مطالب موجود در دسته بندی "حکایت های معصومین"

داستانهایی از امام علی علیه السلام: هماهنگی رهبر مسلمین با زیردستان

داستانهایی از امام علی علیه السلام: هماهنگی رهبر مسلمین با زیردستان

دو برادر به نام هاى زياد حارثى و عبداللّه حارثى فرزندان شدّاد پيرامون چگونه زيستن و پوشيدن فرم لباس اختلاف داشتند؛ و براى حلّ اختلاف نزد اميرالمؤ منين امام علىّ عليه السلام حضور يافتند. زياد گفت : يا اميرالمؤ منين ! برادرم عبداللّه غرق در عبادت شده ، از من دورى مى جويد؛ و به ...

ادامه مطلب
داستانهایی از امام علی علیه السلام: حال دوزندگان، در قیامت

داستانهایی از امام علی علیه السلام: حال دوزندگان، در قیامت

بعضى از محدّثين و مورّخين آورده اند: روزى اميرالمؤ منين علىّ بن ابى طالب صلوات اللّه و سلامه عليه ، در بازار شهر كوفه ، عبورش به يك مغازه خيّاطى افتاد. حضرت علىّ سلام اللّه عليه جلوى مغازه خيّاط آمد و ضمن فرمايشاتى ، خيّاط را به سفارشاتى چند توصيه نمود: سعى در دوختن لباس ...

ادامه مطلب
داستانهایی از امام علی علیه السلام: قضاوت یا علم آشکار

داستانهایی از امام علی علیه السلام: قضاوت یا علم آشکار

عبداللّه بن عبّاس حكايت نموده است: روزى عمر بن خطّاب به امام علىّ بن ابى طالب عليه السلام گفت : يا ابا الحسن ! تو در حكم و قضاوت بين افراد، بسيار عجول هستى و بدون آن كه قدرى تامّل كنى ، قضاوت مى نمائى ؟! امام علىّ عليه السلام به عنوان پاسخ ، كف ...

ادامه مطلب
داستانهایی از امام علی علیه السلام: تهیه گلابی و سیب از سنگ

داستانهایی از امام علی علیه السلام: تهیه گلابی و سیب از سنگ

بسيارى از تاريخ نويسان آورده اند: امام حسن عسگرى عليه السلام به نقل از پدران بزرگوارش ، از حضرت علىّ بن موسى الرضا عليهم السلام حكايت فرموده است : روزى صعصعة بن صوحان عبدى يكى از ياران امام علىّ عليه السلام مريض و در بستر بيمارى قرار گرفته بود، اميرالمؤ منين علىّ عليه السلام به ...

ادامه مطلب
داستانهایی از امام علی علیه السلام: بهترین خواسته، بهترین پند

داستانهایی از امام علی علیه السلام: بهترین خواسته، بهترین پند

در آن هنگامى كه حضرت علىّ عليه السلام در حوالى كوفه در محلّى به نام رَحبه اقامت داشت ، به ديدارش رفتم و پس از احوالپرسى ؛ به ايشان گفتم : مرا پندى ده . مولاى متّقيان ، علىّ عليه السلام فرمود: اى نوف ! به هم نوعان و دوستان خود محبّت و مهر ورزى كن ، تا آنان نيز به تو مهر ورزند.

ادامه مطلب
داستانهایی از امام علی علیه السلام: برخورد امام عليه السلام با شير

داستانهایی از امام علی علیه السلام: برخورد امام عليه السلام با شير

حارث همدان ، كه يكى ازاصحاب باوفاى اميرالمؤ منين علىّ عليه السلام است ، گويد: روزى به همراه آن حضرت در بيرون يكى از محلّه هاى شهر كوفه قدم مى زديم كه ناگهان شيرى درّنده از دور نمايان شد و جلو آمد، پس ‍ ما راه را براى حركت آن شير باز كرديم . وقتى ...

ادامه مطلب
داستانهایی از امام علی علیه السلام: گردنبد دختر سلطان و اهمیت محاسبه

داستانهایی از امام علی علیه السلام: گردنبد دختر سلطان و اهمیت محاسبه

علىّ بن ابى رافع غلام حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله حكايت كند: روزى من و كاتب امام اميرالمؤ منين علىّ عليه السلام مشغول محاسبه اموال بيت المال بوديم ، در آن ميان گردنبند مرواريدى وجود داشت كه از غنائم جنگ بصره به دست آمده بود. دختر حضرت امير عليه السلام پيامى را توسّط ...

ادامه مطلب
داستانهایی از امام علی علیه السلام: قضاوت در ضمانت الاغ يا گاو نر

داستانهایی از امام علی علیه السلام: قضاوت در ضمانت الاغ يا گاو نر

مرحوم شيخ طوسى در كتاب خود آورده است : حضرت صادق آل محمّد به نقل از پدر بزرگوارش امام محمّد باقر صلوات اللّه عليهم حكايت كند: در زمان حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله قضيّه اى مهمّ اتّفاق افتاد؛ و آن اين بود كه گاو نرى ، يك الاغ را كشت ؛ صاحبان آن ...

ادامه مطلب
داستانهایی از امام علی علیه السلام: اهميت عيادت از مريض مخالف

داستانهایی از امام علی علیه السلام: اهميت عيادت از مريض مخالف

محدّثين و مورّخين در كتاب هاى مختلفى آورده اند: پس از رحلت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله ، ياران حضرت اميرالمؤ منين علىّ عليه السلام نزد زيد بن ارقم كه يكى از اصحاب رسول خدا صلوات اللّه عليه بود و در جريان غدير خم نيز حضور داشت آمدند و از او گواهى خواستند؛ ...

ادامه مطلب
داستانهایی از امام علی علیه السلام: بنای مسجدی بر روی قبر

داستانهایی از امام علی علیه السلام: بنای مسجدی بر روی قبر

امام جعفر صادق صلوات الله عليه حكايت فرمايد: در زمان حكومت ابوبكر، عدّه اى در ساحل درياى عدن تصميم گرفتند تا مسجدى بسازند؛ و چون مشغول شدند، هرچه ديوار آن را مى چيدند، فرو مى ريخت و تخريب مى گشت . نزد ابوبكر آمدند و علّت آن را جويا شدند؛ و چون جواب آن را ...

ادامه مطلب
داستانهایی از امام علی علیه السلام: پنج نان و سومين نفر

داستانهایی از امام علی علیه السلام: پنج نان و سومين نفر

در روايات متعدّدى وارد شده است: روزى دو نفر مسافر جهت خوردن غذا و استراحت در محلّى فرود آمدند، يكى از آن دو نفر سه قرص نان و ديگرى پنج قرص نان همراه خود داشت. در اين بين شخص ثالثى نيز از راه رسيد؛ و پس از سلام و احوالپرسى ، كنار آن ها نشست ...

ادامه مطلب