آيا گناه غنا و موسيقي کبيره است؟

آيا گناه غنا و موسيقي کبيره است؟

آيا گناه غنا و موسيقي کبيره است؟

پيش از پاسخ به اين سؤال، لازم است گناه کبيره را معرفي و معيار کبيره بودن آن را مشخص کنيم تا بتوانيم پاسخ اين سؤال را به دست آوريم.
از برخي آيات قرآن استفاده مي شود گناهان بر دو دسته مشخص تقسيم مي شوند.(1)
الف) گناهان کبيره و بزرگ، که موجب زوال عدالت انجام دهنده آن مي گردند و به چنين شخصي فاسق گفته مي شود.
ب) گناهان صغيره، که گاهي از آن به «سيئه» و گاه به «لمم» تعبير مي شود و موجب فسق و زوال عدالت نمي گردد، به شرط اين که از موارد زير نباشد و اگر يکي از موارد زير تحقق پذيرد، در آن مورد خاص، گناه صغيره نيز تبديل به کبيره شده و سبب فاسق شدن فاعل آن مي گردد:
1. گناه تکرار گردد و گناه کار بر انجام آن اصرار ورزد.
2. گناه را کوچک بشمارد و تحقير کند.
3. گناه از روي طغيان و تکبر و گردن کشي در برابر فرمان پروردگار انجام شود.
4. از افرادي سر بزند که در اجتماع موقعيت خاصي دارند و لغزش هاي آنها با ديگران فرق مي کند.
5. از انجام گناه خوشحال و مسرور باشد و به آن افتخار کند.
6. عدم مجازات سريع خداوند را در برابر گناه خود دليل بر رضايت خدا بشمارد و خود را مصون از مجازات و يا محبوب در نزد خدا بداند.(2)

راه شناخت گناهان کبيره

براي تشخيص گناهان کبيره، معيارهايي قرار داده اند که وجود يکي از آنها دليل بر کبيره بودن گناه مي باشد که عبارتند از:
1. هر گناهي که در قرآن يا روايات معصومين (ع)، به کبيره بودن آن تصريح شده باشد.
2. هر معصيتي که در قرآن يا سنت، به صراحت يا به کنايه، وعيد آتش دوزخ به آن داده شده است.
3. هر گناهي که در قرآن يا سنت، بزرگ تر از گناهي شمرده شود که کبيره بودن آن مسلم است، مانند «فتنه» که در قرآن بزرگ تر از قتل معرفي شده است: (والفتنه اکبر من القتل).(3) از اين مقايسه قرآن معلوم مي شود که، فتنه نيز در گناه کبيره بودن همانند آدم کشي و يا بزرگ تر از آن است.
4. هر معصيتي که در نظر متدينان و متشرعان، بزرگ شمرده شود، مانند نجس کردن مسجد از روي عمد وبه قصد هتک احترام، يا پرتاب کردن قرآن به قصد هتک احترام آن.(4)
اکنون بايد ديد از معيارهاي چهارگانه ي گناه کبيره، در غنا يا موسيقي و يا در هر دو، وجود دارد يا خير؟
از بررسي دلايل حرمت غنا و موسيقي معلوم مي شود که معيارهاي اول و دوم در مورد غنا و موسيقي تطبيق مي کند.
اما معيار دوم (وعيد آتش) هم چنان که در مبحث آيات گذشت: متن آيه اول (اولئک لهم عذاب مهين) (5) و حديث «صحيح» محمد بن مسلم: « الغناء مما وعد الله عليه النار» (6) در تفسير آن، هر دو دلالت دارد که براي «غناء» وعيد آتش دوزخ داده شده است.
هم چنين در تفسير آيه ششم، حديث «صحيح » مسعده بن زياد، عبارت: «وعندهم جوار يتغنين و يضربن بالعود» در کلام سائل و عبارت: «فانک کنت مقيماً علي امر عظيم، ما کان اسوء حالک لو مت علي ذلک» (7) در کلام امام صادق (ع) اشاره اي بر وعيد عذاب درباره موسيقي و غنا دارد.
بنابراين، با توجه به اين مطالب، معيار دوم از معيارهاي شناخت گناه کبيره با غنا و موسيقي تطبيق مي کند.
اما معيار اول (تصريح به کبيره بودن) روايات بسياري از پيشوايان معصوم (ع) رسيده و با صراحت بيان مي کند که غنا و هم چنين موسيقي از گناهان کبيره است که در اين جا به برخي از آنها اشاره مي شود.

روايات درباره کبيره بودن گناه غنا و موسيقي

در ميان روايات معصومين (ع) رواياتي است که تصريح به کبيره بودن گناه غنا و موسيقي دارد که در برخي از آنها، موسيقي تنها ذکر شده و در برخي ديگر، هم موسيقي و هم غنا به عنوان گناه کبيره ذکر شده است:
1. در حديثي اعمش از امام باقر (ع) روايت کرده که فرمود:
والکبائر محرمه، وهي: الشرک بالله، و قتل النفس التي حرم الله، وعقوق الوالدين، والفرار من الزحف… والملاهي التي تصد عن ذکر الله عز وجل مکروهه کالغناء، و ضرب الاوتار، والاصرار علي صغائر الذنوب؛
همه گناهان کبيره حرام است که عبارتند از: شرک به خدا، کشتن انساني که خداوند قتل او را حرام کرده است، عاق والدين شدن، فرار از جنگ و… (29 مورد ديگر شمرد تا رسيد به اين جمله) و کارهاي لهوي که انسان را از ياد خداي عزو جل باز مي دارد، مانند خوانندگي و نوازندگي که زشت (حرام ) است و اصرار بر گناهان صغيره نيز کبيره است.(8)
2. در حديث «حسن» فضل بن شاذان از امام رضا (ع) آمده است که حضرت در نامه خود به مأمون پس از معرفي ايمان و ذکر 31 مورد از گناهان کبيره مرقوم فرمود:
…..والاشتغال بالملاهي، والاصرار علي الذنوب؛(9)
از جمله گناهان کبيره؛ يکي سرگرمي به لهويات (موسيقي) و ديگري اصرار بر گناهان (صغيره) است.
3. درحديث ديگر از امام رضا(ع) در معرفي گناهان کبيره آمده است:
…. والملاهي التي تصد عن ذکر الله، مثل الغناء و ضرب الاوتار، والاصرار علي الصغائر من الذنوب؛ (10)
از جمله گناهان کبيره يکي لهوياتي است که از ياد خدا باز مي دارد، مثل آواز خواني و نواختن انواع سازها و ديگري اصرار بر گناهان کوچک.
4. در روايتي از امام رضا (ع) مي خوانيم:
استماع الاوتار من الکبائر؛(11)
گوش دادن به موسيقي از گناهان کبيره است.
«اوتار» جمع وتر، شامل هر نوع «ساز » و آلت موسيقي که سيم دارد، مي شود از قبيل عود، طنبور، رباب، بربط و… و شايد: ساز به عنوان سمبل آلات موسيقي ذکر شده باشد، همان گونه که گاهي شمشير به عنوان سمبل ادوات جنگ ذکر مي شود، از اين رو، مي توان گفت: « اوتار» در اين حديث، شامل همه انواع آلات موسيقي مي شود.

کلام فقها درباره فسق اهل غنا و موسيقي

فقهاي اسلام، در مبحث شهادات، خوانندگي، و نوازندگي و گوش دادن به آنها را در رديف گناهان زايل کننده ي عدالت دانسته و موجب فسق و مردوديت شهادت مرتکبان آنها معرفي کرده اند که دليل بر کبيره بودن گناه آنها مي باشد:
1. شيخ طوسي در مبحث شهادات کتاب خلاف مي فرمايد:
الغناء محرم يفسق فاعله و ترد شهادته؛(12)
غنا حرام است که انجام دهنده آن فاسق گشته و گواهي وي مردود مي باشد.
2. محقق حلي در مبحث شهادات در بيان عدالت شاهد مي نويسد:
الزمر والعود والصنج و غير ذلک من آلات اللهو حرام، يفسق فاعله و مستمعه؛(13)
استعمال کننده آلات لهو از قبيل مزمار، عود سنج و امثال آنها و گوش دهنده به آن، هر دو فاسق مي گردند.
صاحب جواهر پس از نقل مطلب فوق مي فرمايد:
در مورد اين مطلب، ميان علما اختلافي نيست، بلکه هر دو نوع اجماع (منقول و محصل) وجود دارد.(14)
3. قطب الدين کيدري (محمد بن حسين بيهقي نيشابوري، از اعلام قرن ششم هجري) در بيان شرايط شاهد مي نويسد:
و لايجوز قبول شهاده اهل البدع والاعتقادات الباطله… و لاشهاده المغني والضارب بالناي والوتر، والمرحبان، و المستمع الي شيء من ذلک؛ (15)
گواهي اهل بدعت و صاحبان عقايد باطل قبول نمي شود، هم چنين گواهي خواننده و نوازنده آلات موسيقي و مرحباگوي آنان و گوش دهنده آنها مورد قبول نمي باشد.
4. علامه حلي در مبحث شهادات کتاب قواعد در بيان عدالت شاهد مي فرمايد:
والغناء حرام يفسق فاعله… و کذا يفسق سامعه قصداً، سواء کان في قرآن او شعر… و کذا يحرم استعمال آلات اللهو، کالزمر، والعود، و الصنج، والقصب و غيرها، و يفسق فاعله و مستمعه؛ (16)
آواز خواني- چه در قرآن باشد يا درشعر و امثال آن- حرام است که خواننده و شنونده عمدي آن فاسق مي گردند، هم چنين استعمال کننده آلات موسيقي و گوش دهنده به آن نيز فاسق خواهند شد.
5. شهيد اول در کتاب دروس مي فرمايد:
و يفسق القاذف… واللاهي بالعود والزمر والطنبور و شبهه، فاعلاً و مستمعاً… والمغني بمد صوته المطرب المرجع وسامعه؛ (17)
قذف (تهمت) زننده فاسق مي شود، هم چنين استعمال کننده آلات لهو از قبيل عود، مزمار، طنبور و امثال آنها و گوش دهنده آنها فاسق مي شوند، و نيز آواز خوان (با صداي کشيده با ترجيع مطرب) و شنونده آن فاسق مي گردند.
6. مولي احمد نراقي در مبحث شهادات، در بيان گناهاني که منافات با عدالت دارد، مي نويسد:
المساله الثانيه: يحرم الاشتغال بالملاهي، و استعمال آلات اللهو… .(18) المساله الرابعه: يحرم الغناء و تزول به العدالة؛
سرگرمي به لهويات و استعمال آلات لهو و موسيقي حرام است… . هم چنين غنا و خوانندگي حرام است و به وسيله آن عدالت از بين مي رود.(19)
7. ملا اسماعيل خواجويي در حاشيه بر اجوبه مسائل مهنائيه ي علامه حلي پس از اشاره به تعريف غنا و حرمت آن، نوشته است:
يفسق فاعله وترد شهادته، و کذا مستمعه؛(20)
انجام دهنده غنا (آوازخوان) و گوش دهنده به آن، هر دو فاسق مي شوند و شهادت آنها در دادگاه مردود است.
8. ابن ادريس در مبحث شهادات مي نويسد:
فالغناء عندنا محرم يفسق فاعله وترد شهادته؛ (21)
در نزد ما شيعيان، غنا حرام است و انجام دهنده ي آن فاسق مي گردد و شهادتش در دادگاه مردود مي شود.
در عبارت هاي مذکور، اگر چه به کبيره بودن گناه غنا و موسيقي تصريح نشده است، ولي از اطلاق حکم بر فسق فاعل و مستمع آنها استفاده مي شود که، آن را از گناهان کبيره مي دانند، ولي عده اي از علما به کبيره بودن اين گناه مهلک تصريح فرموده اند.

کلام فقها در تصريح به کبيره بودن گناه غنا و موسيقي

1. شيخ صدوق مي نويسد:
اياک والغناء؛ فان الله توعد عليه النار؛ (22)
از غنا دوري کن که خداوند در مورد آن وعده ي آتش دوزخ داده است.
همان گونه که در گذشته بيان شد يکي از معيارهاي شناخت گناه کبيره آن است که در آيات و روايات درباره آن وعيد آتش داده شده باشد.
2. محقق اردبيلي (مولي احمد مقدس)، پس از نقل روايت درباره حرمت غنا مي نويسد:
و غير ذلک من الاخبار؛ فانها کثيره…بل ورد في البعض انها کبيره؛ لانه مما او عدالله عليه النار؛ فانه المغني بلهو الحديث؛
اخبار و احاديث ديگر که بسيار است، بلکه در برخي از آنها وارد شده که غنا از گناهان کبيره است، زيرا غنا از گناهاني است که خداوند (در سوره لقمان، آيه 6) براي آن وعده آتش داده است، چون منظور از لهو الحديث (در سوره لقمان) غنا مي باشد.(23)
3. محقق سبزواري (محمد باقر بن محمد مؤمن) در مبحث شهادات، پس از اشاره به حرمت خوانندگي و گوش دادن به آن مي نويسد:
والاخبار في هذا الباب من طريقنا يکاد يبلغ حد التواتر، و يدل عده منها علي کونه کبيره مما اوعد الله عليه النار؛
اخبار در اين باره از طريق ما (شيعيان) به حد تواتر مي رسد، و تعدادي از آنها دلالت بر گناه کبيره بودن غنا دارد.(24)
4. ميرزا محمد جعفر آشتياني در رساله وجيزه في الغناء پس از معرفي موضوع غنا و حرمت آن، به کبيره بودن گناه خواننده غنا و گوش دهنده آن تصريح کرده است.(25)
5. ملا حبيب الله شريف کاشاني پس از بيان موضوع غنا و دلايل حرمت آن مي نويسد:
التغني واستماع الغناء المحرم من الکبائر القادحه في العداله؛
آواز خواني و گوش دادن به غناي حرام، از گناهان کبيره اي است که عدالت را معيوب کرده و از بين مي برد.(26)
6. آيه الله گلپايگاني پس از بيان حرمت غنا و گوش دادن به آن مي فرمايد:
الجهه الثالثه في کونه معصيه کبيره. و هدا ايضاً لاخلاف فيه، و يدل عده من الاخبار علي کونه مما اوعدالله عليه النار؛
در مورد گناه کبيره بودن غنا نيز اختلافي نيست و تعدادي از روايات دلالت بر اين دارد که، غنا از چيزهايي است که بر آن وعيد آتش داده شده است.(27)
7. آيه الله خويي پس از بيان حرمت خريد و فروش و استعمال آلات موسيقي، مي فرمايد:
وان الاشتغال بها، والاستماع اليها من الکبائر الموبقه و الجرائم المهلکه؛
سرگرمي با آلات موسيقي و گوش دادن به آن، از گناهان کبيره خطرناک و از جرم هاي هلاک کننده است. (28)
شهيد محراب، آيه الله سيد عبدالحسين دستغيب، درباره موسيقي و غنا مي نويسد:
پانزدهم از گناهاني که به کبيره بودنش تصريح شده، سرگرمي به الات موسيقي و نواختن انواع سازها مانند تار و کمانچه و پيانو و طنبور و نظائر آن يا گوش دادن به آنهاست.(29)
شانزدهم از گناهاني که کبيره بودنش تصريح شده «غناء» است.(30)

مطلب دوم: تشويق خوانندگان و نوازندگان

هم چنان که در فصل چهارم گذشت، در حديث «صحيح» روايت شده است: وقتي که حماد بن عثمان معناي «قول زور» را – که در سوره حج آمده است – از امام صادق (ع) پرسيد، حضرت در جواب او فرمود:
منه قول الرجل للذي يغني: احسنت؛ (31)
يکي از مصاديق «قول زور»، گفتن احسنت يا آفرين و امثال آن، به آواز خوان است.
از اين حديث صحيح معلوم مي شود که، هر نوع تشويق لفظي و عملي آوازخوانان و موسيقي دانان به هر طريقي که باشد، از مصاديق «قول زور» است که خداي مهربان با جمله (فاجتنبوا الرجس من الاوثان واجتنبوا قول الزور) (32) بندگان خود را دستور به اجتناب از آن داده است و فقهاي اسلام نيز به حرمت اين تشويق، فتوا داده اند.

فتاواي فقهاي عظام درباره تشويق خوانندگان و نوازندگان.

سؤال: متأسفانه برخي متصديان فرهنگي کشور، برخي از نويسندگان طاغوتي را تشويق کرده يا با برپايي جشنواره هاي موسيقي هدايايي را به عنوان تشويق به موسيقي دانان مي پردازند، آيا صرف بيت المال مسلمين در اين راستا و دادن هدايا از بيت المال به اين گونه افراد و اساساً اين حرکت در نظام جمهوري اسلامي چه صورت دارد؟

پاسخ آيات عظام

خامنه اي: صرف بيت المال مسلمين بايد بر طبق موازين قانوني و شرعي صورت پذيرد.
تبريزي: تشويق کساني که موسيقي لهوي مي زنند حرام است و کسي که اموال عمومي را صرف آنها مي کند ضامن است و نزد خداوند متعال مسئول اعمالش مي باشد و بايد توبه کند و گرنه در آخرت مسئول خواهد بود.
صافي گلپايگاني: تعليم و تعلم موسيقي و صرف بيت المال مسلمين در اين گونه امور، حرام و موجب اشتغال ذمه مسئولين مربوطه است. خداوند مسلمين را از فتنه آخر الزمان حفظ فرمايد:
فاضل لنکراني: به طور کلي اگر کار حرامي صورت گيرد، به هيچ وجه جايز نيست.
مکارم شيرازي: اين کار شرعاً جايز نيست و در جمهوري اسلامي خطايي بزرگ تر محسوب مي شود.(33)
سؤال: مصرف بيت المال مسلمين و در اختيار نهادن امکانات عمومي براي ساخت فيلم هاي انحرافي يا اجراي تئاترهاي ضد اخلاقي و کنسرت هاي موسيقي چه صورت دارد؟

پاسخ آيات عظام

فاضل لنکراني: جايز نيست.
مکارم شيرازي: جايز نيست.
بهجت: جايز نيست.
صافي گلپايگاني: واضح است که جايز نيست و نياز به سؤال ندارد و از گناهان بزرگ است.
تبريزي: ظاهر سؤال شما اين است که جواب را مي دانيد و در اين صورت چه نياز به بيان است.
سيستاني: بر فرض ثبوت اين اوصاف و لهوي بودن موسيقي، جايز نيست.(34)

تشويق رقاص

سؤال: در برخي مجالس عروسي، بعضي به عنوان تشويق با عنوان ديگر، پول در دهان رقاص مي گذارند. آيا پرداخت پول به اين صورت شرعاً حلال است يا حرام ؟ و آيا رقاص مالک اين پول مي شود و تصرف او چگونه است؟

پاسخ آيات عظام

خامنه اي: اگر مجلس گناه باشد و پرداخت پول موجب تأييد و ترويج گناه گردد، جايز نيست هر چند گيرنده، آن را مالک مي شود و تصرفش بدون اشکال است.
مکارم شيرازي: اين کار جايز نيست و پول رقص حرام است.
صافي گلپايگاني: پرداخت حرام و رقاص هم مالک مي شود.
بهجت: اگر به جهت رقص به او مي دهند اشکال دارد و مالک نمي شود.
سيستاني: رقص به احتياط واجب جايز نيست و پول هم اگر به عنوان اجرت عمل او باشد، به احتياط واجب مالک نمي شود.
فاضل لنکراني: به طور کلي رقص نوعاً منشأ فساد و از بين رفتن حيا است و احتياط در ترک رقص و عدم حضور در مجلس رقص است.(35)

ممنوعيت هرگونه همکاري با مطرب

براساس آيه شريفه: (وتعاونوا علي البر والتقوي ولا تعاونوا علي الاثم والعدوان).(36)
دين مقدس اسلام، هر نوع همکاري با گنه کاران براي انجام دادن گناه را ممنوع کرده است، همکاري با گناه کار مصاديق گوناگوني دارد که يکي از آنها، قرار دادن امکانات از قبيل خانه، ماشين، بلندگو، دستگاه ضبط،پخش و… در اختيار آنان است که در سؤال هاي زير به برخي از آن موارد اشاره شده است.

الف) همکاري در تشکيل هنرستان هاي آموزشي موسيقي

سؤال: طبق برنامه ريزي اعلام شده، بنابراين است که خانه هاي موسيقي و هنرستان هايي در اين رابطه در شهرستان ها تشکيل شود، نظر حضرت عالي در رابطه با رواج موسيقي چيست؟

پاسخ آيات عظام

خامنه اي: آموزش موسيقي و ترويج آن براي جوانان با اهداف نظام سازگار نيست.
مکارم شيرازي: بدون شک تأسيس اين گونه مراکز موجب گسترش فساد است و جايز نيست.
تبريزي: موسيقي لهوي، تعليم و تعلم و اجرت گرفتن براي آن حرام است و اينها مظاهر فسادي است که به خاطر مسامحه بعضي از متصديان شروع شده است.
صافي گلپايگاني: موسيقي و ترويج و تأسيس مراکز براي تعليم آن هم حرام است.
بهجت: موسيقي مطرب، شنيدن آن و تعليم و تعلم آن و تعاون آن حرام است.(37)
سيستاني: سزاوار نيست.(38)
علوي گرگاني: حرام است.(39 )

ب) اجاره دادن بلندگو به مطرب

سؤال: کرايه دادن بلندگو به گروه هاي مطرب و موسيقي و کسب از اين راه چگونه است؟

پاسخ آيات عظام

خامنه اي:براي پخش موسيقي مطرب لهوي و برنامه هاي حرام جايز نيست.
تبريزي: جايز نيست.
مکارم شيرازي: جايز نيست.
بهجت: جايز نيست.
فاضل لنکراني: اگر مي دانند در امور حرام استفاده مي شود جايز نيست.
صافي گلپايگاني: اگر به منظور استفاده هاي حرام، مانند مذکور در سؤال باشد، کرايه دادن و کرايه گرفتن حرام است.
سيستاني: اگر به عنوان پخش موسيقي حرام باشد جايز نيست و معامله باطل است.(40)

ج) ضبط و تکثير فيلم و نوارهاي حرام

سؤال: اجرت گرفتن جهت تکثير فيلم و نوارهاي مبتذل و حرام آيا حلال است يا حرام ؟ و در صورت کسب از اين راه، پول هاي به دست آمده را چه بايد کرد؟

پاسخ آيات عظام

خامنه اي: در فرض سؤال، اجرت حلال نيست و پول هاي به دست آمده بايد به صاحبان آن برگردانده شود و اگر از يافتن ايشان مأيوس است، از طرف ايشان به فقير صدقه دهد.
سيستاني: حرام و مالک اجرت نمي شود.
تبريزي: اجرت گرفتن جهت امر مزبور، اکل مال به باطل بوده و جايز نيست و پولي که از اين طريق به دست آمده بايد به صاحبان آن برگردانده شود و چنان چه شخص صاحبان پول را نمي شناسد، بايد آن را از طرف آنها به فقير صدقه دهد.
فاضل لنکراني: حرام است. در صورتي که صاحبان آن را نمي شناسد آن را به فقرا صدقه بدهد.
صافي گلپايگاني: اجرت مذکوره حرام است و پول هاي به دست آمده را بايد به صاحبانشان برگرداند و اگر دست رسي به صاحبانشان نداشته باشد بايد از طريق آنها به عنوان صدقه به فقير غير سيد داده شود و احتياطاً براي اين کار از مجتهد هم اجازه بگيرند.
بهجت: حرام است و درآمد از حرام هم حرام است و پول هاي به دست آمده را به صاحبان آن برگرداند و در صورت يأس در حکم مجهول المالک است.
مکارم شيرازي: اجرت کار حرام نيز حرام است و بايد به صاحبان آنها باز گردد و اگر دست رسي به آنها نيست، از طرف آنها به فقيري صدقه دهد.(41)

د) تکثير نوارهاي خوانندگان زن با مجوز ارشاد

سؤال: اخيراً نوارهاي موسيقي همراه با خوانندگي خوانندگان زن، با مجوز وزارت ارشاد منتشر شده است، آيا تکثير و استماع اين گونه نوارها چگونه است؟

پاسخ آيات عظام

بهجت: جايز نيست.
صافي گلپايگاني: استماع آنها حرام و تکثير يا به ديگران دادن آن نيز حرام است و مجوز وزارت ارشاد وجه شرعي ندارد، بلکه اشاعه فساد است.
مکارم شيرازي: تکثير و استماع اين گونه نوارها حرام است و مجوز وزارت ارشاد حکم الهي را تغيير نمي دهد.
فاضل لنکراني: جايز نيست.
تبريزي: گوش دادن و تکثير نوارهاي مزبور حرام است، مؤسسه يا شخصي اجازه بدهد يا ندهد.(42)

پي نوشت ها :

1. ر.ک: آيات 31 سوره نساء (4)؛ 49 کهف (18) و 32 نجم ( 53).
2. تفسير نمونه، ج 3، ص 360و 361.
3. بقره (2) آيه 217.
4. ر. ک: عروه الوثقي، ج 1، ص 630 (شرايط امام جماعت، مسئله 13)؛ دستغيب، گناهان کبيره، ج 1، ص 27.
5. لقمان ( 31) آيه 6.
6. وسائل الشيعه، ج 17، ص 305؛ ابواب ما يکتسب به، باب 99، حديث6.
7. همان، ج 3، ص 331؛ ابواب اغسال المسنونه، باب 18، حديث 1.
8. وسائل الشيعه، ج 15، ص 331؛ ابواب جهاد النفس، باب 46، حديث 20663 ( 36). اين حديث را شيخ صدوق در خصال، از «اعمش» که نامش «سليمان بن مهران» مي باشد نقل کرده است. سليمان از خواص اصحاب امام صادق (ع) و مورد توثيق علماي رجال است، ولي اسناد شيخ صدوق تا سليمان اعمش معلوم نيست.
9. همان، حديث 20660 ( 33). درسند اين حديث، فضل بن شاذان توثيق شده است، ولي در ميان افرادي که در اسناد شيخ صدوق تا فضل واقع شده اند، دو نفر وجود دارد که بر توثيق آنها تصريح نشده است و آنان عبارتند از: عبدالواحد بن عبدوس نيشابوري و علي بن محمد بن قتيبه، ولي چون هر دو ممدوح هستند، از اين حديث به عنوان «حسن » تعبير کرديم اگر چه «صحيح » بودن آن نيز بعيد نيست.
10. جامع احاديث شيعه، ج 16، ص 464، ابواب جهاد النفس، باب 11، حديث 22388 (13).
11. مستدرک الوسائل، ج 13، ص 220، ابواب ما يکتسب به، باب 79، حديث 19.
12. ج 6، ص 305، مسئله 54.
13. شرايع الاسلام، ج 4، ص 128.
14. جواهر الکلام، ج 41، ص 51.
15. کيدري، اصباح الشيعه بمصباح الشريعه، ص 529.
16. قواعد الاحکام، ج 3، ص 495.
17. الدروس الشرعيه، ج 2، ص 126، کتاب الشهادات.
18. مستند الشيعه في احکام الشريعه، ج 18، ص 159.
19. همان، ص 181.
20. ميراث فقهي 1، ج 3، ص 1734.
21. کتاب السرائر، ج 2، ص 120.
22. صدوق، المقنع، ص 455.
23. مجمع الفائده و البرهان، ج 12، ص 335؛ کتاب الشهادات.
24. سبزواري، کفايه الاحکام، ص 280.
25. ميراث فقهي 1، ج 1، ص 799.
26. شريف کاشاني، ذريعه الاستغناء في تحقيق مسأله الغناء، ص 129.
27. کتاب الشهادات، (تقرير درس آيه الله گلپايگاني به قلم حسيني )، ص 92.
28. مصباح الفقاهه، ج 1، ص 155.
29. دستغيب، گناهان کبيره، ج 1، ص 311.
30. همان، ص 321.
31. وسائل الشيعه، ج 17، ص 309، ابواب ما يکتسب به، باب 99، حديث 21.
32. حج (22) آيه 30: «از بت هاي پليد اجتناب کنيد و از قول زور بپرهيزيد.»
33. مسائل جديد از ديدگاه علما و مراجع تقليد، ج 1، ص 51 و 52.
34. همان، ج 4، ص 200.
35. مسائل جديد از ديدگاه علما و مراجع تقليد، ج 2، ص 23 و 24.
36. مائده (5) آيه 2: «و (همواره ) در راه نيکي و پرهيزگاري با هم تعاون کنيد و هرگز در راه گناه و تعدي همکاري ننماييد».
37. مسائل جديد از ديدگاه علما و مراجع تقليد، ج 1، ص 59 و 60.
38. انسان، غنا، موسيقي، ص 154، س 13.
39. اجوبه المسائل، ج 1، ص 97، س 13.
40. مسائل جديد از ديدگاه علما و مراجع تقليد، ج 3، ص 73 و 74.
41. همان، ج 3، ص 83 – 85.
42. همان، ج 3، ص 78.

منبع: موسيقي وغنا از ديدگاه اسلام.

مطالب مشابه