زینب فوّاز پیشگام نهضت زنان در جهان اسلام

زینب فوّاز پیشگام نهضت زنان در جهان اسلام

زینب فوّاز کیست؟
پیشگام نهضت زنان در جهان اسلام و نخستین زن مسلمان عرب که توانمندانه و با بلاغت و فصاحت کلام و نوشتار خود، خواهان حقوق زن و ارتقای سطح علمی و موقعیت اجتماعی زنان شد.«فوّاز» نویسنده‏ای روشنفکر، ادیبی دلیر و شاعری نوپرداز و بدیعه سرا بود.
وی از اهالی جبل عامل، زاده شهر تبنین در مصر در ۱۸۶۰ است.(۱) وقتی ده ساله شد، به اسکندریه آمد و شروع به فراگیری خواندن و نوشتن نزد استاد محمد شبلی کرد. سپس نزد استاد حسن حسنی پاشاطویرانی، صاحب روزنامه النیل، علوم زبان عربی یعنی صرف و بیان و عروض و تاریخ را آموخت. انشا و نحو را نزد استاد محی الدین نبهانی یاد گرفت. آن گاه به زادگاهش بازگشت. پس از چیرگی بر بسیاری از معارف و دانش‏ها، به سرایش شعر رو آورد و به قدری خوب می‏سرود و در شعر متبحّر بود که دیوانی بزرگ داشت.
از جمله شعرهای وی است:
للشرق فضلٌ فی البریه إنّه
یأتی الوجود بکل حُسْن معجب
والغرب أظلم مایکون لأنّنا
نشقی بفرقه شمسنا فی المغرب؛(۲)
میان آفریدگان، شرق از چنان فضیلت و برتری برخوردار است که هر نیکی شگفت آوری را در هستی و وجود نشان داده، اما غرب به آن اندازه تیره و تار است که حتی اگر خورشید در آن جا آشکار شود، ما گمراه خواهیم شد و راه خود را نخواهیم جُست.
زینب در قلعه تبنین، از روستاهای جبل عامل و تابع صیدا، ملازم و همراه زنان آل اسعد بود، به خصوص بانو فاطمه، دختر اسعد خلیل که همسر علی بیگ اسعد، حاکم قلعه بود…بانو فاطمه تأثیر ادبی به سزا و خوبی در شاعر بزرگ، زینب داشت و وی بهره بسیاری از فاطمه برد.
زینب با مردی شکارچی که از اطرافیان«خلیل بیگ» فرزند کوچک فاطمه، در شهر«طیّبه» بود، ازدواج کرد(۳)، اما به سبب تفاوت بسیار فرهنگی میان زینب و شوهرش، این پیوند دوام چندانی نیافت. پس از این زینب به دمشق رفت و در آن جا با ادیب«نظمی» نویسنده دمشقی ازدواج کرد، اما دومین وصلت نیز به فرجام نرسید و زینب با شخصی مصری که نظامی بود و«امیر آلای» نام داشت، پیمان زناشویی بست و به همراه وی عازم مصر شد. (۴)
محیط فرهنگی مصر به زینب کمک کرد توانایی‏های علمی و مواهب خدادای‏اش را بروز داده، در روزنامه‏های مهم مصری، مقالاتی بنگارد که موجب آوازه و شهرت وی در نگارش و سرایش شعر شد. چنان که داستان‏های بلند و گزارش‏های تحلیلی سیاسی اجتماعی نوشت که بر آوازه او افزود. وی کتاب مهمی در شرح حال و زندگی نامه زنان مشهور جهان با عنوان«الدّر المنثور فی طبقات رّبات الخدور»[=مرواریدهای پراکنده، در شرح حال زنان پرده نشین[ نوشت که شهرتی فراگیر و جهانی را برایش به ارمغان آورد. سرانجام«فوّاز» در میانه ژانویه ۱۹۱۴ در قاهره درگذشت.(۵)

نویسنده‏ای ادیب و شاعری نوپرداز
ویژگی بانوی بزرگ و شعر بدیعه سرا، نگارش و نویسندگی است، به آن اندازه که در هنر نگارش و سرایش شعر نامور و بسیار شهره است.
زینب فوّاز از نظر منتقدان مشهور چنین توصیف شده است:
تافته‏ای جدابافته و یگانه زمان، به رغم آن که در نوشته‏ها و آثار و شعرش کژی هایی داشت. در زمان خود، زنی نبود که با وی رقابت کند و غیر او در مصر، به نگارش و شعر و تألیف، شهرت نداشت، جز«عائشه تیموریه». در مصر آوازه و نام دو زن نویسنده شنیده می‏شد: عائشه تیموریه و زینب فوّاز. (۶)
شاعر ما در ادب نثر و شعر متمایز و شاخص بود. بسیار شعر سرود، تا آن اندازه که دیوانی در خور گرد آورد. در نثر، مقالات بسیاری در روزنامه‏ها و مجلات نوشت و منتشر کرد که نمایانگر مهارت و استادی و چیرگی‏اش در علوم ادبی است. کتابی با نام«الرسائل الزینبیه» در باره حقوق کامل زن و جایگاه والای اجتماعی‏اش نگاشت، و توانمندانه خواهان حقوق زن بود و در خواست کرد مسئولیت‏های اقتصادی و سیاسی و اداری و غیر آن که به مردان واگذار می‏شود، تماماً به زنان نیز داده شود.(۷)
وی شاعر یگانه زمان خود و ملکه زنان همعصرش در نظم و نثر بود و شعرش اغلب رنگ و بوی اسلامی داشت.
عناوین نگاشته ‏های وی عبارت است از:
۱. الرسائل الزینبیه، مجموعه مقالات و نگاشته‏ها که برخی شعر است و در روزنامه‏های مصر نوشت، سپس آنها را در یک اثر به همین عنوان گرد آورد. بیشتر بحث‏های این کتاب، زنان و حقوق و جایگاه اجتماعی آنان است.
۲. الدّر المنثور فی طبقات ربّات الخدور، که به شرح حال نویسی زنان مشهور شرقی و غربی، چه پیشینیان و چه متأخران پرداخت. بهترین و حجیم‏ترین نگاشته وی این اثر است، که در چاپخانه بزرگ الأمیریه مصر در ۱۳۱۲ هجری چاپ شد. جمعی از ادیبان، مرد و زن بر این اثر، مقدمه و مطلب نوشته‏اند، مانند حسن حسنی پاشاطویرانی، صاحب امتیاز روزنامه النیل و عائشه عصمت تیمور، شاعر مشهور مصری.
۳. الملک کورش، داستانی بلند که محتوا و پیامی بسیار عالی دارد و به داستانی عشقی در برهه‏ای از زمان می‏پردازد. در این اثر زشتی و پلشتی پرستش آتش توسط مجوسیان به تصویر کشیده شده، بدیع‏ترین توصیفات در حُسن عبادت خدای واحد و یگانه آورده شده است. نیز سقوط دولت مادّها و جایگزینی دولت پارس به جای آن و چیرگی کورش پادشاه بر پارس و نینوا و بابل، سپس نابودی این دو مملکت بزرگ و انحلال آن دو در فارس بیان شده است.
۴. حُسن العواقب(غاده الزهره) داستانی درباره بسیاری از عادتها و سنّتهای جبل عامل، به ویژه سنّت‏ها و باورهای خانواده‏ای که مدتی در خدمت آنان بود. نویسنده، سرشت و عادات برخی از عشایر جبل عامل، در قرن گذشته را نشان داده، اینان را به شجاعت و شهامت توصیف می‏کند.
۵. کشف الإزار عن مخبئات الزار[=افشای فریب‏های فالگیران] که داستان است.«زار» در عربی به گونه‏ای شعبده بازی پیر زنان مصری فالگیر گفته می‏شود که دروغ است.
۶. مدارک الکمال فی تراجم الرجال[= اسناد کمال در شرح حال مردان]. این اثر خطی(دست نویس) مانده و چاپ نشده است.
۷. الجوهر النضید فی مآثر الملک الحمید. دست نویس .(۸)

نشانه‏ های نهضت
با نگاهی گذرا به عنوان‏های آثار زینب فواز می‏فهمیم وی در روشنفکری و آگاهی فرهنگی و اندیشه و ادب، سرآمد و پیشگام زنان مسلمان است، افزون بر این که شخصیتی توانمند داشته، پای بندی دینی وی ممتاز است. ارزش و بهای این بانو وقتی بیشتر می‏شود که به یاد داشته باشیم وی در نیمه دوم قرن نوزدهم و در آغاز قرن بیستم می‏زیست؛ در آن زمان به هیچ حقی از حقوق زنان عرب اعتنا نمی‏شد، حتی به عنوان انسانی برابر با مرد در انسانیت، به وی احترام نمی‏گزاردند. اما آنچه اکنون بدان می‏پردازیم، کوشش مهم وی در زمینه نهضت فراگیر زنان است.
زینب فوّاز در نگاشته‏هایش در محورها و جوانب بسیار به بیان نقش زن در بنیان تمدن و حقوق طبیعی اش در آموزش و اشتغال(کار) می‏پردازد و از سنت‏ها و باورهای حاکم و موروثی که مانع ایفای نقش زن و رسیدن به حقوقش شده، به شدت انتقاد می‏کند. این وضع زن را از دیگر حقوقش که با حقوق مردان در اغلب زمینه‏ها متفاوت نیست، محروم نموده است.
«فوّاز» سخنان آگاهانه و محکمی در نوشته‏های متعدد و در مناسبات مختلف گفته، در مهم‏ترین زمینه‏های مربوط به موضوع اظهار نظر کرده است. آنچه در پی به گونه گذرا می‏آید، نمونه‏ای از فعالیت‏های وی است.

حقوق کامل زن
زینب فواز، بانوی شاعر ما، پیشگام نهضت زنان در جهان اسلام برای دستیابی به حقوق کامل است. در زمان وی زنان هیچ حقی نداشتند. فوّاز شجاعانه با پشتوانه دلیل و برهان و با صدایی رسا خواسته زنان را بیان کرده، می‏نویسد:
هر خردمندی که در امور دنیا بنگرد، در می‏یابد هر دو جنس(مرد و زن) در تمامی زمینه‏ها برابرند، اما عدم اهتمام و اعتنا به این موضوع، نیز کوته فکری و تنگ نظری و سنت‏های جامعه، زنان را عقب نگه داشته است؛ گرچه تمام علل این‏ها نیست. از بانوان بزرگ از زمان قدیم تا روزگار ما تاریخ چیزی نقل و گزارش نمی‏کند. اکنون زنان، دانشمند و رئیس و دارای مسئولیت‏های مهم هستند. بنابراین تفاوت اینان با مردان چیست؟.
این مطلب درستی است که با مصداق‏های زنده بیان شده، شایسته است همگی بدان توجه داشته، در تنگ نظری‏های خود درباره زن بازنگری کنند. زینب فوّاز می‏گوید:
«زن غربی تمامی دانش‏هایی را که مردان می‏آموزند، فرا گرفته است، چه فلسفه و حکمت و ورزش و چه هندسه و قانون و سیاست، چرا که زن آفریده نشد که از خانه‏اش بیرون نرود، و گرنه فایده دانش هایی که می‏آموزد چیست؟»
فوّاز می‏پرسد: تفاوت زن شرقی با غربی چیست؟ فوّاز خواهان برابری زن با مرد است و آشکارا و شجاعانه حقوق زن را درخواست می‏کند.
وی می‏نویسد: خرد ورزی زن و مرد برابر است و هر دو عضو پیکره اجتماع اند و از یکدیگر بی نیاز نیستند. زن آفریده نشد که از منزل بیرون نرود و در کارهای بیرون از خانه دخالت نکند و مسئولیتی جز اداره منزل و تربیت فرزندان نداشته باشد، تا بپنداریم این، سنت الهی در آفرینش و رسم زمان از آغاز بوده است!
امروزه زن پا به بیرون از خانه گذاشته، در زمینه‏های مختلف کار می‏کند، زیرا از شایستگی فکری و داده‏های الهی و توان عقلی و جمسی برخوردار است.
بدان اندازه که موجب شده در تمامی زمینه‏ها کار و کوشش کند. اکنون کوچه و بازار پر از زنانی است که معامله و داد و ستد می‏کنند و…بر مردان پیشی گرفته‏اند.(۹)

شایستگی ‏های ذاتی زن
زینب فوّاز باشگفتی و ناباوری می‏پرسد: چه چیز زن را از کار و دانش باز می‏دارد؟ در حالی که وی انسانی است که خدا بدو توان عقلی و بدنی داده، قادر است نقش فعّالی در ساخت و تکامل زندگی داشته باشد.
فواز در جنبه ‏های نظری این مطلب سخن گفته، به پرسش‏ها و ابهاماتی که این باره است، توانمندانه پاسخ می‏گوید. وی در یکی از نگاشته هایش می‏نویسد:
زن مانند مرد، انسان است، دارای عقل کامل و فکری رسا و اعضایی برابر، که به شایستگی تدبیر و چاره اندیشی می‏کند و میان زمان و مکان تشخیص و تفاوت می‏نهد. زنان بسیاری بوده‏اند که بر مردان حکومت کرده، سیاستمدار بوده‏اند و احکام صادر کرده‏اند و سپاه و لشگر را نظام داده‏اند و وارد جدال و معرکه‏های سخت شده، جنگ و جهاد کرده‏اند.ملکه هایی بوده که به بهترین وجه سیاستمداری کرده، مملکت را اداره نموده‏اند، چنان که تاریخ از برخی نام برده، مانند: ملکه کلئوپاترا، ملکه زنوبیا، ملکه تدمر و یصابات(یمن). دخالت اینان در کارهای، اختلالی در نظام طبیعت به وجود نیاورده، خانه داری نادرستی نداشته‏اند، بلکه نظام خانواده آن گونه که بود، باقی مانده است.
وی به استناد گزارش‏های تاریخی از زنان عربی سخن گفته که در کارها و جنگ‏ها با مردان مشارکت و همراهی داشته، خطر کرده و در سختی‏ها و مشکلات وارد شده‏اند، افزون بر این که همسر و مادر بوده و مردان بزرگی پرورش داده‏اند؛ مردانی که تمامی دنیا را تسخیر کرده و زنان در کنارشان به آبادانی دنیا و ساماندهی شایسته پرداخته‏اند.
اکنون زن در داخل و بیرون خانه به خوبی کار کرده، در زمینه‏های مختلف مشارکت دارد. گواه مطلب آن است که اگر مردان از خیابان‏های شهرهای بزرگ، گذر کنند، محل‏های تجاری و فرهنگی و درمانی را پر از زنانی خواهند دید که به تجارت و فروش صنایع دستی و محصولات خانگی عرضه دیگر خدمات چنان که شایسته است می‏پردازند و همگی همسران و مادرانی هستند که کارهای منزل و بیرون را به بهترین وجه اداره می‏کنند.
فوّاز در ادامه، مثال‏های دیگری زده، می‏گوید: اگر به زنان فقیر خودمان در مصر و اسکندریه و تمامی کشور بنگریم، می‏بینیم توانایی انجام کارهای مردان را دارند و برخی تاجر و صنعتگرند. بعضی نیز در امور ساخت و ساز، کارگرند و به کارهایی که از نظر مردان برای معشیت و گذران زندگی، مطلوب است می‏پردازند. اگر به روستاها بنگریم، ملاحظه می‏کنیم زنان راه خود را برای کار، همراه با مردان باز کرده‏اند و دشت‏ها و کشتزارها، به اندازه مردان پر از زنان است و همگی به خوبی مردان، کشت و داشت و برداشت می‏کنند.
بنابراین هر خردمندی که به کارهای دنیا بنگرد، هر دو جنس را برابر می‏یابد. زن غربی در فراگیری دانش‏ها و یادگیری هر چه برای مردان لازم است، مثل علوم سیاسی و تجاری و صنعتی و هر چه که دنیا بر آن می‏چرخد، تفاوتی با مردان ندارد. در این صورت چرا چنان که به تجارت و صنعت و دیگر امور مورد نیاز در زندگی دنیوی مشغول است، به سیاست و امور اجتماعی- فرهنگی نپردازد؟
وی سخنش را چنین پایان می‏بَرَد: در هر حال تلاش زن برای پیشرفت، برای این که به حقوقش برسد، گناه نیست، بلکه موجب افتخار و سربلندی خواهد بود و از وی سپاسگزاری خواهد شد که راه رهایی و رستگاری برای هم صنفانش را گشود.(۱۰)

پایه ‏های تمدن
تمدنفقط به دست مردان و تنها در عصر جدید پایه گذاری نشد، بلکه نقش توانمند و بسیار زن در بیش‏تر میدان‏ها و زمینه‏ها برای پیشبرد تمدن آشکار است. در طول تاریخ زن در اوج به وجود آوردن دوره‏های تمدن و پیشرفت بوده که برای اثبات بطلان توجیهاتی که برای بازدارندگی زن از ادای حق کاملش گفته می‏شود، کافی است. تمدن بر پایه تکامل جنس بشر است، نه بر وانهادن نیمی از آن که زنان باشند.
برای تحقق بنیان تمدن، فوّاز با استناد به شعر:
دوائک فیک و ما تبصر
و داؤک منک و ماتشعر؛
درمانت به دست خود توست و نمی‏دانی و دردت از خودت است و متوجه نیستی
[سال‏ها دل طلب جام جم از ما می‏کرد/ وانچه داشت، زبیگانه تمنا می‏کرد] می‏گوید:
«ای خردمند! بیندیش چگونه انسانی که قد و قامت و تنی کوچک و ناتوان دارد، در دانش و معلومات بزرگ است! در واقع ضعیف است، اما در تلاش و فعل، توانمند! رو به سختی‏ها می‏آورد و با ذکاوت و تیز هوشی مشکلات را رام می‏کند! و با همت بلند به طرف کار یورش برده، تمامی امور را قبضه می‏کند و در دست می‏گیرد.
به سبب تدبیر شایسته و توان فکریش، تمامی موجودات در برابرش خاضع و فرمانبردارند و اگر در طلب مقصدش عزم داشته باشد، چیزی تصمیمش را سست نمی‏کند و از دست یابی به مراد باز نمی‏دارد.
اگر عزم و جزم آدمی نبود، آبادانی و شکوفایی نمی‏شد و نور علم و عرفان نمی‏تابید و بیرق‏های پیشرفت بر افراشته نمی‏شد و بر فراز بادها به جنبش در نمی‏آمد و قصرهای سر به آسمان کشیده و بناهای فاخر ساخته نمی‏شد و پیشرفتی نبود… آدمی جز با عزم و فعالیت، از بلبشوی توحش بیرون نمی‏آید و اختراعات و اکتشافات جز با دل به دریای متلاطم تاب و توان زدن و بر دوش کشیدن سنگینی و سختی کارهای بزرگ، به دست نمی‏آید. اگر ثبات عزم آدمی نبود، هر گژی خُوردی، او را از مقصد وا می‏داشت و اندک مانعی، وی را از رسیدن به هدف باز می‏داشت…
با این بینش وی یکی از بهترین آثارش را نگاشت و پرده نشینی زن را رد نمود. این اثر در پاسخ به خانم«هناءکورانی» نوشته شد. وی متعتقد بود: زن می‏بایست فقط به کارهای خانه بپردازد و هر خواسته‏ای جز این، گام نهادن به بیرون از سرشت طبیعت و مخالف با نظام و ساماندهی الهی است.
زینب فوّاز با ناباوری چنین اعتقادی – آن هم توسط همجنسان خویش – پاسخ می‏دهد: توانایی‏های زن بیش از آن است که فقط به اداره امور خانه و تربیت فرزندان بپردازد، زیرا به صورت طبیعی و غریزی و حتی در زمان توحّش و بربریت، هر زنی می‏توانست امور خانه را راه بُرده، فرزندانش را تربیت و آموزش دهد، بی آن که در این باره، درسی خوانده و آموخته‏ای را فرا گرفته باشد. از این رو وی افزون بر توانایی‏های فوق، شایستگی دارد دانش و فنون بیاموزد.
فواز می‏افزاید:
زنانی را که در امور سیاسی و کارهای دیگر دخالت کرده، اظهار نظر و رأی می‏کنند، تخطئه نمی‏نمایم و کارشان را درست می‏دانم، زیرا تا وقتی قادرند افزون بر امور خانه و تربیت فرزند، به اموری بپردازند که مردان به آن اهتمام دارند، مانعی و محظوری برای همت گماشتن به کارهای بیرون از خانه نیست، اگر چه در راه رسیدن به مقصود، غرض‏ها و سرزنش‏ها، مانع راهش شود و وی را از رسیدن به مراد باز دارد.
چنین خواسته‏ای توسط زن، تغییر نظام هستی و تبدیل نوامیس طبیعت و کاری غیر عادی نیست، زیرا مقصود آن نیست که زنان جای مردان را بگیرند یا مردان کاری را که طبیعت و غریزه بر عهده زنان گذاشته، انجام دهند. ما در شریعت و دین الهی یا در قوانین بشری، مطلبی نیافته‏ایم که زن را از ورود به صحنه‏های اجتماعی باز دارد و یا ناهمخوان با طبیعت و قوانین هستی باشد. زنانی که تن به باورهایی دهند که اعتماد به خویش را از آنان بستاند و گوشه نشینی و بطالت و عمر را بیهوده گذارندن برگزینند، سزاور سرزنش بیشتری هستند تا مردانی که چنین باوری دارند و سخنانی چنین می‏گویند!

پایان سخن
زینب فواز در عمر خویش، دانش‏های بسیاری آموخت و در روزنامه‏ها مقالاتی نگاشت، چنان کتاب هایی نوشت و شعر بسیار سرود.(۱۱) وی به جاهای مختلف(لبنان، شام و مصر) رفت و در زمینه‏های گوناگون خواهان حقوق زنان بود و آنچه را می‏گفت و می‏نوشت، رسا و بلیغ و فصیح بود. وی را با زنان پیشگام و پیشرو غربی در جریانات فمنیستی( زنانه نگری) برابر می‏دانند،(۱۲) گر چه باید اذعان داشت در همان حال پای بند باورهای دینی مثل حجاب بود.
«خیر الدین زرکلی» شرح حال نویس معروف جهان عرب، او را بهترین زن در دین و تربیت توصیف کرده است.
زمانی فوّاز به نشستی در شیکاگو، امریکا دعوت شد، اما به خاطر رعایت باورهای دینی اش، از رفتن بدان جا سرباز زد. وی اختلاط و امتزاج ناسالم و افسار گسیخته مردان و زنان را در محافل عمومی نمی‏پسندید و اعتقاد داشت: حضور در صحنه‏های اجتماعی و فعالیت‏های بیرون از خانه می‏تواند در مجالسی ویژه زنان انجام شود. استناد وی به آیات ۳۱ نور و ۲۳ نساء بود که دستور می‏داد:
زنان حفظ حجاب کرده، زینت و زیبایی خود را جز برای شوهران یا دیگر مَحرْمان آشکار نسازند و چنان رفتار و تظاهر نکنند که توجه مردان جلب شود.
فوّاز معتقد بود:
مسافرت زنان به جاهای دور، همراه با مردان باشد، تا از سلامت و امنیت برخوردار باشند و در صورت نیاز، مَحرمی به همراه داشته باشند تا نیازمند بیگانگان نشوند.

بزرگداشت، پس از صد سال
اکنون صد سال از نگارش نخستین اثر زینب فوّاز با نام«حسن العواقب» می‏گذرد. مجامع و محافل فرهنگی لبنان، چندی پیش برای بزرگداشت یاد و خاطره وی و تجلیل از اقدامات شایسته‏اش، نشستی با حضور نویسندگان، ادیبان و چهره‏های فرهنگی جهان عرب برگزار کردند. در این محفل، از زندگانی و فعالیت‏های ادبی فوّاز و آثار مهمی که درباره نهضت زنان پیشرو نوشت، سخن به میان آمده، از وی قدردانی شد. این نشست در جنوب لبنان و در نیمه دوم ۱۴۲۰هجری/ ۱۹۹۹میلادی برگزار شد.(۱۳)
بسیار شایسته است احزاب و تشکیلات زنان، به شناخت این بانوی نواندیش و اصلاحگرا همت گماشته، آثار وی را بازشناسی کنند، تا تقدیری از نقش فرهنگی و اجتماعی زن مسلمان شده، الگوی مناسبی از معاصران ارائه شود.

منابع

۱- اعیان الشیعه ، ۷/۱۳۴؛ الاعلام، ۳/۶۷؛ معجم المؤلفین، ۴/۱۹۸-۱۹۹؛ اعلام النساء، ۲/۸۲.
۲- مجله العرفان، ۸/۴۴۵.
۳- اعیان الشیعه، ۷/۴۳.
۴- همان؛ الاعلام، ۳/۶۷.
۵- همان.
۶- مجله العرفان، ۸/۴۴۵؛ اعیان الشیعه، ۷/۴۳.
۷- اعلام النساء، ۲/۸۴.
۸- همان؛ اعیان الشیعه، ۷/۴۳؛ الاعلام، ۳/۶۷.
۹- اعلام النساء، ۲/۸۶ – ۸۷؛ الرسائل الزینبیه.
۱۰- همان، ۲/۸۸-۸۹.
۱۱- اعیان الشیعه، ۷/۱۳۵.
۱۲- مجله النور، ش ۱۰۳، رمضان ۱۴۲۰/۱۹۹۹میلادی
منبع: ماهنامه پیام زن

مطالب مشابه