سیمای رسول رحمت از منظر نهج البلاغه

سیمای رسول رحمت از منظر نهج البلاغه

خلقت پاکيزه پيامبر
علي عليه السّلام چنين گواهي ميدهد:
وَ اَشهَدُ أنّه عدلٌ عَدَل، و حکَمٌ فصَلَ، و أشهَدُ أنّ محمّداً عبدُهُ و رسولُه و سَيّدُ عِبادِه، کُلَّما نسَخَ اللهُ الخلقَ فِرقَتَينِ جَعَلَهُ في خَيرِ هما. لم يُسهِمْ فيه عاهِرٌ، و لا ضَرَبَ فيه فاجِرٌ.
و من گواهي ميدهم که قضاوت خدا عادلانه است و حکومتش قاطعانه، و نيز گواهي ميدهم محمّد صلّي الله عليه و آله و سلّم بنده و فرستاده خدا و برگزيده و سرور بندگانش است.
هر پدري که خواست از دنيا برود و فرزنداني داشت، خداوند نطفه محمّد صلّي الله عليه و آله و سلّم را در فرزند بهتر قرار دارد به گونه اي که در انتقال نطفة محمّد صلّي الله عليه و آله و سلّم نه جنايتکار نقشي داشت و نه معصيت کار سهمي پيدا نمود.
و قرآن نيز اين معنا را تأييد ميکند، آنجا که ميفرمايد:
وَ تَقَلُّبَکَ في الساجدين
او خدايي است که به دوران انتقال نطفة تو در اهل سجود از اصلاب شامخه به ارحام مطهّره آگاه است.
امامان باقرين عليهما السّلام در توضيح اين آيه فرموده اند که منظور اصلاب پيامبران است، يکي پس از ديگري از حضرت آدم عليه السّلام، تا آنکه رسول خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم متولّد گرديد.
و اين چنين است که امام علي عليه السّلام در وصف رسول خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم فرمود:
«او از شجره پاکيزه پيامبران آفريده شده و از مشکات درخشاني که نور هدايت درستکاري از آنان تابناک بوده، انتخاب گشته است. او از مرکز سرزمين مکّه و از دل بطحاء و از ميان چراغهاي فروزاني که در تاريکيها راهنماي سرگشتگان است، برگزيده شده، او از سرچشمه هاي حکمت که همه داراي دين و شريعت بوده و ديگران علم و حکمت را از آنها مي آموختند، گزينش شده است».
بدين سان خلقت همه پيامبران پاکيزه بوده و آفرينش آنها از نطفههاي پاک و مطهّر بوده است، و رسول خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم از همين سلسة پاک نهاد، آفريده شده است. اين معنا در موضعي ديگر نيز در کلام امام علي عليه السّلام آمده است:
فاستَودَعَهم في أفضل مُستَودَع، و أقرَّهم في خَيرِ مستقرّ، تناسخَتْهُم کرائم الاصلاب الي مُطهَّراتِ الارحام، کُلَّما مَضي مِنهم سَلَفٌ، قام مِنهم بدين اللهِ خَلَفٌ.
خداوند نطفة پاک پيامبران را در بهترين جايگاه به وديعت گذارد، و در بهترين مکان آنها را مستقر ساخت و از صلب کريمانه پدران، به رحم پاک مادران منتقل نمود. هر زمان که يکي از آنان بدرود حيات ميگفت، ديگري براي پيشبرد دين خدا به پا ميخواست.
حتّي أفضَتْ کرامَةُ الله سبحانَه و تعالي محمّدٍ، صلّي الله عليه و آله و سلّم، فأخرجَهُ مِن أفضَلِ المعادِن مَنبِتاً، و أعَزَّ الارماتِ مَغرِساً، مِن الشجرَةِ التي صَدَعَ مِنها أنبيائه، و انتَجَبَ منها اُمَنائَه.
تا آنکه اين منصب بزرگ به محمّد صلّي الله عليه و آله و سلّم منتهي شد، پس خداي نهاد اصلي وي را از بهترين معادن استخراج کرد، و نهال وجودش را در اصيلترين و عزيزترين سرزمينها غرس نمود، و شاخه هستي او را از همان درختي که پيامبران را از آن آفريد به وجود آورد، از همان شجره اي که امينان درگاه خود را از آن برگزيد.
عترَتُه خيرُ العِتَر، و اُسرَتُه خيرُ الاُسَر، و شجرتُهُ خيرُ الشَّجَر، نبتَتْ في حَرَمٍ و بَسَقَتْ في کرمٍ، لَها فروعٌ طِوال، و ثَمَرٌ لا يُنال، فهو إمامُ مَن اتّقي، و بصيرَةُ مَن اهتَدي، سِراجٌ لَمَعَ ضَوْؤُه، و شِهابٌ سَطَعَ نورُه، و زَندٌ بَرَقَ لَمعُه.
عترت او بهترين عترتها، خاندانش بهترين خاندانها و درخت وجودش از بهترين درختان بود، در حرم امن الهي روئيد، و در آغوش خانوادة بزرگواري رشد نمود که شاخههاي بلندي دارد و دست فرومايگان به ميوههاي آن نرسد. او پيشواي پرهيزکاران و وسيلة بينائي هدايت خواهان است، چراغي است نورش درخشان، ستارهاي است فروزان و آتش افروزي است که بارقهاش زبانه ميکشد.
آنچنان که خداوند در پاسخ ابراهيم عليه السّلام فرمود:
لا يَنالُ عَهدي الظالمين.
اين مقام رفيع به ستمگران ذريّة تو نخواهد رسيد و فرومايگان از آن بهره اي نخواهند برد.

بهترين سرمشق
فَتَأَسَّ بنَبيّکَ الاَطْيَبِ الاَطْهَر صلّي الله عليه و آله و سلّم فَإنَّ فيه أُسوَةً لِمَنْ تَأسّي و عَزاءً لِمَن تَعَزّي و أحَبُّ العباد الي اللهِ المُتَأسّي بنَبيّه و المُقْتَصُّ لاِ ثرِه.
از پيامبر پاک و پاکيزه ات صلّي الله عليه و آله و سلّم پيروي کن، زيرا راه و رسمش سرمشقي است براي آن کس که بخواهد تأسّي جويد و نسبت او انتسابي است عالي براي کسي که بخواهد منتسب گردد، و محبوبترين بندگان نزد خداوند کسي است که از پيامبرش سرمشق گيرد و قدم به جاي قدم او گذارد.
اين سخن امام علي عليه السّلام نيز برگرفته از اين آية شريفه است:
لقد کان لکم في رسول الله اُسوةٌ حَسَنةٌ لِمَن کان يرجواللهَ و اليوم الا´خِر و ذکر اللهَ کثيراً.
البته شما در مورد رسول خدا سرمشق نيکويي داريد، براي آن کس که به پاداش خدا و روز رستاخيز اميدوار باشد و بسيار ياد خدا کند.
چنين کسي محبوب خداست، چرا که آيه شريفه قرآن دوستي خداوند را در تبعيّت و پيروي از پيامبرش ميداند که آمرزش گناهان را نيز در پي دارد. بنگريد:
قل إن کنتم تحبّون الله فاتبعوني يُحببکم الله و يغفر لکم ذنوبکم و الله غفورٌ رحيم.
بگو اي پيامبر، اگر خدا را دوست داريد، مرا پيروي نماييد تا خدا شما را دوست بدارد و گناهان شما را ببخشد که خداوند آمرزنده و مهربان است.
پيامبري که اشرف پيامبران است، راه و رسمش نيز بهترين و نيکوترين سرمشق خواهد بود. اين معنا را نفس پيامبر صلّي الله عليه و آله و سلّم که عزيزترين فرد نسبت به اوست، يعني اميرمؤمنان عليه السّلام در کلامي چنين فرموده است:
… و اقتَدَوا بِهَدْيِ نبيّکم، فانّه أفضلُ الهَدْي و استَنُّوا بسُنَّتِه فإنَّها أهَدي السُّنَن
… هان اي مردم، به راهنمايي پيامبرتان اقتدا کنيد، زيرا بهترين هدايتهاست و به روش و سنّت وي عمل نماييد، چرا که بهترين فرمانها و نيکوترين روشهاست.
و نيز آن جناب فرمود:
سيرتُه القصد، و سنَّتُه الرُّشد، و کلامُهُ الفَصْل، و حُکمُه العدل.
راه و رسم او معتدل و روش او صحيح و متين، و سخنانش روشنگر حق از باطل، و داوري و حکمش عادلانه است.
و باز ميفرمايد:
إعمَلوا رَحِمَکُمُ اللهعلي أعلامٍ بيّنةٍ، فالطريقُ نَهجٌ يدعو الي دار السلام و أنتم في دارٍ مُستَعْتَبٍ علي مَهَلٍ و فَراغٍ، و الصُّحُفُ منشورَة، و الاقلامُ جاريَةٌ و الابدان صحيحةٌ، و الالسُنُ مُطلَقَةٌ، و التَوبَةُ مَسموعَة، و الاعمال مقبولة.
خدا شما را رحمت کند، بر طبق نشانه هاي روشن و سيره و سنت واضح او عمل کنيد که راه روشن است و شما را به خانه امن و امان فرا ميخواند.
هم اکنون فرصت را مغتنم شماريد، چون در منزلگاهي هستيد که ميتوانيد با مهلت و فرصتي که داريد رضايت خدا را جلب نماييد. پرونده ها هنوز گشوده است و قلمها آماده نوشتن، بدنها سالم است و زبانها گويا و آزاد، و توبه نيز پذيرفته است و اعمال مورد قبول واقع ميگردد.

تواضع پيامبر
امام علي عليه السّلام وصف فروتني پيامبر صلّي الله عليه و آله و سلّم را چنين بيان ميدارد:
و لقد کان صلّي الله عليه و آله و سلّم يأکل علي الارض و يجلس جِلسَةَ العبد، و يَخصِفُ بيده نعلَه، و يرقَعُ بيده ثوبَه، و يرکَبُ الحمارَ العاري و يردِفُ خلفَه.
رسول خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم روي زمينِ بدون فرش مينشست و غذا ميخورد، و با تواضع همچون بردگان جلوس ميکرد، با دست خويش کفش و لباسش را وصله ميفرمود و بر مرکب برهنه سوار ميشد و حتي کسي را پشت سر خويش سوار مينمود.

زهد پيامبر
توصيف امام عليه السّلام از وارستگي پيامبر صلّي الله عليه و آله و سلّم اينگونه است:
قد حقّر الدنيا و صغّرها، و أهوَنَ بها و هَوَّنها، و عَلِمَ أنَّ الله زواها عنه اختياراً، و بَسَطها لِغيره احتقاراً، فَاَعرَضَ عن الدنيا بقلبه، و أمات ذِکرَها عن نفسِه، و أَحَبَّ أن تَغيبَ زينَتُها عن عَينه، لکَيْلا يتّخِذَ منها رياشاً، أو يرجُوَ فيها مَقاماً. بَلَّغَ عن رَبّه مُعذِراً، و نَصَحَ لاِ مَّتِهِ مُنذِراً، و دعا الي الجنّة مُبَشِّراً و خَوَّفَ مِن النار مُحَذِّراً.
محمّد صلّي الله عليه و آله و سلّم دنيا را به هيچ مي انگاشت و آن را در نظر ديگران بي مقدار و حقير معرّفي ميکرد. به دنيا بي اعتنا بود و آن را پست و بي ارزش نشان ميداد.
او ميدانست که خدا دنيا را به ميل خويش از او دور گردانيده، و چون فرومايه است، آن را در نظر ديگران جلوه داده و نصيب آنان کرده است، بدين جهت رسول خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم با ميل و علاقه قلبي خود از دنيا دوري کرده و حتي نام آن را از جان خويش بيرون رانده بود.
محمّد صلّي الله عليه و آله و سلّم دوست ميداشت که زينت و آرايش دنيا را به چشم نبيند تا از آن لباس آراسته نخواهد، يا به مقامي چشم ندوزد و اقامت در آن را آرزو نکند. هدف او تنها اين بود که نهايت کوشش خود را در امر تبليغ بکار بندد و امّت خويش را از عذاب الهي ترسانيده، پند و اندرزشان دهد، و به آنان مژده بهشت دهد و از آتش دوزخ بر حذرشان دارد.
و اين آموزه قرآن بود، آنجا که فرموده است:
لا تَمُدَّنَّ عينَيکَ الي ما مَتَّعنا به أزواجاً منهم و لا تَحزَنْ عليهم و اخفِضْ جناحَکَ لِلمؤمنين و قل إنّي انا النذير المبين.
اي رسول ما چشم از متاع ناقابل دنيوي که به طايفه اي از مردم کافر (براي آزمودنشان داده ايم)، بپوش و بر اينان اندوه مخور، تو اهل ايمان را زير بال و پر علم و حکمت خود گير و با کمال حسن خُلق آنان را بپروران، و بگو من فرستاده خدايم که براي اندرز و ترسانيدن خلق از عذاب قهر الهي با دليلي روشن آمده ام…
و در جايي ديگر نيز تأکيد ميکند:
ولا تمدَّنَّ عينَيْکَ الي ما متَّعنا به أزواجاً مِنهم زَهَرةَ الحيوة الدنيا لِنَفْتِنَهم فيه و رِزقُ رَبِّکَ خيرٌ و أبقي، و أمُر أهْلَکَ بالصلوةِ و اصْطَبِر عليها، لا نَسئَلُکَ رِزقاً نحن نرزُقُک و العاقبة للتقوي.
اي رسول ما! هرگز به متاع ناچيزي که به قومي کافر و جاهل در جلوه حيات دنيوي فاني و به انگيزه آزمايش به ايشان دادهايم، چشم آرزو مگشا که رزق خداي تو بسي بهتر و پاينده تر است، تو اهل بيت خود را به نماز و طاعت خدا امر کن و خود نيز بر آن صبور باش، ما از تو روزي کسي را نميطلبيم، بلکه ما به تو و ديگران روزي ميدهيم و آگاه باش که عاقبت نيکو ويژه پرهيزکاري و پارسايي است.
و پيامبر صلّي الله عليه و آله و سلّم نيز چنين کرد، و هرگز به متاع دنيا چشم آرزو ندوخت و کار را به حدّي رساند که امام علي عليه السّلام وي را چنين توصيف نمود:
بيش از حداقلِ نياز از متاع دنيا استفاده نکرد و به آن تمايلي نشان نداد. پهلويش از همه لاغرتر و شکمش از همه گرسنهتر بود. دنيا به وي عرضه شد تا آنچه را ميخواهد انتخاب کند، اما او از پذيرش آن امتناع ورزيد. او از آنچه مبغوض خداوند است، آگاهي داشت، از اين رو خود نيز آنها را منفور ميشمرد و آنچه خداوند آن را حقير شمرده بود، او نيز حقير ميدانست. اينک اگر در ما چيزي جز محبّت آنچه مورد غضب خدا و رسول اوست و بزرگداشت آنچه خداوند و پيامبرش آن را کوچک شمرده اند نباشد، همين خود براي مخالفت ما با خدا و سرپيچي از فرمانش کافي است.
به راستي اگر دنيا و زخارف آن نزد خداوند ارزشمند بود، پروردگار عالم آن را براي بهترين بندگان خود ميپسنديد و آنان را نسبت به بهره وري هرچه بيشتر از دنيا ترغيب ميکرد.
اينچنين است که اميرمؤمنان عليه السّلام به پيروانش توصيه ميکند که:
و لقد کان في رسول الله صلّي الله عليه و آله و سلّم کافٍّ لک في الاُسوة، و دليلٌ لکَ علي ذمّ الدنيا و عَيبها و کثرة مخازيها و مساويها، اِذ قُبضَتْ عنه أطرافُها و وُطِّئَتْ بغيره أکنافُها و فُطِم عن رِضاعها، و زُوِيَ عن زَخارفها.
کافي است که روش پيامبر را سرمشق خويش قرار دهي و او را در مذمّت و بي ارزشي دنيا و ديدن عيوب و کثرت رسواييها و بدي هايش راهنماي خود بداني، چه اين که دنيا از او گرفته شد و براي ديگران آماده گشت، از نوشيدن لذتهاي آن منع گرديد و از آرايشهاي آن دور گردانده شد.
و آنگاه که پرده اي را بر در اطاقش ديد که روي آن تصويرهايي بود، همسرش را ندا داد و فرمود:
غيّبيه عنّي فانّي اذا نظرتُ اليه، ذکرتُ الدنيا و زَخارِفَها.
آن را از نظرم پنهان کن! که هرگاه چشمم به آن ميافتد، دنيا و آرايشهاي آن را به ياد ميآورم.
آنگاه امام عليهالسّلام در ادامه ميفرمايد:
فأَعرَضَ عن الدنيا بقلبه، و أمات ذکرَها من نفسه، و أحبَّ أن تغيبَ زينَتُها عن عينه، لکيلا يتّخذَ منها رياشاً و لا يَعتَقِدَها قراراً، و لا يرجو فيها مُقاماً، فَأخرجَها من النفس، و أشخصَها عن القلبِ، و غَيَّبها عن البَصَر و کذلک مَن أبغَضَ شيئاً أبغضَ أن ينظُرَ اليه، و أن يُذکَر عندَه..
او با تمام قلب خويش از آرايش و زيور دنيا دوري کرده، و ياد آن را در وجودش ميراند، او سخت علاقمند بود که زينتهاي دنيا از چشمش پنهان گردد، تا از آن لباس زيبايي تهيه نکند و آن را قرارگاه هميشگي نداند، و اميد اقامت دايم در آن نداشته باشد. از اين رو آن را از روحش بيرون راند و از قلبش دور ساخت و از چشمش پنهان نمود. آري، چنين است کسي که امري را منفور ميدارد، نگاه کردن و ياد آوردن آن را نيز منفور ميشمارد.
و لقد کان في رسول الله صلّي الله عليه و آله و سلّم ما يَدُلُّکَ علي مَساوي الدنيا و عيوبها اذ جاع فيها مع خاصّته، و زُوِيَت عنه زَخارِفُها مع عظيم زُلفَته،
به راستي در زندگي رسول خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم اموري است که تو را به عيوب و کاستيهاي دنيا واقف ميسازد، چه اين که او و نزديکانش در آن گرسنه بودند، و با اينکه منزلت و مقام عظيمي در پيشگاه خداوند داشت، امّا خداوند زينتهاي دنيا را از او دريغ فرمود.
سپس اميرمؤمنان عليه السّلام با چنين استدلالي راه هر گونه بهانه اي را بر پيروانش ميبندد و ميفرمايد:
بنابراين هر کس با عقل خويش بايد بنگرد که آيا خداوند با اين شيوه، پيامبر خود را گرامي داشته يا به او اهانت نموده است؟ اگر کسي بگويد: او را تحقير کرده که به خدا سوگند، اين دروغ محض است، و اگر بگويد او را گرامي داشته، بايد بداند خداوند ديگران را که زينتهاي دنيا را به آنها عطا نموده، گرامي نداشته است، چه اينکه دنيا را براي آنها گسترده اما از نزديکترين خاصّان خويش، دريغ داشته است. آري کسي که بخواهد نيکبختي واقعي پيدا کند، بايد به اين فرستاده خداوند اقتدا و تأسي نمايد، گام در جاي گامهايش نهد و از هر مدخلي که او داخل شد، وارد شود، که اگر چنين نکند، از هلاکت ايمن نخواهد بود.
… فما أعظَمَ مِنَّةَ اللهِ عِندنا حين أنعَمَ علينا به سَلَفاً نتَّبِعُه، و قائداً نَطَأُ عَقِبَه.
پس چه بسيار بزرگ است منّت و احسان خدا به ما! از اينکه نعمت وجود پيامبر را به ما ارزاني داشته که براي ما پيشروي است تا پيروي اش کنيم و پيشوايي است که گام در جاي پاي او نهيم.
چنانچه خداوند نيز بدين احسان و منت، مؤمنين را گوشزد نموده فرموده است:
لقد مَنّ الله علي المؤمنين اذ بعث فيهم رسولاً من أنفسهم يتلوا عليهم آياته و يُزکّيهم و يُعلِّمُهُم الکتاب و الحکمة و إن کانوا من قبلُ لفي ضلال مبين.
اينک از زبان همان امام همام عليه السّلام خداي را بر اين منّت سپاس ميگوييم و از او چنين ميطلبيم:
پروردگارا! در ساية لطف خود براي آن بزرگوار منزل با وسعتي بگشاي؛
و از فضل و کرمت چندين برابر پاداشش ده!
خداوندا! کاخ پرشکوه او را از هر بنايي برتر، و مقام او را در پيشگاه خودت گرامي دار؛
آفريدگارا! نورش را کامل گردان، و پاداش رسالتش را پذيرش شفاعت و قبول شهادت وگفتار وي قرار بده، او که داراي منطق عالمانه و طريقي بود که جدا کننده حق از باطل بود؛
بار خدايا! بين ما و پيغمبرت در جائي که نعمتش جاويدان، زندگياش خوش، آرزوهايش مطلوب، و خواسته هاي آن بر آمده است، در کمال آرامش، و در نهايت اطمينان، همراه با مواهب و هداياي با ارزش خويش جمع گردان!

مطالب مشابه