برخي[1] اينگونه پنداشتهاند كه در خصوص پيوند روح و بدن و ورود آنها در بهشت، آيات قرآن با هم نهافت دارد اما آن چه به عنوان پيش فرض قابل بيان است، اين است كه طرح اين گونه شبهات واقع بينانه نيست و با روح قرآن شريف تطابق و هم خواني ندارد. توضيح شبهه و پاسخ آن به شرح زير است.
شبهه:
در قرآن شريف پيرامون پيوند روح و بدن و چگونگي ورود آن دو به بهشت، مطالب متناقضي بيان شده است. در بعضي آيات آمده است كه روح و بدن هر دو وارد بهشت ميشوند و در بعضي از آيات ديگر آمده است كه فقط روح (نفس) وارد بهشت ميشود. و اين نيست مگر تناقض قرآني.!
پاسخ:
در اين كه معاد، جسماني – روحاني است يا تنها روحاني و يا تنها جسماني؟ و به دنبال آن پيوند روح و بدن چگونه است، آيا هر دو وارد بهشت ميشوند يا روح تنها و يا بدن تنها، بحثهاي زيادي مطرح شده است. آن چه به عنوان نظر مشهور و مطابق با نظر قرآن شريف قابل بيان است، اين است كه: معاد، جسماني – روحاني است.[2] و به دنبال آن روح و بدن نيز هر دو وارد بهشت ميشوند؛ چون خود بهشت، جسماني – روحاني است و اين بيان در آيات زيادي مطرح شده است كه برخي از آنها عبارتند از:
در سورة اسرا آمده است:
«جزاي آنها (دوزخيان) اين است، چرا كه آيات ما را انكار كردند و گفتند: «آيا وقتي ما استخوان و خاك شديم (باز) در آفرينش جديد برانگيخته خواهيم شد؟.» آيا ندانستند كه خدايي كه آسمانها و زمين را آفريد، تواناست كه مانند آنان را بيافريند و (همان خداست كه) بر ايشان زماني مقرر فرموده كه در آن هيچ شكي نيست؟ و (لي) ستمگران جز انكار (چيزي را) نپذيرند.»[3]
هم چنين در سورة طه آمده است:
«و از اين (زمين) شما را آفريده ايم و در آن شما را باز ميگردانيم و بار ديگر شما را از آن بيرون ميآوريم.»[4] هر چند در اين دو آيه و آيات ديگر سخن از روح و بدن و ورود آن دو به بهشت نيامده است ولي از آن معاد جسماني – روحاني نيز فهميده ميشود. از آيات زيادي معاد جسماني فهميده ميشود؛ مانند آن جاي كه ميفرمايد: «آيا انسان ميپندارد كه استخوانهاي او را جمع نخواهيم كرد – آري قادريم كه (حتي خطوط سر) انگشتان او را موزون و مرتب كنيم.»[5] در مورد بقاء روح نيز ادلة زيادي وجود دارد كه از جملة آن قرآن شريف ميباشد. به عنوان نمونه آمده است: «بگو فرشتة مرگ كه مأمور شده (روح) شما را ميگيرد (و) سپس به سوي پروردگارتان باز ميگرداند.»[6]
از اين آيات و آيات فراوان ديگر، معاد جسماني – روحاني و پيوند روح و بدن و ورود آنها به بهشت و هم چنين مادي و معنوي بودن نعمتهاي بهشتي به دست ميآيد. اما آيات مورد شبهه در سورة فجر: در اين سوره آمده است:
«اي روح با اطمينان. خشنود و پسنديده به سوي پروردگارت باز گرد. و در سلك بندگان من وارد شو. و در بهشت قدم بگذار.»[7] از اين آيات به دست ميآيد كه صاحب نفس مطمئنه در زمرة بندگان خدا است، و حائز مقام عبوديت است.[8] در حقيقت عبوديت تامّه و كامل در بنده ظهور پيدا ميكند و با «فَادْخُلي في عبادي» عبوديت او امضاء ميشود و او را با تشرّف خاصي مشرّف ميكند.[9]
در روايت وارد شده: وقتي فرشتة مرگ نزد مؤمن ميآيد، تا او را قبض روح نمايد، او ميترسد. ملك الموت ميگويد: اي ولي خدا نترس. من نسبت به شما از پدر مهربان تر هستم … در آن هنگام پنج تن آل عبا يعني محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ و اهل بيت ـ عليه السّلام ـ در برابر او ممثل ميشوند و مؤمن به تماشاي آنها مشغول ميشود. در اين صورت نداكنندهاي از طرف خداي تبارك و تعالي، روح او را صدا ميكند؛ ميگويد: «يا ايّتها النفس المطمئنّه …» اي نفسي كه با ديدن محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ و اهل بيت ـ عليه السّلام ـ او اطمينان يافتي، به سوي پروردگارت برگرد. در اين هنگام هيچ چيز در نظر مؤمن محبوبتر از مرگ و ملحق شدن به منادي نيست.[10]
بنابراين مراد از نفس و روح، در اين چند آيه، صاحب نفس و مؤمن است و مراد همان «جسم و جان» مؤمن و انسان كامل است. وقتي گفته ميشود: «به جانم قسم»؛ معنايش اين نيست كه جان او از جسم او منفك و جدا گشته و جسم مورد خطاب نيست، بلكه جسم وجان هر دو مورد خطاب است. منتهي چون جان هستة مركزي شخصيّت انسان را تشكيل ميدهد، به جان تنها سوگند ياد ميشود؛ وگرنه جسم و جان هميشه با هم مورد خطاب هستند. تازه اگر روح و نفس تنها در اين چند آيه مورد خطاب باشد باز معنايش اين نيست كه بين دو دسته آيات تناقض است. بلكه چينش قرآن شريف اين گونه است. يعني در برخي آيات به معاد جسماني تنها اشاره مينمايد و در برخي آيات ديگر به معاد روحاني اشاره ميكند و از جمع اين دو دسته آيات به دست ميآيد كه معاد جسماني – روحاني است. آيات مورد بحث نيز اين گونه است. در برخي از آيات روح و بدن هر دو مورد خطاب هستند و در برخي آيات، روح و نفس تنها مورد خطاب ميباشند و جمع اين دو دسته آيات اين است كه:
روح و بدن هر دو وارد بهشت ميشوند. به گفته معروف: «اثبات شيء نفي ما عدا نميكند.» وقتي گفته ميشود: حسن و حسين به كلاس رفتند و بعد گفته ميشود: حسن به كلاس رفت، معنايش اين نيست كه حسين به كلاس نرفت. پس هيچ تناقضي بين دو دسته آيات وجود ندارد. بلكه از جمع دو دسته آيات، معاد جسماني – روحاني ثابت ميشود و به دنبال آن ثابت ميشود روح و بدن هر دو وارد بهشت ميشوند و بهشت نيز مادي ـ معنوي است.
[1] . سايت افشا.
[2] . ر.ك: مكارم شيرازي، ناصر، پيام قرآن، ج 5، صص 307 – 353.
[3] . سورة اسراء: 17 / 98 – 99.
[4] . سورة طه، 20/ 55.
[5] . سورة قيامت، 75 / 3 – 4.
[6] . سوره سجده: 32 / 11.
[7] . سورة فجر، 89 / 27 – 30.
[8] . تفسير الميزان، ج 20، ص 478.
[9] . همان.
[10] . تفسير الميزان، همان.
علي اصغر بابائي ساخمرسي