حيا
من مواعظ النبي صلى الله عليه وآله وسلّم:
الحياءُ حياءان، حياءُ عقلٍ وحياء حُمْقٍ، وحياء العقل العلم وحياءُ الحُمقِ الجهل.
(تحف العقول صفحه 45)
حياءِ عقل آن است كه انسان از روى عقل احساس حياء كند، مثل حياء در هنگام ارتكاب گناه، و يا حياء در مقابل كسانى كه احترامشان لازم است و اين حياء، علم است يعنى رفتارى عالمانه مىباشد.
و حياء جهل آن است كه از پرسيدن و يادگرفتن يا از عبادتكردن و امثال آن، حياء كند (مثل كسانى كه در بعضى محيطها، از نماز خواندن، خجالت مىكشند) و اين حياء، رفتارى جاهلانه است.
حسن خلق
من مواعظ النبي صلى الله عليه وآله وسلّم:
خياركم أحسنكم أخلاقاً، الذين يَألفون ويُؤلفون.
(تحف العقول صفحه 45)
بهترين شما، كسانى هستند كه برخوردشان با مردم، از همه بهتر است. چهرهاى گشاده دارند كه مردم رغبت مىكنند با آنان انس و الفت بگيرند.
معناى روايت، اين نيست كه اگر كسى پاىبندِ عمل به تكليف شرعى نيست ولى خوشبرخورد است بر كسى كه وظائف دينى خود را انجام مىدهد ولى گشادهرو نيست، ترجيح دارد.
بلكه مراد اين است فرد مؤمنى كه وظائف خود را انجام مىدهد و حسن خلق هم دارد بر مؤمنى كه خوش اخلاق نيست برترى دارد.
استفاده از نعمتها
من مواعظ النبي صلى الله عليه وآله وسلّم:
وجاءَهُ رجل بِلَبَن وعسل لِيَشربُهُ، فقال صلى الله عليه وآله وسلّم: شرابان يُكتَفى بأحدهما عن صاحبه لا أَشربُهُ ولا اُحرّمُه ولكنّي أتواضَعُ للّه، فانّه مَن تواضع للّه رفعهُ اللّه ومن تَكبّر وضعَهُ اللّه ومَنِ اقْتصد في معيشته رزقَهُ اللّه ومن بَذّر حرمهُ اللّه ومن أكثر ذِكْر اللّهِ آجرهُ اللّه.
(تحف العقول صفحه 46)
چون ممكن است برخى اينطور فكركنند كه عدم استفاده معصوم «عليه السلام» از بعضى نعمتها به معناى تحريم است و لذا پيامبر صلى الله عليه وآله وسلّم فرمودند: من خود نمىخورم ولى تحريم هم نمىكنم، چون نمىخواهم از همه نعم حلال استفاده نمايم. و مراد از «رفعت» هم، رفعت معنوى است گرچه ممكن است رفعت ظاهرى هم باشد ولى قدر مسلم رفعت روحى و معنوى است، يعنى اگر كسى براى خدا تواضع كند، خداوند روحاً و خُلقاً او را بالا برده و مشمول كرامات خود قرار مىدهد. همچنين قدر مسلم از «وضع»، تنزّل معنوى است، گرچه ممكن است تنزّل اجتماعى و موقعيتى هم منظور باشد.