توصیه‌هایی اخلاقی از آیت الله بهجت

توصیه‌هایی اخلاقی از آیت الله بهجت

* آیا می شود کسی با خدا و اولیای خدا ارتباط دینی و معنوی داشته باشد، ولی در مواقع مهمّه، دستگیری نشود و مخذول گردد و راهنمایی نشود؟! [در محضر بهجت:2/162]

* با رعایت اخلاقیات و رفتار صحیح اسلامی، افراد غیر مسلمان هم به اسلام و مسلمانها گرایش پیدا می کنند. [در محضر بهجت:2/23]

* عدم انجام کارهای خیر از قبیل صدقات جاریه و ساختن بناهای خیریّۀ عامّ المنفعه، مساجد، حسینیّه ها، مدارس، بیمارستانها و… که امروزه مردم از آنها محروم هستند، از بی پولی نیست؛ بلکه از بی توفیقی است! [در محضر بهجت:2/54]

* این دعا خیلی عالی است که دستور داده شده است در زمان غیبت خوانده شود که: (یا اللهُ، یا رَحمانُ، یا رحیمُ، یا مُقَلِّبَ القُلُوبِ، ثَبِّت قَلبی علی دینک: ای خدا، ای رحمت گستر، ای مهربان، ای گردانندۀ دلها، دل مرا بر دینت ثابت و استوار گردان.) [در محضر بهجت:2/102] باب رسیدن به کمالات و لقاء الله مفتوح است. حیف نیست این مراحل را که از راه بندگی حاصل می شود، نداشته و از آنها محروم باشیم؟!

* خیلی خوب است که خدا به انسان چنین قوه و یقینی بدهد که برای غیر خدا محزون نشود! شجاعت و ایمان و استقامت قوی لازم دارد. [در محضر بهجت:2/120]

* راستگویی، در دیدن رؤیای صادقانه و صفای روح خیلی مؤثر است. [در محضر بهجت:2/158]

* دنیاپرستان را بنگرید که به چه دل بسته اند و بر سر چه با هم نزاع دارند؛ به دنیایی از کاغذ و مقوا و خانۀ عنکبوت! [در محضر بهجت:2/177]

* زهد، با داشتن دنیا منافات ندارد … میزان در زهد، دنیا داشتن یا نداشتن نیست؛ بلکه میزان دل بستن یا نبستن به دنیا است. [در محضر بهجت:2/178]

* باب رسیدن به کمالات و لقاء الله مفتوح است. حیف نیست این مراحل را که از راه بندگی حاصل می شود، نداشته و از آنها محروم باشیم؟! [در محضر بهجت:2/190]

* قلّت جمعیتِ حقّ و کثرت اهل باطل، نباید ما را در مسیر و پیمودن راه حقّ، مضطرب و دل سرد کند، یا باز دارد! [در محضر بهجت:2/191]

* خوردن غذای شبهه ناک و نیز غذای کسی که از حرام پرهیز ندارد، هر چند جایز است؛ ولی انسان را مریض و از عبادات محروم می کند و یا سبب سلب توفیق می شود. [در محضر بهجت:2/246] انسان باید هر روز موضع خود را مشخص کند که آیا اهل حقّ است و یا باطل و پیرو آن.

* تا ما ناجور نشویم، آن چه از بالا بر سر ما نازل می شود، ناجور نمی شود؛ بلکه کاری می کنیم که باران رحمت، بر ما نقمت و عذاب می شود! [در محضر بهجت:2/273]

* در طرف سقوط، انسان از ابلیس بدتر، و در طرف صعود، از مَلک بالاتر است. [در محضر بهجت:2/358]

* انسان هرراهی را بدون تقیّد و پایبندی به قرآن و سنّت برود، روز به روز تنزّل می کند. [در محضر بهجت:2/361]

* انسان باید هر روز موضع خود را مشخص کند که آیا اهل حقّ است و یا باطل و پیرو آن. [در محضر بهجت:2/362] درد را می دانیم، دوا را هم تشخیص می دهیم، ولی به فکر علاج خود نیستیم!

* هر کسی کاسه ای از ابتلائات دارد که مطابق وجود و استعداد او است. و کاسه های اشخاص، از بلایا پر شده است؛ ولی خدا همه را دوست دارد. [در محضر بهجت:2/380]

* انبیا و ائمه (علیهم السلام) نیامده اند که بگویند مردم از دنیا هیچ بهره ای نداشته باشند؛ بلکه آمده اند طریقۀ دنیاداریِ با سعادت و عزّت را هم به ما نشان بدهند. [در محضر بهجت:2/384]

* اگر حسابمان را با خدا تصفیه می کردیم، حساب های دیگر تصفیه و اصلاح می شد. [در محضر بهجت:2/11]

* درد را می دانیم، به فکر علاج خود نیستیم! دوا را هم تشخیص می دهیم، چنان که قرآن شریف می فرماید: (فَأَلهَمَها فُجُورَها وَ تَقواها: پس خداوند، گناه و تقوا را به انسان الهام نمود.) ولی به فکر علاج خود نیستیم! [در محضر بهجت:2/13]

* تمامی ابتلائات، به اختیار خود ما پیش می آید، یعنی چون ما اطاعت خدا را به اختیار خود ترک می کنیم و معصیت او را اختیار می کنیم، ناچار سزای کارهای ما گرفتاری و بلا برای ما است. [در محضر بهجت:2/79]

* این مستحبّات است که انسان را به جایی می رساند! [در محضر بهجت:2/168] باید بدانیم که مطلب فقط یکی است و آن، بندگی خدا است. و بندگی خدا در طاعت خدا است، و طاعت خدا در ترک معصیت خدا در اعتقادات و در عمل است.

* در تعبّدیّات، کوه کندن از ما نخواسته اند، سخت ترینش نماز شب خواندن است که در حقیقت، تغییر وقت خواب است نه اصل بی خوابی، بلکه نیم ساعت زودتر بخواب، تا نیم ساعت زودتر بیدار شوی! [در محضر بهجت:2/170]

* وقتی که روح انسان به عالم دیگر رفت، می فهمد این همه تشریفات در دنیا لازم نبود.[در محضر بهجت:2/405]

* گویا علّت عقب ماندگی ما، ترک مستحبّات است! علمای سابق، بدان ملتزم بودند؛ از قبیل زیارت و دعا و تلاوت قرآن و یا نماز اول وقت و ترک مکروهات، مانند خواب بین الطلوعین. [در محضر بهجت:2/344]

* گاهی به مطالب و دستورات روشن و آسان شرعی که می دانیم، عمل نمی کنیم؛ و آن گاه نزد اساتید معرفت و اخلاق و تربیت می رویم، و تقاضای ذکری سنگین تر و مطالبی بالاتر از آن چه لازم داریم می کنیم… این، علامت آن است که نمی خواهیم از راه صحیح، بالا برویم و به کمالات و درجات عالی معنوی برسیم! [در محضر بهجت:2/380]

* باید بدانیم که مطلب فقط یکی است و آن، بندگی خدا است. و بندگی خدا در طاعت خدا است، و طاعت خدا در ترک معصیت خدا در اعتقادات و در عمل است. [فیضی از ورای سکوت:53]

* اگر شما خودتان را اصلاح کردید، و موانعی که بین خودتان و بین خدا و انبیا و اولیا هست از بین بردید، بین شما و خلق را اصلاح می کند. [فیضی از ورای سکوت:64]

* ما باید در اعتقادات و اعمال، چه عمل شخصی مان و یا عمل نوعی و اجتماعی مان و در عبادتمان، از تحصیل رضایت خدا، لحظه ای غافل نشویم و مسامحه نکنیم. که اگر مسامحه بکنیم، در همان آن، خاسر و زیانکار شده ایم! [فیضی از ورای سکوت:53]

* بارها گفته ام و بار دگر می گوییم: کسی که بداند: هر که خدا را یاد کند، خدا همنشین او است، احتیاج به هیچ وعظی ندارد. [به سوی محبوب:30]

* آن چه می دانید، عمل کنید؛ و در آن چه نمی دانید، احتیاط کنید تا روشن شود، و اگر روشن نشد، بدانید که بعضِ معلومات را زیر پا گذارده اید. [به سوی محبوب:32] اگر راه عبودیّت و ترک معصیت تا آخر مشکل بود، و به سهولت و رغبت منتهی نمی شد، مورد تکلیف و ترغیب و تشویق خالق قادر مهربان قرار نمی گرفت!

* هیچ ذکری بالاتر از ذکر عملی نیست. هیچ ذکر عملی، بالاتر از ترک معصیت در اعتقادیّات و عملیّات نیست. [به سوی محبوب:40]

* سؤال: اینجانب تصمیم دارم که به خداوند، قُرب پیدا کنم و سیر و سلوک داشته باشم، راه آن چیست؟
جواب: بسمه تعالی، چنان چه طلب صادق باشد، ترک معصیت کافی و وافی است برای تمام عمر، اگر چه هزار سال باشد. [به سوی محبوب:67]

* شرط استجابت دعا، ترک معصیت است… گاهی مصلحت، در غیرِ تعجیل است و گاهی مصلحت، در تبدیل به اَحسن است. داعی خیال می کند مستجاب نشده است و اهل یقین می فهمند. [به سوی محبوب:83]

* باید بدانیم علاج ما، اصلاح نفس است در همۀ مراحل، و از این مستغنی نخواهیم بود و بدون این، کار ما تمام نخواهد شد. [به سوی محبوب:104]

* باید کسانی که حاجت مهمّه ای دارند، یکی از همین نمازها و از این عبادتهایی که برای حاجت ذکر شده است [به جا آورند] و اگر بخواهند تثبیت بکنند، تأیید بکنند و برسند به حاجت خودشان بلا شکّ، ملتفت باشند بعد از آن طلب حاجت و نمازها و دعاها، بروند به سجود و در سجود سعی کنند [به اندازۀ] بال مگسی چشم تر بشود، این علامت این است که مطلب تمام شد. [به سوی محبوب:125]

* اگر این راه [عبودیّت و ترک معصیت] تا آخر مشکل بود، و به سهولت و رغبت، منتهی نمی شد، مورد تکلیف و ترغیب و تشویق خالق قادر مهربان قرار نمی گرفت! [به سوی محبوب:35]

* باید از عمل، نتیجه بگیریم. محال است عمل بی نتیجه باشد، و در نتیجه از غیر عمل حاصل شود! این طور نباشد: (پی مصلحت مجلس آراستند، نشستند و گفتند و برخاستند)؛ خدا کند قوّال [پر سخن] نباشیم، فعّال [پرعمل] باشیم! [به سوی محبوب:44]

* به همدیگر نگاه نکنیم؛ بلکه نگاه به دفتر شرع کنیم و عمل و ترک را مطابق با آن نماییم! [به سوی محبوب:44]

* آیا ما بیش از این حاجت داریم که همین قدر مطّلع باشیم که: خدا بر ظاهرِ ما و بر باطنِ ما مطّلع است؟ً! [به سوی محبوب:115] اکثر بدبختی ما همین است که عِلممان با عَملمان هماهنگ نیست!

* در رسیدن به مقصود، باید صبر کرد! در صبر حالت خوف و رجا نهفته است، و دلیل آن این است که کارها از جای دیگر ناشی می شود و انسان خود، کاره ای نیست. و قوام صبر به این است که انسان، حصول کاری را بخواهد، اما در وقت دیگری حاصل شود. [نکته های ناب:90]

* کسی که بداند در مَسمع و مَرآی خدا است، نمی تواند گناه کند. تمام انحرافات ما از این است که خدا را ناظر و شاهد نمی بینیم. [نکته های ناب:75]

* هر روز، یک روایت از کتاب (جهاد النّفس) وسائل الشیعه را مطالعه کنید. در واضحاتش بیشتر فکر کنید. بعد این را در خودتان می بینید که سر یک سال، عوض شده اید! [نکته های ناب:143]

* اکثر بدبختی ما همین است که عِلممان، با عَملمان هماهنگ نیست! [برگی از دفتر آفتاب:134]

* همۀ رذایل اخلاقی، از ضعف در معرفت خداوند متعال پدید می آیند!… اگر انسان دریابد که خداوند متعال، همیشه و در همه حال از هر زیبایی زیباتر است، از اُنس به او هرگز جدا نخواهد شد! [برگی از دفتر آفتاب:146]

* اگر ما به اندازه ای که یک بچه به مادرش اطمینان دارد به خداوند اطمینان داشتیم، و می دانستیم که هر چه از او بخواهیم می دهد، هیچ مشکلی نداشتیم و همۀ کارهایمان درست می شد.
____________________________
منبع: مرکز نشر آثار حضرت آیت الله العظمی بهجت (رحمة الله علیه)

مطالب مشابه