روایات امام هادی از امام باقر و امام صادق (ع)

روایات امام هادی از امام باقر و امام صادق (ع)

روايات امام هادى از امام باقر (ع )

امام هادى از جد بزرگوارش امام باقر نقل مى كند كه ايشان مى فرمود:

(( ((اتقوا فراسة المؤ من فانه ينظر بنور اللّه ، ثم تلا قوله تعالى : ان فى ذلك لايات للمتوسمين )). )) (91)

((بترسيد از تيزبينى مؤ من زيرا او با نور خدايى مى بيند سپس اين آيه را خواند: به تحقيق كه در آن واقعه نشانه هايى است براى تيزبينان )).

مؤ من حقيقى خود را از زنگار ماديات پاك كرده است و از تاريكى هاى باطل بدر آمده است لذا پديده ها را با عينك واقع بين مى نگرد و به آن سوى سكه توجه دارد، ظاهر امر او را فريب نمى دهد، ضعف و قوت امور را مى شناسد و هرگز در ديدن خود از جاده حقيقت دور نمى گردد. بينش او خدايى است و در اعماق مسائل و امور نفوذ مى كند.
روايات حضرت از امام صادق (ع )

امام هادى مجموعه گرانبهايى از احاديث جد بزرگوارش ، عقل مجسم و انديشه بزرگ انسانيت امام صادق – عليه السلام – را براى ما به ارمغان گذاشته است كه ما در اينجا به برخى از آنها اشاره مى كنيم :

1 – امام هادى از امام صادق نقل مى كند كه فرمود: ((دعاى سه تن است كه هميشه به اجابت مى رسد:

الف – دعاى پدر در حق فرزند هنگامى كه فرزند به پدر نيكى كند و نفرين او هنگامى كه فرزند حقوق پدرى را رعايت نكند.

ب – نفرين مظلوم عليه ظالم و دعاى او براى كسى كه او را يارى مى كند.

ج – دعاى مؤ منى كه در حق مؤ من ديگرى كه او را در راه ما كمك كرده است صورت مى گيرد و نفرين عليه او هنگامى كه امكان كمك را دارد ولى دريغ كند و برادر مؤ منش بدو محتاج باشد…)).(92)

اين حديث شريف توجه خاصى به نيكى كردن دارد و انسان را دعوت مى كند تا نسبت به پدر نيكى كند زيرا دعاى پدر در حق فرزند مستجاب مى گردد. و انسان را از نفرين پدر بر حذر مى دارد زيرا نفرين پدر در اين حالت رد نمى گردد. به همين گونه است نفرين مظلوم عليه ظالم .

همچنين اين حديث انسان را تشويق مى كند مؤ من را يارى كند زيرا دعاى برادر مؤ من او به هدف اجابت خواهد رسيد و از نفرين او بر حذر مى دارد زيرا نفرين او نيز به هدف اجابت مى رسد.

2 – امام هادى از امام صادق نقل مى كند كه حضرت فرمود: ((بر شما باد دورى از گناه كه آن دين و آيينى است كه همراه آن هستى و با آن خدا را مى پرستى و اين همان خصلتى است كه ما از دوستانمان انتظار داريم …)).(93)

دور بودن از محرّمات الهى پايه و اساس دين است و از ملكه نگهدارنده انسان از گناه پرده بر مى دارد لذا ((ورع )) يكى از عناصر مهم دين بشمار مى رود.

3 – حضرت از امام صادق – عليه السلام – نقل مى كند كه ايشان فرمود: ((هر كه حربه تقيه را بكار نگيرد و ما را از مردمان فرومايه حفظ نكند، از ما نخواهد بود)).(94)

ائمه – عليهم السلام – بر تقيّه تاءكيد زيادى داشتند و با كمك تقيّه جان شيعيان را حفظ كرده و آنان را از چنگال حكومت هاى اموى و عباسى كه خون مؤ منان را مباح مى دانستند نجات دادند و اگر حكم تقيه تشريع نمى گشت كسى از شيعيان و دوستداران اهل بيت زنده نمى ماند و ديگر اثرى از تشيّع در ميان نبود.

4 – امام هادى از جد خود امام صادق نقل مى كند كه فرمود: ((در سه زمان دعا به اجابت مى رسد و ردّ نمى گردد: الف – دعاى پس از نمازهاى واجب . ب ) دعاى هنگام آمدن باران . ج ) دعاى هنگام ظهور معجزه اى الهى در زمين )).(95)

خداوند متعال دوست دارد او را در اين اوقات بخوانند و اجابت دعا را مانند دعا در مراقد ائمه تضمين نموده است .

5 – حضرت هادى نقل مى كنند كه : ((مردى نزد امام صادق آمد و گفت : از دنيا خسته شده ام و از خداوند مرگ خود را درخواست كرده ام . حضرت صادق – عليه السلام – فرمود: ارزش زندگى به اين است كه خدا را اطاعت كنى نه اينكه عصيان ورزى . لذا اگر زنده باشى و اطاعت كنى بهتر از اينست كه بميرى و نتوانى اطاعت كنى يا عصيان ورزى )).

وقتى انسان مرد ديگر دفتر اعمالش بسته مى شود چه خوب باشد و چه بد و امكان انجام اعمال باقى نمى ماند زيرا: (( ((اليوم عمل و لا حساب و غدا حساب و لا عمل )). )) لذا امام دستور مى دهد آرزوى زندگى و طول عمر داشته باشيم تا آن را صرف كار نيك و به دست آوردن ذخيره اخروى كنيم .

6 – حضرت مى فرمايد به امام صادق گفتند: يابن رسول اللّه ! مرگ را براى ما توصيف كن ايشان فرمود: ((مرگ براى مؤ من مانند رايحه خوشبويى است كه او را برمى انگيزد و تمام خستگى ها و رنج ها را از تنش مى زدايد. و براى كفّار بدتر و جانگدازتر از نيش افعى ، مار و عقرب است .

به حضرت گفتند گروهى مى گويند: مرگ از پاره پاره شدن با ارّه ، مقراض ، سنگ و له شدن در زير سنگ هاى آسياب سخت تر است .

حضرت فرمود: درست است مرگ بعضى از كفّار و بدكاران چنين است . آيا نديده ايد بعضى از كفّار با چه سختى جان مى دهند و اين عذاب نسبت به عذاب آخرت آنان مقدمه اى بيش نيست .

به حضرت گفتند: پس چرا برخى از كفار را هنگام مرگ خندان و بشّاش مى بينيم و مرگ برايشان بسيار آسان است و به راحتّى در آن سكرات موت سخن مى گويند و جان كندن را تحمل مى كنند؟ البته عده اى از مؤ منان نيز هنگام ترك اين جهان احساس سبكبالى مى كنند و با آغوش باز مرگ را پذيرا مى گردند.

(نشان مرد مؤ من با تو مى گويم كه چون مرگش رسد خندان بميرد)

(اقبال )

امّا از طرف ديگر گروهى از مؤ منان و كفّار را مى بينيم كه هنگام مرگ بشدت سختى مى كشند و گويى آنان را با ارّه و سنگ پاره پاره مى كنند.

حضرت در بيان علت آن فرمود:

امّا آسايش و آرامش مؤ من هنگام مرگ در حقيقت پاداش دنيوى اوست و مقدمه اى است براى ثواب آن جهان . و امّا مؤ منى كه هنگام جان كندن سختى مى كشد در حقيقت بدين وسيله از گناه پاك مى شود تا با ضميرى پاك و اعمالى يكسره نيك راهى آن جهان گردد و مستحق پاداش ابدى باشد. امّا راحتى و آرامش برخى از كفّار هنگام مرگ نتيجه اعمال نيك است كه در اين دنيا انجام داده اند و بدين وسيله پاداش خود را در همين جهان دريافت مى كنند و در آخرت جز عذاب ابدى چيزى در انتظارشان نيست . و امّا سختى عذاب عده اى ديگر از كفار هنگام مرگ آغاز عذاب الهى است كه خداوند آنان را به آن وعده داده است زيرا خداوند عدل محض است و به اندازه ذره اى ستم روا نمى دارد)).(96)

7 – حضرت هادى به نقل از امام صادق مى فرمايد: ((يعقوب كه گفت : (( ((فصبر جميل ، )) يعنى صبر بدون گلايه است )). (97) شايد اين استظهار بخاطر وجود قرينه ((جميل )) در آيه است زيرا اين آيه ، صبر يعقوب را به جميل بودن موصوف مى كند.

8 – امام هادى مى فرمايد امام صادق – عليه السلام – در تفسير آيه شريفه : (( ((تتجافى جنوبهم عن المضاجع )) (98) مى فرمود: آنان نمى خفتند تا آنكه نماز شامگاه را در تيرگى شب بجا آورند)).(99)

9 – حضرت هادى مى فرمايد امام صادق در تفسير آيه شريفه : (( ((فلحيينه حيوة طيبة )) )) (100) مى فرمود: مراد از حيات طيبه ، قناعت است )).

احاديث فوق بخشى از سخنان امام صادق است كه از طريق امام هادى دهمين ستاره تابناك امامت به دست ما رسيده است و بدين گونه ميراث جدّ بزرگوارش را براى ما زنده نگهداشته است .

منبع: اداره کل امور فرهنگی دانشگاه صنعتی اصفهان

باقر شریف قرشی

91-(( مآثر الكبراء، )) ج 3، ص 220.

92-(( مآثر الكبراء. و وسائل ، )) ج 4، ص 163 (به صورت مختصر).

93-امالى شيخ طوسى .

94-(( وسائل الشيعه ، )) ج 11، ص 466.

95-امالى شيخ طوسى .

96-(( عيون اخبار الرضا. ))

97-(( مآثر الكبراء، )) ج 3، ص 228.

98-سوره سجده ، آيه 16.

99-امالى شيخ طوسى .

100-سوره نحل ، آيه 97.

مطالب مشابه