واژه شناسي
فِرَق جمع «فرقه» است و فرقه به معني، دسته، گروه و طائفه آمده است.[1] مذهب را اهل لغت به شعبهاي از دين، روش، طريقه، دين و كيش معني نمودهاند.[2] در عربي نويسندگان كتابهاي تاريخ اديان و مذاهب از دو واژه «ملل ونحل» استفاده نمودهاند. ملت در لغت عربي، به معني شريعت و دين است، آنچه را كه خداوند براي رسيدنِ بندگانش به سعادت، بواسطه انبياء وضع نموده است ملت است و جمع آن ملل است.[3] نِحَل جمع نِحلَه به معني دين و مذهب[4] و ادعاء و يا ادعاي باطل آمده است.[5]
واژه ملت در قرآن كريم مكرر مورد استفاده قرار گرفته است و به دو معناي آئين الهي و حق و يا باطل و غير الهي بكار رفته است: در مورد آئين الهي ميفرمايد:
«ثُمَّ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً»[6]؛ آن گاه به تو وحي كرديم كه از آئين حنيف ابراهيم (آئين توحيد) پيروي كن.
و در مورد آئين غير الهي ميفرمايد: «إِنِّي تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ»[7]؛ من آئين قومي را كه به خدا ايمان نميآورند و به آخرت كفر ميورزند رها كردهام.
قرآن در مقام استعمال پيوسته كلمه «ملة» را به گروهي يا شخصي اضافه ميكند و نسبت ميدهد»[8]
موارد استعمال اين واژه در قرآن كريم بيش از نه مورد ميباشد. واژه نحله به معني مورد بحث در قرآن كريم استعمال نشده است. در اصطلاح نويسندگان تاريخ اديان و مذاهب هم اين واژه به معني لغوي آن بكار گرفته شده است.
موضوع ـ فايده و كاربرد
اين دانش همان گونه كه از نام آن پيداست به بحث در مورد مكتبهاي فكري و شعب درون يك دين ميپردازد و تاريخ تولد و تطور آنها را مورد توجه قرار ميدهد و «در قلمرو تاريخ علوم جا ميگيرد»[9] و بخشي از تاريخ اديان و مذاهب است. قابل ذكر است كه كلمه «مذهب» به معني دين و آئين در اصطلاح علماء همانند معناي لغوي آن، استعمال شده است[10] و بعضي دو واژه ملل و نحل در عربي را معادل فرق و مذاهب كلامي در فارسي دانستهاند.[11]
فايده و كاربرد اين علم را ميتوان در موارد زير خلاصه نمود:
1. شناخت اديان و مذاهب و شعب مختلف آنها و آشنايي با تولد و رشد و توسعه آنها و يا ازبين رفتن آنها و علل اين مسائل.
2. آگاهي از جهات اشتراك و اختلاف فرق و مذاهب.
3. نقد مستدل و مستند فرق و مذاهب
4. دفاع از دين حق
اين مواد كليات فوائدي است كه ميتواند بر اين علم مترتب باشد، البته كاربرد اين دانش فقط در اين موارد خلاصه و محصور نميگردد، براي نمونه گاه قدرت طلبان، جهت پيشبرد اهداف خويش از شناخت اديان و فرقههاي مختلف آنها استفاده نموده و به اهداف سياسي خويش از طريق آشنايي با اديان و تأثير بر پيروان آنها دسترسي پيدا ميكنند.
تاريخچه
بحث از فرق و مذاهب در ميان انسانها به شكل مدون و غير مدون رايج بوده است. تاريخ فرق و مذاهب را، در ميان مسلمانان از زمان پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ در قرآن مييابيم. «براي نمونه در سوره بقره حدود شصت آيه[12] سرگذشت بني اسرائيل و قانون شكنيهاي آن قوم را ذكر نموده است» راجع به اقوام گذشته: قوم نوح، لوط، قوم ابراهيم، شعيب و… گزارشهاي در قرآن آمده است.
راجع به فرق اسلامي، اولين سند مكتوب كه از زمان صحابه مانده است، احتجاج حضرت علي ـ عليه السلام ـ در جواب معاويه است. اين احتجاج در واقع رد شيعه بر عثمانيه است كه حضرت با استدلالي محكم سخن معاويه را رد ميكند، در اين زمينه در ميان صحابه نمونههاي متعددي ميتوان يافت».[13]
پيشينه اين علم در مرحله تأليف و نگارش در بين مسلمانان دقيق در دست نيست. گزارش گران رجالي از كتابهاي كه در نيمه نخست قرن اول هجري[14] نوشته شده است، و هم چنين در نيمه دوم قرن دوم هجري[15] خبر دادهاند. بعضي از كتابهاي فرق از قرن سوم در دسترس است، و مورد استفاده علاقه مندان اين علم واقع ميشود.
بنيانگذاران
قديميترين كتبي كه در زمينه فرق و مذاهب موجود است كتابهايي است كه در قرن سوم هجري توسط دانشمندان شيعه به رشته تحرير در آمده است و اكنون مورد توجه محققين اين رشته ميباشد. كتاب «فرق الشيعه» تأليف ابومحمد حسن بن موسي نوبختي متوفاي حدود 300 هجري، تحت عنوان فرق الشيعه نوبختي براي اولين بار در سال 1379 هجري قمري با مقدمه و تعليقات استاد سيد محمد صادق بحرالعلوم در نجف چاپ شد و ترجمه آن توسط دكتر شكور در سال 1361 هجري شمي در تهران انتشار يافت. كتاب ديگري كه از قرن سوم هجري موجود است، فرق الشيعه اشعري است كه اين دانشمند در 299 يا 300 در گذشته است از اين كتاب به المقالات و الفرق ياد شده است.
از ميان مصنفان شيعه پنجاه سال قبل و يا بعد از وفات نويسندگان اين دو كتاب، يعني در فاصله سالهاي 247 هجري قمري تا 356 هجري قمري نام نويسندگان ديگري در كتابهاي رجالي و تاريخ ذكر شده است:
1. ابو عيسي محمد بن هارون وراق كه در سال 247 هجري قمري وفات يافته است از علماي معروف علم كلام در قرن سوم هجري است، وي كتابي در فرق شيعه به نام «اختلاف الشيعه» داشته و از متكلمان بزرگ اماميه محسوب ميشود.[16]
2. نجاشي در رجال خود از «محمد بن احمد نعيمي» از اصحاب امام حسن عسكري ـ عليه السلام ـ ، امامت (254 تا 260هـ. ق) نام ميبرد كه كتابي در مورد فرق الشيعه نوشته است، و نجاشي از كتاب او به نام البهجه روايت كرده است[17].
3. ابوالقاسم نصر بن صباح بلخي كتابي به نام «فرق الشيعه» داشته است، كشي در رجال خود مكرر از نصر بن صباح و كتاب فرق الشيعه او ياد ميكند.[18]
در مورد كتابهاي قرن اول و دوم هجري قمري پيرامون فرق و مذاهب نقل شده است كه در ايام خلافت مهدي عباسي (132ـ135) «ابن مفضل» كتابي به نام صنوف الفرق به رشته تحرير درآورد و كتاب به دستور مهدي عباسي بر مردم خوانده ميشد، هشام بن حكم ميگويد من ديدم اين كتاب در باب الذهب مدينه بر مردم خوانده ميشد و بار ديگر ديدم كه در فضاء[19] قرائت شد.[20] اما از اين كتاب غير از اين خبر، هيچ نشانهاي ديگر وجود ندارند، علاوه بر اين احتمال اين كه نوشتهاي مختصر همانند يك گزارش پيرامون معرفي فرقهها بوده، به گونهاي كه اطلاعات كه مورد توجه مهدي عباسي را در زمينه فرقههاي ديني به مردم ارائه ميداده است زياد است.
كتابي هم درباره فرق به ضرار بن عمرو كه در نيمه نخست قرن اول هجري ميزيسته است نسبت داده شده است.[21] در مورد كيفيت اين كتاب و نويسنده آن اطلاعات زيادي در دسترس نيست.
ارزشمندي مجموعههاي فرق و مذاهب ـ
مؤلف و روايتگر ملل و نحل و فرق و مذاهب اگر از شجاعت علمي لازم و روحي صادق و بدون تعصب بهرهمند نباشد، آگاهي ناقص و مخدوش را به طالبين ارائه ميدهد ومعرفت آنان را به مذهب و عقيدهاي به بدبيني و شك و ترديد گرايش ميدهد. در تبيين هر مذهبي بايد از كتابهاي اصيل و مورد قبول آنان بهره برد و هرگز بر نوشتههاي مخالفان اكتفا نكرد.
جمعي از نويسندگان ملل و نحل، تعصبات ديني و مصالح شخصي خويش را، در نوشتههاي خود تأثير دادهاند و واقعيت و حقيقت مذاهب ديگر را ارائه ندادهاند. يكي از اساتيد و انديشندان معاصر از اين فاجعه علمي ابراز تأسف ميكند و براي اين نويسندگان نمونههاي ذكر ميكند. وي در اين زمينه مينويسد:
«كتاب ملل و نحل شهرستاني از كتابهاي معروف در قلمرو تاريخ عقايد ملل جهان است كه همگان با نام و موضوع آن آشنايي دارند، اين كتاب در همه كتابخانهها موجود و در اختيار ديگران است، وي در معرفي شيعه ميگويد:
الف: از ويژگيهاي شيعه، اعتقاد به تناسخ و حلول و تشبيه است.
ب: امام دهم شيعيان در قم درگذشت و در همانجا به خاك سپرده شد.[22]
ج: هشام بن حكم خدا را جسم ميدانست و براي او اندازهاي برابر هفت وجب از وجبهاي خود قائل بود.
د: او علي را خداي لازم الاطاعه ميدانست.[23] و دروغهاي متعدد ديگري كه به شيعه نسبت داده است، هر كس اندك آشنايي با مذهب شيعه داشته باشد دروغ بودن اين مطالب برايش همانند آفتاب روشن است. بعضي از نويسندگان ديگر هم، بعد از وي، بيپروا شيعه را به شكل ياد شده معرفي كردهاند. براي نمونه «احمد امين در كتاب فجر الاسلام تهمتهائي به شيعه زد و سپس در نجف از محضر مصلح كبير شيخ محمد حسين كاشف الغطا، معذرت خواست و گفت ريشه اشتباه من اين بود كه مصادر و مدارك كافي درباره عقيده شيعه نداشتم»[24]، كه امروز اين عذر هرگز پذيرفتني نيست و از يك محقق چنين سخني بعيد است.
بسيار مشاهده گرديده كه اطلاعاتِ موجود در ميان اهل تسنن پيرامون شيعه، غالباً از كتابهاي همانند ملل و نحل شهرستاني كه از سر تعصب و با مستنداتي ضعيف يا بدون مدرك نگارش يافتهاند، گرفته شده است و آثار زيانباري را در پي داشته است، اين وضع در مورد فِرق اسلامي ديگر هم ديده ميشود، معتزله از فرقههاي كلامي است كه با چنين بيمهريهاي روبرو است و نسبتهايي كه به آنها داده شده، غالباً با استناد به كتب مخالفين آنها بوده است كه در نتيجه از نظر علمي ارزش لازم را ندارد علاوه بر دروغهاي كه آگاهانه يا غير آگاهانه نويسندگاني، مانند شهرستاني به آنها نسبت دادهاند. اميد آن كه نويسندگان فرق و مذاهب از سر انصاف و واقع بيني به اين كار همت گمارند.
اقسام كتابها:
كتابهايي كه دانشمندان مسلمان در زمينه ملل و نحل تأليف نمودهاند به سه دستة كلي تقسيم ميشوند:
1. كتابهايي كه علاوه بر بحث در مورد مذاهب اسلامي به بحث درباره اديان و مذاهب ديگر نيز پرداختهاند، مانند كتاب «الملل و النحل» تأليف عبدالكريم شهرستاني (م 479 ق).
2. كتابهايي كه تنها به فرق و مذاهب اسلامي پرداختهاند: مانند «اوائل المقالات في المذاهب و المختارات» تأليف شيخ مفيد.
3. كتبي كه نويسندگان آنها تنها بحث در مورد يكي از مذاهب اسلامي نمودهاند و اين نويسندگان گاه از طرفداران و يا مخالفان آن مذهب هستند: مانند «فرق الشيعه» نوبختي از اعلام شيعه.
لازم به ذكر است كه كتب ردّيه نويسي، كه از سوي پيروان مذهبي بر رد مذهب ديگر نوشته شده است. و نيز كتابهايي كه به عنوان احتجاج و يا پاسخ به شبهات فرق ديگر نوشته شده، در اين مجموعه قرار ميگيرند. غرض ما هم حصر كتابها در اين سه قسم نيست، ولي به نظر ميرسد همه كتابهاي ملل و نحل و فرق و مذاهب به نوعي به اين سه قسم بر ميگردد.
منابع:
1. قرآن كريم.
2. فرهنگ فارسي معين.
3. فرهنگ فارسي عميد.
4. دكتر ابراهيم اميني و… المعجم الوسيط، ج 2، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چ 1367.
5. شرتوني، اقرب الموارد، ج 5، دار الاسوه، چ اول، لبنان، 1374.
6. سبحاني، جعفر، فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامي، ج 1، انتشارات توحيد، چ اول، سال 71.
7. شهرستاني عبدالكريم، ملل و نحل، ج 1، دار السرور بيروت، چ اول، 1368 ق.
8. نجاشي، رجال نجاشي، مؤسسه النشر الاسلامي، قم چ 4، 1413 ق.
9. رباني گلپايگاني، علي، فرق و مذاهب كلامي، مركز جهاني علوم اسلامي قم، چ 1377.
10. محمد جواد شكور، فرهنگ فرق اسلامي مقدم، استاد كاظم شانهچي، انتشارات آستان قدس رضوي، چ سوم، 1375.
[1] . فرهنگ فارسي معين.
[2] . فرهنگ فارسي معين.
[3] . المعجم الوسيط، ج 2، ص 364.
[4] . اقرب الموارد، ج 5، ص 364.
[5] . لسان العرب و قاموس اللغه.
[6] . نحل/ 122.
[7] ت. يوسف/ 37.
[8] . سبحاني، جعفر، فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامي، ج 1، ص 27.
[9] . سبحاني، جعفر، فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامي، ج 1، ص 28.
[10] . توفيقي، حسين، آشنايي با اديان بزرگ، 13.
[11] . رباني گلپايگاني، علي، فرق و مذاهب كلامي، 10.
[12] . بقره، 60ـ40.
[13] . مقدمه فرهنگ فرق اسلامي (دكتر محمد جواد شكور) استاد كاظم مدير شانه چي، سيزده.
[14] . رباني گلپايگاني، علي، فرق و مذاهب كلامي، 11 (پاورقي).
[15] . همان.
[16] . فرق الشيعه نوبختي، دكتر شكور، بيست.
[17] . رجال نجاشي، ص 395، چ مؤسسه النشر الاسلامي.
[18] . رجال شيخ طوسي، ص 515.
[19] . محلي در مدينه.
[20] . سبحاني، جعفر، فرهنگ فرق و مذاهب اسلامي، ج 1، ص 25.
[21] . فرق و مذاهب كلامي، 11، به نقل از مقالات الاسلاميين، ترجمه مؤيدي.
[22] . ملل و نحل شهرستاني، عبدالكريم، ج 1، ص 280، دارالسرور بيروت، 1368 هـ.ق.
[23] . سبحاني، جعفر، فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامي، ج 1، ص 10.
[24] . همان، ج 3، ص 6.
محمدي