راهکارهاي تعامل درست با فرزندان در نهاد خانواده از منظر قرآن و روايات

راهکارهاي تعامل درست با فرزندان در نهاد خانواده از منظر قرآن و روايات

نويسنده: حجة الاسلام و المسلمين علي رهبر

چکيده:

خانواده، جامعه ي کوچکي است در خدمت جامعه بزرگ (اجتماع) است و کانون گرم و معنوي آن، خاستگاه و رويشگاه فرزندان صالح و خدوم و مسئوليت پذير است، بر همين اساس خداوند در باب رفتار و رسالت خانوادگي والدين فرمان هاي زيادي صادر فرموده و در زبان رسول اعظمش (ص) و بيان پيشوايان معصوم (ع) مکرر بر آن تأکيد شده است (يا ايها الذين آمنوا قوا انفسکم و اهليکم ناراً) 1 (تحريم/ 6) اي کساني که ايمان آورده ايد نگه داريد و مراقب باشيد خودتان و خانواده خودتان را از آتشي که هيزم آن سنگ ها و مردمان هستند. و همچنين آمده است که (و انذر عشيرتک الاقربين) 2 (شعرا/214) و خويشان نزديکتر را انذار کن.
در اين مقاله ابتدا طرح تکاملي اسلام براي انسان و هدف هاي حکيمانه آن مطرح و سپس نقش تربيتي و معنوي زوجين در نهاد خانه و خانواده و راهکارهاي تعامل درست با فرزندان شامل مهرورزي، هم بازي شدن، عدالت ورزي، رعايت حقوق و پرورش و رشد معنوي خانواده ارائه گرديده است.

 

مقدمه:

طرح تکاملي که اسلام براي انسان دارد، در چند حيطه شکل مي گيرد:
1- ارتباط با خدا 2- ارتباط با خود 3- ارتباط با خانواده 4- ارتباط با خلق
در صورتي انسان به هدف آفرينش خود، نزديک مي شود که در چهار ارتباط ذکر شده، نمره عالي کسب کند، کسي نمي تواند دل خوش بدارد که در ارتباطات چهار گانه بالا، يک معدل هم کفايت مي کند، با اين توضيح که من سعي مي کنم در ارتباط با خدا نمره بيست کسب کنم و در ارتباط با خودم نمره هجده و در دو ارتباط ديگر (خانواده و خلق) دو نمره ده کافي است که معدل کل چهار نمره را به چهارده و نيم برساند و ما را بس است.
در غير نظام تربيتي و تکاملي اسلام، اين محاسبه جواب مي دهد ولي در اسلام هرگز! توضيح مطلب اين که: چگونه کسي که در ارتباط با خلق خدا، نمره ده کسب کرده، مي تواند مدعي شود که در تعامل با خدا، بيست گرفته است؟ مگر روح تسليم در برابر پروردگار، يک حقيقت يگانه نيست؟ اگر فردي در يک حيطه به گمان خودش، نمره عالي داشته باشد، فرمان هاي خدا را در حيطه هاي ديگر چه مي کند؟ آيا کسي که به فرمان هاي خدا در باب ارتباط و خدمت به خانواده و خلق عمل نکند، ايستادن او در برابر خدا که (فقط تو را مي پرستيم) صادقانه است؟ دقيقاً مثل اين است که پدري چهار دستور به پسرش بدهد و او دو مورد را نصف و نيمه رها کند و بعد در برابر پدر بايستد و بگويد فقط از شما فرمان مي پذيرم و در بست مطيع شما هستم؟
آيا نمره تعامل با پدرش مي تواند بيست باشد؟ همه مقصد نگارنده اين است که تا فردي در همه ي فرمان هاي خدا، صداقت اطاعت را به نمايش نگذارد، نمي تواند صادقانه، (اياک نعبد) بگويد فقط تو را مي پرستيم) پس حاصل اين که اطاعت از خدا، (بسيط و يک حقيقت يگانه و تجزيه ناپذير) است، نه مرکب و قابل تفکيک و تجزيه.
اي والدين گرامي: خداوند در باب رفتار و رسالت خانوادگي شما، فرمان هاي زيادي صادر فرموده و در زبان رسول اعظمش (ص) و بيان پيشوايان معصوم (ع) مکرر براي آن تأکيد شده است (اي کساني که ايمان آورده ايد نگه داريد و مراقب باشيد خودتان و خانواده خودتان را از آتشي که هيزم آن سنگ ها و مردمان هستند).
رسالت نخست هر کس متوجه شخص خودش مي باشد که بايد خود را رها عبث وا نگذارد و بي برنامه و مهمل و سست و غافل و فراموش زده نباشد. فضاي بزرگي آخر الزمان مانند گازهاي مسمومي است که لوله بخاري آن را به اتاق برگرداند. ابتدا بي حال و خواب زدگي حاکم مي شود و فرد توهّم مي کند که با تن دادن به استراحت، مشکلش حل خواهد شد؛ حال آن که خوابيدن همان و طعمه گازهاي مرگ بار شدن همان
کاروان رفت و تو در خواب و بيابان در پيش
کي روي؟ ره ز که پرسي؟ چه کني؟ چون باشي؟

رسالت زوجين:

رسالت زوجين در کانون گرم و معنوي خانواده، رويش و تربيت فرزندان صالح و خدوم است؛ گر چه آن گونه که از قرآن و تاريخ برمي آيد و استثناء دارد؛ مانند سقوط همسر و فرزند حضرت نوح (ع)، قتل هابيل توسط قابيل و حسادت برادران حضرت يوسف نبي (ع) (الا برخي) و … مخصوصاً داستان اين سقوط ها ذکر شده است که چند چيز را الهام مي کند:
الف) مختار بودن انسان: داشتن خانواده خوب، صد در صد باعث، خوب شدن فرزند نمي شود (علت تام خوب شدن نيست).
ب) هميشه اين ماجرا تکرار مي شود و نبايد خانواده هائي که براي معنوي شدن فرزندانشان کوشش کامل کرده اند و فرزندانشان ناصالح شده، ملامت کرد خداوند در اولين گام تبليغي رسولش، فرمان مي دهد که: (و انذر عشيرتک الاقربين) (3) (شعرا/ 214) (و خويشان نزديک تر را انذار مکن) تا چند سال، تنها زن همراه رسول خدا (ص) و تنها نورسته ايمان آورده به ترتيب حضرت خديجه همسر رسول اکرم (ص) و حضرت اميرالمؤمنين علي (ع) بودند که رسالت نبوي مي طلبيد که در آغاز، فيض وحي و رسالت به آنان برسد.

هدف هاي حکميانه الهي در نهاد خانه و خانواده:

خانواده الهي خانواده اي است که منطبق با هدف هاي حکيمانه الهي در نهاد خانه و خانواده حرکت نمايد. خداوند هدف هائي را براي رشد و ارتقاء نهاد خانه و خانواده مقرّر داشته که به ترتيب عبارتند از:

1- شکوفائي استعداد محبت:

خداوند با شکوفائي استعداد محبت به کانون خانواده و بقاي آن گرمي مي بخشد، دستورات الهي به رسول الله (ص) در محبت هاي ويژه به حضرت زهرا (س) از جمله اين دستورات قرآني است که مي توان سوره کوثر را به عنوان نمونه ذکر کرد.
(بسم الله الرحمن الرحيم* انا اعطيناک الکوثر* فصل لربک و انحر* ان شانئک هو الابتر) (4)
اي رسول (ص) ما به تو خير فراوان داديم و آن عطيه الهي است (حضرت فاطمه الزهرا (س) که بايد به شکرانه آن نماز بخواني و قرباني کني.

2- توجه خاص به اوالوالارحام:

خداوند اين مهم را با قانون ارث که شامل انبياء هم مي شود برقرار ساخته است. با اين قانون پيوندهاي عاطفي و محبتي ميان وارثان و ارث گذاران تحکيم مي گردد. خداوند برخي از اولوالارحام را نسبت به برخي ديگر (اولي) مي داند.(5) در فقه شيعه، وارثان طبقات ويژه اي دارند که بدين وسيله وارث، نزديکتر آن را لحاظ نمايد و بدين شکل ميان کل خانواده بزرگ زمينه توجه خاص به طبقات نزديک تر فراهم مي آيد.

3- خانه و خانواده آزمايشگاه ارتقاء:

خداوند با آزمايش قرار دادن (مال و( فرزند) موجبات سقوط يا صعود زوجين را فراهم فرموده است. مال و فرزند عزيز است و طبيعي است که گرامي و محبوب باشد اما افراط يا تفريط در مهرورزي، رعايت حقوق و خروج از اعتدال، موجب مردود شدن انسان در آزمون الهي مي شود. (انما اموالکم و اولادکم فتنه) (6)

4- خانه و خانواده معراج گاه مرد براي تقرّب به خدا:

در ميان آيات و روايات، دسته اي از آنها عنايت صاحب خانواده را به اهل خود، ستوده است. رسول الله (ص) فرموده اند: (جلوس المرء عند عياله احب الله تعالي من اعتکاف في مسجدي هذا) (7) نشستن هدفمند و با برنامه مرد پيش همسرش، در پيشگاه خداوند، محبوب تر از اعتکاف در مسجد النبي (ص) است. رسول اکرم (ص) با عدالتي که در برخورد با همسرانشان داشتند، مي نشستند و سخن آن ها را گوش مي کردند و گام ابهام هاي آنان را مي زدودند و به اين وسيله به خدا مقرب مي شدند. پس مي توان با عنايت به محور تربيت فرزندان و زوجه به خدا تقرب جست و همچنين از حضرت رسول (ص) روايت شده که حضرت فرمودند: (ان الرجل ليوجه في رفع اللقمه الي في امرأته)(8) قطعاً مرد با نهادن لقمه در دهان همسرش در پيشگاه خدا (صاحب اجر است) اين حرکت، براي هميشه از خاطر زن زدوده نمي شود و باعث گرامي او در خدمت رساني مهربانانه به کودکان و ساير فرزندان خانه خواهد شد و از همه بهتر، وسيله تقرّب به خدا مي شود.

5- شکوفائي استعداد وظيفه شناسي و مسئوليت پذيري:

خانواده محل شکوفائي استعداد وظيفه شناسي و مسئوليت پذيري است تا فرزندان صالح عهده دار تکاليف مهم در صحنه اجتماع گردند. زمينه ي شکوفائي اين استعداد در خدمات متقابل زوجين در محيط خانه و خانواده به هم شکل مي گيرد. از امام صادق (ع) نقل شده است که: ام سلمه از رسول اکرم (ص) در باب فضيلت خدمت زنان به شوهرانشان سؤال کرد که حضرت فرمودند: (ايما امرته رفعت من لبيت زوجها شيئا من موضع تريد به صلاحاً الا انظر الله اليها و من نظر الله اليه لم يعذبه) (9) هر زني که از خانه شوهرش به قصد سامان دهي، چيزي را جا به جا کند، خداوند به او نظر دارد و هر کس خدا به او نظر داشته باشد عذابش نمي کند).
آري وظيفه شرعي زنان، کار کردن در منزل نيست اما اجر عظيم مشارکت در کارهاي خانه و خانواده، وجدان آنان را تحت تأثير قرار مي دهد و مردان نبايد از اين روحيه ي خدمتگزاري، استفاده غير صواب کنند بلکه بايستي همواره در تکريم همسر و خدمت متقابل به او بکوشند و اين عملکرد زيبا سبب ساز وظيفه شناسي و مسئوليت پذيري فرزندان و رشد بهينه آن ها در جامعه مي گردد. همچنين از سوي فعاليت هائي که زوجين در تشکيل و تشکّل نهاد خانواده انجام مي دهند که آيات و روايات هم به طور گسترده به آن پرداخته اند مانند ظرافت در انتخاب همسر به عنوان شريک زندگي و سهم داربودن در تربيت فرزندان، مراقبت هاي ويژه در دوران بارداري و مستحبات مربوط به آغاز تولد و توجهات تربيتي به فرزندان از بدو تولد تا مرحله بالندگي و آستانه استقلال همه حکايت از نوعي وظيفه شناسي و مسئوليت پذيري دارد که اگر به صورت صحيح و مطلوب انجام گيرد ثمرات آن عايد خانواده و اجتماع مي گردد.

راهکارهاي تعامل درست با فرزندان

1- مهر ورزي: امام صادق (ع): (ان الله ليرحم العبد لشده حبه لولده) (10) خداوند به بنده اش به دليل محبت شديد او به فرزندانش لطف و رحمت مي کند. اين شدت حبّ در آن اندازه نيست که محبت خدا تحت شعاع آن قرار گيرد، زيرا خداوند در قرآن کريم فرموده است: (والذين آمنوا اشد حبا الله) (11) و کساني که ايمان آوردند، محتبشان به خدا، شديدتر است .ملاک اين است که اگر در راه خدا، فرمان نثار فرزند فرا برسد، با علاقه اي که به فرزند دارد او را تقديم خدا مي کند؛ چونان سيد الشهداء (ع) و ابراهيم نبي (ع).
مردي خدمت رسول خدا (ص) رسيد و گفت من هرگز کودکانم را نبوسيده ام، وقتي آن مرد از پيش رسول اکرم (ص) رفت، آقا فرمودند: اين مرد از نظر من اهل آتش است. بوسيدن بچه، زدن مُهر بر قلب کودک است که او را دوست داريم؛ به همين سبب رخساره و حرکات ظاهري او، نشان دهنده، شاد بودن او را در اثر بوسيدن پدر و مادر است. پر نکردن اين خلا مهرخواهي کودک، بحران هايي را براي کودکان در همان سن و در هنگام بزرگي ايجاد خواهد کرد؛ پناه بردن به کساني که به او مهر بورزند؛ يکي از اين پي آمد هاي ناخوشايند است که گاهي منجر به مفسده هايي مي شود.
2- بازي با کودکان: رسول اکرم (ص) فرمودند: (من کان عنده صبي فليتصاب له).(12) هر کس، کودکي دارد، بايد با او کودکي کند.
چونکه با کودک سر و کارت فتاد
پس زبان کودکي بايد گشاد.
کودکي که اين خاطرات را از پدر و مادر در ذهن خود نگه مي دارد، در هنگام رشد و بالندگي، هميشه اين احساس صميميت را با والدين در خود احساس مي کند و اين احساس ثمرات فراواني دارد که از جمله آن ها محرم داشتن پدر و مادر در بازگو کردن رازها و درد دل ها و نيازها است.
3- عدالت ورزي در تعامل با فرزندان: رسول اکرم (ص) فرمودند: (اتقوا الله واعدلوا بين اولادکم کما تحبون ان يُبروکم) (13) جانب خداوند را نگه داريد و ميان فرزندانتان به عدالت برخورد کنيد همان سان که دوست داريد با شما با نيکي برخورد کنند.
کمتر از اين و فراتر از اين (افراط و تفريط)، هر دو معضل آفرين است و بايد پرهيز شود. توهم براي عده اي پديد آمده است که نعوذ بالله برخورد و غير عادلانه حضرت يعقوب با فرزندان، موجب تشديد در حسادت در آن ها شد و نهايتاً به نتيجه رسيدند که يوسف را در چاه مخفي کنند، حال آن که قرآن از زبان برادران يوسف مي فرمايد: (اذ قالوا ليوسف و اخوه احب الي ابينا منا …).(14)
(آن گاه که (برادران يوسف) گفتند که: يوسف و برادرش، پيش پدرمان، محبوب تر از ما هستند …).
يقيناً کسي که آينده درخشاني دارد و پيامبر برگزيده خدا خواهد شد و اين را حضرت يعقوب مي داند و برادر او که قطعاً کمالاتي داشته است که برادران او نداشته اند، محبوب تر است.
اين محبوب تر بودن را آنان با زيرکي فهميده بوده اند نه اينکه در ظاهر حرکات حضرت يعقوب، شفاف باشد. البته در سريال يوسف پيامبر(ساخته آقاي سلحشور)، شور بيشتري يافته و حتي بيننده هم چنين توهمي کرده که محبوب تر بودن يوسف به طور شفاف در حرکات حضرت يعقوب نمايان مي شده است. محبوب تر بودن به دليل معنويت بالاتر، مذموم عقل نيست، زيرا خداوند هم در قرآن کريم مي فرمايد: توابين، پاکي طلبان، توکل کنندگان، مجاهدان نيکوکاران و …)(15) خداوند دوست دارد و امام علي (ع) در آغاز خطبه 87 نهج البلاغه مي فرمايد: از جمله محبوب ترين بندگان خدا در پيشگاه خدا، بنده اي است که چنين و چنان باشد.
پدر و مادر نبايد، در احسان و عدالت و ترّحم ميان آنان فرق بگذارند و اگر از ميان آن ها، يکي محبوب تر است، در برخورد و عملي نبايد شفاف باشد که اين نکته را حضرت يعقوب و هر عادل ديگري رعايت کرده است.
4- رعايت حقوق: امام علي (ع) مي فرمايد: (حق الوالد علي الوالد ان يحسن اسمه و يحسن ادبه و يعلمه القرآن)(16) (حقي که فرزند بر والد دارد اين است که، اسم او را نيکو بنهد و او را نيکو تربيت کند و به او قرآن بياموزد).
5- پرورش و رشد معنوي: رسول خدا (ص) فرمودند: (ادبوا الاودکم علي ثلاث خصال: حب نبيکم و حب اهل بيته و قرائه القرآن). (17)
فرزندانتان را براساس سه خصلت، تربيت کنيد: 1- عشق به پيغمبر 2- عشق به اهل بيت او 3- قرائت قرآن.
کلمه تأديب دو مورد استعمال دارد:
1- متنبه و متوجه کردن از طريق برخورد مناسب.
2- تربيت کردن و مؤدب کردن به آداب انساني و الهي
در بيشتر استعمال ها، مقصود، مورد دوم است؛ از جمله آن ها در حديث مذکور. گونه اي آنان را رشد دادن که محبت و عشق به الگو و سمبل انسانيت (رسول خدا (ص)) و پيشوايان بر حق (ع) در آنان نهادينه شود .
پشتوانه اين محبت، راهيابي به قرآن و انس با اين سرخط هاي تمام ارزش هاست که آگاهي ها را با عشق و محبت نسبت به خدا و رسول و ائمه (ع) عجين مي نمايد.

پي نوشت:

1- سوره تحريم، آيه 6.
2- سوره شعراء، آيه 214.
3- همان.
4- سوره کوثر، آيات 1 تا 4.
5- سوره انفال، آيه 75.
6- سوره انفال، آيه 28.
7- تنبيه الخواطر، ج 2، ص 122.
8- محجة البيضاء، ج 3، ص 70.
9- بحارالانوار، ج 103، ص 251.
10- من لا يحضرة الفقيه، ج 3، ص 310.
11- سوره بقره، آيه 165.
12- وسائل الشيعه، ج 15، ص 203.
13- ميزان الحکمه، ج 10، ص 706.
14- سوره يوسف، آيه 8.
15- قرآن کريم، سُور مختف.
16- نهج البلاغه، حکمت 339.
17- ميزان الحکمه، ج 10، ص 721.

(پژوهشگر و استاد حوزه و دانشگاه و رئيس حوزه معارف اسلامي دانشگاه صنعتي اصفهان

منبع: فصلنامه قرآني کوثر / شماره 33

مطالب مشابه