توکل درکلام امام جواد(ع) (1)

توکل درکلام امام جواد(ع) (1)

نويسنده:ياسر جهاني پور

مقدمه

يکي ازمهم ترين فضايل انساني که زاييده ي توحيد افعالي است، مقام توکل مي باشد. آيات و روايات، بزرگي اين مقام را براي ما به خوبي روشن مي کند. بحث از توکل از چند نظر حائز اهميت است؛ اول اينکه حقيقت توکل را بشناسيم وفرق آن را با اعتماد به ديگران تشخيص دهيم. دوم، مقام متوکلين در قرآن وروايات را بشناسيم. سوم، معلوم شود چرا بايد توکل داشته باشيم؟ چهارم، آثار مترتب بر اين مقام را، با عنايت به آيات قرآن و کلمات اهل بيت (ع) بشناسيم.
با توجه به اينکه پرداختن به تمامي اين موارد دريک مقاله ميسر نيست، از اين رو دراين نوشتار سعي شده است به مناسبت شهادت امام محمد تقي (ع) (سي ام ذي قعده) پس از شرح وتعريف توکل، آثار آن و عاقبت اعتماد به غير خدا از منظر قرآن وامام جواد(ع) مورد بررسي قرار گيرد.

معناي توکل

صاحب «منازل السائرين» مي فرمايد: « توکل؛ واگذارنمودن تمام امور است به صاحب آن واعتماد نمودن بر وکالت او. و بعضي گفته اند : «التوکل علي الله انقطاع العبد في جميع ما يامله من المخلوقين؛ توکل بر خدا، بريدن بنده است تمام آرزوهاي خود را از مخلوقات .»(1)
به بياني ديگر : توکل، اعتماد واطمينان قلبي انسان به خداوند در تمام امور خويش و بيزاري از هر قدرتي غير از اوست، ونتيجه کارها را به او واگذار
کردن است. تحقق اين حالت در انسان، متوقف بر تحقق چند حالت است؛ 1-ايمان به اينکه خداوند بر سختي ها، مصائب ودشواري هاي بنده آگاه است وبه تمام آنها علم دارد. 2.ايمان به اينکه خداوند در برآوردن حاجات بنده، قادر بوده ومحتاج به غير خود نيست. 3.ايمان به اينکه هيچ قدرت وقوتي غير ازقدرت خداوند، درکار عالم و آدم اثر گذار نيست وهمه علل و اسباب، مقهور قدرت الهي اند وتحت اراده ي او عمل مي کنند، که خود در واقع مرتبه اي از مراتب توحيد است. 4.اعتقاد به اينکه خداوند هر وقت خود صلاح بداند، دررفع مشکل و برآوردن حاجات بنده اراده خواهد فرمود:
پس اساس و ريشه توکل، «توحيد» است وجز با حصول آن شکل نمي گيرد.
با احتساب اين امور، هر گاه انسان توکل و مؤمن قصد انجام کاري را نمود واسباب وابزار عادي آن را نيز فراهم کرد، مي داند که تنها سبب مستقل درتدبير امور، خداوند است وهيچ گونه اصالت واستقلالي براي خود و اسباب وعللي که به کار مي گيرد، قائل نيست؛ پس برخداوند توکل مي کند. بنابراين توکل دراين مقام، عبارت است از: نفي انتساب امور به انسان يا اسباب وعلل طبيعي، وارجاع اصالت واستقلال به خداوند.(2)

آثار توکل در قرآن

چون توکل از منازل رفيع ومقامات سالکان ومؤمنان است، خداوند در قرآن کريم نيز به آن توجه خاصي مبذول داشته وبراي مؤمنان متوکل ويژگي هايي برشمرده است که برخي از اين خصوصيات تنها مخصوص به اين گروه است؛ که به سه اثر توکل از ديدگاه قرآن اشاره مي شود:
الف. خداوند، متوکل را دوست داشته وبه او عشق مي ورزد وبه عبارت ديگر، متوکل محبوب خداست:(ان الله يحب المتوکلين)(3) واين مهم ترين اثر معنوي مترتب بر توکل است.
ب. بر طبق نص قرآن، شيطان بر کساني که بر خدا توکل کرده وبه اوايمان دارند، هيچ تسلطي نداشته ودرآنها راهي براي نفوذ ندارد؛ زيرا متوکل به لحاظ آنکه درهر کاري به حقتعالي اميد دارد، پس درهمه حال به ياد خداست ونيز شيطان بر کسي که دائم الذکراست، راه نفوذي ندارد: (انه ليس له سلطان علي الذين امنوا وعلي ربهم يتوکلون)(4) «و (شيطان) برکساني که ايمان آوردند و برخدا توکل نمودند، هيچ سلطه اي ندارد.»
اين نتيجه، مهم ترين اثر معنوي حاصل از توکل خالصانه به درگاه حق است.
ج. طبق فرمايش حضرت حق در قرآن، (والبته درگفتار خداوند هيچ کذب ودروغ وخلف وعده اي نيست) هر کس درهر کاري برخدا توکل کند وامور خود را به او واگذارد، خداوند او را کفايت مي فرمايد؛ يعني هر مهمي را براي او سهل و آسان نموده ومشکلاتش را حل مي کند: (ومن يتوکل علي الله فهو حسبه ان الله بالغ امره) (5) «هرکس برخدا توکل کند، خداوند او را کافي است . به درستي که خدا، رساننده وبرآوردنده امرش است.» اين اثر، مهم ترين اثر مادي ومعنوي مترتب بر توکل است.

مقام توکل حضرت ابراهيم(ع)

معمولاً سلطه گران زورگو براي تحريک توده هاي ناآگاه، از نقطه هاي ضعف رواني آنان استفاده مي کنند؛ همان گونه که درماجراي حضرت ابراهيم(ع) شعارهايي دادند که به اصطلاح به رگ
غيرت مردم برخورد. گفتند: «اينها خدايان شما هستند، مقدساتتان به خطر افتاده وسنت نياکانتان زير پا گذاشته شده است؛ پس غيرت وحميت شما کجاست؟ چرا اين قدر ضعيف وزبون هستيد؟ چرا خدايانتان را ياري نمي دهيد؟ ابراهيم رابسوزانيد وخدايانتان را ياري بدهيد، اگر کاري از شما ساخته است وتواني در تن وقدرتي درجان داريد.»
ومردم را بر ضد ابراهيم شوراندند، آن چنان که به جاي چند بار هيزم که براي سوزاندن چندين نفر کافي است، هزاران بار روي هم ريختند وکوهي از هيزم، وبه دنبال آن دريايي از آتش به وجود آوردند، تا با اين عمل، هم انتقام خود را بهتر گرفته باشند وهم ابهت وعظمت پنداري بت ها که سخت با برنامه هاي ابراهيم (ع) آسيب ديده بود تا حدي تأمين شود. هنگامي که از جوانب مختلف درهيزم ها آتش افکندند، شعله اش به اندازه اي عظيم بود که پرندگان قادر نبودند از آن منطقه بگذرند. بديهي است به چنين آتش گسترده اي نمي توان نزديک شد، تا چه رسد به اينکه بخواهند ابراهيم (ع) را در آن بيفکنند؛ ناچار از «منجنيق » استفاده کردند. ابراهيم(ع) را بر آن نهاده وبا يک حرکت سريع، به درون آتش پرتاب نمودند.
در رواياتي که از طرق شيعه واهل سنت نقل شده است، مي خوانيم: « هنگامي که ابراهيم (ع) را بالاي منجنيق گذاشتند ومي خواستند در آتش بيفکنند، آسمان و زمين و فرشتگان فرياد کشيدند، واز پيشگاه خداوند تقاضا کردند که اين قهرمان توحيد ورهبر آزاد مردان را حفظ کند.»
ونيز نقل کرده اند: جبرئيل به ملاقات ابراهيم(ع) آمد وبه او گفت: «الک حاجه؛آيا نازي داري؟ [تا به تو کمک کنم]؟ » ابراهيم (ع) درعبارتي کوتاه : «اما اليک فلا؛ اما به تو، نه (به آن کسي که نيازدارم که از همگان بي نياز وبر همه مشفق است).» دراين هنگام جبرئيل به او پيشنهاد کرد وگفت: «فاسئل ربک؛ پس نيازت را از خدا بخواه.» واو در پاسخ گفت: «حسبي من سؤالي علمه بحالي:؛ همين اندازه که او از حال من آگاه مي باشد، کافي است.»(6)
آن حضرت چون برخدا چنين توکل نمود وکار خود را کاملاً به او واگذاشت. خداوند نيز کفايت امر او را نموده وبه آتش دستور داد که : «بر ابراهيم (ع) سرد وسلامت باش.»(7)

آثار توکل درکلام امام جواد (ع)

امام جواد (ع) درکلامي گهربار فرمود:
«من وثق بالله اراه السرور، ومن توکل علي الله کافه الامور والثقه بالله حصن لا يتحصن فيه الا المؤمن، و التوکل علي الله نجاه من کل سوء وحرز
من کل عدو؛(8) هر کس به خداوند اعتماد کند، خدا شادماني را به او بنماياند. وهرکس به خدا توکل کند، خدا امورش را کفايت مي کند. اعتماد به خدا، دژي است که تنها مؤمن درآن محافظت مي شود وتوکل به خدا، نجات يافتن ازهر بدي ودرامان ماندن از هردشمني مي باشد.»
1.کفايت امور
يکي از آثاري که امام جواد(ع) نام مي برد، اين است که : هر کسي که بر خدا توکل کند، خداوند امور او را کفايت مي کند. اين کلام، برگرفته از آيه 3 سوره طلاق است که خداوند در آن مي فرمايد:
(ومن يتوکل علي الله فهو حسبه ان الله بالغ امره قد جعل الله لکل شيء قدراً)؛ «وهر که بر خدا توکل کند، خدا او را کفايت خواهد کرد؛ که خدا امرش را نافذ وروان مي سازد وبر هر چيز، قدر واندازه اي مقرر داشته است.» ودليل آن، اين است که فرد امورش را به خدا واگذاشته و او را وکيل خود قرار داده است و وکيل، کار موکل خود را به سامان مي رساند.
حقيقت توکل اين است که انسان تلاشگر، کار خود را به خدا واگذارد وحل مشکلات خويش را از او بخواهد؛ خدايي که از تمام نيازهاي او آگاه و نسبت به او، رحيم و مهربان است، وقدرت حل هر مشکلي رادارد. کسي که داراي روح توکل است، هرگز يأس ونوميدي را به خود راه نمي دهد، در برابر مشکلات احساس ضعف وزبوني نمي کند، در برابر حوادث سخت، مقاوم است، وهمين فرهنگ وعقيده چنان به او قدرت رواني مي دهد که مي تواند برمشکلات پيروز شود. واز سوي ديگر، امدادهاي غيبي که به متوکلان نويد داده شده، به ياري اومي آيد، واو را از شکست وناتواني رهايي مي بخشد.
2. پناهگاه محکم براي مؤمن
امام جواد(ع) درمورد بعد، مي فرمايد: توکل واعتماد به خداوند، حصن محکمي است که جز مؤمن به آن پناهنده نمي شود. اين مطلب، ناظر به آيات مختلفي از قرآن کريم است که مي فرمايد: (وعلي الله فليتوکل المؤمنون)؛(9) «پس مؤمنان بايد که بر خدا توکل کنند.» همچنين مي فرمايد: (انما المؤمنون الذين اذا ذکر الله وجلت قلوبهم و اذا تليت عليهم آياته زادتهم ايماناً و علي ربهم يتوکلون)؛(10) «مؤمنان تنها کساني هستند که هر وقت نام خدا برده شود، دل هاشان ترسان مي گردد، وهنگامي که آيات او بر آنها خوانده مي شود،
ايمانشان افزون مي گردد وتنها بر پروردگارشان توکل دارند» خداوند در آيه 65 سوره اسراء خطاب به ابليس مي فرمايد: (ان عبادي ليس لک عليهم سلطان و کفي بربک وکيلاً)؛ «محققاً براي تو نسبت به بندگانم سلطه اي نيست. واين که پروردگار تو وکيل [آنان] باشد، برايشان کافي است.»
عدم سلطه شيطان بر بندگان حقيقي خدا به وسيله ايمان، تقوا وعمل صالح است که در پناهگاه الهي هستند وشيطان قدرت نزديک شدن به آنها را ندارد؛ لذا بنده دائماً بايد از شر شيطان وشيطان صفتان به خدا پناه ببرد و اين به مجرد گفتن «اعوذ بالله من الشيطان الرجيم» نيست؛ بلکه بايد رو به خدا برد وخود را در حصن حصين الله داخل کند؛ مثل کسي نباشد که سگ گيرنده در قفاي او باشد وبگويد: پناه بردم به قلعه کدخدا؛ بلکه بايد در قلعه داخل شود تا محفوظ بماند.
«کسي که توکل داشته باشد و امور خود را به خدا واگذارد، البته خداوند او را پناه مي دهد واز شرور شياطين انسي وجني، مصون ومحفوظ مي دارد؛ بلکه او را کافي است .»(11)
3.امان ازهربدي
مورد ديگر در سخن امام جواد(ع) آن است که توکل، نجات از هر بدي و پناهگاهي از هر دشمن است. اين هم معلوم است؛ کسي که امور خود را به خدا مي سپرد، خداوند او را از شر هر بدي ودشمني حفظ مي کند؛ زيرا در توکل، انسان برخدا اعتماد واطمينان مي کند؛ بنابراين خداوند نيز اعتماد او را اين گونه پاسخ مي گويد. همان طور که دراثر قبلي ذکر شده، توکل همانند حصن حصيني است که متعلق به حقتعالي است وتنها کساني وارد اين دژ
امن الهي مي شوند که از متوکلين باشند؛ پس هر که با توکل وتوسل، دراين پناهگاه الهي داخل شود، از هر گزند، بدي وشرارتي محفوظ است؛ بلکه خداوند او را در هر امري کفايت مي کند.

پي نوشت ها :

1-چهل حديث، امام خميني، ص 214، مؤسسه تنظيم ونشر آثار امام، 1378ش.
2- ر. ک : الميزان، علامه طباطبايي، ترجمه سيدمحمدباقر موسوي، ج11، ص216و217، دفتر انتشارات اسلامي، قم، 1374ش.
3- آل عمران /159.
4- نحل/99.
5- طلاق/3.
6- تفسير نمونه، آيه الله مکارم شيرازي، ج13، ص444و445، دارالکتب الاسلاميه، 1374ش.
7-انبياء/69.
8- الفصول المهمه، ابن صباغ مالکي، ج2، ص1051، دارالحديث، 1422ق.
9-آل عمران /160.
10-انفال/2.
11-تفسير اطيب البيان، سيد عبدالحسين طيب، ج8،ص280، انتشارات اسلام،1378ش.

منبع:نشريه فرهنگ کوثر، شماره83.
ادامه دارد ….

مطالب مشابه