امام مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در آثار شخصيت هاى اسلامى (1)

امام مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در آثار شخصيت هاى اسلامى (1)

نويسنده: سيّدعبّاس ميرى
علماي اسلام، افزون بر انجام وظيفه خطير بيانِ احكام شرعى، به مسائل مهم معارف اسلامي و اعتقادي و شبهاتى، كه از سوي نحله هاي گوناگون افكنده مي شده، غافل نبوده اند.
تولد مهدى،حيات، غيبت، حكمت غيبت و… از سوي بزرگان اسلام، چه شيعه و چه سنّى، مورد بحث و بررسي بوده است.
در اين باره، آثار فراواني پديد آمده و كمتر عالم اسلامي را مي توان يابيد كه در اين باب قلم نزده باشد و يا سخني نگفته باشد.
منظور ما در اين نوشتار، نگاشتن كتابنامه، به سبك معمول نيست. كه كار انجام شده (كتابنامه امام مهدي و در جستجوي قائم) بلكه بر آنيم، ابتداء به معرفي برخي شخصيتهايي كه در باره مهدي كتاب، يا رساله نگاشته اند بپردازيم و آن گاه سيري در كتاب، يا رساله مورد نظر داشته باشيم: در باب موضوعاتي كه به آنها پرداخته شده و چگونگي پرداخت.
كمال الدين و تمام النعمه.
نوشته: ابي جعفر محمدبن علي بن الحسين بن بابويه قمى،.
معروف به شيخ صدوق.
مصحح: علي اكبر غفارى.
ناشر: مؤسسه نشر اسلامى، وابسته به جامعه مدرسين، قم.
شماره صفحه ها: 668. ابن بابويه، در قم، چشم به جهان گشود. در نزد فقهاي بزرگ و محدثان نامداري چون: علي بن بابويه (پدر خود) محمدبن حسن بن وليد، احمد بن علي بن ابراهيم هاشم قمى، احمد بن محمد بن يحيي عطار اشعري قمى، حسن بن ادريس قمى، حمزه بن محمد علوي و… دانش فقه و حديث را فرا گرفت‏(1).
روح جست و جو گرش آرام نگرفت و براي بهره گيري از محضر عالمان ديگر اسلامى، به سير و سياحت پرداخت:.
در سال 347 ه. ق به ري رفت و در آن جا به محضر ابوالحسن محمدبن احمد بن علي اسدى، راه يافت و از وي حديث شنيد.
در سال 352 ه. ق. به نيشابور رفت و از علماي آن جا، استفاده برد.
آن گاه به مشهد، كوفه، بغداد، همدان، بلخ، سرخس، ايلاق و مكه مكرمه رفت و از متخصصان فن حديث، حديث آموخت‏(2).
شيخ عبدالرحيم رباني شيرازى، در مقدمه معاني الاخبار، تا دويست و پنجاه و دو تن، از بزرگان را كه شيخ صدوق، از آنان استفاده كرده، ياد مي كند.
شيخ صدوق، با كوشش فراوان، در راه كسب و دانش، به مقامهاي عالي علمي دست يافت و در رشته حديث، به جايي رسيد كه (رئيس المحدثين) نام گرفت. (3).
شيخ طوسي درباره شخصيت والاي ايشان مي نويسد:.
(ابو جعفر محمدبن علي بن حسين بن موسي بن بابويه قمى، دانشمند جليل القدر، بزرگوار، حافظ احاديث صاحب نظر در رجال و ناقد اخبار بوده است. در ميان دانشمندان قم، در حفظ و كثرت علم، كسي مانند وى، ديده نشده است. وى، نزديك به سيصد كتاب، داشته است.)(4).
از جمله آثار وى، كمال الدين و تمام النعمه است كه گويا، پس از بازگشت از سفر مشهد، در سال 252 ه. ق.نگاشته است و انگيزه خود را از نگاشتن آن، چنين اعلام مي دارد:.
(آنچه مرا واداشت كه به نگارش اين كتاب بپردازم چنين بود: از زيارت حضرت امام رضا، صلوات اللّه عليه، به نيشابور برگشتم . ديدم. شيعيان آن جا درباره قائم(عج) مسأله دار شده اند. سعي كردم، آنان را با بيان رواياتي كه از پيامبر(ص) و ائمه(ع) رسيده به راه درست، رهنمون گردم. در اين روزگار، بزرگي از مشايخ فضل و دانش و تقوا، از اهالي قم، به نام: نجم الدين ابو سعيد محمدبن احمد بن علي بن صلت قمى، ادام اللّه توفيقه، در بازگشت از سفر بخارا، بر ما وارد شد. روزي درباره آراء و باورهاي برخي از فلاسفه و علماي منطق بخارا گفت: از آنان درباره حضرت قائم(عج) سخناني شنيدم كه مرا در مورد غيبت طولاني حضرت، دچار حيرت و ترديد كرده است. من مطالبي در اثبات وجود حضرت مهدى(عج) براي زدودن ترديد از او بيان كردم و رواياتي درباره غيبت، بر او خواندم، حيرت او بر طرف شد و دلش آرام گرفت. از من خواست، كتابي درباره غيبت حضرت مهدى(عج) بنويسم پذيرفتم و به او وعده دادم كه ان شاء اللّه وقتي به وطن خود (رى) برگشتم آن را عملي خواهم ساخت. تا اين كه شبي در خواب ديدم خانه كعبه را طواف مي كنم و به حجرالاسود رسيدم و آن را استلام كردم ناگاه ديدم، مولي صاحب الزمان(ع)، پهلوي در كعبه ايستاده است. سلام كردم . حضرت جواب دادند.
فرمود: چرا كتابي راجع به (غيبت) نمي نويسى، تا ناراحتي ات برطرف شود.
عرض كردم: يابن رسول اللّه(ص) من كتابها درباره غيبت شما نوشته ام.
حضرت فرمود: نه ، آن موضوعات را نمي گويم، كتابي راجع به غيبت من بنويس و غيبتهاي پيامبران را در آن نقل كن. سپس از نظرم غايب شد. من با اضطراب از خواب بيدار شدم و تا طلوع فجر، به گريه و زاري پرداختم، چون صبح شد، به منظور انجام امر ولي اللّه و حجت خدا، آغاز به نوشتن اين كتاب كردم.)(5).
اين اثر نفيس، در دو نوبت به گونه سنگي در ايران و يك نوبت به گونه حروفي در نجف و يك مرتبه با ترجمه چاپ شده است ولى، اين چاپها، افتادگى، تحريف و اشتباه فراوان دارد.
از اين روى، آقاي علي اكبر غفّارى، به تصحيح آن پرداخته و مؤسسه نشر اسلامى، به گونه زيبا و مطلوب، آن را چاپ و نشر داده است.
در تصحيح و مقابله اين كتاب، بر هفت نسخه خطي اعتماد شده، از جمله:.
1. نسخه كتابخانه شخصي آيت اللّه ربّاني شيرازى.
2. نسخه كتابخانه شخصي محدث ارموي به خط نستعليق، همراه علل الشرايع.
3. نسخه حاج باقر ترقّى.
4. نسخه كتابخانه ميرزا حسن مصطفوي تبريز.
5. سه نسخه ديگر، از كتابخانه آيت اللّه مرعشى.
كتاب، پس از خطبه و مقدمه طولانى، كه بخش عظيمي از كتاب را در بر گرفته، آغاز مي شود. در مقدمه، مباحث كلامي سودمندي به رشته تحرير در آمده كه مصحح محترم بحثهاي مطرح شده را تفكيك كرده و با عناوين زير، آورده است:.
الخليفه، قبل الخليفه.
وجوب طاعة الخليفه.
ليس لاحدان يختار الخليفه الاّ اللّه عزوجل.
وجوب وحدة الخليفه في كل عصر.
لزوم وجود الخليفه.
وجوب عصمة الامام.
السر في امره تعالي الملائكة بالسجود لادم عليه السلام.
وجوب معرفة المهدى(عج) فرجه.
اثبات الغيبة والحكمة فيها.
آن گاه به پاسخ از شبهات مي پردازد و ديدگاههاي گروههاي گوناگون، چون: كيسانيه، ناووسيّه، واقفيه و زيديه را در باب غيبت امام عصر(ع) به بوته نقد و بررسي مي نهد و خرده گيريهاي ابن بشّار و پاسخ ابن قُبه رازي و… را مي آورد.
بر وجود امام غايب و اين كه از عترت است و ظهور مي كند و زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد، دلايل محكم، متين و منطقي اقامه مي كند.
پس از اين، گزارشي دارد خواندني از مناظره اي كه بين او و يكي از ملحدان، در حضور ركن الدوله امير سعيد، انجام گرفته است.
در نقض و ابرام مسائل كلامي كه از سوي مخالفان مطرح شده، كلام را به اوج مي رساند و مباحث جالبي را عرضه مي دارد(6) كتاب، در 57 باب تنظيم شده كه مطالب مهم آن، بدين شرح است:.
1. انبيا و حجتهاي الهي كه مدتي از ديدگان پنهان بوده اند: ادريس، نوح، صالح، ابراهيم، يوسف، موسى، عيسي و…
2. كساني كه داراي عمر طولاني بوده اند.
3. نياز بشر به امام.
4. سخنان پيشوايان دين درباره غيبت.
5. كساني كه به محضر حضرت مشرف شده اند.
6. اخبار و رواياتي كه بيانگر نشانه هاي ظهورند.
7. توقيعات صادر شده از ناحيه مقدسه.
و…
گرچه در اين اثر از همه گونه احاديث: صحيح، ضعيف، حسن و مردود استفاده شده، ولي شيخ صدوق در اثبات غيبت و ظهور و ديگر مطالب حسّاس، سعي مي كند براحايث صحيح اعتماد كند.
كتاب، دائرة المعارف روايي است با دسته بندي بسيار جالب در باب موضوعات مربوط به امام عصر(ع).
الارشاد في معرفة حجج الله علي العباد.
نوشته: محمد بن محمدبن نعمان عكبرى، معروف به شيخ مفيد.
تحقيق: مؤسسه آل البيت لاحياء التراث، قم.
ناشر: كنگره هزاره شيخ مفيد.
شمار صفحه ها: ج‏363:1،ج‏2: 652.
شيخ مفيد از بزرگان فقهاي شيعه در سده هاي چهارم و پنجم هجري است.(7) وى، در سال 336 ه . ق. در روستايي به نام عُكبرا ديده به جهان گشود. پدرش از مردم بصره و مدتي در شهر واسط، معلم بوده و سپس به عُكبرا آمده و در همان جا ساكن شده است.
پدر، او را به بغداد مي برد، تا به كسب دانش پردازد. او، پس از مدتي به محضر بزرگاني چون: شيخ صدوق، محمد بن جنيد اسكافى، ابو علي صولى، ابوغالب رازى، ابن قولويه قمي و(8)… راه مي يابد و از آنان بهره مي گيرد با استعداد و هوش فوق العاده اي كه داشته، خيلي زود به مقامهاي عالي علمي نائل مي آيد.
در كرخ بغداد، كرسي درسي پايه گذاري كرد و شاگرداني چون: سيد مرتضي علم الهدى، سيد رضى، نجاشى، شيخ طوسى، ابن حمزه، و… را پرورش داد(9) كه بعدها هر يك، از ناموران بزرگ جهان اسلام شدند و مايه فخر تشيّع.
يافعي درباره شخصيت علمي وي مي نويسد:.
(او، عالم شيعه و صاحب نوشته هاي بسيار و شيخ و پيشواي آنان است. به ابن معلم و مفيد معروف بود.
در كلام، فقه و جدل، بسيار زبردست بود و با پيروان همه مذاهب، با جلالت و عظمت، مناظره مي كرد.)(10).
شيخ مفيد، در سال 413 ه. ق. در بغداد، ديده از جهان فروبست. تشييع با شكوهي از جنازه وي انجام شد و در ميدان اُشنان، مردم ، به امامت شاگرد برجسته اش، سيد مرتضى، بر او نماز گزاردند و در منزلش، دفن گرديد و پس از چند سال، به قبرستان قريش انتقال يافت و در جوار ابو جعفر(ع) دفن گرديد(11).
از وى، آثار ارزشمندي به جاي مانده كه نجاشي هفتاد و هشت اثر نام مي برد. شمار زيادي از آثار شيخ، در باب معارف اسلامي و امامت است‏(12) از جمله نوشته هاي ارزشمند وى، كتاب الارشاد في معرفة حجج اللّه علي العباد است.
اين اثر، مجموعه بسيار گرانبهايي است كه به زندگاني امامان شيعه، از ابعاد گوناگون پرداخته شده است.
اين اثر در دو جزء تنظيم شده: جزء اول به حيات امام على(ع) اختصاص دارد و جزء دوّم به زندگاني ديگر ائمه(ع).
و بخش پايان كتاب (از صفحه 339 تا آخر) ويژه امام مهدى(عج) است.
در اين بخش، پس از بيان نام، كنيه و ولادت حضرت مهدى، به دلائل عقلي بر وجود امام معصوم اشاره مي شود، سپس سخنان پيامبر(ص) درباره غيبت و قيام حضرت كه از سوي شيعه و سنى، پذيرفته شده اند و احاديث امامان معصوم(ع) آورده مي شود. آن گاه نويسنده محترم، با بهره گيري از آيات قرآن و روايات پيشوايان دين، ويژگيهاي حضرت مهدى(عج)را بر مي شمرد و از بشارت پيامبر(ص) به ظهور حضرت در آخر الزمان ياد مي كند.
مطالب اساسي اين بخش از كتاب، به شرح زير مي پردازد:.
ادله عقلي و نقلي بر امامت امام عصر(عج).
رواياتي كه درباره حضرت مهدى(عج) رسيده است.
اشخاصي كه به فيض ملاقات و زيارت حضرت نائل آمده اند.
برخي كرامات و معجزات حضرت در عصر غيبت.
نشانهاي ظهور و حوادثي كه پيش از ظهور حضرت، رخ خواهد داد.
سال، روز و محل قيام.
چگونگي گردآوري سپاه و مأموريت آنان.
مسير حركت.
مدت امامت و حكومت.
جرياناتي كه در آن روزگار رخ مي دهد.
وضعيت زمين و مردم در آن عصر.
ويژگيهاي جمال، شمايل، شيوه رفتار سيره اخلاقي و عملي حضرت مهدى(عج) به گونه بسيار محققانه، براساس منابع متقن و ديدگاههاي مستدل عقلي و نقلى.
الفصول العشره في الغيبه.
نوشته: شيخ مفيد.
تحقيق: فارس حسون.
ناشر: كنگره هزاره شيخ مفيد.
شماره صفحه ها: 103.
شيخ مفيد در آغاز اين رساله اشاره مي كند:.
(در ديگر نوشته هاي خود، به مسائلي چون: وجوب امامت، عصمت امام، ويژگيهاي امام، دلائل امامت ائمه معصومين(ع) نقد ادعاي مخالفان، فلسفه غيبت و… پرداخته ام. در اين نوشته، به ده پرسش درباره مهدى، پاسخ مي دهم.).
شيخ در مورد اهميت و جايگاه اين رساله مي نويسد:.
(در اين اثر، آنچه تمامي خردمندان بدان نياز دارند، آورده شده و به گونه ساده، در دسترس همگان قرار گرفته است.).
شيخ بر اين نظراست كه اگر كسي از محتواي اين رساله، آگاهي يابد، از نوشته هاي ديگر وى، در اين باره، بي نياز خواهد بود.
پرسشهاي دهگانه:.
1. آيا امام حسن عسكرى(ع) فرزندي به نام مهدي داشته است آيا اين را فقط شيعه باور دارد، يا غير شيعيان نيز، بدان اعتراف دارند.
2. تكذيب وجود فرزند براي امام عسكرى(ع)، از سوي جعفربن علي (عموي امام زمان).
3. امام حسن عسكري اگر فرزندي به نام مهدي داشت، چطور در وصيت خود، از او نام نبرده و به مادرش وصيت كرده است.
4. دليل بر ولادت مخفيانه و غيبت آن حضرت چيست.
5. غيبت طولانى، خلاف عادت، پذيرفته نيست. چگونه مي تواند فردي كه در زمانهاي دور، چشم به جهان گشوده، تا اين زمان، (411 ه .ق) زنده باشد.
6. غيبت طولانى، با دست نيابيدن و مشخص نبودن محل سكونت وى، چگونه ممكن است.
7. بر فرض صحت غيبت، در صورت اجرا نكردن حدود، بيان نكردن احكام، هدايت نكردن گمراهان، اقامه نكردن امر بمعروف و نهي از منكر و… چه نفعي خواهد داشت.
8. به هر دليلي كه شيعه اماميه ادعاهاي فطحيه، كيسانيه، ناووسيه و اسماعيليه را در باب غيبت باطل مي شمارد، به همان دليل ادعاي شيعه اماميه نيز، در غيبت حضرت مهدي باطل است.
9. شيعه اماميه بر اين باور است كه خداوند غيبت آن حضرت را لازم دانسته و خداوند چيزي را اراده نمي كند، مگر آن كه داراي مصلحت باشد. از سوي ديگر شيعه اماميه معتقد است كه در مشاهده آن حضرت و اخذ معارف دين از وى، مصلحت كامل بندگان وجود دارد و با ظهور آن حضرت، همه مصالح تحقق مي پذيرد. بنابراين چگونه خداوند غيبت حضرت را اراده نموده است.
10. اگر اماميه بر غيبت امام عصر(عج) اصرار كند، بايد در هنگام ظهور، معتقد به معجزه باشد، تا مردم او را بشناسند، در حالي كه داشتن معجزه از ويژگيهاي پيامبران الهي است.
پس از طرح پرسشهاي بالا، شيخ، به يكايك آنها به شرح پاسخ مي دهد.
اين اثر با عناوين: (المسائل العشرة في الغيبة والاجوبة عن المسائل العشر) در نجف و قم چاپ شده و اخيراً در هزاره شيخ مفيد، با ديگر آثار وي (مصنفات ج‏3) نشر يافته است.
رسالة ثانية في الغيبة.
نوشته: شيخ مفيد.
تحقيق: علاء آل جعفر.
ناشر: كنگره شيخ مفيد.
شماره صفحه ها: 60.
اين رساله كم حجم نيز، پاسخ به پرسشهايي است كه از سوي شخصي درباره غيبت و ظهور امام زمان(عج) مطرح شده و شيخ مفيد به آنها پاسخ داده است.
سؤال مي كند: چه دليلي بر وجود امام زمان هست.
شيخ مفيد، با استناد به ادله نقلي (احاديث و روايات صحيح) و مورد پذيرش شيعه و سني و ادله عقلى، اين پرسش را پاسخ مي گويد.
پرسش ديگر: چگونه كسي كه طرفدار عدل و توحيد است، امامت كسي را كه ولادت او قطعي نيست مي پذيرد.
آيا چنين چيزي به عقل، يا وحي درست مي آيد.
شيخ مفيد، در پاسخ، با اشاره به احاديث و ادله اي كه مي گويد زمين نبايد خالي از حجّت باشد، استدلال مي كند و مي نويسد:.
(حجت ويژگيهايي دارد. كسي حجت است كه آن اوصاف را دارا باشد. و در اولاد عباس، اولاد علي و قريش، كسي با اين اوصاف نيست.
براساس اين استدلال عقلى، حجت بايد فرد ديگري باشد، هر چند ظاهر و پيدا نباشد. زيرا مسلّم است شخصي مي تواند حجت باشد كه از خطا و گناه معصوم باشد.
بنابراين، لازم مي آيد كه حجت(عج) غائب باشد.(13).
در اين رساله، پنج پرسش مطرح شده كه شيخ، محكم و متقن از آنها پاسخ مي دهد.
افزون بر آثاري كه از شيخ مفيد درباره مسأله غيبت امام عصر(عج) برشمرديم، آثار ديگري نيز، از شيخ به جا مانده كه برخي از آنها در ضمن مجموعه اي تحت عنوان: (خمس رسائل في اثبات الحجة) از سوي دارالكتب التجاريه نجف اشرف، در سال 1370. ه ق. به چاپ رسيده است.
در جلد 7 مصنفات شيخ مفيد نيز كه از سوي كنگره نشر يافته، چهار رساله، از جمله همين رساله حاضر، به چاپ رسيده است. البته از آن جا كه بنابر معرفي تمام نوشته هاي شيخ مفيد، در اين باره نيست، به همين اندازه بسنده مي كنيم.
اثبات الوصيه.
نوشته: ابي الحسن علي بن الحسين بن علي المسعودى.
ناشر: دارالضواء، بيروت.
شماره صفحه ها: 295.
مسعودى، در شهر بابِل ديده به جهان گشود و در بغداد به كسب دانش پرداخت‏(14). سپس براي ادامه تحصيل، به مصر سفر كرد و از آن جا براي استفاده از علماي بصره، راهي آن ديار شد، از دانشمند برجسته بصره، از جمله: ابا خليفه الحمحي بهره گرفت‏(15).
در سال 309 ه. ق. از شهرهاي فارس و كرمان ديدن كرد و مدتي در استخر فارس اقامت گزيد و از عالمان آن منطقه بهره جست، از آن جا به هند و چين سفر كرد. اين مرحله از سير و سياحت علمي خود را در عمان به پايان برد.
در سال 314 ه. ق. مرحله ديگري از هجرت علمي خود را از عمّان آغاز كرد و به ماوراء آذربايجان، گرگان، فلسطين و شام رفت. در سال 332 ه. ق. عازم انطاكيه و سپس مصر شد. در مصر اقامت گزيد و در جمادي الآخر سال 345 ه. ق. يا 363 ه. ق. در همان جا به درود حيات گفت.(16).
مسعودي را از بزرگان دانش رجال و تراجم،شخصيت برجسته علمى، جليل القدر، مورد اطمينان و بزرگوار معرفي كرده اند(17).
از مسعودى، آثار ارزنده اي در موضوعات گوناگون به يادگار مانده كه از آن جمله است: اثبات الوصيه. كتاب ارزشمند اثبات الوصية، موضوعات: تاريخي و اعتقادي و… را در بر دارد. ابتدا، به بيان جنود عقل و جهل، خلق جن و ناس وسجود ملائكه پرداخته است، آن گاه، جريانهاي تاريخي را از هبوط آدم، رسالت انبياء الهي و مردان بزرگ، تا ولادت پيامبر اكرم اسلام(ص)، به بحث مي گذارد.
بعد مي پردازد به چگونگي انتقال پيامبر(ص) از اصلاب انبياء و حوادث صدر اسلام: دعوت خصوصي و عمومى، معراج و هجرت پيامبر(ص) و نزول قرآن، اثبات امامت تك تك ائمه(ع)، از نظر تاريخي در محدوده تاريخ ائمه(ع) جريانهايي كه در عصر هر امامي اتفاق افتاده، شيوه برخورد آنان با حاكمان زمان و عكس العملهاي حاكمان را به رشته تحرير در مي آورد. در پايان، امامت امام عصر(عج) را از زبان مخبران صادق اثبات مي كند و موضوعاتي را به شرح زير، در باب امامت امام دوازدهم و مسأله غيبت وى، به بوته بررسي مي نهد: امام زمان فرزند كيست.
ويژگيها حضرت.
انتظار فرج.
نشانه هاي ظهور.
مقابله حضرت به هنگام ظهور با ستمكاران و…
كفاية الاثر.
نوشته: ابي القاسم علي بن محمدبن علي الخزاز القمي الرازى.
تحقيق: سيد عبداللطيف حسيني كوه كمري خوئى.
ناشر: انتشارات بيدار، قم.
شماره صفحه ها: 402.
مؤلف اين اثر نفيس، از دانشمندان اواسط قرن چهارم هجري و از شاگردان شيخ صدوق است كه در قم زاده شده و در ري مي زيسته است‏(18).
صاحب رياض العلماء درباره وي مي نويسد:.
(… الشيخ الاجل الاقدم ابوالقاسم علي بن محمدبن علي الخزاز الرازي القمي قدس سره، الفاضل العالم المتكلم الجليل الفقيه المحدث المعروف تلميذ الصدوق وامثاله.)(19).
ابوالقاسم علي بن محمدبن علي الخزاز الرازي قمى، فاضل، عالم، متكلم، فقيه محدث و از شاگردان صدوق و مانند وي بوده است.
از متن كتاب بر مي آيد نويسنده افزون بر صدوق، از شمار زيادي از علماء و راويان استفاده برده و شمار زيادي از وي نقل روايت كرده اند، از جمله: ابوالبركات علي بن الحسين الحسيني الجورى، محمدبن ابي الحسن بن عبدالصمد القمى، محمد بن الحسين بن سعيد قمي المجاور به بغداد و…
از جمله آثاري كه از وى، به جا مانده كتاب ارزشمند كفاية الاثر است. اين اثر، نخستين كتابي است كه در موضوع خود، به اين شيوه نگارش يافته و پس از آن. بسياري از نويسندگان از آن الگو گرفته اند.
مرحوم بهبهاني در تعليقات خود بررجال ميرزاي كبير، درباره ارزش علمي كتاب و ديدگاههاي نويسنده كفاية الاثر، مي نويسد:.
رأيت كتاب الكفاية كتاباً مبسوطاً جيداً في غاية الجودة جميعه نصوص عن الرسول صلي اللّه عليه وآله وعن غيره ايضاً في الائمة الاثني عشر وفيه بعض تحقيقاته يظهر منه كونه في غاية الفضل)(20).
كتاب كفاية الاثر را كتابي دراز دامن، در نهايت خوبي يافتم. تمام مطالب آن را رواياتي كه از رسول اكرم(ص) و غير ايشان درباره ائمه(ع) رسيده است، تشكيل مي دهد. در آن، برخي تحقيقات يافت مي شود كه گواه فضل و دانش بالاي مؤلف است.
نويسنده در انگيزه تأليف كتاب مي نويسد:.
(برخي شيعيان، آگاهي كافي در امر امامت نداشتند، از اين روى، طرح بعضي شبهات از سوي مخالفان و گروههاي مخالف، امر را بر آنان مشتبه كرده بود، تا آن جا كه دليلهاي روايي بر اثبات امامت ائمه(ع) را انكار مي كردند. شيعيان دست خود را از دليلهاي روايي و نصوص بر امامت، تهي مي ديدند. حتي برخي پا را فراتر گذاشته و گمان كردند، از صحابه نيز نسبت به امامت خبر و اثري نرسيده است. چون وضعيت اعتقاد ديني آنان را اين گونه يافتم. برخود لازم ديدم، در اين مسأله به تحقيق و جست وجو بپردازم و با گردآوري آثار و اخباري كه امامت ائمه(ع) را اثبات مي كند، حقيقت را بر همگان آشكار كنم و شبهات مطرح شده را پاسخ گويم.).
اخبار و روايات فراواني از پيامبر(ص) رسيده كه پس از ختم نبوت، امر امامت وخلافت را دوازده نور پاك بر عهده مي گيرند: كه اوّل آنان على(ع) و آخر آنان مهدى(عج) است.
علما، از دير باز، به گردآوري و استدلال به اين اخبار، بر مسأله امامت پرداخته اند و آثاري را سامان داده اند.
عالمي كه از عهده اين امر مهم و اساسي به خوبي برآمده و به گونه تحسين برانگيزي آن را به انجام رسانده، قمي رازى، در كتاب كفاية الاثر است.
مؤلف با تلاش بسيار و ابتكار در خور تقدير، روايات و احاديثي كه به طور صريح بر امامت ائمه(ع) دلالت دارند و اصحاب مشهور پيامبر(ص) مانند: على(ع)، عبداللّه بن عباس، عبداللّه بن مسعود، ابي سعيد خدرى، ابي ذر غفارى، سلمان فارسى، فاطمه(س)، ام السلمه وعايشه از حضرت شنيده و روايت كرده اند. آورده است.
سپس اخبار و رواياتي كه درباره تعيين هر يك از ائمه(ع)، به نصّ صريح امام پيشين رسيده، با نظم ويژه اي نقل كرده و آنها را دليل محكم و استواري بر انتصاب ائمه(ع)، بويژه امام زمان(ع)، مي داند. از اين روى، حجت را بر همگان تمام شده مي انگارد.
افزون بر اين، آخرين باب كتاب را به رواياتي كه از سوي امام عسكرى(ع) درباره حضرت مهدي و امامت پيشواي دوازدهم شيعيان رسيده اختصاص داده است.
در پايان، رواياتي كه از زيد، بر امامت امام عصر(عج) نقل شده، مي آورد.
اين اثر نفيس، از متون كهن درباب امامت است كه از جهت اتقان، همواره مورد توجه بزرگان دانش حديث بوده و متن آن بر بسياري از علماي برجسته خوانده شده و از سوي آنان اجازه نقل به افراد موثق صادر شده است.
چاپ حاضر، با نسخه هاي مورد اعتماد و برخي روايات آن با كمال الدين شيخ صدوق مقابله و تصحيح شده و از اعتبار بالايي بهره مند است.
المقنع في الغيبة.
نوشته: سيد مرتضي علم الهدي.
تحقيق: سيد محمد علي حكيم.
چاپ شده در: مجلّه تراثنا، شماره دوّم، سال هفتم، 1412 ه. ق.
شماره صفحه ها: 57.
سيد مرتضى، از دانشمندان و نوابع قرن چهارم و پنجم ه . ق. است در سال 355 ه. ق. در، شهر بغداد ديده به جهان گشود. از كودكي به فراگيري دانش پرداخت و در جواني در بسياري علوم سر آمد شد. وى، از شاگردان ممتاز شيخ مفيد است.
افزون بر بهره وري از محضر شيخ مفيد، از محضر بزرگاني چون: هارون بن موسي تلعكبرى، حسين بن بابويه قمى، ابن نباته، ابو عبداللّه محمدبن عمران مرزباني خراسان، احمدبن سهل ديباجي احمد بن سعيد كوفى… بهره جسته است.
سرانجام، پس پروراندن شاگردان بسيار، خدمات ارزنده به تشيع و اسلام و به جاي گذاردن آثار فراوان، در هشتاد و يك سالگى، به درود حيات گفت‏(21).
از آثار ارزنده وي رساله المقنع است در موضوع غيبت.
اين اثر، با وجود حجم اندك از جمله متقن ترين متون است.
ارزش كتاب، زماني بيشتر هويدا مي شود كه مي بينيم بزرگاني چون: شيخ طوسى، فرازهايي از متن كتاب و در برخي موارد، خلاصه اي از مطالب را در كتاب الغيبة خويش آورده است.
امين الاسلام طبرسي در فصلهاي گوناگون كتاب اعلام الوري بأعلام الهدى، گاه عين عبارتها و گاه مضمون مطالب را آورده است.
اهتمام بزرگان به اين اثر، نمايانگر حسن تأليف و اتقان و استواري ديدگاهها و ارزش فوق العاده و برتر آن است.
سيد مرتضى، درباره سبب نگارش اين رساله مي نويسد:.
در مجلس وزير السيد، سخن از غيبت امام عصر(عج) به ميان آمد و اين امر مرا بر آن داشت، در اين باب اثر كوتاهي بنگارم.).
صاحب الذّريعة از قول استادش محدث نورى، نقل مي كند:.
(سيد مرتضى، اين كتاب را براي وزير مغربى، ابوالحسن علي بن الحسين بن علي بن هارون بن عبدالعزيز الاراجتي نوشته است.(22).
از اشاره هايي كه سيّد در الشافي في الامامة و تنزيه الانبياء، والائمه(ع) دارد، بر مي آيد كه (المنقع) پس از آن دو اثر نگاشته شده است.
اين اثر، به گفته اهل تحقيق، به جز در اين اواخر كه در مجله تراثنا، چاپ شده، تاكنون به صورت مستقل چاپ نشده است. محقق محترم در اين چاپ، بر نسخه هاي ارزشمندي به ترتيب قدمت و استواري متن اعتماد كرده است:.
1. نسخه كتابخانه مركزي دانشگاه تهران، تاريخ پايان استنساخ، 8 شعبان 1070 ه. ق.
به خط ابراهيم بن محمد حرفوشى.
اين نسخه، كامل ترين نسخه موجود و مشتمل بر تمامي كتاب المقنع في الغيبة، با تمام افزوده آن است، تحت عنوان: (الزيادة المكملة)، جز اين كه برگ آخر آن، افتاده است.
2. نسخه كتابخانه مجلس شوراي اسلامى، تهران. اين نسخه، بخشي از المقنع را در بر دارد.
3. نسخه كتابخانه آيت اللّه مرعشى، قم. اين نسخه، به خط محمدبن ابراهيم بن عيسي البحراني الأوالي نوشته شده و از نسخه هاي خطي قرن دهم هجري است.
محقق محترم، كار تحقيق را به صورت تطبيق و تلفيق، با نسخه هاي ياد شده انجام داده است و در پاورقى، آن جا كه نياز به ذكر اختلاف نسخه ها بوده، اشاره كرده و افزون بر اين، برخي مطالب و كلمات را توضيح داده است.
مطالب كتاب كه بدون عنوان و سرفصل بوده، از سوي محقق عنوان گذاري شده كه خواننده، به آساني به مطالب كتاب، دسترسي خواهد يافت.
در متن كتاب نيز، برخي نكات را در داخل كروشه، روشن كرده است.
كتاب، با حمد و سپاس الهي و درود بر بنده برگزيده خداوند، پيامبر مكرم اسلام شروع شده و پس از بيان انگيزه تاليف، ادعاي مخالفان را طرح مي كند:.
(سخن از غيبت امام زمان، براي شيعيان مشكل است).
در پي طرح ادعاي مخالفان، مي نويسد:.
(به مسأله غيبت، بايد از زاويه ساختار اصولي نگريست، زيرا مسأله غيبت امام عصر(عج)، فرع اصولي است كه اگر آن اصول، برهاني شود، سخن از غيبت آسان ترين و روشن ترين بحث خواهد بود وگرنه، سخن گفتن بدون پرداختن به بحث اصولى، مبنايي نخواهد داشت.).
سپس اصولي را كه بايسته بحث در اين باب است، با استناد به برهانهاي عقلي و نقلي به شرح زير اثبات مي كند:.
اصل امامت.
اصل عصمت.
اصل وجوب امامت.
اصل وجوب عصمت.
سيّد، در ضمن اثبات اين اصول، شبهات و ادعاهايي كه از سوي مسلكها و فرقه هاي گوناگون مانند: كيسانيه، ناووسيّه، واقفيه و… مطرح شده، پاسخ مي دهد. با شيوه برهان عقلي وارد مباحث مربوط به غيبت مي شود و همراه بيان مطالب، به برخي از شبهات نيز پاسخ مي گويد.
عناوين عمده مباحث طرح شده به شرح زير است:.
حكمت غيبت، جهل و بي خبري از حكمت، منافات نداشتن جهل به حكمت غيبت با غيبت و… درباره حكمت غيبت و سبب آن مي نويسد:.
(… امّا لسبب الغيبة فهو. اخافة الظالمين له عليه السلام…)(23).
سبب غيبت امام عصر(عج) ترس از ستمگران بوده است.
سپس با حفظ اصول و مباني كه پي ريخته، پاسخ مخالفان را مي دهد. شبهات بدانها پرداخته شده، بدين شرح هستند:.
تفاوت ميان پنهان شدن پيامبر(ص) و امام چيست.
چرا ائمه(ع)، پيش از امام زمان، غايب نشدند، در حالي كه آنان نيز، ترس از ستمگران داشتند چه فرق بين وجود و عدم كسي است كه سودي از سوي او به كسي نرسد.
اگر ملاك غيبت، ترس از دشمنان است، آيا خداوند امام عصر را ايمن از دشمنان، ظاهر خواهد كرد احكام و حدود در زمان غيبت بر عهده كيست!.
علت ظاهر نشدنِ حضرت،بر دوستانش چيست.
فرق بين دوست و دشمن در فلسفه و علت غيبت كدام است.
و…
اين اثر ارزشمند، تكمله اي دارد، به نام: الزيادة المكمل بها كتاب المقنع) كه در پايان همين اثر، آمده است.
در آغاز بخش افزوده، به مسأله بهره شيعيان و پيروان امام، در زمان غيبت مي پردازد و يادآور مي شود كه غيبت حضرت، سبب آن نمي شود كه امام، نقشي در امور مسلمانان نداشته باشد و اثبات مي كند كه در اطاعت و پيروي از امام و استفاده از وجود شريف وى، تفاوتي بين وجود و غيبت او، نيست. از طرفي ظهور امام براي اولياء واجب و ضروري نيست. امام، در حال غيبت نيز، بر آنچه پيش مي آيد و بر شيعيان مي گذرد و شيعيان انجام مي دهند، آگاه و بر كم و كيف جريانهايي كه اتفاق مي افتد گواه است.
سپس با طرح پرسشهايي در مورد علم امام(ع) مباحث اين بخش را به پايان مي برد.
البرهان علي صحة طول عمر الامام صاحب الزمان(عج)، ج‏2.
نوشته: محمّد الكراچكي الطرابلسى.
تحقيق و تعليق: شيخ عبداللّه نعمه.
ناشر: دارالذخار، قم.
مؤلف، از بزرگان شيعه، است.
وي براي كسب دانش ادب، فقه، حديث و… به بلاد اسلامي سفرهاي بسيار كرده و نزد بزرگان دانش، چون: شيخ مفيد، به فراگيري دانش پرداخته است.
يافعي درباره شخصيت علمي وي مي نويسد:.
(ابوالفتح الكراچكي خيمى، رأس شيعه صاحب تصانيف نحوي لغوي منجم، طبيب، متكلم از كبار اصحاب شريف مرتضي است.(24).
وى، پس از عمري تلاش علمي گسترده و بهره رساني علمي به امت اسلامي و دفاع از كيان تشيّع، در تاريخ 449 ه. ق) به درود حيات گفت‏(25).
او، آثار فراواني در فقه، اخبار، اصول دين، نجوم، هيئت و انساب دارد، از جمله آثار ارزشمند وى، كتاب شريف كنز الفوائد است.
مؤلف، در جزء دوّم كنز الفوائد، رساله اي تحت عنوان: البرهان علي صحة طول عمر الامام صاحب الزمان(عج) نگاشته است.
مؤلف محترم درباره انكار طول عمر امام عصر از سوي مخالفان مي نويسد:.
(چون مخالفان غيبت امام عصر(عج)، نتوانسته اند موضوع طول عمر حضرت را حل كنند، منكر وجود امام عصر(عج) شده اند و طول عمر امام عصر را، دليل بر بطلان ديدگاه شيعه دانسته اند.).
در مقام پاسخ، منكران وجود امام عصر(عج) را به چند گروه تقسيم مي كند و سپس ديدگاههاي فلاسفه، منجمان، اطبا و طرفداران عادات را در مورد طول عمر انسانها، ياد آور مي شود و در پايان، براساس باورهاي ديني مورد پذيرش همگان، شواهد عيني و تاريخى، اشكالات را پاسخ مي گويد و از كساني كه عمر طولاني داشته اند و هنوز حيات دارند، مانند: حضرت خضر، بر اثبات مطلب گواه مي آورد.
كتاب الغيبة.
نوشته: شيخ الطائفة ابي جعفر محمد بن الحسن الطوسى.
تحقيق: شيخ عبداللّه تهراني وشيخ احمد ناصح.
ناشر: موسسه معارف اسلامى، قم.
شماره صفحه ها: 569.
شيخ طوسى، از بزرگترين علماي اسلام است.
وى، در سال 385 ه در شهر طوس ديده به جهان گشود و در همان جا، علوم مقدماتى، فقه، اصول و حديث را از، استادان عصر خويش فرا گرفت. در سال 408 ه. ق.
به عراق مهاجرت كرد و در بغداد، حدود پنج سال از پيشواي بزرگ شيعيان، شيخ مفيد و برخي اساتيد ديگر بهره برد.
پس از رحلت شيخ مفيد، حدود 23 سال از محضر پرفيض سيد مرتضي و ديگر بزرگان، استفاده هاي فراواني بر دو حدود 12 سال پيشواي علمي بغداد بود و كرسي درس عظيم آن جا رابر عهده داشت، سپس به نجف اشرف مهاجرت كرد. در نجف، حوزه علوم اسلامي را بنياد نهاد و بقيه عمر پربركتش را در آن شهر به تأليف، تصنيف و تدريس گذراند و در سال 460 ه ق. به ديدار حق شتافت‏(26).
شيخ، عالمي جامع و مسلط بر علوم متداول زمان خود بوده و در زواياي گوناگون فرهنگ اسلامى، قلم زده و آثار گرانبها و ارزشمندي از خود، به جا گذاشته است. درباب عقايد، بويژه مسأله مهدويت و غيبت امام عصر(ع)، افزون بر كتاب تخليص الشافي سيد مرتضى، كه در جلد اول و چهارم آن درباره امام زمان، به شرح بحث كرده، كتاب جدا گانه اي در خصوص غيبت امام زمان به نام الغيبة، نگاشته است.
اين كتاب، از ابتكار و جامعيت كم نظير شيخ، حكايت دارد، وي در اين اثر، به همه جوانب مسأله غيبت، به گونه دقيق و استوار رسيده و پاسخ اشكالات مخالفان را با استدلال به كتاب، سنت و عقل داده است و ديدگاه شيعه را با استدلالهاي دقيق، روشن كرده است.
آقا بزرگ تهرانى، در اهميّت و عظمت اين اثر ارزنده مي نويسد:.
(قد تضمن اقوي الحجج و البراهين العقليه والنقليه علي وجود الامام(ع) وغيبته ثم ظهوره في آخر الزمان…)(27).
(كتاب حاضر) قوي ترين برهانهاي عقلي و نقلي بر وجود امام زمان(ع) و غيبت و ظهور آن حضرت را در آخر الزمان، در بر دارد.
شيخ طوسي در مقدمه كتاب، انگيزه تاليف كتاب را چنين بيان مي كند:.
(شيخ بزرگوار ما، به من دستور داد، كتابي درباره غيبت صاحب الزمان و سبب دوام غيبت و پاسخ شبهات مخالفان بنويسم.
من، با وجود كمي فرصت و ناراحتي روحي و موانع روزگار، پيشنهاد او را پذيرفتم و به گونه اختصار، آن را تعقيب خواهم كرد.
كتاب الغيبه، امهات مباحث مربوط به غيبت امام عصر(ع) را در بر دارد، از جمله: غيبت ، علت و اسباب غيبت، حكمت غيبت و….
در آغاز، با ادله و برهانهاي بسيار، وجود امام زمان را و اين كه حضرت، فرزند بلافصل امام حسن عسكري است، ثابت مي كند، به شبهات فرق گوناگون، از جمله: اسماعيليه، زيديه، كيسانيه، ناووسيه، واقفيه، فطحيه و…، با استناد به روايات پاسخ مي دهد. آن گاه براي رفع استبعاد از غايب شدن حضرت مهدى(ع) به غايب شدن پيامبر(ص) در شعب ابي طالب.
غايب شدن حضرت يوسف، موسى، يونس، اصحاب كهف و… استشهاد مي كند و براي طبيعي جلوه دادن طول عمر حضرت، عمر طولاني حضرت نوح، خضر و… را گواه مي آورد.
و به اين نكته تأكيد مي ورزد كه طولاني كردن عمر افراد براي خداوند توانا، كار مشكلي نيست و او بر هر كاري تواناست و مي تواند به افراد عمر طولاني ببخشد و آنان را ساليان سال زنده نگهدارد، چنانكه اهل بهشت، در بهشت جوان مي مانند و پير نمي شوند.
در مورد فلسفه غيبت، ترس از كشته شدن را يادآور مي شود و درباره فايده غيبت مي نويسد:.
(وجود حضرت، لطفي است و تصرف وي در امور، لطفي ديگر. خدا به وسيله امام، لطف خويش را به انسانها مي رساند. فردي را كه براي اداره جامعه لازم است، آفريده و حجت را بر مردم تمام كرده، تا اگر خواستند از وجودش بهره ببرند، حجت را بر آنان تمام كرده است. مردم هستند كه اسباب ترس و غيبت را فراهم ساخته اند. از جانب خداوند، فيض، كامل است، قابليت قابل شرط است.).
اين كتاب، تا كنون، بارها به چاپ رسيده: نخستين بار در تبريز، چاپ سنگى، سال 1323 ه. ق. چاپ دوّم در نجف در قم و تهران بارها اُفست شده است.
از آن جا كه چاپهاي پيشين اشتباه بسيار داشته و در مواردي افتادگى، محققان محترم كتاب بر آن مي شوند، چاپ تصحيح و تحقيق شده اي از اين اثر ارزشمند، عرضه بدارند. از اين روي متن آن را، با نسخه آستان قدس رضوى، كتابخانه مدرسه فيضيه، كتابخانه آيت اللّه مرعشي نجفي كه اصل نسخه نجف است، مقابله مي كنند و به گونه اي مطلوب و در خور، به بازار دانش عرضه مي دارند.

پی نوشتها:
1. (معاني الاخبار)، صدوق تصحيح علي اكبر غفارى/18، مقدمه، دارالمعرفه للطباعة والنشر، بيروت.
2. (همان مدرك) /18، 19، 20، 21، 22، 23، 24، 25.
3. (وسائل الشيعه)، شيخ حر عاملى، ج‏20، 36، اسلاميه، تهران.
4. (فهرست)، شيخ طوسي /156، شريف رضى، قم؛ (معاني الاخبار)/9، مقدمه.
5. (اكمال الدين وتمام النعمة)، شيخ صدوق، مقدمه، انتشارات اسلامى، وابسته به جامعه مدرسين، قم.
6. (همان مدرك)، ج‏87/1.
7. (رجال)، نجاشى، تصحيح سيد موسي شبيري زنجانى/402، انتشارات اسلامى.
8. (اعيان الشيعه)، محسن امين، ج‏421/9، دارالتعارف للمطبوعات، بيروت؛ (ريحانة الادب) ميرزا محمّد علي مُدرّس، ج‏5 – /361، 365، خيام.
9. (تنقيح المقال)، شيخ عبداللّه مامقانى، ج‏18/3، مرتضوى، نجف اشرف؛ (فوائد الرجاليه)، سيد بحرالعلوم، /313/3، ادب، نجف اشرف.
10. (اعيان الشيعه)، ج‏422/9.
11. (رجال نجاشى) /403؛ الفوائد الرجاليه)، سيد محمد مهدي بحرالعلوم، ج‏321/3.
12. (رجال نجاشى) /403؛ الفوائد الرجاليه)، سيد محمد مهدي بحرالعلوم، ج‏321/3.
13. (رسالة ثانية في الغيبة)، شيخ مفيد/16.
14. (مروج الذهب)، مسعودى، ج‏277/1، دارالمعرفه، بيروت.
15. (اعيان الشيعه)، ج‏105/41.
16. (شذرات الذهب)، ابن العماد الحنبلى، ج‏371/2، داراحياء التراث العربى، بيروت؛ (لسان الميزان) ج‏225/2، موسسه الاعلمي للمطبوعات بيروت.
(فوائد الرضوية) شيخ عباس قمى/277.
17. (روضات الجنات)؛ خوانسارى، 282/4، اسماعيليان، قم.
18. (الذريعة)، آقا بزرگ تهرانى، ج‏86/18، شماره 806، دارالأضواء، بيروت (رجال نجاشى)، ج‏100/2، دارالأضواء، بيروت؛ (تنقيح المقال)، مامقانى، ج‏307/2.
19. (كفاية الاثر) /7، بيدار.
20. (كفاية الاثر) /7، بيدار.
21. (فوائد الرضوية)، محدث قمى/285.
22. (الذريعة)، ج‏123/2.
23. (المقنع)، سيد مرتضي علم الهدى، /200.
24. (فوائد الرضوية) محدث قمى/571.
25. (فوائد الرضوية) محدث قمى/571.
26. (الغيبة)، شيخ طوسى، مقدمه، مؤسسه معارف اسلامى، قم؛ (ريحانة الادب)، ج‏325/3.
(روضات الجنات)، ج‏216/6.
27. (زندگاني شيخ طوسى)، آقا بزرگ تهرانى؛ (الغيبة) شيخ طوسى، مقدمه.

منبع: سایت بلاغ الف

مطالب مشابه