شخصيت علمي امام سجاد عليه السلام

شخصيت علمي امام سجاد عليه السلام

علم و دانش به عنوان يکي از مهمترين ملاکهاي ارزش گذاري انسانهاست و به فرموده خداوند، انسان به واسطه برخورداري از علم، نسبت به ديگران برتري دارد: «يرفع ا… الذين آمنوا و الذين اوتوالعلم درجات»(1)؛ «خداوند از ميان شما انسانها، کساني را که داراي ايمان هستند و نيز آنان را که علم و دانش به آنها عطا شده، برتري مي بخشد.»
طبق عقايد شيعه، امامان معصوم(ع) به عنوان برگزيدگان الهي، که بعد از پيامبر(ص) عهده دار هدايت و رهبري مسلمانان هستند، در درجه عالي علم قرار دارند؛ زيرا علم و دانش آنها همچون علم و دانش انبيا، مستند به تعليم الهي است.
امام سجاد(ع) در اين باره مي فرمايند: «… ما برگزيدگان خدا و اوصياي پيامبريم و از هر فرد ديگري به قرآن و دين سزاوارتر. در مراتب عالي علم قرار داريم و علوم همه انبيا نزد ما به وديعت نهاده شده است.»(2)
هر چند بنا به فرموده امام سجاد(ع)، علوم همه انبيا نزد آنهاست اما برخي ائمه چون امام سجاد(ع) به خاطر وجود حاکمان جور و وضعيت خفقان و کم شدن رابطه مردم با امام و… کمتر فرصت يافته اند علم خود را در مجامع علمي و در مسند استادي، به شاگردان خود ابلاغ نمايند.
به هنگام رحلت امام سجاد(ع)، زماني که آن حضرت در بستر بيماري قرار داشتند، گروهي از شيعيان براي عيادت ايشان به حضور مي رسيدند، امام سجاد(ع) در حضور آن جمع رو به جانب فرزندش باقرالعلوم کرد و فرمود: «اين صندوق را نزد خود حفظ کن. در اين صندوق، طلا و نقره ذخيره نشده بلکه در آن مجموعه اي از دانشهاست.»(3)
بنابراين، علوم و معارف دين(فقه، تفسير، عقايد، اخلاق و…) که توسط امام باقر و امام صادق(عليهما السلام) به مردم ابلاغ مي شد، علوم و مطالبي بود که نزد امام سجاد(ع) وجود داشت و توسط آن حضرت به امامان بعدي منتقل گرديد.
دانش و فضايل امام سجاد(ع) چيزي نبود که فقط دوستان و شيعيانش بدان معتقد باشند، بلکه حتي منکران مقام ولايت و نيز معاندان خاندان رسالت در مواردي ناگزير سر تعظيم در برابر کمالات ايشان فرود مي آوردند، چنان که عبدالملک مروان در پاسخ نامه امپراتور روم درماند و چاره را در آن ديد که نظر امام سجاد(ع) را درباره آن جويا شود و پاسخ آن حضرت را به امپراتور روم بنويسد.(4)
علم و دانش امام سجاد(ع)- همان طور که ذکر شد- در عالي ترين درجات قرار داشت. ليکن، در بعد فقهي نمود بيشتري از خود نشان مي داد، زيرا در عصر امام(ع) فقهاي متعددي حضور داشتند؛ اما مقام فقهي امام(ع) به حدي بارز بود که ابن جوزي، عنوان «سيدالفقها» را به آن حضرت مي دهد و از بسياري نقل مي کند که: «ما رأينا أفقه من علي بن الحسين(عليهم السلام)»؛ «در ميان فقها، داناتر و فقيه تر از امام سجاد(ع) نيافتيم.»(5)
زهري مي گويد: به حضور علي بن الحسين(ع) رسيدم. آن حضرت از من پرسيد: «گفتگوي شما با اصحاب چه بود؟» گفتم: بحث ما درباره روزه هاي واجب بود. نظر من و اصحابم بر اين بود که ما جز روزه ماه مبارک رمضان، روزه واجب ديگري نداريم. امام(ع) فرمود: «چنين نيست که پنداشته ايد. روزه چهل قسم دارد…» سپس امام سجاد(ع) به شرح و تفصيل آن پرداخت و در هر مورد به آيه اي از آيات قرآن استشهاد مي نمود و در پايان به نظريات مختلف هر يک از فقهاي عامه در آن مسايل، اشاره مي فرمود.(6)
امام سجاد(ع) تنها مرجع فقهي شيعيان نبود؛ بلکه فقهاي عامه نيز در بسياري از مسايل خود، به ايشان مراجعه مي کردند، چنان که «زهري» براي دانستن حکم قتل غيرعمد در صورتي که مقتول برده باشد، به امام سجاد(ع) مراجعه کرده و حکم را از وي دريافت داشته است.(7)
علاوه بر علوم بشري و معارف ديني، ائمه معصوم(ع) از اسرار و علومي برخوردار بودند که از ديگران مخفي مي داشتند و جز به برخي از اصحاب مخلص و بسيار نزديک خويش آنها را اظهار نمي کردند.
چنان كه امام صادق(ع) مي فرمايند: «به خدا سوگند. نزد ما سري از اسرار الهي و علمي از علوم الهي است و مأموريت داريم که آن را تبليغ کنيم و به خلق برسانيم. ما وظيفه خويش را انجام داديم، ولي موضعي مناسب و تحمل کننده اي لايق براي آن اسرار و معارف نيافتيم.»(8)
اشعاري هم به امام سجاد(ع) نسبت داده شده است که همين معنا را مي رساند.(9)
ائمه(ع) که معدن علوم مختلف بودند، دانش خود را به شاگردان خويش منتقل مي ساختند، زيرا يکي از فلسفه هاي وجودي آنها «تربيت» است.
امام سجاد(ع) در يکي از دشوارترين دورانها، امامت امت را برعهده داشتند، اما انبوه مشکلات و دشواريها و نابسامانيهاي سياسي- اجتماعي که در فتنه عبدا… بن زبير و سختگيريهاي وي بر بني هاشم و نيز هجوم مسلم بن عقبه به مدينه و… رخ داد، سبب گرديد تا امام(ع) به طور کلي از تربيت و تعليم شاگردان بازمانده و روح تشنه امت را از معارف ناب الهي خويش محروم سازد. امام در همان شرايط بحراني، شاگرداني را پرورش داد که با توجه به شرايط آن حضرت، شمارشان اندک نيست.(10)
شيخ طوسي در کتاب «رجال» خود، 170 تن از شاگردان امام را نام برده است، از جمله سعد بن مسيب. امام چهارم(ع) خود درباره سعيد بن مسيب مي فرمود: سعيد به آثار گذشته از همه مردم داناتر است و در روزگار خود، فهمش از همه بيشتر.(11) از جمله شاگردان ديگر امام سجاد(ع)، ابوحمزه ثمالي است.
امام هشتم(ع) درباره وي فرموده است: «ابوحمزه در زمان خويش همچون سلمان بود در زمان پيامبر(ص).»(12)
در روايتي از امام صادق(ع) سه نفر از اصحاب امام سجاد(ع) را آشناترين چهره در ميان اصحاب آن حضرت دانسته است: ابوخالد الکابلي، يحيي بن ام الطويل و جبير بن مطعم.(13)
علاوه بر مباحث ذکر شده، آثار کتبي امام سجاد(ع) نيز مورد توجه است که مهمترين آنها «صحيفه کامله سجاديه» و «رسالة الحقوق» است.
توجه به دعا و ياري خواستن از خدا و خواندن خداوند به هنگام مشکلات و نيازمنديها، انگيزه فطري دارد و به همين جهت هنگامي که دست آدمي از همه وسيله ها کوتاه مي شود و راه ها را بر روي خود بسته مي يابد، خود به خود دست به سوي قدرت برتر و رحمت گسترده خدا برمي دارد و او را مي خواند و از او مي خواهد و به راستي نيز وجدان بدين وسيله در توفان هر مشکلي آرامش مي يابد و اضطراب و نگراني کاهش مي يابد و روان، تکيه گاه محکمي پيدا مي کند. دانشمندان و روان شناسان مي دانند که دعا بهترين غذاي روح و نشاط بخش جانهاي خسته است. دعا، دردهاي درون را تسکين مي دهد و از فشار مصائب مي کاهد…
دانشمند بزرگ اهل تسنن و صاحب تفسير «الجواهر»، هنگامي که از حوزه علميه قم يک نسخه از صحيفه سجاديه براي او ارسال شد و با اين کتاب ارجمند مواجه گرديد، درباره آن نوشت: کتاب را با دست تکريم گرفتم و آن را کتابي يگانه يافتم که مشتمل بر علوم و معارف و حکمتهايي است که در غير آن يافت نمي شود. حقاً از بدبختي است که ما تاکنون به اين اثر گرانبهاي جاويد از ميراثهاي نبوت و اهل بيت دست نيافته ايم.(14)
از اين رو، درسها و معارفي که از امام سجاد(ع) در متون و منابع اسلامي و ديني برجاي مانده و به ثبت رسيده، خود بهترين گواه بر منزلت علمي و نيز جايگاه اخلاقي و فضايل معنوي آن حضرت است.
با نگاهي اجمالي به تاريخ زندگي اصحاب امام سجاد(ع)، در کنار همه درسها و نکته هاي آموزنده اي كه به همراه دارد، اين حقيقت را نيز مي نماياند که امام سجاد(ع) در حيات علمي خويش دو نقش اساسي را ايفا کرده است:
الف) استمرار بخشيدن به حيات علمي نيروهايي که محضر پيامبر(ص) و اميرالمؤمنين و حسن بن علي و حسين بن علي(عليهم السلام) را درک کرده بودند و براي تحکيم مباني فکري و عقيدتي و عبادي خويش نيازمند مرجعي چون علي بن الحسين(ع) بودند. چهره هايي چون سليم بن قيس هلالي، ابوالاسود دئلي، حبيب بن ابي ثابت و…
ب) تجديد بناي پايه هاي معرفت در ميان نسلهايي که در دوره استبداد امويان و مروانيان، گام در محيط ديني و فرهنگي جامعه مي گذاشتند. امام سجاد(ع) بايد اين نيروها را به سوي دانش حقيقي و استوار خويش که به دانش پيامبر(ص) متکي بود جذب کند و نگهبان انديشه هاي نورسته اي باشد که در آينده بايد از نيروهاي مطمئن و کارآمد مکتب علمي امام باقر و امام صادق(عليهما السلام) به شمار آيند.
امام سجاد(ع)، در حقيقت پس از شکست ظاهري نهضت سياسي شيعه عليه مخالفان جور، نهضتي فرهنگي- علمي را آغاز کرد که بعدها توسط امام باقر(ع) تداوم يافت و به وسيله امام صادق(ع) به اوج شکوفايي خود رسيد.(15)

پی نوشت‌ :

1- مجادله/ 11
2- بصائر الدرجات، ص 120 و امام سجاد جمال نيايشگران، ص194
3- همان، ص165
4- تاريخ يعقوبي، ج2، ص304
5- تذکرة الخواص، ص241
6- خصال صدوق، ص639 و 635 و امام سجاد جمال نيايشگران، ص196
7- مناقب، ج4، ص159
8- اصول کافي، ج2، ص256
9- احقاق الحق، ج12، ص128
10- امام سجاد جمال نيايشگران، ص200
11- رجال کشي، ص119
12- همان، ص 485
13- مناقب ابن شهر آشوب، ج3، ص311
14- پيشواي چهارم امام سجاد، ص28
15- امام سجاد جمال نيايشگران، ص223
منبع: پايگاه استاد حسين انصاريان

مطالب مشابه