاش در حل آن نيست؛ هر چند افراد به دليل تفاوت‌هايي كه دارند، به يك شكل نمي‌توانند اين فراز و نشيب را پشت سر بگذارند؛ زيرا رو در رو شدن با مشكل و تلاش در حل آن به اراده‌ي پويا نيازمند است و همه برخوردار از اراده‌اي يكسان نيستند. امّا تجربه نمودن صبر و بردباري در برابر مشكلات مي‌تواند به تقويت اراده افراد منجر شود. به عنوان مثال چشم پوشيدن و دوري كردن از نگاه به نامحرم شايد براي يك نوجوان و جوان مشكل باشد و نياز دروني‌اش او را به سوي نگاه كردن بكشاند امّا تحمل سركوبي اين خواسته‌ و صبر كردن زمينه رشد اراده را فراهم مي‌سازد.
3. انجام فرامين الهي (عبادات): هر يك از عبادات و مناسك شرعيه علاوه بر آن كه خودش داراي صورت اخروي و ملكوتي است، اثري در نفس بر جاي مي‌گذارد و به تدريج به تقويت اراده مي‌انجامد و قدرت نفس بيشتر مي‌شود. حضرت امام خميني(ره) عبادت سخت را از موجبات تقويت اراده دانسته‌اند:
«يكي از فضائل و اسرار عبادت شاقه و پرزحمت آن است كه اين مقصد از آنها بيشتر انجام گيرد و انسان به واسطه آنها داراي عزم مي‌شود و بر طينت غالب مي‌آيد و بر ملك چيره مي‌شود و اگر اراده، تام و تمام باشد و عزم، قوي و محكم گردد مثل ملك بدن و قواي ظاهره و باطنه آن مثل ملائكه الله شود كه عصيان خدا نكند.[2]»
بنابراين روي آوردن به عبادات و پايبندي به دستورات خداوند در تقويت اراده مؤثر است. همان گونه كه در كلام الهي اقامه نماز و امر به معروف و نهي از منكر نشانه عزم و اراده دانسته شده است. در وصاياي حضرت لقمان به فرزندش مي‌خوانيم: «پسرم نماز را بر پادار و امر به معروف و نهي از منكر كن، و بر آسيبي كه بر تو وارد آمده است شكيبا باش كه اين حاكي از عزم (و اراده تو در) امور است.[3]» به ديگر سخن صبر را پيشه كردن و تقوا را در زندگي سرلوحه خود قرار دادن، مي‌تواند به تقويت و بارور شدن اراده بيانجامد.[4] 4. اسوه قرار دادن افراد و شخصيت‌هاي ايده آل، و دستيابي به راز و رمز موفقيت آنان در زندگي، نقش مربيان، معاشرت با افراد سالم و با مربيان براي بيماران روحي مفيد است. آنان براي شخص بيمار چون تكيه گاهي هستند كه آن شخص به كمك آنان مي‌تواند از نفوذ يا گسترش بيماري جلوگيري كند.
5. پذيرش مسئوليت به ميزان توان، امام علي ـ عليه السّلام ـ فرمود: كسي كه آن چه را در توان دارد براي رسيدن به آرمان خود به كار بندد به نهايت آرمان خود خواهد رسيد.[5] يعني تقويت اراده به طور كلي در همه كارهايي كه نيازمند اراده است، اثر مي‌گذارد و نگاه به نامحرم از همين كارهاي ارادي است.
6. پرهيز از عوامل تضعيف كننده اراده مانند:
الف. علاقه مندي و محبت به دنيا؛
ب. شكم بارگي، از امام علي ـ عليه السّلام ـ: «لا تجتمع عزيمه و وليمه»[6] عزم و اراده با سورچراني جور نيايد؛
ج. جرأت پيدا كردن بر گناه و گستاخ شدن در معصيت؛[7] د. شهوت، «بدان كه انسان در قيد اسارت نفس و شهوات آن است و سلسله‌هاي طولاني شهوت… در گردن اوست به هيچ يك از مقامات معنوي و روحاني نايل نمي‌شود و سلطنت باطنيه نفس و اراده نافذه آن بروز و ظهور نمي‌كند».[8] هـ . گوش فرادادن به لهو و لعب امام خميني(ره) از قول استادشان آيت الله شاه آبادي(ره) نقل فرموده‌اند: «بيشتر از هر چيز، گوش كردن به تغنيات سلب اراده و عزم از انسان مي‌كند.»[9] 7. مراقبت ويژه از چشم و گوش: ادراكات حسي، به ويژه ديدني‌ها و شنيدني‌ها، نقش مهمي در تخيلات و افكار ما بازي مي‌كنند و به نوبه خود آثار جدي در صدور افعال ارادي دارند. از همين جا نتيجه مي‌گيريم كه يكي از بهترين ابزار كنترل اميال و خواست‌ها كنترل چشم و گوش است. دقت در كلام الهي ما را به اهميت اين مراقبت آگاه مي‌كند و به دليل همين جايگاه ويژه در قرآن شريف آمده است كه گوش وچشم و دل، مورد بازخواست قرار مي‌گيرند.[10] در فرهنگ ديني، براي اين دو عضو حساس از اندام انسان وظايفي برشمرده شده و براي آنها محدوديت‌هايي مطرح شده است. انسان اين اجازه را ندارد كه به هر آهنگي گوش فرادهد، به هر شخصي نگاه كند، و از هر چيز زيبايي بدون مراعات ضوابط شرعي لذت ببرد. پيشاهنگ آلوده شدن انسان به لذت‌هاي حرام، چشم او است و عدم كنترل آن پي‌آمدهاي ناگواري خواهد داشت.
روشن است كه آن چه در اسلام به عنوان حرام ياد شده، نگاه است نه ديدن و تفاوت اين دو مشابه فرق شنيدن وگوش دادن است.[11] برخي از افراد با كنترل نگاه‌هاي خود به مقامات بالايي دست يافتند و دريچه‌هاي حكمت به رويشان گشوده شد و عجايب آفرينش را مشاهده نمودند. چنانكه رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: چشم‌هاي خود را بر ديدن مناظر گناه، ببنديد تا عجايت و شگفتي‌ها ببينيد.[12] رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ در كلامي ديگر فرموده است: نگاه حرام تيري زهر آگين از تيرهاي شيطان است، پس كسي كه از ترس خدا چنين عملي را ترك نمايد خداوند ايماني به او عطا كند كه لذت آن را در قلبش خواهد چشيد.[13]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. معجزة اراده، نورمن وينست پيل ، ترجمه وجيهة آزرمي، تهران، انجمن اولياء و مربيان، چ 4، 1380.
2. اعتماد به نفس در ده روز، مجتبي حورايي، تهران، دكلمه گران، 1377.

پي نوشت ها:
[1] . احقاف/35؛ (و اصبر كما صبر اولوالعزم من الرسل).
[2] . خميني، روح الله، چهل حديث، تهران، نشر رجاء، ص 107.
[3] . لقمان/17؛ يا بُنَيَّ اَقِم الصَّلاه و أمُر بالمعروف وَ أنهَ عن المنكر و اَصبِر علي ما اصابكُ إنّ ذلك من عَزمِ الاموُرِ.
[4] . آل عمران/186؛ و ان تصبروا و تتقوا فان ذلك من عزم الامور.
[5] . «من بذل جهد طاقته بلغ كنه ارادته» عبدالواحد بن محمد، آمدي، غرر الحكم و درر الكلم، ترجمه سيد هاشم تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1379، چ 3، ج 1، ص 178.
[6] . همان ج2، ص 121، ح 6427/9.
[7] . خميني، روح الله، چهل حديث، ص 7.
[8] . پيشين، ص 22.
[9] . پيشين، ص 7.
[10] . اسراء/36؛ «ان السمع و البصر كل اولئك كان عنه مسئولا».
[11] . ر.ك: مطهري، مرتضي، مسأله حجاب، قم، انتشارات صدرا، چ 52، 1379، ص 124.
[12] . محمدي ري شهري، محمد، ميزان الحكمه، ج 13، ح 20300، ص 6326.
[13] . همان، ح 20283 و 20284، ص 6322.

مطالب مشابه