تدبر در سوره ي مبارکه ي انعام (8)

تدبر در سوره ي مبارکه ي انعام (8)

مجري: علي صبوحي طسوجي

3-2- ترجمه تدبري سوره مبارکه انعام
به نام خداي رحمتگر مهربان
غرض سوره: « دفاع مهاجمانه خداي سبحان از رسالت توحيدي پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) براساس قرآن کريم، در برابر حملات مشرکان »
مقابله بيدارسازانه و منذرانه خداي سبحان با کافران مشرک، که با هدف منفعل کردن پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) براي پذيرش ولايت مشرکان به بهانه گيري در برابر قرآن و رسالت مي پردازند.
بيان قبح شرک کافران و ترديدشان در توحيد ربوبي؛ همراه با تهديد ضمني آنها:
ستايش خدايي را که آسمانها و زمين را آفريد، و تاريکيها و روشنايي را پديد آورد. با اين همه کساني که کفر ورزيده اند، [ غير او را ] با پروردگار خود برابر مي کنند. (1) اوست کسي که شما را از گِل آفريد. آن گاه مدّتي را [ براي شما عمر ] مقرّر داشت. و اجَل حتمي نزد اوست. با اين همه، [ بعضي از ] شما [ در قدرت او ] ترديد مي کنيد. (2) و او در آسمانها و زمين خداست. نهان و آشکار شما را مي داند، و آنچه را به دست مي آوريد [ نيز ] مي داند. (3)
پاسخ منذرانه به بهانه هاي مشرکان براي اعراض از قرآن ( آيات الهي ) و رسول (صلي الله عليه و آله و سلم)؛ و تثبيت قلب پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) بر استهزاء آنان:
و هيچ نشانه اي از نشانه هاي پروردگارشان به سويشان نمي آمد مگر آنکه از آن روي بر مي تافتند. (4) آنان حقّ را هنگامي که به سويشان آمد تکذيب کردند، پس به زودي، [ حقيقت ] خبرهاي آنچه را که به ريشخند مي گرفتند به آنان خواهد رسيد. (5) آيا نديده اند که پيش از آنان چه بسيار امّتها را هلاک کرديم؟ [ امّتهايي که ] در زمين به آنان امکاناتي داديم که براي شما آن امکانات را فراهم نکرده ايم، و [ بارانهاي ] آسمان را پي در پي بر آنان فرو فرستاديم، و رودبارها از زير [ شهرهاي ] آنان روان ساختيم. پس ايشان را به [ سزاي ] گناهانشان هلاک کرديم، و پس از آنان نسلهاي ديگري پديد آورديم. (6) و اگر مکتوبي، نوشته بر کاغذ، بر تو نازل مي کرديم و آنان، آن را با دستهاي خود لمس مي کردند قطعاً کافران مي گفتند: « اين [ چيزي ] جز سحر آشکار نيست. » (7) و گفتند: « چرا فرشته اي بر او نازل نشده است؟ » و اگر فرشته اي فرود مي آورديم، قطعاً کار تمام شده بود سپس مهلت نمي يافتند. (8) و اگر او را فرشته اي قرار مي داديم، حتماً وي را [ به صورت ] مردي در مي آورديم، و امر را هم چنان بر آنان مشتبه مي ساختيم. (9) و پيش از تو پيامبراني به استهزا گرفته شدند. پس آنچه را ريشخند مي کردند گريبانگير ريشخندکنندگان ايشان گرديد. (10) بگو: « در زمين بگرديد، آن گاه بنگريد که فرجام تکذيب کنندگان چگونه بوده است؟ » (11)
القائات الهي به رسولش براي پافشاري برهاني بر نفي ولايت غيرخدا و دعوت منذرانه توحيدي به وسيله قرآن و پرهيز از انفعال در برابر شرک و مشرکان:
بگو: « آنچه در آسمانها و زمين است از آنِ کيست؟ » بگو: « از آنِ خداست » که رحمت را بر خويشتن واجب گردانيده است. يقيناً شما را در روز قيامت-که در آن هيچ شکي نيست- گِرد خواهد آورد. خودباختگان کساني اند که ايمان نمي آورند. (12) و آنچه در شب و روز آرام [ و تکاپو ] دارد، از آنِ اوست و او شنواي داناست. (13) بگو: « آيا غير از خدا -پديدآورنده آسمانها و زمين- سرپرستي برگزينم؟ و اوست که خوراک مي دهد، و خوراک داده نمي شود. » بگو: « من مأمورم که نخستين کسي باشم که اسلام آورده است، و [ به من فرمان داده شده که: ] هرگز از مشرکان مباش. » (14) بگو: « اگر به پروردگارم عصيان ورزم از عذاب روزي بزرگ مي ترسم. » (15) آن روز، کسي که [ عذاب ] از او برگردانده شود، قطعاً [ خدا ] بر او رحمت آورده، و اين است همان رستگاري آشکار. (16) و اگر خدا به تو زياني برساند، کسي جز او برطرف کننده آن نيست، و اگر خيري به تو برساند پس او بر هر چيزي تواناست. (17) و اوست که بر بندگان خويش چيره است، و اوست حکيم آگاه. (18) بگو: « گواهي چه کسي از همه برتر است؟ » بگو: « خدا ميان من و شما گواه است. و اين قرآن به من وحي شده تا به وسيله آن، شما و هرکس را [ که اين پيام به او ] برسد، هشدار دهم. آيا واقعاً شما گواهي مي دهيد که در جنب خدا، خدايان ديگري است؟ » بگو: « من گواهي نمي دهم. » بگو: « او تنها معبودي يگانه است، و بي ترديد، من از آنچه شريک [ او ] قرار مي دهيد بيزارم. » (19) کساني که کتاب [ آسماني ] به آنان داده ايم، همان گونه که پسران خود را مي شناسد، او [ پيامبر ] را مي شناسد. کساني که به خود زيان زده اند، ايمان نمي آورند. (20)
مفتريان دروغ بر خدا ( مشرکان ) و مکذبان آيات الهي ( قرآن )، ظالمترين افرادند که هرگز رستگار نمي شوند:
و کيست ستمکارتر از آن کس که بر خدا دروغ بسته يا آيات او را تکذيب نموده؟ بي ترديد، ستمکاران رستگار نمي شوند. (21) و [ ياد کن ] روزي را که همه آنان را محشور مي کنيم، آن گاه به کساني که شرک آورده اند مي گويي: « کجايند شريکان شما که [ آنها را شريک خدا ] مي پنداشتيد » (22) آن گاه عذرشان جز اين نيست که مي گويند: « به خدا، پروردگارمان سوگند که ما مشرک نبوديم. » (23) ببين، چگونه به خود دروغ مي گويند و آنچه برمي بافتند از ايشان ياوه شد. (24) و برخي از آنان به تو گوش فرا مي دهند، و [لي] ما بر دلهايشان پرده ها افکنده ايم تا آن را نفهمند، و در گوشهايشان سنگيني [ قرار داده ايم ]. و اگر هر معجزه اي را ببينند به آن ايمان نمي آورند. تا آنجا که وقتي نزد تو مي آيند و با تو جدال مي کنند، کساني که کفر ورزيدند، مي گويند: « اين [ کتاب ] چيزي جز افسانه هاي پيشينيان نيست. » (25) و آنان [ مردم را ] از آن باز مي دارند و [ خود نيز ] از آن دوري مي کنند، و [لي] جز خويشتن را به هلاکت نمي افکنند و نمي دانند. (26) و اي کاش [ منکران را ] هنگامي که بر آتش عرضه مي شوند، مي ديدي که مي گويند: « کاش بازگردانده مي شديم و [ ديگر ] آيات پروردگارمان را تکذيب نمي کرديم و از مؤمنان مي شديم. » (27) [ ولي چنين نيست ] بلکه آنچه را پيش از اين نهان مي داشتند، براي آنان آشکار شده است. و اگر هم بازگردانده شوند قطعاً به آنچه از آن منع شده بودند برمي گردند و آنان دروغگويند. (28) و گفتند: « جز زندگي دنياي ما [ زندگي ديگري ] نيست و برانگيخته نخواهيم شد. » (29) و اگر بنگري هنگامي را که در برابر پروردگارشان باز داشته مي شوند. [ خدا ] مي فرمايد: « آيا اين حقّ نيست؟ » مي گويند: « چرا، سوگند به پروردگارمان [ که حق است ]. » مي فرمايد: « پس به [ کيفر ] آنکه کفر مي ورزيديد، اين عذاب را بچشيد. » (30) کساني که لقاي الهي را دروغ انگاشتند قطعاً زيان ديدند. تا آن گاه که قيامت بناگاه بر آنان دررسد، مي گويند: « اي دريغ بر ما، بر آنچه درباره آن کوتاهي کرديم. » و آنان بار سنگين گناهانشان را به دوش مي کشند. چه بد است باري که مي کشند. (31) و زندگي دنيا جز بازي و سرگرمي نيست، و قطعاً سراي بازپسين براي کساني که پرهيزگاري مي کنند بهتر است. آيا نمي انديشيد؟ (32)
مقابله افشاگرانه و منذرانه خداي سبحان با مشرکان مکذب که با هدف منفعل کردن پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) متقاضي نزول آيه يا فرا رسيدن فوري عذاب بودند
تثبيت جايگاه پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) در برابر تقاضاي بيجاي نزول آيه از جانب مکذبان آيات الهي؛ که به منظور تکذيب آن حضرت صورت مي گرفت ولي در باطن ناشي از آيه گريزي کيفري آنان بود:
به يقين، مي دانيم که آنچه مي گويند تو را سخت غمگين مي کند. در واقع آنان تو را تکذيب نمي کنند، ولي ستمکاران آيات خدا را انکار مي کنند. (33) و پيش از تو نيز پيامبراني تکذيب شدند، ولي بر آنچه تکذيب شدند و آزار ديدند شکيبايي کردند تا ياري ما به آنان رسيد، و براي کلمات خدا هيچ تغييردهنده اي نيست. و مسلّماً اخبار پيامبران به تو رسيده است. (34) و اگر اعراض کردن آنان [ از قرآن ] بر تو گران است، اگر مي تواني نقبي در زمين يا نردباني در آسمان بجويي تا معجزه اي [ ديگر ] برايشان بياوري [ پس چنين کن ]؛ و اگر خدا مي خواست قطعاً آنان را بر هدايت گِرد مي آورد، پس زنهار از نادانان مباش. (35) تنها کساني [ دعوت تو را ] اجابت مي کنند که گوش شنوا دارند، و [ امّا ] مردگان را خداوند [ در قيامت ] برخواهد انگيخت سپس به سوي او بازگردانيده مي شوند. (36) و گفتند: « چرا معجزه اي از جانب پروردگارش بر او نازل نشده است؟ » بگو: « بي ترديد، خدا قادر است که پديده اي شگرف فرو فرستد، ليکن بيشتر آنان نمي دانند. » (37) و هيچ جنبنده اي در زمين نيست و نه هيچ پرنده اي که با دو بال خود پرواز مي کند مگر آنکه آنها [ نيز ] گروه هايي مانند شما هستند، ما هيچ چيزي را در کتاب [ لوح محفوظ ] فروگذار نکرده ايم سپس [ همه ] به سوي پروردگارشان محشور خواهند گرديد. (38) و کساني که آيات ما را دروغ پنداشتند، در تاريکيها [ يِ کفر ] کر و لالند، هر که را خدا بخواهد گمراهش مي گذارد و هرکه را بخواهد بر راه راست قرارش مي دهد. (39)
هشدار به اينکه امت، با توقعات بيجا از رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) و تکذيب آيات الهي، از رهنمون شدن به حقيقت توحيد، پيش از فرا رسيدن عذاب يا قيامت محروم مي شود و در نتيجه با گرفتاري به عذاب دنيا يا آخرت، از حقانيت توحيد و پوچي شرک آگاه خواهد شد:
بگو: « به نظر شما، اگر عذاب خدا شما را دررسد يا رستاخيز شما را دريابد، اگر راستگوييد، کسي غير از خدا را مي خوانيد؟ » (40) [ نه، ] بلکه تنها او را مي خوانيد، و اگر او بخواهد رنج و بلا را از شما دور مي گرداند، و آنچه را شريک [ او ] مي گردانيد فراموش مي کنيد. (41) و به يقين، ما به سوي امّتهايي که پيش از تو بودند [ پيامبراني ] فرستاديم، و آنان را به تنگي معيشت و بيماري دچار ساختيم، تا به زاري و خاکساري درآيند. (42) پس چرا هنگامي که عذاب ما به آنان رسيد تضرّع نکردند؟ ولي [ حقيقت اين است که ] دلهايشان سخت شده، و شيطان آنچه را انجام مي دادند برايشان آراسته است. (43) پس چون آنچه را که بدان پند داده شده بودند فراموش کردند، درهاي هر چيزي [ از نعمتها ] را بر آنان گشوديم، تا هنگامي که به آنچه داده شده بودند شاد گرديدند. ناگهان [ گريبان ] آنان را گرفتيم، و يکباره نوميد شدند. (44) پس ريشه آن گروهي که ستم کردند برکنده شد، و ستايش براي خداوند، پروردگار جهانيان است. (45) بگو: « به نظر شما، اگر خدا شنوايي شما و ديدگانتان را بگيرد و بر دلهايتان مُهر نَهَد، آيا غير از خدا کدام معبودي است که آن را به شما بازپس دهد؟ » بنگر چگونه آيات [ خود ] را [ گوناگون ] بيان مي کنيم، سپس آنان روي برمي تابند؟ (46) بگو: « به نظر شما، اگر عذاب خدا ناگهان يا آشکارا به شما برسد، آيا جز گروه ستمگران [ کسي ] هلاک خواهد شد؟ » (47)
و ما پيامبران [ خود ] را جز بشارتگر و هشداردهنده نمي فرستيم، پس کساني که ايمان آورند و نيکوکاري کنند بيمي بر آنان نيست و اندوهگين نخواهند شد. (48) و کساني که آيات ما را دروغ انگاشتند، به [ سزاي ] آنکه نافرماني مي کردند، عذاب به آنان خواهد رسيد. (49) بگو: « به شما نمي گويم گنجينه هاي خدا نزد من است و غيب نيز نمي دانم و به شما نمي گويم که من فرشته ام. جز آنچه را که به سوي من وحي مي شود پيروي نمي کنم. » بگو: « آيا نابينا و بينا يکسان است؟ آيا تفکّر نمي کنيد. » (50)
تبيين وظايف پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) نسبت به قومش در انجام رسالت دعوت منذرانه و مبشرانه به توحيد:
به وسيله اين [ قرآن ] کساني را که بيم دارند که به سوي پروردگارشان محشور شوند هشدار ده [ چرا ] که غير او براي آنها يار و شفيعي نيست، باشد که پروا کنند. (51) و کساني را که پروردگار خود را بامدادان و شامگاهان مي خوانند- درحالي که خشنودي او را مي خواهند- مران. از حساب آنان چيزي برعهده تو نيست، و از حساب تو [ نيز ] چيزي برعهده آنان نيست، تا ايشان را براني و از ستمکاران باشي. (52) و بدين گونه ما برخي از آنان را به برخي ديگر آزموديم، تا بگويند: « آيا اينانند که از ميان ما، خدا بر ايشان منّت نهاده است؟ » آيا خدا به [ حالِ ] سپاسگزاران داناتر نيست؟ (53) و چون کساني که به آيات ما ايمان دارند، نزد تو آيند، بگو: « درود بر شما، پروردگارتان رحمت را بر خود مقرّر کرده که هرکس از شما به ناداني کار بدي کند و آن گاه به توبه و صلاح آيد، پس وي آمرزنده مهربان است. » (54) و اين گونه، آيات [ خود ] را به روشني بيان مي کنيم تا راه و رسم گناهکاران روشن شود. (55)
خنثي سازي فعال ترفند تقاضاي تحقق وعده عذاب از ناحيه مشرکان مکذب که به منظور منفعل کردن رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) در بينش توحيدي انجام مي گرفت:
بگو: « من نهي شده ام که کساني را که شما غير از خدا مي خوانيد بپرستم. » بگو: « من از هوسهاي شما پيروي نمي کنم، و گر نه گمراه شوم و از راه يافتگان نباشم. » (56) بگو: « من از جانب پروردگارم دليل آشکاري [ همراه ] دارم، و [لي] شما آن را دروغ پنداشتيد، [ و ] آنچه را به شتاب خواستار آنيد در اختيار من نيست. فرمان جز به دست خدا نيست، که حق را بيان مي کند، و او بهترين داوران است. » (57) بگو: « اگر آنچه را با شتاب خواستار آنيد نزد من بود، قطعاً ميان من و شما کار به انجام رسيده بود، و خدا به [ حالِ ] ستمکاران داناتر است. » (58) و کليدهاي غيب، تنها نزد اوست. جز او [ کسي ] آن را نمي داند، و آنچه در خشکي و درياست مي داند، و هيچ برگي فرو نمي افتد مگر [ اينکه ] آن را مي داند، و هيچ دانه اي در تاريکيهاي زمين، و هيچ تر و خشکي نيست مگر اينکه در کتابي روشن [ ثبت ] است. (59) و اوست کسي که شبانگاه، روح شما را [ به هنگام خواب ] مي گيرد و آنچه را در روز به دست آورده ايد مي داند سپس شما را در آن بيدار مي کند، تا هنگامي معيّن به سر آيد آن گاه بازگشت شما به سوي اوست سپس شما را به آنچه انجام مي داده ايد آگاه خواهد کرد. (60) و اوست که بر بندگانش قاهر [ و غالب ] است و نگهباناني بر شما مي فرستد، تا هنگامي که يکي از شما را مرگ فرا رسد، فرشتگان ما جانش بستانند، در حالي که کوتاهي نمي کنند. (61) آن گاه به سوي خداوند- مولاي بحقشان- برگردانيده شوند. آگاه باشيد که داوري از آنِ اوست، و او سريعترين حسابرسان است. (62) بگو: « چه کسي شما را از تاريکيهاي خشکي و دريا مي رهاند؟ در حالي که او را به زاري و در نهان مي خوانيد: که اگر ما را از اين [ مهلکه ] برهاند، البته از سپاسگزاران خواهيم بود. » (63) بگو: « خداست که شما را از آن [ تاريکيها ] و از هر اندوهي مي رهاند، باز شما شرک مي ورزيد. » (64) بگو: « او تواناست که از بالاي سرتان يا از زير پاهايتان عذابي بر شما بفرستد يا شما را گروه گروه به هم اندازد [ و دچار تفرقه سازد ] و عذاب بعضي از شما را به بعضي [ ديگر ] بچشاند. » بنگر، چگونه آيات [ خود ] را گوناگون بيان مي کنيم باشد که آنان بفهمند. (65) و قوم تو آن [ قرآن ] را دروغ شمردند، در حالي که آن بر حق است. بگو: « من بر شما نگهبان نيستم. » (66) براي هر خبري هنگام [ وقوع ] است، و به زودي خواهيد دانست. (67)
پيش گيري از آسيب هاي حملات تبليغاتي مشرکان، در جريان رسالت و تشکل نوپاي مؤمنان؛ و تثبيت قدم رسول حق (صلي الله عليه و آله و سلم) بر صراط مستقيم ابراهيمي (عليه السلام) و سلسله انبياء (عليهم السّلام)
تدابير الهي براي جلوگيري از تضعيف جريان رسالت و سستي ايمان مؤمنان در برابر تهاجمات فرهنگي مشرکان مکذب ( دستور اعراض از مجالس آنان، ترک همراهي با آنان و تثبيت اعتقادات توحيدي ):
و چوون ببيني کساني [ به قصد تخطئه ] در آيات ما فرو مي روند از ايشان روي برتاب، تا در سخني غير از آن درآيند و اگر شيطان تو را [ در اين باره ] به فراموشي انداخت، پس از توجّه، [ ديگر ] با قوم ستمکار منشين. (68) و چيزي از حساب آنان [ ستمکاران ] برعهده کساني که پروا [ يِ خدا ] دارند، نيست. ليکن، تذکّر دادن [ لازم ] است، باشد که [ از استهزا ] پرهيز کنند. (69) و کساني را که دين خود را به بازي و سرگرمي گرفتند و زندگي دنيا آنان را فريفته است، رها کن و [ مردم را ] به وسيله اين [ قرآن ] اندرز ده مبادا کسي به [ کيفر ] آنچه کسب کرده به هلاکت افتد، در حالي که براي او در برابر خدا ياري و شفاعتگري نباشد و اگر [ براي رهايي خود ] هر گونه فديه اي دهد، از او پذيرفته نگردد. اينانند که به [ سزاي ] آنچه کسب کرده اند به هلاکت افتاده اند، و به [ کيفر ] آنکه کفر مي ورزيدند، شرابي از آب جوشان و عذابي پر درد خواهند داشت. (70) بگو: « آيا به جاي خدا چيزي را بخوانيم که نه سودي به ما مي رساند و نه زياني و آيا پس از اينکه خدا ما را هدايت کرده از عقيده خود بازگرديم؟ مانند کسي که شيطانها او را در بيابان از راه به در برده اند، و حيران [ بر جاي مانده ] است؟ براي او ياراني است که وي را به سوي هدايت مي خوانند که: » به سوي ما بيا. « بگو: » هدايت خداست که هدايتِ [ واقعي ] است، و دستور يافته ايم که تسليم پروردگار جهانيان باشيم. (71) و اينکه نماز برپا داريد و از او بترسيد، و هم اوست که نزد وي محشور خواهيد گرديد. (72) و او کسي است که آسمانها و زمين را به حق آفريد، و هرگاه که مي گويد: « باش »، بي درنگ موجود شود سخنش راست است و روزي که در صور دميده شود، فرمانروايي از آنِ اوست داننده غيب و شهود است و اوست حکيم آگاه. (73)
بيان مظاهر هدايت خدا نسبت به ابراهيم (عليه السلام) ( يقين به ضلالت بت پرستان و موضع گيري در برابر بت پرستي؛ و اقدام به هدايت بت پرستان و استناد به هدايت خدا در برابر محاجه آنان و اتکاء به او در برابر تهديدشان ) و الحاق سلسله انبياء به ايشان در مشموليت هدايت الهي؛ مقدمه رفع نگراني پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) نسبت به تأثير کفر قومش در انقطاع جريان هدايت و دعوت آن حضرت به استقامت در صراط هدايت:
و [ ياد کن ] هنگامي را که ابراهيم به پدر خود « آزر » گفت: « آيا بتان را خدايان [ خود ] مي گيري؟ من همانا تو و قوم تو را در گمراهي آشکاري مي بينم. » (74) و اين گونه، ملکوت آسمانها و زمين را به ابراهيم نمايانديم تا از جمله يقين کنندگان باشد. (75) پس چون شب بر او پرده افکند، ستاره اي ديد گفت: « اين پروردگار من است. » و آن گاه چون غروب کرد، گفت: « غروب کنندگان را دوست ندارم. » (76) و چون ماه را در حال طلوع ديد، گفت: « اين پروردگار من است. » آن گاه چون ناپديد شد، گفت: « اگر پروردگارم مرا هدايت نکرده بود قطعاً از گروه گمراهان بودم. » (77) پس چون خورشيد را برآمده ديد، گفت: « اين پروردگار من است. اين بزرگتر است. » و هنگامي که افول کرد، گفت: « اي قوم من، من از آنچه [ براي خدا ] شريک مي سازيد بيزارم. » (78) من از روي اخلاص، پاکدلانه روي خود را به سوي کسي گردانيدم که آسمانها و زمين را پديد آورده است و من از مشرکان نيستم. (79) و قومش با او به ستيزه پرداختند. گفت: « آيا با من درباره خدا محاجّه مي کنيد و حال آنکه او مرا راهنمايي کرده است؟ و من از آنچه شريک او مي سازيد بيمي ندارم، مگر آنکه پروردگارم چيزي بخواهد. علم پروردگارم به هر چيزي احاطه يافته است. پس آيا متذکّر نمي شويد؟ » (80) و چگونه از آنچه شريک [ خدا ] مي گردانيد بترسم، با آنکه شما خود از اينکه چيزي را شريک خدا ساخته ايد که [ خدا ] دليلي درباره آن بر شما نازل نکرده است نمي هراسيد؟ پس اگر مي دانيد، کدام يک از [ ما ] دو دسته به ايمني سزاوارتر است؟ (81) کساني که ايمان آورده و ايمان خود را به شرک نيالوده اند، آنان راست ايمني و ايشان راه يافتگانند. (82) و آن حجّت ما بود که به ابراهيم در برابر قومش داديم. درجات هرکس را که بخواهيم فرا مي بريم، زيرا پروردگار تو حکيم داناست. (83) و به او اسحاق و يعقوب را بخشيديم، و همه را به راه راست درآورديم، و نوح را از پيش راه نموديم، و از نسل او داوود و سليمان و ايوب و يوسف و موسي و هارون را [ هدايت کرديم ] و اين گونه، نيکوکاران را پاداش مي دهيم. (84) و زکريّا و يحيي و عيسي و الياس را که همه از شايستگان بودند، (85) و اسماعيل و يسع و يونس و لوط، که جملگي را بر جهانيان برتري داديم. (86) و از پدران و فرزندان و برادرانشان برخي را [ بر جهانيان برتري داديم ]، و آنان را برگزيديم و به راه راست راهنمايي کرديم. (87) اين، هدايت خداست که هرکس از بندگانش را بخواهد بدان هدايت مي کند. و اگر آنان شرک ورزيده بودند، قطعاً آن چه انجام مي دادند از دستشان مي رفت. (88) آنان کساني بودند که کتاب و داوري و نوبت بديشان داديم و اگر اينان [ مشرکان ] بدان کفر ورزند، بي گمان، گروهي [ ديگر ] را بر آن گماريم که بدان کافر نباشند. (89) اينان کساني هستند که خدا هدايتشان کرده است پس به هدايت آنان اقتدا کن. بگو: من، از شما هيچ مزدي بر اين [ رسالت ] نمي طلبم. اين [ قرآن ] جز تذکري براي جهانيان نيست. » (90)
مقابله فعال الهي با توطئه مکارانه مشرکان عليه قرآن کريم به عنوان وحي الهي، آيه و کتاب حق شريعت آسماني
مقابله فعال با شبهه به ظاهر فرهنگي « ناسازگاري انزال وحي از جانب خدا بر بشر با قدر و منزلت الهي » از طريق پاسخ نقضي، انذار و پاسخ حلي:
و آن گاه که [ يهوديان ] گفتند: « خدا چيزي بر بشري نازل نکرده »، بزرگي خدا را چنان که بايد نشناختند. بگو: « چه کسي آن کتابي را که موسي آورده است نازل کرده؟ [ همان کتابي که ] براي مردم روشنايي و رهنمود است، [ و ] آن را به صورت طومارها درمي آوريد. [ آنچه را ] از آن [ مي خواهيد ] آشکار و بسياري را پنهان مي کنيد، در صورتي که چيزي که نه شما مي دانستيد و نه پدرانتان، [ به وسيله آن ] به شما آموخته شد. » بگو: « خدا [ همه را فرستاده ] » آن گاه بگذار تا در ژرفاي [ باطل ] خود به بازي [ سرگرم ] شوند. (91) و اين خجسته کتابي است که ما آن را فرو فرستاديم، [ و ] کتابهايي را که پيش از آن آمده تصديق مي کند. و براي اينکه [ مردمِ ] أم القري [ مکّه ] و کساني را که پيرامون آنند هشدار دهي. و کساني که به آخرت ايمان مي آورند، به آن [ قرآن نيز ] ايمان مي آورند، و آنان بر نمازهاي خود مراقبت مي کنند. (92) و کيست ستمکارتر از آن کس که بر خدا دروغ مي بندد يا مي گويد: « به من وحي شده »، در حالي که چيزي به او وحي نشده باشد، و آن کس که مي گويد: « به زودي نظير آنچه را خدا نازل کرده است نازل مي کنم »؟ و کاش ستمکاران را در گردابهاي مرگ مي ديدي که فرشتگان [ به سوي آنان ] دستهايشان را گشوده اند [ و نهيب مي زنند: ] « جانهايتان را بيرون دهيد » امروز به [ سزاي ] آنچه بناحق بر خدا دروغ مي بستيد و در برابر آيات او تکبر مي کرديد، به عذاب خوارکننده کيفر مي يابيد. (93) و همان گونه که شما را نخستين بار آفريديم [ اکنون نيز ] تنها به سوي ما آمده ايد، و آنچه را به شما عطا کرده بوديم پشت سر خود نهاده ايد، و شفيعاني را که در [ کار ] خودتان، شريکان [ خدا ] مي پنداشتيد با شما نمي بينيم. به يقين، پيوند ميان شما بريده شده، و آنچه را که مي پنداشتيد از دست شما رفته است. (94) خدا شکافنده دانه و هسته است. زنده را از مرده، و مرده را از زنده بيرون مي آورد. چنين است خداي شما پس چگونه [ از حق ] منحرف مي شويد؟ (95) [ هموست که ] شکافنده صبح است، و شب را براي آرامش و خورشيد و ماه را وسيله حساب قرار داده. اين اندازه گيريِ آن تواناي داناست. (96) و اوست کسي که ستارگان را براي شما قرار داده تا به وسيله آنها در تاريکيهاي خشکي و دريا راه يابيد. به يقين، ما دلايل [ خود ] را براي مردمي که مي فهمند به روشني بيان کرده ايم. (98) و اوست کسي که از آسمان، آبي فرود آورد پس به وسيله آن از هر گونه گياه برآورديم، و از آن [ گياه ] جوانه سبزي خارج ساختيم که از آن، دانه هاي متراکمي برمي آوريم. و از شکوفه درخت خرما خوشه هايي است نزديک به هم. و [ نيز ] باغهايي از انگور و زيتون و انار -همانند و غيرهمانند- خارج نموديم. به ميوه آن چون ثمر دَهَد و به [ طرز ] رسيدنش بنگريد. قطعاً در اينها براي مردمي که ايمان مي آورند نشانه هاست. (99) و براي خدا شريکاني از جن قرار دادند، با اينکه خدا آنها را خلق کرده است. و براي او، بي هيچ دانشي، پسران و دختراني تراشيدند. او پاک و برتر است از آنچه وصف مي کنند. (100) پديدآورنده آسمانها و زمين است. چگونه او را فرزندي باشد، در صورتي که براي او همسري نبوده، و هر چيزي را آفريده، و اوست که به هر چيزي داناست. (101) اين است خدا، پروردگار شما: هيچ معبودي جز او نيست، آفريننده هر چيزي است. پس او را بپرستيد، و او بر هر چيزي نگهبان است. (102) چشمها او را درنمي يابند و اوست که ديدگان را درمي يابيد، و او لطيفِ آگاه است. (103) به راستي رهنمودهايي از جانب پروردگارتان براي شما آمده است. پس هرکه به ديده بصيرت بنگرد به سود خود او، و هرکس از سر بصيرت ننگرد به زيان خود اوست، و من بر شما نگهبان نيستم. (104) و اين گونه آيات [ خود ] را گوناگون بيان مي کنيم، تا مبادا بگويند تو درس خوانده اي، و تا اينکه آن را براي گروهي که مي دانند روشن سازيم. (105) از آنچه از پروردگارت به تو وحي شده پيروي کن. هيچ معبودي جز او نيست، و از مشرکان روي بگردان. (106) و اگر خدا مي خواست آنان شرک نمي آوردند، و ما تو را بر ايشان نگهبان نکرده ايم، و تو وکيل آنان نيستي. (107) و آنهايي را که جز خدا مي خوانند دشنام مدهيد که آنان از روي دشمني [ و ] به ناداني، خدا را دشنام خواهند داد. اين گونه براي هر امتي کردارشان را آراستيم. آن گاه بازگشت آنان به سوي پروردگارشان خواهد بود، و ايشان را از آنچه انجام مي دادند آگاه خواهد ساخت. (108)
مقابله با توطئه مشرکان در حق طلب جلوه دادن خويش با تأکيد بر حتميت ايمان در صورت آمدن آيه:
و با سخت ترين سوگندهايشان، به خدا سوگند خوردند که اگر معجزه اي براي آنان بيايد، حتماً بدان مي گروند. بگو: « معجزات، تنها در اختيار خداست. » و شما چه مي دانيد که اگر [ معجزه هم ] بيايد باز ايمان نمي آورند. (109) و دلها و ديدگانشان را برمي گردانيم [ در نتيجه به آيات ما ايمان نمي آورند ] چنان که نخستين بار به آن ايمان نياوردند. و آنان را رها مي کنيم تا در طغيانشان سرگردان بمانند. (110) و اگر ما فرشتگان را به سوي آنان مي فرستاديم و [ اگر ] مردگان با آنان به سخن مي آمدند، و هر چيزي را دسته دسته در برابر آنان گرد مي آورديم، باز هم ايمان نمي آوردند -جز اينکه خدا بخواهد- ولي بيشترشان ناداني مي کنند. (111) و بدين گونه براي هر پيامبري دشمني از شيطانهاي انس و جن برگماشتيم. بعضي از آنها به بعضي، براي فريب [ يکديگر ]، سخنان آراسته القاء مي کنند و اگر پروردگار تو مي خواست چنين نمي کردند. پس آنان را با آنچه به دروغ مي سازند واگذار. (112) و [ چنين مقرر شده است ] تا دلهاي کساني که به آخرت ايمان نمي آورند به آن [ سخن باطل ] بگرايد و آن را بپسندد، و تا اينکه آنچه را بايد به دست بياورند، به دست آورند. (113)
مقابله با توطئه کافران، در به ترديد انداختن مؤمنان نسبت به حکم حليت أکل مذکي و حرمت أکل ميته که به منظور متقاعد کردن پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) براي پذيرش حکميت غيرخدا در اين خصوص صورت مي گرفت:
پس، آيا داوري جز خدا جويم؟ با اينکه اوست که اين کتاب را به تفصيل به سوي شما نازل کرده است. و کساني که کتاب [ آسماني ] بديشان داده ايم مي دانند که آن از جانب پروردگارت به حق فرو فرستاده شده است. پس تو از ترديدکنندگان مباش. (114) و سخن پروردگارت به راستي و داد، سرانجام گرفته است و هيچ تغيير دهنده اي براي کلمات او نيست و او شنواي داناست. (115) و اگر از بيشتر کساني که در [ اين سر] زمين مي باشند پيروي کني، تو را از راه خدا گمراه مي کنند. آنان جز از گمانِ [ خود ] پيروي نمي کنند و جز به حدس و تخمين نمي پردازند. (116) باري، پروردگار تو به [ حالِ ] کسي که از راه او منحرف مي شود داناتر است، و او به [ حالِ ] راه يافتگان [ نيز ] داناتر است. (117) پس، اگر به آيات او ايمان داريد از آنچه نام خدا [ به هنگام ذبح ] بر آن برده شده است بخوريد. (118) و شما را چه شده است که از آنچه نام خدا بر آن برده شده است نمي خوريد؟ با اينکه [ خدا ] آنچه را بر شما حرام کرده -جز آنچه بدان ناچار شده ايد- براي شما به تفصيل بيان نموده است. و به راستي، بسياري [ از مردم، ديگران را ] از روي ناداني، با هوسهاي خود گمراه مي کنند. آري، پروردگار تو به [ حال ] تجاوزکاران داناتر است. (119) و گناه آشکار و پنهان را رها کنيد، زيرا کساني که مرتکب گناه مي شوند، به زودي در برابر آنچه به دست مي آوردند کيفر خواهند يافت. (120) و از آنچه نام خدا بر آن برده نشده است مخوريد، چرا که آن قطعاً نافرماني است. و در حقيقت، شيطانها به دوستان خود وسوسه مي کنند تا با شما ستيزه نمايند. و اگر اطاعتشان کنيد قطعاً شما هم مشرکيد. (121) آيا کسي که مرده [ دل ] بود و زنده اش گردانيديم و براي او نوري پديد آورديم تا در پرتو آن، در ميان مردم راه برود، چون کسي است که گويي گرفتار در تاريکيهاست و از آن بيرون آمدني نيست؟ اين گونه براي کافران آنچه انجام مي دادند زينت داده شده است. (122) و بدين گونه، در هر شهري گناهکاران بزرگش را مي گماريم تا در آن به نيرنگ پردازند، و [لي] آنان جز به خودشان نيرنگ نمي زنند و درک نمي کنند. (123) و چون آيتي برايشان بيايد، مي گويند: « هرگز ايمان نمي آوريم تا اينکه نظير آنچه به فرستادگان خدا داده شده است به ما [ نيز ] داده شود. » خدا بهتر مي داند رسالتش را کجا قرار دهد. به زودي، کساني را که مرتکب گناه شدند، به [ سزاي ] آنکه نيرنگ مي کردند، در پيشگاه خدا خواري و شکنجه اي سخت خواهد رسيد. (124) پس کسي را که خدا بخواهد هدايت نمايد، دلش را به پذيرش اسلام مي گشايد و هر که را بخواهد گمراه کند، دلش را سخت تنگ مي گرداند چنان که گويي به زحمت در آسمان بالا مي رود. اين گونه، خدا پليدي را بر کساني که ايمان نمي آورند قرار مي دهد. (125) و راه راست پروردگارت همين است. ما آيات [ خود ] را براي گروهي که پند مي گيرند، به روشني بيان نموده ايم. (126) براي آنان، نزد پروردگارشان سراي عافيت است، و به [ پاداش ] آنچه انجام مي دادند، او يارشان خواهد بود. (127)
تهديد قهرآميز رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) به وقوع در مسير هلاکت دنيا و گرفتاري به عذاب جاودانه آخرت به خاطر ظلم ايشان تحت ولايت شياطين؛ به همراه تثبيت قلب آن حضرت:
و [ ياد کن ] روزي را که همه آنان را گرد مي آورد [ و مي فرمايد: ] « اي گروه جنيان، از آدميان [ پيروان ] فراوان يافتيد. » و هواخواهان آنها از [ نوع ] انسان مي گويند: « پروردگارا، برخي از ما از برخي ديگر بهره برداري کرد، و به پاياني که براي ما معين کردي رسيديم. » [ خدا ] مي فرمايد: « جايگاه شما آتش است در آن ماندگار خواهيد بود، مگر آنچه را خدا بخواهد [ که خود تخفيف دهد ] آري، پروردگار تو حکيم داناست. » (128) و اين گونه برخي از ستمکاران را به [ کيفر ] آنچه به دست مي آوردند، سرپرست برخي ديگر مي گردانيم. (129) اي گروه جن و انس، آيا از ميان شما فرستادگاني براي شما نيامدند که آيات مرا بر شما بخوانند و از ديدار اين روزتان به شما هشدار دهند؟ گفتند: « ما به زيان خود گواهي دهيم. » [ که آري، آمدند ] و زندگي دنيا فريبشان داد، و بر ضدّ خود گواهي دادند که آنان کافر بوده اند. (130) اين [ اتمام حجت ] بدان سبب است که پروردگار تو هيچ گاه شهرها را به ستم نابوده نکرده، در حالي که مردم آن غافل باشند. (131) و براي هر يک [ از اين دو گروه ]، از آنچه انجام داده اند، [ در جزا ] مراتبي خواهد بود، و پروردگارت از آنچه مي کنند غافل نيست. (132) و پروردگار تو بي نياز و رحمتگر است. اگر بخواهد شما را مي برد، و پس از شما، هر که را بخواهد جانشين [ شما ] مي کند هم چنان که شما را از نسل گروهي ديگر پديد آورده است. (133) قطعاً آنچه به شما وعده داده مي شود آمدني است، و شما درمانده کنندگان [ خدا ] نيستيد. (134) بگو: « اي قوم من، هر چه مقدور شما هست انجام دهيد من [ هم ] انجام مي دهم. به زودي خواهيد دانست که فرجام [ نيکوي ] آن سراي از آنِ کيست. آري، ستمکاران رستگار نمي شوند. » (135)
تبيين انحراف دين و آئين مشرکان از صراط مستقيم ابراهيمي (عليه السلام) و معرفي اسلام به عنوان تجلّي معاصر صراط مستقيم ابراهيمي (عليه السلام)
سامان دهي تهاجمي عليه مشرکان که در اثر تزئينات شرکاء، بر خدا افتراء دروغ زده و حلال و حرام الهي در حيطه مأکولات را واژگونه معرفي مي کنند:
و [ مشرکان، ] براي خدا از آنچه از کِشت و دامها که آفريده است سهمي گذاشتند، و به پندار خودشان گفتند: « اين ويژه خداست و اين ويژه بتان ما. » پس آنچه خاص بتانشان بود به خدا نمي رسيد، و [ لي ] آنچه خاص خدا بود به بتانشان مي رسيد. چه بد داوري مي کنند. (136) و اين گونه براي بسياري از مشرکان، بتانشان کشتن فرزندانشان را آراستند، تا هلاکشان کنند و دينشان را بر آنان مشتبه سازند و اگر خدا مي خواست چنين نمي کردند. پس ايشان را با آنچه به دروغ مي سازند رها کن. (137) و به زعم خودشان گفتند: « اينها دامها و کشتزار [ هاي ] ممنوع است، که جز کسي که ما بخواهيم نبايد از آن بخورد، و دامهايي است که [ سوار شدن بر ] پشت آنها حرام شده است. » و دامهايي [ داشتند ] که [ هنگام ذبح ] نام خدا را بر آن [ ها ] نمي بردند به صرف افترا بر [ خدا ] به زودي [ خدا ] آنان را به خاطر آنچه افترا مي بستند جزا مي دهد. (138) و گفتند: « آنچه در شکم اين دامهاست اختصاص به مردان ما دارد و بر همسران ما حرام شده است، و اگر [ آن جنين ] مرده باشد، همه آنان [ از زن و مرد ] در آن شريکند. به زودي [ خدا ] توصيف آنان را سزا خواهد داد، زيرا او حکيم داناست. (139) کساني که از روي بي خردي و ناداني، فرزندان خود را کشته اند، و آنچه را خدا روزيشان کرده بود -از راه افترا به خدا- حرام شمرده اند، سخت زيان کردند. آنان به راستي گمراه شده، و هدايت نيافته اند. (140) و اوست کسي که باغهايي با داربست و بدون داربست، و خرمابن، و کشتزار با ميوه هاي گوناگون آن، و زيتون، و انار، شبيه به يکديگر و غيرشبيه پديد آورد. از ميوه آن -چون ثمر داد- بخوريد، و حق [ بينوايان از ] آن را روز بهره برداري از آن بدهيد، و [ لي ] زياده روي مکنيد که او اسرافکاران را دوست ندارد. (141) و [ نيز ] از دامها، حيوانات بارکش و حيوانات کرک و پشم دهنده را [ پديد آورد ]. از آنچه خدا روزيتان کرده است بخوريد، و از پي گامهاي شيطان مرويد که او براي شما دشمني آشکار است. (142) هشت فرد [ آفريد و بر شما حلال کرد ]: از گوسفند دو تا، از بز دو تا. بگو: « آيا [ خدا ] نرها [ ي آنها ] را حرام کرده يا ماده را؟ يا آنچه را که رحم آن دو ماده در بر گرفته است؟ » اگر راست مي گوييد، از روي علم، به من خبر دهيد. » (143) و از شتر دو، و از گاو دو. بگو: « آيا [ خدا ] نرها [ ي آنها ] را حرام کرده يا ماده ها را؟ يا آنچه را که رحم آن دو ماده در بر گرفته است؟ آيا وقتي خداوند شما را به اين [ تحريم ] سفارش کرد حاضر بوديد؟ » پس کيست ستمکارتر از آن کس که بر خدا دروغ بندد، تا از روي ناداني، مردم را گمراه کند؟ آري، خدا گروه ستمکاران را راهنمايي نمي کند. (144) بگو: « در آنچه به من وحي شده است، بر خورنده اي که آن را مي خورد هيچ حرامي نمي يابم، مگر آنکه مردار يا خونِ ريخته يا گوشت خوک باشد که اينها همه پليدند. يا [ قربانيي که ] از روي نافرماني، [ به هنگام ذبح ] نام غير خدا بر آن برده شده باشد. پس کسي که بدون سرکشي و زياده خواهي [ به خوردن آنها ] ناچار گردد، قطعاً پروردگار تو آمرزنده مهربان است. (145) و بر يهوديان، هر [ حيوان ] چنگال داري را حرام کرديم، و از گاو و گوسفند، پيه آن دو را بر آنان حرام کرديم، به استثناي پيه هايي که بر پشت آن دو يا بر روده هاست يا آنچه با استخوان درآميخته است. اين [ تحريم ] را به سزاي ستم کردنشان، به آنان کيفر داديم، و ما البتّه راستگوييم. (146) [ اي پيامبر، ] پس اگر تو را تکذيب کردند، بگو: « پروردگار شما داراي رحمتي گسترده است و [ با اين حال ] عذاب او از گروه مجرمان بازگردانده نخواهد شد. » (147) کساني که شرک آوردند به زودي خواهند گفت: « اگر خدا مي خواست، نه ما و نه پدرانمان شرک نمي آورديم، و چيزي را [ خود سرانه ] تحريم نمي کرديم. » کساني هم که پيش از آنان بودند، همين گونه [ پيامبران خود را ] تکذيب کردند، تا عقوبت ما را چشيدند. بگو: « آيا نزد شما دانشي هست که آن را براي ما آشکار کنيد؟ شما جز از گمان پيروي نمي کنيد، و جز دروغ نمي گوييد. » (148) بگو: « برهانِ رسا ويژه خداست، و اگر [ خدا ] مي خواست قطعاً همه شما را هدايت مي کرد. (149) بگو: « گواهان خود را که گواهي مي دهند به اينکه خدا اينها را حرام کرده، بياوريد. » پس اگر هم شهادت دادند تو با آنان شهادت مده، و هوسهاي کساني را که آيات ما را تکذيب کردند و کساني که به آخرت ايمان نمي آورند و [ معبودان دروغين را ] با پروردگارشان همتا قرار مي دهند، پيروي مکن. (150)
مرزندي آشکار بين پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) و مشرکان، از طريق شفاف سازي جايگاه هر يک نسبت به صراط مستقيم ابراهيمي (عليه السلام)، يعني ده فرمان مبتني بر توحيد:
بگو: « بياييد تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده براي شما بخوانم: چيزي را با او شريک قرار مدهيد و به پدر و مادر احسان کنيد و فرزندان خود را از بيم تنگدستي مکشيد ما شما و آنان را روزي مي رسانيم و به کارهاي زشت- چه علني آن و چه پوشيده [ اش ]- نزديک مشويد و نَفسي را که خدا حرام گردانيده، جز بحق مکشيد. اينهاست که [ خدا ] شما را به [ انجام دادن ] آن سفارش کرده است، باشد که بيندشيد. (151) و به مال يتيم- جز به نحوي [ هرچه نيکوتر ]- نزديک مشويد، تا به حد رشد خود برسد. و پيمانه و ترازو را به عدالت، تمام بپيماييد. هيچ کس را جز به قدر توانش تکليف نمي کنيم. و چون [ به داوري يا شهادت ] سخن گوييد دادگري کنيد، هرچند [ درباره ] خويشاوند [ شما ] باشد. و به پيمان خدا وفا کنيد. اينهاست که [ خدا ] شما را به آن سفارش کرده است، باشد که پند گيريد. (152) و [ بدانيد ] اين است راه راست من پس، از آن پيروي کنيد. و از راه ها [ ي ديگر ] که شما را از راه وي پراکنده مي سازد پيروي مکنيد. اينهاست که [ خدا ] شما را به آن سفارش کرده است، باشد که به تقوا گراييد. (153) آن گاه به موسي کتاب داديم، براي اينکه [ نعمت را ] بر کسي که نيکي کرده است تمام کنيم، و براي اينکه هر چيزي را بيان نماييم، و هدايت و رحمتي باشد، اميد که به لقاي پروردگارشان ايمان بياورند. (154) و اين، خجسته کتابي است که ما آن را نازل کرديم پس، از آن پيروي کنيد و پرهيزگاري نماييد، باشد که مورد رحمت قرار گيريد، (155) تا نگوييد: « کتاب [ آسماني ]، بر دو طايفه پيش از ما نازل شده، و ما از آموختن آنان بي خبر بوديم. » (156) يا نگوييد: « اگر کتاب بر ما نازل مي شد، قطعاً از آنان هدايت يافته تر بوديم. » اينک حجّتي از جانب پروردگارتان براي شما آمده و رهنمود و رحمتي است. پس کيست ستمکارتر از آن کس که آيات خدا را دروغ پندارد و از آنها روي گرداند؟ به زودي کساني را که از آيات ما روي مي گردانند، به سبب [ همين ] اعراضشان، به عذابي سخت مجازات خواهيم کرد. (157) آيا جز اين انتظار دارند که فرشتگان به سويشان بيايند، يا پروردگارت بيايد، يا پاره اي از نشانه هاي پروردگارت بيايد؟ [ اما ] روزي که پاره اي از نشانه هاي پروردگارت [ پديد ] آيد، کسي که قبلاً ايمان نياورده يا خيري در ايمان آوردن خود به دست نياورده، ايمان آوردنش سود نمي بخشد. بگو: « منتظر باشيد که ما [ هم ] منتظريم. » (158) کساني که دين خود را پراکنده ساختند و فرقه فرقه شدند، تو هيچ گونه مسئول ايشان نيستي، کارشان فقط با خداست. آن گاه به آنچه انجام مي دادند آگاهشان خواهد کرد. (159) هرکس کار نيکي بياورد، ده برابر آن [ پاداش ] خواهد داشت، و هرکس کار بدي بياورد، جز مانند آن جزا نيابد و بر آنان ستم نرود. (160) بگو: « آري! پروردگارم مرا به راه راست هدايت کرده است: ديني پايدار، آيين ابراهيمِ حق گراي! و او از مشرکان نبود. » (161) بگو: « درحقيقت، نماز من و [ ساير ] عبادات من و زندگي و مرگ من، براي خدا، پروردگار جهانيان است. (162) [ که ] او را شريکي نيست، و بر اين [ کار ] دستور يافته ام، و من نخستين مسلمانم. » (163) بگو: « آيا جز خدا پروردگاري بجويم؟ با اينکه او پروردگار هر چيزي است، و هيچ کس جز بر زبان خود [ گناهي ] انجام نمي دهد، و هيچ باربرداري بار [ گناه ] ديگري را برنمي دارد، آن گاه بازگشت شما به سوي پروردگارتان خواهد بود، پس شما را به آنچه در آن اختلاف مي کرديد آگاه خواهد کرد. (164) و اوست کسي که شما را در زمين جانشين [ يکديگر ] قرار داد، و بعضي از شما را بر برخي ديگر به درجاتي برتري داد تا شما را در آنچه به شما داده است بيازمايد. آري، پروردگار تو زود کيفر است، و [ هم ] او بس آمرزنده مهربان است. (165)
منبع مقاله:
طرح راهنماي مربي تدبر در سوره هاي قرآن کريم 3 و 4، دبيرخانه ي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، دبيرخانه ي شوراي تخصصي توسعه فرهنگ قرآني، بهار 1388

مطالب مشابه