آخرین نشانه ها (بخش دوم) / مرگ عبدالله و زلزله‌ی بزرگ دمشق

آخرین نشانه ها (بخش دوم) / مرگ عبدالله و زلزله‌ی بزرگ دمشق

حوادث (احتمالا) زمستان سال قبل از ظهور
مرگ ملک عبدالله

عن الإمام الصادق قال: من یضمن لی موت عبد الله أضمن له القائم، ثم قال: إذا مات عبد الله لم یجتمع الناس بعده على أحد ولم یتناهَ هذا الأمر دون صاحبکم إن شاء الله، ویذهب ملک السنین ویصیر ملک الشهور والأیام ! فقلت یطول ذلک؟ قال: کلا.

ترجمه: از امام صادق علیه السلام: هر کس برای من مرگ عبدالله را تضمین کند، من برای او ظهور قائم را تضمین می کنم … هنگامی که عبدالله بمیرد، مردم پس از او بر هیچ کس (به عنوان جانشین) به توافق نخواهند رسید و این وضعیت تا ظهور ادامه خواهد یافت، و در این دوره، جای پادشاهی های سال ها را، پادشاهی های ماه ها و روزها خواهد گرفت. راوی می گوید، گفتم، آیا این وضع به طول می انجامد؟ فرمود: هرگز.

از این روایت همین قدر مشخص است که مرگ حاکمی به نام عبدالله چند ماه قبل از ظهور خواهد بود به طوری که برخی جانشینان او چند ماه حکومت خواهند کرد (ملک الشهور) و برخی چند روز (والأیام) و به طور کلی از مرگ او تا ظهور فاصله ی زیادی نخواهد بود . این که این اتفاق در زمستان باشد تنها یک احتمال است و وقوع آن در بهار هم با این روایت جور در می آید. مهم آن است که پس از مرگ او تا ظهور چند ماه فاصله باشد.

زلزله‌ی بزرگ دمشق، ظهور سفیانی از درعا

وقال ابن حماد:۱/۲۸۵: عن أرطاه قال: … وخسف بقریه بدمشق وسقط طایفه من غربی مسجدها، رُفع بالشام ثلاث رایات: الأبقع والأصهب والسفیانی، ویحصر بدمشق رجل فیقتل ومن معه، ویخرج رجلان من بنی أبی سفیان فیکون الظفر للثانی، فإذا أقبلت ماده الأبقع من مصر ظهر السفیانی بجیشه علیهم فیقتل الترک والروم بقرقیسیا حتى تشبع سباع الأرض من لحومهم.

و [پس از] فرورفتن روستایی در دمشق و فروریختن بخش غربی مسجد دمشق [بر اثر زلزله]، سه پرچم در شام، برافراشته می شود: ابقع، اصهب و سفیانی، و مردی در دمشق محاصره شده و خودش و همراهانش، کشته می شوند، و دو نفر از نسل ابوسفیان شورش می کنند و دومی، پیروز می شود. پس آنگاه که ابقع از مصر روی آورد، سفیانی و لشکرش بر آنان پیروز می شوند، سپس ترک و روم را در قرقیسیا (دیرالزور) می کشد چندان که جانوران درنده ی زمین از گوشت آنان سیر می شوند [یا توانند شد].

 عن أبی جعفر الباقر قال: قال أمیر المؤمنین: … قال: رجفه تکون بالشام یهلک فیها أکثر من مائه ألف، یجعلها الله رحمه للمؤمنین وعذاباً على الکافرین، … فإذا کان ذلک فانظروا خسف قریه من دمشق یقال لها حرستا، فإذا کان ذلک خرج ابن آکله الأکباد من الوادی الیابس، حتى یستوی على منبر دمشق، فإذا کان ذلک فانتظروا خروج المهدی.

 از ابی جعفر (امام باقر علیه السلام) است که فرمود: امیرالمومنین فرمود: … زلزله ای در شام خواهد بود که بیش از صدهزار نفر را خواهد کشت. خداوند این زلزله را رحمتی برای مومنین و عذابی برای کافرین قرار خواهد داد … پس بنگرید که روستایی از دمشق، که به آن “حرستا” می گویند، در زمین فرو خواهد رفت، پس از آن پسر هند جگرخوار از دره ی خشک، شورش خواهد کرد، تا این که دمشق را بگیرد، پس چون سفیانی دمشق را گرفت، منتظر قیام مهدی باشید.

وادی یابس (دره ی خشک) به منطقه ی مرزی سوریه و اردن، در استان درعای سوریه اطلاق می شود.

امروزه، حرستا، شهرکی در حومه ی شمالی شهر دمشق است.

عن الإمام الباقر: … وخسفاً بقریه من قراها، ویسقط طائفه من مسجدها … وإن أهل الشام یختلفون عند ذلک على ثلاث رایات: الأصهب والأبقع والسفیانی، … ویظهر السفیانی ومن معه حتى لا یکون له همه إلا آل محمد وشیعتهم … .

 از امام باقر است که فرمود: … و فرو رفتن روستایی از دمشق، و فرو ریختن بخشی از مسجد دمشق، … و اهل شام در زیر سه پرچم، با یکدیگر درگیر می شوند: اصهب، و ابقع و سفیانی، … و سفیانی و یارانش، [بر دو گروه دیگر] پیروز می شوند، پس از آن، تمام فکر و ذکر سفیانی، [مبارزه با] آل محمد و شیعیانـشان خواهد بود.

 قال أمیر المؤمنین: یخرج ابن آکله الأکباد من الوادی الیابس، وهو رجل ربعه وحش الوجه، ضخم الهامه، بوجهه أثر جدری، إذا رأیته حسبته أعور، اسمه عثمان، وأبوه عنبسه، وهو من ولد أبی سفیان، ….

 امیرالمومنین فرمود: پسر هندجگرخوار از دره ی خشک، شورش اش را آغاز می کند و او مردی است چهار شانه، با چهره ای خشن، و سری بزرگ، که در گونه اش اثر آبله هست، اگر بـبـیـنـی اش، می پنداری که کلاج (لوچ، مبتلا به تراخم) است، نامش عثمان است و پدرش عنبسه، و از نسل ابوسفیان است.

در مجموع، ترتیب رویدادها به این صورت خواهد بود، اول، زلزله ی بزرگ دمشق، دوم، ظهور سفیانی از درعا (رجب)، سوم محاصره شدن شخصی در دمشق و کشته شدن او ، چهارم، پیروزی سفیانی بر گروه های رقیب، پنجم، درگیری سفیانی با ترک و روم در قرقیسیا (شوال)، ششم، حمله ی سفیانی به عراق. هفتم، دخالت سید خراسانی در عراق و بیرون کردن سفیانی، هشتم، تسلط سفیانی بر اردن و دمشق، نهم، فرستادنِ سفیانی، سپاهی را به مدینه، دهم، خسف سپاه سفیانی در بَیداء.

نکته مهم: در مورد وقایع مهمی مانند زلزله ی دمشق و مرگ عبدالله، تاریخی در روایات ذکر نشده و لذا ما در این بخش، مجبوریم بر اساس قرائن حدس هایی بزنیم که ممکن است درست نباشند. مثلاً در مورد زلزله ی دمشق، می دانیم که قبل از ظهور سفیانی است، و چون می دانیم که ظهور سفیانی، در رجب، خواهد بود، پس زلزله، حداکثر باید اوایل رجب باشد.

مطالب مشابه