اخلاق در خانه (1)

اخلاق در خانه (1)

نویسنده: محمود اکبری

اخلاق خوب، از صفات انبیاست، اگر این ویژگی، در خانه ای وجود نداشته باشد، کانونی سرد و بی روح پدید خواهد آمد و بسیاری از اوقات خانواده ای که در آن اخلاق مراعات نمی شود، از هم می پاشد.
ما در این مقاله، به مواردی از نمونه های اخلاق خوب، اشاره می کنیم که لازمه زندگی زناشویی است:

انصاف در برخوردها
دستورهای مذهبی ما از سفارش ها و راهنمایی هایی مملو است که به کار بستن آن ها در زندگی، می تواند، راهگشای بسیاری از مشکلات باشد. یکی از این سفارش های زیبا آن است که: «آنچه را برای خود نمی پسندی، برای برادر مؤمن خود نیز مپسند!»
به کارگیری این سفارش، می تواند، در زندگی زناشویی تحوّلی عظیم ایجاد کند. هر چیزی که برای خود نمی پسندید، برای همسر خود نیز نپسندید. انجام این عمل ساده است. اگر، از این که همسرتان به پدر و مادرتان سر نزند، ناراحت می شوید، بدانید، اگر شما هم به دیدار پدر و مادر او نروید، ناراحت می شود؛ بنابراین، باید به پدر و مادر او احترام بگذارید و به دیدن آنان بروید!
– اگر به خواسته های منطقی شما پاسخ مثبت ندهد، ناراحت می شوید، شما نیز، باید، به خواسته های منطقی او توجّه کنید!
– اگر از شما به خاطر کارهای مثبتی که انجام می دهید، تشکر نکند، ناراحت می شوید، پس شما نیز از او تشکر کنید!
– اگر شما را تحقیر کند، چه احساسی خواهید داشت؟
– اگر گذشته های تلخ را به رخ شما بکشد، چه حالی پیدا می کنید؟ شما نیز، باید، این گونه مسائل را در حق او رعایت کنید!

خدا محوری
مهم ترین عامل آرامش در زندگی، خدامحوری است. اگر مرد، خدامحور باشد، به زنش ظلم نمی کند. زن نیز، اگر خدا را حاضر و ناظر بداند، توقّع زیاد، از شوهرش نخواهد داشت. اگر خدا، وارد برنامه ی زندگی شد، جای همه چیز را می گیرد. در دعا آمده است:
«یا مَن یَکفی مِن کُلِّ شَیءٍ وَ لا یَکفی مِنهُ شَیءٍ»(1)
ای کسی که از همه چیز کفایت می کنی و چیزی جای تو را نمی گیرد.
خدا را از ابتدای زندگی، ناظر اعمالتان بدانید. تصمیم بگیرید، گناه، در زندگیتان نباشد. اگر اطاعت خدا باشد، خواهید دید، خداوند، به زندگی شما آرامش و صفا می بخشد. مسائل، به راحتی حل می شود و احساس یگانگی خواهید نمود و روز به روز از یکدیگر بیش تر لذّت خواهید برد!

مهم ترین وظیفه ی عاطفی شوهر
نخستین وظیفه ی روحی و عاطفی شوهر نسبت به همسرش، از همان روزهای آغاز زندگی مشترک، این است که زن را از علاقه و محبّتی که به او دارد، مطمئن سازد و از کارهایی که بوی بی توجّهی و بی تفاوتی دارد، بپرهیزد و بکوشد، با نثار محبّت، نهال نو رسیده ی زندگی زناشویی را سیراب و سرسبز سازد؛ البته، زیاده روی، در هر کاری، از جمله بذل محبّت، کار درستی نیست و در هیچ حال، نباید، از مسیر اعتدال خارج شد. تجربه نشان داده است، محبّت های افراطی، در مراحل آغازین زندگی که برخاسته از احساسات و عواطف تند و حاد است، به زودی، به بی مهری های رنج آور و روابط سرد منتهی می شود و سرخوردگی هایی به دنبال می آورد.(2)

زیاده روی نکردن، در خواسته های عاطفی
هر چند، انتظار عاطفی از همسر، نشان دهنده ی عشق و علاقه به اوست؛ نباید، در آن زیاده روی کرد و خواسته های غیرمنطقی از همسر داشت. این مطلب را باید پذیرفت که مرد، علاوه بر همسر، باید مهر و علاقه ی کسان دیگر را نیز در دل بپرورد و با آنان رابطه ی عاطفی داشته باشد. این حقّ مسلّم هر انسانی است که دیگران را دوست بدارد. مادر، خواهر، برادر و دوستان از جمله کسانی هستند که مورد علاقه ی فرد قرار می گیرند، پس نباید، انتظار داشت که دل شوهر، فقط، در انحصار محبّت همسرش باشد و در این حریم، هیچ فردی غیر از او راه نیابد. چنین انتظاری، هرگز برآورده نخواهد شد و اگر هم در مراحل آغازین آشنایی و زناشویی که به طور معمول علایق میان زن و شوهر بسیار حادّ و آتشین است، تا حدّی طبیعی باشد، در مراحل بعدی، انتظاری نامعقول و ناشدنی است و باید آن را تعدیل کرد و این نکته را به خود تلقین نمود که: دوست داشتن دیگران لزوماً به معنای دوست نداشتن همسر نیست.
برای مثال، اگر شوهر، مادر و خواهر خود را دوست می دارد، این علاقه، طبیعی و نشان دهنده ی رشد عاطفی اوست. اگر مردی، پس از سال ها پرورش، در دامان مادر و داشتن رابطه ای نزدیک و عاطفی با وی، پس از ازدواج، او را به دست فراموشی بسپارد، یا شعله ی محبّت او را در کانون دلش خاموش کند، چه تضمینی است که پس از مدّتی کوتاه، همسرش را نیز به دست فراموشی نسپارد و محبّت او را از دل خارج نسازد؟!

حُسن معاشرت
از مهم ترین اصول زندگی، حسن معاشرت و اخلاق در زندگی است که به زندگی ثبات و آرامش می بخشد؛ قرآن در این باره می فرماید: «عَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ ».(3) در زندگی با آنان، به معروف رفتار نمایید.
پیامبر(ص) فرمود:
«خَیرُکُم خَیرُکُم لِاَهلِهِ وَ اَنَا خَیرُکُم لِاَهلی»(4)
بهترین شما، بهترین تان نسبت به خانواده خویش است و من، بهترین شما هستم، نسبت به خانواده ام.
باید، عروس و دامادها از ابتدای زندگی، تصمیم بگیرند، بهترین رفتار و معاشرت را با همسر خود داشته باشند.
شیخ محمود شبستری آن عارف شیرین سخن می گوید:
مرد باید که خوش منش باشد
فارغ از جور و سرزنش باشد

سازگاری در خانواده
سازش در محیط خانواده، جزء واجبات است. نباید، زن و شوهر تصمیم بگیرند که خود هرچه گفتند و پسندیدند و آنچه، راحتی آنان را تأمین می کند، همان عملی بشود. باید، بنا بگذارند که با هم سازگاری کنند. سازگاری، اساس بقای زندگی است و محبّت ایجاد می کند و دل ها را به هم نزدیک و پیوندها را مستحکم می گرداند. اگر دیدید، همسرتان ناسازگاری کرد، شما سازگاری نشان دهید. امام خمینی(ره) در پایان خطبه ی عقد، به عروس و دامادها می فرمودند: «بروید با هم بسازید»(5)
معنای سازگاری این نیست که زن، ببیند، شوهرش ایده آل است، یا مرد ببیند، زنش ایده آل است و همان فرد مطلوب اوست. اگر معنای سازگاری این باشد، به طور طبیعی انجام می گیرد و اراده ی شما را نمی خواهد؛ این که می گویند، سازگار باشید؛ یعنی شما با هر سلیقه و ویژگی همسرتان بسازید.
در سخن گفتن، باید روشی در پیش گرفت که از بروز سوءتفاهم جلوگیری شود. این نکته، بسیار در خور توجه است؛ چه بسا اتّفاق می افتد که گفته ها با شنیده ها همخوانی ندارد و آنچه می گوییم، غیر از چیزی است که طرف مقابل از آن می فهمد. هم الفاظ را باید دقیق انتخاب کنیم تا مفهوم را به درستی انتقال دهد و هم از تعبیر و تفسیرهای دور و دراز و برداشت های منفی بپرهیزیم.
بر زبان آوردن کلمات و سخنان توهین آمیز، می تواند، بر روابط زناشویی بسیار زیانبار باشد و خنثی نمودن اثر مخرب آن مشکل است. افرادی هستند که پس از گذشت سی یا چهل سال، از شنیدن حرف نیشداری که همسرشان هنگام عصبانیت بر زبان رانده ناراحتند. بهتر است، از ابتدای زندگی، خود را به سخنان زیبا و محبّت آمیز عادت دهید و بهترین گزینه را انتخاب نمایید. در این جا مناسب است، برای گزینه ی بهتر در سخن گفتن با همسر به جدول زیر توجّه نمایید.

 

برخورد مثبت

برخورد منفی

آیا به من هم فکر می کنی؟

تو فقط، به فکر خود هستی.

از تو می خواهم، مرا درک کنی؟

تو هرگز، مرا درک نکرده ای!

چه خوب است، هنر خانه داری ات را تقویت کنی؟

در خانه ی پدری، هیچ چیزی به تو یاد نداده اند.

نگذار مهر و علاقه ام به تو کم شود.

از ازدواج با تو پشیمانم، از تو متنفرّم!

دوست دارم همیشه به من راست بگوئی!

تو همیشه ، به من دروغ می گویی!

دوست دارم، اقوام مرا، مثل اقوام خود بدانی!

تو چشم دیدن اقوام مرا نداری!

کم تر با تلفن صحبت کن.

خیلی در تلفن پرحرفی می کنی!

استقبال و بدرقه
مناسب است، زن، هنگام بیرون رفتنِ شوهر، او را بدرقه کند و هنگام وارد شدن به خانه به استقبالش برود.
مردی، خدمت رسول خدا(ص) آمد و عرض کرد: «همسری دارم که هرگاه وارد خانه می شوم، به استقبالم می آید و چون خارج می شوم، بدرقه ام می کند و زمانی که مرا اندوهگین می بیند، می گوید: اگر برای مخارج زندگی غصّه می خوری، بدان که دیگری (خدا) آن را به عهده گرفته است و اگر غصّه ی تو برای آخرت است، خدا اندوهت را زیاد کند».
رسول خدا(ص) فرمود:
«خداوند، در روی زمین عاملانی دارد و این زن یکی از عاملان خداست؛ او نصف پاداش شهید را دارد».(6)

عیب پوشی و رازداری
زن و شوهر باید، عیوب یکدیگر را بپوشانند و نزد دیگران، بیان نکنند و اسرار و رازهای هم را پنهان دارند.
قرآن می فرماید:
«زنان صالح، در زمان غیبت شوهر، حافظ و نگهدار عفّت خود و مال و آبرو و راز شوهر هستند».(7)
و نیز می فرماید:
«زنان، لباس شما مردان هستند. و شما، لباس زنان هستید».(8)
یعنی، همان گونه که لباس، پوشاننده ی بدی هاست، زن و شوهر، پوشاننده ی عیب ها و نگهدارنده اسرار یکدیگرند.
یکی از بزرگ ترین معایبی که هر زن و شوهری ممکن است، گرفتار آن شود، این است که اسرار و رازهای زندگی خود را برای کسانی که نمی توانند، گرهی، از کارشان بگشایند، بگویند و به اصطلاح درد دل کنند؛ برای مثال، زنی، به یکی از دوستان خود می گوید: «شوهرم، هیچ گاه، به من پول نمی دهد و نسبت به مادرم رفتاری نامناسب دارد و به طور دائم به من توهین می کند!»
این زن، ناخودآگاه، شوهر خود را نزد خانواده و دوستان خود تحقیر می کند و هیچ گاه، همسرش، در نظر آنان ایده آل جلوه نخواهد کرد. مسائل و مشکلات خانوادگی خود را تنها با صاحب نظران و کارشناسان، روانشناسان و مددکاران در میان بگذارید، بدانید، هر خانواده ای ضعف هایی دارد. کسانی که ضعف زندگی خود را برای دیگران بیان می کنند، در واقع مشکل زندگی خود را بیش تر می کنند.

شیوه ی گفت و گو با همسر
1. هنگامی که همسرتان چیزی را برای شما بیان می کند، سعی کنید، با دقت به سخنان او گوش کنید!
2. صحبت های همسرتان را قطع نکنید و هیچ گاه، وسط حرف همسرتان سخن نگویید! و صبر کنید تا سخنان همسرتان تمام شود!
3. از مطرح کردن پرسش ها و پاسخ های نامناسب خودداری کنید!

توجّه به حسّاسیت های همسر
هر زنی، به مسائلی حساسیت دارد، مانند: حسّاسیت به احترام خانواده ی خود، حسّاسیت به وسائل و جهیزیه خود، توجّه و محبّت شوهر به غیر او، دیر آمدن و بی نظمی، عبوس و ساکت بودن شوهر و….
از این رو، شوهر، باید، با گفتار و کردار خود، این اطمینان قلبی را در همسر خود به وجود آورد که دل، در گرو محبّت وی دارد و عشق و علاقه ی کسی را جایگزین محبّت وی نمی کند، تا دل او آرام گیرد و با آرامش و سلامت و انرژی بیش تر، به زندگی مشترک ادامه دهد.
برای زن، چیزی مهم تر از توجّه عواطف شوهر نیست و زن، در این باره بسیار حسّاس است؛ از اینرو، تعریف و تمجید شوهر از دیگران، به ویژه، زنان دیگر، یا بستگان نزدیک خود (مادر و خواهر و…) یا حتی دوستان، به طور معمول، برای زن قابل تحمّل نیست؛ زیرا، زن دوست دارد، دل شوهرش در انحصار محبّت او باشد و کسی در دل شوهر، جای او را نگرفته باشد.
جوانی می گفت: «هر وقت با دوستان صمیمی ام، قرار می گذارم، همسرم ناراحت می شود!».
جوانی دیگر می گفت: «هرگاه، از شدّت علاقه به مادرم، در آغوش مادرم می روم، همسرم ناراحت می شود و تا مدّت ها در خانه با من بگو مگو دارد».
و جوانی می گفت: «همین که همسرم فهمید، قبل از او به خانواده ی دیگر علاقه داشتم، به آن خانواده حسّاس شد و دیگر میل نداشت با آنان رفت و آمد کنم».
از این رو، مرد، باید، از حسّاسیت روحی شدید زن آگاه باشد و طوری رفتار نکند که این گمان، برای زن به وجود آید که کسی در این عرصه با او رقابت می کند و جا را برای او و محبّتش در دل همسر تنگ کرده است؛ بنابراین، اگر مرد به مادر، خواهر، برادر و دوستانش علاقه مند است، ضرورتی ندارد که پیوسته از آنان سخن بگوید و وقت و بی وقت در حضور همسرش به‌ آنان علاقه و ارادت اظهار کند! چه لزومی دارد که پیوسته درباره ی خانواده ی خود سخن بگوید و از آشپزی، و هنر و مهارت آنان تعریف و تمجید کند؟ اگر مرد، این مسائل را رعایت نکند و مدام درباره ی خواهر، مادر، دوست و همکار خود سخن بگوید، ممکن است، همسر او با حسّاسیتی ویژه که در محبّت و توجّه شوهرش نسبت به خود دارد، گمان کند که شوهرش، هرچند، در کنار اوست، دلش در جای دیگر است! و این برای او تلخ و گاهی غیرقابل تحمّل است و زمینه را برای بروز و رشد ضعف اخلاقی دیگری به نام حسادت آماده می سازد.(9)

چگونه رنجش های خود را با یکدیگر در میان بگذاریم؟
در زندگی زناشویی، گاهی دلخوری و رنجش به وجود می آید؛ که قبل از بیان شکوه و گلایه لازم است، نکاتی را در نظر آورید:
1. به دنبال حل مشکلات باشید. سعی نکنید در بحث پیروز شوید.
2. قبل از صحبت سعی کنید، خو را به جای همسر خود بگذارید، به این ترتیب به مشکلات او بهتر پی می برید.
3. در ابتدای صحبت، تأکید کنید، قصد شما از مطرح کردن رنجش ها، رفع سوءتفاهم است.
4. سعی کنید، نکات مثبت و کارهای پسندیده ی همسرتان را یادآوری کنید.
5. همسرتان را وادار نکنید، به گناهش اعتراف و عذرخواهی کند.

با انتظارهای دیگران چه کنیم؟
جوانی که خانمی را به همسری برمی گزیند، درباره ی مسائل زندگی جدیدش، چندان، تجربه ندارد. او، به تدریج با مسائل و مشکلات زندگی آشنا می شود، از جمله ی این مشکلات، خواهش ها و انتظارهایی است که افراد و اقوام از او دارند. مادر، از او انتظار دارد که مانند گذشته با تمام وجود در خدمت او باشد. خواهر، از او انتظاری دیگر دارد، برادر و پدر نیز توقّعاتی دارند. از سوی دیگر، مادر زن و پدر زن و دیگر بستگان زن نیز از داماد خود انتظار دارند، رسم های پیشین را انجام دهد و بالاتر از همه، همسرش که با هزاران امید با او ازدواج نموده و او را به عنوان شریک زندگی انتخاب کرده است، انتظارات فراوانی از او دارد بنابراین باید با تفکّر و مشورت با صاحبان تجربه، بهترین راه حل ها را بیابد و عمل کند.

همسر آزاری
یکی از برخرودهای منفی در زندگی زناشویی، همسر آزاری و برخورد فیزیکی با همسر است.
پیامبر(ص) فرمود:
«مَن ضَرَبَ اِمرَأَهً بِغَیرِ حَقٍّ فَانَا خَصمُهُ یَومَ القِیامَهِ»
کسی که زن خود را بدون جهت کتک بزند، من در روز قیامت دشمن او هستم.
سپس فرمود:
«لا تَضرِبُوا نِسائَکُم»(10)
زنان خود را نزنید.
حضرت علی(ع) فرمود:
«زنان، نزد مردان امانت هستند، آزارشان نرسانید و بر آنان سخت نگیرید».(11)
مردی که همسرش را آزار می دهد، بر روح او ضربه ای وارد می سازد و عقده ای به وجود می آورد که به سادگی قابل جبران نیست!

قضاوت عجولانه
گاهی، خانم شما کاری انجام می دهد که از نظر شما آزاردهنده است، در حالی که به هیچ وجه قصد او از انجام آن، آزار شما نبوده است. مثلاً هنگامی که شما، فیلمی را تماشا می کنید، جاروبرقی را روشن می کند، شما با خود می گویید، به طور عمد، جاروبرقی را زمانی روشن کرده که من نشسته و برنامه مورد علاقه ام را می بینم و از این هم پا را فراتر می نهید و می گویید: او همیشه این کار را می کند، در حالی که او قصدی به جز نظافت منزل ندارد و در اصل، به فکر آزار شما نبوده است، یا خود شما، شب، دیرتر از معمول به منزل می آیید و خانم شما با خود فکر می کند؛ انگار نه انگار کسی منتظرتان است، آقا معلوم نیست تا الآن کجا، در حال خوش گذرانی است؛ در حالی که وقتی شما به منزل می آیید، مشخّص می شود که در ترافیک مانده بودید؛ بنابراین، نباید، زود قضاوت کنید!

خودداری از جرّ و بحث
یکی از مسائل اساسی در ارتباط با دیگران، به ویژه، در روابط زن و شوهر، پرهیز از جرّ و بحث های تند، بر سر مسائل گوناگون و گاه، کم اهمیت است. این گونه بحث و جَدَل ها، آثاری بسیار مخرّب، بر روابط انسان ها می گذارد و موجب دور شدن آنان از یکدیگر و دلخوری و رنجش خاطر دو طرف می گردد و به این ترتیب، روز به روز، از میزان تفاهُمشان کاسته می شود؛ به ویژه، اگر توجّه کنیم که بسیاری از این مناقشه ها، بر سر مسائل جزئی و بی اهمیت است که خیری برای دنیا و آخرت ندارد.
به طور معمول، زن یا شوهر، نظریه ای را ابراز می کنند و با پافشاری، قصد تحمیل آن را بر دیگری دارند؛ هر چند ممکن است، آن نظریه، دقیق و درست نباشد. طرف مقابل نیز، برای فرار از این تحمیل، با تمام وجود در برابر آن می ایستد و از پذیرش آن سرباز می زند. این جاست که دامنه ی حمله و دفاع گسترده می شود و کار به درگیری و مشاجره لفظی می کشد.
برخی عادت دارند، در هر مسأله ای، حق را به خود بدهند و طرف مقابل را به پذیرش بی چون و چرای نظریه ی خود موظّف بدانند. این توقع، از غرور بی جا برخاسته است. اینان، به درستیِ رأی خود اعتماد دارند، هر چند ممکن است، این اعتماد، اساس درستی نداشته باشد، دیگران را به قبول آن موظّف می دانند و می کوشند، به هر وسیله ی ممکن، آن را به دیگران بقبولانند.‌آنان، در این راه، از خود، نوعی سماجت نشان می دهند و برای بحث و گفت و گوی منطقی و‌ آرام، آمادگی لازم را ندارند؛ زود بر می آشوبند انعطافی از خود نشان نمی دهند.
بعضی دیگر، عادت دارند، با هر سخنی مخالفت کنند؛ گوی پذیرش حرف طرف مقابل خود را تسلیم شدن در برابر او می دانند و از آن سر باز می زنند و از خود نوعی لجاجت نشان می دهند.
تجربه نشان داده است که در همه ی این موارد، جدال بر سر حق و باطل نیست، بلکه بر سر خود و به کرسی نشاندن حرف خود است؛ بنابراین، کسانی که با آفت خودخواهی آشنایی دارند و گرفتاری در چنگ این صفت پلید را برای خود ننگ می دانند، از وارد شدن بر عرصه ی این گونه جدال ها و مشاجره ها پرهیز می کنند. آنان، حتّی، اگر در موردی حق را نیز به جانب خود بدانند، با جرّ و بحث های تند و بی ثمر، خود را آلوده ی این گونه مشاجره ها نمی کنند؛ زیرا، می دانند که حتّی اگر در آغاز، هدف، اثبات حق باشد، به تدریج در جریان این گونه مجادله ها، دفاع از خود و به کرسی نشاندن حرف خود، جای آن را می گیرد. به طور معمول، فضای این گونه جرّ و بحث ها، از لجاجت و دشمنی آکنده است؛ از این رو، هرگاه، یکی از دو طرف با لجاجت، بر نظریه ی خود پافشاری کند، طرف مقابل، باید، از پی گیری بحث خودداری ورزد و با سکوت، بی علاقه بودن خود را به ادامه ی بحث نشان دهد. هر یک از ما، باید، ذهنیت خود را اصلاح کنیم و گمان نکنیم که نظریه ی ما همواره درست است. گاه، نظریات، بر اساس اطلاعات نادرست استوار است و آن طور که خود می پنداریم، استحکام و استواری لازم را ندارد؛ بنابراین، باید، با انعطاف و نرمش به یک تبادل نظر منطقی تن در دهیم و در هر حال، از وارد شدن به بحث و جدل های ستیزه جویانه و مناقشات لفظی خودداری کنیم.
در روایات اسلامی، در این باره، توصیه های موکّد، وجود دارد؛
پیامبر اکرم(ص) در این باره می فرماید:
«منفورترین مردم، نزد خداوند، لجوجِ خصومتگر است».(12)
علی(ع) می فرماید:
«از ستیزه و خصومت بپرهیزید که دل های برادران را بیمار می کند و نفاق را می رویاند».(13)
مگو ناخوش که ناخوش پاسخ آید
به کوه آواز خوش ده تا خوش آید(14)

متأسفانه بیش تر اوقات، در هنگامی که زن و شوهر، دچار اختلاف نظر می شوند، گفت و گوی آنان، به مشاجره ی لفظی و سپس به دعوا می انجامد و یکدیگر را سرزنش کرده، از هم گله می کنند.
زن و شوهری که با هم جرّ و بحث می کنند، نه تنها، احساسات یکدیگر را تحریک می نمایند، بلکه، روابط خود را نیز خدشه دار می کنند، جرّ و بحث، می تواند، در این زمینه مخرب ترین عنصر به شمار آید.
همواره، به زن و شوهرها توصیه می شود که از جرّ و بحث با یکدیگر پرهیز کنند.
مردی که با همسرش پنجاه سال زندگی مشترک داشت، گفت: «راز دوام زندگی زناشویی من و همسرم این است که از ابتدا، با یکدیگر پیمان بسته ایم که بحث هایمان بیش از دو دقیقه طول نکشد».

برخورد صحیح با رفتارهای ناشایست
ما گمان می کنیم، اگر زندگی بی درد سر و بدون درگیری باشد، یک زندگی مناسب است؛ ولی، آنچه به انسان ها کمال می بخشد و به آنان، رشد و تعالی می دهد، این است که در هر برخوردی، چگونگی موضع گیری را بیاموزند.
ما، در هر موقعیتی، چگونه با مسائل روبه رو شویم؟ می دانیم، تا این درگیری ها را نداشته باشیم، ضعف های خود را نمی شناسیم. باید، دریابیم که با بغض، خستگی و نامهرمبانی چگونه برخورد کنیم. ما خیال می کنیم، اگر همسری خوب گرفتیم، باید، تا آخر مراحل زندگی، همین راه را طی کند. نوسان ها و فراز و نشیب های روحیِ آنان را در نظر نمی گیریم. البته این مهم نیست و شاید مقدور ما نباشد که بدانیم، در زندگی چه پیش خواهد آمد. مهم آن است که بدانیم، با پیش آمدها، چگونه برخورد نماییم. باید، بدانیم، افراد، همیشه یک جور نیستند! همیشه مهربان، سرحال و با محبّت نیستند، گاه ممکن است، در شرایط دیگری باشند. باید، برای همه ی شرایط، خود را آماده کنیم. اگر خود را برای شرایط گوناگون آماده کنیم، غافلگیر نمی شویم. باید، در هر شرایطی، بهترین گزینه را انتخاب کنیم و درباره ی تنش های خانوادگی، اختلافات فامیلی، سوءتفاهم ها و رفت و آمدها، خریدها، میهمانی ها و… بهترین تصمیم را بگیریم!
خانمی می گفت: «بعد از گذشت اندکی از ازدواجمان، متوجّه شدم، شوهرم، آدمی بهانه جو، بی بند و بار و بی علاقه به زندگی است؛ ولی، چون بچّه دار بودم، از خدا کمک خواستم که بتوانم، همسرم را اصلاح کنم؛ سال ها با صبر و حوصله، تلخی های زندگی را تحمّل کردم؛ ولی، امروز که سیزده سال از ازدواجمان می گذرد، نمی دانم، چگونه شکر خدا را به جای آورم که زندگی شیرینی دارم.» آری:

خُلق خوش، خَلق را شکار کند
صفتی بیش از این، چه کار کند

پرهیز از خودخواهی
یکی از رفتارهای نامناسب، در روابط زناشویی خودخواهی است. بسیارند، عروس و دامادهایی که فقط خود را می بینند و به راحتیِ خود می اندیشند و همیشه، جملاتی نظیر جملات زیر می گویند:
من، این خوراکی را دوست ندارم!
من، رفت و‌آمد را دوست ندارم!
من، نمی توانم، صبح زود از خواب بیدار شوم!
من، از رفتار پدر و مادر تو خوشم نمی آید!
و…، در حالی که صفای زندگی زناشویی به این است که انسان، به راحتی و آسایش همسر خود فکر کند.
فراموش نکنیم با پیوند ازدواج «من» تبدیل به «ما» شده است!

مقایسه نکردن همسر خویش با دیگران
هر فرد، شرایطی متفاوت، با افراد دیگر دارد؛ ظرفیت ها، قابلیّت ها و توانایی های افراد یکسان نیست؛ از این رو، نمی توانیم، از همگان انتظاری یکسان داشته باشیم. شوهر، نباید، همسر خود را با زن های دیگر مقایسه کند و آنچه، زن های دیگر انجام می دهند، از همسر خود مطالبه نماید. اگر زن، در برآوردن برخی خواسته های مرد ناتوان است، این، نباید، موجب آزردگی مرد، یا کاهش علاقه و محبّت او به زن شود، یا اختلاف و درگیری به وجود آورد. گاه، دیده می شود، مردی، پیوسته در حضور همسر خود آشپزی، خیاطی یا خانه داری زنان دیگر را ستایش می کند. این کار، به ویژه، اگر تکرار شود، در نظر زن، سرزنش یا تحقیر تلقّی می شود و اگر از حدّ متعارف بگذرد، موجب دلخوری، کینه و دشمنی می گردد. برخی، پا را از این نیز فراتر می گذارند و این کار را وسیله ای مناسب، برای تحریک و تشویق او برای یاد گرفتن برخی هنرها، یا دقّت در انجام بعضی وظایف می دانند. به طور معمول، این شیوه، بیش از این که سازنده باشد، مخرّب است و موجب تضعیف روابط و ایجاد دلخوری و آزردگی زن می شود. در اصل، مقایسه ی افراد با یکدیگر کار درستی نیست و موجب پیدایش عوارض نامطلوب می شود. در صورتی که لازم باشد، مقایسه ای میان یک فرد با افراد دیگر صورت بگیرد، باید، بسیار دقّت شود که، نخست، تفاوت های فردی نادیده انگاشته نشود و انتظارهای غیر واقع بینانه در کسی ایجاد نکند؛ دوم، این کار، طوری انجام شود که موجب تحقیر و توهین کسی نشود و درشت نماییِ امتیازات دیگران، اثبات بی کفایتی شخصی دیگر را در پی نداشته باشد.
زیاده روی، در مقایسه ی همسر خود با زنان دیگر، ممکن است، عوارض نابهنجار، در پی داشته باشد که یکی از آن ها، ایجاد حسّاسیت منفی و عقده ی روانی در همسر خود به زنان دیگر است. در این حالت، زن، از این که شوهرش به زن دیگر- که به طور معمول، از بستگان و اطرافیان اوست- توجّه خاص دارد و به دیده ی تحسین به وی می نگرد، ناخشنود است و احساس می کند، وجود آن زن، وسیله ای برای انحراف توجه همسرش از اوست. این کار، مشکلات دیگری نیز در روابط اجتماعی خانواده به وجود می آورد که گاه، به درگیری های دامنه دار منجر می شود.

واقع بینی
انتظارها و خواسته های ما از همسر- حتی آن جا که مطابق با حقوق مشروع ماست- باید، با توجّه به واقعیت ها و امکانات موجود و به عبارت دیگر، واقع بینانه باشد.
واقع بینی، ویژگی بسیار مهم و باارزشی است که در همه ی امور، از جمله در زندگی زناشویی، نقش بسیار مهمّی دارد.
انتظارهایی که به دور از واقع بینی است، توقّعات هوس آلودی است که در روابط انسانی مشکلات زیاد، به وجود می آورد. باید، توجّه داشت که ما همیشه نمی توانیم، واقعیت ها و امکانات را به دلخواه خود تغییر دهیم، بلکه، باید، با آن ها بسازیم و برنامه ها و خواسته های خود را مطابق آن ها طراحی کنیم. نخستین شرط موفقیت در زندگی، واقع بینی است. توجّه به این نکته، برای بانوان از اهمیت بیش تری برخوردار است؛ زیرا، گاهی، احساسات و عواطف تحریک شده، مجالی، برای واقع بینی باقی نمی گذارد و خواسته هایی به وجود می آورد که در احساس و عاطفه ریشه دارد و با میزان های عقلانی سنجیده نشده اند.
این گونه خواسته ها، مشکلاتی در زندگی خانوادگی به وجود می آورد.
یکی از مسائلی که زن، باید، به آن توجه داشته باشد، سازگاری با برنامه ی کاری همسر است. برخی مردان، به جهت مقتضیات شغلی، ممکن است، برای گردش و تفریح یا حضور در خانه، کم تر، وقت داشته باشند یا ناگزیر باشند، حتی، در ساعت هایی که در خانه هستند، به انجام امور اداری خود بپردازند. در این موارد، همسر، باید، با دیدی واقع بینانه با قضیه برخورد کند و با اعتراض های پی در پی، زمینه رنجش و ناراحتی شوهر را فراهم نسازد، هر چند، مرد، باید، تا حد ممکن، بخشی از وقت خود را به خانواده اختصاص دهد و آن را جزو وظایف خود بداند.

تحمّل همسر
تحمّل ضعف ها و مشکلات همسر، یک ارزش اسلامی محسوب می شود.
پیامبر(ص) در این باره می فرماید:
«کُلُّ اِمراَهٍ صَبَرت عَلی زَوجِها فِی الشِّدَّةِ وَ الرَّخاءِ وَ کانَت مُطیعَةً لَهُ وَ لِاَمرِهِ حَشَرَها اللهُ تَعالی مَعَ اِمرأَةِ اَیُّوب(ع)»(15)
هر زنی که در سختی و آسانی زندگی شوهرش، بردبار بوده و فرمانبردار او و دستورهایش باشد، خداوند، آن زن را با همسر حضرت ایوب(ع) محشور می کند.
و در روایت دیگر از آن حضرت آمده است:
«مَن صَبَرَ عَلی سُوءِ خُلقِ المَرأَةِ اَعطاهُ اللهُ ثَوابَ اَیُّوب فی بَلائِهِ وَ مَن صَبَرَت عَلی سُوءِ خُلقِ زَوجِها اَعطاها ثَوابَ آسِیَه»(16)
اگر مردی، بر بد اخلاقی زنش صبر کند، خداوند، به او ثواب ایّوب را می دهد و اگر زنی، بر بداخلاقی شوهرش صبر کند، خداوند به او ثواب عمل آسیه را عطا می کند».
امام صادق(ع) می فرماید:
«زنی که بداخلاقی شوهرش را تحمّل نماید، با حضرت زهرا(ع) محشور می شود»(17)
پیامبر(ص) می فرماید:
«هر زنی که با شوهر خویش مدارا ننماید و او را بر کارهایی که مقدور نیست، مجبور نماید، هیچ عبادت و کار نیکی از او قبول نمی شود و خداوند را غضبناک، دیدار خواهد نمود».(18)
نوعروسانی که بتوانند، ضعف ها و کمبودهای شوهر را تحمّل کنند و در عمل، آبروی شوهر را حفظ کنند، زندگی خود را تثبیت کرده اند.
نوعروسی بود که شوهرش، خسیس بود، به طوری که در تمام دوران نامزدی، یک بار، برای همسرش هدیه نیاورد و پس از عروسی نیز، بارها خانواده ی او، در مناسبت های مختلف انتظار داشتند، دامادشان هدیه و کادویی برایشان بیاورد؛ امّا، هرگز چنین انتظاری برآورده نشد؛ ولی، این عروس عاقل، برای این که زندگی اش را تلخ نکند، نه تنها، برای کسی درد دل نمی کرد، بلکه، در برابر طعنه ها و زخم زبان های دیگران ایستادگی می کرد.
در گلستان جهان چون غنچه های صبحدم
با درون پر زخون در حال لبخندیم ما
در پرتو همین خون دل خوردن ها، سکوت ها و خویشتنداری ها و صبر و حوصله ها او اکنون زندگی شیرینی دارد.
امام باقر(ع) درباره ی صبر و تحمّل زن بر آزار شوهر می فرماید:
«جِهادُ المَرأَةِ اَن تَصبِرَ عَلی ما تَری مِن اَذی زَوجِها»(19)
جهاد زن، عبارت از صبر و تحمّل بر آزار همسر است.
بانویی که سی سال، زندگی شیرین و آرامی داشته، درباره ی تحمّل همسر می گوید: «در طول سی سال زندگی، پیش از شوهرم، از خواب بیدار می شدم و همیشه بعد از او می خوابیدم. هرگز به یاد ندارم، خواسته ای را به تندی از شوهرم درخواست کرده باشم. وقتی حس می کردم، به لباس احتیاج دارم، موضوع را به او نمی گفتم، در ابتدا می کوشیدم، شرایط مادی او را بسنجم. اگر امکان تهیه لباس را داشت و حتی وضعیت او، از نظر روحی مناسب بود، نیازم را به او می گفتم.
هرگز با شوهرم، در برابر دیگران، با تندی صحبت نکردم. اگر ایرادی در رفتار و برخورد او می دیدم، در برابر دیگران واکنش نشان نمی دادم. این گونه مسائل را در وقت مناسب در خلوت می گفتم.
چنان محیط خانه را برای او گرم و دلنشین می کردم که کم تر در بیرون از خانه بماند. سلیقه او را همیشه در نظر داشتم، در هنگام ناراحتی او به گونه ای رفتار می کردم که ناراحتی او، برطرف شود.
هیچ وقت، موقعیت شوهرم را با دیگران مقایسه نمی کردم، رفت و آمد با خانواده ی شوهرم را بر رفت و آمد با دیگران ترجیح می دادم، هرگز، از برخوردهای ناپخته خواهرشوهر و مادرشوهرم، به دل کینه نمی گرفتم و به شوهرم گلایه ای نمی کردم؛ از این رو، از آغاز زندگی، در دل و جان آنان، جای گرفتم و اکنون، دوری من بر آنان و دوری آنان بر من آسان نیست. درآمد شوهرم زیاد نبود؛ با این حال، مقداری پس انداز داشتم که از آن استفاده کردم و هرگز اجازه ندادم، کسی در مشکلات من و شوهرم دخالت کند و الان زندگی بسیار شیرینی دارم».

در برابر بداخلاقی های همسرم چگونه باشم و چطور برخورد نمایم؟
در برابر بد اخلاقی های او خوش اخلاق باشید. آمار نشان می دهد، بیش تر جدایی هایی که صورت گرفته، پس از یک دوره بی محبتی و بی توجهی زن به مرد بوده است. خیلی از خانم ها، در مواقعی که مرد، بداخلاق و بی توجه شده است، روش بی محبتی و بی اعتنایی را پیش می گیرند، در حالی که مرد، احتیاج دارد، هر روز بشنود و بفهمد که مورد عشق و توجّه همسرش قرار دارد.
به او نشان دهید که حتی کارهای کوچک او و محبّت های جزئیش مهم و پراهمیت است، وقتی، مرد بفهمد، همسرش حتی به محبّت های جزئی اش توجه دارد، به زندگی امیدوار می شود.
سعی کنید، او را درک کنید، دریابید که خسته و ناراحت است، با او مدارا کنید، به او کمک کنید تا حال عادی خود را بازیابد.

پی نوشت ها :

1. بحارالأنوار، ج92، ص208.
2. افراط و زیاده روی در بیان علایق قلبی و تظاهرات عملی آن، به وابستگی و اتکای عاطفی می انجامد که هم برای زن، جنبه تخریبی دارد و هم مشکلاتی برای مرد به وجود می آورد. برخی بانوان جوان، به ویژه، در دوران آغازین ازدواج، محبّت افراطی نسبت به همسر خود پیدا می کنند و بر این اساس، انتظارهای عاطفی زیاد از او پیدا می کنند که به جا آوردن آن ها، برای مرد سخت و طاقت فرساست و گاه موجب فلج شدن زندگی او می شود. این گونه افراد، باید، با واقع بینی، علایق خود را تعدیل کنند تا از سرخوردگی های احتمالی در امان باشند.
3. نساء: 19.
4. وسائل الشیعه، ج14، ح8، ص122.
5. مطلع عشق، ص89؛ به نقل از مقام معظم رهبری.
6. وسائل الشیعه، ج14، ح14، ص18.
7. نساء: 34.
8. بقره: 187.
9. این مطلب، درباره ی مادر نیز صحیح است؛ یعنی، مرد، نباید، پیوسته، در حضور مادر یا بستگان نزدیک خود، از همسرش تعریف و تمجید کند و این گمان را برای آنان به وجود آورد که همه ی علاقه او به همسرش معطوف شده و او به تنهایی جای آنان را در دل مرد گرفته است.
10. ارشاد القلوب، ص175.
11. مستدرک الوسائل، ج2، ص551.
12. جامع السعادات، ج3 (ترجمه ی فارسی)، ص380.
13. اصول کافی، ج2، ح1، ص304.
14. فردوسی.
15. مستدرک الوسائل، ج14، ح2، ص242.
16. بحارالأنوار، ج103، ص247.
17. وسائل الشیعه، ج15، ح3، ص37.
18. مکارم الاخلاق، ص246، «ایما امرئة لم ترفق بزوجها…».
19. فروع کافی، ج5، ح1، ص12.
منبع: اکبری، محمود، (1334)، صمیمانه با عروس و داماد، قم: نورالزهراء، چاپ بیست و سوم،(1389))..

مطالب مشابه