محدّثين و مورّخين حكايت كرده اند: در زمان حكومت عمر بن خطّاب ، دو نفر زن بر سر كودك شيرخواره اى نزاع واختلاف كردند؛ و هر يك مدّعى بود كه كودك فرزند او است ، بدون آن كه دليلى بر ادّعاى خود داشته باشند. عمر در قضاوت اين مساءله و بيان حكم فرو ماند، كه ...
مطالب موجود در دسته بندی "حکایت های معصومین"
داستانهایی از امام علی علیه السلام: نماز جماعت يا تخريب خانه
مرحوم شيخ طوسى به نقل از امام جعفر صادق صلوات اللّه عليه حكايت فرمايد: روزى به حضرت اميرالمؤ منين امام علىّ بن ابى طالب عليه السلام خبر رسيد: عدّه اى از مسلمانانى كه در همسايگى مسجد زندگى مى كنند، به نماز جماعت در مسجد حاضر نمى شوند. پس آن گاه امام ، اميرالمؤ منين علىّ ...
داستانهایی از امام علی علیه السلام : بهترین خواسته ، بهترین پند
در آن هنگامى كه حضرت علىّ عليه السلام در حوالى كوفه در محلّى به نام رَحبه اقامت داشت ، به ديدارش رفتم و پس از احوالپرسى ؛ به ايشان گفتم : مرا پندى ده .
داستانهایی از امام علی علیه السلام : گردنبد دختر سلطان و اهمیت محاسبه
علىّ بن ابى رافع غلام حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله حكايت كند: روزى من و كاتب امام اميرالمؤ منين علىّ عليه السلام مشغول محاسبه اموال بيت المال بوديم ، در آن ميان گردنبند مرواريدى وجود داشت كه از غنائم جنگ بصره به دست آمده بود. دختر حضرت امير عليه السلام پيامى را توسّط ...
داستانهایی از امام علی علیه السلام : نماینده امام علیه السلام در بین جنیان
جابر بن يزيد جعفى به نقل از حضرت باقرالعلوم صلوات اللّه عليه حكايت نمايد: روزى حضرت اميرالمؤ منين امام علىّ عليه السلام ، بر منبر مسجد كوفه مشغول سخنرانى و موعظه مردم بود؛ و جمعيّت بسيارى نيز در آن مجلس حضور داشت كه ناگهان موجودى به صورت افعىِ بزرگى وارد مسجد شد و مردم حمله ...
داستانهایی از امام علی علیه السلام : اهميت عيادت از مريض مخالف
محدّثين و مورّخين در كتاب هاى مختلفى آورده اند: پس از رحلت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله ، ياران حضرت اميرالمؤ منين علىّ عليه السلام نزد زيد بن ارقم كه يكى از اصحاب رسول خدا صلوات اللّه عليه بود و در جريان غدير خم نيز حضور داشت آمدند و از او گواهى خواستند؛ ...
داستانهایی از امام علی علیه السلام : قضاوت در ضمانت الاغ يا گاو نر
مرحوم شيخ طوسى در كتاب خود آورده است : حضرت صادق آل محمّد به نقل از پدر بزرگوارش امام محمّد باقر صلوات اللّه عليهم حكايت كند: در زمان حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله قضيّه اى مهمّ اتّفاق افتاد؛ و آن اين بود كه گاو نرى ، يك الاغ را كشت ؛ صاحبان آن ...
داستانهایی از امام علی علیه السلام : برخورد امام عليه السلام با شير
حارث همدان ، كه يكى ازاصحاب باوفاى اميرالمؤ منين علىّ عليه السلام است ، گويد: روزى به همراه آن حضرت در بيرون يكى از محلّه هاى شهر كوفه قدم مى زديم كه ناگهان شيرى درّنده از دور نمايان شد و جلو آمد، پس ما راه را براى حركت آن شير باز كرديم . وقتى ...
داستانهایی از امام علی علیه السلام : اهمیت کمک به همسر
روزى حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه عليها مشغول پختن غذا بود، من نيز در تميز كردن مقدارى عدس به او كمك مى كردم . در همين حال پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله وارد منزل شد.
امام علی (ع) و تحويل وصاياى نبوت و امامت به امام حسن (ع)
چون آخرين روزهاى عمر پر بركت اميرالمؤ منين علىّ بن ابى طالب عليه السلام فرارسيد، وصايا و كُتُب امامت را تحويل فرزندش امام حسن مجتبى عليه السلام داد و او را به عنوان وصىّ و جانشين خود معرّفى نمود. و ديگر فرزندش حسين عليه السلام با محمّد حنفيّه و ساير فرزندان و دوستان و سران ...
داستانهایی از امام علی علیه السلام : غم عیال و نجات آتش
روزى اميرالمؤ منين علىّ عليه السلام از منزل خارج شد؛ و در بين راه به سلمان فارسى برخورد نمود، به او خطاب نمود و اظهار داشت : اى سلمان ! در چه وضعيّتى به سر مى برى ؟ سلمان فارسى در جواب چنين پاسخ داد: در غم چهار موضوع به سر مى برم ؛ حضرت ...
داستانهایی از امام علی علیه السلام : مالیات از کشاورزان
مصعب بن يزيد انصارى گويد: حضرت اميرالمؤمنين علىّ عليه السلام مرا بر چهار شهر از شهرهاى مدائن ، نيابت و وكالت داد تا به امور مربوط به جمع آورى عوارض و ماليات اموال اهالى آن چهار شهر بپردازم . و حضرت كيفيّت و كميّت گرفتن ماليات را به شرح ذيل تنظيم نمود و سپس مرا ...