ترتيب آيات و سوره هاي قرآن به چه نحوي بوده؟ و دليل تکرار برخي آيات چيست؟ و ملاک نامگذاري آيات و سوره چه مي باشد؟

ترتيب آيات و سوره هاي قرآن به چه نحوي بوده؟ و دليل تکرار برخي آيات چيست؟ و ملاک نامگذاري آيات و سوره چه مي باشد؟

در پاسخ به اين سؤال كه شامل چند بخش است به ياري خداوند ابتداء «آيه» و «سوره» را از جهت معناي لغوي و اصطلاحي توضيح مي دهيم و سپس سؤالات مطرح شده را با استفاده از كتاب هاي علوم قرآني و تفاسير و روايات توضيح مي دهيم.
آيه: از نظر لغت به چند معني استعمال شده است. علامت، نشانه، جماعت، امر عجيب و شگفت آور، معجزه، عبرت،…[1] و از نظر اصطلاح: عبارت است از بخشي از حروف و يا كلمات و يا جمله هائي كه از ما قبل و ما بعد خود منقطع و جدا شده و در ضمن سوره اي آمده باشد.[2] سوره[3]: در لغت به معني، ديوار و حصار اطراف شهر را گويند،[4] و در اصطلاح، به دسته اي از آيات قرآن كه محدود و معين و داراي آغاز و انجامي هستند،و ميان دو « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ » قرار گيرد،گفته مي شود.[5]

بخش اول: ترتيب و چينش آيات:
در ترتيب و چينش آيات دو نظر عمده وجود دارد.[6]

نظريه اول
ترتيب آيات در سوره هاي قرآن با ارشاد و راهنمايي هاي پيامبر اسلام- صلي الله عليه و آله و سلم- صورت گرفته است و رأي و سليقه صحابه در بوجود آمدن ترتيب مذكور دخالتي نداشته است. به عبارت ديگر ترتيب آيات توقيفي مي باشد. قائلان به اين نظر كه اكثر محققان شيعه و سني مي باشند به چند دليل استناد كرده اند.

دليل اول: اجماع
«به اتفاق مسلمين» ترتيب آيات سوره هاي قرآن به دستور پيامبر- صلي الله عليه و آله و سلم- صورت مي گرفت. چون هر وقت وحي نازل مي شد يكي از نويسندگان وحي را احضار مي فرمود و به وي مي گفت: اين «آيه يا آيات» را در فلان محل از فلان سوره قرار دهيد.[7] و از شيعه كساني كه قائلند ترتيب فعلي قرآن در زمان پيامبر- صلي الله عليه و آله و سلم- صورت گرفته، مرحوم سيّد مرتضي از قدماء و مرحوم خوئي[8] از معاصرين مي باشد.
سيد مرتضي مي گويد: «قرآن بدون هيچ اضطراب و پراكندگي در زمان پيامبر اكرم- صلي الله عليه و آله و سلم- كاملاً جمع آوري و مرتب شده است» و مرحوم خوئي مي گويد: «با مطالعه احوال پيامبر- صلي الله عليه و آله و سلم-  و ياران او به اين نتيجه مي رسيم كه قرآن در عصر آن حضرت جمع آوري و منظم گرديد… اينكه عثمان به جمع و تأليف قرآن اقدام نمود، هدفش اين نبود كه مصحف منظم و مرتب درست بكند؛ بلكه مي خواست قرائت هاي مختلف را كه موجب تحريف قرآن مي شد از بين ببرد.»[9]

دليل دوم : روايات
1ـ زيد بن ثابت مي گويد: «ما نزد رسول خدا، قرآن را از روي برگ و پوست فراهم و مرتب مي ساختيم».[10] معني تأليف در اين روايت، ترتيب آيات و سوره هاي قرآن بوده است كه طبق دستور رسول خدا- صلي الله عليه و آله و سلم- انجام مي گرفت، به همين جهت ترتيب آيات به هيچ وجه قابل تغيير نبوده است.[11] 2ـ ابن زبير مي گويد: به عثمان گفتم: آيه «كساني كه مي ميرند و همسراني به جا مي گذارند، براي همسران خويش معاشي تا يك سال بدون بيرون كردن از خانه وصيت كنند، و اگر خود خارج شوند گناهي بر شما نيست در آنچه (ازدواج) به طور شايسته براي خود مي كنند.»[12]  را آيه عدّه وفات (آيه 234 از بقره) و آيه ارث (از سوره نساء آيه 12) نسخ كرده است. چرا دستور مي دهي آن را بنويسند؟
عثمان گفت: برادر زاده! من چيزي را در قرآن از جاي خودش تغيير نمي دهم. [13] اگر مي بينيم كه نه تنها عثمان بلكه هيچ فرد ديگري اين جسارت را در خود نمي بيند كه آيه اي را حذف يا تغيير دهد، از اين جهت است كه اين ترتيب با اشاره جبرائيل(عليه السلام) به پيامبر- صلي الله عليه و آله و سلم- و اشاره پيامبر- صلي الله عليه و آله و سلم- به نويسندگان وحي صورت گرفته است، حتي قرار دادن « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ » در آغاز تمام سوره ها (به جز سوره برائت) همه طبق دستور پيامبر- صلي الله عليه و آله و سلم- و از رهگذر وحي و دستور الهي بود.[14]

دليل سوم: سيره عملي پيامبر- صلي الله عليه و آله و سلم-
اينكه رسول خدا – صلي الله عليه و آله و سلم- سوره هاي فراواني از قرآن را با ترتيب كنوني آيات آنها، در نمازها و خطبه هاي آن مي خواند يعني علاوه بر آنكه قبلاً ترتيب آيات را پس از نزول وحي بلافاصله مشخص مي فرمود، عملاً نيز همين ترتيب را رعايت مي فرمود.

نظر دوم
ديدگاه دوم در ترتيب آيات قرآن در سوره ها،اين است که اين ترتيب  طبق اجتهاد و راي و سليقه صحابه انجام گرفته است.[15] از ميان شيعيان مرحوم مجلسي[16] طرفدار اين نظريه مي باشند.
نتيجه سخن اينكه اكثر محققان اهل سنت و شيعه قائل به توقيفي بودن ترتيب آيه هاي قرآن مي باشند اگر چه بعضي ها ترتيب مذكور را مبتني بر رأي و اجتهاد صحابه مي دانند.
و اما در مورد اينكه آيا موقع نزول، مكان آيه در ميان ساير آيات معلوم بود يا نه؟
جلال الدين سيوطي، از عثمان بن عفان بن ابي العاص، روايتي را نقل مي كند، كه مي گويد: ما نزد رسول خدا – صلي الله عليه و آله و سلم- بوديم و ديديم كه آن حضرت ديدگان مبارك خود را بالا برده و سپس آن را در نقطه اي متمركز كرد و پس از آن فرمود: جبرائيل هم اكنون بر من فرود آمد و گفت: آيه « إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى … »[17] را در اين جاي سوره نحل قرار دهم.[18] بنابراين جايگاه آيات در سوره ها از همان ابتدا معلوم و به دستور خداوند بوده است و پيامبر اسلام- صلي الله عليه و آله و سلم- به منظور حفظ و صيانت نصوص قرآن علاوه بر استمداد از نيروي حافظه خود و حافظه مردم، دستور مي داد آيات قرآن را بنويسند و آنان كه دست اندركار نگارش قرآن بوده اند «كاتبان وحي» ناميده مي شدند كه جمعاً 43 يا 45 نفر بودند و اوّلين آنها و بيش از همه «امير المؤمنين علي ابن ابي طالب(عليه السلام)» بود.[19]كه تاريخ از اين افراد به نام «كتّاب وحي» نام مي برد[20] كه قرآن را در روي لوح يا كتف يا حرير يا برگ خرما يا سنگ سفيد يا پوست و….با خط ميخي مي نوشتند[21] و همزمان با حيات رسول خدا- صلي الله عليه و آله و سلم- به ترتيبي كه هم اكنون در اختيار ماست جمع آوري و مرتب كردند.[22]

بخش دوم: ترتيب و چينش سوره هاي قرآن
در مورد ترتيب سوره هاي قرآن بايد گفت: ترتيب موجود (كه از سوره «حمد» آغاز مي شود و به سوره «الناس» انجام مي يابد) به يقين با ترتيب نزول آنها (كه از سوره علق، قلم، مزمل، مدثر….[23] آغاز مي شود) هماهنگي ندارد. بنابراين در اينجا نيز اين سؤال پيش مي آيد كه ترتيب سوره هاي قرآن فعلي به دستور پيامبر- صلي الله عليه و آله و سلم- بوده يا به اجتهاد و سليقه صحابه پيامبر- صلي الله عليه و آله و سلم-بوده است؟
در اين باره سه قول وجود دارد.[24] قول اول: اينكه ترتيب موجود سوره هاي قرآن اجتهادي است، يعني اين ترتيب بوسيله صحابه و پس از رحلت پيغمبر- صلي الله عليه و آله و سلم-  (طبق ذوق و سليقه و رأي آنها) بوجود آمد. طرفداران اين نظريه از اهل سنت، ابوبكر باقّلاني و بدرالدين زركشي… [25] و از شيعه محدّث نوري و مرحوم علامه طباطبائي مي باشد.[26] قول دوم: ترتيب سوره هاي قرآن توقيفي است. طرفداران اين نظريه نيشابوري بنا به نقل فيض كاشاني در كتاب علم اليقين[27] و كرماني در كتاب البرهان[28] و دكتر صبعي صالح…[29] مي باشند.
قول سوم: كه حد وسط دو قول ديگر مي باشد اين است كه ترتيب موجود در بخش عمده اي (نزديك به تمام سور قرآن) توقيفي است و ترتيب بخشي (اندك) طبق رأي و اجتهاد صحابه انجام گرفته است.
طرفداران اين نظريه جلال الدين سيوطي و محمد هادي معرفت و …مي باشند.
از ميان آراء مذكور شايد بتوان گفت كه ترتيب سور در قرآن موجود (كم و بيش) به همان ترتيبي است كه در زمان پيغمبر- صلي الله عليه و آله و سلم- فراهم آمده است. در بسياري از مدارك شيعي و اهل سنت،[30] وجود چنين ترتيبي را (به طور نسبي) تأييد مي كند و در احاديث، اشاراتي ديده مي شود كه رسول اكرم- صلي الله عليه و آله و سلم- به چنين ترتيبي در مورد بسياري از سوره هاي قرآن اشاره فرموده كه نمايانگر اصالت ترتيب در اكثر سور در زمان پيامبر- صلي الله عليه و آله و سلم- مي باشد. بعنوان مثال: حديثي از پيامبر اسلام- صلي الله عليه و آله و سلم- نقل شده است كه فرمود:
«خداوند به جاي تورات «سبع طوال» (يعني سوره هاي بقره، آل عمران، نساء، مائده، انعام، اعراف و سوره انفال ) و به جاي زبور «مئين» (سوره هايي كه از صد آيه بيشتر دارند، مثل يونس، هود، يوسف،…اسراء و كهف) و به جاي «انجيل» «مثاني» (سوره هايي كه زير صد آيه است و پس از مئين قرار گرفته اند) را اعطا فرمود، و خداوند با اعطاء «مفصّل» (تمام سوره هايي كه حم دارد) مرا بر ديگران فضيلت داد».[31] سوره هاي ياد شده در اين حديث، بترتيب در قرآن موجود نيز دنبال هم قرار گرفته اند منتهي بايد گفت كه ترتيب همه سور توقيفي نبوده است بلكه در ترتيب بعضي سور احتمالاً راي و نظر صحابه بوده است.

بخش سوم: علت تكرار بعضي آيات
در مورد اينكه از كجا معلوم مي شود كه آيه دوّم سوره «آل عمران» مال «آيه الكرسي » نيست؟
بايد گفت كه قرآن مجيد در طول بيست و سه سال بر پيامبر اسلام- صلي الله عليه و آله و سلم- به صورت تدريجي نازل شد.[32] مرحوم علامه طباطبائي در اين مورد مي فرمايد: مضمون هاي مختلف سور و آيات قرآني از جهت نزول، ارتباط كامل، حوادث و وقايع و نيازمندي هاي گوناگون داشت.[33] به همين خاطر، برخي سوره هاي قرآن دو مرتبه نازل شده اند، مانند سوره مباركه «حمد» كه يك بار در مكّه و يك بار در مدينه نازل شده است.[34] همچنين برخي آيات مكرراً نازل شد چنانكه آيه « فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ »[35] در سوره «الرحمن» سي مرتبه تكرار شده و آيه: « إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ   . وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ »[36] در سوره «شعراء» هشت بار تكرار شده، و گاهي يك آيه در بيشتر از يك سوره آمده است، چنانكه آيه « وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ »[37] در شش سوره مختلف واقع شده است. و همچنين گاهي جمله اي معين درجائي، يك آيه كامل است و در جاي ديگر قسمتي از يك آيه قرار گرفته شده، چنانكه جمله « اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ »[38] در سوره «آل عمران» بعنوان آيه كامل و در سوره «بقره» قسمتي از «آيه الكرسي» است، البته غالب سور و آيات يك مرتبه نازل گرديده و از يك محل تعدي نمي كند. در هر حال علت تكرار بعضي از آيات اختلاف مقتضيات در هر مقام مي باشد كه در جائي تكرار يك جمله را ايجاب مي كند و آن را تكيه گاه كلام قرار مي دهد. و گاهي هم نمي كند. نظير اين اختلاف زياد است، مثلاً بعضي از سوره ها كوتاه است، مثل: «سوره كوثر» و بعضي طولاني است مثل: «سوره بقره»، بعضي آيات كوچك است مثل: آيه « مُدْهَامَّتَانِ »[39] و بعضي بلند مثل: «آيه دين 282 سوره بقره» (كه بزرگ ترين آيه قرآن و داراي بيشتر از 30 جمله است) و در مثل هاي قرآني نيز اختلافي وجود دارد: مثلاً، در سوره هاي «فجر و ليل» مثل ها ايجاز دارند و در سوره هاي «بقره و مائده» مثال ها اطناب دارند… همه اينها به اقتضاي مقام بيان بوده است…

بخش چهارم: نامگذاري آيات و سوره ها
در مورد نامگذاري سوره هاي قرآن بايد گفت، اكثر آنها، در زمان حيات پيامبر اسلام- صلي الله عليه و آله وسلم- ، داراي نام يا نام ها و عناويني بوده است. پس از رحلت نبي اكرم- صلي الله عليه و آله وسلم-  به مرور زمان (هر سوره و حتي بسياري از آيات به خاطر خصوصيات و مزايا و يا اشتمال آنها بر مسائل و موضوعات خاصّي) داراي عناوين و اسامي ديگر گرديد كه از جانب علماء به آن سور و آيات داده شد.[40] مثلاً در فقه و اصول اسلامي بسياري از آيات داراي اسامي و عناوين خاصي شده اند،[41] بعنوان نمونه مي توان از آيات زير نام برد[42]،
آيه «نفي سبيل»[43]، آيه «نباء»[44]، آيه «نفر»[45]، آيه «سؤال»[46]، آيه «كتمان»[47] و آيات ديگر…
اينكه سوره ها به اين اسم ها نامگذاري شده است، علت هاي گوناگوني داشته است. مثلاً «سوره بقره» از آن جهت كه داستان «گاو بني اسرائيل» بيش از هر مسئله ديگري در اين سوره وجود دارد به اين اسم نامگذاري شده است و در قديم بالاي سوره مي نوشتند «سورة تذكر فيها البقره» و سوره «نساء» از آن جهت كه احكام مربوط به زنان بصورت مفصّل در اين سوره آمده است، سوره «نساء» ناميده شده است….
گاهي هم يك سوره اسم هاي متعدّدي داشت، مثلاً سوره «حمد» بيش از 20 نام دارد،[48] يا مجموع چند سوره اسم خاص داشت. مثلاً: سوره هاي «بقره، آل عمران، نساء، مائده، انعام، اعراف و انفال » بنام «سبع طوال» (سوره هاي طولاني) معروف بود يا سورهاي «اسراء، حديد، حشر، صف، جمعه، تغابن و اعلي» بر مسبحات (سوره هايي كه با كلمه «سبّح» شروع مي شود) معروف بود و در احاديث نيز به اين اسماء اشاره شده است.

نتيجه و خلاصه بحث:
1ـ به نظر اكثر محققان شيعه و اهل سنت، ترتيب و تنظيم و جايگاه آيات به دستور وحي و باذن پيامبر- صلي الله عليه و آله و سلم – و بوسيله كاتبان وحي نوشته شده و به اصطلاح توقيفي بوده است و ذوق و سليقه اصحاب به هيچ وجه دخيل نبوده است.
2ـ در ترتيب سوره ها سه قول وجود دارد:
الف ـ اجتهادي بودن ترتيب ؛
ب ـ توقيفي بودن؛
ج ـ قول به تفصيل.(اكثر قريب به اتفاق ترتيب سوره ها، به دستور پيامبر-صلي الله عليه وآله وسلم – به جز يكي دو مورد كه به ذوق اصحاب بوده است.)
3ـ علت تكرار برخي آيات يا قسمتي از يك آيه، نزول تدريجي قرآن، ارتباط آيات با حوادث و وقايع و اختلاف مقتضيات در هر مقام مي باشد.
4ـ در مورد نامگذاري سوره ها بايد گفت كه همه سوره ها و حتي بعضي از آيات در زمان پيامبر-صلي الله عليه وآله وسلم – عنوان و نام خاصي داشت و در بين اصحاب معروف بود، گرچه بعضي از نام ها نيز در دوران بعدي به آنها اضافه شد.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ تاريخ و علوم قرآن، سيد ابوالفضل مير محمدي زرندي، دفتر انتشارات اسلامي.
2ـ نگاهي به قرآن، سيد علي اكبر قرشي، دفتر انتشارات اسلامي.
3ـ شناخت سوره هاي قرآن، هاشم هاشم زاده هريسي، انتشارات كتابخانه صدر.
4- سرّ البيان في علم القرآن (فارسي) سرهنگ حسن بيكلري، انتشارات كتابخانه سنائي.

پي نوشت ها:
[1] . عميد، حسن، فرهنگ فارسي عميد، تهران، انتشارات امير كبير، چاپ بيست و دوم، 1362ش، ص77؛ و رازي، ابوالفتوح، تفسيرروضه الجنان، تهران، 1335ش، ج 1، ص 10.
[2] . همان.
[3] . كلمه «سوره» كه از خود قرآن گرفته شده است مانند: « سُورَةٌ أَنزَلْنَاهَا … . » سوره نور، 1، يعني سوره اي است كه آن را فرو فرستاديم.
[4] . جلال الدين عبدالرحمن، سيوطي، الاتقان في علوم القرآن، قاهره، چاپ سوم، 1360ش، ج2، ص89ـ90.
[5] . همان، ج1، ص90.
[6] . حجتي كرماني، سيد محمد باقر، پژوهشي در تاريخ قرآن كريم، دفتر فرهنگ اسلامي، چاپ سوم، 1365ش، ص66.
[7] . زركشي، بدرالدين، البرهان في علوم القرآن، مصر، چاپ اوّل، 1957م، ج1، ص237، تحقيق ابوالفضل ابراهيم و سيوطي، الاتقان في علوم القرآن،ج2 ، ص 199.
[8] . محمد هادي، معرفت، التمهيد، مؤسسه نشر اسلامي، چاپ اول، 1412ق، ج1، ص257.
[9] . خوئي، سيد ابوالقاسم، البيان في تفسير القرآن، نجف، 1337ش، ص377ـ376.
[10] . الاتقان في علوم القرآن ،ج1، ص104؛ و زركشي، البرهان في علوم القرآن ، ج1، ص237.
[11] . حجتي كرماني، پژوهشي در تاريخ قرآن كريم ، ص67؛ سيد علي اكبر، قرشي، تفسير احسن الحديث، نشر بنياد بعثت، چاپ اول، 1366ش، ج1، ص17؛ زركشي، البرهان في علوم القرآن ، ج1، ص259. ذيل آيه4سوره مزمل « وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا ».
[12] . بقره/240 .
[13] . بخاري محمّد بن اسماعيل، صحيح بخاري، ج 6، ص29؛ و سيوطي، الاتقان في علوم القرآن ، ج1، ص105.
[14] . حجتي كرماني، پژوهشي در تاريخ قرآن كريم ، ص67.
[15] . سيوطي، الاتقان في علوم القرآن ، ج1، ص69.
[16] . محمّد باقر، مجلسي، بحار الانوار، چاپ سنگي ايران، ج9، ص54.
[17] . نحل/90 : خداوند امر مي كند به داد و نيكي و انفاق به خويشاوندان.
[18] . سيوطي، الاتقان في علوم القرآن ، ج1، ص105؛ ابن عطيه، مقدمتان في علوم القرآن، قاهره، 1954م، ص26ـ27.
[19] . اينكه علي(عليه السلام) بيشتر از ديگران مي نوشت به خاطر اين بود كه از دوران نوجواني در محضر پيامبر(صلي الله عليه و آله وسلم)، حتي در جنگ ها و غزوات و وقايع ديگر حاضر بود.
[20] . زنجاني، تاريخ قرآن، سازمان تبليغات اسلامي، ص42؛ عبدالصبور، تاريخ القرآن، مصر، 1966م، ص53؛ راميار، همان، ص66.
[21] . سيوطي، الاتقان في علوم القرآن ، ج1، ص99؛ و ابن نديم، الفهرست، مصر، 1348ق، ص37ـ36.
[22] . طبرسي، مقدمه مجمع البيان، ج1، ص15؛ خوئي، البيان في تفسير القرآن ، ص376ـ377.
[23] . شيخ عباس، قمي، سفينه البحار، ايران، 1355ق، ج2، ص421؛ و سيوطي، الاتقان في علوم القرآن ، ج1، ص42؛ و طبرسي، مجمع البيان، ج10، ص305.
[24] . حجتي كرماني، پژوهشي در تاريخ قرآن كريم ، ص85.
[25] . زركشي، البرهان في علوم القرآن ، ج1، ص261؛ و سيوطي، الاتقان في علوم القرآن ، ج1، ص107.
[26] . طباطبائي، محمد حسين، قرآن در اسلام، انتشارات اسلامي، 1361ش، ص138.
[27] . فيض كاشاني، علم اليقين، تهران، 1312ق، ص130.
[28] . به نقل از: الاتقان في علوم القرآن ، ج1، ص107.
[29] . صبحي صالح، مباحث في علوم القرآن، بيروت، 1972م، ص74ـ69.
[30] . ابوالفتوح رازي، تفسيرروضه الجنان ، ج1، ص11؛ الاتقان في علوم القرآن ، ج1، ص89.
[31] . همان.
[32] . طبرسي، مجمع البيان، ج10، ص786.
[33] . طباطبائي، قرآن در اسلام ، ص115ـ116.
[34] . همان.
[35]  . الرحمن / 13 و … : «پس كدامين نعمت هاي نعمت هاي پروردگارتان را تكذيب مي كنيد»
[36] . «در اين نشانه ي روشني است (بر وجود خدا) ولي بيشترشان هرگز مؤمن نبوده اند، و پروردگار تو عزيز و رحيم است» شعراء / 9 – 8 . و…
[37] . «آنها مي گويند: (اگر راست مي گوئيد) اين وعده (قيامت) كي فرا مي رسد؟!» يونس / 48 و انبياء / 38 و نمل / 71 و سباء / 29 و يس/48 و ملك / 25.
[38] . آل عمران/2 :  «و معبودي جز خداوند يگانه زنده و پايدار و نگهدارنده نيست».
[39] . الرحمن/ 64:  «هر دو خرم و سرسبزند».
[40] . علامه طباطبائي، قرآن در اسلام ، ص116.
[41] . شيخ مرتضي، انصاري، فرائد الاصول (رسائل)، قم، انتشارات نشر اسلامي، ج1، ص116 الي 134؛ و محمّد رضا، مظفر، اصول فقه، نشر دانش اسلامي 1405، ج2، ص66 الي 73.
[42] . حجتي كرماني، پژوهشي در تاريخ قرآن كريم ، ص98.
[43] . نساء/141 :  و هرگز خداوند براي كافران بر مؤمنان راهي قرار ندهد (كه بر آنان مسلط گردند).
[44] . حجرات/6 :  اي كساني كه ايمان آورديد، اگر فاسق و گناهكاري براي شما خبر و اطلاعي آورد، بازرسي و تفحص نماييد، مبادا گروهي را به جهالت بكشانيد و بر آنچه داده ايد پشيمان گرديد.
[45] . توبه/122 .
[46] . نحل/43 .
[47] . بقره/159.
[48] . سيوطي، الاتقان في علوم القرآن ، ج1، ص78و ص95ـ90.

مطالب مشابه