ظهور مصلح در آیینه احادیث

ظهور مصلح در آیینه احادیث

براى ظهور، وقت تعيين نشده است ، و همواره وقوع آن را ((امرى ناگهانى )) توصيف كرده اند، و با واژه هاى ((فجاءة )) و ((بغتة )) از آن سخن گفته اند، كه هر دو به معناى وقوع ناگهانى و يكباره است .
امام رضا عليه السلام :

((- عن النبى صلى الله عليه و آله :… مثله مثل الساعة ، التى لا يجليها لوقتها الا هو – عزوجل -، لا ياءتيكم الا بغتة .

– امام رضا عليه السلام ، نقل از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله : … قيام امام موعود چون رسيد قيامت است كه وقت آن را جز خداى كسى نداند، و فرا نرسد مگر ناگهان .

در اين گونه تعاليم چه بسا اين اصل منظور بوده است كه اگر مسلمانان امر ظهور را خيلى دور تصور كنند، اميد و حالت انتظار و آمادگى را از دست مى دهند؛ و اين خود زمينه حاكميت ياءس و بى تعهدى و بيخبرى را فراهم مى سازد، و جامعه را به نشيب گرايى مى كشاند.
امام على عليه السلام :

((… لا تعاجلوا الامر قبل بلوغه فتندموا، و لا يطولن عليكم الامد فتقسوا قلوبكم . ))

-… در برپايى حكومت عدل و حق شتاب مى كند، پيش از آنكه زمان (مناسب ) آن فرا رسد، كه پشيمان خواهيد شد. و زمان (آن ) را دور و دراز نپنداريد كه دلهايتان سخت (و نااميد) شود.

امام على بن ابى طالب عليه السلام ، در اين سخن بر دو اصل تاءكيد مى كند:

نخست اينكه هر حادثه و پديده اى ، زمانى ويژه و مناسب دارد. و اين امر يعنى ظهور و فرج نيز كه بزرگترين پديده تاريخ جهان است ، داراى زمان و شرايط ويژه خود است ، و طلب آن پيش از زمان مناسب و ويژه ، اشتباه است و مايه پشيمانى .

دوم اينكه با توجه به ضرورت وجود شرايط زمين مناسب براى ظهور، نبايد زمان ظهور نيز بسيار دور تصور شود و گمان رود كه قرنها و قرنها به درازا خواهد كشيد تا اين حادثه در تاريخ زندگى انسان رخ دهد و موعود عليه السلام امتها آشكار گردد.

بنابراين هر جامعه و نسلى بينديشند كه آن تحول و انقلاب به جامعه و زمان و نسل او تعلق ندارد، نه ، چنين نبايد تصور شود تا ياءس و بدبينى بر جامعه حاكم گردد، و حس اميد و حالت انتظار و آمادگى و عنصر صبر از جامعه رخت بربندد.

بايد راهى ميانه برگزيد و چنين پنداشت كه در عين حال كه زمان و شرايط مناسب براى اين حادثه مهم و بى نظير ضرورى است ، ليكن اين مناسبتها و شرايط ممكن است در زمانى بس اندك پديد آيد و محيط آماده ظهور و فرج گردد، بلكه ممكن است در يك شب كار ظهور سامان يابد، و صبح آن شب امام ظاهر گردد، چنانكه در احاديث آمده است .
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله :

((المهدى منا يصلح الله له امره فى الليلة .  ))

– مهدى ما، كارش در يك شب سامان مى يابد.
امام صادق عليه السلام :

((و توقع امر صاحبك ليلك و نهارك ، فان الله كل يوم هو فى شاءن لا يشغله شاءن عن شاءن …))  ))

– چشم به راه امر (قيام و انقلاب ) امام خود باش ، در شب و هر روز زيرا كه خدا در هر روز كارى كند، و كارى ، او را از كارى ديگر باز ندارد…

ظهور به اراده الهى وابسته است ، و در هر لحظه ممكن است خواست خدا به اين امر تعلق گيرد كه داعى حق فرياد برآورد، و بشريت منحرف را به راه رهنمون شود، و خوابزدگان را بيدار كند، و آرمانهاى حق و عدل را حاكم گرداند.
امام رضا عليه السلام :

((اذا رفع علمكم من بين اظهركم ، فتو قعوا الفرج من تحت اقدامكم . ))

– هرگاه نشانه ها از ميانتان برخاست (و امامانتان در گذشتند يا غائب شدند)، پس چشم به راه فرج (الهى ) باشيد، از نزديكترين جا به خود.

مؤ لف ((ميكال المكارم )) مى گويد:

((ظاهر اين است كه اين سخن : ((فتو قعوا الفرج من تحت اقدامكم)) كنايه از ظهور ناگهانى و بدون مقدمات است . بنابراين در تمام زمان غيبت و در هر حالى كه احتمال ظهور مى رود، واجب است انسان آماده يارى رسانى باشد و به امام توجه داشته منتظر ظهور او باشد))

نيز مى گويد: ((ظهور ناگهانى و يكباره با احاديثى كه براى ظهور، مقدمات و شرايط و علامتهايى معرفى كردند، چگونه كارساز مى شود. در پاسخ مى گويد: ((آنچه از احاديث بسيار به دست مى آيد اين است كه تمام آن نشانه ها و شرايط (مهم ) در يك سال رخ مى دهد. بنابراين واجب است هر دين باور منتظرى در هر سال آماده ظهور رهبر خويش باشد، چون هر سال احتمال وقوع آن شرايط هست .))

امام عصر عليه السلام خود در توقيعى (نامه اى )، ناگهانى بودن ظهور را بيان مى فرمايد:

((…فان امرنا بيعثه فجاءة حين لا ينفعه توبة ))

-… امر ما (قيام و انقلاب ما) ناگهانى است ، در هنگامى كه توبه سردى ندارد.

بنابراين ، انتظار درست و صادقانه ، چنين انتظارى است ، و ممكن است در اسرع وقت نشانه هاى ويژه آن رخ دهد، و به ظهور و قيام و انقلاب امام موعود بينجامد.

پس بايد به چنين فرجى آنى و لحظه اى اميد داشت كه سرنوشت بشريت به يكباره دگرگون شود. ((زيرا كه از پيدا شدن نخستين علامت از علائم حتمى – كه پياپى خواهد بود – تا رسيدن اصل فرج و بيرون آمدن امام عليه السلام فاصله اى چندان نيست . درباره ((قتل نفس ‍ زكيه ))، شيخ مفيد، از حضرت امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود:

فاصله قتل نفس زكيه و قيام قائم ، بيش از 15 شب نخواهد بود.

البته ، فاصله پاره اى از علائم حتمى ، با ظهور، از 15 شب بيشتر است ، اما چندان زياد نيست ، حدود چند ماه … چنانكه از برخى احاديث فهميده مى شود.))

 

انتظار بدون عنصر پايدارى و شكيبايى و صبر در برابر مشكلات ، پوسته اى است بدون مغز و قالبى است بى محتوا، و در حقيقت انتظار نيست ، روح و جوهر اصلى انتظار، مقاومت و صبر است .

كسى كه منتظر تحقق يافتن هدف آرمانى است بايد تا فرا رسيدن زمان پيدايى هدف و شكل گرفتن آرمان ، پايدارى و شكيبايى كند، و تاب و توان از دست ندهد، و هر ناملائمى را در آن راه با بردبارى بپذيرد.

و چون صبر و پايدارى را از دست داد و بى شكيب گرديد، و تاب و توان بر زمين نهاد، انتظار را نيز از دست داده است ، زيرا كه پايدارى و صبر، تحقق بخش جوهر انتظار است . از اين رو، همواره خصلت الهى و حياتى انتظار با صبر و پايدارى قرين گشته است . و در احاديث از انتظار در پرتو صبر و انتظار فرج با صبر، سخن گفته اند:
امام على عليه السلام :

((…استعينوا بالله و اصبروا، ان الارض لله يورثها من يشاء من عباده و العاقبة للمتقين .  ))

…از خدا كمك بگيريد و پايدارى پيشه سازيد، كه زمين از آن خدا است و به هر كس خواست آن را به وراثت مى دهد، و سرانجام (نيك ) از آن پرواپيشگان است .

وعده حتمى الهى درباره وراثت صالحان پهنه زمين را، در صورت صبر و استقامت ، تحقق مى پذيرد.
امام صادق عليه السلام :

((من دين الائمة الورع … و انتظار الفرج بالصبر.  ))

از دين امامان (كه مردم را به آن فرا مى خوانند) پارسايى است … و انتظار فرج با صبر و شكيبايى .
امام رضا عليه السلام :

((ما احسن الصبر و انتظار الفرج …  ))

چه نيكو است شكيبايى و انتظار فرج …

صبر و پايدارى مردم در آخرالزمان ستايش شده است ، و همين خصلت مهم ، مايه امتياز آنان از مسلمانان صدر اسلام به شمار آمده است .
امام صادق عليه السلام :

((عن النبى صلى الله عليه و آله سياءتى قوم من بعدكم ، الرجل الواحد منهم له اجر خمسين منكم . قالوا يا رسول الله : نحن كنا معك ببدر و احد و حنين ، و نزل فينا القرآن ؟ فقال : ((انكم لو تحملوا لما حملوا لم تصبروا صبرهم ))  ))

امام صادق عليه السلام ، به نقل از پيامبر صلى الله عليه و آله : پس از شما كسانى بيايند كه يك نفر ايشان پاداش پنجاه نفر از شما را داشته باشد. (اصحاب ) گفتند: اى رسول خدا ما در جنگ بدر و احد و حنين با تو بوديم و درباره ما آيه نازل شده است ؟ پيامبر فرمود: ((اگر آنچه به ايشان رسد (از حوادث ايام ) به شما رسد، شكيبايى آنان را نداريد)).

هدف اصلى از انتظار، زنده نگاه داشتن روح اميد و نشاط، و احساس تعهد و مسئوليت ، و پيوند روحى با امام موعود است . و زنده بودن اميد و احساس مسئوليت ، بدون صبر، ممكن نيست .
امام على عليه السلام :

((انتظروا الفرج ، و لا تياءسوا من روح الله ، فان احب الاعمال الى الله – عزوجل – انتظار الفرج -.  ))

منتظر فرج باشيد، و از گشايش الهى ماءيوس نگرديد، زيرا كه محبوبترين كارها نزد خداى بزرگ انتظار فرج است .

زمينه اصلى پايبندى به تكليف و پيوند با حق و عدل و با امام موعود عليه السلام در انتظار تحقق مى پذيرد. و انتظار است كه پديد آورنده اميد است . و ياءس است كه عوامل اصلى تكليف نشناسى و بى تعهدى و دورى از حق و عدالت و گسستن پيوند از امام و آرمانهاى الهى اوست بنابراين ، جا دارد كه انتظار فرج و اميد به آينده و تحقق جامعه آرمانى مهدوى برترين اعمال شمرده شود:
امام رضا عليه السلام :

((ن آبائه عليه السلام عن رسول الله صلى الله عليه و آله : افضل اعمال امتى انتظار فرج الله – عزوجل .  ))

امام رضا عليه السلام به نقل از پدرانشان ، از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله : برترين اعمال امت من ، انتظار فرج از سوى خداوند بزرگ است .

همچنين جامعه و مردم معتقد به اسلام و دين باوران راستين و معتقدان به درستى وعده هاى قران و پيامبر و امامان ، بايد از رخنه وسوسه هاى شيطانى در دل خود مانع گردند، و در دوران تباهيها، دشواريها، حوادث ناگوار، شكستهاى پياپى ، رنگ باختگى ادعاها، نافرجامى تلاشها و كوششها، به نتيجه نرسيدن قيامها و منحرف شدن انقلابها، بايد در دل و دورن استوار باشند، و هيچگونه تزلزل و نااميدى به خويش راه ندهند. شكيبا باشند و بدانند كه هر گونه ياءس در هر شرايطى پديده اى شيطانى است .
د امام صادق عليه السلام :

((… فلا يستفزنك الشيطان ، فان العزة لله و لرسوله و للمؤ منين ، و لكن المنافقين لا يعلمون . الا تعلم ان من انتظر امرنا و صبر على ما يرى من الاذى و الخوف ، هو غدا فى زمرتنا…  ))

…شيطان تو را تحريك نكند. زيرا كه عزت از آن خدا و پيامبر و مؤ منان است ليكن منافقان نمى دانند. آيا نمى دانى كسى كه منتظر امر ما(حاكميت و اجتماع آرمانى ما) باشد، و بر بيمها و آزارهايى كه مى بيند شكيبايى ورزد در روز بازپسين در كنار ما خواهد بود…

بارى ، تلاشهاى ناكام ، كوششها و جوش و خروشهاى فراوانى كه به هدف نرسيده است ، ممكن است كسانى را دچار ياءس و شكست كند، و شكيب از ايشان بستاند، و از كارآيى دين خدا و رهبرى الهى و آينده آن ماءيوس سازد. اين ياءس از منطق دين و آيين خرد بدور است . بايد از نفوذ چنين انديشه هايى در ذهن افراد و جامعه پيشگيرى كرد، و با تكيه به خدا و ايمان به حتميت وعده هاى الهى و اعتقاد به اصالت راه پيامبران و حقانيت تعاليم امامان معصوم عليه السلام ، پايدارى را زنده نگاه داشت ، و صبر پيشه كرد، و اميدها را به ياءس بدل نساخت و پيروزى دين خدا و عزت حتمى مؤ منان و تحقق جامعه عدالت بنياد مهدوى را وعده تخلف ناپذير دانست .

اجتماع شيعه ، داراى چنين انتظارى است اگر شيعى مذهب است .
امام صادق عليه السلام :

((المؤ من الطاق ! يا ابن النعمان ، و لا يكون العبد مؤ منا حتى تكون فيه ثلاث سنن : سنة من الله ، و سنة من رسول الله ، و سنة من الامام … و اما التى من الامام فالصبر فى الباءساء و الضراء حتى ياتيه الله بالفرج .  ))

اى پسر نعمان ! انسان مؤ من نيست مگر اينكه سه خصلت را در خود پديد آورده باشد: خصلتى از خدا و خصلتى از پيامبر و خصلتى از امام … آن خصلتى را كه از امام بايد در خود پديد آورد شكيبايى در دشواريها و مشكلات است ، تا فرج و گشايش الهى برسد.

در دعاها، حالت انتظار منتظران راستين ، چنين ترسيم شده است :

((فلو تطاولت الدهور، و تمادت الاعمار، لم ازدد فيك الا يقينا، و لك الا حبا و عليك الا متكلا و معتمدا، و لظهورك الا متوقعا و منتظرا و لجهادى بين يديك مترقبا… ))

…اگر روزگاران به دراز كشد و عمر طولانى شود، يقينم به تو افزون گردد، و دوستيم فزونى يابد، و بر تو (بيش از پيش ) تكيه كنم و مدد بخواهم ، و چشم به ظهورت دارم و منتظرم ، و آماده جهاد در راه توام …

گذشت روزگار و دير پايى نظامهاى ستم بنياد و انبوهى حوادث و ويرانيها و سيطره ناكامى و سلطه شكستهاى پياپى و انقلابهاى نافرجام ، منتظر راستين را از آينده ماءيوس نخواهد ساخت ، و در اصالت راه و كار خود ترديد نخواهد كرد، و در نيمه شب سرد و تاريك يلداى زندگى ، ايمان به نيمروز گرم و روشن تابستان را در دل زنده و پويا نگاه خواهد داشت .

مطالب مشابه