قرآن و دعوت به توشه آخرت یکى از صحابه به نام جریر مىگوید: در محضر رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله بودم، ناگهان عدهاى از رزمندگان اسلام که شمشیر حمایل کرده و آماده جهاد در راه خدا بودند وارد شدند، اما لباس درستى که بدن آنها را بپوشاند نداشتند. هنگامى که پیامبر صلّى اللَّه ...
مطالب موجود در دسته بندی "حکایت های معصومین"
داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (16)
ابوجهل و درخواست از پیامبراکرم (ص) در ضمن احتجاجى که عدهاى از مشرکین قریش با پیغمبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله کردند، ابوجهل گفت: در این جا سخن دیگرى نیز هست، مگر تو اینطور نمىگویى که قوم موسى وقتى تقاضا کردند خدا را آشکار ببینند بوسیله صاعقهاى آتش گرفتند اگر تو پیغمبرى، ما نیز ...
داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (17)
مصاحبه مفروق با پیامبر اسلام (ص) پیامبر اسلام، چند تن از بزرگان قبیله (بنى شیبان) را دید و آنان را به دین خدا دعوت نمود و به آنها فرمود: (شما را دعوت مىکنم که به وحدانیت خدا گواهى دهید و بدانید که من پیغمبر خدا هستم و مرا پناه دهید و یارى کنید، زیرا قریش ...
داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (18)
یا رسول اللَّه سوره قارعه را خواندید پیامبر مهربان صلّى اللَّه علیه و آله که همواره جویاى احوال مسلمین مىشد، شنید که یکى از یارانش بیمار شده است. به عیادت او رفت و کنار بستر او نشست و احوالپرسى کرد. بیمار گفت: در نماز مغرب که با شما (به جماعت) خواندم، شما سوره (قارعه) را ...
داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (19)
با خواندن یک آیه به شناخت کامل رسید شخصى وارد بر پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله شد و گفت: یا رسول اللَّه به من قرآن بیاموز. حضرت او را به یکى از یارانش سپرد. او دست تازه وارد را گرفت و به کنارى برد و سوره اذا زلزلت را تلاوت کرد و به او ...
داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (20)
آیهاى که پیامبر را پیر کرد بر حسب آنچه که از تواریخ و روایات مستفاد مىشود، اثرى که آیات شریفه سوره هود بر روى پیغمبر اکرم گذاشت از هر یک از آیات دیگر قرآنى بسشتر بود و هیچ یک از آیات بدین گونه آن حضرت را تحت تأثیر قرار نداد. این آیه پیامبر را از ...
داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (21)
آخرین آیهاى که بر پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله نازل شد برخى از مفسران و محققان مىگویند طبق روایت ام سلمه آخرین آیه فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أنّى لا أُضیعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْکُمْ مِنْ ذَکَرٍ أوْ أُنْثى بَعْضُکُمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذینَ هاجَرُوا وَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَ أُوذُوا فى سَبیلى وَ قاتَلُوا وَ قُتِلُوا َلأُکَفِّرَنَّ ...
داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (22)
عذاب آسمانى با توجه به شأن نزول آیات سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ (70معارج/1) خواهندهاى عذابى رخدادنى را طلب کرد. در مىیابیم که این آیات درباره خلافت على نازل شده است. مرحوم علامه امینى شأن نزول آیات را از کتابهاى سى نفر از علماى معروف اهل سنت این گونه نقل مىکند: پس از ماجراى غدیر خم، ...
داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (23)
وحى چگونه بر پیامبر نازل مىشد حارث بن هشام از پیامبر گرامى صلّى اللَّه علیه و آله پرسید وحى چگونه بر شما نازل مىشود؟ فرمود گاهى صدایى همانند صداى جرس به گوش من مىرسید، وحىاى که بدین صورت بر من نازل مىشد سخت بر من گران و سنگین بود، سپس این صداها قطع مىشد و ...
داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (24)
گناهکارى که فرشتگان در تشییع جنازه او شرکت کردند رسول اکرم صلّى اللَّه علیه و آله هنگامى که عازم جنگى مىشد میان هر دو تن از صحابه عقد برادرى مىبست تا یکى به جنگ برود و دیگرى بماند و مهمات امور او را انجام دهد. در غزوه تبوک هم چنین برنامهاى انجام شد، از جمله ...
داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (25)
جاذبه قرآن در دل سرمایهدار و هوشمند بزرگ مکه سالهاى آغاز بعثت پیامبر اسلام، در مکه شخصى بود به نام ولید بن مغیره که در حجاز و اطراف آن به عنوان رئیس زیرک و هوشمند عرب شهرت داشت. او عموى ابوجهل بود، و مردم در اختلافات خود به او مراجعه مىکردند و قضاوت او را ...
داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (26)
نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله از شخصى تعريف شد. روزى او به محضر پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد. اصحاب عرض كردند: يا رسول الله ، اين همان كسى است كه از او به خوبى تعريف كرديم .