محل تولد امام زمان (ع)

محل تولد امام زمان (ع)

امام زمان در کجا به دنیا آمد؟
منجی عالم بشریت، امام زمان (عج) در نیمه شعبان سال 255 هجری قمری متولد شدند. داستان تولد امام زمان خود معجزه‌ای است برای کسانی که در وجود ایشان تردید داشته‌اند. اکثر علمای اسلامی محل تولد امام زمان و این که آن حضرت کجا به دنیا آمده‌اند را مورد بررسی قرار داده‌اند. در ادامه مقاله به بررسی این پژوهش‌ها و محل تولد حضرت ولی عصر(عج) خواهیم پرداخت.

از شهید اوّل (ره) نقل شده است که:

ولد(علیه السلام) بسّر مَنْ رأى یومَ الجمعه لیلا خامس عشر شعبان سنه خمس و خمسین و مأتین)

امام مهدى(علیه السلام) در سامرا، جمعه شب، هنگام در پانزدهم شعبان 255 هـ. ق به دنیا آمد.

امام زمان (عج) در سامرا متولد شده‌اند یا مدینه؟
به طور کلی احتمالاتی در محل تولد و اقامت امام زمان (عج) وجود دارد.

در سامرا به دنیا آمد و تا آخر عمر پدر بزرگوارش, در آن جا زیست.

دسته ای از روایات را که بیانگر تبریک و تهنیت شیعیان بر امام حسن(ع) است شاهد آورده‌اند از جمله

ابوالفضل الحسین بن الحسن العلوی گوید:

(دخلت علی ابی محمد(ع) بسرّ من رأی فهنأته بسیّدنا صاحب الزمان علیه السلام لما ولد)

در سامرا به منزل امام حسن(ع) رفتم و ولادت سرورمان صاحب الزمان(ع) را به وی تبریک گفتم.

نتیجه
این گونه روایات می‌رساند گروهی از شیعیان سامرا که از تولد فرزند امام حسن(ع) با خبر شده‌اند برای عرض تبریک به خدمت ایشان رسیده‌اند.

این روایات نمی‌توانند دلیلی بر تولد حضرت مهدی (ع) در منزل امام حسن عسکری باشند زیرا امکان دارد در محل دیگری به دنیا آمده و خبر ولادت وی به اصحاب و یاران خاص رسیده است و آنان برای تبریک به منزل امام (ع) در سامرا رفته‌اند.

روایاتی با عبارات مختلف از زبان حکیمه خاتون نقل شده است مانند دعوت امام حسن(ع), از ایشان در شب ولادت مهدی(ع) برای کمک به نرجس خاتون و مشاهده ویامام زمان(ع) را به هنگام ولادت و پس از آن در سامرا.

نتیجه
به این دسته از روایات هم نمی‌توان اعتماد کرد زیرا با برخی از روایات دیگر نقل شده از حکیمه خاتون تناقض و تعارض دارد مانند روایت زیر

شخصی پس از وفات امام حسن(ع) در مدینه به خدمت حکیمه خاتون می‌رسد و از ایشان می‌پرسد: امام پس از امام حسن(ع) کیست؟

ایشان پاسخ می‌دهد: زمین خالی از حجت نیست و فرزند امام حسن(ع) جانشین اوست.

راوی می‌پرسد: که شما فرزند ایشان را دیده‌اید یا شنیده‌اید.

می‌گوید: شنیده‌ام

روایاتی که بیانگر دیدن امام زمان توسط گروهی از اصحاب در منزل امام حسن عسکری(ع) است.

امام در پاسخ آنان که درخواست دیدن جانشین وی را دارند می‌فرمایند:

هذا امامکم من بعدی وخلیفتی علیکم, اطیعوه ولاتتفرقوا من بعدی فتهلکوا فی ادیانکم, أما إنکم لاترونه بعد یومکم هذا. قالوا: فخرجنا من عنده فما مضت الاایام قلائل حتی مضی ابومحمد(ع)

پس از من این پسر امام شماست و خلیفه من است در میان شما. امر او را اطاعت کنید از گرد رهبری او پراکنده نشوید که هلاک می‌گردید و دینتان تباه می‌شود. این را هم بدانید که شما او را پس از امروز, نخواهید دید.

آن جمع گفتند: از نزد امام بیرون آمدیم و روزی چند نگذشت تا اینکه امام حسن(ع) درگذشت.

در ملاقات احمد بن اسحاق و سعد با امام حسن عسکری نقل شده است که:

احمدبن اسحاق می‌گوید: برای آن حضرت مقداری وجوه شرعی از طرف مردم بردم. در پایان خواستم پرسش‌هایی مطرح کنم. امام حسن (ع) فرمود:

و المسائل آلتی اردت ان تسأله فاسأل قره عینی واومأ الی الغلام فسأل سعد الغلام المسائل, وردّ علیه بأحسن اجوبه, ثم قال مولانا الحسن بن علی الی الصلاه مع الغلام وجعلنا نختلف بعد ذلک الی منزل مولانا(ع) فلا نری الغلام بین یدیه.

پرسش‌هایی که داری از نور چشم من (اشاره فرمود به مهدی(ع)) بپرس. سعد آنچه خواست پرسید و آن پسر, با بهترین شیوه پاسخ داد.

سپس امام یازدهم فرمود: نماز را با وی بخوانید. از آن پس به خانه امام رفت و آمد داشتیم لکن آن حضرت را ندیدیم.

در سامرا متولد شد و پیش از درگذشت پدر به مکه فرستاده شد.

مسعودی در اثبات الوصیه از حمیری و او از احمدبن اسحاق نقل می‌کند که گفت:

دخلت علی ابی محمد(ع) فقال لی: ما کان حالکم فیما کان الناس فیه من الشک والأرتیاب؟ قلت یا سیدی لما ورد الکتاب بخبر سیدنا ومولده لم یبق لنا رجل ولا امرأه و لا غلام بلغ الفهم إلاّ قال بالحق فقال اما علمتم ان الأرض لاتخلو من حجه اللّه ثم امر ابو محمد(ع) والدته بالحج فی سنه تسع و خمسین و مأتین وعرّفها مایناله فی سنه الستین, و احضر الصاحب(ع) فأوصی الیه و سلم الأسم الأعظم و المواریث و السلاح الیه وخرجت ام ابی محمد مع الصاحب جمیعاً الی مکه و…

بر امام حسن عسکری(ع) وارد شدم.

فرمود: چگونه‌اید در مسأله ای که مردم در آن تردید دارند؟

گفتم سرور من! وقتی خبر ولادت سید و مولای ما به ما رسید مرد و زن و کوچک و بزرگ ما آن را پذیرفتند.

امام فرمود: آیا نمی‌دانید که زمین از حجت خدا هرگز خالی نمی‌ماند. پس از این امام حسن(ع) در سال 259 امام مهدی(ع) را همراه با مادر خود [مادر امام حسن] به سوی مکه و حج فرستاد و سفارش‌های لازم را کرد و امور مربوط به امامت را به وی واگذاشت و به مادرش از حوادث سال آینده [سال 260] خبر داد.

حضرت مهدی(ع) یا در سامرا به دنیا آمد و به مدینه فرستاده شد و یا در مدینه به دنیا قدم نهاد و در همانجا ماندگار شد.

ابی هاشم جعفری می‌گوید:

قلت لأبی محمد(ع) جلالتک تمنعنی من مسألتک فتأذن لی ان اسألک؟ فقال: سل. قلت: یا سیدی هل لک ولد؟ فقال نعم, فقلت فان حدث بک حدث فأین اسأل عنه؟ قال: بالمدینه.

به امام حسن عسکری(ع) عرض کردم: پرسشی دارم ولی بزرگواری شما مانع پرسیدن من است. اجازه می‌دهید آن را مطرح سازم؟ امام (ع) فرمود: بپرس.

گفتم: سرورم آیا شما را فرزندی هست؟

فرمود: آری.

گفتم: اگر پیش آمدی شد کجا می‌توان او را یافت؟

فرمود: مدینه.

علامه مجلسی می‌نویسد:

قال بالمدینه ای الطیبه المعروفه او لعله علم انه یدرکه او خبراً منه فی المدینه, وقیل اللام للعهد والمراد بها سرّ من رأی یعنی ان سفراؤه من اهل سر من رأی یعرفونه فسلهم عنه

مقصود امام(ع) از مدینه، همان مدینه طیبه است. شاید امام(ع) می‌دانست که شخص سؤال کننده مهدی(ع) و یا خبر او را درمدینه خواهد یافت.

برخی گفته‌اند: الف و لام کلمه (المدینه) برای عهد است و مقصود سامراست. به این معنی که سفیران و نمایندگان خاص حضرت حجت(ع) که در سامرا هستند, او را می‌شناسند. از آنان راجع به فرزند من, بپرس.

علامه مجلسی, در آغاز نظر خود را نسبت به این روایت, به صراحت اعلام می‌دارد و مدینه را به همان مدینه معروف و مشهور تفسیر می‌کند و قول دیگر را با تعبیر (قیل) می‌آورد که حکایت از آن دارد که مورد تأیید وی نیست.

مؤید این احتمال (که مدینه همان مدینه طیّبه باشد) روایتی است که از امام جواد(ع) رسیده.

راوی می‌گوید از ایشان پرسیدم:

… مَنِ الخلف بعدک؟ فقال: ابنی علی وابنا علی, ثم أطرق ملیّاً, ثم رفع رأسه, ثم قال: انها ستکون حیره, قلت: فاذا کان ذلک فالی اَین؟ فسکت, ثم قال: لا این ـ حتی قال‌ها ثلاثاً فأعدت علیه, فقال: الی المدینه, فقلت: ای المُدُن؟
فقال: مدیتنا هذه وهل مدینه غیرها.

جانشین شما کیست؟

امام (ع) فرمود: فرزندم علی و فرزند او [حسن بن علی]

سپس چند لحظه ای ساکت شد و بعد فرمود: به زودی شما دچار حیرت خواهید شد.

گفتم: در این دوران حیرت چه کنیم و کجا برویم؟ امام(ع) ساکت شد, سپس سه مرتبه فرمود: جایی نیست.

باز از ایشان پرسیدم.

در پایان فرمود: مدینه.

گفتم کدام مدینه؟

فرمود همین مدینه [طیّبه] و آیا غیر از این مدینه ای هست؟

قرائن و شواهد تاریخی آن زمان نیز, این احتمال را تأیید می‌کند.

کلام آخر
ای منجی عالمیان ، جهان در انتظار توست ! نیستی تا ببینی مردم روز میلادت یعنی رمز عشق پاک چه می‌کنند ! چگونه بغض سنگین خود را در گلو نگه داشته‌اند و انتظار می‌کشند. منتظرند تا که بیاید و جهان را از عدل پرکند. کسی بیاید و به این جهان بی اساس پایان دهد بیا تا بعد از این در کوچه‌های غریب شهر روز میلادت را با بودنت جشن بگیریم و خیابان‌های تاریک و ظلمات را با نور بودنت چراغانی کنیم. بیا و ببین مردم روز آمدنت چه می‌کنند؟

منبع: سایت ستاره

مطالب مشابه

دیدگاهتان را ثبت کنید