جنّ در قرآن (3)

جنّ در قرآن (3)

نويسنده: موسسه فرهنگي موعود عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف)

عقيده ي جنّيان
عقايد و مذاهب مختلف در بين جنّيان
« وَأَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَمِنَّا دُونَ ذَلِكَ كُنَّا طَرَائِقَ قِدَدًا؛(1)
و از ميان ما برخي درستکارند و برخي غير آن و ما فرقه هايي گوناگونيم. »
منزّه بودن خداوند از همسر و فرزند داشتن، در اعتقاد جنّيان مؤمن
« وَأَنَّهُ تَعَالَى جَدُّ رَبِّنَا مَا اتَّخَذَ صَاحِبَةً وَلَا وَلَدًا؛(2)
و اينکه او، پروردگار والاي ما، همسر و فرزندي اختيار نکرده است. »

عظمت خداوند در عقيده ي جنّيان مؤمن
« قُلْ أُوحِي إِلَي أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا * وَأَنَّهُ تَعَالَى جَدُّ رَبِّنَا مَا اتَّخَذَ صَاحِبَةً وَلَا وَلَدًا؛(3)
بگو به من وحي شده است که تني چند از جنّيان گوش فرا داشتند و گفتند: به راستي ما قرآني شگفت آور شنيديم و اينکه او، پروردگار والاي ما، همسر و فرزندي اختيار نکرده است. »
اعتقاد گروهي از جنّيان به جهنّم و قيامت
« قُلْ أُوحِي إِلَي أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا * وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَكَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَبًا؛(4)
بگو به من وحي شده است که تني چند از جنّيان گوش فرا داشتند و گفتند: به راستي ما قرآني شگفت آور شنيديم، ولي منحرفان، هيزم جهنّم خواهند بود. »
انکار معاد از ناحيه ي برخي جنّيان
« قُلْ أُوحِي إِلَي أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا * وَأَنَّهُمْ ظَنُّوا كَمَا ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يبْعَثَ اللَّهُ أَحَدًا؛(5)
بگو به من وحي شده است که تني چند از جنّيان گوش فرا داشتند و گفتند: به راستي ما قرآني شگفت آور شنيديم و آنها [ نيز ] آن گونه که [ شما ] پنداشته ايد گمان بردند که خدا هرگز کسي را زنده نخواهد گردانيد. »
اعتقاد به همسر و فرزند داشتن براي خداوند از عقايد جنّيان سفيه
« قُلْ أُوحِي إِلَي أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا * وَأَنَّهُ تَعَالَى جَدُّ رَبِّنَا مَا اتَّخَذَ صَاحِبَةً وَلَا وَلَدًا * وَأَنَّهُ كَانَ يقُولُ سَفِيهُنَا عَلَى اللَّهِ شَطَطًا؛(6)
بگو به من وحي شده است که تني چند از جنّيان گوش فرا داشتند و گفتند: به راستي ما قرآني شگفت آور شنيديم و اينکه او، پروردگار والاي ما، همسر و فرزندي اختيار نکرده است و [ شگفت ] آنکه کم خرد ما درباره ي خدا سخناني ياوه مي سرايد. »
برانگيخته نشدن پيامبري بعد از موسي (عليه السلام) و عيسي (عليه السلام) از عقايد بي اساس جنّيان
« قُلْ أُوحِي إِلَي أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا * وَأَنَّا ظَنَنَّا أَنْ لَنْ تَقُولَ الْإِنْسُ وَالْجِنُّ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا * وَأَنَّهُمْ ظَنُّوا كَمَا ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يبْعَثَ اللَّهُ أَحَدًا؛(7)
بگو به من وحي شده است که تني چند از جنّيان گوش فرا داشتند و گفتند: به راستي ما قرآني شگفت آور شنيديم و ما پنداشته بوديم که انس و جنّ هرگز به خدا دروغ نمي بندند و آنها [ نيز ] آنگونه که [ شما ] پنداشته ايد گمان بردند که خدا هرگز کسي را زنده نخواهد گردانيد. »
آگاهي جنّيان از انديشه ها و رفتار و عقايد انسان ها
« وَيوْمَ يحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُمْ مِنَ الْإِنْسِ وَقَالَ أَوْلِياؤُهُمْ مِنَ الْإِنْسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِي أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ؛(8)
و [ ياد کن ] روزي را که همه ي آنان را گرد مي آورد [ و مي فرمايد: ] اي گروه جنّيان از آدميان [ پيروان ] فراوان يافتيد و هواخواهان آنها از [ نوع ] انسان مي گويند: پروردگارا برخي از ما از برخي ديگر بهره برداري کرد و به پاياني که براي ما معيّن کردي، رسيديم. [ خدا ] مي فرمايد: جايگاه شما آتش است، در آن ماندگار خواهيد بود؛ مگر آنچه را خدا بخواهد [ که خود تخفيف دهد ] آري. پروردگار تو حکيم داناست. »
« وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا رَبَّنَا أَرِنَا اللَّذَينِ أَضَلَّانَا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ نَجْعَلْهُمَا تَحْتَ أَقْدَامِنَا لِيكُونَا مِنَ الْأَسْفَلِينَ؛(9)
و کساني که کفر ورزيدند، گفتند: پروردگارا آن دو [ گمراه گري ] از جنّ و انس که ما را گمراه کردند، به ما نشان ده تا آنها را زير قدم هايمان بگذاريم تا زبون شوند. »
« وَأَنَّا ظَنَنَّا أَنْ لَنْ تَقُولَ الْإِنْسُ وَالْجِنُّ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا؛(10)
و ما پنداشته بوديم که انس و جنّ هرگز به خدا دروغ نمي بندند. »
آگاهي جنّيان از نقش هدايتگري قرآن و تصديق کتاب هاي آسماني به وسيله ي آن
« قَالُوا يا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقًا لِمَا بَينَ يدَيهِ يهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ؛(11)
گفتند: اي قوم ما، ما کتابي را شنيديم که بعد از موسي نازل شده [ و ] تصديق کننده ي [ کتاب هاي ] پيش از خود است و به سوي حق و به سوي راهي راست راهبري مي کند. »
آگاهي جنّيان از نزول قرآن پس از تورات
« قَالُوا يا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقًا لِمَا بَينَ يدَيهِ يهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ؛(12)
گفتند: اي قوم ما، ما کتابي را شنيديم که بعد از موسي نازل شده [ و ] تصديق کننده ي [ کتاب هاي ] پيش از خود است و به سوي حق و به سوي راهي راست راهبري مي کند. »
آگاهي جنّيان به احضار خود در قيامت
« وَجَعَلُوا بَينَهُ وَبَينَ الْجِنَّةِ نَسَبًا وَلَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ؛(13)
و ميان خدا و جنّ ها، پيوندي انگاشتند و حال آنکه جنّيان نيک دانسته اند که [ براي حسب پس دادن ] خودشان احضار خواهند شد. »

گناه جنّيان
جنّيان؛ همانند آدميان، گرفتار گناه و نيازمند آمرزش الهي
« وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَيكَ نَفَرًا مِنَ الْجِنِّ يسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوا أَنْصِتُوا فَلَمَّا قُضِي وَلَّوْا إِلَى قَوْمِهِمْ مُنْذِرِينَ * يا قَوْمَنَا أَجِيبُوا دَاعِي اللَّهِ وَآمِنُوا بِهِ يغْفِرْ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَيجِرْكُمْ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ؛(14)
و چون تني چند از جنّ را به سوي تو روانه کرديم که قرآن را بشنوند، پس چون بر آن حاضر شدند، [ به يکديگر ] گفتند: گوش فرا دهيد و چون به انجام رسيد، هشداردهنده به سوي قوم خود بازگشتند. گفتند: اي قوم ما، ما کتابي را شنيديم که بعد از موسي نازل شده [ و ] تصديق کننده ي [ کتاب هاي ] پيش از خود است و به سوي حق و به سوي راهي راست راهبري مي کند. اي قوم ما، دعوت کننده ي خدا را پاسخ [ مثبت ] دهيد و به او ايمان آوريد تا [ خدا ] برخي از گناهانتان را بر شما ببخشايد و از عذابي پر درد پناهتان دهد. »
مشخّص بودن گناهان جنّ در قيامت بدون بازجويي
« فَيوْمَئِذٍ لَا يسْأَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَلَا جَانٌّ * يعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ فَيؤْخَذُ بِالنَّوَاصِي وَالْأَقْدَامِ؛(15)
در آن روز هيچ انس و جنّي از گناهش پرسيده نشود تبهکاران از سيمايشان شناخته مي شوند و از پيشاني و پايشان بگيرند. »
پناه بردن برخي انسان ها به جنّيان؛ موجب افزايش گناه جنّيان
« وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِنَ الْإِنْسِ يعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا؛(16)
و مرداني از آدميان به مرداني از جنّ پناه مي بردند و بر سرکشي آنها مي افزودند. »

جنّيان در بهشت
راه يابي جنّيان مؤمن به بهشت
« وَخَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مَارِجٍ مِنْ نَارٍ * وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ * فَبِأَي آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ * ذَوَاتَا أَفْنَانٍ * فَبِأَي آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ * فِيهِمَا عَينَانِ تَجْرِيانِ * فَبِأَي آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ * فِيهِمَا مِنْ كُلِّ فَاكِهَةٍ زَوْجَانِ * فَبِأَي آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ * مُتَّكِئِينَ عَلَى فُرُشٍ بَطَائِنُهَا مِنْ إِسْتَبْرَقٍ وَجَنَى الْجَنَّتَينِ دَانٍ * فَبِأَي آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ * فِيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ يطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ * فَبِأَي آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ * كَأَنَّهُنَّ الْياقُوتُ وَالْمَرْجَانُ * فَبِأَي آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ * هَلْ جَزَاءُ الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ * فَبِأَي آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ * وَمِنْ دُونِهِمَا جَنَّتَانِ * فَبِأَي آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ * مُدْهَامَّتَانِ * فَبِأَي آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ * فِيهِمَا عَينَانِ نَضَّاخَتَانِ * فَبِأَي آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ * فِيهِمَا فَاكِهَةٌ وَنَخْلٌ وَرُمَّانٌ * فَبِأَي آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ * فِيهِنَّ خَيرَاتٌ حِسَانٌ * فَبِأَي آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ * حُورٌ مَقْصُورَاتٌ فِي الْخِيامِ * فَبِأَي آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ * لَمْ يطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ؛(17)
و جنّ را از تشعشعي از آتش خلق کرد و هرکس را که از مقام پروردگارش بترسد دو باغ است پس کداميک از نعمت هاي پروردگارتان را منکريد که داراي شاخسارانند. پس کدام يک از نعمت هاي پروردگارتان را منکريد؟ در آن دو [ باغ ] دو چشمه روان است. پس کدام يک از نعمت هاي پروردگارتان را منکريد؟ در آن دو [ باغ ] از هر ميوه اي دو گونه است. پس کدام يک از نعمت هاي پروردگارتان را منکريد؟ بر بسترهايي که آستر آنها از ابريم درشت بافت است تکيه کنند و چيدن ميوه [ از ] آن دو باغ [ به آساني ] در دسترس است. پس کدام يک از نعمت هاي پروردگارتان را منکريد؟ در آن [ باغ ها دلبراني ] فروهشته نگاهند که دست هيچ انس و جنّي پيش از ايشان به آنها نرسيده است. پس کدام يک از نعمت هاي پروردگارتان را منکريد گويي که آنها ياقوت و مرجانند. پس کدام يک از نعمت هاي پروردگارتان را منکريد؟ مگر پاداش احسان جز احسان است؟ پس کدام يک از نعمت هاي پروردگارتان را منکريد؟ و غير از آن دو [ باغ ] دو باغ [ ديگر نيز ] هست. پس کدام يک از نعمت هاي پروردگارتان را منکريد؟ که از [ شدّت ] سبزي سيه گون مي نمايد. پس کدام يک از نعمت هاي پروردگارتان را منکريد؟ در آن دو [ باغ ] دو چشمه همواره جوشان است. پس کدام يک از نعمت هاي پروردگارتان را منکريد؟ در آن دو، ميوه، خرما و انار است. پس کدام يک از نعمت هاي پروردگارتان را منکريد؟ در آنجا [ زناني ] نکوخوي و نکورويند. پس کدام يک از نعمت هاي پروردگارتان را منکريد؟ حوراني پرده نشين در [ دل ] خيمه ها، پس کدام يک از نعمت هاي پروردگارتان را منکريد؟ دست هيچ انس و جنّي پيش از ايشان به آنها نرسيده است. »

قدرت جنّيان
جنّيان؛ داراي قدرت نفوذ و سلطه بر آدميان
« وَيوْمَ يحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُمْ مِنَ الْإِنْسِ وَقَالَ أَوْلِياؤُهُمْ مِنَ الْإِنْسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِي أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ؛(18)
و [ ياد کن ] روزي را که همه ي آنان را گرد مي آورد [ و مي فرمايد: ] اي گروه جنّيان از آدميان [ پيروان ] فراوان يافتيد و هواخواهان آنها از [ نوع ] انسان مي گويند: پروردگارا برخي از ما از برخي ديگر بهره برداري کرد و به پاياني که براي ما معيّن کردي، رسيديم. [ خدا ] مي فرمايد: جايگاه شما آتش است، در آن ماندگار خواهيد بود؛ مگر آنچه را خدا بخواهد [ که خود تخفيف دهد ] آري. پروردگار تو حکيم داناست. »
« وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا رَبَّنَا أَرِنَا اللَّذَينِ أَضَلَّانَا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ نَجْعَلْهُمَا تَحْتَ أَقْدَامِنَا لِيكُونَا مِنَ الْأَسْفَلِينَ؛(19)
و کساني که کفر ورزيدند، گفتند: پروردگارا آن دو [ گمراه گري ] از جنّ و انس که ما را گمراه کردند، به ما نشان ده تا آنها را زير قدم هايمان بگذاريم تا زبون شوند. »
قدرت جنّيان در عروج به آسمان جهت استراق سمع
« وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِي السَّمَاءِ بُرُوجًا وَزَينَّاهَا لِلنَّاظِرِينَ * وَحَفِظْنَاهَا مِنْ كُلِّ شَيطَانٍ رَجِيمٍ؛(20)
و آن را از هر شيطان رانده شده اي حفظ کرديم و به يقين، ما در آسمان برج هايي قرار داديم و آن را براي تماشاگران آراستيم. »
« إِنَّا زَينَّا السَّمَاءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ * وَحِفْظًا مِنْ كُلِّ شَيطَانٍ مَارِدٍ * إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ؛(21)
ما آسمان اين دنيا را به زيور اختران آراستيم و [ آن را ] از هر يطان سرکشي نگاه داشتيم. مگر کسي که [ از سخن بالاييان ] يک باره استراق سمع کند که شهابي شکافنده از پي او مي تازد. »
« وَأَنَّا لَمَسْنَا السَّمَاءَ فَوَجَدْنَاهَا مُلِئَتْ حَرَسًا شَدِيدًا وَشُهُبًا؛(22)
و ما بر آسمان دست يافتيم و آن را پر از نگهبانان توانا و تيرهاي شهاب يافتيم. »
تأکيد عفريت از جنّ بر قدرت خود براي آوردن تخت بلقيس
« قَالَ عِفْرِيتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقَامِكَ وَإِنِّي عَلَيهِ لَقَوِي أَمِينٌ؛(23)
عفريتي از جنّ گفت: من آن را پيش از آنکه از مجلس خود برخيزي براي تو مي آورم و بر اين [ کار ] سخت توانا و مورد اعتمادم. »
ناتواني جنّيان از دفع عذاب و ياري يکديگر در قيامت
« يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانْفُذُوا لَا تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ * يرْسَلُ عَلَيكُمَا شُوَاظٌ مِنْ نَارٍ وَنُحَاسٌ فَلَا تَنْتَصِرَانِ؛(24)
اي گروه جنّيان و انسيان اگر مي توانيد از کرانه هاي آسمان ها و زمين به بيرون رخنه کنيد؛ پس رخنه کنيد [ ولي ] جز با [ به دست آوردن ] تسلّطي رخنه نمي کنيد. بر سر شما شراره هايي از [ نوع ] تفته ي آهن و مس فرو فرستاده خواهد شد و [ از کسي ] ياري نتوانيد طلبيد. »
برخورداري هريک از افراد جنّ از مرتبه و درجه ي ويژه ي خود در قيامت
« وَيوْمَ يحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُمْ مِنَ الْإِنْسِ… * وَلِكُلٍّ دَرَجَاتٌ مِمَّا عَمِلُوا…؛(25)
و [ ياد کن ] روزي را که همه ي آنان را گرد مي آورد [ و مي فرمايد: ] اي گروه جنّيان از آدميان [ پيروان ] فراوان يافتيد و هواخواهان آنها از [ نوع ] انسان مي گويند: پروردگارا برخي از ما از برخي ديگر بهره برداري کرد و به پاياني که براي ما معيّن کردي، رسيديم. [ خدا ] مي فرمايد: جايگاه شما آتش است، در آن ماندگار خواهيد بود؛ مگر آنچه را خدا بخواهد [ که خود تخفيف دهد ] آري. پروردگار تو حکيم داناست و براي هريک [ از اين دو گروه ] از آنچه انجام داده اند [ در جزا ] مراتبي خواهد بود و پروردگارت از آنچه مي کنند غافل نيست. »
« أُولَئِكَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيهِمُ الْقَوْلُ فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ… * وَلِكُلٍّ دَرَجَاتٌ مِمَّا عَمِلُوا وَلِيوَفِّيهُمْ أَعْمَالَهُمْ وَهُمْ لَا يظْلَمُونَ؛(26)
آنان کساني اند که گفتار [ خدا ] عليه ايشان همراه با امّت هايي از جنّيان و آدميان که پيش از آنان روزگار به سر بردند به حقيقت پيوست. بي گمان آنان زيانکار بودند و براي هريک در [ نتيجه ي ] آنچه انجام داده اند درجاتي است و تا [ خدا پاداش ] اعمالشان را تمام بدهد و آنان مورد ستم قررا نخواهند گرفت. »

ابزار شناخت جنّيان

1. چشم و قلب
جنّيان؛ داراي ابزار بينايي؛ جنّيان؛ داراي قلب براي فهميدن
« وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْينٌ لَا يبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ؛(27)
و در حقيقت بسياري از جنّيان و آدميان را براي دوزخ آفريده ايم [ زيرا ] دل هايي دارند که با آن [ حقايق را ] دريافت نمي کنند و چشماني دارند که با آنها نمي بينند و گوش هايي دارند که با آنها نمي شنوند، آنان همانند چهارپايان، بلکه گمراه ترند [ آري ] آنها همان غافل ماندگانند. »

2. گوش
جنّيان، داراي گوش و حسّ شنوايي
« وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَيكَ نَفَرًا مِنَ الْجِنِّ يسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوا أَنْصِتُوا فَلَمَّا قُضِي وَلَّوْا إِلَى قَوْمِهِمْ مُنْذِرِينَ؛(28)
و چون تني چند از جنّ را به سوي تو روانه کرديم که قرآن را بشنوند، پس چون بر آن حاضر شدند، [ به يکديگر ] گفتند: گوش فرا دهيد و چون به انجام رسيد، هشداردهنده به سوي قوم خود بازگشتند. »
« قَالُوا يا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقًا لِمَا بَينَ يدَيهِ يهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ؛(29)
گفتند: اي قوم ما، ما کتابي را شنيديم که بعد از موسي نازل شده [ و ] تصديق کننده ي [ کتاب هاي ] پيش از خود است و به سوي حق و به سوي راهي راست راهبري مي کند. »
« وَأَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدَى آمَنَّا بِهِ فَمَنْ يؤْمِنْ بِرَبِّهِ فَلَا يخَافُ بَخْسًا وَلَا رَهَقًا؛(30)
و ما چون هدايت را شنيديم، بدان گرويديم؛ پس کسي که به پروردگار خود ايمان آورد از کمي [ پاداش ] و سختي بيم ندارد. »

ظهور جنّيان
قابليّت جنّيان (شياطين) براي ظهور و ديده شدن
« وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّياطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَيمَانُ وَلَكِنَّ الشَّياطِينَ كَفَرُوا يعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَينِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا يعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يقُولَا إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلَا تَكْفُرْ فَيتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يفَرِّقُونَ بِهِ بَينَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُمْ بِضَارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَيتَعَلَّمُونَ مَا يضُرُّهُمْ وَلَا ينْفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ كَانُوا يعْلَمُونَ؛(31)
و آنچه را که شيطان[ صفت ]ها در سلطنت سليمان خوانده [ و درس گرفته ] بودند، پيروي کردند و سليمان کفر نورزيد؛ ليکن آن شيطان [ صفت ]ها به کفر گراييدند که به مردم سحر مي آموختند و [ نيز از ] آنچه بر آن دو فرشته، هاروت و ماروت در بابل فرو فرستاده شده بود [ پيروي کردند ] با اينکه آن دو [ فرشته ] هيچ کس را تعليم [ سحر ] نمي کردند؛ مگر آنکه [ قبلاً به او ] مي گفتند ما [ وسيله ي ] آزمايشي [ براي شما ] هستيم. پس زنهار کافر نشوي؛ [ ولي ] آنها از آن دو [ فرشته ] چيزهايي مي آموختند که به وسيله ي آن ميان مرد و همسرش جدايي بيافکنند؛ هرچند بدون فرمان خدا نمي توانستند به وسيله ي آن به احدي زيان برسانند و [ خلاصه ] چيزي مي آموختند که برايشان زيان داشت و سودي به ايشان نمي رسانيد و قطعاً [ يهوديان ] دريافته بودند که هرکس خريدار اين [ متاع ] باشد، در آخرت بهره اي ندارد. وه که چه بد بود آنچه به جان خريدند؛ اگر مي دانستند. »

فرار از قلمرو قدرت خدا، غيرممکن براي جنّيان
« يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانْفُذُوا لَا تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ؛(32)
اي گروه جنّيان و انسيان اگر مي توانيد از کرانه هاي آسمان ها و زمين به بيرون رخنه کنيد؛ پس رخنه کنيد [ ولي ] جز با [ به دست آوردن ] تسلّطي رخنه نمي کنيد. »

عجز و ناتواني جنّيان از آوردن معجزه اي مثل قرآن
« قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَنْ يأْتُوا بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لَا يأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا؛(33)
بگو اگر انس و جنّ گرد آيند تا نظير اين قرآن را بياورند مانند آن را نخواهند آورد؛ هر چند برخي از آنها پشتيبان برخي [ ديگر ] باشند. »

عمل جنّيان
جنّيان؛ داراي اعمالي خوب و بد و دريافت کننده ي پاداش و کيفر آنها
« وَيوْمَ يحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُمْ مِنَ الْإِنْسِ وَقَالَ أَوْلِياؤُهُمْ مِنَ الْإِنْسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِي أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ * وَلِكُلٍّ دَرَجَاتٌ مِمَّا عَمِلُوا وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا يعْمَلُونَ؛(34)
و [ ياد کن ] روزي را که همه ي آنان را گرد مي آورد [ و مي فرمايد: ] اي گروه جنّيان از آدميان [ پيروان ] فراوان يافتيد و هواخواهان آنها از [ نوع ] انسان مي گويند: پروردگارا برخي از ما از برخي ديگر بهره برداري کرد و به پاياني که براي ما معيّن کردي، رسيديم. [ خدا ] مي فرمايد: جايگاه شما آتش است، در آن ماندگار خواهيد بود؛ مگر آنچه را خدا بخواهد [ که خود تخفيف دهد ] آري. پروردگار تو حکيم داناست و براي هريک [ از اين دو گروه ] از آنچه انجام داده اند [ در جزا ] مراتبي خواهد بود و پروردگارت از آنچه مي کنند غافل نيست. »
« أُولَئِكَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيهِمُ الْقَوْلُ فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ إِنَّهُمْ كَانُوا خَاسِرِينَ * وَلِكُلٍّ دَرَجَاتٌ مِمَّا عَمِلُوا وَلِيوَفِّيهُمْ أَعْمَالَهُمْ وَهُمْ لَا يظْلَمُونَ؛(35)
آنان کساني اند که گفتار [ خدا ] عليه ايشان همراه با امّت هايي از جنّيان و آدميان که پيش از آنان روزگار به سر بردند به حقيقت پيوست. بي گمان آنان زيانکار بودند و براي هريک در [ نتيجه ي ] آنچه انجام داده اند درجاتي است و تا [ خدا پاداش ] اعمالشان را تمام بدهد و آنان مورد ستم قررا نخواهند گرفت. »
« وَأَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَمِنَّا دُونَ ذَلِكَ كُنَّا طَرَائِقَ قِدَدًا؛(36)
و از ميان ما برخي درستکارند و برخي غير آن و ما فرقه هايي گوناگونيم. »

مهارت جنّيان

غوّاصي جنّيان
غوّاصي برخي شياطين جنّي مسخّر شده در حکومت سليمان (عليه السلام)
« وَمِنَ الشَّياطِينِ مَنْ يغُوصُونَ لَهُ وَيعْمَلُونَ عَمَلًا دُونَ ذَلِكَ وَكُنَّا لَهُمْ حَافِظِينَ؛(37)
و برخي از شياطين بودند که براي او غوّاصي و کارهايي غير از آن مي کردند و ما مراقب [ حال ] آنها بوديم. »
« وَالشَّياطِينَ كُلَّ بَنَّاءٍ وَغَوَّاصٍ؛(38)
و شيطان ها را [ از ] بنّا و غوّاص. »

مجسّمه سازي جنّيان
ساخت مجسّمه به دست جنّيان براي سليمان (عليه السلام)
« يعْمَلُونَ لَهُ مَا يشَاءُ مِنْ مَحَارِيبَ وَتَمَاثِيلَ…؛(39)
[ آن متخصّصان ] براي او هرچه مي خواست از نمازخانه ها، مجسّمه ها، ظروف بزرگ مانند حوضچه ها و ديگ هاي چسبيده به زمين مي ساختند. اي خاندان داوود شکرگزار باشيد و از بندگان من اندکي سپاسگزارند. »

ساخت معابد براي سليمان (عليه السلام) به دست جنّيان
« وَلِسُلَيمَانَ الرِّيحَ… وَمِنَ الْجِنِّ مَنْ يعْمَلُ بَينَ يدَيهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ… * يعْمَلُونَ لَهُ مَا يشَاءُ مِنْ مَحَارِيبَ…؛(40)
و باد را براي سليمان [ رام کرديم ] که رفتن آن بامداد يک ماه و آمدنش شبانگاه يک ماه [ راه ] بود و معدن مس را براي او ذوب [ و روان ] گردانيديم و برخي از جنّ به فرمان پروردگارشان پيش او کار مي کردند و هرکس از آنها، از دستور ما سر بر مي تافت از عذاب سوزان به او مي چشانيديم. [ آن متخصّصان ] براي او هرچه مي خواست از نمازخانه ها، مجسّمه ها، ظروف بزرگ مانند حوضچه ها و ديگ هاي چسبيده به زمين مي ساختند. اي خاندان داوود شکرگزار باشيد و از بندگان من اندکي سپاس گزارند. »

بنّايي جنّيان
مهارت ساختمان سازي شياطين جنّي در حکومت سليمان (عليه السلام)
« وَالشَّياطِينَ كُلَّ بَنَّاءٍ وَغَوَّاصٍ؛ (41)
و شيطان ها را [ از ] بنّا و غوّاص. »

جهل جنّيان

آگاه نبودن جنّيان از علم غيب
« فَلَمَّا قَضَينَا عَلَيهِ الْمَوْتَ مَا دَلَّهُمْ عَلَى مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ فَلَمَّا خَرَّ تَبَينَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ كَانُوا يعْلَمُونَ الْغَيبَ مَا لَبِثُوا فِي الْعَذَابِ الْمُهِينِ؛ (42)
پس چون مرگ را بر او مقرّر داشتيم جز جنّبنده اي خاکي [ = موريانه ] که عصاي او را [ به تدريج ] مي خورد [ آدميان را ] از مرگ او آگاه نگردانيد پس چون [ سليمان ] فرو افتاد، براي جنّيان روشن گرديد که اگر غيب مي دانستند در آن عذاب خفّت آور [ باقي ] نمي ماندند. »
« قُلْ أُوحِي إِلَي أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا * وَأَنَّا لَا نَدْرِي أَشَرٌّ أُرِيدَ بِمَنْ فِي الْأَرْضِ أَمْ أَرَادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَدًا؛ (43)
بگو به من وحي شده است که تني چند از جنّيان گوش فرا داشتند و گفتند: به راستي ما قرآني شگفت آور شنيديم و ما [ درست ] نمي دانيم که آيا براي کساني که در زمين اند بدي خواسته شده يا پروردگارشان برايشان هدايت خواسته است. »

آگاهي جنّيان از احضار شدنشان براي حسابرسي در قيامت
« وَجَعَلُوا بَينَهُ وَبَينَ الْجِنَّةِ نَسَبًا وَلَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ؛ (44)
و ميان خدا و جنّ ها، پيوندي انگاشتند و حال آنکه جنّيان نيک دانسته اند که [ براي حساب پس دادن ] خودشان احضار خواهند شد. »

خفاي جنّيان

جنّ؛ موجودي نامريي و پوشيده از ديد انسان ها
« يا بَنِي آدَمَ لَا يفْتِنَنَّكُمُ الشَّيطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ ينْزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيرِيهُمَا سَوْآتِهِمَا إِنَّهُ يرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيثُ لَا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّياطِينَ أَوْلِياءَ لِلَّذِينَ لَا يؤْمِنُونَ؛ (45)
اي فرزندان آدم زنهار تا شيطان شما را به فتنه نيندازد چنانکه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون راند و لباسشان را از ايشان برکند تا عورت هايشان را بر آنان نمايان کند در حقيقت او و قبيله اش شما را از آنجاکه آنها را نمي بينيد ما شياطين را دوستان کساني قرار داديم که ايمان نمي آورند. »

خلقت جنّيان

1. تاريخ خلقت جنّيان
آفرينش جنّ از سوي خداوند؛ قبل از انسان
« وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ * وَالْجَانَّ خَلَقْنَاهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نَارِ السَّمُومِ؛ (46)
و در حقيقت انسان را از گلي خشک از گلي سياه و بدبو آفريديم و پيش از آن جنّ را از آتشي سوزان و بي دود خلق کرديم. »
« وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيتَهُ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا؛ (47)
و [ ياد کن ] هنگامي را که به فرشتگان گفتيم آدم را سجده کنيد پس [ همه ] جز ابليس سجده کردند که از [ گروه ] جنّ بود و از فرمان پروردگارش سرپيچيد؛ آيا [ با اين حال ] او و نسلش را به جاي من، دوستان خود مي گيريد و حال آنکه آنها دشمن شمايند؟ و چه بد جانشيناني براي ستمگرانند. »

2. عنصر خلقت جنّيان
آتش؛ عنصر خلقت جنّ
« وَالْجَانَّ خَلَقْنَاهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نَارِ السَّمُومِ؛ (48)
و پيش از آن جنّ را از آتشي سوزان و بي دود خلق کرديم. »
« وَخَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مَارِجٍ مِنْ نَارٍ؛ (49)
و جن را از تشعشعي از آتش خلق کرد. »

3. خلقت جنّ از عنصر آتش؛ نمود ربوبيّت خدا
« وَخَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مَارِجٍ مِنْ نَارٍ * فَبِأَي آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ؛ (50)
و جنّ را از تشعشعي از آتش خلق کرد. پس کدام يک از نعمت هاي پروردگارتان را منکريد؟ »

4. فلسفه ي خلقت جنّيان
عبوديّت و بندگي خدا؛ فلسفه ي خلقت جنّ
« وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيعْبُدُونِ؛ (51)
و جنّ و انس را نيافريديم جز براي آنکه مرا بپرستند. »

جنّيان در زمين

زمين: قرارگاه و محلّ سکونت جنّيان
« وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَيكَ نَفَرًا مِنَ الْجِنِّ يسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوا أَنْصِتُوا فَلَمَّا قُضِي وَلَّوْا إِلَى قَوْمِهِمْ مُنْذِرِينَ * وَمَنْ لَا يجِبْ دَاعِي اللَّهِ فَلَيسَ بِمُعْجِزٍ فِي الْأَرْضِ وَلَيسَ لَهُ مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءُ أُولَئِكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ؛ (52)
و چون تني چند از جنّ را به سوي تو روانه کرديم که قرآن را بشنوند، پس چون بر آن حاضر شدند، [ به يکديگر ] گفتند: گوش فرا دهيد و چون به انجام رسيد، هشداردهنده به سوي قوم خود بازگشتند و کسي که دعوت کننده ي خدا را اجابت نکند در زمين درمانده کننده ي [ خدا ] نيست و در برابر او دوستاني ندارد. آنان در گمراهي آشکاري اند. »

زمين از نعمت هاي قابل استفاده براي جنّيان
« وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ * فِيهَا فَاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ * وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَالرَّيحَانُ * فَبِأَي آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ؛ (53)
و زمين را براي مردم نهاد. در آن ميوه[ ها ] و نخل ها با خوشه هاي غلاف دار و دانه هاي پوست دار و گياهان خوشبوست. پس کدام يک از نعمت هاي پروردگارتان را منکريد؟ »

زندگي اجتماعي جنّيان

جنّيان؛ داراي زندگي اجتماعي و گروهي اند همانند انسان ها
« وَقَيضْنَا لَهُمْ قُرَنَاءَ فَزَينُوا لَهُمْ مَا بَينَ أَيدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَحَقَّ عَلَيهِمُ الْقَوْلُ فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ إِنَّهُمْ كَانُوا خَاسِرِينَ؛ (54)
و براي آنان دمسازاني گذاشتيم و آنچه در دسترس ايشان و آنچه در پي آنان بود در نظرشان زيبا جلوه دادند و فرمان [ عذاب ] در ميان امّت هايي از جنّ و انس که پيش از آن روزگار به سر برده بودند بر ايشان واجب آمد؛ زيرا آنها زيانکاران بودند. »
« أُولَئِكَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيهِمُ الْقَوْلُ فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ إِنَّهُمْ كَانُوا خَاسِرِينَ؛ (55)
آنان کساني اند که گفتار [ خدا ] عليه ايشان همراه با امّت هايي از جنّيان و آدميان که پيش از آنان روزگار به سر بردند به حقيقت پيوست. بي گمان آنان زيانکار بودند. »

بينايي جنّيان

جنّيان؛ قادر به رؤيت انسان ها
« يا بَنِي آدَمَ لَا يفْتِنَنَّكُمُ الشَّيطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ ينْزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيرِيهُمَا سَوْآتِهِمَا إِنَّهُ يرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيثُ لَا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّياطِينَ أَوْلِياءَ لِلَّذِينَ لَا يؤْمِنُونَ؛ (56)
اي فرزندان آدم زنهار تا شيطان شما را به فتنه نيندازد چنانکه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون راند و لباسشان را از ايشان برکند تا عورت هايشان را بر آنان نمايان کند در حقيقت او و قبيله اش شما را از آنجا که آنها را نمي بينيد ما شياطين را دوستان کساني قرار داديم که ايمان نمي آورند. »

پي‌نوشت‌ها:

1- سوره ي جنّ (72)، آيه ي 11.
2- همان، آيه ي 3.
3- همان، آيات 1 و 3.
4- همان، آيات 1 و 15.
5- همان، آيات 1 و 7.
6- همان، آيات 1 و 3 و 4.
7- همان، آيات 1 و 5 و 7.
8- سوره ي انعام (6)، آيه ي 128.
9- سوره ي فصّلت (41)، آيه ي 29.
10- سوره ي جنّ (72)، آيه ي 5.
11- سوره ي احقاف (46)، آيه ي 30.
12- همان.
13- سوره ي صافات (37)، آيه ي 158.
14- سوره ي احقاف (46)، آيات 29 و 31.
15- سوره ي الرحمن (55)، آيات 39 و 41.
16- سوره ي جنّ (72)، آيه ي 6.
17- سوره ي الرحمن (55)، آيات 15 و 46-74.
18- سوره ي انعام (6)، آيه ي 128.
19- سوره ي فصلت (41)، آيه ي 29.
20- سوره ي حجر (15)، آيات 16 و 17.
21- سوره ي صافات (37)، آيات 6 و 7 و 10.
22- سوره ي جنّ (72)، آيه ي 8.
23- سوره ي نمل (27)، آيه ي 39.
24- سوره ي الرّحمن (55)، آيات 33 و 35.
25- سوره ي انعام (6)، آيات 128 و 132.
26- سوره ي احقاف (46)، آيات 18 و 19؛ سوره ي انعام (6)، آيات 128 و 132.
27- سوره ي اعراف (7)، آيه ي 179.
28- سوره ي احقاف (46)، آيه ي 29.
29- سوره ي احقاف (46)، آيه ي 30.
30- سوره ي جنّ (72)، آيه ي 13.
31- سوره ي بقره (2)، آيه ي 102.
32- سوره ي الرّحمن (55)، آيه ي 33.
33- سوره ي اسراء (17)، آيه ي 88.
34- سوره ي انعام (6)، آيات 128 و 133.
35- سوره ي احقاف (46)، آيات 18 و 19.
36- سوره ي جنّ (72)، آيه ي 11.
37- سوره ي انبياء (21)، آيه ي 82.
38- سوره ي ص (38)، آيه ي 37.
39- سوره ي سبأ (34)، آيه ي 13.
40- همان، آيات 12 و 13.
41- سوره ي ص (38)، آيه ي 37.
42- سوره ي سبأ (34)، آيه ي 14.
43- سوره ي جن (72)، آيات 1 و 10.
44- سوره ي صافات (37)، آيه ي 158.
45- سوره ي اعراف (7)، آيه ي 27.
46- سوره ي حجر (15)، آيات 26 و 27.
47- سوره ي کهف (18)، آيه ي 50.
48- سوره ي حجر (15)، آيه ي 27.
49- سوره ي الرّحمن (55)، آيه ي (15).
50- همان، آيات 15 و 16.
51- سوره ي ذاريات (51)، آيه ي 56.
52- سوره ي احقاف (46)، آيات 29 و 32.
53- سوره ي الرّحمن (55)، آيات 10-13.
54- سوره ي فصلت (41)، آيه ي 25.
55- سوره ي احقاف (46)، آيه ي 18.
56- سوره ي اعراف (7)، آيه ي 27.
منبع مقاله :
مؤسسه فرهنگي موعود عصر (عجل تعالي فرجه الشريف)؛ (1390)، جنّ « مطالعات قرآني و روايي درباره ي جنّ » ، تهران: موعود عصر (عجل تعالي فرجه الشريف)، چاپ اوّل.

مطالب مشابه