روزه درمانی در کلام امام علی علیه السلام (1)

روزه درمانی در کلام امام علی علیه السلام (1)

انسان زنده است به تربيت. در اسلام، هم امر تربيت يك امر بسيار مهم است و هم زمينه‏ها و بسترهاي تربيتي كاملاً هموار گشته است؛ اما از آنجائيكه امر تربيت يك امر بسيار ظريف است و همسان گل لطيف، انسانهاي معمولي در اين زمينه چندان موفق نبوده‏اند؛ زيرا اولاً شناخت و آگاهي كافي در اين امر وجود ندارد و ثانيا شيوه درستي در امر تربيت وجود ندارد. هركس شب خوابيده و صبح بلند شد، يك الگوي تربيتي اختيار مي‏كند و بدون هيچگونه انعطاف، بر يك مسئله غلط اصرار و پافشاري مي‏نمايد؛ غافل از اينكه در قرآن شريف آمده است:
«وقد خلقكم اطوارا»
«در حالي كه شما را در مراحل مختلف آفريده است.»1
يعني روحيات و خصوصيات هيچ كدام از دو انساني، شبيه و يكسان نيست بنابراين، در امور تربيتي، به تعداد انسانها به شيوه و «استانداردهاي تربيتي ويژه‏اي» نيازمنديم كه غفلت از آن باعث خسران خواهد شد.
با اين مقدمه، آيا روزه مي‏تواند در امور تربيتي اثراتي داشته باشد يا خير؟ و يك مربّي، والدين و سايرين، چگونه مي‏توانند از روزه در امور تربيتي، براي تربيت كودكان،نوجوانان و جوانان كمك بگيرند؟
«از فوايد مهم روزه اين است كه روح انسان را «تلطيف» و اراده انسان را قوي و غرائز او را تعديل مي‏كند.»2
به تعبير امام علي(ع) «روزه رياضتي است سازنده» كه اثرات تربيتي زيادي را ببار مي‏آورد.
حضرت امير(ع) در جواب كسي كه دنيا را نكوهش مي‏كرد فرمودند:
كَمْ عَلَّلْتَ بِكَفَّيْكَ. و كَمْ مَرَّضْتَ بِيَدِك…
«چند كس را با پنجه‏هايت تيمار داشتي؟
و چند بيمار را با دستهايت در بستر گذاشتي؟
بهبود آنان را خواهان شدي، و دردشان را به پزشكان مي‏نمودي.
بامدادان، كه دارويت آنان را فايدتي نبخشيد و بهبود نداد،
و گريه‏ات آنان را سودي. بيمت آنان را فايده‏اي نبخشيد، و…»3
انسان بايد چنان تربيت گردد كه بتواند با نفس در نفس ديگري تاثير گذارد.
با گريه و دعا و پرسش آگاهانه، بتواند در بهبودي بيماريهاي تني و روحي ديگران نقش ايفا كند.
دنيا بيمارستان بزرگي است كه عده‏اي در آن بيمار هستند وعده‏اي ديگر طبيب.
طبيبان بايد، طبيب دوّار باشند و براي درمان دوستان خويش لحظه‏اي توقف ننمايند.
همچنين دنيا مدرسه بزرگي است كه بايد عدّه‏اي در آن به تحصيل و تعليم مشغول باشند وعدّه‏اي ديگر به تعلّم .
فرهنگ ماه رمضان، كه فرهنگ تعليم و تعلّم است، زمينه كاملاً هموار است براي انتقال مطالب تربيتي و ديني و واقعا اگر درك و برداشت درستي از ماه رمضان و فرهنگ رمضان باشد، ماه رمضان، «ماه معجزه‏ها است» و مي‏توان به صورت بسيار زيبا و راحت در زمينه تربيتي با بچه و جوانان كار كرد و آنها را جذب نمود.
از سوژه روزه به اصطلاح «كله گنجشكي» گرفته تا به افطاريه‏هاي دست جمعي در مدرسه و شب‏هاي قدر، همه و همه مي‏توانند بسيار تأثير گزار باشند.
اوّل ماه رمضان كه شد، والدين اخلاقشان محبت‏آميزتر گردد ؛ معلمان محبت و لبخندشان صد چندان گردد؛ همه سختگيريهاي بي‏مورد از جامعه برچيده شود؛ بر سر سفره‏هاي افطاري دست نوازش بر سر كودكان بكشيم؛ آموزش قرآن را در ماه رمضان جدّي بگيريم؛ شبهاي احياء بچه‏ها را به مساجد يا مصلاّي شهر ببريم…
دهها نمونه ديگر از «سوژه‏هاي ماه رمضان» كه هر كدام مي‏توانند در امر تربيت معجزه آفريني بكنند.
حضرت امير(ع) مي‏فرمايند:
«صوم القلب خير من صيام اللسان و صوم اللسان خير من صيام البطن».4
روزه دل، بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شكم.
آيا اگر بچه‏ها و جوانان اثرات روزه دل و روزه زبان را ببينند با دين اسلام و دينداران ديد مثبت پيدا نمي‏كنند؟
آيا با صرف بحث تئوري و نظري و يا شعارهاي پر شعور، مي‏توان يك دين و ارزشهاي ديني را براي بچه‏ها و جوانان تبيين كرد؟
بچه‏ها، نوجوانان و جوانان از كجا بفهمند كه دين اسلام، دين جهاني، دين كامل، دين تولّي و تبرّي، دين ارزشها، اخلاق و… است.
بچه‏ها و جوانان، بايد از اثر پي به موثّر ببرند. تا زماني كه نماز، روزه، حج و ساير عبادات و ارزشها، آثار واقعي خود را نشان ندهد و تا زماني كه نمازگزار، روزه دار و حاجي، در عمل نشان ندهند كه به كعبه دل دسترسي پيدا كرده‏اند، دل و زبانشان روزه‏دار است و يا دائم در نمازند؛ نمي‏توانند مربّي خوبي براي ديگران باشند.
اگر با ديده دقيق به امر تربيت نگاه كنيم، مي‏توانيم بسياري از مشكلات اخلاقي و تربيتي بچه‏ها و جوانان و يا حتي بزرگسالان را از كانال روزه و ماه رمضان درمان ببخشيم. برخي از والدين خيال مي‏كنند با خريدن «اسباب بازي انبوه» وظيفه ديگري ندارند و يا مي‏توانند تمام خواستهاي بچه‏ها را از راه اسباب بازي تأمين نمايند. غافل از اينكه «تربيت پايدار» چيزي نيست كه به راحتي و آساني بدست آيد و يا در يك زمان كوتاه بتوان بدان دست يازيد.
امام علي (ع)، در بحث اسوه پذيري مي‏فرمايند:
«ليتأسَّ صَغيرُكُم بِكَبيرِكُمْ، وَلْيَرْأفْ كَبيرُكُمْ بِصَغيرِكُمْ…»
بايد خرد سالتان از كلانسالتان پيروي كند، و كلانسالتان به خردسالتان مهربان باشد. همچون بد خوبان جاهليت مباشيد، كه نه در دين فهمي دارند، و نه شناساي كردگارند – به صورت انسان، و درون پست‏تر از جانوران – همانند تخمي در گودالي به ريگستان، كه شتر مرغ نهد در آن، اگر بشكنندش گناه است، اگر نهندش، بود كه درونش ماري سياه است.5
اگر بلند انديشي و شناخت درستي نسبت به دين مبين اسلام باشد، سراسر دين برخوردار از «سوژه‏هاي ناب و زيباي» تربيتي است. و به عبارت ديگر ماه رمضان «ماه معجزه‏ها و ماه سوژه‏ها» است و هر كدام از سوژه‏ها مي‏تواند زمينه خوبي براي رشد و تربيت مذهبي بچه‏ها و جوانان باشد.
سوژه‏هايي همچون:
1ـ روزه كلّه گنجشكي.
2ـ گردهمائيهاي با صفا بر سر سفره‏هاي افطاري.
3ـ تنوع و تغييرات در برنامه‏هاي غذايي و آشپزي.
4ـ تشكيل كلاسهاي قرآن.
5ـ نماز جماعت و برنامه‏هاي مذهبي.
6ـ قرائتها و تلاوتهاي دست جمعي و ختم قرآن.
7ـ مسابقات قرآني همراه با جوايز مناسب.
8ـ افطاريه‏هاي دست جمعي در مدارس و دانشگاهها.
9ـ بيداري در سحرها و آواي دلنواز نيايش‏ها.
10ـ شب قدر و برنامه‏هاي با شكوه شبهاي احياء.
11ـ عيد فطر و… همه و همه مي‏توانند به مربيان و بزرگان كمك كنند تا بتوانند در امر تربيت مذهبي فرزندانشان به موفقيت‏هاي بزرگي دست يابند.

خلاصه:
ماه رمضان ماه معجزه‏ها و سوژه‏ها است و هر كدام از سوژه‏ها مي‏تواند به والدين، مربيان و بزرگان كمك كند تا بتوانند در رشد و شكوفايي فرزندان خويش بكوشند.

خداحافظ رمضان
خرج كردم عمر خود را دم به دم در دميدم جمله را در زير و بم6
اگر چه هر وداعي جانسوز و جانكاه است ولي براي مردان خدا، هيچ وداعي جانسوزتر از آن، وداع با رمضان نيست چنانكه واردين شهر صيام و قيام اقسام مختلفي هستند. وداع كنندگان و بيرون شوندگان از دسته‏هاي گوناگوني مي‏باشند:
1ـ دسته‏اي مشتاقانه ماه رمضان را استقبال نموده… و با موفقيت آنرا وداع مي‏نمايند.
2ـ دسته ديگر كسانيند كه با ماه رمضان گاهي با احترام برخورد نمودند و گاهي همسان ساير ماهها… و لذا از رفتن آن خوشحالي نمايند.
3ـ عده‏اي كه قلبا از آمدن ماه رمضان ناراضي هستند، ولي چون در ميان مسلمين زندگي مي‏كنند، از باب «خواهي نشوي رسوا، همرنگ جماعت شو» روزه مي‏گيرند و لذا ماه رمضان هر چه زودتر تمام گردد خوشحالي بيشتري به آنها دست مي‏دهد.
4ـ طبقه‏اي هستند كه ماه رمضان را وداع كرده در حالي كه ذرّه‏اي از آن بهره‏مند نگشته، و همچون حيوان به خورد و خوراك اشتغال داشته‏اند…
5ـ دسته‏اي كه براي آنها آمدن و نيامدن ماه رمضان تفاوت ندارد.7
روايت شده كه:
«حضرت امير(ع) در سه شب نمي‏خوابيدند:
1ـ شب بيست و سوم ماه رمضان
2ـ و شب عید فطر
3ـ و شب نيمه شعبان»8
شب عيد فطر براي دسته اوّل از وداع كنندگان، شب شادي و شادماني است، شبي كه انسان مي‏داند فردا جايزه بزرگ دريافت مي‏دارد. از اين رو، شب عيد فطر براي او شب شكر و شكوفايي است.
زيباترين وداع تاريخ را امام سجاد(ع) با رمضان داشته است كه در تاريخ ثبت شده است.
حضرت در فقره‏اي از آن وداع، مي‏فرمايند:
«درود بر تو همسايه‏اي كه دلها (بر اثر عبادت) در آن نرم و فروتن گرديد، و گناهان در آن كم شد (آمرزيده شد). درود بر تو ياري دهنده‏اي كه (ما را) بر مغلوب ساختن شيطان ياري كرد…»9
آه سري هست اينجا بس نهان كه سوي خضري شود موسي روان10
به اميد روزي كه جوامع انساني عموما و جوامع شيعي خصوصا بتوانند شناخت درستي به اسلام ناب محمّدي(ص) پيدا كنند و سپس شيريني اين دين را با جان دل، بچشند كه اگر چنين حادثه در سرزمين وجودي انسان رخ دهد آن وقت ما به اسرار دين اسلام، كلام خدا و ائمه(ع) دست خواهيم يافت.
از روح روايات بدست مي‏آيد كه وداع با ماه رمضان، خيلي براي اولياء خدا سخت و جانكاه است. از لابلاي وداع امام سجاد(ع) با ماه رمضان، سوز و سوگواري جانسوز موج مي‏زند. امام علي(ع) شب عيد فطر، شب زنده‏داري مي‏كرد و خوابش نمي‏برد. اينها همان انسانهاي كاملي هستند كه روزه نفس اختيار كرده‏اند.

جشن روزه دار و عيد واقعي:
در نگاه ژرف انديشان، عيد واقعي روزي است كه انسان خدا را در آن نافرماني نكند. در همين راستا، حضرت امير(ع) مي‏فرمايد:
[و قال(ع) في بعض الاعياد:] انما هو عيد لمن قبل اللّه صيامه و شكر قيامه، و كلّ يوم لايعصي اللّه فيه فهو عيد.
«[و در يكي از عيدها فرمود:] اين عيد كسي است كه خدا روزه‏اش را پذيرفته و نماز وي را سپاس گفته هر روز كه خدا را در آن نافرماني نكنند روز عيد است.»11 از اين روي تمام لحظات عمر انسان كامل و مؤمن واقعي عيد است و در عيد بسر مي‏برد. زندگي براي آنها از لذّت معنوي برخوردار است و كوچكترين چيز ارزشي را با كل جهان، معامله نمي‏كنند.
عارفان هر دمي دو عيد كنند عنكبوتان مگس قديد12 كنند13
ماه رمضان، اول سال [و حساب سال [اهل معرفت و اهل سير و سلوك14 است بدين معنا كه با آمدن عيد رمضان، بايد يك خانه تكاني اساسي صورت بگيرد. دلها شستشو و ترميم گردند. صله رحم و صلح پايدار بين مؤمنين و مؤمنات برقرار گردد…
و كاملاً آماده شويم براي حركت از زمين به آسمان و از خانه به طرف خدا.
چون اويس از خويش فاني گشته بود آن زميني آسماني گشته بود15
علي (ع) مي‏فرمايند: انديشه‏ها بايد در آسمان معارف الهي به پرواز بپردازند.
«باريك انديشي خرد خواهد تا به صفات او نرسيده ذات وي را داند، دست قدرتش بازگرداند. چه، پرده‏هاي تاريك غيب را درد، و راه به ساحت خداي بي عيب برد. آنگاه پشيماني خورد باز گردد و به خردي خود اعتراف كند كه: «اي مگس عرصه سيمرغ نه جولانگه توست»»
به هر تقدير ماه رمضان، ماه «بازگشت به خدا است.» و ماه پيوند خوردن با اراده خدا و ماه خير خود را در خير اجتماع ديدن است. باش در روزه شكيبا و مصر دم بدم قوت خدا را منتظر16
ماه رمضان باغي است كه روزه گل آن است. هر كه در اين باغ گل نچيند، سفيهانه زيسته است و بي جهت سيلي، زير گوش گل زده است.

خلاصه:
براي انسان كامل و مؤمنان واقعي، لحظه لحظه‏هاي زندگي عيد است و پرتوي از زيبايي حقّ؛ بويژه آنجائيكه انسان بر سر سفره خدا نشيند.
ولي روزه داران واقعي يك عيد ويژه‏اي هم دارند كه به عيد فطر معروف است. اين روز، در واقع «عيد اندر عيد» است و روزه داران پيروزي بزرگ خويش يعني بازگشت به خدا را جشن مي‏گيرند و نامه «بيمه درماني دائمي» را از درمانگاه الهي دريافت مي‏دارند.

نتيجه:
روزه يكي از ضروريات دين مبين اسلام است كه راز و اسرار فراواني در آن نهفته و پنهان گشته است. تاكنون بشر توانسته به برخي از اسرار روزه دست يابد كه از جمله آن «روزه درماني» است. درمان بيماريهاي جسمي، رواني و اثرات زياد در فراروان، از جمله اسرار روزه است.
به هر تقدير ماه رمضان، ماه بهار قرآن، و خود ماه رمضان باغي است كه روزه گل آن باغ است و مؤمنان واقعي و انسانهاي كامل هميشه در اين باغ، به چيدن و ورچين كردن گل الهي مشغول هستند.
ماه رمضان «ماه معجزه‏ها و ماه سوژه‏هاي تربيتي» است. قرائت يك آيه در آن ماه، برابر است با يك ختم قرآن؛ خواب و نفس كشيدن در اين ماه عبادت است، شيطانها در اين ماه به غل و زنجيرند؛ شب قدر در آن، بيش از هزار ماه ارزش دارد؛ ماه نزول قرآن و ماه خودسازي و تربيت است كه همه اينها معجزه‏ها و سوژه‏هاي اين ماه هستند. انشاء الله، به حق اين ماه، بشريت عموما و شيعيان خصوصا بتوانند عظمت اين ماه را درك كنند و با رو آوردن به آن بتوانند به مقام «روز نفس» دست يابند.

پی نوشت :

1 ـ سوره نوح: 71/14.
2 ـ تفسير نمونه، ج 1، ص 628.
3 ـ نهج البلاغه، كلمات قصار، 131.
4 ـ فرد الحكم، همان.
5 ـ نهج البلاغه، خ 166.
6 ـ مثنوي معنوي، دفتر اول، 2191.
7 ـ شيخ الاسلامي، سيد حسن ارزش و اهميت ماه مبارك رمضان، ص 233.
8 ـ بحار، ج 97، ص 88.
9 ـ صحيفه سجاديه، دعاي 45، دعاي وداع با رمضان.
10 ـ مثنوي معنوي، دفتر سوم.
11 ـ نهج البلاغه، كلمات قصار،428.
13 ـ سنايي غزنوي.
14 ـ جوادي آملي، عبدالله، ره توشه رمضان، 1378.
12 ـ گوشت كفانيده پاره كرده يا گوشت به درازا بريده خشك كرده.
16 ـ مثنوي معنوي، دفتر پنجم، 1749.
15 ـ مثنوي معنوي، دفتر چهارم، 1830.

مطالب مشابه