معنی داری زندگی در قرآن کریم (1)

معنی داری زندگی در قرآن کریم (1)

نویسنده :دکتر ابراهیم فتح الهی

معنی داری زندگی در قرآن کریم(1)

چکیده
«فلسفه حیات» یا «معنی زندگی» یکی از اساسی ترین موضوعات زندگی انسان است. عدم پاسخگویی به این سؤال که «هدف حیات و معنی زندگی چیست؟» زندگی را به سمت پوچی و بی هدفی می کشاند. یکی از آموزه های ادیان الهی معنی دار بودن و هدفمند بودن زندگی است. مطالعه روشمند و موضوعی در آیات قرآن کریم نشان میدهد که قرآن کریم به عنوان کامل ترین کتاب الهی بیشترین توجه را به مسأله معنی داری زندگی داشته و در آیاتی بسیار زندگی انسان را هدفمند معرفی کرده است. از نظر قرآن کریم زندگی دنیوی انسان، موضوعیت دارد و در ارتباط تنگاتنگ با آخرت قرار دارد. قرآن کریم برای درک معنی و حقیقت زندگی، انسان ها را به مطالعه در اسرار آفرینش دعوت می کند.
در مقاله ی حاضر دلایل معنی دار بودن زندگی از نظر قرآن کریم بررسی شده و سپس عوامل مؤثر در معنی بخشی به زندگی از دیدگاه های مختلف و قرآن کریم مورد تحلیل قرار گرفته است.
کلمات کلیدی: فلسفه ی حیات، معنی داری، هدفمندی، کمال گرایی، خلأ وجودی، پوچگرایی

1. مقدمه
ویل دورانت می گوید: تمدن از هشت عنصر کار، دولت، اخلاق، دین، علم، فلسفه، ادبیات و هنر تشکیل شده است (حجازی 1365: 57). در این میان دین به عنوان عنصری مؤثر و نیرومند و پایدار همواره تأثیر محوری در تمدن بشری داشته است. عمومیت رفتار دینی در جوامع انسانی امری مسلّم است. مفهوم دین برای مردم، جزئی از روش زندگی خاص آنان است (نوتنگهام 1954: 20). ازز فجر تمدن، ادیان فراوانی پدید آمده اند و هر کدام به نحوی بسیار پیچیده توسعه و تکامل یافته اند (اسمارت 1984: مقدمه). حتی کسانی که در جهت انکار خداوند تلاش می کنند به نحوی خاص بر تأثیر عمیق خداوند بر زندگی بشر گواهی می دهند. (پترسون 1376: 18).
یکی از اصلی ترین آموزه های ادیان معنی دار بودن و هدفمند بودن زندگی است. ساختن جهان معنی دار یکی از نیازهای اساسی انسان است و ادیان مدعی معنی دار بودن جهان و انسان هستند (رو 1381: مقدمه). بر این اساس ادیان الهی به دنبال بازگویی بهترین و کامل ترین معنی برای زندگی انسان هستند و تفسیر نظام عالم و معنایخشی به آن را در صدر تعالیم خود مورد توجه قرار داده اند. چرا که یکی از معیارهای اصلی مقبولیت یک جهان بینی معنی بخشیدن به زندگی است. (مطهری 1369ج دو: 84)
دین اسلام به عنوان کامل ترین ادیان الهی و کتاب آسمانی آن، قرآن کریم به عنوان آخرین کتاب الهی بیشترین توجه را در مسأله معنی داری زندگی داشته و هدفدار بودن نظام آفرینش را مورد تأکید قرار داده است. براساس تعالیم قرآن کریم یکی از هدفهای اصلی بعثت انبیاء (علیه السلام) ارایه ی تفسیری صحیح برای زندگی بشر در دنیا و معنی بخشیدن به آن و هدفدار ساختن مسیر زندگی اوست؛ و برخلاف اندیشه ی رهبانیت که هدف دین را صرف آخرت گرایی می داند از نظر قرآن کریم زندگی دنیوی موضوعیت دارد و پیامبران علاوه بر هدایت مردم به سوی خدا وظیفه داشتند زمینه های لازم را برای قیام مردم در جهت ساختن زندگی پر از قسط و عدل فراهم نماید. قرآن کریم در بیان اهداف بعثت انبیاء می فرماید:
«لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط». (حدید: 25)
براساس تعالیم قرآن کریم، نظام هستی نظامی متعادل بوده و خلأ و پوچی در آن راه ندارد.
«ویتفکرون فی خلق السماوات و الارض ربنا ما خلقت هذا باطلا». (آل عمران: 191)
اندیشیدن درنظام هستی و اسرار خلقت، آدمی را به این حقیقت رهنمون می شود که جهان آفرینش نظامی هدفدار است در نتیجه دینداری و ایمان داشتن، خوش بینی به جهان هستی و هدفدار دانستن نظام آفرینش است. علاوه برآن در پرتو ایمان دینی آرامش خاطر و خشنودی و رضایت از زندگی برای انسان حاصل می شود و حتی چهره ی مرگ نیز برای او تغییر می کند و نوعی انتقال از دنیایی تنگ به جهانی فراخ ارزیابی می شود. (مطهری 1369 ج دو: 49)
مطالعه ی روشمند و موضوعی در آیات قرآن کریم نشان می دهد که زندگی آدمی در جهان نه تنها هدفدار و معنی دار معرفی شده بلکه معناهای راستین زندگی و اهداف واقعی آن نیز تبیین شده است.

2. ضرورت بحث از معناداری زندگی
خلأ وجودی یک پدیده ی بسیار گسترده و شناخته شده ی قرن ماست؛ امروزه بیماران بی شماری از یک احساس کلی به نام بی معنایی زندگی رنج می برند. این افراد چیزی را و معنایی را که به زندگی ارزش و تداوم می بخشد، نمی شناسند؛ آنان طعمه خلأ درونی و پوچی زندگی شده اند. این خلاً وجودی اغلب به شکل ملالت و بی حوصلگی پیوسته خودنمایی می کند. ماشینی ترشدن شکل زندگی امروز ی به بحران شدت می بخشد. در زندگی صنعتی با رفتن جامعه به سمت اتوماسیون و کم شدن ساعات کار اوقاف فراغت افراد زیاد می شود. روزهای تعطیل و اوقات فراغت افسردگی ویژه ای سراغ افراد می آید و دلیل آن هجوم اندیشه هایی است که شخص در روزهای کار و مشغله اکثراً به آن نمی اندیشد و در روز تعطیل، متوجه می شود که از زندگی خود خشنود نیست و معنا و ارزشی که این همه تلاش و زحمت را توجیه کند، وجود ندارد. (فرانکل 1385: 161-159)
آثار افسردگی های روانی معمولاً به صورت خودکشی یا الکلیسم یا بزهکاری خود را نشان می دهند. بحران های کهولت و دوران بازنشستگی را نیز می توان از این زوایه بررسی کرد. گاه ناکامی در معنی یابی، دوران قدرت طلبی نیز می شود که در شکل ابتدایی به صورت «پول پرستی» ظاهر می گردد.
در پاره ای موارد نیز جای ناکامی در معنی جویی را «لذت طلبی» اشغال می کند و گاه حرص و تنوع طلبی جنسی جانشین آن می شود و کسانی که از خلأ وجودی رنج می برند اسیرشهوات خویش می شوند. (فرانکل 1385: 162)
بنابراین فلسفه حیات یا معنی زندگی یکی از موضوعات اساسی زندگی انسان است. اگر انسان نتواند دریابد که «هدف از حیات چیست؟» و پاسخی مناسب برای این پرسش نداشته باشد، زندگی را پوچ و بی معنی خواهد یافت. همه ی فعالیت های آگاهانه و ناآگاهانه انسان زمانی مفهوم خواهد داشت که هدف نهایی زندگی روشن باشد. هدف فرد از کار کردن، تحصیل علم، توالد و تناسل و حتی غذا خوردن ادامه ی زندگی است. حال باید پرسید هدف خود زندگی چیست؟ با اندک دقتی می توان فهمید هدفی که ما برای زندگی خود در نظر می گیریم همه زندگی ما را تحت تأثیر قرار می دهد و به تعبیر دیگر به زندگی ما جهت و معنی می دهد. سعادت و کمال انسان در گرو شناخت هدف و آگاهی از فلسفه حیات است. برخی به علت سرگرم شدن به لذت های مادی و انس گرفتن با ظواهر زندگی به هدفی والاتر از آن نمی اندیشند. و به تعبیرقرآن کریم کسانی هستند که به حیات دنیا راضی شده و به آن آرام گرفته اند وهمین آرامش دروغین سبب شده است که به طور جدی درباره ی هدف زندگی نیندیشند.
«ان الذین لا یرجون لقاءنا و رضوا بالحیاه الدنیا و اطمانوا بها والذین هم عن ایاتنا غافلون». (یونس: 7)
برخی نیز نمی توانند به اهداف مادی و غریزی دلخوش کنند؛ اما در عین حال از یافتن بعد متعالی حیات نیز درمانده اند چنین افرادی نظام هستی را پوچ و بی معنی معرفی می کنند.
اما نگاه درست به نظام آفرینش و مطالعه در سراسر هستی، بیانگر هدفدار بودن جهان آفرینش است. آفرینش جهان بیهوده نیست؛ قرآن کریم با استناد به حکیم بودن خدواند، در جاهای گوناگون بر این نکته تأکید می کند که آفرینش جهان حق است و باطل و بازیچه و سرگرمی نیست.
«و هو الذی خلق السماوات و الارض بالحق» (انعام: 73)؛
«ویتفکرون فی خلق السماوات و الارض ربنا ما خلقت هذا باطلا» (آل عمران: 191)؛
«افحسبتم انما خلقناکم عبثا و انکم الینا ولا ترجعون» (مؤمنون: 115)؛
«وما خلقنا السماء و الارض و ما بینهما لاعبین».(انبیا: 16)

3. فلسفه ی حیات و معنی زندگی از نظر قرآن کریم
براساس تعالیم قرآن کریم نظام هستی پوچ و بی هدف نیست. هر موجودی براساس برنامه ای سنجیده و حساب شده به این جهان گام نهاده و به سوی هدف حیمانه ای در سیر و حرکت است. انسان نیز که برترین آفریده ی خداست از این اصل کلی مستثنی نیست و حیات و هستی او نیز بی حساب و اتفاقی نیست. انسان برای رسیدن به هدفی والا خلق شده و به سوی آن هدف متعالی روان است و زندگی او پدیده ای پوچ و بی معنی نیست بلکه پدیده ای کاملاً هدفدار است.
از نظر قرآن کریم، آفرینش جهان مادی مقدمه ی آفرینش انسان است. قرآن کریم می فرماید:
«و هو الذی خلق السماوات و الارض فی سته ایام و کان عرشه علی الماء لیبلو کم ایکم احسن عملا». (هود: هفت)
از این آیه استفاده می شود که ایجاد جهان ماده – که یک ایجاد تدریجی است و در شش مرحله انجام گرفته است – مقدمه ی پیدایش موجودی بود که انحطاط پذیر و مترقی باشد تا به اختیار خود به کمال نهایی برسد. در این آیه هدف از آفرینش جهان و انسان، «آزمایش انسان» بیان شده است. منظور از آزمایش این است که زمینه ای فراهم شود که شخص آنچه را پنهان دارد آشکار کند، تا نیت خود را به عمل آورد. مفهوم آزمایش کردن خدا این است که وسایلی را فراهم کند تا انسان بر سر دوراهی قرار گیرد و آنچه در نهانش است به ظهور، و استعدادش به فعلیت برسد. همچنین در سوره ی کهف آمده است:
«انا جلعنا ما علی الارض زینه لها لنبلوهم ایهم احسن عملا». (کهف: هفت)
یعنی آنچه خدواند در روی زمین قرار داده است برای آزمایش انسان است؛ پس جهان آزمایشگاهی است که همه گونه وسایل آزمایش انسان در آن فراهم شده است. در آیاتی دیگر فلسفه ی آفرینش انسان، پرستش خدا معرفی شده است:
«وما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون». (ذاریات: 56)
همچنین یکی دیگر از اهداف آفرینش انسان، رسیدن او به رحمت الهی معرفی شده است. قرآن کریم می فرماید:
«ولا یزالون مختلفین الا من رحم ربک ولذلک خلقهم». (هود: 118-119)
از مجموع این آیات استفاده می شود که خداوند به انسان اختیار داده است و او برسر دوراهی قرار داده تا با انتخاب خود راه پرستش خدا را – که طریق سعادت انسان است – برگزیند و در سایه ی آن به رحمت الهی دست یابد و به سعادت برسد و چون هر گونه رحمتی در نزدیکی به خداست از این روی می توان گفت که براساس آیات قرآنی، هدف نهایی از آفرینش انسان و کارنهایی او همان «نزدیکی به خدا» و «قرب الهی» است. پس آزمایش انسان و پرستش خداوند به دست انسان، هر یک وسیله ای برای رسیدن به این هدف نهایی هستند و خود؛ هدف نهایی نیستند. به بیان دیگر اینها هدف های متوسطی هستند که لازمه رسیدن انسان به آن هدف نهایی می باشند.
ایمان به خدا اولین مرتبه ی نزدیکی به اوست و بعد از ایمان به او، با سعی و تلاش می توان در مراتب قرب بالاتر رفت و به مبدأ کمال نزدیک تر شد. در قرآن کریم از تعبیر «عند الله» در بیان مفهوم نزدیکی به خدا استفاده شده است. قرآن کریم از زبان همسر فرعون می فرماید:
«رب ابن لی عندک بیتا فی الجنه». (تحریم: 11)

4. دلایل معنی دار بودن زندگی از دیدگاه قرآن کریم
آیا از نظر قرآن کریم، زندگی موضوعیت دارد؟ آیا زندگی یک اشتباه کور طبیعی است یا ادراده ی الهی در پشت آن وجود دارد؟ آیا زندگی هدفی دارد و دبه دنبال معنایی است یا پوچ و بی هدف است؟ قرآن کریم به عنوان آخرین سند وحی الهی بیشترین توجه را به مسأله معنی داری زندگی داشته و در آیات مختلف، نظام هستی را هدفمند و معنی دار معرفی کرده است. ذیلاً به بررسی دلایل معنی دار بودن زندگی از دیدگاه قرآن کریم می پردازیم:

1.4. موضوعیت داشتن زندگی
از نظر قرآن کریم زندگی دنیوی موضوعیت دارد و در رابطه تنگاتنگی با زندگی آخرت قرار دارد. هیچ کدام از این دو فدای دیگری نمی شود. فدا کردن آخرت به خاطر دنیا امری مذموم است و به همان اندازه نیز رها کردن زندگی دنیوی به خاطرآخرت نکوهش شده است.
قرآن کریم بر مادیت محض قلم بطلان کشیده است و می گوید کسانی که فقط نعمت های دنیوی را می خواهند برایشان در آخرت نصیبی نیست. قرآن کریم در این باره چنین می فرماید:
«فمن الناس من یقول ربنا آتنا فی الدنیا و ما له فی الاخره من خلاق». (بقره: دویست)
همچنین قرآن کریم بر روحانیت محض نیز خط بطلان کشیده است و می گوید: بر خود حرام نکنید پاکیزه هایی را که خدا برایتان حلال شمرده است.
«یا ایها الذین آمنوا لا تحرموا طیبات ما احل الله لکم»(مائده: 87)؛
«قل من حرم زینه الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق».(اعراف: 32)
در سوره ی ابراهیم می خوانیم که حضرت ابراهیم (علیه السلام) بعد از سکنی دادن همسر و فرزندش در سرزمین مکه دو جور برایشان دعا می کند: اول از خداوند می خواهد که دل های مردم را به سوی آنها مشتاق کند و سپس انواع میوه و روزی را برایشان درخواست می کند تا مقدمه ی سپاسگزاری آنها باشد.
«ربنا انی اسکنت من ذریتی بواد غیر ذی زرع عند بیتک المحرم ربنا لیقیموا الصلاه فاجعل افئده من الناس تهوی الهیم و ارزقهم من الثمرات لعلهم یشکرون». (ابراهیم: 37)
آری قرآن کریم به آیین و روشی که استوار است هدایت می کند.
«ان هذا القران یهدی للتی هی اقوم». (اسراء: نه)
از سوی دیگر، اسلام رهبانیت و ترک دنیا را مذموم می شمارد. دقت در مفهوم آیات 200 و 201 سوره ی بقره بیانگر این است که دو روش از زندگی مورد بحث قرآن کریم است: یکی رویگردانی از آخرت و طلب دنیاست و دیگری جمع دنیا و آخرت است. اما انصراف از دنیا و رهبانیت و انزواگزینی، از نظر قرآن کریم پسندیده نیست و هرگز به هنگام یادآوری راه های مختلف زندگی ذکری از آن به میان نیامده است. دنیا طلبی صرف که از نظر قرآن کریم مذموم است در آیه ی زیر آمده است:
«فمن الناس من یقول ربنا اتنا فی الدنیا و ما له فی الاخره من خلاق». (بقره: دویست)
و جمع دنیا و آخرت که از نظر قرآن کریم پسندیده است در این آیه آمده است:
«ومنهم من یقول ربنا اتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه و قنا عذاب النار اولئک لهم نصیب مما کسبوا و الله سریع الحساب».(بقره 201-202)
امام سجاد (علیه السلام) نیز می فرماید:
«لیس منا من ترک دنیاه لاخرته و لا آخرته الدنیاه». (حرعاملی 1403ج 12: 49)

2.4. اهمیت کار و تلاش اقتصادی در معنی بخشی به زندگی
از نظر قرآن کریم مهم ترین چیزی که جامعه ی بشری را پایدار نگه می دارد اقتصاد است. خداوند آن را مایه قوام اجتماعی قرار داده است. انواع گناهان و جرایم و جنایات و تعدیات و مظالم در دو چیز ریشه دارد: یکی فقر مفرط و دیگری ثروت بی حساب. به همین دلیل یکی از دلایل بعثت انبیاء فراهم ساختن زمین برای قیام مردم در جهت برقراری قسط و عدالت اقتصادی است.
قرآن کریم می فرماید:
«لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط». (حدید: بیست و پنج)
اسلام با وضع قوانین خاص جلوی فقر مفرط را می گیرد و همچنین از ثروت بی حساب جلوگیری می کند و ثروت اندوزانی که انفاق نمی کنند به عذابی ابدی و دردناک مژده می دهد.
«والذین یکنزون الذهب و الفضه و لا ینفقونها فی سبیل الله فبشر هم بعذاب الیم». (توبه: سی وچهار)
به دلیل اهمیت فوق العاده ای که کار در حیات فردی و اجتماعی بشر دارد قرآن کریم به طور صریح همه ی بهره مندی های انسان را در گرو کار و کوشش او می داند.
«و ان لیس للانسان الا ما سعی ». (نجم: سی و نه)
امام صادق(علیه السلام) تلاش برای معاش را جهاد در راه خدا می داند و می فرماید:
«الکاد علی عیاله کالمجاهد فی سبیل الله». (نوری 1383 ج دو: 417)
در تعریف کار گفته اند : کار فعالیت انسان به منظور تولید، تغییر شکل یا انتقال اشیاست. حاصل این تلاش را نیز کار گویند. (جعفری لنگرودی 1370: 516)
برگسن کار را آفرینش امر فایده بخش می داند (بیرو 1366: 452) و پرودن کار را عمل هوشیارانه ی انسان برروی ماده می داند. (بیرو 1366: 452)
در اسلام بر هرکس واجب است برای تأمین معاش و زندگی خود کار کند و هیچ کس در اسلام از کار کردن مستثنی نشده است. اهداف تلاش اقتصادی از نظر اسلام علاوه بر کسب روزی حلال برای محتاج نشدن به دیگران، موارد دیگری را نیز در بر می گیرد. از جمله: کار برای توسعه و گشایش زندگی خود و خانواده، کار برای افزایش ثروت و استفاده ی مشروع از آن، کار برای دستگیری از نیازمندان و خدمت به دیگران، کار برای اطاعت فرمان خدا و انجام وظیفه. (ری شهری 1364 ج نه کسب المال من الحلال)
باید توجه داشت که نکوهش قرآن کریم از «ثروت» و دیگر جلو های دنیاگرایی به طور مطلق نیست و تابع اوضاعی است و آیاتی که در محکومیت دنیا و ثروت وجود دارد ناظر به دلبستگی و پرستش پول و ثروت است؛ مثلاً، در این آیات:
«وما اموالکم ولا اولادکم بالتی تقربکم عندنا زلفی» (سبا: 37)؛
«ان الذین کفروا لن تغنی عنهم اموالهم و لا اولادهم من الله شیئا» (آل عمران: 116)؛
«ویل لکل همزه لمزه الذی جمع مالا و عدده. یحسب ان ماله اخلده». (همزه: 1-3)
ملاحظه می شود که ثروت به طور مطلق مورد نکوهش قرار نگرفته است.
حتی در پاره ای روایات به عنوان وسیله ای مشروع در جهت تکامل معنوی و ارتقاء فرد و جامعه نامیده شده است. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)می فرماید: «نعم العون علی تقوی الله الغنی». (کلینی 1388 ج چهار: 71)
در مقابل، فقر مالی مورد نکوهش قرار گرفته و به عنوان ایجاد کننده ی گناه، عامل ضعف ایمان، موجب کاهش حیا و آبرو، مایه ی نقصان عقل و حتی «نزدیک کفر» معرفی شده است.
امام علی (علیه السلام) می فرماید: «کاد الفقر ان یکون کفرا». (مجلسی 1403 ج 72: سی )
از نظر قرآن کریم حق کار و تلاش و در آمد به طور مساوی برای مردان و زنان محترم است.
«للرجال نصیب مما اکتسبوا و للنساء نصیبب مما اکتسبن و اسالوا الله من فضله ان الله کان بکل شی ء علمیا». (نساء: 32)
اسلام اجازه نمی دهد که عده ای خاص بر منابع اقتصادی جامعه مسلط باشند و اکثریت مردم گرسنه بمانند. گردش ثروت در دست عده ای خاص حرام است و همه ی مردم باید از رفاه اقتصادی لازم برای یک زندگی مطلوب و سعادتمند برخوردار باشند.
«کی لا یکون دوله بین الاغنیا منکم» (حشر: هفت)
قوانین اقتصادی اسلام بهترین دلیل بر این است که زندگی دنیوی، از نظر اسلام موضوعیت دارد و برای حفظ آن باید از طریق تلاش سالم اقتصادی اقدام کرد.

3.4. اسلوب قرآن کریم در دعوت انسان به زندگی
قرآن کریم در دعوت انسان به زندگی دو روش را به کار می برد.
اول، به مسخر بودن جهان نسبت به انسان توجه داده و در آیاتی بسیار به آن اشاره کرده است؛ از جمله:
«هو الذی خلق لکم ما فی الارض جمیعا» (بقره: 29)؛
«الم تروا ان الله سخر لکم ما فی السماوات و مافی الارض و أسبغ علیکم نعمه ظاهره و باطنه » (لقمان: بیست)؛
«الله الذی سخر لکم البحر لتجری الفلک فیه بامره و لتبتغوا من فضله ولعکم تشکرون». (جاثیه: دوازده)
دوم، انسان ها را به منابع پاره ای از ثروت ها آگاه می سازد که این ثروت ها پایه ی تشکیل اقتصاد ضرورت یک ملت در زندگی و تکاملش محسوب می گردد. از جمله در این آیات:
«والاانعام خلقها لکم فیها دف ء و منافع و منها تاکلون» (نحل: پنج)؛
«وهو الذی سخر البحر لتاکلوا منه لحما طریا و تستخرجوا منه حلیه تلبسونها و تری الفلک مواخر فیه و لتبتغوا من فضله و لعلکم تشکرون» (نحل: چهارده)
«الم تر ان الله انزل من السماء ماء فاخرجنا به ثمرات مختلفا الوانها و من الجبال جدد بیض و حمر مختلف الوانها و غرابیت سود».(فاطر: بیست و هفت)
دقت در آیات فوق نشان دهنده ی این نکته است که زندگی دنیوی از نظر قرآن کریم موضوعیت دارد و برای پایداری آن باید از طریق کشف و شناسایی و بهره مندی از منابع طبیعت اقدام کرد.

4.4. دعوت قرآن کریم به تفکر برای یافتن معنی زندگی
برای شناخت اهداف خداوند از آفرینش و معنی دار بودن نظام زندگی، قرآن کریم انسان ها را دعوت به تفکر و اندیشه در نشانه های خداوند در هستی می کند.
«ان فی خلق السماوت و الارض و اختلاف اللیل و النهار الایات لاولی الالباب» (آل عمران: 190)
کسانی که موفق به تفکر در نشانه های خداوند در نظام آفرینش شوند به بیهوده نبودن خلقت و معنی دار بودن آن اعتراف خواهند کرد.
«ویتفکرون فی خلق السماوات و الارض ربنا ما خلقت هذا باطلا». (آل عمران: 191)
مطالعه در نظام آفرینش برای یافتن هدفداری نظام عالم یکی از دستورهای قرآن کریم است. چنین مطالعه ای نشان دهنده ی آن است که هر موجودی که در جهان آفرینش وجود دارد از اجزایی خاص تشکیل شده است که این اجزا با تناسب و ارتباط و هماهنگی یکدیگر هدفی خاص را تعقیب می کنند. عنصر هدفداری و غایتمندی اساسی ترین عامل در پیوستگی و ارتباط و هماهنگی نظام جهان است چرا که اساساً بدون هدف، مجموعه ی دارای نظام ایجاد نمی شود. از نظر قرآن کریم آفرینش براساس حق صورت پذیرفته است و نشانه های آن برای صاحبان علم و آگاهی در نظام هستی گسترده شده است.
«ما خلق الله ذلک الا بالحق یفصل الایات لقوم یعلمون». (یونس: پنج)
و در آفرینش الهی بی نظمی و گسستی وجود ندارد.
«ما تری فی خلق الرحمن من تفاوت فارجع البصر هل تری من فطور». (ملک: سه)
منظور از عدم تفاوت در این آیه این است که تدبیر الهی چون حلقه های زنجیر در سراسر جهان به هم پیوسته و متصل است و خداوند اجزا و اعضای جهان خلقت را طوری آفریده است که بتوانند به هدفی که برای آن خلق شده اند برسند و دیگران مانع آن نشوند.
با تفکر در مضمون چنین آیاتی می توان هدفداری نظام خلقت و معنی داری زندگی از نظر قرآن کریم را نتیجه گرفت.

5.4. جدی بودن زندگی از نظر قرآن کریم
یکی از دلایل معنی دار بودن زندگی از نظر قرآن کریم این است که بر اساس تعالیم قرآن کریم نظام عالم به مثابه ی موجودی شعورمند بسیار جدی و دقیق عمل می کند و همین مسأله معنی دار بودن زندگی را یادآوری می کند. امام علی (علیه السلام) پس از جنگ صفین اول، در نامه ای به فرزندش امام حسین (علیه السلام) می نویسد: من تجارب فراوان داشته ام و خیلی امور برمن گذشته است. از میان این نکات نکته ای که باید در صدر قرار گیرد این است که در زندگی باید جدی بود. «فافضی بی الی الجد لایکون به لعب» یعنی نمی توان زندگی را به بازی گرفت. (نهج البلاغه، نامه سی و یک)
در توضیح جدی بودن نظام هستی می توان گفت جهان هستی به مثابه ی یک موجود شعورمند در جهت عکس العمل نشان دادن بسیار دقیق عمل می کند. جهان هستی در برابر رفتارهای ما خیلی از خود حساسیت نشان می دهد، داوری می کند و متناسب با داوری عکس العمل نشان می دهد. قرآن کریم می فرماید:
«فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره و من یعمل مثقال ذره شرا یره». (زلزال: 7-8)
یعنی انسان با دستگاهی جدی و دقیق سر و کار دارد و نباید گمان کند که کارهای او فراموش می شود. هر کاری که انجام می دهد، هر موضعی که می گیرد و هر خلقی را که در خود می پرورد و… یک عکس العمل متناسب در جهان خواهد داشت. البته تعبیر آیه این است که خود عمل را می بیند یعنی قانون عمل و عکس العمل در نظام هستی چنان حاکم است که گویی اصلاً «عمل و عمل» است و نه «عمل و عکس العمل» عکس العمل هر عملی متوجه عامل آن است و در برابر عکس العمل انسان سپری وجود ندارد. قرآن کریم می فرماید:
«لها ما کسبت و علیها ما اکتسبت». (بقره: 286)
همچنین قرآن کریم می فرماید:
«ولقد جئتمونا فرادی کما خلقناکم اول مره». (انعام: نود و چهار)
مفهوم آیه این است که انسان ها تک تک آفریده شده اند و تک تک به پیشگاه خدا باز می گردند. پس باید کاری کنیم که بتوانیم از عهده ی پاسخگویی آن برآییم. چرا که روز قیامت روزی است که فرد از پدر و مادر و برادر و همسر و فرزند و عشیره ی خود می گریزد.
«یوم یفر المرء من اخیه. و امه و ابیه. و صاحبته و بنیه».(عبس: 34-36)
باید دانست که به خاطر جدی بودن نظام جهان جبران کم کاری ها یا بدکاری ها فقط با کار خوب امکان پذیراست. و برای تخفیف عکس العمل، احساس ندامت و حسرت خوردن و نالیدن کارساز نیست.
از دیگر مظاهر جدی بودن نظام جهان این است که هر چیزی که موافق با نظام جهان و در جهت اراده و مشیت الهی نباشد، فراموش خواهد شد؛ دلبستگی به هر چیزی غیر از طریق حق زوال پذیر است.
«کل من علیها فان ویبقی وجه ربک ذو الجلال و الاکرام»(الرحمن: 26-27)
و در نظام خلقت بازی و سرگرمی راه پیدا نکرده است و انسان نیز نباید به لهو و لعب دل ببندد.

6.4. مسؤولیت انسان در قبال اعمال خود
یکی دیگر از دلایل معنی دار بودن زندگی از دیدگاه قرآن کریم این است که قرآن کریم انسان را مسؤول اعمال خویش معرفی کرده است و بیان می کند که او در مقام محاسبه ی اعمال باید پاسخگو باشد. حساب رسی و ارزیابی اعمال نشانه ی معنی دار بودن زندگی است. قرآن کریم می فرماید:
«کل نفس بما کسبت رهینه» (مدثر: سی و هشت)؛
«ان الله کان علی کل شی ء حسیبا» (نساء: هشتاد و شش)؛
«الا له الحکم و هو اسرع الحاسبین» (انعام: شصت و دو)؛
«لیجزی الله کل نفس ما کسبت ان الله سریع الحساب». (ابراهیم: پنجاه و یک)
ادامه دارد …
منبع: گروهی از نویسندگان، مجموعه مقالات مسابقات بین المللی قرآن کریم- جلد سوم، انتشارات اسوه، چاپ اول، (1387).

مطالب مشابه