عظمتی به‌نام مادر علی بودن

عظمتی به‌نام مادر علی بودن

در این مقاله به بررسی عظمت مقام و جایگاه بانوی بزرگ اسلام، مادر امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام می‌پردازیم. در شُرُف ولادت باسعادت مولود کعبه هستیم. ماه رجب را به خاطر عظمت این مولود باسعادت و باکرامت که در این ماه متولد گردیده است، با نام علی علیه‌السلام می‌شناسند. هرچه از علی علیه‌السلام بگویند و بگوییم و بنویسند و بنویسیم، کم است وَ مَا اَدراکَ عَلیّ علیه‌السلام. مقام او به قدری والا است که کلام و مقام توانایی و کشش عظمت نام و جایگاه او را ندارند. یکی از ویژگی‌های امیرالمؤمنین داشتن مادری است با کمالات و فضایل ارزشمند که در این مقاله گوشه‌ای از این ویژگی‌ها و فضیلت‌ها را بیان می‌نماییم. در واقع ذکر فضایل و بیان عظمت مادر، ذکر فضایل فرزند است و در روایت آمده است که ذکر علی علیه‌السلام عبادت است.[1]

اولین هاشمیه ای که مادر معصوم است
فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبد مناف (جد سوم پیامبر صلی‌الله علیه و آله)، در مکه چشم به جهان گشود، نام مادر وی فاطمه بنت هوم بن رواحة بن حجر بن عبد بن معیص بن عام بن لوی (جد هشتم پیامبرصلی الله علیه و آله) است. لذا این بانو هم قریشی (فرزندان عبدمناف) و هم هاشمی (فرزندان هاشم) است. [2]

بانوی حرم حضرت ابوطالب علیه‌السلام است که انوار امامت و ولایت اولاً از آن خزانه عصمت و گنجینه حیاء و عفت به ظهور آمده و اولین هاشمیه ای است که از شوهر هاشمی خود چنین اختر فروزنده‌ای آورد.

حق مادری بر پیامبراکرم (ص)
آن حضرت نه تنها مادر امیرالمؤمنین علیه‌السلام بود، بلکه بعد از وفات عبدالمطلب علیه‌السلام – که شش یا هشت سال از سن مبارک پیامبر صلی‌الله علیه و آله گذشته بود و آن حضرت به ابوطالب علیه‌السلام سپرده شده بود- فاطمه بنت اسد سلام‌الله علیها در حق پیامبر صلی‌الله علیه و آله مادری می‌کرد و همیشه او را بر فرزندان خود مقدم می‌داشت و همه‌روزه از آن حضرت علامات نبوت را مشاهده می‌نمود و پیامبر خدا صلی‌الله علیه و آله آن حضرت را مادر خطاب می‌کرد.[3] همچنین بعد از رحلت حضرت خدیجه کبرا علیها سلام، پیامبر فاطمه زهرا را به فاطمه بنت اسد سپردند. ایشان برای آن حضرت مادری می‌کردند و در دامان عزت خود آن مستوره دو جهان را با جان و دل سرپرستی می‌کردند تا زمانی که از دنیا رفتند.[4]

آن حضرت در سال چهارم هجری در مدینه طیبه از دنیا رفتند و در بقیع مدفون شدند. هنگامی که امیرالمؤمنین خبر فوت والده‌اش را به پیامبر دادند، آن حضرت فرمودند: «او مادر من بود». بعد عمامه و لباسش را داد که فاطمه را به آن‌ها کفن کنند و خود حضرت بر جنازه مطهره ایشان نماز خواندند و چهل تکبیر بر جنازه ایشان گفتند و فرمودند: «چون چهل صف از ملائکه به جنازه اش نماز خواندند، چهل تکبیر گفتم». بعد در قبر خوابید و هنگام دفن او را تلقین فرمود و درباره او دعا کرد.[5]

کیفیت ولادت امام علی دلیل بر ایمان فاطمه بنت اسد
حضرت علی ده سال قبل از به نبوت رسیدن پیامبر خاتم متولد گردید؛ اما حدیث ولادت امیرالمؤمنین و جملاتی که این بانو در آستانه کعبه با خداوند سخن می‌گویند، دلالت بر صلابت ایمان فاطمه بنت اسد، مادر آن حضرت دارد. نوری که از عرش پروردگار آمده بود، در انبیاء و اوصیاء یکی بعد از دیگری منتقل‌شده تا به عبدالمطلب رسید و بعد آن نور دو قسم شد. نوری در پیشانی مبارک عبدالله علیه‌السلام پدر بزرگوار پیامبر که آن نور بعداً به پیشانی آمنه علیها سلام و سپس در صورت مبارک خاتم‌الانبیاء منتقل شد. نصف دیگر نور در پیشانی مبارک ابوطالب قرار گرفت.

خداوند به ابوطالب چند فرزند عطا فرمود: عقیل، طالب، جعفر، فاخته یا ام هانی، جُمانه و علی امیرالمؤمنین. هنگامی که خداوند علی را به ابوطالب و فاطمه بنت اسد داد، آن نور در صورت فاطمه بنت اسد درخشندگی می‌کرد.[6]

مادر امیرالمؤمنین در کعبه
شب جمعه سیزدهم رجب بانوی بزرگوار ابوطالب احساس درد کرد، ولی با قرائت نامی مخصوص آرامش پیدا کرد. هنگامی که ابوطالب خواست زنانی از قریش را برای کمک فاطمه بنت اسد بیاورد، از گوشه خانه ندایی رسید: «ای ابوطالب، صبر کن چرا که دست نجس نباید ولی خدا را لمس کند».

صبح هنگام، فاطمه بنت اسد ندایی شنید: «ای فاطمه به خانه ما بیا». ابوطالب و پیامبر آن حضرت را به مسجدالحرام آوردند. عباس بن عبدالمطلب که به همراه جماعتی در مسجد نشسته بودند، دیدند که فاطمه وارد مسجدالحرام شد و در مقابل کعبه ایستاد و نگاهی به سوی آسمان نمود و چنین فرمود: «پروردگارا، من به تو و به پیامبران و کتاب هایی که از جانب تو آمده اند ایمان دارم. من کلام جدم ابراهیم خلیل را تصدیق می کنم و او بوده که این خانه را بنا کرده است. تو را قسم می دهم و از تو می خواهم به حق کسی که این خانه را بنا کرد، و به حق فرزندی که در شکم من است و با من سخن می گوید و با گفتارش با من انس می گیرد، و من یقین دارم که یکی از آیات و نشانه های توست، که این ولادت را بر من آسان فرمایی».[7] ناگهان حاضرین در مسجدالحرام دیدند که دیوار پشت آن سمتی که در کعبه است شکافته شد و فاطمه بنت اسد داخل شد. هرچه کردند قفل در کعبه را باز کنند ممکن نشد و دانستند که حکمت خداوند در کار است.[8] فاطمه بنت اسد می‌فرماید: هنگامی که داخل کعبه شدم دیدم حوا، ساره، آسیه، مادر موسی بن عمران و مریم مادر عیسی آمدند. آنان به‌من سلام کردند: «السّلام علیکِ یا ولیّة الله» و در مقابلم نشستند. آنچه در ولادت خاتم‌الانبیاء انجام دادند در ولادت علی بن ابی‌طالب نیز انجام دادند، چه اینکه فاطمه بنت اسد در هنگام ولادت پیامبر حضور داشت و به ابوطالب ماجرا را خبر داد. حضرت ابوطالب قبلاً به او فرموده بود: «30 سال صبر کن تا خدا مولودی به تو عنایت کند مثل خاتم الانبیاء مگر در نبوت که وصی و وزیر او خواهد شد».[9]

سه روز در کعبه
فاطمه بنت اسد بعد از سه روز که مهمان الهی بود، فرزند مبارک و محترم خود را در آغوش گرفته، آماده خروج از کعبه شد که هاتفی غیبی چنین ندا داد: «ای فاطمه، نام این مولود را علی بگذار، چرا که من خدای علی اعلی هستم. من نام او را از نام خود گرفته ام، و او را ادب آموخته ام و امر خود را به او سپرده ام، و او را بر غوامض علم خود آگاهی داده ام. او در خانه من بدنیا آمده است. او اول کسی است که بر فراز خانه من اذان می گوید، و بتها را می شکند، و آنها را از بالای کعبه به صورت می اندازد. خوشا بحال کسی که او را دوست می دارد و از او اطاعت می کند و او را یاری می نماید. وای بر کسی که بغض او را دارد و از او سرپیچی می کند و او را خوار می نماید و حق او را انکار می نماید».[10] در این سه روز در هر محفلی سخن از ولادت این مولود مبارک و استثنایی بود، به خصوص بعد از باز نشدن قفل در کعبه، شکافته شدن دیوار کعبه در روز و دیدن آن توسط کفار، این مطلب را به صورت یک مسئله عمومی درآورده بود. صبح روز چهارم، ناگهان دیوار کعبه از مکان قبلی شکاف برداشت به حدی که فاطمه بنت اسد با فرزند عزیزش از آنجا خارج شدند. مردم همه نگاه می‌کردند و قبل از سؤال کسی، فاطمه بنت اسد از بعضی وقایع داخل خانه خبر داد و از عظمت آن مولود و غذاهای بهشتی و اینکه نام این حضرت به ندای آسمانی علی است. فاطمه بنت اسد می‌فرماید: هنگامی که از کعبه خارج شدم و فرزند را نزد پیامبر گذاشتم، آن حضرت با زبان مبارک دهان علی را باز کرد و او را با آب دهان مبارک تحنیک کرد و اذان در گوش راست و اقامه در گوش چپ آن حضرت گفت و فرمود: «این مولودی است که بر فطرت بدنیا آمده است».[11]

کلام آخر
این که شخصیتی دارای مجموعه‌ای از کمالات و ویژگی‌های اخلاقی باشد، نشان‌دهنده عظمت او در نزد پروردگار جهانیان است. او که دارای اصل و نسبی طلایی است و از او ابوالائمه متولد گردیده است. او که به این درجه از توفیق رسیده است که هم خادم سه معصوم است، پیامبر اکرم، حضرت علی و حضرت زهرا، از بدو تولد این سه نور تا پایان زمان حیات خودش و هم برترین زنان بهشتی خادم ایشان شدند؛ و این که دیوار کعبه تنها برای او باز شده و تنها او بوده است که سه روز مهمان خداوند در خانه خدا بوده است و این که مورد خطاب کلام غیبی گشته و گوش‌های او مَحرم اسرار الهی قرارگرفته‌اند، همه این موارد گوشه‌ای از مقام و عظمت این بانوی مکرمه مطهره صالحه دارد.

پی‌نوشت:
[1] کنزالعمال، ج11، ص601، ح32894.
[2] تاریخ یعقوبی، ج2، ص14.
[3] منتخب التواریخ، ص113.
[4] تلخیص از ریاحین الشریعة، ج3، صص3-6.
[5] منتخب التواریخ، ص113.
[6] ریاحین الشریعة، ج3، ص6و7.
[7] مناقب شهر آشوب، ج2، ص198-199 و امالی شیخ صدوق، ص706.
[8] اعلام الوری، ج1، ص306. ارشاد، ج1، ص5.
[9] بحارالانوار، ج35، ص6.
[10] بحارالانوار، ج35، صص9-37
[11] مناقب، ج2، ص199.

مطالب مشابه