معیارهای خبر و اطلاع رسانی در قرآن کریم

معیارهای خبر و اطلاع رسانی در قرآن کریم

نویسنده: علیرضا پویا (1)

چکیده
امروزه انتشار خبرو اطلاع رسانی گسترده و سریع، آثار و فواید زیادی برای جامعه ی بشری دارد. با این حال، خطری که پدید آمده این است که اخبار و اطلاعات آنچنان برق آسا و با حجم زیاد انتشار می یابد که بسیاری از مردم، به مصرف کننده بی اراده اطلاعات تبدیل شده اند و کمتر می توانند درباره ی صحت و سقم و ماهیت اخبار تأمل کنند. برخی از صاحب نظران این حوزه معتقدند توجه به ارزش های خبری، به عنوان معیارهای مطلوب (استاندارد) اخبار، کم و بیش برای درک ارزش های واقعی و کیفیت اخبار کفایت می کند. این ارزش ها عبارتند از: دربرگیری، شهرت، اختلاف و درگیری، استثنا و شگفتی، فراوانی تعداد، مجاورت و تازگی. ولی در جامعه ی اسلامی، «محتوا و ارزش های خبری» و «نحوه ی ارائه ی خبر» با جوامع دیگر، متفاوت است و باید بر مبنای آموزه ها و ارزش های اسلامی باشد. قرآن کریم به مثابه ی قانون اساسی اسلام، دربردارنده کلیات و راهبردهای اساسی برای هدایت انسان و حل مشکلات جامعه ی اسلامی در حوزه ی های مختلف، از جمله عرصه ی خبر و اطلاع رسانی است. از مطالعه ی قرآن کریم، معیارهایی برای پخش خبر به دست می آید، که می توان آنها را معیارهای اصولی قرآن برای گزینش و پخش خبر در رسانه های جمعی نامید. به طور کلی می توان گفت خبر و خبررسانی از دیدگاه علم ارتباطات، قواعد و ضوابط ثابتی ندارد و بر اصول و منطق روشنی-جز نیاز و خواست مخاطبان-استوار نیست. به همین دلیل، به آسانی می توان جهت آن را متناسب با مذاق مردم، صاحبان رسانه و مدیران خبر، تغییر داد؛ در حالی که قرآن در خبررسانی، بر معیارها و اصولی ارزشمندانه در جهت تأمین نیاز و مصالح مخاطب تکیه دارد. از دیدگاه قرآن، خبر، هویتی تعریف شده دارد و به دلیل اهمیت آن در جامعه، نباید با دیگر کارکردهای رسانه ای مقایسه شود.

مقدمه
در عصر ارتباطات و انفجار اطلاعات، هنوز هم بسیاری از دانش ها برای بشر دست نایافتنی است و بعضی دانش های کسب شده یا انتشاریافته، نه فقط مفید نیست، بلکه از جهاتی مشکل ساز نیز شده است. مقایسه ی زندگی امروز بشر با گذشته، نشان می دهد که پیشرفت های علمی، به ویژه تکنولوژی های جدید، آسایش و راحتی بیشتر در امور عادی شده ولی نگرانی و اضطراب، فزونی یافته و آرامش و راحتی روان کاهش یافته است.
یکی از شاخه های نسبتاً جدید علوم انسانی، مباحث ارتباطات و رسانه های جمعی است که اکنون با همه ی شئون زندگی فردی و اجتماعی مردم مرتبط است و خبررسانی، یکی از کارکردهای مهم رسانه های جمعی در دوران حاضر است. امروزه انتشار خبر و اطلاع رسانی گسترده و سریع، آثار و فواید زیادی برای جامعه ی بشری دارد. با این حال، خطری که پدید آمده این است اخبار و اطلاعات آنچنان برق آسا و با حجم زیاد انتشار می یابد که بسیاری از مردم به مصرف کننده بی اراده اطلاعات تبدیل شده اند و کمتر می توانند درباره ی صحت و سقم و ماهیت اخبار تأمل کنند.صاحب نظران عرصه ی ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی، چاره ی درخور توجهی برای این مشکل مطرح نکرده اند و از آنجا که بیشتر رسانه های جمعی دنیا در اختیار سرمایه داران و سیاست مداران است، بر فرض که چاره ای هم باشد، حل مشکل در عمل بسیار دشوار است. بدتر از این وضعیت، این است که صاحب نظران و پژوهشگران نیز سعی می کنند در همین چارچوب، یعنی ساختار شکل گرفته و پرمخاطره کنونی، به توسعه این دانش بپردازند. توجیه علمی چنین چیزی، این است که علوم انسانی باید کارکردگرا باشند و کارکرد هر چیز به شرایط زمانی و مکانی آن برمی گردد. به این ترتیب، با القای نوعی نسبیت گرایی، پذیرش این امر، هرچند مخاطره آمیز باشد، پذیرفته و منطقی می شود. پی آمد این وضعیت، آن است که گاه تجربه ی فردی یا گروهی، معیار صحیح و غلط بودن امور اساسی که نیازمند دقت های علمی است، می شود. به این صورت، تجربه گرایی بر علوم انسانی چیره می گردد و مباحث ارزشمندانه و مبتنی بر نیازهای اصولی انسان، در عمل از یاد می برد.
برای برون رفت از چنین وضعیتی، رجوع به منابع اصیل دینی بسیار کارساز است؛ چرا که با تکیه بر مباحث بنیادین و معرفت شناسانه، می توان اصولی را پی ریزی کرد که از استحکام لازم برخوردار باشند و با تغییر شرایط زمانی و مکانی، دستخوش تغییرات ماهوی نشوند. یکی از صاحب نظران مسلمان پاکستانی در مقاله ای با عنوان «پروتکل خبری به سوی چهارچوبی اسلامی» نوشته است: تکنولوژی از شیوه ی جدیدی برای تحمیل دستور کار اجتماعی و فرهنگی خود برخوردار است. همان طور که مهمانداران زن هواپیما، اجازه یافتند به همراه هواپیما وارد جهان اسلام شوند بدون اینکه با سؤال و محدودیتی روبه رو گردند، روزنامه نیز مورد استقبال پیروان کور و مشتاق (غرب) قرار گرفت. در سراسر جهان اسلام، مسلمانان نه تنها دریافت کننده ی مطبوعات چاپی و خبرگزاری ها (و دیگر تحولات تکنولوژی الکترونیک غرب) شدند، بلکه نام ها و دیدگاه های روزنامه های خود را نیز از غرب گرفتند. به علاوه تعریفشان از اخبار را نیز از غرب گرفتند و می توان افزود غرب در مورد تعریف خبر، چیزی بیشتر از «امری شگفت یا امری کنجکاوی برانگیز» برای عرضه نداشت.
… مسلمانان زمانی که از مطبوعات غربی آزار می بینند درد می کشند، اما خودشان چارچوبی برای روزنامه نگاری ندارند؛ تعریفی از خود برای اخبار ندارند؛ ملاک های خاص خود را که بر اساس آنها درباره ی انتشار اخبار قضاوت کنند، در دست ندارند. آنها همه این موارد را از غرب به عاریت گرفته اند. آنان احساس می کنند چیزی در جایی به خطا رفته است، اما نمی توانند آن را مشخص کنند؛ زیرا همه ی ملاک های عاریتی مورد استفاده ی آنها به خلاف احساس آنهاست. از این جهت، ایجاد مرکزی برای روزنامه نگاری اسلامی به همت علما و روزنامه نگاران اسلامی، امری جدی است. بدین شیوه چارچوب روزنامه نگاری اسلامی می تواند از راه تعامل میان محققان و دست اندرکاران این حرفه، متحول شود. تا وقوع چنین امری، مسلمان ها همچنان به انتشار روزنامه ها و مجله ها ادامه خواهند داد؛ اما آنها از رسانه های اسلامی بی بهره خواهند بود و بازنده این امر، تمامی جهان خواهد بود.(2)

نقش قرآن در حل مسائل جامعه ی اسلامی
بررسی ها نشان می دهد که قرآن کریم، منبعی عظیم و بی بدیل برای پژوهش در بسیاری از مسائل علوم انسانی است که تاکنون کمتر به آن مراجعه شده است. بر اساس این بررسی ها، قرآن به مثابه ی قانون اساسی اسلام، دربردارنده ی کلیات و راهبردهای اساسی برای هدایت انسان و حل مشکلات جامعه ی اسلامی است. اگر این کتاب آسمانی، مهجور، و جامعه ی بشری از هدایت هایش محروم مانده است، ایراد به پیروان قرآن است که آن را به خوبی معرفی نکرده اند و معارف راهگشایش مانند گنجی سر به مهر، دست نخورده مانده است. به قول حافظ:
طبیب عشق مسیحادم است و مشفق لیک … چو درد در تو نبیند که را دوا بکند
البته این سخن، به معنای نفی یا نادیده انگاشتن مطالعات و کاوش های تحقیقی و تفسیری انجام شده درباره ی قرآن نیست، بلکه تأکید بر این واقعیت است که قرآن برای پاسخ گویی به نیازهای عملی جامعه ی بشری، ظرفیتی بسیار بیشتر از استفاده های کنونی دارد، که تاکنون از آن غفلت شده است.
مرحوم علامه طباطبایی رحمه الله، مفسر بزرگ قرآن، درباره ی پاسخ گویی قرآن به نیازهای بشر از زمان نزول تاکنون و آینده، در مقام تبیین شأن نزول آیات قرآن نوشته است: این از مشخصات آیات قرآن است که هرچند درباره ی شأن نزول معیّن و سبب خاصی از حوادث نازل شده است، اما این سبب خاص به عنوان مصداقی از مصادیق بسیار به حساب آمده که بعدها نیز تحقق می یابد؛ زیرا قرآن کریم درباره ی عصر نزولش و مردم آن عصر نازل نشده، بلکه کتابی است جهانی و برای همیشه، که مقید به زمان و مکان خاصی نیست و به قوم یا حادثه خاصی اختصاصی ندارد؛ همچنان که در آن آمده است: «اِنْ هو اِلا ذِکْرٌ للعالَمینَ» و نیز «تبارَکَ الَّذی اَنْزَلَ الفُرْقانَ عَلی عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلعالَمینَ نَذیرا» و نیز «وَ اِنَّهُ لَکتابٌ عَزیزٌ لا یَأتیه الباطِلِ مِنْ بَینَ یَدیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ».(3)
آیت الله جوادی آملی (دامت برکاته) نیز درباره ی پاسخ گویی قرآن به نیازهای جدید، نوشته است: «پیشرفت علم و نیاز انسان به معارف عمیق، سبب می شود استعداد ویژه و برتری برای طرح مسائلی نو پدید آید؛ مسائلی که در زمان های پیش مطرح نبوده است و به مقتضای دوام فضل و احسان مبدأ جود، اگر سؤال با زبان حال و آمادگی باشد، باید به آن پاسخ داده شود: «واتیکم من کلّ ما سألتموه» (ابراهیم: 34). پس به ناچار، قرآن که تنها مرجع همیشگی برای هدایت مردم است، باید برآورده کننده ی همه ی نیازها و مشکلات بشر باشد و به هر پرسش جدیدی، پاسخی نو بدهد.» ایشان سپس روایتی با این مضمون نقل می کند که امام رضا علیه السلام از پدرشان موسی بن جعفر علیه السلام نقل فرموده است: مردی از امام جعفر صادق علیه السلام پرسید: چگونه است که هرچه قرآن بیشتر مورد بررسی قرار می گیرد، بر تازگی آن افزوده می شود؟ حضرت پاسخ داد: زیرا خداوند، قرآن را برای زمان خاص و مردم به خصوصی نازل نفرموده است. بنابراین قرآن در هر زمان، و تا روز قیامت برای هر قوم و گروهی از مردم تازه است.(4)

خبررسانی از دیدگاه علم ارتباطات
هرچند علم ارتباطات سابقه ی زیادی در جهان ندارد و هنوز جوان است، به دلیل اهمیت موضوع، پژوهشگران این رشته، مطالب نسبتاً زیادی درباره ی اطلاع رسانی و پخش اخبار که یکی از کارکردهای مهم رسانه های جمعی است، مطرح کرده اند. ویژگی بارز انفجار اطلاعات درباره ی اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم، به همین کارکردهای رسانه های جمعی برمی گردد؛ چرا که بخش عمده ای از تولید و انتشار اطلاعات در دوران ما، در رسانه های جمعی صورت می گیرد. امروزه موفقیت دولت ها را در عرصه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی، معطوف به ایفای نقش مناسب رسانه ها به ویژه در اطلاع رسانی می دانند، به گونه ای که رسانه ها در این عرصه از حالت پشتیبانی کننده خارج شده و نقشی پیشرو خط مقدمی یافته اند. با این همه، و آنچه درباره ی خبر و خبررسانی در علم ارتباطات مطرح شده است، پیش از آنکه بر تئوری ها و چارچوب های نظری بنیادین رسانه ای مبتنی باشد، بر تجربه های علمی دهه های قبل استوار است.
نویسندگان روزنامه نگاری نوین بر همین اساس نوشته اند: «با گذشت سال ها تحقیق در زمینه ی خبر، هنوز سؤال «خبر چیست» وجود دارد. ظاهراً اشکال عمده نداشتن یک تئوری جامع و مانع بوده است که بتواند اخبار را صرف نظر از موضوع های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و … دربربگیرد».(5)
یکی از صاحب نظران در عرصه ی ارتباطات، در تبیین خبر مورد نظر در رسانه های جدید گفته است: خبر، گزارشی از رویدادهای واقعی و عینی است که دارای یک یا چند ارزش خبری باشد. چگونگی ارائه ی این گزارش، تحت تأثیر عوامل درون سازمانی و برون سازمانی شکل می گیرد. وی آنگاه توضیح داده است که از تعریف پیشنهادی فوق چنین برمی آید:
1. رویدادهای دنیای خارج، واقعی و عینی است و تخیلی نیست.
2. رویداد باید حاوی یک یا چند ارزش خبری باشد.
3. ارزش خبری مهم عبارتند از: دربرگیری، برخورد، شهرت، و استثناها، تازگی، هم جواری.
4. خبر، گزارشی است از یک رویداد، ولی خود آن رویداد نیست.
5. عوامل مختلف می تواند بر چگونگی انتخاب و نحوه ی گزارش خبر یک رویداد، اثر بگذارد.
6. خبر یک رویداد هیچ گاه از «عینیت» مطلق برخوردار نیست. آنچه به عنوان خبر عرضه می شود، تنها شمایلی از واقعیت هاست.(6)

ارزش های خبری
ارزش های خبری، معیارهای گزینش و پخش خبر به شمار می آیند؛ زیرا حجم زیادی از اخبار درباره ی اتفاقات ساده یا حوادث غیرمعمول و پیچیده است که همه آنها را نمی توان به عنوان خبر از رسانه های جمعی پخش کرد؛ چرا که اولاً رسانه ها در پخش خبر محدودیت دارند، ثانیاً همه ی حوادث اطراف ما برای مخاطبان، مهم نیستند؛ مصالح و منافع صاحبان رسانه ها نیز پخش هر خبری را تجویز نمی کند. بنابراین خبرنگاران و بنگاه های پخش خبر، به ناچار باید دست به انتخاب بزنند و این ارزش های خبری است که به آنان قدرت انتخاب می دهد.
اهمیت شناخت ارزش های خبری در این است که هم در شناخت و فهم خبر (سوژه یابی) و هم در تنظیم آن، خبرنگار را یاری می دهد. همچنین می توان از آن، به عنوان معیارهایی برای مقایسه، ارزش گذاری و گزینش رویدادهای روز-از جهات اولویت گذاری، جا در صفحه، اندازه تیتر و … – بهره برداری کرد. (7)
عده ای معتقدند هفت ارزش خبری را می توان برشمرد که معیار طلوب (استاندارد) در سراسر جهان شاخته شده اند و اطلاع از آنها کم و بیش برای درک ارزش های خبری کفایت می کند. این ارزش ها عبارتند از:

1. دربرگیری(8)
رویدادی دارای ارزش خبری دربرگیری است که بر تعداد فراوانی از افراد جامعه تأثیرگذار باشد و اصلاً مهم نیست که این تأثیر مثبت است یا منفی، مستقیم است یا غیرمستقیم. برای مثال، خبر ضرورت تعویض شناسنامه ها، یک خبر دارای دربرگیری است؛ زیرا که برای همه مخاطبان مهم است و همه آنان را در بر می گیرد.

2. شهرت (9)
اشخاص، اشیا و نهادهایی که شهرت دارند، از ارزش خبری برخوردارند. این ارزش خبری به خودی خود کاملاً گویاست.

3. برخورد، اختلاف و درگیری(10)
این گونه از رویدادها، دربرگیرنده برخوردهایی هستند که در شکل های گوناگون جلوه گر می شوند. این برخوردها میان افراد، گروه ها و ملت ها صورت می گیرند و به شکل انسان علیه انسان، انسان علیه محیط، و انسان علیه طبیعت، فجایع طبیعی و حوادث مربوط به حیات وحش، قابل پی گیری هستند.
اخبار مربوط به سرقت ها، جنگ ها، تصادف ها، زلزله ها و … از این قبیل خبرهای «برخوردی» به شمار می آیند که در هر حال، کشمکش، محور اصلی آنهاست و غالباً از رویدادهای مورد علاقه رسانه ها هستند.

4. استثنا و شگفتی (11)
این نوع رویدادها به دلیل غیرعادی یا عجیب و استثنایی بودنشان، از ارزش خبری برخوردارند، به طور کلی، خوانندگان و مخاطبان خبرها این رویدادهای نادر را با عنوان «ترین ها» می شناسند: پیرترین فرد جهان، بلندترین آسمان خراش دنیا، کوچک ترین کامپیوتر، و مانند اینها.

5. بزرگی و فراوانی تعداد و مقدار(12)
این ارزش خبری، بیشتر به اعداد و ارقام مربوط می شود. فرقی نمی کند که این ارقام مربوط به چیست؛ هر اندازه که ارقام بزرگ تر باشند، چون از جنبه فراگیری اهمیت می یابند، از ارزش خبری بیشتری نیز برخوردار می شوند، برای نمونه، مرگ 100 نفر بر اثر یک تصادف، از مرگ 30 نفر در یک تصادف دیگر، احتمال بیشتری دارد که گزینش، و به خبر تبدیل شود.

6. مجاورت (13)
مخاطبان رسانه ها ترجیح می دهند ابتدا از خبرهای مربوط به محله، شهر، کشور و کشورهای هم جوار خود آگاه شوند. مجاورت، به لحاظ ارزش خبری، در دو شکل، گزینش می شود: جغرافیایی و معنوی. مجاورت جغرافیایی مثل شهر، کشور، و منطقه مجاور، و مجاورت معنوی مثل مشابهت های فرهنگی، عقیدتی، قومی، اجتماعی و مانند آنها.

7. تازگی(14)
دانستن اینکه رویداد در چه زمانی رخ داده است، در جهان رقابت های خبری، اهمیت ویژه ای دارد. اگر خبر دیروز را امروز چاپ کنیم، تازگی خود را از دست داده است و خواننده رغبتی به خواندن آن نشان نمی دهد. پس هر اندازه که فاصله وقوع رویداد و درج آن به عنوان خبر، نزدیک تر باشد، خبر، تر و تازه تر خواهد بود. برای آنکه مخاطب، نیاز خبری خود را به سرعت برطرف کند، باید به سرعت هرچه تمام تر به او خبرداده شود تا ضمن برطرف کردن نیاز خبری اش، مانع رفتن او به سوی دیگر منابع خبری شویم.(15)

معیارهای قرآن در پخش خبر
جدا از آنچه در علم ارتباطات، در خصوص ارزش های خبری و شاخص های گزینش خبر مطرح شده است، از مطالعه ی قرآن کریم، معیارهایی برای پخش خبر به دست می آید که می توان آنها را ملاک های اصولی قرآن برای گزینش و پخش خبر در رسانه های جمعی نامید.

1. واقعی بودن و صداقت در خبر(واقع گویی)
اگرچه در زمینه ی منع از دروغ و دروغ پردازی، و نکوهش آن، آیات زیادی در قرآن کریم وجود دارد، در اینجا فقط به آیاتی استناد می شود که بر واقع گویی در خبر رسانی دلالت دارند. از جمله در آیه ی 111 سوره ی یوسف، پس از نقل وقایع زندگی آن حضرت، بر این نکته تأکید شده که در بیان این حوادث، واقع گویی به طور کامل رعایت شده است: «لَقَدْ کَانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِی الْأَلْبَابِ مَا کَانَ حَدِیثاً یُفْتَرَى وَ لکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ؛ در سرگذشت آنان، درس عبرتی برای صاحبان اندیشه است. اینها اخبار دروغ نیست، بلکه در انطباق با مفاد کتاب های پیشین است.»
این آیه، آخرین آیه از سوره ی یوسف است که پس از بیان اخبار گوناگون و اعجاب برانگیز از وقایع گذشته، سرانجام بر عبرت آموزی از اخبار، به واسطه واقعی بودن آنها، تأکید می کند. از اینکه در پایان نقل حوادث، واقعی و آموزنده بودن اخبار، کنار هم و در آخرین آیه آمده، می توان فهمید که اخبار مفید و اثربخش برای مخاطبان اخبار واقعی است؛ زیرا اخبار دروغ و غیرواقعی، اولاً به دلیل انطباق نداشتن با واقعیت سازنده نیست، ثانیاً به دلیل اینکه غیرواقعی است نمی تواند اعتماد مخاطبان را جلب کند و از این رو اثربخش نیست.
نکته ی دیگری که در آیه به آن اشاره شده، تعارض نداشتن این اخبار با خبرهای درست و منطبق با واقعیت است؛ که قبلاً مخاطبان دریافت کرده اند. قرآن این اخبار را منطبق با اخبار واقعی معرفی می کند. اینکه مردم از هر طریقی به اخبار اعتماد کنند و آن را بپذیرند و از آن تأثیر بگیرند، برای خبرگو بسیار مهم است.

2. درستی تفسیر خبر (حقیقت گویی)
درستی تفسیر خبر، به معنای تفسیر خبر بر مبنای جهت گیری های اصیل و برحق است که در مکتب اعتقادی و عملی اسلام شناخته شده است. در اینجا پرسش اساسی این است که چه ملاکی برای درستی تفسیر و تحلیل اخبار وجود دارد؟ آیا دانش و سلیقه های مفسران و خبرپردازان، مبنای تفسیر خبر است؟ آیا گرایش های عمومی مردم انطباق با مذاق مخاطبان، ملاک است؟ یا تأمین نظر و مصالح صاحبان و مدیران رسانه یا نظر و مصلحت حکومت ها یا مجموعه ای از همه ی این موارد؟ اگر این ملاک ها را مبنای تفسیر خبر رسانه ها در نظر بگیریم، نتیجه این است که تفسیر خبر مبنای ثابت و اصول متقنی ندارد و به لحاظ هر یک از این معیارها با شدت و ضعف، مبنای تفاسیر خبری در حال تغییر و دگرگونی است. بررسی آیات قرآن نشان می دهد که می توان برای تفاسیر خبری مبنای ثابتی در نظر گرفت، به گونه ای که بدون تزلزل و تعارض در تفسیر خبر، مفسران خبره ی اخبار، بر اساس دیدگاه اسلامی به صورت هماهنگ و یک پارچه عمل کنند؛ آن گونه که حتی مرور زمان، تفاسیر خبری را از اتقان و استحکام خارج نکند و اعتماد مخاطبان نیز پایدار بماند. البته در این صورت، مفسران خبر باید با جهت گیری های بنیادین و مبنای فکری اسلام آشنا باشند تا مسیر تفسیر و تحلیل را بر آن مبنا طی کنند.
بر همین اساس، قرآن کریم تفسیر درست خبر را حق نامیده و چنین تفسیری را از هر گونه اعوجاج و سستی و بطلان به دور دانسته است. به این ترتیب، حق گویی به تفسیر و تحلیل صحیح خبر مربوط است و نوعی قضاوت و اعلام نظر حکیمانه و عادلانه درباره ی مفاد خبر است. از این رو، حق گویی در برابر باطل گویی قرار دارد و به همین دلیل، قرآن کریم فاصله گرفتن از حق گویی را رفتن به سوی باطل دانسته و این دو را مقابل هم معرفی کرده است:
«یَا أَهْلَ الْکِتَابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَ تَکْتُمُونَ الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ‌؛ ای اهل کتاب چرا حق را با باطل مشتبه می کنید و حقیقت را پوشیده می دارید در حالی که می دانید؟»(آل عمران: 71)
در اینجا بحث از بطلان حق با باطل، به صورت نشان دادن باطل در پوشش حق در تفسیر خبر است که قرآن، اهل کتاب را به خاطر این کار سرزنش کرده است، در تفسیر المیزان آمده است: «لبس (به فتح لام) که فعل مضارع تلبسون از آن مشتق شده به معنای القای شبهه و آرایش باطل به صورت حق و یا برعکس آن است».(16)
از کاربرد وصف «حق» در آیات دیگر، این موضوع روشن تر می شود که حق گویی در خبر، تفسیر صحیح و به دور از اعوجاج خبر است: «ِانَّ هذَا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ؛ همانا این داستان بر مبنای حق است»(آل عمران: 62)
در چند آیه پیش از این، قرآن کریم با تمثیل خلقت حضرت عیسی به خلقت حضرت آدم، به تبیین و تشریح این مسئله پرداخته و همان جا فرموده است:
«الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ فَلاَ تَکُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِینَ‌؛ اینها حقیقتی است از جانب پروردگار تو، بنابراین از تردیدکنندگان مباش»(آل عمران: 60).
سپس با فاصله ی یک آیه، می فرماید: «ِانَّ هذَا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ.» یعنی تبیین این ماجرا مطابق حق است.
این برداشت از آیات، که حق گویی در اخبار به معنای تفسیر و تحلیل صحیح است، با معنای لغوی و بیان مفسران نیز سازگار است. در جلد 5 مجمع البحرین آمده است که حق در لغت، امر ثابت و زایل نشدنی است و با صدق و کذب سازگار نیست.
همچنین در برخی آیات، مثال های قرآنی با مبنای حق معرفی، و چنین چیزی بهترین تفسیر، بیان شده است که نشان می دهد حق، بیان تفسیری صحیح است؛ زیرا نقش مثال در تشریح و تبیین حوادث است.
«وَ لاَ یَأْتُونَکَ بِمَثَلٍ إِلاَّ جِئْنَاکَ بِالْحَقِّ وَ أَحْسَنَ تَفْسِیراً؛ آنان هیچ مثلی برای تو نمی آورند مگر اینکه ما حق را برای تو می آوریم و برترین تفسیر را ارائه می کنیم»(فرقان: 33).
توجه به توضیحات مفسر المیزان در این باره، موضوع را روشن ترمی کند. در تفسیر المیزان درباره ی این آیه آمده است:
«کلمه ی مثل به معنای وصف است و معنای آیه این است که اینان هیچ وصف حالی از حقیقت درباره ی تو یا غیر تو نمی کنند، مگر آنکه ما در آن خصوص آنچه را که حق است برایت می آوریم و بهترین تفسیر از آن مسئله را در اختیارت می گذاریم. چون آنچه آنان می گویند یا باطل محض است که حق، آن را دفع می کند و یا حق است و آنان از جای خود منحرفش کرده اند که «تفسیر اَحسَنَ» ما آن را رد نموده، به جای خود برمی گرداند و استوارش می کند».(17)
در توضیح روشنی که در تفسیر المیزان در این خصوص آمده، بر دو نکته تکیه شده است: یکی وجه تفسیری داشتن «حق» و دیگری استواری «حق». این دو وجه، روشن می کند که حق گویی در خبر، به جنبه و تحلیل آن مربوط است، نه اصل خبر که چون صدق و کذب پذیر است استواری ندارد.

3. موثق بودن خبر (مستند بودن)
موثق بودن خبر، به این معناست که خبر، منبع شناخته شده و قابل اعتماد با نقل صحیح دارد و خبر مستند به خبری اطلاق می شود که منبع شناخته شده دارد و به درستی انتشار یافته است. از این رو، خبری که منبع شناخته شده ای ندارد (خبر مجهول و بی نام و نشان) یا منبع غیرمعتبری دارد (خبری که منبع قابل اعتمادی ندارد) یا فرد یا کانال مطمئن و قابل اعتمادی آن را نقل نکرده است، موثق نیست:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا؛ ای مؤمنان! اگر فاسقی خبری آورد، درباره ی آن تحقیق کنید»(حجرات: 6).
این آیه بر اهمیت وثاقت و صلاحیت خبرگزار تأکید دارد و فاسق را منبعی غیرمعتمد معرفی می کند که خبر او بدون جست و جو و بررسی، شایسته ی اعتنا و اعتماد نیست. از این آیه چند نکته استفاده می شود: اول اینکه خبر باید مستند به منبع و متکی به نقل کننده ی خبر باشد؛ دوم اینکه منبع خبر باید قابل اطمینان و معتبر باشد، و سوم اینکه اگر در وثاقت منبع خبر تردیدی وجود داشت باید پیش از انتقال خبر تا ترتیب اثر دادن به آن، فحص و بررسی شود تا پس از حصول اطمینان نسبت به صحت خبر، به آن ترتیب اثر داده شود.

4. مفید بودن خبر
مفید بودن خبر، به معنای لغو نبودن، هدفمندی و استفاده داشتن آن برای مخاطبان است. خبر برای سرگرمی صرف و مانند اینها، اگر هیچ نتیجه ای برای مخاطبان نداشته باشد، مورد تأیید قرآن نیست. در نتیجه، اخبار هدایت گر، کمال بخش، پندآموز، غفلت زدا، آموزنده و هشداردهنده، اخبار مفید برای مخاطب است که به طور کلی در مسیر آگاه سازی و ایجاد رشد معنوی مخاطب قرار دارد.
«نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ هذَا الْقُرْآنَ وَ إِنْ کُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِینَ‌؛ ما بهترین سرگذشت ها را از طریق این قرآن که به تو وحی کردیم، بر تو بازگو می کنیم که مسلم پیش از این، از آن خبر نداشتی»(یوسف: 3).
«اَحْسَنُ القَصَص»، یعنی بهترین سرگذشت ها. از این آیه فهمیده می شود که هر خبری مفید نیست. خبر، خوب و بد، و خوب تر و بدتر دارد. یعنی هر قصه ای یا هر خبری، غفلت زدا و هشداردهنده نیست؛ اخبار مفید و خبرگوی دانا و آگاه است که خبرش موجب رشد و کمال مخاطب و زدودن غفلت از وی می شود.
اگر «قصص» به معنای قصه ها باشد که اغلب چنین گفته اند-از آیه برداشت می شود که خود اخبار باید نیکو و مفید باشند تا سبب رشد مخاطب شوند. اما اگر «قصص» مصدر و به معنای حکایت کردن باشد، قصه گویی در این اخبار نیکو شمرده شده است که در آن صورت، باز هم به مفید بودن خبر بازخواهد گشت؛ زیرا در همین نقل ماجرای حضرت یوسف، داستانی با محتوای عشق زمینی، فریبندگی و تحریک کنندگی زیاد، در نهایت عفت و رعایت حیا، در گفتار و بیانی تذکربخش و سرانجام هدایت گر بیان شده است.

5. اخبار در شرایط بحران
در یکی از آیات قرآن کریم، ضمن توجه دادن به انتشار اخبار از سوی مخالفان برای بحران سازی، یادآوری می شود. در چنین موقعیتی که دشمنان دست به خبرپراکنی می زنند، نباید اخبار ساخته شده یا منتشر شده آنها را افراد خودی نقل و منتشر کنند؛ بلکه پیش از آن، باید چنین اخباری به افراد خبره در آن موضوع عرضه گردد و سپس درباره ی انتشار یا عدم انتشار آن یا چگونگی انتشارش تصمیم گیری شود.
وَ إِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلَى أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَ لَوْ لاَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّیْطَانَ إِلاَّ قَلِیلاً.(نساء: 83)
و چون از ناحیه ی کفار خبری از امن و یا خوف به آنها برسد، آن را منتشر می کنند، در حالی که اگر پیش از انتشار، آن را به اطلاع رسول و صاحبان امر برسانند (و درستی و نادرستی آن را از آنان بخواهند)، آنان که قدرت استنباط دارند، حقیقت مطلب را فهمیده، به ایشان می گویند و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، جز مواردی انگشت شمار، شیطان را پیروی می کردید.
از هشداری که در پایان آیه آمده می توان فهمید که موضوع مهم است و در صورت رعایت نکردن راهبرد اشاره شده در آیه، لغزش پیش خواهد آمد و پی آمدهای سنگینی برای مردم خواهند داشت. علامه طباطبایی رحمه الله در تفسیر المیزان درباره ی این آیه نوشته است: ‌«وَ إِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ، کلمه اذاعه که مصدر اذاعوا می باشد، به معنای اشاعه و انتشار دادن است و در این آیه، اشاعه دهندگان خبر سرزنش شده است و اینکه در ذیل آیه ی شریفه فرمود: و لولا فضل الله … دلالت دارد بر اینکه مؤمنین از ناحیه این اشاعه در خطر گمراهی قرار داشته اند…
با این استظهاری که ما کردیم، روشن می شود که منظور از خبری که راجع به خوف و امن به آنان [می رسید] و آن را اشاعه ‍[می دادند] اراجیفی [بود] که به وسیله ی کفار و ایادی آنها برای ایجاد نفاق و خلاف در بین مؤمنین، ساخته و پرداخته می شد و مؤمنین ضعیف الایمان آن را منتشر می کردند و فکر نمی کردند که انتشار این خبر باعث سستی عزیمت مسلمانان می شود. چیزی که هست، خدای تعالی آنان را از این عمل که پیروی شیطان هایی است که آورنده ی این اخبار هستند، حفظ کرد و نگذاشت آن صحنه سازان، مؤمنین را به خواری و ذلت بکشانند.(18)

6. افشای اخبار دروغ
در قرآن کریم بر افشاگری و خنثی سازی اخبار دروغ تأکید شده و این امر در جای خود، ضروری به شمار آمده است. به این موضوع در سوره ی یوسف اشاره شده است. در آیات این سوره آمده که وقتی همسر عزیز مصر، خواسته ی نامشروع خود را با یوسف در میان گذاشت، یوسف به خدا پناه برد و به همسر عزیز مصر گفت همسر تو ولی نعمت من است و به من محبت کرده؛ و هنگامی که اصرار آن زن را دید از خواسته ی او سرباز زد و فرار کرد. در برابر این اتهام که خبری دروغ بود، یکی از اعضای خانواده ی عزیز مصر می گوید اگر پیراهن یوسف از پشت پاره شده باشد همسر عزیز دروغ می گوید؛ زیرا یوسف در حال فرار بوده و زلیخا او را تعقیب کرده است و اگر پیراهن او از روبه رو پاره شده باشد یوسف دروغ گوست.
«وَ إِنْ کَانَ قَمِیصُهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ فَکَذَبَتْ وَ هُوَ مِنَ الصَّادِقِینَ‌؛و اگر پیراهن یوسف از پشت پاره شد؛ آن زن دروغ می گوید و یوسف از راست گویان است».(یوسف: 27)
در آیه ی دیگر، کسانی که خبر دروغ و تهمت و ناروایی را افشا نکرده اند سرزنش می شوند. موضوع چنین بوده است که عده ای به زن بی گناهی تهمت می زنند و خبر آن منتشر می شود. خدا کسانی را که به چنین خبری ترتیب اثر داده و سعی نکرده اند دروغ بودن آن را افشا کنند، سرزنش می کند:
«لَوْ لاَ إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَیْراً وَ قَالُوا هذَا إِفْکٌ مُبِینٌ‌؛ چرا هنگام که این (تهمت) را شنیدید، مردان و زنان با ایمان نسبت به خود (و کسی که همچون خود آنها بود) گمان خوب نبردند و نگفتند این دروغی بزرگ است»(نور: 12).

7. اخبار هشداردهنده
در قرآن کریم به این کارکرد مهم خبر، یعنی هشداردهی و کمک به تصمیم گیری، که گفته شد باید به موقع و با سرعت صورت گیرد، توجه شده است. در قرآن آمده است که وقتی درباریان فرعون برای قتل حضرت موسی توطئه کردند، یکی از مؤمنان، باشتاب و به سرعت خبر را به موسی می رساند و به او هشدار می دهد که از شهر خارج شود. موسی نیز بی درنگ به این خبر ترتیب اثر می دهد و از شهر خارج می شود و خود را از خطر دور می کند.
وَ جَاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدِینَةِ یَسْعَى قَالَ یَا مُوسَى إِنَّ الْمَلَأَ یَأْتَمِرُونَ بِکَ لِیَقْتُلُوکَ فَاخْرُجْ إِنِّی لَکَ مِنَ النَّاصِحِینَ‌؛ فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفاً یَتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ‌.(قصص: 20 و 21)
مردی از دورترین نقطه ی شهر، با تعجیل آمد و گفت: ای موسی درباریان مشورت می کردند که تو را بکشند، زود از شهر خارج شو که من از خیرخواهان تو هستم. موسی نگران از شهر خارج شد و گفت: پروردگارا مرا از شر مردم ستمگر نجات بده.
نکته ی مهم در آیه این است که پیامبر خدا با دریافت خبر هشدارآمیز، به موقع و با تصمیمی درست، خود را از خطر دور می سازد و در عین حال، از دعا و توکل بر خدا نیز غافل نمی شود.

8. آموزندگی خبر و پرهیز از بدآموزی
در اوایل سوره ی یوسف، هنگامی که حضرت یوسف علیه السلام ماجرای رؤیای خود را با یعقوب علیه السلام در میان می گذارد، یعقوب کید برادران را به وی اطلاع می دهد؛ ولی در کنار خبر دادن از شروری و بدکرداری برادران دشمنی شیطان با انسان را مطرح می سازد که از شدت تقصیر برادران یوسف کاسته، و نقش وسوسه انگیزی شیطان یادآوری می شود: «قَالَ یَا بُنَیَّ لاَ تَقْصُصْ رُؤْیَاکَ عَلَى إِخْوَتِکَ فَیَکِیدُوا لَکَ کَیْداً إِنَّ الشَّیْطَانَ لِلْإِنْسَانِ عَدُوٌّ مُبِینٌ‌؛گفت: فرزندم، خواب خود را برای برادرانت بازگو مکن، که برای تو نقشه خواهند کشید. چرا که شیطان، دشمن آشکار انسان است».
یعقوب می دانست که برادران یوسف به وی حسادت دارند، اما در عین حال که در مقام هشداردهی به او بود، وسوسه ی شیطان را عامل گمراهی و انحراف برادران معرفی کرد. آن حضرت با این شیوه ی خبردهی، هم از خشم و نفرت یوسف به برادرانش می کاست و هم به وی شیوه ی صحیح این گونه خبررسانی ها را آموزش می داد.

9. استفاده از الفاظ محترمانه و مؤدبانه
از آنجا که الفاظ، وسیله ی انتقال مفاهیم، مقاصد و پیام ها هستند، نوع به کارگیری آنها، بر محتوا و کیفیت پیام رسانی اثر می گذارد و این امر در برقراری ارتباط با مخاطبان، تأثیر زیادی دارد. بنابراین، بار معنایی الفاظ و نحوه ی انتشار خبر، در انتقال پیام نقش دارد. در این میان، استفاده از واژه های مؤدبانه و آمیخته با احترام به مخاطبان، مورد تأکید قرآن است و این موضوع، در جلب اعتماد مخاطبان و آمادگی روانی آنان برای دریافت پیام، اهمیت زیادی دارد؛ به گونه ای که در قرآن کریم، یکی از وظایف دانشمندان، جلوگیری از کاربرد گفتار زشت در جامعه معرفی شده است: «لَوْ لاَ یَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ وَ الْأَحْبَارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ وَ أَکْلِهِمُ السُّحْتَ؛از چه روی خداپرستان و دانشمندان، مردم را از گفتار زشت و حرام خواری باز نمی دارند»(مائده: 63).
از مفاد این آیه در می یابیم که وقتی صاحبان اندیشه و قلم، وظیفه دارند از گفتار زشت و گناه آلود دیگران جلوگیری کنند، پیش از دیگران، خود آنها باید از این شیوه بپرهیزند.
در آیه ای دیگر، به کارگیری الفاظ ناپسند حتی در برابر دشمنان، منع و حکمت آن نیز بیان شده است: «وَ لاَ تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ؛ شما مؤمنان، به آنان که غیرخدا را می خوانند دشنام ندهید تا مبادا آنها از روی ستیزه جویی ونادانی، خدای یگانه را دشنام گویند» (انعام: 108).
این آیه با بیانی لطیف و محتوایی ارزشمند، به مسلمانان دستور می دهد در برخورد با دشمنان، الفاظ بد و دشنام به کار نبرند؛ چرا که ممکن است واکنش دیگران در برابر چنین چیزی، توهین به مقدسات مسلمان باشد. به این ترتیب، استفاده از واژه های زیبا و مؤدبانه در گفتار، بسیار مهم است و در اخبار، تفاسیر خبری و تحلیل ها، به ویژه هنگام طرح دیدگاه های متفاوت، باید ادب و احترام نسبت به مخالفان رعایت شود.
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه نوشته است: «این آیه یکی از ادب های دینی را خاطرنشان می سازد که با رعایت آن، احترام مقدسات جامعه ی دینی محفوظ مانده، دستخوش اهانت و ناسزا یا تمسخر نمی شود؛ زیرا این معنا غریزه انسانی است که از حریم مقدسات خود دفاع کرده، با کسانی که به حریم مقدساتش تجاوز کنند به مقابله برخیزد و چه بسا شدت خشم، او را به فحش و ناسزا به مقدسات آنان وادار سازد».(19)

10. رعایت عفت و پرهیز از گسترش فساد
نقل حوادث و وقایع در قرآن، آن قدر با عفت و حیا در کلام درآمیخته است که این خصیصه را می توان از ویژگی های بارز و بی نظیر قرآن در نقل رویدادها دانست. نمونه ی جالب آن، در سوره ی یوسف است که به شرح ماجرای زن عزیز مصر و حضرت یوسف علیه السلام می پردازد. در این سوره، حوادث به گونه ای بیان شده که هیچ گونه منافاتی با عفت و حیا ندارد و کمترین بدآموزی را القا نمی کند. از این رو، ذهن و تخیل مخاطب، به جای درگیر شدن با تصورات پنداری یک ماجرای وسوسه انگیز، به سوی نتیجه و هدف ماجرا که سرانجام خوب نیکوکاری است، هدایت می شود. به تعبیر علامه طباطبایی رحمه الله «با اینکه قصه ی حضرت یوسف، قصه ای عاشقانه است، طوری بیان شده که ممکن نیست کسی چنین داستانی را عفیف تر و پوشیده تر از آن نقل کند».(20)
اهمیت چنین سبکی در بیان اخبار، در این است که اولاً مخاطب در همین نقطه حساس ماجرا، توجه می یابد که یوسف با یاد خدا و یادآوری عاقبت کار، جلوی خطای خود را گرفت، ثانیاً با شنیدن ماجرا، به فکر خود جهت الهی می دهد و وسوسه نمی شود. آیه این است: ‌«وَ غَلَّقَتِ الْأَبْوَابَ وَ قَالَتْ هَیْتَ لَکَ قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّی أَحْسَنَ مَثْوَایَ إِنَّهُ لاَ یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ‌؛ و (آن زن) درها را بست و گفت: بیا (به سوی آنچه برای تو مهیاست). یوسف گفت: پناه می برم به خدا، بهترین مقام نزد پروردگار من است، او ستمکاران را رستگار نمی کند»(یوسف: 23).

11. خودداری از تجسس و ورود به حریم خصوصی افراد
در قرآن کریم، تجسس در امور شخصی دیگران، منع شده است؛ زیرا ای کار امنیت و آرامش جامعه را بر هم می زند و به آبروی مردم لطمه وارد می کند: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لاَ تَجَسَّسُوا؛ ای ایمان آورندگان! از بسیاری گمان ها بپرهیزید؛ زیرا برخی گمان ها گناه است و در امور دیگران تجسس نکنید»(حجرات: 12).
در تفسیر المیزان آمده است: «و لا تجسسوا، به معنای پی گیری و تفحص از امور مردم است؛ اموری که آنان مایلند پنهان بماند و تو آنها را پی گیری می کنی تا خبردار شوی».(21)
در اینجا بحث، درباره ی تجسس برای اطلاع شخصی است؛ یعنی تجسس کننده برای اینکه خودش از امور شخصی دیگران باخبر شود، این کار را می کند؛ بنابراین، تجسس در امور شخصی افراد برای انتشار و اطلاع دادن به دیگران (در سطح وسیع که در رسانه ها وجود دارد)، با شدت و قبح افزون تری مردود خواهد بود.

12. منع از بدگویی درباره ی افراد
خداوند در قرآن، نه فقط تجسس در احوال شخصی افراد را جایز نمی داند، بلکه هرگونه بدگویی در غیاب افراد را که حضور ندارند تا از خود دفاع کنند، یا انتشار اخبار را که قبح بیشتری دارد، به شدت منع کرده است. این بحث در قرآن، با عنوان غیبت، یعنی بدگویی در غیاب دیگران، مطرح شده است. در آیه ای که تجسس در احوال شخصی افراد منع شده، منع بدگویی در غیاب افراد نیز بی درنگ آمده و با تمثیلی عجیب در ادامه آیه، زشتی این کار بیان شده است:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لاَ تَجَسَّسُوا وَ لاَ یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً أَ یُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتاً فَکَرِهْتُمُوهُ.(حجرات: 12)
ای کسانی که ایمان آورده اید! از بسیاری گمان ها بپرهیزید؛ چرا که بعضی از گمان ها گناه است؛ و هرگز در امور یکدیگر تجسس نکنید و هیچ یک از شما عیوب یکدیگر را در غیاب هم نگویید. آیا کسی از شما دوست می دارد که گوشت برادرش را در حالی که مرده است بخورد. پس آن را ناپسند شمرید.
در تفسیر المیزان، درباره ی آثار زیان بار اجتماعی غیبت و بدگویی از افراد در غیاب آنان، توضیحات روشنی آمده است و اشاره به این موضوع مهم دارد که ملاک غیبت و بدگویی در غیاب افراد، این است که اگر به وی بگویند درباره ی تو این حرف زده شده، ناراحت شود. در عین حال، مواردی استثنا شده که غیبت را جایز شمرده است، مانند بدگویی درباره ی گناه کسی که آشکارا مرتکب آن گناه می شود؛ یا بدگویی کسی در مقام تظلم، در حدی که به غیبت کننده ستم شده است، خارج از ملاک منع غیبت است. هرچند در خبررسانی که افشای ظلم یا خبر از گناه متجاهر به فسق و گناه در همان مورد خاص است، به نحو عمومی است، نیازمند تأمل بیشتر و بررسی دقیق تر است.
علامه طباطبایی رحمه الله ضمن توضیحات خود درباره ی منع بدگویی درباره ی دیگران در این آیه، به این نکته بسیار مهم اشاره کرده است که بدگویی درباره ی دیگران، نتیجه ی تشکیل جامعه را که همکاری، هماهنگی، برقراری ارتباط و تشریک مساعی با یکدیگر، و نیازی فطری است، ضایع می کند؛ چرا که در اثر شیوع بدگویی ها میان افراد جامعه، همه به یکدیگر بدبین می شوند. در این صورت، مردم به هم اعتماد ندارند تا مشارکت و هم فکری، و به یکدیگر کمک کنند. گسترش بی اعتمادی عمومی و کاهش علاقه افراد جامعه به یکدیگر که در اثر بدگویی اتفاق می افتد، اگر در قالب خبررسانی و در چارچوب فعالیت های رسانه ای (اعم از تصویری، صوتی، مکتوب و غیره) صورت گیرد، بی تردید آثار تخریبی بیشتری دارد و کمترین بی دقتی و تسامحی در آن، زیان هایی جبران ناپذیر به جامعه وارد می کند.

13. تحقیر نکردن و تمسخر نکردن دیگران
قرآن به منظور رعایت حرمت گذاری نسبت به یکدیگر و جلوگیری از اختلاف ها و بدبینی ها در جامعه ی اسلامی، پیروانش را از مسخره کردن یکدیگر و صدا زدن با القاب ناپسند، بازداشته است.
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَ یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَى أَنْ یَکُونُوا خَیْراً مِنْهُمْ وَ لاَ نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَى أَنْ یَکُنَّ خَیْراً مِنْهُنَّ وَ لاَ تَلْمِزُوا أَنْفُسَکُمْ وَ لاَ تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ.(حجرات: 11)
ای کسانی که ایمان آورده اید! نباید گروهی از مردان شما گروه دیگر را مسخره کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند و نه زنانی زنان دیگر را مسخره کنند، شاید آنان بهتر از اینان باشند و یکدیگر را موردطعن و عیب جویی قرار ندهید و با القاب زشت و ناپسند، یکدیگر را یاد نکنید.
نویسنده المیزان به نکته ظریفی درباره ی این آیه اشاره کرده و آن اینکه در آیه آمده است «القاب زشت خود را آشکار نکنید»، به جای اینکه بگوید «القاب زشت یکدیگر را آشکار نکنید». بیان آیه نشان می دهد که از نظر قرآن، جامعه ی اسلامی پیکره ای واحد است که هر کس به آن خسارتی وارد کند، گویا به خود خسارت زده است. این موضوع، به مسئولیت جمعی مسلمانان درباره ی یکدیگر اشاره می کند که تا کسی تصور نکند اگر به حریم دیگران تجاوز کند، خود از آسیب در امان می ماند. به این ترتیب، هرگونه کم توجهی به معیارهای اخلاقی و حرمت شکنی درجامعه، به همه زیان می رساند و به همین دلیل باید به لحاظ عوارض عمومی و فراگیر آن، از وقوع چنین اموری جلوگیری کرد.

14. خبررسانی به صورت مستند
مستند بودن خبر به معنای برخورداری از منابع معتبر، شناخته شده و موثق است. خبری که با این ویژگی و با تکیه بر منبع موثق انتشار یابد و به صورت مستند گزارش شود، پذیرش بیشتری نزد مخاطبان می یابد. در آیات قرآن کریم، به این ویژگی مهم توجه شده است. در برخی آیات، گاه خداوند تعالی، خبر را به خود نسبت می دهد و گاه به کتاب های پیرامون پیشین که باز هم به وحی الهی برمی گردد. ابتدا آیاتی که خداوند، خبر را به خود نسبت می دهد: «نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ؛ ما نیکوترین سرگذشت ها را برای تو بیان کردیم»(یوسف: آیه 3).
چنان که ملاحظه می شود در این آیه، خداوند تعالی با ضمیر نَحْنُ (ما) نقل خبر را به خود نسبت داده است، در حالی که آیه بدون وجود این ضمیر نیز مفهوم بود، ولی با آمدن این ضمیر، برمنبع خبر که ذات اقدس الهی است تأکید شده است.

15. تصویری کردن خبر
منشأ ادراکات آدمی، حواس پنجگانه ی اوست. اخبار به طور عمده از راه حس شنوایی (گوش) انتقال می یابد و به کمک حواس دیگر مانند حس باصره (چشم) بهتر درک، و تأیید می شود.
در آیه ای که به نقل گفت و گوی ابراهیم خلیل الله علیه السلام با خدای تعالی پرداخته، آمده است که ابراهیم از خدا درخواست کرد چگونگی زنده کردن مردگان را به وی نشان بدهد. به او وحی شد آیا ایمان نداری؟ ابراهیم پاسخ داد: ایمان دارم، اما می خواهم قلبم اطمینان پیدا کند.
وَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِی الْمَوْتَى قَالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قَالَ بَلَى وَ لکِنْ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِی قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّیْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَیْکَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى کُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ یَأْتِینَکَ سَعْیاً وَ اعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ‌.(بقره: 260) و (به خاطر بیاور) هنگامی را که ابراهیم گفت: «خدایا! به من نشان بده که مردگان را چگونه زنده می کنی؟» فرمود: «مگر ایمان نیاورده ای؟» عرض کرد: «ایمان آورده ام، اما می خواهم قلبم آرامش یابد.» فرمود: «در این صورت، چهار نوع پرنده را انتخاب کن و آنها را (پس از ذبح کردن) قطعه قطعه کن (و در هم بیامیز)؛ سپس بر هر کوهی، قسمتی از آن را قرار بده؛ بعد آنها را بخوان، به سرعت به سوی تو می آیند و بدان خداوند قادر و حکیم است.
از مفاد این آیه معلوم می شود که تصویری شدن خبر، به فهم بهتر و باور بیشتر مخاطب کمک می کند. زیرا طبق آیه، درخواست ابرهیم علیه السلام برای ایمان آوردن و باور داشتن نیست، بلکه برای اطمینان خاطر بیشتر و رفع تردید است.
نویسنده تفسیر المیزان در تحلیل این موضوع که چگونه تصویر، اطمینان خاطر می آورد و تردیدها را برطرف می کند، معتقد است هرچند آدمی به احکام کلی عقل واقف است، حس واهمه، از پذیرش آن سرباز می زند و نفس انسان را در مخالفت با حکم عقل برمی انگیزد و موجب دردسر و تردید می شود. در چنین شرایطی، تصویر، تردید و ابهامات برانگیخته، حس واهمه را از بین می برد و آرامش خاطر پدید می آورد.

16. وضوح در کلام
زبان همواره مهم ترین وسیله برای برقراری ارتباط انسان بوده است. از این رو، کلام فصیح و بلیغ که از وضوح و زیبایی برخوردار است و متناسب با فهم مخاطبان به کار می رود و منظور گوینده را به خوبی منتقل می کند، در برقراری ارتباط، اهمیت زیادی دارد. در قرآن آمده است که حضرت موسی علیه السلام هنگام ابلاغ پیام الهی، از خداوند خواست برادرش هارون را که زبانی فصیح تر از او داشت، برای ابلاغ پیام وحی با او همراه سازد.
«وَ أَخِی هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّی لِسَاناً فَأَرْسِلْهُ مَعِیَ رِدْءاً یُصَدِّقُنِی إِنِّی أَخَافُ أَنْ یُکَذِّبُونِ‌؛ و برادرم هارون زبانش از من فصیح تر است، او را همراه من بفرست تا یاور من باشد و مرا تصدیق کند؛ می ترسم مرا تکذیب کنند.»(قصص: 34)
از آیه فهمیده می شود که حضرت موسی، به این دلیل که فصاحت هارون در پذیرش مردم تأثیر داشت، این درخواست را کرده است؛ زیرا می گوید می ترسم در غیر این صورت گفتار مرا نپذیرند و تکذیب کنند.
در آیه بعد، خداوند فرموده است: ما با تأیید این خواسته موسی، او را تقویت کردیم: «قال سَنَشُدُّ عضُدَک باخیکَ؛ فرمود: به زودی به بازوان تو را به وسیله ی برادرت محکم می کنیم».(قصص: 35)
محکم کردن بازوی موسی به وسیله ی هارون، کنایه از تقویت موسی در امر ابلاغ پیام است. از این درخواست موسی، و تأیید و تأکید خداوند بر همراهی هارون و تقویت کار موسی، در می یابیم که زبان فصیح و گویا در کار خبررسانی، نقش مؤثر و مهمی دارد؛ چنان که موسی به هنگام رفتن برای دعوت و ابلاغ وحی، از خداوند، گشایش زبان و فصاحت کلام را درخواست می کند. در آیه هم آمده است که دلیل درخواست زبان گویا و کلام فصیح این است که مردم سخن او را بفهمند:
«قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی‌ وَ یَسِّرْ لِی أَمْرِی‌ وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِی‌ یَفْقَهُوا قَوْلِی‌؛ (موسی)گفت: پروردگارا سینه ام را گشاده کن و کارم را تسهیل فرما و گره از زبانم بگشای، تا سخنانم را بفهمند».(طه: 25-28)

17.گزیده گویی و دوری از حشو و زوائد
بررسی ابعاد خبر در قرآن، حاکی از این است که در خبررسانی قرآن، تأکید بر بخش های مهم و ارزشمند خبر است و قسمت های کم ارزش یا واضح در خبر، اهمیت کمتری دارد در سوره ی یوسف، یکی از هم زندانی های یوسف پس از آنکه مقرب دربار عزیز مصر شد، برای تعبیر خواب پادشاه، یوسف را که در زندان بود معرفی کرد و بی درنگ در آیه، بعد، از صحنه ای خبر داده شده که از یوسف درباره ی تعبیر خواب سؤال می شود: «وَ قَالَ الَّذِی نَجَا مِنْهُمَا وَ ادَّکَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ أَنَا أُنَبِّئُکُمْ بِتَأْوِیلِهِ فَأَرْسِلُونِ‌؛ و یکی از آن دو هم زندانی های یوسف که نجات یافته بود و بعد از مدتی به خاطرش آمد گفت: من شما را از تعبیر آن آگاه می کنم، پس مرا (به سراغ آن جوان زندانی) بفرستید».(یوسف: 45)
گویا برای مخاطب، روشن است که برای چنین امر مهمی، به سرعت یوسف را از زندان فرا می خوانند و برای همین، از بیان این بخش خبر صرف نظر شده است. نکته ی مهم، مذاکره با یوسف درباره ی تعبیر خواب است که در آیه بعد آمده است:
یُوسُفُ أَیُّهَا الصِّدِّیقُ أَفْتِنَا فِی سَبْعِ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ یَأْکُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَ سَبْعِ سُنْبُلاَتٍ خُضْرٍ وَ أُخَرَ یَابِسَاتٍ لَعَلِّی أَرْجِعُ إِلَى النَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَعْلَمُونَ‌. (یوسف :46) یوسف، ای مرد بسیار راستگو! درباره ی این خواب اظهارنظر کن که هفت گاو چاق را هفت گاو لاغر می خورند و هفت خوشه تر و هفت خوشه خشکیده؛ تا من به سوی مردم بازگردم، شاید از تعبیر خواب آگاه شوند.
این گزیده گویی در خبر، افزون بر اینکه در میان آیات دیده می شود، در ضمن یک آیه از قرآن نیز وجود دارد. برای مثال، در ادامه نقل ماجرای حضرت سلیمان و ملکه سبا، آمده است که حضرت سلیمان از اطرافیان خود پرسید: چه کسی می تواند تخت این ملکه را نزد من بیاورد؟ در آیه دیگر آمده کسی که علم کتاب نزد او بود گفت: من پیش از آنکه چشم برهم زنی (کنایه از سرعت در کار) آن را نزد تو می آورم. در این آیه دیگر مطرح نشده که سلیمان گفت تو بیاور و او هم تخت را آورد و مطالب دیگری از این دست، بلکه بدون ذکر موارد اضافی آمده است که سلیمان تخت را نزد خود دید و خدا را سپاس گفت:
«قَالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتَابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرّاً عِنْدَهُ قَالَ هذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّی؛ کسی که نزد او علمی از کتاب بود گفت: من آن را پیش از آنکه چشم بر هم زنی نزد تو می آورم. هنگامی که سلیمان تخت را نزد خود دید گفت: این از فضل پروردگار من است».(نمل: 40)

18. برجسته ساختن نکات مهم
برجسته سازی یا تأکید بر بخش های مهم خبر، توجه مخاطبان را به آن بخش ها، بیشتر جلب می کند. در قرآن کریم به این موضوع توجه شده و برخی مفاهیم در ضمن آیات، برجسته شده است.
در بخشی از سوره ی صافات که به توصیف ویژگی ها و اوصاف انبیای الهی اختصاص یافته، با استفاده از تکرار، برخی مطالب برجسته شده است. وصف پیامران، از حضرت نوح علیه السلام آغاز گردیده و با دیگر انبیا ادامه یافته است:
«سَلاَمٌ عَلَى نُوحٍ فِی الْعَالَمِینَ‌، إِنَّا کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ‌، إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِینَ؛ سلام بر نوح در میان جهانیان. ما این گونه که نیکوکاران را پاداش می دهیم، چرا که او از بندگان با ایمان ما بود».(صافات: 79-81)
پس از حضرت نوح، به حضرت ابراهیم علیه السلام اشاره شده و آمده که وی از پیروان حضرت نوح بوده است. در آیات بعد، موقعیت زمان حضرت ابراهیم و اتفاقات دوران وی مطرح شده و پس از 28 آیه، در همین سوره، دوباره آیاتی که درباره ی حضرت نوح آمده بود، برای حضرت ابراهیم تکرار شده و در عین سه مطلب، اینجا بازگو شده است؛ یکی سلام بر پیامبر، دوم جزا دادن به افراد نیکوکار، و سوم اینکه وی از بندگان مؤمن بوده است.
«سَلاَمٌ عَلَى إِبْرَاهِیمَ‌، کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ، ِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِینَ‌؛ سلام بر ابراهیم. این گونه نیکوکاران را پاداش می دهیم، او از بندگان با ایمان ما است».(صافات: 109-111)
در ادامه، درباره ی دیگر پیامبران الهی توضیحاتی آمده است؛ تا آنکه سخن به موسی و برادرش هارون می رسد. باز هم به همان ترتیب، ضمن بیان اخبارآنان، عین همان چند جمله تکرار و برجسته شده اند:
«سَلاَمٌ عَلَى مُوسَى وَ هَارُونَ‌، إِنَّا کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ، ‌فإِنَّهُمَا مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِینَ‌؛ سلام بر موسی و هارون. ما این گونه نیکوکاران را پاداش می دهیم، آن دو از بندگان مؤمن ما بودند».(صافات: 120-122)
این برجسته سازی تا آخر سوره ادامه می یابد و سرانجام آنچه با تکرار و برجسته سازی درباره ی هر یک از پیامبران آمده بود، به صورت جمع در آخر نیز آورده شده است و سوره صافات این گونه خاتمه می یابد:
«وَ سَلاَمٌ عَلَى الْمُرْسَلِینَ‌، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ‌؛ و سلام بر رسولان. حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است».(صافات: 181 و 182)

19. جلب توجه مخاطبان و ایجاد جذابیت در خبر
اگر گزارش خبر به گونه ای صورت گیرد که توجه مخاطبان را جلب کند، اطلاع گیری برای آنان، جذاب می گردد و تحریک می شوند و برای دریافت خبر انگیزه ی بیشتری پیدا می کنند؛ چنان که سرتاسر قرآن کریم از زیبایی های لفظی و کلامی آهنگی موزون و جذاب، آکنده است. با این حال، در برخی آیات قرآن به جلب نظر مخاطبان توجه ویژه شده و با روش های مختلفی این کار سبب جلب توجه مخاطب، پیش از بیان خبرمی شود. برای مثال در برخی آیات، پیش از بیان خبر، عبارت «هلْ اتاکَ؛ آیا به تو رسیده است؟ (آیا شنیده ای؟)» آمده است. جالب اینکه در شش آیه قرآن، این کلمه در ابتدای آیات آمده و در تمامی شش مورد بعد از آن، خبری بیان شده است. برای مثال در سوره ی «طه»، از ابتدا تا هشت آیه، سخن از توحید و صفات الهی است. از آیه ی نهم، اخبار و وقایع زمان حضرت موسی علیه السلام بیان شده و پیش از آغاز بیان این اخبار، پرسش مذکور مطرح شده است:
«وَ هَلْ اَتیکَ حدیث موسی؛ و آیا حکایت موسی به تو رسیده است؟»(طه:9)
در چند آیه از سوره ی «ص» نیز، که از ماجرای دو نفر خبر داده می شود که برای حَکَم قرار دادن حضرت داوود علیه السلام نزد وی می روند، باز هم خبر با پرسش آغاز شده است: «وَ هَلْ اَتیکَ نَبَؤُا الخَصْمِ إذْ تَسَوَّؤاْ المِحْرابَ؛ و آیا خبر شاکیانی که از دیوار محراب بالا رفتند، به تو رسیده است؟»(ص: 21)
در این آیه، کلمه ای که بعد از «هل اتیکَ» آمده «نَبأْ» است که معادل خبر است بدون طرح پرسش نیز ممکن بود این خبر آورده شود، ولی این شیوه ی ورود به اعلام خبر و آغاز آن، با پرسش، سبب افزایش توجه مخاطب و تقویت انگیزه برای اطلاع از مفاد خبر می شود.

20. توجه به موقعیت مخاطب و استفاده از کلام مناسب
توجه به موقعیت مخاطب و انتخاب کلام مناسب در گفتار، تأثیر بسیار زیادی در برقراری ارتباط با مخاطب و انتقال معنا به وی دارد.
قرآن کریم به این امور توجه دارد و در اخبار مهم، به شیوه ای خاص، ابهام زدایی کرده و محتوای پیام را برای مخاطب، قابل پذیرش ساخته است. در آیه اعلام وجوب روزه برای مسلمانان، با ملاحظه ی اینکه به هر حال روزه داری در آغاز برای آنان تکلیفی دشوار بوده و خودداری از خوردن و آشامیدن نیز از اموری است که طبع اولیه انسان به آن گرایش ندارد، بیان این خبر با سبکی خاص صورت گرفته است؛ اولاً چینش کلمات مناسب اعلام چنین خبری است: ثانیاً توضیحات بیان شده، مخاطب را به گونه ای با خبر آشنا می کند که موجب علاقه مندی و پذیرش می شود:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ‌، أَیَّاماً مَعْدُودَاتٍ فَمَنْ کَانَ مِنْکُمْ مَرِیضاً أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ وَ عَلَى الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَةٌ طَعَامُ مِسْکِینٍ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَیْراً فَهُوَ خَیْرٌ لَهُ وَ أَنْ تَصُومُوا خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ‌، شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَ بَیِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَ الْفُرْقَانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَ مَنْ کَانَ مَرِیضاً أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَ لاَ یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ.(بقره: 183-185)
ای اهل ایمان! روزه بر شما مقرر شد چنان که بر امت های گذشته مقرر شده بود، باشد که پرهیزکار شوید. روزهای برشمرده را [روزه بدارید] و هر که از شما بیمار یا در سفر باشد، چند روزی از روزهای دیگر [روزه بگیرد]، و بر کسانی که روزه طاقت فرساست در عوضِ [هر روز]، تهی دستی را طعام دهند، و هر که با میل، کار خیری کند آن برایش بهتر است، و روزه گرفتن برای شما بهتر است، اگر می دانستید. ماه رمضان، ماهی است که قرآن به عنوان راهنمای مردم و حجت های روشنگر و فارق میان حق و باطل در آن نازل شده است؛ پس هر که از شما این ماه را دریافت [و در سفر نبود] روزه بگیرد و هر که بیمار یا در سفر بود، به همان تعداد در روزهای دیگر [قضا کند]. خدا برای شما آسانی می خواهد و سختی نمی خواهد.
در این آیات، برای ایجاد زمینه ی پذیرش در مخاطب، نکاتی هست که به آنها اشاره می شود:
1. ابتدای آیه به دسته بندی مخاطب پرداخته و خبر وجوب روزه را خطاب به مؤمنان مطرح ساخته است. مخاطب قرار دادن مؤمنان، تعیین نقش و توجه به آنها و تذکر این نکته است که بدون ایمان، تکلیف کردن معنا ندارد.
2. کلمه ی «نوشته شده» به کار رفته است، نه کلمه ی «واجب شده» که دارای لطافت خاصی در بیان آیه است.
3. اشاره به این موضوع که روزه گرفتن بر پشتیبان نیز لازم بوده است، احساس تعهد و سختی پذیرش کار دشوار را کاهش می دهد.
4. به این موضوع اشاره شده که روزه برای مدت تعیین شده و محدودی، لازم است.
5. گفته شده که اگر کسی مریض یا در سفر بود، روزه گرفتن بر او لازم نیست و می تواند در وقت دیگری روزه بگیرد.
6. اشاره شده که اگر کسی اساساً توان روزه گرفتن ندارد، به جای آن به تهی دستان کمک کند.
7. وعده داده شده است که روزه گرفتن برای شما فایده دارد.
8. ضمن بیان اهمیت ماه رمضان که باید در آن روزه گرفت، گفته شده که قرآن، به عنوان راهنمای انسان و ملاک تمیز حق از باطل، در این ماه نازل شده است.
9. در پایان، نکته ی مهم دیگری مطرح شده است که این مطالب را تکمیل می کند و تأثیر زیادی در پذیرش مخاطب دارد و آن اینکه خداوند برای شما آسانی را می خواهد نه سختی.

جمع بندی و نتیجه گیری
رویکرد قرآن در موضع خبر و خبررسانی، بر محورهای زیر استوار است:
-صداقت و واقع گویی با رعایت مصالح عمومی و امنیت اجتماعی؛
-اصلاح گری، آموزش دهی و پرهیز از بدآموزی؛
-افشای اخبار دروغ و مغرضانه؛
-استفاده از الفاظ محترمانه و پرهیز از تحقیر و تمسخر دیگران؛
-خودداری از تجسس در حریم خصوصی افراد
-کسب اعتماد مخاطبان؛
-رعایت اصول امنیتی.
این جهت گیری ها در پخش خبر از منظر قرآن، از دیدگاهی جامع درباره ی این مقوله حکایت می کند که در بطن آن، نگاه قرآن به انسان دارد. به همین دلیل، چنان که در دیگر موارد تجویزی، حرمت گذاری به انسان و توجه به مسیر کمال وی مورد نظر است، در اینجا نیز همین ملاحظه وجود دارد. از همین رو، پی آمدهای خبر و تأثیر آن بر مخاطبان، مهم دانسته شده است. در اینجا، خبررسان فقط مسئول رساندن خبر به مخاطبان برای تأمین حس کنجکاوی و رضایت آنها نیست، بلکه در قبال آثار خبر بر مخاطبان نیز مسئولیت دارد. این در حالی است که اطلاع رسانی به مخاطب و کسب رضایت او، که برای علم ارتباطات اهمیت زیادی دارد، از نظر قرآن جزئی از هدف خبررسانی است. به طور کلی می توان گفت خبر و خبررسانی از دیدگاه علم ارتباطات قواعد و ضوابط ثابتی ندارد و بر اصول و منطق روشنی جز نیاز و خواست مخاطبان استوار نیست. به همین دلیل، به آسانی می توان جهت آن را متناسب با مذاق مردم، صاحبان رسانه و مدیران خبر تغییر داد.
به این ترتیب، تفاوت مهم دیدگاه قرآن کریم با علم ارتباطات، درباره ی خبررسانی در این است که قرآن بر معیارها و اصولی ارزشمندانه در جهت تأمین نیاز و مصالح مخاطب تکیه دارد. در حالی که در علم ارتباطات، خبر، وضعیتی ناپایدار دارد و تغییر جهت در آن به آسانی توجیه می شود. این تفاوت آنجا به خوبی آشکار می گردد که خبر از دید رسانه های جمعی غرب، به عنوان سرگرمی مطرح می شود، در حالی که از دیدگاه قرآن، خبر، هویتی تعریف شده دارد و به جهت اهمیت آن در جامعه نباید با دیگر کارکردهای رسانه ای مانند سرگرمی مقایسه شود. از دیدگاه قرآن، جنبه ی اصلاح گری، سازندگی و آموزندگی خبر بسیار مهم است، ولی در خبر رسانی رایج، این گونه امور جزو اهداف و اولویت های خبر به شمار نمی آیند. نویسندگان کتاب عصر تبلیغات گفته اند که نمایش خبر شهری سیل زاده، به علت سرگرم کنندگی آن، به مراتب مهم تر از نمایش خبر ساختن سدّی است که مانع سیل می شود. هیجان آور بودن خبر، به دلیل جذب مخاطب برای این رسانه ها عنصری کلیدی است؛ هرچند این هیجان، کاذب یا برای مخاطبان زیان آور باشد؛ یعنی ملاک، صلاحدید جامعه نیست، بلکه خوشامد جامعه است. مثال های فراوانی برای تبیین اولویت های خبر و ارزش های خبری از این دست وجود دارد که صاحب نظران علم ارتباطات به آنها اشاره کرده اند. هرچند آنان پس از بیان این مسائل، به توجیه موضوع می پردازند یا اعلام می کنند که فعلاً راهی برای برون رفت از این وضعیت وجود ندارد. این نویسندگان نوشته اند: گزارشگر اخبار، تحت فشارهای متعددی قرار دارد. گزارش ها باید تا وقت موعود تهیه شود، اطلاعات مورد نیاز ممکن است موجود نباشد، عقاید تبلیغات گران و گروه های سیاسی باید در نظر گرفته شود، در آن روز ویژه ممکن است خبر زیاد یا کم باشد و در پخش موضوع باید تعادل رعایت بشود. با تمام دشواری هایی که این گونه فشارها ایجاد می کند، روزنامه نگار با یک فشار دیگر نیز روبه روست که شاید معاش وی بدان بسته باشد: توان گزارش خبری در جلب و حفظ توجه بینندگان. همه برنامه های تلویزیونی، از جمله اخبار شب، باید بکوشند تا میزان محبوبیت و شمار بینندگان خود را بالا ببرند. بنابر نتایج پژوهشی که در آن، دلایل تماشای اخبار بررسی شده است، بیشتر بینندگان مایلند سرگرم و مشغول باشند؛ به دست آوردن اطلاعات، تنها یک انگیزه ی ثانوی برای تماشای اخبار است. چنان که مدیر بنگاه خبری بریتانیا (B.B.C) اظهار داشته است، اخبار تلویزیونی نوعی سرگرمی است.
خلاصه اینکه ارزش های خبری (22) که کم و بیش معیارهای گزینش و انتشار خبر در خبررسانی توسط وسائل ارتباط جمعی هستند، به گونه ای تعریف و تبیین شده اند که خبرنگار و مدیرخبری را لزوماً به سوی تهیه اخبار سازنده و آموزنده هدایت نمی کند. توجه به هفت ارزش خبری معروف و شناخته شده که صاحب نظران حوزه ی خبر و خبرنگاران با آن آشنایند و در عمل، مبنای گزینش، ترجیح و انتشار خبر هستند، به خوبی این موضوع را روشن می کند. آنها عبارتند از: دربرگیری، شهرت، برخورد و درگیری، استثنا و شگفتی، بزرگی و فراوانی، مجاورت و تازگی. کافی است به این معیارها، الزام خبرنگاران و مدیران خبر به رعایت مصالح صاحبان سرمایه و سیاست مداران را نیز بیفزاییم. آنگاه در می یابیم که جریان غالب حاکم بر خبررسانی رسانه های جمعی در جهان امروز، در یک سطح، جذب مخاطبان و در سطح بالاتر، القای نظرها و تحقق اهداف پنهان صاحبان رسانه ها و سیاستمداران است.
رویکرد قرآن در ارزش های خبری، ضمن در نظر داشتن جلب توجه مخاطب، با ایجاد سرگرمی و هیجان صرف و یا تأمین مصالح حاکمان و صاحبان قدرت و سرمایه، تناسبی ندارد؛ بلکه رویکرد اساسی، رساندن اطلاعات مفید و مورد نیاز به جامعه با حفظ صداقت، و ترجیح منافع و مصالح مردم است.
فهرست منابع :
* قرآن کریم
1. بدیعی، نعیم و حسین قندی، روزنامه نگاری نوین، تهران، انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی، 1380.
2. پراتکانیس، آنتونی و آرنُسون، الیوت، عصر تبلیغات، ترجمه دکتر کاووس سیدامامی و محمدصادق عباسی، تهران، انتشارات سروش، 1380.
3. جوادی آملی، عبدالله، قرآن حکیم از منظر امام رضا علیه السلام، دفتر انتشارات اسلامی،1382.
4. خالدبیگ، پروتکل خبری به سوی چارچوبی اسلامی، 2001،
www.albalagh.net/cgi-bin/search
5. شکرخواه، یونس، خبر، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها، 1378.
6. طباطبایی، محمدحسین، تفسیر المیزان، نرم افزار نورالانوار، قم، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، 1371.

پی‌نوشت‌ها:

1. رئیس مرکز تحقیقات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران.
2. نک: خالد بیگ، «پروتکل خبری به سوی چارچوبی اسلامی»: ww.alblagh.net/cgi-bin/search
3. محمدحسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ج5، ص 555.
4. عبدالله جوادی آملی، قرآن حکیم از منظر امام رضا7، ص 28.
5. نعیم بدیعی و حسین قندی، روزنامه نگاری نوین، ص 20.
6. همان، ص 55.
7. نک: روزنامه نگاری نوین، ص 20.
8. Impact.
9. Fame/Prominece.
10. Conflict.
11. Oddity
12. Magnitude.
13. Proximity.
14. Timelyness.
15. نک: یونس شکرخواه، خبر، ص 12.
16. ترجمه المیزان، ج3، ص 404.
17. همان، ج15، ص 293.
18. ترجمه المیزان، ج5، ص 29.
19. همان، ج7، ص 435.
20. همان، ج11، ص 103.
21. همان، ج18، ص 484.
22. news values
منبع مقاله :
جمعی از نویسندگان؛ (1390)، مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی «دین و رسانه» «رسانه دینی، دین رسانه ای»، قم: مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، چاپ اول

مطالب مشابه