امامت؛ ریشه اسلام بالنده

امامت؛ ریشه اسلام بالنده

نویسنده:محمدحسن پاکدامن
منبع:روزنامه قدس
“تولی” و دوستی پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) نورانی اش، سرمایه ارزشمندی است که محبان و ولایتمداران را به جهانبینی برتر رهنمون می شود، زیرا خداوند آنان را دوست می دارد و ایشان (پیامبر و آل او(ع)) خدا را دوست می دارند.(۱)
از این رو اهل بیت(ع) در دوستی خدا شدیدترند(۲) و همین دوستی خالص، زمینه ساز محبت محبان و عشق ورزی شیعیان به آنان می شود. محبت از طرف دوست خالص نمی شود، مگر این که حقیقت حال محبوبش را به خوبی بشناسد (۳) و این شناخت به دست نمی آید، مگر آن که محب، موقعیت و منزلت معنوی و روحی خویش را نزد پیشوایان دینی بسنجد. محبانی که در دعایشان می خوانند: “خدایا مرا به گونه زندگی محمد و آل محمد(ص) زنده بدار و به نوع مرگ محمد و آل محمد بمیران. ” (۴) بر چه معیاری می توانند تشخیص دهند که حیاتی طیبه دارند یا سرابی شیطانی؟
نگارنده با محوریت آیات و کلام ارزشمند حضرت علی بن موسی الرضا(ع) به چند سرفصل مهم برای تبیین این موضوع اشاره می کند:

کامیابان واقعی
بندگان نیکوکار خدا در اجرای امر و نهی الهی ثابت قدم بوده و در هر کاری رضایت احدیت را در نظر می گیرند. از همین رو، خداوند می فرماید: “هر زن یا مرد با ایمان که عمل شایسته و نیکی انجام دهد، ما او را در زندگی، خوش و کامیاب می کنیم و پاداشی بهتر از عملی که کرده است به او می دهیم.” (۵) هر که به خدا روی آورده و نیکوکار باشد، قطعاً به دستاویزی محکم چنگ زده و سرانجام همه کارها به سوی خداست.(۶)
چنین افرادی روش زندگی را از قرآن شریف می آموزند و اوامر و نواهی او را برای رستگاری مراعات می کنند.

شناخت پیشوایان
اهمیت امامت و پیشوایی معصومان(ع) را امام رضا(ع) در مناظره ای طولانی و سراسر حکمت آمیز بیان می دارد. در فقراتی از آن، امام(ع) می فرمایند: “امامت زمام و محور دین و مایه تحکیم نظام مسلمانان و صلاح دنیا و عزت مؤمنان است.”
امامت، ریشه اسلام بالنده و شاخه بلند آن است. کامل شدن نماز و زکات و روزه و حج و جهاد و ازدیاد غنایم و صدقات و اجرای حدود و احکام و نگاهداری مرزها توسط امامت انجام می گیرد. امام حدود خدا را برپا نموده و از دین او دفاع می نماید و با حکمت و اندرز و حجت رسا مردم را به راه پروردگار دعوت می نماید.(۷)
با دقت در این امام شناسی دقیق، لزوم بازنگری در نوع رویکرد برخی از محبان نسبت به مقوله امامان(ع) غیرقابل انکار است. چنین ادعایی از آن روست که به راستی معرفت امامت و اهمیت این عنصر الهی بازشناخته نشده است. برخی از محبان در نگاهی عوامانه و سطحی، معرفتی دنیامحورانه را یدک می کشند به این گونه که تنها لزوم امامت را در برآورده شدن حاجات و خواسته های مادی و دنیوی خلاصه می نمایند و همین سطحی نگری آنان را از بسیاری از اهداف و معارف باز می دارد. به اعتقاد صحیح، معصومین(ع) در اقیانوس مواج سراسر شور و جذبه شان باعلمی الهی از همه چیز باخبرند و غواصانی در این اقیانوس بیشتر بهره مندند که در وسعت آن، دچار تردید نشوند.

یقین به ارزشها
“ارزشها” در باورداشتهای اصیل پی ریزی می شوند و همیشه قداست دارند.با این حال، در غفلتها محصور می شوند تا بدان جا که برخی، ارزشها را به کلی فراموش می نمایند و ضد ارزشها را برای خود ارزش می پندارند. مقولاتی همچون واجبها و حرامها، در هر فرهنگی مدارهای زیستن در دنیا را بر اساس قانونی منسجم تنظیم می نماید. بدیهی است، هر چه یک فرهنگ غنی تر و اصیل تر بر مبنای فطرت خدایی باشد، در تشریع واجبات و محرمات، ارزشها و ضدارزشها، منطقی ترین جهان بینی را عرضه نموده است. دین اسلام برای تقویت “ارزشها” و پرهیز از “ضدارزشها” در تصویری غیرخیالی، با به کارگیری آرایه های ادبی و بلاغتی در آیه های قرآن، حقیقت بهشت و جهنم و برپایی میزان(۸) عدل الهی را به عنوان محرکی برای ماندگاری و پایداری ارزشها گوشزد می نماید و پیامبر و اهل بیت گرامی اش نیز با یادآوری همان آیات، محبان را به پیروی از ارزشها و دوری از ضد ارزشها فرا می خوانند.

برترین معیار
سه عنوان پیشین به عنوان مقدمه ارائه شد و با اندیشه در آن موارد پاسخ به پرسش مطرح شده در این عنوان بیان می شود.
حسن بن جهم می گوید: “از امام رضا(ع) پرسیدم، حد و مرز توکل چیست؟ فرمود: این که فقط از خدا بترسی و از غیر او خوف نداشته باشی…
پرسیدم؛ حد و مرز تواضع چیست؟ فرمود: آن برخورد و رابطه ای که دوست داری دیگران در حق تو روا دارند تو هم در حق آنان به جا آوری…
پرسیدم؛ فدای شما شوم، مشتاقم بدانم که جایگاه من نزد شما “از لحاظ مقام و رفعت روحی و معنوی”، چگونه است؟!
فرمود: به نفست رجوع کن ببین جایگاه من در نزد تو چگونه است؟”(۹)
امام رضا(ع) در این روایت برترین معیار سنجش محبوبیت را بیان می دارد. بسیاری از ما می خواهیم بدانیم که در محضر اهل بیت نورانی پیامبر(ص) به ویژه حضرت بقیه ا… (عج) چه جایگاهی داریم؟ آیا زندگی ما مورد رضایت آن بزرگواران هست؟
آیا از شیعیان، یاوران و اصحاب آنان هستیم؟ به یقین چنین حساسیتی برای یافتن این سؤالها با میزان معرفت هر فردی به این بزرگواران پیوند ناگسستنی دارد، امام رضا(ع) در کلامی معجزه آسا می فرمایند: “برای بدست آوردن پاسخ این سؤال باید به نفس و جان خود رجوع کنی” ملاحظه و اندیشه نمایی که اهل بیت(ع) و پیامبر(ص) در فکر و دل ما از چه مقامی برخوردارند. بدیهی است که این سخن امام(ع) ما را به شناخت هر چه بیشتر مقوله امامت رهنمون می شود. در این مرحله از سنجش امکان دارد، درصد بسیاری از محبان پاسخ قطعی دهند که ما امامان و معصومین را دوست داریم و همین محبت بزرگترین سرمایه ماست، ولی آنچه که از دیگر سخن علی بن موسی الرضا(ع) برداشت می شود برظرافت این معیار بیش از پیش می افزاید.
حسن بن جهم می گوید: “در محضر امام رضا(ع) حاضر بودم و نزد آن بزرگوار زیدبن موسی برادر امام رضا(ع) هم حاضر بود، امام(ع) به برادرش فرمود:
“ای زید… تقوای خداوند را هرگز فراموش مکن، زیرا در اهمیت و عظمت آن سخنان بسیاری آمده است.” (۱۰)
در ادامه روایت، امام(ع) به چند سرفصل مهم اشاره می دارد:
۱- “هر آن کس که اهل تقوا و محاسبه و مراقبه نفس خود نباشد، نه ا و از ماست (شیعه ما نیست) و نه ما کاری به او داریم.”
۲- “بپرهیز از تحقیر و خوارنمودن شیعیانی که مایه صولت و قدرت تو هستند و چنانچه حرمت نگه نداشتی شکوه و نورانیتت از بین می رود”
۳- “شیعیان به خاطر محبتشان به ما و اعتقادشان به مقوله ولایت، همیشه در آزار و اذیتند، چنانچه تو ای زید (و هر کس دیگر) بر آنها ظلم وستم کنی، در واقع بر خویشتن ظلم نموده ای”(۱۱)
با دقت در فقرات پیشین به خوبی برداشت می شود که دوستی و محبتی ارزشمند است که آدمی را در پیوند با “خود و خلق و خالق” هدفدار سازد. حسن بن جهم می گوید آن گاه امام رضا(ع) به من فرمود:
“هر که با دین خدا به مخالفت پردازد، من از او بیزاری می جویم، هر کسی که باشد و از هر نژاد و قبیله ای که باشد… و هر که با خدا دشمنی ورزد، ما او را دوست نداریم…
حسن بن جهم می گوید: به آن حضرت گفتم: چه کسی با خدا دشمنی می ورزد؟
پاسخ داد: هر آن که خدا را معصیت می کند.” (۱۲)
در این فرموده امام رضا(ع) معیار سنجش به خوبی معرفی شده است، یعنی هر که از محبان و شیعیان خواهان چنین سنجشی است، می تواند به نفس خود مراجعه نماید و درک نماید تا چه اندازه به راه، اهداف، سخنان، احکام و دستورالعمل های شرعی صادر از معصومین علیهم السلام پایدار، وفادار و اهل عمل است. موضوع دیگری که در کلام امام رضا(ع) بدان تصریح شد مقوله “ذهاب یا رفتن نور الهی از انسان” می باشد،(۱۳) یعنی کسانی که اهل محبت و دوستی بدون عمل هستند و هیچ گونه فرامین و احکام اخلاقی، فقهی را مراعات نمی نمایند، روز به روز بر تیرگی هایشان افزوده می شود، از شکوهشان کاسته می شود و در پنداری باطل به صرف محبتی صوری خود را محب می نامند، در حالی که محبان واقعی با اعمال صالح خود بر نورانیتشان می افزایند و همین نورانیت، ایشان را به عنوان مؤمنان و محبان واقعی باز می شناساند. این نورانیت محب را اهل خیر و سعادت می نماید و آدمی را از مشغول شدن با دنیاگران، گناهکاران ایمن می دارد و به جای ایشان وی را با اهل طاعت، مؤمنان، خدامحوران و ولایتمداران راستین مأنوس می گرداند.(۱۴) این محبان آن قدر در رشد مکارم اخلاقی ، خود را به زحمت می اندازند که معصومین(ع) در حق ایشان دعا می کنند. در روایتی دیگر، حسن بن جهم می گوید: “به حضرت رضا(ع) گفتم مرا از دعای خود فراموش و محروم نفرمایید…”
امام(ع) فرمود: آیا گمان می کنی که تو را فراموش کنم؟
حسن بن جهم گوید: پیش خود برای پاسخ دادن به سؤال امام رضا(ع) تفکر کردم، با خودم گفتم امام(ع) برای شیعیانش دعا می کند و من نیز از شیعیان وی هستم… بی درنگ گفتم: نه… شما مرا فراموش نمی فرمایید.
فرمود: بر چه اصلی چنین سخنی را به یقین می گویی؟
گفتم: من از شیعیان شما هستم و شما نیز برای آنان دعا می کنید…
فرمود: آیا چیز دیگری هم می دانی؟
گفتم: خیر
فرمود: هر آن گاه که خواستی جایگاه خودت را در نزد من بسنجی به نفست مراجعه کن و ببین من در نزد تو چه جایگاهی دارم”(۱۵)
امام(ع) پس از سؤالاتی از حسن بن جهم به خوبی به او می فهماند که گرفتار گمان ها شدن و بر اساس همان گمان ها، محبتی سطحی برای خود رقم زدن هیچ ارزشی ندارد. بلکه آنچیزی که محب را محب واقعی و راستین می گرداند، همانا شناختن معارف و احکام الهی ( انجام واجبات و دوری از محرمات) است که به یقین در این دایره نورانی، محبان، جایگاه خود را نزد خدا و پیامبر و امامان(ع) می شناسند که در مسیر رشد اخلاقیشان امیدوار به ادعیه مستجاب معصومین (ع) می باشند.

سخن آخر
یکی از ویژگیهای مکتب تشیع بهره وری از مناسبتهایی است که در پویایی تشیع و شادابی معنوی محبان تأثیرگذار است. در این مناسبت ها که به ایام ا… تعبیر می شود، همدلی مؤمنان بیش از پیش می شود و راههای شناخت و معرفت هموارتر می گردد. ایام تولد و وفات معصومین(ع) با بزرگداشت های سالانه محبان و پیروان پیوند می خورد و آنان را در مسیر معنویتها کوشاتر می سازد.
به راستی هر ساله محرم و عاشورا حلول می کند و با عشق به اباعبدا… نمادهای سوگواری و عزاداری جلوه گر می شوند، ولی آنچه بیش از هر چیزی اهمیت دارد، پرداختن همه افراد از مؤمنان و محبان به این سؤال اصولی است که تا چه اندازه توانسته ایم از برکات این ایام استفاده نماییم و طریق دوستی و معنویت را برای خودمان هموارتر سازیم. بر این اعتقاد چنانچه معیار سنجش در دوستی به اهل بیت پیامبر(ع) را شناختیم، شایسته و بایسته است که با میثاقی ماندگار وفاداری خود را نسبت به آرمانها و ارزشهای الهی مستحکم نماییم. و این مهم به دست نمی آید مگر آن که به فرموده امام رضا(ع) باور داشته باشیم که فرمود: “هر کس در مجلسی از مجالسی که امر ما اهل بیت وامامان(ع) احیا می شود بنشیند، دلش زنده و جاوید خواهد بود، روزی که همه قلبها مرده است.” (۱۶) خوشا بر آنان که همیشه خود را در محضر آن بزرگواران می بینند و با انجام وظایف شرعی و اخلاقی، زینت آنان می شوند.

پی نوشت ها:

۱- مائده/ ۵۹ یحبهم و یحبونه
۲- بقره / ۱۶۱ اشدحبا لله
۳- ر.ک: مجموعه ورام ۱/۴۱۴/ ترجمه محمدرضا عطایی
۴- ر.ک: زیارت عاشورا- اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و…
۵- نحل/۹۷- حیاه طیبه
۶- لقمان/۲۲- و هو محسن فقداستمسک بالعروه الوثقی
۷- رک: جواد القیومی الاصفهانی/ صحیفه الرضا/ ۲۵۳
۸- اعراف/۸ – والوزن یومئذ الحق…
۹- رک: عیون اخبارالرضا ۱/۵۴
۱۰- رک: ابوغالب الرازی/ تاریخ آل زراره ۱/۱۹۲
۱۱- پیشین
۱۲- پیشین
۱۳- پیشین- فیذهب نورک
۱۴- ر.ک: اصول کافی ۲/۱۲۶ ح۱۱- عن جابرالجعفی عن ابی جعفر(ع)
۱۵- پیشین ۲/۶۵۲ ح۴
۱۶- ر.ک: امالی الصدوق/ مجلس ۱۷

مطالب مشابه